رضا براهنی: شریعتی، دیدار در زندان
همنشین بهار

 

 دکتر رضا براهنی؛ ۲۱ آذر ۱۳۱۴ در تبریز زاده شد و پنجم فروردین‌ماه ۱۴۰۱ در کانادا درگذشت.

بعد از بازنویسی مقاله ایشان در مورد کمیته مشترک ضدخرابکاری و دکتر علی شریعتی، 

به این گزاره اشاره می‌کنم که هیچکس برتر از سؤال نیست.

بخشی از نامه دکتر براهنی به «کلود دوران» Claude Durand مترجم و ناشر فرانسوی را هم آورده‌ام.

سال ۱۳۵۱ [سال ۱۳۵۲]؛ به گمانم اواخر مهر، بسته سیگاری که پس از باز شدن در سلول دستم می‌دهند، سیگار «زر» است. من می‌گویم: «این سیگار من نیست.» نگهبان می‌پرسد: «مگه دکتر تو نیستی؟»
من بی‌اختیار متوجه نوشتهٔ روی سیگار می‌شوم. نوشته‌است: «دکتر شریعتی.» می‌گویم: «من سیگار «زرین» می‌کشم.» این «زر» است. سیگار را از دستم می‌گیرد. در سلول را می‌بندد و می‌رود. پس دکتر شریعتی را هم گرفته‌اند. پیشتر، یکی دوبار از سلول‌های مختلف حرف و سخن یک دکتر پیش آمده‌است. من گوش خوابانده‌ام، چرا که فکر کرده‌ام دربارهٔ من حرف می‌زنند. ولی انگار از دکتر دیگری حرف می‌زنند. گاهی از سلول بغلی شعر خوانده‌اند. اسم خواننده را یادگرفته‌ام، خوانندهٔ شعر را و بعدها، شاید او، شاید زندانی دیگری، مرا به پای «مُورس» دیواری خواسته‌است. اول کلمه «پابلو» را مُورس زده، بعد از تقریباً نیم‌ساعت که مطمئن شد. نگهبان آن طرف‌ها نیست، کلمه «نرودا» را مُورس زده و بعد سکوت کرده. من منتظرم. بعد مُورس می‌زنم... در مُورس بعدی می‌گوید: [پاپلو نرودا] «مُرد!». مبهوت دُور و بَر را نگاه می‌کنم. چرا؟ و بلافاصله مُورسی می‌زنم: «چرا؟».
جملهٔ بعدی با تمام صلابتش می‌آید: شیلی کودتا شده، نرودا مُرده. مدتی طول می‌کشد تا کلمات همه بیایند و از آن مهمتر مدتی طول می‌کشد تا من بتوانم مرگ نرودا را در زندان کمیته هضم کنم. می‌نشینم، شروع می‌کنم به کندن پوست‌های خشک‌شدهٔ کف پاهایم، و بعد در باز می‌شود. نگهبان می‌گوید: «بگیر! سیگارتو بگیر، مال تو را داده بودن به یه دکتر دیگه.» روی سیگار زرین نوشته‌اند: «دکتر براهنی.»
قاعدتاً اگر سیگار مرا هم به دکتر شریعتی داده باشند او می‌داند که من هم در کمیته مشترک هستم. من و شریعتی قبلاً همدیگر را ندیده‌ایم. یک بار که او توسط یکی از مریدانش، که شاگرد کلاس‌های شبانهٔ ادبیات خلاقهٔ من بوده، پیامی فرستاده، من به حسینیه ارشاد رفته‌ام، ولی مردی که تقریباً هم‌سن و سال خودم بود، به من گفته که دکتر شریعتی نیست، رفته سفر. ترجمهٔ تاریخ مختصر نقد ادبی او تازه درآمده. فرصت صحبت پیش نیامده ما فقط در زندان با هم صحبت کرده‌ایم.
...
دو: اسامی را در اینجا نمی‌برم. بازجوی من که مرد چاقی است، با سؤال‌های کوتاه‌کوتاه حرفه‌ای، مرا نزده‌است. ندیده‌ام کسی را بزند. از من مُسن‌تر است و حرکاتش بسیار کند. شاید از عهده شکنجه کردن برنمی‌آید. او را درست یک ساعت پس از ده‌ها ضربه کابل و پا زدن‌های ممتد، پس از انتقال از طبقه بالا، به این طبقه دیده‌ام. اگر من طرف راست او نشسته‌ام و سوال‌هایش را جواب می‌دهم، طرف چپ او پشت میز، مرد نسبتاً جوان خوش‌قیافه‌ای نشسته که بعداً معلوم می‌شود شعرخوان سلول مجاور سلول مرا شوک برقی داده و یک روز، شاید اواخر ماه دوم اقامت در «کمیته مشترک»، ...
بعدازظهر، در سلول دراز کشیده‌ام که نگهبان در را باز می‌کند و می‌گوید: بلندشو بیا کارت دارند. از سلول می‌آیم بیرون. نگهبان چشم‌بند می‌زند. دستم را می‌گیرد و راه می‌افتیم. از روی مسافت می‌خواهم بفهمم کجا می‌بَرَدَم. از زیر چشم‌بند، حوض وسط حیاط کمیته را می‌بینم که کنار آن به دستور حسین‌زادهٔ شکنجه‌گر [رضا عطارپور مجرد] ریش‌بلندم را با دست کنده‌اند. از پله‌ها بالا می‌رویم انگار می‌رویم بازجویی. از روی اندازه‌ها و تعداد قدم‌هایم می‌فهمم که تقریباً در همان اتاق بازجویی هستم. صدایی غیر از صدای بازجوی خودم، می‌گوید: «چشم‌بندش را بردار.» می‌بینم همان مرد جوان خوش‌تیپ است، که پشت میزش نشسته، نگاهم می‌کند. می‌گوید: «بیا بنشین روی صندلی.» می‌روم می‌نشینم. نگهبان را می‌فرستد دنبال کارش و از من سؤال‌های عجیبی می‌کند. «دکتر، دربارهٔ بودا چی می‌دونی؟»
ضمن اینکه تعجب می‌کنم، از اطلاعات مختصری که در ذهنم هست با او حرف می‌زنم و احساس می‌کنم حرف‌هایم سروته ندارند و بعد یاد دو کتاب دربارهٔ بودا می‌افتم، یکی رُمان «سیذارتا» اثر هرمان هسه به ترجمه پرویز داریوش؛ دومی به گمانم کتابی از «بلاسکو ایبانز» و می‌گویم: «فکر می‌کنم هر دو کتاب را ما در خونه داریم و می‌تونین تلفن کنین و یک نفر را بفرستین از خانمم بگیره.»
البته اینها عین حرف‌ها نیست، ولی احتمالاً همین حرف‌ها بین ما رد و بدل می‌شد. می‌گوید: «احتیاجی به کتاب نیس. خانم من تو «مدرسه عالی ترجمه» درس می‌خوانه و قرار است رساله‌ای دربارهٔ بودا بنویسه.» من می‌گویم: «هر کاری از دستم بربیاید با کمال میل انجام می‌دهم.»
می‌گوید: «متن فارسی را دکتر شریعتی نوشته. می‌خواستم از تو خواهش کنم متن را به انگلیسی ترجمه کنی.» من می‌پرسم: «مگر دکتر شریعتی زندان است؟» می‌گوید: آری!
