جعل پردازی و سناريو سازی امنيتی نمونه شاخصی از همياری برخی مخالفان
ایرج مصداقی

 طی دو دهه‌ی گذشته تلاش کرده‌ام این جا و آن‌جا در نوشته‌ها و گفتگو‌هایم، بر اهميت مستند‌سازی درباره‌ی  سرکوب و زندان سياسی در جمهوری اسلامی و دقت در اطلاع رسانی  پافشاری کنم و موارد جعل واقعيت را نشان دهم. به همين دليل  بارها از جانب دوستان همدل هم مورد پرسش قرار گرفته‌ام که اين‌همه اصرار برای چيست. موردی که در مقاله زير بدان می‌پردازم يک نمونه شاخص است که نشان می‌دهد چگونه از يکسو فقدان دقت و هشياری در اين زمينه می‌تواند آب به آسياب دستگاه‌های امنيتی بريزد. از سوی ديگر با تأمل بر اين مورد می‌توانيم به روشنی ببينيم که چگونه برخی مخالفان جمهوری اسلامی هم با انگيزه‌های سياسی می‌توانند به قلب واقعيت و جعل دست يازند و عملاً با استراتژی‌های امنيتی رژيم هميار شوند.
 
***
هفت سال پیش مقاله‌ای با عنوان «ایرج مصداقی یک پدیده امنیتی یا یک معضل روانی اجتماعی»[1] با نام «کیمیا خاوری» در سایت ایران گلوبال انتشار یافت. در بخش نظرات مقاله آمده بود که اژدر بهنام که در زمان یاد شده مسئولیتی نیز در سایت «ایران گلوبال» داشته، اين مقاله را ویراستاری کرده و بخش‌هایی از آن را حذف نموده تا نوشته‌ای قابل انتشار علیه یک فعال در زمینه مستند‌سازی و حقوق بشر در رسانه‌ عمومی گردد. عنوان مقاله را هم او انتخاب کرده بود. با این حال پس از برملاشدن هویت کسی که پشت این نام پنهان شده بود و سال‌های سال اژدر بهنام از آن اطلاع داشت و اقدامی برای حذف آن انجام نداده بود به جای عذرخواهی و قبول مسئولیت امروز طلبکار است و انتظار دارد که من از او عذرخواهی کنم.[2]
او پیشتر نیز در دشمنی با من به دفاع از محسن درزی یک تیرخلاص زن اوین و «تواب» زندان‌ قزلحصار برخاسته بود. توابی که ده‌ها نفر علیه او مطلب نوشته و موضع‌گیری کرده‌ و آماده شهادت دادن‌اند.[3] 
در این نوشته «کیمیا خاوری» به عنوان نویسنده‌ی مقاله، در چهره «روانکاو»ی ظاهر می‌شود که در یک کلینیک تخصصی روانی مشغول مداوای تعداد بیشماری از زندانیان سیاسی سابق است.
با خواندن مقاله به‌راحتی می‌شد فهمید که از سوی «روانکاوی» که «تعداد بیشماری از زندانیان سابق» را درمان کرده نمی‌تواند نوشته شده باشد و کاری امنیتی است.
پس به کنکاش پرداختم و پس از تحقيق به این نتیجه رسیدم که نویسنده نه «کیمیا خاوری» روانکاو ماهر و دلسوز، بلکه کتایون آذرلی است و مقاله نیز دست‌پخت مشترک او و دستگاه امنیتی است. پيش از آن نمونه ديگری از همکاری آذرلی با دستگاه امنيتی را برملا کرده بودم که موجب خشم‌اش شده بود.
 
اتهام زنی در قالب روانکاوی
در اين مقاله‌، تحت عنوان، «ایرج مصداقی یک پدیده امنیتی یا یک معضل روانی – اجتماعی» دستگاه امنیتی مرا به «خودشیفتگی»، «روان پریشی»، «تواب بودن» و کسی که باعث شکنجه و آزار قربانیان می‌شود متهم کرده است. مأموران امنیتی تا آن‌جا پیش می‌روند که حتا زندانی بودن و یا در زندان بودن من را زیر سؤال می‌برند. مهم است توجه کنيم که طی سال‌های گذشته  تک تک  اين اتهامات از سوی فرقه‌ی رجوی نیز در باره من  مطرح شده است.  در اين مقاله دستگاه امنيتی با آب و لعاب بيشتری اين اتهامات  را در قالب نظرات يک روانکاو مطرح می‌کند و  پس از انتشار اين مقاله فرقه رجوی  با بهره برداری از آن در اتهام زنی گامی به پيش می نهد و ادعای «نفوذی بودن» مرا پيش می نهد.
حال ببينيم کتايون آذرلی مقاله‌ای را که به نام کيميا خاوری نوشته چگونه توجيه می‌کند:  
آن چه باعث نگارش این سطور شد مراجعه تعداد بیشماری از زندانیان سابق سیاسی به من، جهت شکنجه های روانی و جسمی که به آنها در زندان و بعد از زندان اعمال شده است، و در طول دوران روان درمانی از آن سخن به میان آورده‌اند. از آن جا که وظیفه‌ام حکم می‌کند، از به زبان آوردن نام اشخاص و افراد مراجعه کننده به خود، اجتناب ورزیده‌ام و فقط در یک جا نام فردی را می‌آورم (محسن درزی که جزو مراجعه‌کنندگان به من نبوده) و خود، در همین سایت و در زیر کامنت‌های نوشته شده نام خود را و هم چنین مورد و یا موارد رنج خویش را از ترور‌شخصیت و اعمال شکنجه‌های روانی توسط ایرج‌مصداقی، بیان نموده است. الزم به تذکر است که همسر و برادرم یکی از قربانیان رژیم جمهوری اسلامی‌اند و از این رو گرایش شخصی‌ام به سوی مسائل و موضوعات سیاسی نیز هست.  لذا، لازم و ملزوم دانستم تا مطالبی را در این مورد و معضل اجتماعی جامعه (در تبعید) بنویسم.
کتایون آذرلی برای مخفی‌ ماندن چهره‌‌ و ادعاهایش مبنی بر این که روانکاو است، زندانیان سیاسی بیشماری را درمان می‌کند، همسر و خواهر شهید است، نام کیمیا خاوری را بر می‌گزیند تا به ادعاهایش رنگ حقیقت دهد و  «معضل اجتماعی جامعه (در تبعید)» را بنویسد.
او همچنین با وقاحت ادعا می‌کند به دلیل رازداری و تعهد به بیمارانش اجازه ندارد نام آن‌ها را علنی کند و تنها نام محسن درزی را می‌آورد که مورد التفات ویراستار مقاله ارژنگ بهنام است.
کتایون آذرلی در ادامه توجيه هاتش می‌نويسد :‌
در این جا به هیچ وجه قصد نقد کتاب او[مصداقی] را ندارم، چه این که به قدر لازم و ملزوم نویسنده کتاب سرشت و ماهیت اثر خود را با تهمت‌ها و انگ زدن‌ها بر چهره‌های سرشناس و نام آشنای سیاسی ـ فرهنگی، و به قصد ترور‌ شخصیت آن‌ها در عرصه‌های بین‌المللی، پرده از ماهیت اثرش و قلمی که به دست گرفته برداشته و ماهیت هدف و یا اهدافش را آشکار نموده است. اما به راستی هدف او از آن چه به عنوان یک زندانی تواب ـ مجاهد در زندان جمهوری اسلامی و در لوای حامی حقوق بشر در زمان فعلی انجام می‌دهد چیست؟
نکته مهم ديگر اشاره خشم‌آلود نويسنده به متوقف شدن انتشار خاطرات حاج آقا رضایی، به اصطلاح «صاحب‌منصب قضایی» است  که  توسط مسعود نقره کار منتشر می‌شد :
در این جا قصد این نیز نمی‌رود که هم چون او به طومار نامه‌ای از اعمال و منش‌ا‌ش پرداخته شود و برای خواننده تکرار مکررات نموده و به عنوان نمونه، دلیلی را قید کرده باشم، چه این که، نحوه عملکرد او و نشر مقاله‌ها و یا حتی اظهار نظرهای سیاسی او نشانه‌ای از مشت در برابر خروار دارد! به عنوان نمونه، به روند مصاحبه‌های آقای‌ نقره‌کار ‌با‌ حاج‌آقا رضایی یکی از دست‌اندرکاران زندان‌های جمهوری اسلامی اشاره می‌شود. این مصاحبات که از سوی آقای نقره کار در جراید اینترنتی پخش می‌شد با اعتراض و هوچیگری‌های او و با تهدید و ترور شخصیت نقره کار، قطع شد و باز این سؤال را مطرح کرد که آیا او به عنوان یک «مهره ‌امنیتی» نظارت بر کلیه امور فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی افراد سرناشناس و نامدار را به عهده ندارد و مانع از فعالیت‌هایشان نشده و نمی‌شود؟
واقعيت امر اما اين است که شخص حاج آقا رضایی چنانکه من در برخورد به اقدام مسعود نقره کار بيان کرده‌ام، ساخته و پرداخته دستگاه امنيتی جمهوری اسلامی است که موفق شده يک نويسنده تبعيدی را به دام بياندازد تا به سناريوی جعلی‌اش پرو بال بدهد و منتشرش کند.
در ادامه دروغپردازی، «روانکاو» جعلی، متخصص زندان‌های جمهوری اسلامی هم می‌شود و در مورد من می‌نویسد:
در واقع رفتار او نشانه ماهیت دور از چشم عموم مردم است. شکی که در این میان مطرح می‌شود این است که: ایرج‌مصداقی ‌در ‌زندان ‌بوده‌ است،‌ اما‌ این ‌که ‌زندانی ‌بوده ‌باشد ‌شک ‌بسیار‌است. به بیانی دیگر این که او در زندان و در میان زندانیان بوده اما به ظاهر به نام زندانی و در عمل به عنوان مهره‌ای از رژیم جمهوری اسلامی ایران به ادامه زیست ِ خویش پرداخته است و هم چنان نیز می‌پردازد و کسی نیست تا به او فرمان ایستی بدهد...!
زهی وقاحت! کتايون آذرلی که بر خلاف ادعايش حبس و زندان را اصلاً تجربه نکرده، در پناه حمایتی که از سایت‌ها و نهادهای وابسته به «چپ» کسب می‌کند چنان گستاخی به خرج می‌دهد که زندانی بودن ايرج مصداقی را زیر سؤال می‌برد. به واقع در دنباله چنين خط امنيتی است که رجوی بعدها سناریوی «نفوذی» بودن من را علم می کند. چرا که از سوی هوادارانش مورد سؤال قرار گرفته که اگر ایرج مصداقی «تواب» بوده چرا بسیاری اوقات در زندان نماینده زندانیان مجاهد بوده و یا مسئولیت‌های مختلف را به نمایندگی از آن‌ها به عهده داشته است. رجوی چاره‌ی کار را در این دید که سناریوی امنیتی را کپی کند و بگوید بله او در زندان بوده است اما «نفوذی» بوده به همین دلیل ما به مدت چهار دهه از او غافل ماندیم.[4]
کتایون آذرلی یا «روانکاو» جدید  در ادامه می‌نویسد:‌
خشم و خشونتی که در رفتار و کلام و قلم او به چشم می‌خورد، بی‌گمان ناشی از فرایندهای روانی دوران زندان و سرسپرده‌گی او در برابر سیستم زندان است، او که خود در کتاب خاطرات زندانش به سرسپردگی‌اش در زندان و تفکر سیستماتیک بدل شدنش به نیروی تّواب اعتراف نموده است، فاقد درک روانی از خویشتن است که عملاً شکنجه‌های روانی را آموخته است. او نه بر اساس تجربه‌های خویش بلکه بر اساس آموزش‌های داده شده آموخته که چگونه و از چه راهکارهایی می‌تواند به ترور شخصیت و در مواردی بسیار چشمگیر به ترور روانی و ... [5]
وی در دفاع از امیر عباس فخرآور یکی از همپالکی‌های‌ خودش که توسط من افشا شده می‌نویسد:
او [ایرج مصداقی] در مصاحبه در همین کلیپ یاد شده در خصوص فخرآور با ادبیات سخیف و غیر اخلاقی که دارد زبان به سخن می‌گشاید و صفاتی را که در خود یافته به دیگری واگویه می‌کند. این واگویه‌گری‌یک ‌مکانیزم ‌روانی‌است تا به طور غیرمستقیم به شنوندگانش بگوید که او عاری از چنین خصوصیات سخیف و آن ادبیات کوچه بازاریست. در حالی که اگر به تمام مصاحبات تلویزیونی او دقت کنید خواهید دید او رویدادها را به طور دکماتیزم از حفظ کرده، کلمات نوشته شده را به دقت در ذهن سپرده و تمام تمرکزش نه ‌پاسخ ‌صادقانه ‌و ‌دوستانه ‌به ‌مخاطب ‌یا‌ مصاحبه‌گر بلکه پاسخ ‌به ‌روی ‌کاغذ ‌آمده ‌و ‌حفظ ‌شده توسط اوست. در چهره او هیچ نشانه عاطفی ـ انسانی که اصطلاحاً در زبان روان‌شناسی به آن «می‌ میک» می‌گویند، مشهود نیست و لحن گویشش اساساً یه طوریست که شکی نمی‌ماند که او مطالب را از حفظ کرده است. در مصاحبه‌ای که با برنامه «صفحه‌آخر» دارد، مصاحبه‌گر اعلام می‌کند وقت به پایان رسیده، اما ایرج مصداقی هنوز اصرار به گفتن دارد. دوربین قطع می‌شود!...«
 