یاد گویندا، نام دیگر «کریشنا» می‌افتم، «حامی گاوان.» شاید هم اشتباه بکنم.
می‌گویم: «با کمال میل ترجمه می‌کنم.» بعد ناگهان می‌گوید: «آمریکا که بودم شعر می‌گفتم.» و من بی‌اختیار می‌پرسم: «پس اینجا چه کار می‌کنید!» و فکر کنم بپرسم درست است که شما شوک برقی می‌دهید؟ ولی نمی‌پرسم. می‌گوید: «بالاخره هر کسی سرنوشتی داره!»
...
سه: آن روز متن شریعتی دربارهٔ بودا را به من نمی‌دهد و روز بعد هم کسی سراغم نمی‌آید تا چند روز انگار بازجویی و سر و صدای شکنجه تعطیل شده. فکر می‌کنم از خیر ترجمه و شریعتی و رساله زنش گذشته و بعد یک روز می‌آیند چشم‌بند می‌زنند، برم می‌دارند، می‌برند همان اتاق. دیگر حالا با چشم‌بند هم، بدون راهنما می‌توانم جایم را پیدا کنم. وقتی که چشم‌بند را برمی‌دارند، بازجوی خودم را می‌بینم که خیلی عصبانی است و موقعی که می‌گوید: «بنشین!» بلافاصله یک نامه انگلیسی را جلو من می‌گذارد و بیش از آنکه من نامه را بخوانم انگشتش را روی نام امضاکننده می‌گذارد و می‌گوید: «این ارمنی کیه؟» من به سرعت نامه را می‌خوانم که نامه‌ای است خطاب به امیرعباس هویدا و کسی به نام «یرزی کازینسکی» رئیس انجمن قلم آمریکا به نمایندگی از طرف ۱۶۰۰ شاعر و نویسنده آمریکایی به حمایت از من نوشته و تهدید کرده که اگر من زندان بمانم ممکن است روابط آمریکا با ایران به خطر بیفتد!!
منظور از ارمنی، «یرزی کازینسکی» است.» پس از ترجمهٔ نامه، بازجو می‌گوید: «این مرتیکهٔ ارمنی خیلی خوش‌خیاله! ما رو تهدید می‌کنه؟» اینها تقریباً حرف‌های اوست. من می‌گویم: «یقیناً اشتباه می‌کنه. اصلاً من چکاره‌ام؟ من که این آقا را نمی‌شناسم.» مأمور خوش‌تیپ وارد می‌شود. وضع را غیرعادی می‌یابد. از بازجوی من می‌پرسد: «مسئله‌ای پیش آمده.» بازجوی من جوابی نمی‌دهد. زنگ می‌زند، نگهبان می‌آید.
بازجو دستور می‌دهد که مرا به سلولم برگرداند. برمی‌گردم به سلولم. دارند ناهار می‌دهند از زیر چشم‌بند می‌بینم که سهم مرا گذاشته‌اند بیرون در سلول. من، چشم‌بندزده، می‌روم توی سلول. نگهبان کاسه غذا را می‌دهد دستم. می‌نشینم و شروع می‌کنم به خوردن غذا. تا آن زمان اثری از کازینسکی نخوانده‌ام و بعدهاست که با او دوست می‌شوم، در آمریکا و سال‌ها بعد، پس از بازگشت به ایران، همسرم ساناز، دو کتاب از او را به فارسی ترجمه می‌کند و بعد معلوم می‌شود که او در یک افتضاح ادبی که بالا آورده، یعنی نوشته‌های گزارشگران مربوط به یکی از کتاب‌هایش را عیناً در رمانی نقل کرده می‌رود توی حمام آپارتمانش؛ همان آپارتمانی که بارها در آنجا از من پذیرایی کرده و یک کیسه نایلونی را سرش می‌کند و محکم آن را از هر طرف برای جلوگیری از ورود هوا مسدود می‌کند و خود را خفه می‌کند و بعدها معلوم می‌شود که کتاب «پرنده رنگ‌شده» را که ساناز به نام «پرواز را به خاطر بسپار» ترجمه کرده بود، از قرار معلوم از نوشته‌های نویسنده‌ای لهستانی (خود کازینسکی لهستانی‌الاصل بود) کش رفته بوده‌است. ولی الحق نویسنده خوبی بوده اگر همه سارقان ادبی وجدان کار داشتند، دیگر زمین همیشه شبی بی‌ستاره می‌ماند!
...
چهار: دو روز بعد که بازجویم را می‌بینم می‌گویم: «من در سلولم تنها هستم. شنیدم دکتر شریعتی هم در کمیته زندانی است. چرا اجازه نمی‌فرمایید ما در یک سلول باشیم؟» بازجو می‌گوید: «کاری از دست او ساخته نیست و باید مقامات بالاتر در این باره تصمیم بگیرند» و بعد می‌گوید: «من در این باره با آقای دکتر حسین‌زاده صحبت می‌کنم.»
حسین‌زاده جلاد اعظم ساواک است. ظهر همان روز بازجوی خوش‌تیپ از راه می‌رسد. بازجوی من بلند می‌شود، می‌رود. من می‌مانم و او. از توی کشو ده، دوازده صفحه کاغذ می‌کشد بیرون و می‌گذارد روی میز. می‌گوید که به یکی از نگهبان‌ها دستور داده از بیرون برای من غذا بخرد، بیاورد. خودش مأموریت دارد و از من می‌خواهد که متن را به انگلیسی ترجمه کنم. هنوز خود دکتر شریعتی را ندیده‌ام. حالا خطش را می‌بینم. متن دربارهٔ بوداست. بازجوی خوش‌تیپ می‌رود و من می‌مانم با بودای شریعتی. تنها در اتاق بازجویی طبقه دوم. و آن شعرخوان سلول همسایه‌ام گفته که خطرناک‌ترین اتاق شکنجه راهش از همین اتاقی است، که گویا چریک‌ها و مجاهدین گرفتارشده را در آنجا شکنجه می‌دهند. شروع می‌کنم به ترجمه. دو زندانی دست به دست هم می‌دهند، یکی از آنها در کنار بزرگ‌ترین اتاقِ شکنجهٔ سلطنت نشسته و سرنوشت بودا و اهمیت او را برای مردم جهان، به عنوان رسالهٔ لیسانس زن شکنجه‌گری خوش‌تیپ ترجمه می‌کند.
اولین و آخرین پُرس چلوکباب را در «زندان کمیته» در آن روز می‌خورم، و وقتی نگهبان می‌آید ظرف‌ها را بردارد و ببرد، من وسط کار ترجمه‌ام. ناگهان به سرم می‌زند که بلند شوم و پردهٔ کلفت را کنار بزنم و بروم توی آن اتاق شکنجه، که این همه آدم را در آن مُثله و فلج کرده، یا کشته‌اند. تصویری که پس از رفتن نگهبان از آنجا می‌گیرم فقط بصری است. جایی است شوم، با انواع مختلف وسایل و ابزارهایی که نه نامشان را می‌دانم و نه سطح و مورد استفاده‌شان را. ولی باید یادمی‌گرفتم که توصیف کنم و من دقیقاً همین کار را تقریباً چهار سال بعد در آمریکا کردم و آن را در مجله‌ای که میلیون‌ها نسخه از آن در هفته فروش می‌رفت به چاپ رساندم، که پس از چاپ، سردبیر وقت کیهان، «امیر طاهری» توصیف مرا از محل به نمایشگاه «مادام توسو» در لندن تشبیه می‌کند. ولی توصیف من از آن محل، مهمترین جایزهٔ روزنامه‌نگاری حقوق بشر در آمریکا را نصیبم می‌کند. بعدها «عَلَم» در خاطراتش، وقتی که صحبت از نوشتهٔ من با شاه می‌کند و به اشتباه می‌گوید که من مطلب را در «پلی بوی» نوشته‌ام، تاسف می‌خورد از اینکه مرا اعدام نکرده‌اند و می‌گوید باید دست فرانکو را بوسید. در آن روز به‌خصوص صحبت با شاه دربارهٔ مقاله من، چهار نفر را به جوخهٔ اعدام سپرده‌است.
...
روز بعد، من پیشنهاد می‌کنم که بازجوی خوش‌تیپ تلفن خانمش را بگیرد تا من همه‌چیز متن ترجمه‌شده را برای او توضیح بدهم. او از این کار امتناع می‌کند و به من می‌گوید: «تو همه چیز را به من توضیح بده، من به زنم توضیح می‌دهم.» ولی در عمل قضیه پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. دکتر شریعتی ضمن توضیح کار بودا، گاهی مکاتب مادی مخالف با بودا را هم آورده و من موقعی که ترجمه می‌کنم این قبیل توضیحات را به دقت تشریح می‌کنم، بازجوی خوش‌تیپ سوءظنش تحریک شده و هیچ کاری هم از دست من متن زیردست من، خواه فارسی و خواه انگلیسی، برنمی‌آید و ناگهان می‌گوید: «این توضیحاتی که دربارهٔ مارکسیسم داده، ممکن است زنم را به خطر بیندازد.»
من می‌گویم: «توضیح داده، برای روشن کردن اختلاف بودا با مارکسیسم و مکاتب دیگر. اگر توضیح نمی‌داد، روشن نمی‌شد که فرق بودا و مکتبش با بقیهٔ مکتب‌ها در چیست. و موقعی که توضیح ترجمه رو به اتمام است، بازجو ناگهان دست می‌کند توی جیبش و مقداری نوشته درمی‌آورد و به من می‌گوید: «آمریکا که بودم، شعر می‌گفتم. ببین این شعرها به درد می‌خورد.» من اصلاً از این گفتهٔ او تعجب نمی‌کنم. چون چند شب پیش حدود ساعت یک بعد از نصفه شب، نگهبان بند درِ سلول مرا باز کرده، به من گفته بیایم بیرون و مرا برده ته بند و بعد کنار دستشویی، بیرون مستراح‌ها، نگه داشته و از من خواسته برایش شعر بخوانم و من در میان بوی کثافت، هرچه شعر در ذهنم داشتم، از خودم و از دیگران برای او خوانده‌ام، ضمن اینکه گاهی چشم توی چشمش می‌دوختم تا تأثیر بعضی شعرها را دقیق‌تر در ذهن او میخکوب کرده باشم، و این یکی از شب‌های به‌یادماندنی آن «کمیتهٔ مشترک» لعنتی بود که در آن از یک‌سو، عضدی شکنجه‌گر [محمدحسن ناصری]، انگشتم را می‌شکست و تهدید می‌کرد که دستور می‌دهد به دختر ۱۳ ساله‌ام تجاوز کنند و از سوی دیگر، مأمور شوک‌برقی‌اش، از توی جیبش شعرهایش را درمی‌آورد و به من نشان می‌دهد و از طرف دیگر نگهبانی که حتماً وظایف خطیری مثل بستن پای زندانی برای کابل زدن یا چشم‌بندزدن به چشم او را برعهده دارد، در دو قدمی چاله‌های مستراح آکنده از کثافت، می‌خواهد یک شعر عاشقانه را من چند بار برای او تکرار کنم و چشمانش چنان معصوم به نظر می‌آید که آدم فکر می‌کند مخاطبی از او بهتر برای شعر پیدا نمی‌شود.
...
پنج: چند روزی پس از تحویل آن ترجمه است که روزی حدود ۱۰ صبح، در سلول باز می‌شود و نگهبان چشم‌بند به‌دست پیدایش می‌شود و می‌گوید: «بلند شو بیا.» بلند می‌شوم. کفش‌هایم را می‌پوشم، چشم‌بند را می‌زند به چشمم، بازویم را می‌گیرد، راه می‌افتیم. و آنقدر از سلول تا آن اتاق و برعکس را رفته و آمده‌ام که می‌توانم چشم‌بسته، بی‌کمک او، خودم را به آنجا و از آنجا به سلولم برسانم. چشم‌بند را که برمی‌دارد، بازجوی خودم را با بازجوی خوش‌تیپ می‌بینم که روی صندلی، پشت میزهایشان نشسته‌اند و به من تعارف می‌کنند که کنار دیوار مقابل، روی یکی از صندلی‌ها بنشینم. تازه نشسته‌ام که می‌بینم نگهبانی دست یک زندانی را گرفته، او را به دفتر بازجویی هدایت می‌کند. کُت این زندانی را انداخته‌اند روی سرش، صورتش دیده نمی‌شود و بعد بازجو می‌گوید: «آقای دکتر کُت‌تان را بیندازین پایین.» او کتش را از بالای سرش می‌کشد پایین، آن را تنش می‌کند و می‌ایستد. من تماشایش می‌کنم. قیافه را نمی‌شناسم. بازجوی من می‌گوید: «دکترین مشغول شوند.» و ما را به هم معرفی می‌کند: «آقای دکتر شریعتی، آقای دکتر براهنی.»
شریعتی برمی‌گردد نگاهی به من می‌کند. من بلند می‌شوم. با هم روبوسی می‌کنیم و کنار هم می‌نشینیم. به محض اینکه نشستیم می‌گوید که مدتی پیش نامه‌ای خطاب به من به آدرس «مجله فردوسی» فرستاده‌است. من می‌گویم به دستم نرسیده، و بعد من می‌گویم، از روی سیگار فهمیده‌ایم که او اینجاست. می‌گوید: «من هم همین‌طور» و بعد می‌گویم من از آقایان بارها خواسته‌ام یا مرا بیاورند پیش شما یا شما را بیاورند سلول من. می‌گوید او نیز دقیقاً همین را خواسته و بعد ناگهان یک نفر، جوان‌تر از ما وارد اتاق می‌شود. شریعتی با زانویش می‌زند به زانوی من.
این مرد [احمدرضا کریمی] به هر دوی ما سلام می‌کند و شریعتی اسم او را می‌گوید، به تصور اینکه ممکن است قبلاً اسم او را در جایی شنیده باشم و دوباره زانویش را می‌زند به زانوی من و می‌گوید: «ایشان هم‌سلول من هستند.» و پس از آن دیگر همه حرف‌ها عادی است. دربارهٔ مسائل ادبی حرف می‌زنیم و او یکی، دو بار اسم «[لویی] ماسینیون» را می‌برَد، و تا آنجا که به یاد دارم یکی، دو بار هم اسم «[جلال] آل‌احمد» را و آن آقا هم که در شرایط دیگری، من او را بعداً می‌بینم، ایستاده، نمی‌نشیند. تا اینکه ما تقاضای هم‌سلولی‌شدن را دوباره تکرار می‌کنیم و بازجوی من می‌گوید:
«باید مقامات بالاتر دستور بدهند.» دربارهٔ مسائل معمولی و بیشتر ادبی کمی صحبت می‌کنیم. بعد اول آن آقا از اتاق ما بیرون می‌رود، بعد کت دکتر شریعتی را می‌کشند روی سرش و با نگهبانی راهش می‌اندازد و بعد نگهبان من می‌آید، چشم‌بند را به چشمم می‌زند و برم می‌گرداند به سلولم.