سندرم سازی امنيتی
در بخش نظرات این نوشته یکی از به‌اصطلاح «روان‌پزشکان و روان‌درمانگران ارشد» اکثریتی به نام داریوش برادری (ساتیر) فرصت را غنیمت شمرده و به مدد او می‌آید و  در تأیید روانکاو جعلی دست به کار می‌شود. وی برای تثبيت اتهامات روانکاو جعلی و دستگاه امنیتی به نظريه پردازی دست زده و می‌نويسد:
مشکل ایرج مصداقی این است که او توابی است که به تواب‌ها فحش و لعنت می فرستد و می‌خواهد به خودش و دیگران بقبولاند که او قهرمان و حال نماینده قهرمانان مرده است تا نگذارد که آن‌ها فراموش بشوند. بهای این دروغ اما این است که حتی سخنان و کارهای خوبش در یادآوری جنایات زندان و یا در نقدش بر مجاهدین و غیره، همییشه طعم گس فرصت طلبی را هم دارد و اینکه مثلا بدانی چه موقع لازم است کشتی در حال غرق شدن را ترک بکنی و اول انزجار بدهی و بعد بیایی خارج مدافع دو آتشه مجاهدین بشوی، بعدش ببینی دیگه دفاع ازشون ممکن نیست و حال بخواهی مهمترین نقادشون بشی و انکه جلوی رجوی می ایستد و غیره. اگر ایرج مصداقی واقعاً یکبار با خودش و بقیه صادق می بود و می‌دید که او توابی بوده است که خوشبختانه وادارش نکرده‌اند که تیری بزند و یا توانسته در زیر لوای توابی و با انزجارنویسی جان سالم بدر ببرد، ...زیرا حتی آن کسانی که این‌ها را شکنجه دادند و یا کشتند و تواب کردند، قهرمانانی بودند و اسیر گفتمان قهرمانی و در خدمت راه و آرمانی. زیرا هر قهرمانی از طرف دیگر فرصت طلبی است و ترسویی در خدمت پدر و آرمانی. ازین رو می بینیم که ایرج مصداقی در حین فریادکشیدن بر علیه فراموشی مردگان، در پی و در حال «فراموش کردن» چیزی اساسی و محوری است و این دروغش همان باعث و بانی ضعف تاریخ نویسی و خطاهای مداوم اوست. اینکه او از یک‌سو می‌خواهد «فراموش بکند و پس بزند» که او نیز توابی بوده است و انزجارنامه نوشته است و به این خاطر به حالت یک مکانیسم دفاعی «فراافکنی» حال مرتب به هر توابی می پرد و می خواهد مرتب دیگران و دروغ‌هایشان را افشا بکند.
داریوش برادری نظریه‌اش را که قبلاً در جای دیگری هم نوشته بود در  این‌جا دوباره کپی می‌کند. به واقع هدف روانکاو جعلی و روانکاو اکثریتی پر و بال دادن به اتهام توابيت است که ترجيع بند پروپاگاندای فرقه رجوی هم قرار گرفته است.
«روان‌شناس و روان درمانگر ارشد» مدعی «چپ» در ادامه نظريه پردازی‌اش می‌نويسد:  
دوم و مهمتر اینکه او بدینوسیله ناخوداگاه می‌خواهد «بحث اصلی و مهمتر را به فراموشی بسپارد» که همان اجتناب‌ناپذیر بودن شکست جهان قهرمانانه به خاطر دروغ‌های ساختاریش است. این‌که جهان و دیسکورس قهرمانانه دقیقًا همان خطای بزرگ و اساسی و مشترک بود که بایستی از آن گذشت و به فراموشی سپرد. جهان قهرمانانه‌ایی که تواب سازی و شبیه سازی هولناک را می‌آفریند و از طرف دیگر پسران سرکش و قهرمان چون رجوی را وادار می‌کند که آخر شبیه پدر و مراد و مهدی موعود بشوند، چیزی که از جمله مصداقی در نقدش بر مجاهدین آن را بیان می کند، و یا باعث می‌شود که تاریخ نویسی مصداقی برای فراموش کردن زجر تواب بودنش، قهرمان نبودنش باشد و به این خاطر تاریخ نویسی‌اش هیاهوی فراوان و سینه زنی بزرگ برای فراموش کردن چیزهای کوچک و بس اساسی و محوری است. این که تاریخ نویسی از منظر قهرمانانه در نهایت همانقدر مجبور به دروغ گفتن و خودشیفتگی دروغین است که هر نگرش و جهان قهرمان‌گرای دیگر از حکومت اسلامی تا مجاهدین و غیره و بهایش همیشه یک چیز است: فراموشی حقیقت محوری که همان شکست اجتناب ناپذیر پدر و پسر قهرمان است و برملا شدن دروغ‌ها و خودشیفتگی‌هایشان.
این به اصطلاح «روان‌شناس و روان‌درمانگر ارشد» از هیچ کوششی علیه من فروگذار نمی‌کند. حتا زمانی که «گزارش ۹۲» علیه رجوی را منتشر کردم، او قبل از همه به خشم آمد. بدون آن که نوشته‌ام را کامل خوانده باشد.[6]
در پاسخ به پروژه‌ی مشترک دستگاه امنیتی و کتایون آذرلی و حامی‌شان «روانکاو و روان‌درمانگر ارشد» در تاریخ ۸ نوامبر ۲۰۱۶ مقاله‌ی «توطئه وزارت‌اطلاعات ‌و ‌بخش‌سایبری ‌آن تحت‌ پوشش دفاع ‌از ‌چپ« را منتشر کردم.[7]  من خود يقين داشتم که روشنگری من در ارتباط با توطئه‌ی دستگاه امنیتی بی‌جواب نخواهد ماند. طولی نکشید در ۸ فوریه ۲۰۱۷ واکنش دستگاه امنیتی در مقاله‌‌ای به امضای «کیمیا خاوری»‌ و با عنوان «لاجوردی و ایرج مصداقی گوهر ارعاب و خشونت» با مضمون ادعاهای «روانشناس و روان‌درمانگر ارشد» انتشار یاف و او را به تحرک دوباره واداشت. پس از آن، اين مقاله در سایت وابسته به مجاهدین نیز انتشار پیدا می‌کند و فرقه رجوی روی آن معرکه می‌گیرد.
به واقع این نوشته دستپخت «ارتجاع غالب» علیه من بود که مانند همیشه از سوی «ارتجاع مغلوب» نیز مورد استقبال قرار گرفت.
به این ترتیب رجوی نیز در حمایت از کتایون آذرلی در کنار برخی از کسانی که ادعای چپ بودن دارند قرار می‌گیرد تا از قافله عقب نماند.
دستگاه امنیتی و مباشرش در مقاله‌ی جدید با پشتوانه‌ی اتهاماتی که در مقاله‌ی قبلی مطرح کرده بودند نظريه رذيلانه‌شان را چنين جمع بندی می‌کنند:
از این اشاره کوتاه می‌خواهم به معضل روانی زندان و سندرم انطباق زندانی با  شکنجه‌گرش نزدیک شوم و به عنوان نمونه‌ای حاضر، نقب بزنم به واکنش‌های رفتاری و کلامی ایرج مصداقی که همچون لاجوردی نه تنها عمری را در کف گرایشش به مجاهدین خلق گذر داده، بلکه به همین جهت ده سال از بهترین دوران عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی سپری کرده است  و امروز از آن جا رانده و این جا آواره مانده، در صف قَدَرـ قدرتی خیالی در خارج از کشور  برآمده که هیچکس جز او را جرأت سخن گفتن از زندان  و تجربه‌های شخصی‌اش از این پدیده امنیتی نیست!
دستگاه امنیتی و آذرلی و کسانی که همچون آن‌ها می‌اندیشند انتظار دارند من اجازه‌ی دهم کسی که حتا یک دقیقه زندان نبوده از «تجربه‌‌‌های شخصی‌اش» در زندان بگوید و فضا را مخدوش کند.
 