...
شش: چون خاطرات زندان شاه را مفصل‌تر در کتاب آدمخواران تاج‌دار [چاپ رندوم هائوس، وینتج، سال ۱۹۷۷] نوشته‌ام، فقط طرحی از وقایع مربوط به دکتر شریعتی را با حذف فواصل می‌نویسم.
به گمانم نرسیده به اواخر ماه سوم در «کمیته مشترک ضدخرابکاری» بود و من در بند ۳ در انفرادی بودم که آمدند و به من گفتند، وسایلت را بردار و وقتی وسائلم را برداشتم، چشم‌بند زدند و مرا بردند به جای دیگر. اول پایین، توی حیاط و بعد بالاتر از پله‌ها و بعد در یکی از بندها را باز کردند، درست پشت در، داخل بند، در یکی از سلول‌ها را باز کردند، به من گفتند برو تو. من رفتم تو. و وقتی چشم‌بند را برداشتند، علی شریعتی را توی سلول بزرگی دیدم با دو نفر دیگر که یکی همان کسی بود که در روز اول دیدار با شریعتی دیده بودمَش و دیگری را تا آن روز ندیده بودمش و پس از زندان نیز هرگز ندیدمش. همان‌طور که خود دکتر شریعتی را هم پس از آنکه از زندان آمدم بیرون، به دلیل اینکه سال بعدش به آمریکا رفتم، هرگز در خارج از زندان او را ندیدم.
...
سلول دکتر شریعتی یا سلولی که وی و آن دو نفر دیگر را در آن نگه می‌داشتند، بسیار بزرگ بود. طوری که در مقایسه با سلول‌هایی که من در آنها تنها، یا با یکی دو نفر دیگر سر کرده بودم، می‌شد سلول عمومی به حساب آید، و شاید ده نفری در آن، جا می‌شدند. ولی در طول سه، چهار روزی که من در آن سلول بودم جز دکتر شریعتی، آن دو نفر دیگر و من، زندانی دیگری آورده نشد و هرگز اتفاق نیفتاد، جز موقعی که به دستشویی برده می‌شدیم، چهار نفرمان از هم جدا شده باشیم. فقط شب اول بود که شریعتی به‌ظاهر برای مراعات ادب، آن دو نفر را جلوتر از من و خودش روانهٔ دو دستشویی [مستراح] کرد و من و خودش بیرون ماندیم و به من فهماند که باید مواظب حرف‌هامان باشیم، چرا که همان کسی که در آن روز اول ملاقاتمان بلافاصله پیش ما آورده شد [احمدرضا کریمی]، مأمور مراقب او است. طبیعی است که ما دو نفر مهمترین کاری که در آن سلول می‌توانستیم بکنیم، مرور سرگذشت‌های فکری، ادبی و اجتماعی‌مان بود و شاید سیاست و حاکمیت در مراحل بعدی قرار داشتند. او به کسانی علاقه داشت که من هم علاقه داشتم. بعضی از اینها غربی بودند. او از مطالعه و حضور «لویی ماسینیون» به تفکر شهادت راه یافته بود و بی‌شک اندیشهٔ «ماسینیون» دربارهٔ «حلاج» بر او تأثیر گذاشته بود. من «روزگار دوزخی آقای ایاز» را نوشته بودم که در آن شخصیت اصلی، مردی به نام منصور بود که بالای دار بود و کل رمان مربوط به همین دار زدن او بود. او «فانون» و «امه سزر» را خوانده بود، حتی اولی را ترجمه هم کرده بود. من اولی را هم خوانده بودم و هم ترجمه کرده بودم. او در مبارزه عرب و اسرائیل، طرفدار کامل فلسطین بود. من کتاب عرب و اسرائیل «ماکسیم رودنسن» را ترجمه کرده بودم که در روشن کردن ذهن ایرانیان نسبت به ریشه‌های اصلی اختلاف عرب و اسرائیل نقش اساسی بازی کرده بود. من قاچاقی بیروت رفته بودم. خبر نداشتم او آن قبیل جاها را رفته یا نه، به‌علاوه او بزرگ‌شدهٔ تفکر ضدیت با شرق‌شناسی قراردادی غربیان بود و من «تاریخ مذکر» را نوشته بودم که او نخوانده بود و وقتی که شخص موردنظر او در سلول اشاره کرد که ممکن است مرا به دلیل نوشتن «تاریخ مذکر» گرفته باشند، او نسبت به آن کتاب اظهار بی‌اطلاعی کرد. او پاهای مرا که دید و حدیث کابل‌ها را که شنید، سرش را به طرف دیوار برگرداند و موقعی که برگشت، حالی منقلب داشت.
ما هر دو از یک تن متأثر شده بودیم. «جلال آل‌احمد» و حسین‌زاده، رئیس شکنجه‌گرهای ساواک روز اول که دستور کندن ریش مرا می‌داد فریاد می‌زد که «… تو قبر جلال آل‌احمد، تو هم که بمیری… تو قبر تو.»
...
مسألهٔ اصلی این بود که روشنفکر بومی، روشنفکر از نوعی دیگر است. قرائت احوال دیگران، هرگز به خاطر یک قرائت به خاطر قرائت نیست؛ یعنی قرائت هرگز به سادگی آکادمیک نیست، قرائت نوعی روایت دگرگون‌شدن و به رویت رساندن آن دگرگون‌شدن است. یک نفر می‌تواند تحت‌تاثیر دو هزار کتاب، یک کتاب خوب و درجه یک بنویسد. به نظر من مغتنم است. یک نفر می‌تواند پشت سر هم فلسفه ببافد. قابل‌درک است و بلامانع. ولی قرائت بومی، قرائتی است از نوعی دیگر و در مرکز آن تاثیرپذیری نوعی به قصد و در جهت روایت تأثیرگذاری است. «غربزدگی» و «خدمت و خیانت روشنفکران» هر دو اشکال دارند، اما یک تفکر هم دارند و هر دو روایت آن تفکراند. شما می‌توانید آن اشکال‌ها را بگیرید، ولی تفکر بومی قابل‌سنجش با حرکت بومی است و حرکت بومی طبیعی است که باب ذوق جهان‌وطنی‌ها نباشد. من خود اگر قدرت انتخاب دیدگاهی شخصی از مجموعه خوانده‌ها و دیده‌ها و زندگی‌ام نداشته باشم، فقط انبانی از معلوماتم که فقط به درد تبدیل شدن به زائده قرائت‌هایم از جهان خود و جهان دیگران می‌خورم. اینجاست که تفکر بومی قدرت تبدیل شدن به تفکر جهانی را پیدا می‌کند، یا به تفکر به‌اصطلاح جهانی نهیب می‌زند که مرا اگر نادیده بگیری، در این حساب‌هایی که کرده‌ای، من روزی حسابم را از تو جدا می‌کنم. این واقعیت یک رویارویی است؛ در تفکر و امروز این روایت، روایت مهم این شرق و غرب با هم و در برابر هم است.
...