فضيلت سازی از دروغ
 در توجيه اقدام شرم آور پنهان شدن پشت يک نامه مستعار برای اتهام زنی به يک شخص حقيقی، کتایون آذرلی می‌نویسد:‌
بنابراین در این جا به ناچار باید تأکیدم را بر نوع رفتار و گفتار و عکس‌العمل‌های روحی و روانی او بگذارم، که پس از دو سال نسبت به مقاله من تحت عنوان «مصداقی پدیده‌ای امنیتی یا معضل روانی»، پرداخته و با برخوردی غیرمنطقی و غیراصولی نتیجه‌گیری کرده است که چندان هم دور از وضعیت روحی و روانی ایشان نبوده، و با همین توّهم پراکنی، زن بودنم را به سخره گرفته‌اند و همان اشتباهی را کرده‌اند که دیگران اغلب مرتکب آن می‌شوند و آن فرق بین روانکاو با پزشک است. از دیگر سو اما این حق را هم از من گرفته‌اند که به هر دلیلی نخواهم با نام اصلی‌ام ایشان را بررسی کنم. اما همین جا به خوانندگان خاطر نشان می‌کنم که هدف من از به کار بردن نام مستعار صرفاً به این علت است که توجه‌اتان را  به گفته یا نوشته جلب کنم و نه به گوینده و یا نویسنده. این معضل در جامعه ایرانی فراگیر است و افراد قبل از آن که به آن چه گفته می‌شود، بیندیشند، به گوینده یا نویسنده آن توجه دارند. از سوی دیگر من ایرج مصداقی، یا اسدالله لاجوردی و یا آیت‌الله خمینی و یا محمد رضا پهلوی، و یا هر دیکتاتوری را مدنظر دارم و برایم بررسی و کنکاش حالات روحی و روانی‌شان، نقطه عطفی برای درک ِ صریح رفتار و تصمیمات‌شان هست. هم چنان که ارنست همینکوی و عشیره و اجدادش برایم به عنوان پدیده‌ای که عامل خودکشی‌شان ژنتیک است مطرح می‌شوند و یا دیگر مقولات و موضوعاتی که به آن توجه دارم و الزاماً هم برای نمایان ساختن آن نباید  سخن بگویم و یا مقاله بنویسم.
 
 
او می‌داند با نام اصلی‌اش نمی‌تواند ادعای مداوای زندانیان سیاسی ایرانی را بکند. برای تثبيت جعلياتش، روانکاو جعلی، مدعی می‌شود که زبان‌های خارجی متعدد می‌داند و روانکاوی‌اش مشمول زندانیان سیاسی کشورهای دیگر شده است.
این ظن را ایرج مصداقی مطرح می‌کند که چون من مدعی شده‌ام که تخصص‌ام، در ارتباط با مقوله زندان و شکنجه است، پس لاجرم باید فقط با ایرانی‌ها در رابطه باشم. و قطعاً فارسی سخن بگویم و بنویسم و زبان دوم و یا چندمی ‌نداشته باشم و خلاصه این که من نیز وارد لیست مظنون‌های ایشان شوم. و بعد این برداشت کاملا نا به جا و غلط را نیز از روان درمان داشته باشند که تصور کنند کار روان درمان، مرمتِ بیمار است. در حالی که نخستین و در عین حال سخت ترین وظیفه او آشتی دادن بیمار با خودش و رساندن او به صلحی درونی است. برای رسیدن به این صلح درونی فرد بیمار ناچار است که با درون خود بجنگد و دست از شماتت و دشنام خود و یا دیگری بردارد و این فرصت را به خود بدهد تا پرچم صلح را در درونش به اهتزاز درآورد. فرصتی که متاسفانه آقای ایرج مصداقی نه به خود و نه به دیگری داده و یا می‌دهند. و از همین نقطه هست که ماجراها آغاز می‌شود و یا به پایان می‌رسد.
در اينجا روانکاو جعلی يک قدم در وقاحتش پيشتر می‌رود و به اينهمانی من با زندانبان جلاد، لاجوردی می رسد:
با در نظر گرفتن کلیه مشاهدات من از نوع رفتار، گفتار، لحن کلام، زبان بدن،  واکنش‌های چهره ایشان  و خواندن مطالب ایشان به تشابهات بسیار نزدیک او (ایرج مصداقی) با لاجوردی و پدیده تطابق زندانی با شکنجه‌گر رسیدم.
در اینهمانی من با لاجوردی جلاد، رجوی که بیش از هرکس خود به منش و روش لاجوردی نزدیک است گوی سبقت را از همگی می‌رباید.
 کتايون آذرلی برای اثبات اين اظهارات رذيلانه به نظريه پردازی دست می زند:
نخستین تشابه  بین این و آن «جهان بینی جباریت» است. آن زندانی که در پروسه دوران اسارت و الزاما شکنجه را گذرانده است(قطعا نه تمام زندانی‌ها)، برای بیرون آمدن از بحران هویت و بقای خود ناچار به قبول ماهیت شکنجه‌گرش می‌شوند. و آن چه را که در دوران اسارت خود تجربه کرده‌اند، به شکل مشابه به دیگری یا دیگران اعمال می‌کند.  این بازگشت پذیری را در رفتار و واکنش‌های توابین در زندان، و نادمان هر نظام دیکتاتوری می‌توان مشاهده و در مواردی به بررسی آسیب شناسی‌های اجتماعی ـ روانی آن پرداخت.
در این جا که مراد  ایرج مصداقی است، به مانند لاجوردی، امر به این و نهی از آن می‌کند و در کمین نشسته است، کسی مرتکب عمل یا گفتاری شود که علیرغم میل و برداشت و جهان بینی او است. این واکنش تفاوتی ندارد در خصوص چه موضوع و یا کدام فرد باشد، بلافاصله فکر و کلام و عقیده مخالف خود را قدغن می‌کند. اما به این نیز اکتفا نمی‌کند و در صدد برمی‌آید که شخص را به سزای اعمالش برساند، و این همان برخوردی بود که لاجوردی با رسیدن به قدرت، با مخالفین خود و نظام اسلامی کرد. و در وجه قیاس، آقای ایرج مصداقی نیز همین گونه رفتار می‌کنند. با این تفاوت که او مانند لاجوردی هنوز به منزلتی دست نیافته.
روانکاو جعلی و «روانشناس و روان‌درمانگر ارشد» با همدیگر پاسکاری می‌کنند.
کتایون آذرلی در ادامه می‌نویسد:‌
دومین خصوصیت مشابه اسدالله لاجوردی با ایرج  مصداقی، در هم‌گوهر بودنشان است. هر دو حاصل و گوهر حکومت ارعاب هستند و ماهیت خود را از چیرگی تام بر صداهای مخالف خود می‌یابند. نمونه دیگر این  تام گرایی در کلیپ ویدئو اخیری که ذکرش به میان آمد و از ایشان منتشر شد، به روشنی می‌بینیم که با گویشی تهدیدآمیز، مواخذه‌گرانه و چیره‌طلبانه‌ی تام، رفتار و واکنشی غیرمنطقی دارند که حاکی از شخصیت توتالیتر او است. علم روان شناسی مدرن چنین رفتاری را اتورتیه و فرد را توتالیتر می‌نامد. این توتالیسم می‌تواند از نخستین جامعه یعنی خانواده آغاز و به جمعی گسترده یعنی جامعه و آحاد آن گسترش یابد. هدف از این رفتار، چیرگی تام بر همه انسان‌ها است تا آنان را به یک انسان واحد تبدیل کند. به بیانی دیگر شخصی که دچار جهان بینی جباریت می‌شود، تکثر انسان‌ها را نمی‌پذیرد. بلکه همه باید همان گونه بیندیشند و یک جور سخن بگویند که او می‌اندیشد و سخن می‌گوید و رفتار دارد. از نظر او پذیرفته نیست که در یک جامعه انسان‌های مختلفی با فکر، سلیقه و سبک‌های زندگی مختلف باشند. جباریت روحیه و عملکرد چنین فردی به گونه‌ای‌ست که برای ارعاب تام، سعی بر این دارد تا اخلاق و روش عموم جامعه را از میان بردارد و شرایطی ایجاد کند که وجدان، کارآیی خود را از دست بدهد. هیچکس جرات حرف زدن نداشته باشد. هرکس بخواهد با کنار دستی‌اش صحبت کند نه تنها به او مشکوک باشد، بلکه خود را موظف بداند که اگر کسی حرفی زد برود و گزارش دهد، و این عمل یعنی؛ کشتن شخصیت اخلاقی در افراد.
بدین ترتیب دیگر حیطه‌ی اخلاقی باقی نمی‌ماند و همه علیه یکدیگر گزارش می‌دهند، آن هم نه گزارشی بر اصل واقعیت، بلکه بر اصل توّهم و برچسب زدن بر دیگری یا دیگران. دقیق و درست، کاری که آقای ایرج مصداقی در برابر بسیاری از افراد و چهره‌های شناخته شده جامعه ایرانی کرده و می‌کند.
در اينجا روانکاو جعلی دم از «حیطه‌ی اخلاقی» و «کشتن شخصیت اخلاقی» می‌زند:
او هر آنگاه که افسون ِ جهان ِ جدید برایش ناممکن می‌شود و در واقعیت نمی‌تواند آن جهانِ افسانه‌ای ذهن و روان خود را بسازد، و به مدد قوه تخیل هم موفق به ساختن ماهیت و هویت جدیدش نمی‌شود، خود را ناچار می‌بیند که دست به رفتار و اعمال خشونت آمیز و متوّهم‌گرایانه و توتالیته بزند و در جهان خیالی که برای خودش ساخته است خود را «رستم دستان» بپندارد.  چنین رفتاری را علم روان شناسی، رفتاری روان نژند می‌نامد. لاجوردی محصول رفتاری، روان نژد بود و آن چه را که به نام جهان بینی خود انجام می‌داد  تحت الگوی ماهیتِ روان نژندش صورت می‌پذیرفت که خصوصیات روانی مازوخیست ـ سادیسم را نیز با خود به همراه داشت.  لاجوردی که روزی خود قربانی زندان و امنیت بود، در تبدیلش به قَدَر ـ قدرت، همان را با دیگران کرد که خودش تجربه‌گرش بود. او از زندان، رفتار یک انسان آزادمنش را نیاموخت و به همان دامی افتاد که شکنجه‌گران و زندانبانانش برایش گسترانده بودند، یعنی اضمحلال شخصیت یک زندانی در وجود شکنجه‌گران و زندانبانانش. اگر اسدالله لاجوردی کشتن شخصیت اخلاقی زندانیان را به عنوان فرد در سطح زندان انجام داد و از آن‌ها تواّب ساخت و با گسترش جهان‌بینی‌اش حکم اعدام آن‌ها را داد،، ایرج مصداقی هم چنان کرده و می‌کند. همه یا باید نادم شوند و در حضور جامعه و مردم به ندامت خود اعتراف کنند و یا این که ترور شخصیتی شوند. وجه سومی در آیین ایشان، درکار نیست! 
در شکل قیاس، همین واکنش و رفتار از ایرج مصداقی نمایان می‌شود:
اگر لاجوردی برای زندانیان حکم شلاق بر کف پا و کمر را صادر می‌کرد. ایرج مصداقی همان شلاق را به دست گرفته و به پیکر روان و شخصیت حقوقیِ انسان‌های دیگر می‌کشد و روان و شخصیت افراد را نشانه می‌رود. یعنی همان کاری را که شکنجه‌گرانش با او در زندان کردند، اکنون او با هر کسی که به هر دلیلی مخالف با او باشد می‌کند. این گونه است که از پدیده زندان، معضلی به نام اسدالله لاجوردی و ایرج مصداقی بوجود می‌آید. و اگر این پدیده‌ای امنیتی و معضلی از زندان و شکنجه نیست پس چیست؟ پاسخ را به خوانندگان رجوع می‌دهم.
و حال این سوال مطرح می‌شود: آیا با پرخاشگری، اهانت و توهین، برچسب زدن بر این و آن، با رفتاری غیرمتمدنانه و خشونت‌بار و اتورتیه‌مدار،  می‌توان از حقوق پایمال شده انسانهایی دیگر که در اینجا مراد زندانیان (چه سیاسی و یا غیر سیاسی) است پرداخت؟
در ادامه، روانکاو جعلی که پیشتر حمایت افرادی همچون داریوش برادری را کسب کرده، با همنوایی و همراهی آن‌ها تلاش‌های مرا برای مستند سازی به اعمال خشونت تعبير می‌کند:
چیزی که ایرج مصداقی به آن اسناد می‌ورزد و مدعی است که قصد دارد نام و یاد زندانیان سیاسی دهه‌ی شصت را پاس بدارد؟ پاس داشتن یاد و خاطره آن عزیزان به ضرب چاقو و دشنه‌ای در پهلو باید انجام شود؟ باید حرمت و کرامت انسان‌های حقوقی و زنده‌ی دیگر را لگد مال کرد تا خاطره آن عزیزان در ذهن‌ها زنده و پایدار بماند؟ باید به خاطرتشان داد و هوار کرد، با انگشت اتهام و تهدید دیگران را اشاره گرفت؟ باید بر سرشان مانند کربلای حسینی قمه کشید و مصیبت را بازسازی کرد تا یاد و خاطره‌اشان در اذهان باقی بماند؟
 پاسخ من به این سوال‌ها منفی است.  رفتار چنین مدافعی برای حقوق زیر پا گذاشته هر زندانی در نگرش نخست مشمئزکننده و در نوع دوم خود توّهم‌گرایانه است. زیرا بر اساس کلیه رفتار و عملکرد و حتی مطالب نوشتاری ایشان من به این نتیجه رسیدم که او  قبل از آن‌که بتواند به دیگری یا دیگران یاری رساند، نیازمند یاری رساندن به خود است. او که خود را شکست ناپذیر و معمار برگزیده سرشت و سرگذشت زندانیان دهه‌ی شصت و الهام بخش زندانیان قلمداد می‌کند و چنان رفتار می‌کند که گویی همه با عجز و التماس از او، دست یاری به طرفش گشوده‌اند و حال در برابر رنج ایشان مسئول و عامل هستند و باید به مَرّمت ایشان برخیزند و دست همت بالا برند، و حتی گروهی را به زور مجبور می‌سازد تا به طرف اهداف خیالی‌ای که مطلوب اوست پیش روند و چون آن‌ها  انسان‌های آزاد و  عاقل و مختارند و نمی‌خواهند به چنان مقصدی بروند که ایشان آن را تعیین کرده و می‌کند، و از سوی دیگر، همه هم نمی‌پذیرند که به انسانی تبدیل شوند که ایشان مورد نظرشان است، که مانند ایشان یک جور فکر کنند، یک جور لباس بپوشند، یک جور غذا بخورند، یک جور بخوابند و غیره، لاجرم دست به واکنشی تکرار‌ی می‌زند و آن، استفاده کردن از روش ارعاب و خشونت و بکار بردن وسایلی در جهت ابراز این خشونت است، که در این جا و در مورد ایشان، ابزارهای مورد استفاده‌شان، توسل به دشنام، ورود و تجاوز به حوزه شخصی و خصوصی افراد، اتهام بر اصل و اصولی مُتوّهم گرایانه، بازخواست و توهین به کرامت انسانی، تحقیر و مورد تمسخر قرار دادن دیگران در جهت سرکوب و ترور شخصیت روانی و اجتماعی افراد  و ساختن پرونده‌ای جعلی برای آن‌ها است.[8]
می‌بينيم که همياری امنيتی‌ها و افرادی که مدعی نظرات مترقی هستند با شخصی نظير کتايون آذرلی چگونه توانسته معجونی فراهم کند که از جعل ودروغ نظريه بپردازد و اتهام های رذيلانه را با مفاهيم تئوريک بزک کند و انتشار دهد.
 