من خوشحال بودم که سلول شریعتی بزرگ‌تر بود. خوشحال بودم که او کتاب داشت، قرآن و حافظ و یکی دو کتاب دیگر، که حالا یادم نیست چه بودند. خوشحال بودم که غذای او از خارج زندان خریداری می‌شد. خوشحال بودم یک زیلو یا نمد سراسری سلولش را پوشانده بود. خوشحال بودم که برای خوابیدن، او تشک داشت. که آن یکی، دو شب آن را مدام به من تعارف کرد. گفت که چیزی از او خواسته بودند بنویسد، نوشته و کسی به نام سرهنگ «[سیف الدین] عصار» از او، آن را گرفته و می‌گفت از نوع همان حرف‌هایی است که همیشه زده. شریعتی در آن سلول، هم زنده بود و هم به طرز غریبی متواضع و بردبار. به گمانم برایش فرقی نمی‌کرد که در سلولش مأمور نفوذی گذاشته باشند یا یک آدم آزاد. تأثیرگذاری اشخاص منوط به این قبیل مسائل نیست. آدم متکی به نفس بر همه تأثیر می‌گذارد و در لحظهٔ خاص اگر نیرنگ ببیند، می‌داند که چگونه در لحظهٔ بعد، آن را دور بزند. تاسف از این بود که او زود مُرد. مثل «جلال آل‌احمد» که از او، در سنی بالاتر، بود و زود مرده بود. مثل «هدایت» که زود مرده بود. مثل صادقی و ساعدی که زود مرده بودند.
او زندان بود که من از زندان بیرون آمدم. در همان هفتهٔ اول فهمیدم که دوستان ایرانی و آمریکایی‌ام در آمریکا کمیته‌ای به نام «کمیته برای آزادی هنر و اندیشه در ایران» تأسیس کرده‌اند و از طریق آن، دفاع من و دیگران را به عهده گرفته‌اند. طی یادداشتی به آنها اطلاع دادم که علی شریعتی در زندان است و از آنها خواستم که به دفاع از او برخیزند. وقتی که آمریکا رفتم و به همان کمیته پیوستم، او که از زندان آزاد شد، توسط پدر یکی از همکاران من در «کمیته برای آزادی هنر و اندیشه در ایران»، مهندس یا دکتر «عطایی» نامی، به من اطلاع داد که مهندس سحابی در زندان است و احتیاج به دفاع دارد. اعلامیه‌ای در دفاع از مهندس سحابی نوشته شد و کمیته، دفاع از او را بر عهده گرفت. آنطور که احسان شریعتی در مصاحبه‌ای با روزنامهٔ «بامداد» در اوایل انقلاب نوشت، شریعتی می‌خواست به خارج بیاید و نوع کاری را بکند که کمیته ما در خارج می‌کرد. به خارج آمد ولی… یک شب که فالی از حافظ گرفت، غزلی خواند که چند بیتش این بود:
سحرگه رهرویی در سرزمینی
همی گفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه برآرد اربعینی
خدا زان خرقه بیزار است صد بار
که صد بُت باشدش در آستینی…
ماه خرداد ۱۳۸۶- تورنتو- کانادا

پانویس
هیچکس برتر از سؤال نیست
هیچکس برتر از سؤال نیست. دکتر براهنی نیز. البته او که در تاریکی به دنبال آفتاب می‌گشت، در فرهنگ و ادبیات ایران حرف نو داشت، از تکرار و کلیشه‌پردازی پرهیز می‌کرد. در زمینه شعر، داستان و نقد ادبی آثار زیادی بجا گذاشته‌‌است ازجمله: «خطاب به پروانه‌ها»، «چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟»، «ظل‌الله»، «روزگار دوزخی آقای ایاز»، «کیمیا و خاک» و بویژه «طلا در مس» که نقد مدرن شعر فارسی را پیش بُرد. او آثاری از ویلیام شکسپیر، کارلو ماریا فرانزرو، آنتوان دوسنت اگزوپری و دیوید کات را ترجمه کرد. منتقد ادبی و مترجم با سوادی بود و رمان‌نویسی را هم ارتقا داد. گرچه در حصار «من» بود و از این لحاظ دافعه داشت بویژه که در «نقد» دیگران گاه به سقوط گفتار می‌افتاد، اما هزاران صفحه به زبان فارسی نوشت و در کانون نویسندگان ایران تاثیرگذار بود. او بر این گزاره انگشت گذاشت که در ایران از دیرباز، زن اجازه نقش‌آفرینی نیافته‌است. گویی، بودن زن در صحنه اجتماع، روابط اجتماعی را ناقص جلوه می‌دهد و تاریخ ما، «تاریخ مذکر» است!
...
دکتر براهنی به ژان پل سارتر، چرنیشفسکی، تروتسکی، یرژی کوشینسکی، فرانتز فانون، جروم راتنبرگ و آلن گنیزبرگ تعلق خاطر داشت. شیفته حافظ و مولوی و عاشق زبان فارسی بود. از زبان مادری خودش هم دفاع می‌کرد. معتقد بود با انعکاس‌یافتن زبان و زندگی مردم در قصه، مردم هر چه بیشتر به سوی قصه روی خواهند آورد. او نوآوری‌هایی هم به لحاظ «فرم»ی وارد فرهنگ و ادبیات ایران کرد. 
...
هیچ آدمی نیست که فقط یک آدم باشد. هیچ لجظه‌ای از زندگی آدم هم فقط آن لحظه نیست. تمام تاریخی که پشت سر اوست او را می‌سازد و آن آدم هم در لحظه معین چیز معینی است. این فقط در مورد یک شخص نیست. در مورد یک گروه و سازمان هم صادق است و بسیار پیچیده تر و متنوع تر و....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کسانکه دوست دارند آدم‌ها را از بستر تاریخی- اجتماعی یک دوره بیرون بکشند و در شرایط اجتماعی- سیاسی متفاوت، ده‌ها سال بعد به قضاوت بنشینند، می‌گویند براهنی که در نامه به شاملو، وی را به «دودوزه بازی» متهم کرده که گویا با ساواک همکاری داشته! خودش در یادداشتش به دکتر یزدی، برای دیدار با خمینی، عِز و لابه کرده و در نامه‌اش به وی (خمینی) در هفتم دی ۱۳۵۷، «فروتنی توأم با بردباری در برابر ظالم خیره‌سری چون شاه و اشرار سرمایه‌پرست و سرمایه‌دار در امریکا و صهیونیسم جهانی» را ستوده‌است.
از این گذشته؛ در مقاله‌ای که دوم بهمن ۱۳۵۷ در روزنامه اطلاعات منتشر کرد، نوشته «علمای عالی‌قدر اسلام» مردم دنیا را «متحیر و مبهوت» و کاری کرده‌اند که «امپریالیسم به خود می‌پیچد». سال ۵۸ در نامه‌ای نوشته: «چرا به من اجازه نمی‌دهید در تلویزیون ظاهر شوم و از انقلاب ایران دفاع کنم»؟ در یک گفتگو «از اسلام و اهمیت نثر قرآن و نماز خواندن خودش صحبت نموده و اینکه جمهوری اسلامی در حق او جفا نکرده‌است»...
...
در دهه سیاه شصت که بگیر و ببند راه افتاد و بسیاری آواره و دربدر شدند، براهنی چشم‌اندازهای مطلوب حکومت را در داستانهایش به تصویر می‌کشید. در رُمان «رازهای سرزمین من» و در شعر «اسماعیل» و... به حکومتیان گرا می‌داد. با طرح بحث «منجی»، او را با خمینی این‌همانی می‌کرد. جنگ (۸ ساله) را میهنی جلوه می‌داد.
به نام پُست‌مُدرنیسم، مباحث دلخواه حکومت را پیش می‌کشید تا جامعه سرگرم شود و... اما (برخلاف تفسیر به رأی امثال هما ناطق) آن نویسنده خلاق، در هر دو رژیم شاعرکُش، از ستم عمله استبداد در امان نماند. او نه قبل از انقلاب روی آسایش دید و نه بعد از آن.
...
در اردیبهشت ۱۳۵۸ در مصاحبه با «کتاب زمان» تصریح کرد که «از آزادی تنها چند تصنیف و مارش باقی مانده‌است»...[و با اشاره به حکومتیان] افزود «اینها غرب‌زدگی را ابزاری کرده‌اند تا هر نظر مخالفی را قلع و قمع کنند»....
...
به خویش خیره شد و... پشت کرد به این رذالتِ گسترده بر بساطِ زمان. افسوس که بد را بد تر می‌دید و گزاره‌های ناراست، گریبان او را هم گرفت.
دکتر براهنی سال ۱۳۵۲ حدود سه ماه در کمیته مشترک ضدخرابکاری زندانی بود و امثال حسین‌زاده [رضا عطارپور مجرد] و عُضدی [محمدحسین ناصری] آزارش دادند. به او عبا پوشاندند و پشت دوربین بردند تا بگوید «روشنفکران با اراجیف و ملعبه عوامفریبانه دموکراسی، می‌خواهند سّد راه رهبری‌های خردمندانه اعلیحضرت همایونی شاهنشاه آریامهر و انقلاب شکوهمند شاه و ملت شوند.»
...
او را در کمیته مشترک تحقیر کردند اما تأکیدش بر اعدام هزاران تن، شکنجه‌های چنین و چنان (تجاوز و......) واقعیت نداشت.
 
یادداشت پُر از گزافه‌ای هم که فوریه ۱۹۷۷، در مجله Penthouse (پنت هاوس) نوشت. (The Shah’s Torture Chambers) نه مستند بود نه اثبات‌پذیر. دکتر براهنی طی مقاله‌ای در مجله «نیشن» در سال ۱۹۸۰ که متن ترجمه‌شده آن را نشریه «شهروند»، هفتم شهریور ۱۳۸۲ منتشر نمود، نوشت: «دست کم نیم میلیون ایرانی در زمان حیات‌شان لااقل یکبار طعم کتک، شلاق و شکنجه ساواک را چشیده‌اند» !
اینکه بگوییم «هدفش از این اقدامات متوقف‌شدن شکنجه در ایران بوده» گزاره‌های ناراست را توجیه نمی‌کند. به قول برتراند راسل [در اینگونه مواقع] «تنها پرسشی که باید از خودمان بپرسیم این است:  واقعیت‌ها چیستند و این واقعیت‌ها بر چه حقیقتی دلالت دارند. نباید آنچه را دوست داریم حقیقت داشته باشد، یا فکر می‌کنیم حقیقت‌بودنش برای جامعه مفید است، ما را منحرف کند...»
...
مقاله دکتر براهنی Torture in Iran در نیویورک تایمز (April 21, 1976) در آرشیو روزنامه مزبور در دسترس است.
«شما را پایین می‌آورند، شلوارتان را بالا می‌کشند و یکی از آنها سعی می‌کند به شما تجاوز کند در حالیکه هنوز وارونه آویزان هستید.»
...they lower you down, pull your pants up and one of them tries to rape you while you are still hanging upside down.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دکتر رضا براهنی (به مثابه یک شخصیت سیاسی) مواضغ غیرقابل دفاعی داشت، اما همانند امثال عبدالقاهر جرجانی (از چهره‌های برجستة نقد ادبی در قرن پنجم هجری)، به مسالة معنی و پیوند آن با ساخت و صورت آثار ادبی، توجه داشت. آری به مثابه یک شخصیت سیاسی مواضع غیرقابل دفاعی داشت، اما (به مثابه یک شخصیت فرهنگی) از پیش‌گامان نقد ادبی بود. شورش علیه وضع موجود در زبان شعر، مهم‌ترین کار براهنی بود. او حتی به شعر خودش قبل از «خطاب به پروانه ها» - اعتراض می‌کند و نسبت به آن موضع انتقادی می‌گیرد. حالا اگر کسانی با سقوط گفتار و پلیدی در داوری، مزه می‌ریزند و مرگ آن ادیب را به عزرائیل تبریک می‌گویند! جای تعحب ندارد.
...
توییت «سالومه سیدنیا»؛ از مجریان تلویزیون من‌و‌تو Manoto TV بعد از درگذشت دکتر براهنی: 
«به به؛ بیدارشی ببینی عزرائیل، یه خائن دیگه را هم برده. بیش باد بیش باد» !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
بخشی از نامه دکتر رضا براهنی به «کلود دوران» Claude Durand مترجم و ناشر فرانسوی

در سمفونی نهم بتهوون، فاصله‌ای دو سه ثانیه‌ای از سکوت هست، انگار موسیقی باید قطع می‌شد، هم همسرایان و هم ارکستر، چند ثانیه سکوت می‌کردند، به خاطر آن فاصله ـ آری ـ هرگونه صدایی باید به تاخیر می‌افتاد، به قدر یک نفس‌کشیدن معطل می‌شد تا ما می‌توانستیم به کُلِ نظامنامه‌ی شنوایی بتهوون از طریق کُر و موسیقی‌ای که آن را احاطه کرده بود، پی ببریم، و این حقیقت را درک کنیم که مردی باید کَر می‌شد تا چنان به شدت فریاد برآورَد که سراسر جهان آینده، که در کنار او به سکوت احترام می‌گذاشتند، در کنار او به همان صورت فریاد برآورند تا نسیانِ کوتاه موسیقی به بلندترین موسیقی سراسر بشریت تبدیل شود؛ تا رنج، صدایی داشته باشد و از آن بهتر، رنج رؤیت شود؛ چرا که بدون آن چند ثانیه، ناشنوایی خود بتهوون، و نسیان خود موسیقی در آن چند ثانیه را، نمی‌شد در موسیقی‌ای تجسم بخشید که ناشنوابودن جهان را در حق درد انسانی فریاد می‌زند.
...
کلود دوران، مدیر انتشارات فایار fayard بود و سال ۲۰۱۵ درگذشت. وی مترجم آثار گابریل گارسیا مارکز، و ناشر آثار الکساندر سولژنیتسین، و اسماعیل قداره، نویسندۀ آلبانیائی بود. کلود دوران چهار جلد از آثار دکتر رضا براهنی را هم به فرانسه منتشر کرده بود. جلد اول «روزگار دوزخی آقای ایاز»(۲۰۰۰)، «آزاده خانم و نویسنده‌اش»(۲۰۰۲)، «الیاس در نیویورک»(۲۰۰۴) و «لیلیث»(۲۰۰۷).
 
 

░▒▓ همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است: 
...