ادامه سناریوسازی و همیاری و همدلی با دستگاه امنیتی
آیا همدستی و همگامی روانکاو جعلی و «روانشناس و روان‌درمانگر» اکثریتی تنها نمونه علیه من است؟ پاسخ منفی است. این رشته سر دراز دارد.
مسعود افتخاری آخرین نمونه از «روانکاو»‌های بی‌پرنسیب و بی‌شخصیت است که به صحنه آورده شد. مجید خوشدل که در «خودشیفتگی» یک نمونه کمتر دیده شده است بعد از ۶ سال سکوت و زندگی در خفا، ناگهان ظهور کرد و یاد موضوع «خودشیفتگی» در میان اپوزیسیون و نمونه‌ی مشخص آن که من باشم افتاد.  [9]
درحالی که فرقه رجوی و اعوان انصارش از حسن داعی گرفته تا علی جوانمردی و حقه‌بازانی همچون امیرعباس فخرآور و ویکتوریا آزاد و گردانندگان  مشکوک «آمد نیوز» یک صدا جار می‌زدند که دستگیری حمید نوری توطئه‌ی دستگاه امنیتی است[10] وی به سراغ مسعود (ستار) افتخاری «روان‌شناس»‌ مقیم سوئد رفت که خود از «خودشیفتگی»‌ رنج می‌برد. افتخاری یکی از مسئولان سابق فرقه رجوی است که در استکهلم با چراغ خاموش حرکت می‌کند و حرفی از گذشته‌اش نمی‌زند. این دو در یک هماهنگی از پیش تعیین شده گفتگویی را ترتیب دادند تا روانکاو مدعی ثابت کند نقطه‌نظرات بیان شده از سوی من در مورد حسن داعی ناشی از «خودشیفتگی» است! چرا که به گفتگوی داعی و علیرضا میبدی در مورد امنیتی دانستن دستگیری حمید نوری حمله کرده بودم و این به حضرات سخت گران آمده بود.
امکان این بود که به دلیل زیرپا گذاشتن اصول مسلم پزشکی برای افتخاری مشکلات حقوقی ایجاد کنم اما از انجام آن خودداری کردم. مسئله‌ی من حمید نوری بود و نه «خودشیفتگانی» همچون خوشدل و افتخاری که جدی گرفته نمی‌شوند.
اما آیا شرح آن‌چه رفت تنها به من مربوط است؟ از نظر من پاسخ منفی است و به کل اپوزیسیون مربوط می‌شود. اما همانطور که انتظار می‌رفت کوچکترین واکنشی نشان داده نمی‌شود. کلاه خود را قاضی کنید اگر چنین افتضاحی را من رقم زده بودم و یا در آن مشارکت داشتم، حضرات سکوت اختیار می‌کردند؟‌
با این حال خرسندم که سایت ایران گلوبال با صدور اطلاعیه‌ای با عنوان «توضیح درباره حذف دو مقاله در ارتباط با ایرج مصداقی!»[11] در اقدامی مسئولانه ضمن پذیرش اشتباه خود مقالات این به اصطلاح «روانکاو» حقه‌باز را حذف می‌کند و کیانوش توکلی مسئول سایت ایران گلوبال در یک برنامه تصویری توضیحات روشنگرانه‌ای می‌دهد که جای قدردانی و  تشکر دارد.[12] نکته‌ی جالب توجه اتهامات جدیدی است که اژدر بهنام ویراستار سناریوی «روانکاوی» متوجه من می‌کند. منی که به جز حقیقت در مورد او چیزی نگفتم. او حتا پس از برملاشدن ماهیت آذرلی حاضر نمی‌شود در مورد رابطه‌اش با وی و شناختی که از او دارد سخن بگوید.[13]
کتایون آذرلی نیز که متهم اصلی است، ساکت مانده و خود را مخفی کرده است. در یک جامعه مدرن وقتی چنین افتضاحی برملا می‌شود همه‌ی آن‌هایی که اطلاعی از نویسنده دارند و یا به نوعی مورد سوءاستفاده‌ی او قرار گرفته‌‌اند به سخن می‌آیند و ناگفته‌ها را بیان می‌کنند. اما در این‌جا نیز همه‌چیز برعکس است.
 