همنشین بهار 

 

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

* انقلاب گیسوان «زن، زندگی، آزادی» (ژن، ژیان، ئازادی) [2022 Sep] 
*دالان زنگِزور Zangezur corridor [2022 Sep] 
*طالقانی، آیه مدارا و شرح صدر [2022 Sep] 
*گورباچف؛ پیشگام پایان جنگ سرد [2022 Sep] 
*غبارزدایی از محمد بن زکریای رازی [2022 Aug] 
*دو نامه قوام‌ السلطنه به پادشاه و پاسخ دربار به نخستین نامه وی [2022 Aug] 
*متن کاملِ قانون اساسی مشروطه و متمم آن [2022 Aug] 
*سایه، «پیر پرنیان اندیش» و ارغوانش [2022 Aug] 
*مشروطه؛ بنیان‌هایِ ذهنی جامعهِ ما را تکان داد [2022 Aug] 
*تلسکوپ جیمز وب تاریخ کیهان را بازنویسی خواهد کرد [2022 Jul] 
*محکومیت حمید نوری و استاندارد یاماشیتا [2022 Jul] 
*از نورد استریم تا کربن خنثی [2022 Apr] 
*روابط ایران و روسیه در گذر تاریخ [2022 Apr] 
*رضا براهنی: شریعتی، دیدار در زندان [2022 Apr] 
*فیلم قدرت سگ Power of the Dog [2022 Mar] 
*عَلَمِ دولت نوروز به صحرا برخاست [2022 Mar] 
*پرونده حمید نوری به نسل‌کشی ارتباطی ندارد [2022 Mar] 
*پیمان مینسک و تراژدی در اوکراین [2022 Mar] 
*بگير و ببند و کُشتار، در آغاز انقلاب  [2022 Feb] 
*نشست مهم سران ارتش شاه صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷  [2022 Feb] 
*لو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰ ناگهان موسی زنده شد و اسلحه کشید  [2022 Feb] 
* کارلوس در وین; گروگانگیری در اجلاس اوپک [2022 Jan] 
*ترور حسنعلی منصور مبارزه با فراموشی یک وظیفه تاریخی است  [2022 Jan] 
*دکتر شاپور بختیار و روزِ « ر+ ۱»  [2022 Jan] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷  [2022 Jan] 
*عراق؛ حزب بعث، و خُلق‌ و‌ خویِ صدام حسین [2021 Dec] 
* سیروس نهاوندی، اسب تراوای ساواک  [2021 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی [2021 Dec] 
*۱۶ آذر سال ۳۲، ربطی به ورود نیکسون به ایران نداشت [2021 Dec] 
* استخبارات صدام و بمباران مَحَلّه گیشا [2021 Dec] 
*جبهه دموکراتیک ملی [2021 Nov] 
* کاروانسرا سنگی و لباس شخصی‌های حکومتی [2021 Nov] 
*جنگ جهانی اول؛ یکی از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ بشر [2021 Nov] 
*صفرخان، آن سرو بلند که ایستادگی برازنده‌اش بود [2021 Nov] 
*...کورشِ تاریخی با توهّماتِ ما، از بُنیاد متفاوت است [2021 Oct] 
*شجریان، شمایلِ فرهنگیِ موسیقیِ ایران  [2021 Oct] 
*پرونده احمد کسروی ننگ دادگستری ایران بود... [2021 Oct] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2021 Sep] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان - جمعه ۳۱ تیر سال ۶۷ [2021 Jul] 
*نامه دکتر احمد دانش اولین جراح پیوند کلیه در ایران به آیت‌الله منتظری [2021 Jul] 
*شاهنامه فردوسی تأملی عظیم است [2021 Jun] 
*خطابهِ آلبر کامو برنده نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۷ [2021 May] 
*صورتِ استنطاق میرزا رضا کرمانی؛ ضارب ناصرالدین شاه  [2021 May] 
* ترور رزم‌آرا سیاسی‌ترین سپهبد تاریخ نوین ایران  [2021 Apr] 
*دادگاه استکهلم / دادگاه نورنبرگ  [2021 Apr] 
*چین و ماچین و راه ابريشمیِ ديپلماسی [2021 Apr] 
*غبارزدایی از آینه‌ها نشست تعیین‌کننده سران ارتش شاه صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ [2021 Feb] 
*فکر کردن به آنچه فکر نکردنی است تلگراف ویلیام سالیوان به وزارت امور خارجه  [2021 Feb] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۲۰)  [2021 Jan] 
*دکتر سیروس سهامی و رنج‌هایش +نامه دکتر علی شریعتی به ایشان  [2021 Jan] 
*تفنگ‌کِشی و برادرکُشی در روستای گاپیلون ۴ بهمن سال ۱۳۶۴  [2021 Jan] 
*شاه و پدرش؛ قدمهای بزرگی به نفع ایران برداشتند، اما... [2021 Jan] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۱۹) [2021 Jan] 
*شهسواران میدان علم (۱) نیوتن، ارسطوی دوران مدرن [2021 Jan] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۱۸)  [2020 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2020 Dec] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۱۷)  [2020 Dec] 
*دفاعيات پرشور شکرالله پاک‌نژاد در دادگاه نظامی [2020 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2020 Dec] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۱۶)  [2020 Dec] 
*اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر [2020 Dec] 
* زنانی که شکست را شکست دادند (۱۵)  [2020 Dec] 
* زنانی که شکست را شکست دادند (۱۴)  [2020 Dec] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۱۳) [2020 Nov] 
*شجریان، شمایلِ فرهنگیِ موسیقیِ ایران [2020 Nov] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۱۱)  [2020 Nov] 
*کورشِ تاریخی با توهّماتِ ما، از بُنیاد متفاوت است  [2020 Nov] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۱۰)  [2020 Nov] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۹)  [2020 Nov] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۸)  [2020 Oct] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۷)  [2020 Oct] 
*یادی از دکتر محمد مصدق رِندِ شریفِ هوشمند  [2020 Oct] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۶)  [2020 Oct] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۵) [2020 Oct] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۴)  [2020 Oct] 
* زنانی که شکست را شکست دادند (۳)  [2020 Oct] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۲)  [2020 Oct] 
*زنانی که شکست را شکست دادند (۱)  [2020 Sep] 
*طولانی‌ترین جنگ متعارف کلاسیک در قرن بیستم [2020 Sep] 
* نامه تاریخی دکتر مصطفی رحیمی به آیت‌الله خمینی [2020 Sep] 
*فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷  [2020 Sep] 
*۱۲ نکته در مورد حکیم زَکَریای رازی  [2020 Sep] 
* رئیس‌علی دلواری؛ در هنگامهِ خطر، غیبش نمی‌زد [2020 Aug] 
*سوم شهریور ۱۳۲۰- هجوم متفقین به ایران [2020 Aug] 
* کودتای ۲۸ مرداد به روایت دکتر غلامحسین صدیقی  [2020 Aug] 
*نشست‌های دکتر شاپور بختیار با شورای امنیت ملی در سال ۵۷  [2020 Aug] 
*دکتر شاپور بختیار و روزِ « ر+ ۱»  [2020 Aug] 
*«بختیارِ» با اختیار، و نامه‌هایش به خمینی  [2020 Aug] 
*جنبش مشروطه یکی از برجسته ترین رویدادهای تاریخ ایران  [2020 Aug] 
* بگير و ببند و کُشتار، در آغاز انقلاب  [2020 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان - جمعه ۳۱ تیر سال ۶۷ [2020 Jul] 