چرا کتايون آذرلی ؟
برای آن که نشان دهم چگونه و چرا دستگاه امنیتی کتایون آذرلی را انتخاب کرد و چنین مسئولیتی را به او سپرد بایستی به گذشته برگردم و توضیح دهم کتایون آذرلی کیست و چگونه پا به عرصه جامعه سیاسی ایران گذاشت و مورد توجه برخی از مدعیان «چپ» قرار گرفت.
بررسی شخصیت و گذشته‌ی او از این بابت مهم است که توطئه‌ دستگاه امنیتی حول شخصیت او شکل می‌گیرد و سپس همراهانی نیز در میان اپوزیسیون پیدا می‌کند.
کتایون آذرلی با کتاب «مصلوب» در جامعه تبعیدی معروف شد. او که خود را دارای «افکار چپ» معرفی می‌‌کند، در روایتی سراسر نادرست از زندان مشهد و نیشابور، با دست‌درازی و دست‌برد به کتاب‌ها و خاطرات زندانیان سیاسی و بهره‌‌ گیری ناشیانه از آن‌ها و قوه‌ی تخیل شخصی و احتمالاً کمک‌های دیگران، به گسترش بازار سیاه تقلب و جعل در ارتباط با خاطرات زندان، ابعاد جدیدی می‌ٔهد. 
او که هر روز به رنگی در می‌آید و ادعای جدیدی طرح می‌کند متولد ۱۳۴۵ است. اما در زندگینامه‌ی سراسر دروغی که برای خود دست‌وپا کرده خود را چنین معرفی می‌کند:
هنرمند و نویسنده‌ای است پر کار و شناخته شد[ه].  او از چهارسالگی به عنوان دُبلر در رادیو و تلویزیون مشهد شروع به کار کرد و اجراهای چشمگیری را در این برنامه‌ها بوجود آورد. بعدها به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پا گذاشت و با آن که کودکی خردسال بود در کنار عباس کیارستمی و سیمین قدیری به نقش آفرینی پرداخت و جزء رقصندگان باله در آمد. او در هفتمین جشنواره  پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۱ که با حضور ۱۲۰۰۰۰کودک در تهران برگزار کردید، نقش آفرینی کرد و مقام اول نقش کودک  را در فیلم شکار سرخپوستان به کارگردانی ژاله تابنده از آن خود نمود.[14]
ساختمان راديو و تلويزيون خراسان یک سال بعد از ادعای شروع به کار او در آن، در مهرماه سال ۱۳۵۰ افتتاح شد. همچنین بچه‌ی ۴ ساله متن ترجمه شده را نمی‌تواند از رو بخواند و به جای دیگران صحبت کند.
عباس کیارستمی فیلمساز است و سیمین قدیری خواننده، کتایون آذرلی در مشهد زندگی می‌کرده و این دو در تهران. قدیری در «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» نبوده است. در کجا و در چه رابطه‌ای با آن‌ها به نقش‌آفرینی پرداخته است؟ ادعای رقص باله توسط او از آن حرف‌هاست.
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان جشنواره‌ای با حضور ۱۲۰۰۰۰ کودک در سال ۱۳۵۱ نداشته که وی در آن نقش‌آفرینی کند. استادیوم یکصد‌هزار نفری آریامهر در سال ۱۳۵۳ افتتاح شد و بزرگترین استادیوم ایران تا آن موقع امجدیه بود که گنجایش ۲۵ هزار نفر دشت.
این کانون در سال ۱۳۵۱هفتمین جشنواره فیلم کودکان را برگزار کرد. او آگاهانه «فیلم کودکان»‌را حذف می‌کند. این تعداد کودک فیلم‌های جشنواره را تماشا کردند نه این که در جشنواره‌ای حضور داشتند. چنین فیلمی که محصول ایران باشد وجود ندارد. کارگردانی به نام ژاله تابنده که چنین فیلمی ساخته باشد در سینمای ایران نیست. آذرلی نمی‌تواند بازیگر فیلمی که ساخته نشده و کارگردانی که وجود نداشته، باشد. این نابغه همچنین مدعی می‌شود:  
در سن شش سالگی جزء تیزهوشان قرار گرفت و وارد دبستان شبانه روزی آریان در مشهد شد. دوران متوسطه تحصیلی خود را در مدرسه روش نو گذراند و با زبان های انگلیسی و آلمانی آشنایی یافت.
این فعالیت‌ها با انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ خاتمه یافت و او نیز همچون زنان هنرمند دیگر ممنوع الکار شد.
دبستان شبانه‌روزی آریان در مشهد وجود نداشت. داروخانه شبانه‌روزی آریان هست. آذرلی یادش نیست در «مصلوب»‌ می‌نویسد در دوران دبستان شب در خانه مشق‌هایش را می‌نوشته و صبح در مدرسه معلم آن‌ها را خط می‌زده است.
وی به علت ازدواج در دوران تحصیل در مدرسه شبانه تحصیل می‌کرد. این نابغه در ۲۵ سالگی دیپلم گرفته است. دختر بچه‌ی ۱۲ ساله به تعبیر او جزو زنانی است که در سال ۵۷ ممنوع‌الکار می‌شود! از بچگی با بزرگترین شعرا و نویسندگان ایران هم‌سخن و هم‌نشین و هم‌کلام بوده است:
او با محفل های ادبی زادگاه خویش همکاری داشت. انجمن فرخ یکی از این انجمن ها بود که او به عنوان جوان ترین دوشیزه ی غزل سرا در کنار شاعر نامی، زنده یاد مهدی اخوان ثالث و محمد قهرمان مطرح گردید و در جوار آن ها شعر سرود.
در انجمن فرخ بزرگان شعر خراسان جمع می‌شدند. اخوان ثالث از دهه‌ی ۲۰ شمسی در تهران زندگی می‌کرد. کتایون آذرلی داستان سر هم می‌کند و نمی‌گوید چه سالی با اخوان و قهرمان هم‌نشین بوده است.  
در سال ۱۳۶۳ دستگیر و زندانی شد. در سال ۱۳۶۷ از زندان رها گردید و با نام‌های مستعار خاوری و رستار به فعالیت‌های ادبی و فرهنگی خویش ادامه داد. نخستین نمایشگاه نقاشی خود را در گالری سیران و دومین آن را در گالری دکتر مختاری برگزار کرد که با استقبال چشمگیری رو به رو شد.
او یک روز در عمرش زندان نبوده است. در کتاب «مصلوب» مدعی شده است که دومین نمایشگاه نقاشی‌اش در گالری سیران مشهد بوده است. این‌جا یادش رفته و می‌گوید «نخستین».
او در مورد سوابق سینمایی‌اش می‌نویسد:
در سال ۱۳۶۹ به پیوستن به سینمای جوان مشهد پیوست و با نوشتن فیلمنامه آرزو در فستیوال ایگووالادا در اسپانیا جایزه ی تندیس بلورین را به خود اختصاص داد. و بعد از آن به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه مشغول شد. فیلم انیمیشن بره و گرگ. حنایی. با استخدام شدنش در شرکت فرهنگی و هنری عاشورا به ساختن فیلم های کودکان و نوجوانان و انیمیشن پرداخت و تصویر ساز کتاب های کودکان قرار گرفت.
در سال ۱۳۷۰ با فیلمنامه‌ی رویای بلورین در چشنواره ی کن حظور یافت و تندیس زرین را از آن خود کرد. در همین سال به اخذ دیپلم خویش در رشته فرهنگ و ادبیات نائل آمد و وارد دانشگاه فردوسی مشهد در همین رشته گردید.
اشکالات نگارشی و املایی به کسی که ادعای نویسندگی و شاعری و ... دارد برمی‌گردد. تحصیل در دانشگاه فردوسی مشهد ادعای جدید آذرلی است که البته واقعیت ندارد. رشته «فرهنگ و ادبیات» وجود خارجی ندارد. رشته «زبان و ادبیات فارسی» هست. حتی در دبیرستان نیز رشته فرهنگ و ادبیات نیست که کسی دیپلم آن را بگیرد. در دهه‌ی ۶۰ رشته «انسانی» یا «علوم انسانی» بود.
در کتاب «مصلوب»، آذرلی نمی‌دانست در کدام فستیوال جایزه گرفته، برای همین نوشته بود فستیوال خارجی. وقتی در کتابم به موضوع اشاره کردم، مدعی فستیوال اسپانیا شد. این بار ایگووالادا را اضافه کرده است.
ایگوالادا Igualada یک فستیوال فیلم کوچک است که هرساله در نزدیکی بارسلونا برگزار می‌شود. این فستیوال در سال ۲۰۰۳ تأسیس شده است و به نمایش فیلم‌هایی که در اروپا ساخته شده می‌پردازد. [15]
بنابر این در سال ۹۰ میلادی ۱۳ سال قبل از تأسیس‌اش نمی‌‌توانست به فیلمی جایزه دهد که در ایران ساخته شده. فستیوال کن آنقدر مشهور است که تنها یک دیوانه می‌تواند مدعی برنده شدن تندیس زرین آن شود.
آذرلی در بیوگرافی جعلی که برای خود ساخته چنین ادامه می‌ٔهد:‌
به کانون نویسندگان در ایران پیوست و با  محمد مختاری، هوشنگ گلشیری، سیمین بهبهانی، غزاله علیزاده و دیگران حشر و نشر یافت. در همین سال مجددا دستگیر شد و پس از سه ماه آزاد شد. در سال ۱۳۷۵ جلای وطن کرد و به آلمان گریخت. 
به جز «دیگران» همه‌ی نویسندگانی که با آن‌ها «حشر و نشر داشته» درگذشته‌اند. یادش رفته منصور کوشان را بنویسد. در سال‌های یاد شده کانون نویسندگان محلی نداشت و جمع مشورتی به دنبال فعال کردن آن بود.
او در مورد «نشر و حشر» با نویسندگان آلمانی می‌نویسد:‌
در آلمان به کانون نویسندگان در تبعید و انجمن قلم پن آلمان و ایران راه یافت و طولی نکشید که با نویسندگان آلمانی نشر و حشر یافت.کونته گراس. توماس برندهارت.ریچارد داوید. مایکل فرانکل (روان شناس) لودویک هافکه (روان پزشک) آشنا گردید و در جوار آن ها قلم زد.[16]
او پس از سه دهه زندگی در آلمان نمی‌داند گونتر گراس درست است و کسی به نام «کونته» نداریم. نویسنده‌‌ی آلمانی به نام توماس برندهارت و ریچارد داوید وجود خارجی ندارند. نزدیک‌ترین نام نیکلاس توماس برن‌هارد نویسنده اتریشی است که در سال ۶۸ درگذشته است. روانشناسی به نام مایکل فرانکل نداریم. ویکتور فرانکل است که در شهریور ۱۳۷۶ درگذشت. لودویک هافکه یکی از شخصیت‌های فیلم «سرزمین مین»  کارگردان دانمارکی مارتین زندولیت است. نقش وی را اسکار باکلمان بازی می‌کند. 
آذرلی خود را تیزهوش، دوبلور، بازیگر سینما، خواننده، بالرین، شاعر، نویسنده، نقاش، فیلم‌نامه‌نویس، سازنده  فیلم‌های کودکان و نوجوانان و انیمیشن و تصویر ساز کتاب‌های کودکان و ... معرفی می‌کند و در همه‌ی این عرصه‌ها نیز سرآمد است. او همراه و همکار کیارستمی و سیمین قدیری و اخوان ثالث و محمد قهرمانی و سیمین بهبهانی و گلشیری و محمد مختاری و غزاله علیزاده و ... بوده است. نمایشگاه‌های نقاشی‌اش در آلمان نیز برگزار شده و مورد استقبال قرار گرفته اما هیچ عکس و تصویری از این نمایشگاه‌ها وجود ندارد.
اگر از زندگینامه سراسر جعلی که آذرلی برای خود ساخته بگذریم، وی خاطرات زندان را نیز کالایی جهت مطرح شدن خود یافته است. وی در جلد یک زندانی سیاسی زن مقاوم خود را قربانی تجاوز و انواع و اقسام شکنجه‌های هولناک معرفی می‌کند تا افکار عمومی را متوجه خود کند. متأسفانه بدون آن که تأملی در ادعاهای او شود، مورد استقبال برخی «فمینست‌»‌ها قرار می‌گیرد و پایگاهی هم در سایت‌های «اخبار روز» و «ایران امروز» و «عصرنو» و «ایران گلوبال» پیدا می‌کند و نوشته‌ها و شعرهای به سرقت‌برده شده را به نام خود منتشر می‌کند. گاه نقد کتاب و شعر هم می‌کند که معلوم نیست چه کسی زحمت آن‌ها را برایش می‌کشد چون خود از کمترین سواد و توانمندی در این زمینه برخوردار نیست. همسر آذرلی نیز که دکتر «روانکاو» است به جای بستری کردن و مداوای وی، با سکوت‌اش اجازه می‌دهد وی به دروغگویی‌هایش در جامعه ادامه دهد و آلت دست سرویس امنیتی شود. از نظر من مسئولیت همسر وی بیش از خود اوست. 
او برای خود مصاحبه‌ی خیالی و جعلی ترتیب می‌دهد و تا دلتان بخواهد جفنگیات سر هم می‌‌کند. به این نمونه توجه کنید. «مصاحبه‌ی دکتر علی کوزی ربانی رودر روی با بانو کتایون آذرلی».[17] چنین «دکتر»ی وجود خارجی ندارد. اما آذرلی خطاب به او به شکل مسخره‌ای می‌گوید در ۱۱ سالگی شعر زیر را سروده است:‌
مشکوکم به هر چه کار مثبت و عالی ست
مشکوکم به مجلس پنچشنبه ها که صاحب خانه بر پا می کند
و وانمود می کند که پاک است و پرهیزکار 
من از پاسبانی که قند قهوه خانه‌ی عرب را می دزد 
و به راحتی سوت می زند 
بیزارم
من می خواهم هر وقت که دلم می خواهد 
راه برم
در همین به اصطلاح مصاحبه «دکتر کذایی»‌ از آذرلی می‌پرسد:‌
خانم آذرلی من می توانم با صراحت از شما بگویم که وقتی ما در ادبیات معاصر ایران و شعرش سخن می‌گوییم، به ناگاه نام شما در کنار نام اخوان و فروغ می‌آید. به شما در خصوص این دو شاعر مراجعه می‌شود و ارجاع شما به آن دو همواره از روی شناخت بوده. لطف بفرمایید بگویید به ما این دو شاعر چه تاًثیری بر شعر شما داشته اند؟
و او در پاسخ با اعتماد به نفس می‌گوید:‌
هیچ. هیچ تاًثیری نداشته‌اند. من فقط به عنوان یک ادیب شاعران خود را شناخته‌ام.(در مورد اخوان اما با محشور و محجور بوده ام) و اگر از آن ها سخن رانده ام بر اساس شناختم نسبت به ادبیات معاصرم بوده است. 
«دکتر کتایون آذرلی» در گفتگو با یک نابغه دیگر مدعی می‌شود ویکتور فرانکل پایه‌گذار «اگزیستانسیالیسم» است. و مشتی پرت و پلا و سخنان بی‌سروته و بی‌معنی تحت عنوان تز دکترایش ردیف می‌کند. [18]
او پانزده سال قبل مدعی بود که تومور مغزی دارد و با مرگ دست‌‌وپنجه نرم می‌کند و حالا مدعی است که دو بچه‌اش درگذشته‌‌اند. [19]
در چاپ اول خاطراتم در مورد کتاب «مصلوب» نوشتم:
به ضرس قاطع می‌توانم بگویم که هیچ روایت واقعی یا حتا نزدیک به واقعیت در ارتباط با مسائل زندان، در این کتاب یافت نمی‌شود. تولید و نشر این گونه آثار، خوانندگان را بر سر دوراهی پذیرش رنج‌نامه‌ی واقعی کسانی که در زندان‌های جمهوری اسلامی جوانی‌شان پرپر شده است، قرار می‌دهد. این‌گونه «خاطره‌نویسی»‌ها، تنها به لوث شدن جنایت‌‌های رژیم کمک می‌کند و سایه‌ای از شک و تردید بر همه چیز می‌اندازد.
و به ذکر نمونه‌هایی در ده‌ها صفحه اکتفا کردم تا گفته‌هایم مستند و دقیق باشد.[20]
 
همیاری با جاعلان به سود امنیتی ها
در این مقاله نیز با ذکر نمونه هایی چند ، به ضرورت نقل قول‌هایی گاه طولانی آوردم تا بی دلیل و مدرک سخن نگفته باشم.
این نقدهای مستدل طبیعتاً می بایست موجب برخورد به جعلیات کتایون آذرلی می‌شد. شاید اگر چنین کاری صورت می گرفت آذرلی در کار جعل بدون پروا پیش نمی رفت و محمل اجرای مقاصد امنیتی‌ها قرار نمی گرفت اما در عمل چه شد؟
دریغ که درست برعکس، کتایون آذرلی مورد حمایت برخی از  مدعیان «تفکر و روشنگری» همچون داریوش برادری و  کنشگران مدعی «دادخواهی» همچون بابک عماد قرار گرفت. از سوی دیگر به فیلم هنرمند ترقی خواهی مثل رضا علامه زاده هم راه یافت و مردم با جعلیات او گریستند.
همین نوشته‌ی مستدل من اگر در یک جامعه مدرن انتشار می‌یافت، باعث حذف کسی که خود را به دروغ در صف زندانیان و قربانیان تجاوز جا زده می‌شد. اما متأسفانه در جامعه‌ی عقب‌مانده‌ی ما موجب ارتقای موقعیت او شده و تازه به تریبون‌های مختلف دست می‌باید و مدعی می‌شود.
کسانی که می‌باید در ردیف اول تلاش برای بیرون راندن یک شخصیت جعلی از صف خود باشند اتفاقاً به همراهی و همیاری با او می‌پردازند.
در ضدیت با من که تأکید کرده بودم وی مطلقاً سیاسی و زندانی نبوده، بابک عماد و «کانون زندانیان سیاسی در تبعید» او را به عنوان «زندانی سیاسی چپ» و افشاگر تجاوز در زندان‌های جمهوری اسلامی و زنی عصیانگر به استکهلم دعوت کرد تا در هفدهمین سالگرد کشتار ۶۷ سخنرانی کند.[21]
این کانون در اطلاعیه‌ی خود مدعی شد:
سخنان تکان‌دهنده نينا اقدم و کتایون آذرلی که در زندان‌های رژیم مورد تجاوز قرار گرفته بودند، آن چنان فضای سنگينی در سالن ایحاد کرد که جمعيت حاضر در سالن را شدیدا تحت تاثير قرار داد. مریم نوری به بازگوئی خاطرات خود در باره زندان زنان و مرگ همسرش که در جریان قتلعام هزاران زندانيان سياسی در تابستان ۶٧ به جوخه مرگ سپرده شد و نقد فضای حاکم بر روابطه زندانيان در زندان زنان پرداخت.
به این ترتیب بابک عماد یاد و خاطره هزاران زندانیان سیاسی قتل‌عام شده را ملعبه دست یک زن دروغگو و بیمار کرد.
کار را به آن‌جا کشاندند که وقتی مهشید راستی در نقد گفته‌های کتایون آذرلی در این برنامه مقاله‌ای نوشت، به دفاع  از آذرلی و دروغ‌هایش برآمدند و بهروز برومند در تأیید ادعاهای جعلی او به مهشید راستی حمله کرد و «راستی» او را زیر سؤال برد. [22]
کانون زندانیان سیاسی به منظور تکمیل سیاه‌کاری‌اش او را روانه‌ی «رادیو همبستگی» کرد تا همچنان به بیان دروغ‌هایش بپردازد.
تا این‌‌جا برخی از نیروهای «چپ» بودند که کوته‌فکرانه آذرلی را از خود دانسته و تریبون در اختیارش می‌گذاشتند تا هرچه دل تنگش می‌‌خواهد بگوید.
با وجود روشنگری‌هایی که در مورد آذرلی شده بود او در فیلم مستند رضا علامه‌زاده ظاهر می‌شود و همچون ملایی کارکشته داستانی جعلی در مورد تجاوز سرهم می‌کند و به خورد بیننده بی‌خبر از همه جا می دهد. صدای آمریکا و تلویزیون‌های لس‌آنجلسی نیز بی‌دریغ آن را پخش می‌کنند و کلی گریه و اشک از چشم ببینده فریب‌خورده می‌گیرند.[23]
با یک جستجوی ساده‌ی اینترنتی می‌شد پی برد سوژه‌ای که مدعی‌ دریافت جایزه یک فستیوال فیلم بین‌المللی شده راست  نمی‌گوید.
دستگاه امنیتی که متوجه‌ی خریدار پیدا کردن داستان‌های جعلی در میان «اپوزیسیون» شده بود، خود آستین‌ها را بالا زد و این بار مستقیماً از طریق «حاج‌ رضا رضایی» وارد میدان شد و با فریب مسعود نقره‌کار بیش از ۴۰ روایت جعلی در مورد زندان‌های جمهوری اسلامی در پربیننده‌ترین سایت‌ها انتشار داد.
یکی از این روایت‌ها، تأیید جعلیات کتایون آذرلی در «مصلوب»  بود. دستگاه امنیتی به وسیله‌ی «حاج‌رضا» به دفاع از او و جعلیاتش در مورد تجاوز و شکنجه پرداخت تا بلکه اعتبار ادعاهای من و روشنگری‌ام راجع به چهره‌های امنیتی و تلاش برای مستند‌سازی جنایات دهه ۶۰ را زیر سؤال ببرد.
«حاج رضا» و کتایون آذرلی با وساطت بهرام مشیری که ناآگاهانه در این پروژه قرار گرفته بود، برنامه‌ی مشترکی را به منظور تأیید محتوای کتاب «مصلوب» هماهنگ می‌کنند و مسعود نقره‌کار که ناآگاهانه در دام آن‌ها قرار داشت آن را تحت عنوان «ماجرای زندانی حامله‌ای به نام کتایون آذرلی» تایپ و انتشار می‌دهد. [24]  تا به زعم خود من را تحت فشار قرار دهند. [25]
در مقاله‌ای که همان موقع نوشتم پرده از توطئه‌ی مشترک دستگاه امنیتی و کتایون آذرلی برداشتم و اسناد جدیدی را نیز منتشر کردم که دیگر کوچکترین تردیدی در دروغگویی آذرلی باقی نمی‌گذاشت. [26] اما همان اسناد و مدارک متقن و غیرقابل خدشه موجب دشمنی بیش از پیش «روانشناس و روان‌درمانگر ارشد» و بقیه بوقچی‌هایی شد که زیر مقالات منتشر شده علیه من نظر می‌گذاشتند.
با این حال کتایون آذرلی با هدف تشکر از تلاش مسعود نقره‌کار برای تخریب من و تأیید جعلیات او ابتدا نقد مثبتی راجع به کتاب «بچه‌های اعماق»[27] و سپس «زنگی های گود قدرت»[28] منتشر کرد که نویسنده آن خودش نیست. این نوشته نیز مورد پسند سایت‌های منتسب به «چپ» قرار گرفت. خوشبختانه مسعود نقره‌کار که متوجه فریب دستگاه امنیتی شده بود دیگر وارد ماجرا نشد و مانند بعضی از حضرات سیاه‌کاری را ادامه نداد. آذرلی همچنان بعد از رسوایی‌های بسیار مورد توجه سایت‌های منتسب به بخشی از «چپ»‌ است.
چنانچه ملاحظه می‌شود کتایون آذرلی همچون نخ تسبیحی است که امنیتی‌ها، فرقه رجوی و برخی مدعیان دادخواهی و «روان‌درمانگر‌های ارشد» را به هم وصل می‌کند.
 