* آزمایش‌ میلگرم و زندان استانفورد  [2020 Jul] 
*صورت مذاکرات شورای انقلاب در مورد مراسم سالگرد درگذشت دکتر مصدق در احمدآباد ۱۴ اسفند سال ۵۷ [2020 Jul] 
*گفتگوی مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام  [2020 Jun] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2020 Apr] 
*پرونده احمد کسروی، ننگ دادگستری ایران بود.. [2020 Mar] 
*مردی از تئاتر گفت‌و‌شنود با ناصر رحمانی‌نژاد  [2020 Mar] 
*عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2020 Mar] 
*داستان یهودیان بَنی‌قُریْظه غبارآلود است [2020 Feb] 
*نشست تعیین‌کننده سران ارتش شاه صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷  [2020 Feb] 
* کنفرانس یالتا Yalta Conference تقسیم جهان به مناطق نفوذ [2020 Feb] 
*تاریخ، بایگانی اسناد مرده نیست یاد کنفدراسیون بخیر  [2020 Feb] 
*لو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰ ناگهان موسی زنده شد و اسلحه کشید  [2020 Feb] 
*نشست‌های دکتر شاپور بختیار با شورای امنیت ملی در سال ۵۷ [2020 Feb] 
*دکتر شاپور بختیار و روزِ « ر+ ۱»  [2020 Jan] 
*معامله قرن و بازتعریف معنای بحران  [2020 Jan] 
*فکر کردن به آنچه فکر نکردنی است تلگراف ویلیام سالیوان به وزارت امور خارجه آمریکا  [2020 Jan] 
*جامعه ایران با بحرانی عمیق روبروست بیانیه ۵۸ نفر از فرهنگ‌ورزان ایران(۱۱ آبان ۱۳۵۶) [2020 Jan] 
*شاه، اسناد دفتر راکفلر و خالی‌بندی ژنرال هایزر [2020 Jan] 
*دفاعيات پرشور شکرالله پاک‌نژاد در دادگاه نظامی [2019 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی [2019 Dec] 
* تیرباران نیکلای چائوشسکو و همسرش انسان گرگ انسان است  [2019 Dec] 
* عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2019 Dec] 
*غبارزدایی از آینه‌ها محاکمه و اعدام شیخ فضل‌الله نوری  [2019 Dec] 
*عاقبت از ما غبار مانَد و بس [2019 Nov] 
*گفت‌و‌شنود با خانم هایده ترابی - استوانه گِلی کورش واقعیت دارای حقیقت‌های گوناگونی [2019 Oct] 
*دایره‌المعارف‌ها، شناسنامه‌های حقیقی یک ملت‌اند یادی از دکتر غلامحسین مصاحب [2019 Oct] 
*گفت و شنود با باقر مومنی، میلیتانت سیاسی (1) مسأله تاریخ، تاریخ مسأله‌هاست  [2019 Oct] 
*دونالد ترامپ و جهت‌گیری‌های سیاست خارجی آمریکا  [2019 Sep] 
*یکبار دیگر، یازده سپتامبر [2019 Sep] 
* داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است [2019 Sep] 
* بازجویی دکتر علی شریعتی در ساواک (۱) مکتوب چهل صفحه‌ای  [2019 Aug] 
* نشستِ آیت‌الله منتظری با قاتلین زندانیان سیاسی دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۶۷  [2019 Aug] 
*جنبش مشروطه یکی از برجسته ترین رویدادهای تاریخ ایران [2019 Aug] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان - جمعه ۳۱ تیر سال ۶۷  [2019 Jul] 
*چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2019 Jul] 
* در پسِ تابلویِ جیغ  [2019 Jul] 
* گرگها فرمانروایى مى‌کنند ــ دکتر جِکیل و آقای هاید  [2019 Jul] 
* معامله قرن و بازتعریف معنای بحران Deal of the Century [2019 Jul] 
*سازمان ملل و معاهدهٔ منع شکنجه UNCAT  [2019 Jun] 
*داستان پَهپاد آمریکایی حقیقت نباید در بند این پرسش باشد که به نفع کیست  [2019 Jun] 
*تئوری ریسمان String Theory تارهای رقصندهٔ انرژی Dancing Filament of Energy [2019 Jun] 
*خطابه دکتر مصدق در دیوان بین‌المللی دادگستری(دادگاه لاهه) [2019 Jun] 
*نگاهی دوباره به یک استعفا [2019 Jun] 
* دولتمردان عصر رضاشاه (۵) محمدعلی فروغی (ذُکاءالمُلک) سیاست‌ورز چندساحَتی [2019 Jun] 
* دولتمردان عصر رضاشاه (۴) نصرت‌الله فیروز، و داستانِ حذف و قتل وی در سمنان [2019 May] 
*دولتمردان عصر رضاشاه (۳) تیمورتاش، تواناترین چهره سیاسی دوران مدرن  [2019 May] 
* دولتمردان عصر رضاشاه (۲) علی‌اکبر داور نماد مدرنیته اداری در ایران  [2019 Apr] 
* عدالتخانه و ویرانگرانش گفت‌وشنود با ایرج مصداقی  [2019 Apr] 
*سیدحسن تقی‌زاده یک مرد فکور در هیئت یک مرد عمل  [2019 Mar] 
*عَلَمِ دولت نوروز به صحرا برخاست بهار می‌آید هر چند زمستانیان نخواهند  [2019 Mar] 
*پرونده احمد کسروی، ننگ دادگستری ایران بود  [2019 Mar] 
*تنظیم رابطه نظامهای استبدادی شاه و شیخ با وکلای مستقل [2019 Feb] 
*عشق، شب‌چراغ زندگی‌ست «وَلـِنـْتـایـْنْ دِی» Valentine's Day  [2019 Feb] 
*«بختیارِ» با اختیار، و نامه‌هایش به خمینی  [2019 Feb] 
* نشست تعیین‌کننده سران ارتش شاه صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷  [2019 Feb] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۲) قرارداد ۱۹۱۹  [2019 Feb] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۱) قرارداد سن پترزبورگ(۱۹۰۷)  [2019 Jan] 
*گفت‌وشنود با مرجان براتی دختری با گوشواره مروارید  [2019 Jan] 
*«آمور میو» Amor mio کجاست عشق که سرود زندگی سر کند؟  [2019 Jan] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱۰) پیمان آخال(آخال تِّکه) (1881) Treaty of Akhal [2018 Dec] 
* نامه تهرانی(بازجوی ساواک) به آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله لاهوتی  [2018 Dec] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۹) Goldsmid Arbitration قرارداد(حَکَمیّتِ) گلدسمید [2018 Dec] 
* ۶۰۰ ویدئو و مقاله... لحظه‌هایِ بودن Moments of Being [2018 Dec] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (8) Treaty of Paris 1857 معاهده پاریس [2018 Dec] 
*پای سخن «آذر بی‌بی»(آذر قشقایی) - به یاد بهمن  [2018 Nov] 
*لو رفتن خانه زعفرانیه ۱۹ بهمن سال ۶۰  [2018 Nov] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۷) Treaties of Erzurum قرارداد ارزنه‌الروم [2018 Nov] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (66) جنگ جهانی اول یکی از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ بشر [2018 Nov] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۶) قراردادِ نوامبر ۱۸۱۴ (عهدنامهٔ تهران)  [2018 Nov] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(۱) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با خانم هایده ترابی - استوانه گِلی کورش واقعیت دارای حقیقت‌های گوناگونی است  [2018 Oct] 
* مدیحهِ کورش، یا لعنت‌‌نامه برای نَبونَئیدوس  [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۵) معاهده صلح ترکمانچای [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]