 
ایرج مصداقی
۲۰ بهمن ۱۴۰۰
 
 
 


[1] https://www.pezhvakeiran.com/pfiles/conspiracy-chap-201611.pdf

[2]  https://iranglobal.info/node/93020

[3]   https://iranglobal.info/node/46344

[4]  روشنگری من در مورد سوابق فریدون ژورک که به خدمت رجوی درآمده بود موجب خشم رجوی و فرقه‌اش شد. ژورک یک تواب فعال زندان بود که بیشترین همکاری را با جانیان داشت. او پس از آزادی نیز در توطئه‌های تروریستی رژیم مشارکت داشت. رجوی با سناریویی که شخصاً نوشته بود ژورک را واداشت که مدعی شود در زندان اوین، من در شعبه هفت که پایم به آن‌جا نرسیده بود، با بازجویان همکاری می‌کردم. کتاب های دادستانی را در ۲۱ سالگی می‌نوشتم و بر اساس کتاب‌هایی که من می‌نوشتم ژورک سناریوی فیلم تهیه می‌کرد. به این ترتیب رجوی متوجه شد که من از سال ۶۰ نفوذی بودم.

[5]  https://www.pezhvakeiran.com/pfiles/conspiracy-chap.pdf

[6]   https://iranglobal.info/node/18722

[8]   https://www.aftabkaran.com/2017/02/10/%D9%84%D8%A7%D8%AC%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%AC-%D9%85%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86/

[9][9]   http://www.azadi-b.com/J/2020/07/post_183.html

[10]  آن موقع در این سناریوسازی هادی خرسندی هنوز به خدمت دستگاه رجوی درنیامده بود. او در بحبوحه صدور کیفرخواست حمید نوری توسط دادستان متخصص امنیتی شد و با زدن یک سور به بقیه ضمن امنیتی خواندن دسگیری نوری تشکیل دادگاه رسیدگی به جنایات وی را سرکار گذاشتن اپوزیسیون از سوی رژیم معرفی کرد تا به کارهای مهم‌تر نپردازند. باز هم علیرضا میبدی شریک او در طرح این خزعبلات بود.

[11] https://iranglobal.info/node/92852

[12] https://iranglobal.info/node/92923

[13]   https://iranglobal.info/node/93020

[14]   https://iranglobal.info/node/73400

[15]  https://www.enforex.com/culture/film-festivals.html

[16]   https://iranglobal.info/node/73400

[17]  https://iranglobal.info/node/78756

[18]   https://iranglobal.info/node/80066

[19]  https://iranglobal.info/node/78756

[20]  https://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-10231.html

[21]   http://www.kanoon-zendanian.org/PDFs/PaltalkYadman.pdf

[22]   https://news.gooya.com/politics/archives/2005/09/036431print.php

[23]  https://www.youtube.com/watch?v=X5WqReKEcZQ&ab_channel=VOAFarsi

[24] http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=22045

[25]   پیشتر کتایون آذرلی در هماهنگی با فرامرز فروزنده برنامه‌ساز مقیم کالیفرنیا توطئه‌ای را علیه من برنامه‌ریزی کرده بود.

[26]  https://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-43934.html

[28]   http://www.lajvar.se/1395/11/15/54268/

منبع:پژواک ایران


ایرج مصداقی

فهرست مطالب ایرج مصداقی در سایت پژواک ایران 

*خیزش ۱۴۰۱؛ حکومت «به دنبال گردن برای طناب دار» [2022 Dec] 
*چقدر می‌توان به پرونده ایران در «شورای حقوق بشر» امید بست؟ [2022 Nov] 
*شادی صدر و شادی امین و تجاوز به زنان در زندان [2022 Nov] 
*سوابق سیاه عبدالرضا مصری، مدافع کشتار معترضان بلوچ [2022 Nov] 
*بدون نیروی جانشین، غرب با انقلاب ایران همسو نمی‌شود [2022 Nov] 
* از مشهد تا شیراز؛ آیا حمله شاهچراغ تکرار سناریویی آشنا نیست؟ [2022 Oct] 
*سرگذشت اوین؛ ریشه‌های هراس از نماد جنایت [2022 Oct] 
*آیا نارضایتی امثال اصغر ناظم‌زاده نشانه شکاف در حاکمیت است؟ [2022 Oct] 
*پشت پرده پرونده مرگ مهسا؛ راستی‌آزمایی گزارش پزشکی قانونی [2022 Oct] 
*راهکارهایی عملی برای جبران انفعال غرب در برابر جمهوری اسلامی [2022 Oct] 
*آیت‌الله منتظری؛ مقام رفیع وجدان در منش یک روحانی استثنایی [2022 Sep] 
*صادق قطب‌زاده؛ از رویای قدرت تا کابوس سقوط [2022 Sep] 
*علی‌اصغر حجازی؛ از سرکوب زنان تا تامین امنیت بیت خامنه‌ای [2022 Sep] 
*قطع رابطه آلبانی با ایران؛ هشدار صریح غرب به جمهوری اسلامی؟ [2022 Sep] 
*سید جواد حجازی؛ تجارت مذهبی و نفوذ سیاسی [2022 Sep] 
*رد پای روابط مافيایی صاحبان قدرت در قتل علی محفوظی [2022 Aug] 
*خنجر «فتوای خمینی» بر گلوی سلمان رشدی و مسئولیت آمران [2022 Aug] 
*محاکمه حمید نوری و نقش کاوه موسوی؛ از مشارکت در دستگیری تا کارشکنی تبهکارانه [2022 Aug] 
*کشتار ۶۷ و سلسله دروغ‌های «دادستانی با اختیارات ویژه» [2022 Aug] 
*نقاشیان با روایت داستان «ترور خمینی» به دنبال چیست؟ [2022 Jul] 
*در «روز جهانی عدالت» جنبش دادخواهی ایران کجا ایستاده است؟ [2022 Jul] 
*افشای توطئه کاوه موسوی همزمان با اعلام حکم دادگاه حمید نوری [2022 Jul] 
* واکنش ایرج مصداقی به اظهارات حسینعلی نیری، مسئول «هیات مرگ» [2022 Jul] 
*کشتار ۶۷ به روایت حسینعلی نیری؛ یک راست و دریایی از دروغ [2022 Jul] 
*اطلاعیه مهم دادگاه ناحیه استکهلم در ارتباط با حکم دادگاه حمید نوری [2022 Jul] 
*ساختار اطلاعاتی و امنیتی سپاه پاسداران [2022 Jun] 
*نقش امیدوار رضایی در لاپوشانی راز مرگ سعید امامی  [2022 Jun] 
*پزشکانی که به دست "جوخه‌های امنیتی" حذف شدند [2022 Jun] 
*پرونده‌سازی برای "عنکبوت مقدس" در متن فاجعه متروپل [2022 May] 
* همکاری مسعود رجوی و دستگاه امنیتی رژیم علیه پرونده حمید نوری عامل کشتار ۶۷ [2022 May] 
*چرا پرونده حمید نوری در خارج از سوئد کلید خورد؟ [2022 May] 
*در ایران بالایی ها هم دیگر نمی توانند حکومت کنند و این سرآغاز انقلاب است [2022 May] 
*اعدام فرخ‌رو پارسا؛ ضديت با سلطنت پهلوی يا زن‌ستيزی آگاهانه؟ [2022 May] 
*کیفرخواست حمید نوری در آینه انتقادها [2022 Mar] 
*محمدی‌ ری‌شهری طراح کشتار سال ۶۷ [2022 Mar] 
*مورس چیست و در زندان چگونه مورس می‌زنند  [2022 Feb] 
*صداهایی از حمید نوری چند ساعت قبل از سوار شدن به هواپیما دارم [2022 Feb] 
*جعل پردازی و سناريو سازی امنيتی نمونه شاخصی از همياری برخی مخالفان  [2022 Feb] 
*علی هاشمی از تأسیسات زندان بیرجند تا ریاست اوین  [2022 Jan] 
*رضا سیف‌اللهی، از دانشگاه و حوزه تا فرماندهی امنیتی و نظامی [2022 Jan] 
*محاکمه حميد نوری؛ دور جديد تبلیغات جمهوری اسلامی  [2022 Jan] 
*از گلزاده غفوری تا محمدعلی زم: جمهوری اسلامی و لباس روحانیت  [2021 Dec] 
*سکان بهداشت و درمان و آموزش کشور در دست چه کسانی است؟ − نمونهٴ سرپرست دانشگاه علوم پزشکی تهران [2021 Nov] 
*سهمیه جدید سپاه قدس در آموزش عالی [2021 Oct] 
*مرگ حاج داوود رحمانی؛ رئیس و شکنجه‌گر زندان قزلحصار [2021 Oct] 
*سردار نجات، یکی از مسئولان سرکوب جنبش‌های اجتماعی و «نجات» نظام را بهتر بشناسیم [2021 Oct] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2021 Oct] 
*سپاه پاسداران؛ از دخالت در انتخابات سازمان نظام پزشکی تا تسلط بر آن [2021 Oct] 
*نگاهی به پرونده اعمال محسن رضایی، به مناسبت منصب جدیدش  [2021 Sep] 
*فاجعه کشتار ۶۷ و «گل‌های داوودی» [2021 Sep] 
*یک چهره‌‌ امنیتی و سرکوبگر، دبیر تازه مجمع تشخیص مصلحت نظام [2021 Sep] 
*در جستجوی عدالت از استکهلم تا استانبول  [2021 Sep] 
*کرونا جان احمد زرگر، قاضی «ناقض حقوق بشر» را گرفت [2021 Sep] 
*دادگاه حمید نوری سیاست مماشات اتحادیه اروپا را هدف قرار داده است [2021 Aug] 
*چگونه نظام پزشکی در ایران به سازمانی حکومتی بدل شد [2021 Jul] 
*میراث رئیسی؛ نابودی استقلال کانون وکلا  [2021 Jul] 
*اژه‌ای در رأس قوه قضائیه؛ خامنه‌ای شمشیر را از رو می‌بندد  [2021 Jul] 
*تشکیل پرونده بین‌المللی برای رئیسی؛ بدیلی عملی برای راهکار غیرعملی عفو بین‌الملل [2021 Jun] 
*نقش ابراهیم رئیسی در دوره انتقالی دادستانی تهران از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۵ [2021 Jun] 
*مدارک تحصیلی جعلی در نظام اسلامی؛ رئیسی تازه‌ترین مورد  [2021 Jun] 
*از بازجویی و شکنجه‌گری در اوین تا حقوقدانی در شورای نگهبان  [2021 May] 
*مسعود رجوی عاقد پیوند نامبارک علی سرابی و فریدون ژورک (بخش یک) [2021 May] 
*واکسن کرونا و راهپیمایی اربعین  [2021 May] 
*ابراهیم رئیسی؛ از گورستان خاوران تا خیابان پاستور [2021 May] 
*مردد بین پوشیدن لباس روحانیت و شخصی [2021 May] 
*از «اکتبر سرخ» و «پرولتاریا» تا ا‌م‌القرا اسلام و «معصوم». [2021 May] 
*افزایش خودکشی و اعتیاد در میان انترن‌ها و رزیدنت‌ها در ایران [2021 May] 
*انستیتو پاستور، همه‌گیری کرونا و واکسن ایرانی [2021 May] 
*ردپای اهمیت استراتژیک یمن برای جمهوری اسلامی در فایل صوتی ظریف  [2021 Apr] 
*مشکلات نظام پرستاری در ایران [2021 Apr] 
*سیر انحطاط و رذالت – نمونه احمد میراحسان [2021 Apr] 
*شگردهای اتاق‌های فکر جمهوری اسلامی در زمینه انتشار اسناد جعلی [2021 Apr] 
*تعیین تاریخ محاکمه حمید نوری؛ دادگاهی بی‌سابقه در سوئد  [2021 Mar] 
*توطئه‌ی فرقه‌ی رجوی علیه ایرج مصداقی و دادگاه حمید نوری [2021 Mar] 
*شورای نگهبان، دستگاه قضایی و روابط انگلیسی [2021 Mar] 
*آزمون آزموده؛ چرا اروپا در برابر اقدامات تروریستی ایران قاطع نیست؟  [2021 Feb] 
*«مجاهد پرکینه» دست به دامان سیاستمدار نژادپرست «آمریکایی» [2021 Jan] 
*فرمان کرونایی خامنه‌ای و قبله درمانی نزدیکان رهبر [2021 Jan] 
*اصلاح‌طلب دست‌ساز چگونه از خود دفاع می‌کند؟ [2021 Jan] 
*یکی از شخصیت‌های «اصلاح‌طلبیِ»عامل سازمان اطلاعات سپاه و بیت رهبری: محمد زارع گشتی فومنی [2021 Jan] 
*بحران کرونا در ایران؛ واکسن داخلی یا خارجی؟ [2020 Dec] 
*من و شما و روح‌الله زم [2020 Dec] 
*ممنوعیت پیوند اندام ایرانیان به اتباع خارجی  [2020 Dec] 
*آیا موساد اردشیر حسین‌پور، دانشمند هسته‌ای را ترور کرده است؟ [2020 Dec] 
*آخرین قدم‌ها برای نابودی استقلال کانون وکلا  [2020 Dec] 
*آزادی پژوهشگر استرالیایی در چارچوب «سیاست گروگانگیری که بخشی از سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی است» صورت گرفته [2020 Nov] 
*اتهام بمبگذاری ایران در تایلند؛ آزادی تروریست‌ها به چه قیمت؟  [2020 Nov] 
*مرگ بیماران و آسیب‌های جانی ناشی از سوءمدیریت و فساد سیستم بهداشتی [2020 Nov] 
*داروهای بی‌کیفیت ایرانی و رنج بیماران  [2020 Nov] 
*انتقال محمد مقیسه، یکی از جنایتکاران علیه بشریت به دیوان عالی کشور [2020 Nov] 
*در سالگرد دستگیری حمید نوری جنبش دادخواهی فرصت یک دادخواهی دیگر را از دست داد [2020 Nov] 
*کرونا جان یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ را گرفت [2020 Oct] 
*محمدجعفر محلاتی، منکر اعدام‌های ۶۷، «استاد صلح» دانشگاه آمریکایی  [2020 Oct] 
*محمدعلی پورمختار: پاسدار، وکیل، نماینده مجلس و متهم به فساد  [2020 Oct] 
*گزارش عفو‌ بین‌الملل و اشتباهات و کمبودهای بیانیه خانواده‌های قتل‌عام شدگان [2020 Oct] 
*ماجرای رستوان کلاب ایبریا در تفلیس و تصحیح خطایم در مورد هلدینگ بین‌المللی آدونیس [2020 Oct] 
*امیرعباس سهراب‌بیگ از معاونت دستگاه قضایی تا کلاب‌داری در گرجستان [2020 Sep] 
*«صداهای یک کشتار جمعی» راه دادخواهی را به مجامع بین‌المللی باز می‌کند [2020 Sep] 
*قدرت و فقاهت – نمونه یوسف صانعی [2020 Sep] 
*چتر حمایتی کانادا و اروپا بر سر عاملان پرونده هسته‌ای ایران ؟ [2020 Sep] 
* روح‌الله حسینیان و کارنامه‌ای سراسر جنایت  [2020 Aug] 
*وکلای کار چاق‌کن در دستگاه قضایی ولایی [2020 Aug] 
*فریب قدرت‌نمایی پوشالی دستگاه امنیتی با دستگیری جمشید شارمهد را نخورید [2020 Aug] 
*دبیر دریابیگی بلوردی، وکیل همدست جانیان در پرونده زم و متهمان جنبش آبان  [2020 Jul] 
*نگاه دستگاه قضایی نظام ولایی به امر وکالت و کانون وکلا  [2020 Jul] 
*وکیلان همدست با نظام شکنجه: مورد گودرز افتخارجهرمی [2020 Jun] 
*مرگ مرجان و تبلیغات گوبلزی فرقه رجوی [2020 Jun] 
*وابستگان فرقه رجوی و دستگاه امنیتی و سلیمانی «کودک کش» [2020 Jun] 
*وکیلان همدست با نظام شکنجه: مورد سیدرضا زواره‌ای  [2020 Jun] 
*دادستان کل آلمان و دادستان ایالت نیدرزاکسن: قاضی منصوری باید در آلمان مورد تعقیب قضایی قرار گیرد [2020 Jun] 
*نمونه‌ای ديگر از همکاری دستگاه امنیتی نظام اسلامی با فرقه رجوی: جعل نامه و سند [2020 Jun] 
*وکیلان همدست با نظام شکنجه: مورد ابوالقاسم ستاریان  [2020 Jun] 
*بیل‌ریچاردسون مواجب‌بگیر فرقه‌رجوی و کارچاق‌کن جواد ظریف و نظام اسلامی  [2020 Jun] 
*دسته گل وزیر اطلاعات دولت روحانی به مسعود رجوی  [2020 May] 
*سکوت اصلاح طلبان در ارتباط با دستگیری حمید نوری و موضع خامنه‌ای درباره‌ی کشتار ۶۷ [2020 May] 
*پاندمی کرونا و موفقیت‌های ادعایی سپاه و بسیج و نیروهای نظامی [2020 May] 
*فساد و سپا‌هی‌گری در شرکت‌های تجهیزات پزشکی و پخش دارو  [2020 May] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2020 Apr] 
*مافیای دارو و پدرخوانده‌هایش  [2020 Apr] 
*سرنوشت عبرت‌انگیز دو زن، فیروزه بنی‌صدر و مریم رجوی [2020 Apr] 
*خشم و کینه‌ی رجوی از چیست و چرا بهتان می‌زند؟  [2020 Mar] 
*سرگذشت مادر عالمه و فرار مسعود رجوی از عراق [2020 Mar] 
*اپیدمی کرونا، تحریم دارو و «ایمنی گله‌ای»  [2020 Mar] 
*رقابت رجوی و خامنه‌ای بر سر فتوای دفن مردگان [2020 Mar] 
*در برابر رژیم هیچ‌ افق روشنی قرار ندارد [2020 Mar] 
*درگذشت یک جنایتکار (دکتر حبیب‌‌‌آلله پیروی) در اثر کرونا [2020 Mar] 
*تشدید جنون رجوی  [2020 Mar] 
*طنز یا تراژدی!‌ فتوای دفن مردگان مسعود رجوی  [2020 Mar] 
*تصحیح و پوزش بابت اشتباهم راجع به شهرام منافی  [2020 Mar] 
*نقش قاسم سلیمانی و ظریف در جراحی بشار اسد و پیامدهای آن [2020 Feb] 
*در نظام ولایی کدام پزشکان «گُم» می‌شوند و چه کسانی بالا می‌روند؟ [2020 Jan] 
*بیل ریچاردسون از مجیزگویی برای مریم رجوی تا معامله با جواد ظریف [2020 Jan] 
*همگونی و همسانی شعارها و مطالبات در دیماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ [2020 Jan] 
*عفونت دندانپزشکی ولایی [2019 Dec] 
*خوی ولایی در عرصه پزشکی و شکستن سوگند بقراط [2019 Dec] 
*همکاری مسعود رجوی و دستگاه امنیتی رژیم علیه پرونده حمید نوری عامل کشتار ۶۷ [2019 Dec] 
*از نوابغ رانتی در عرصه پزشکی پروژه‌ ولاییِ خودی‌سازی در عرصه پزشکی (۳)  [2019 Nov] 
*اطلاعیه مهم [2019 Nov] 
*شکل‌های امتیازدهی به خودی‌ها برای تولید پزشک ولایی  [2019 Nov] 
*جزئیاتی جدید از دستگیری دادیار سابق قوه قضاییه در سوئد  [2019 Nov] 
*اینک صدای قتل‌عام‌شدگان [2019 Nov] 
*عملیات موفقیت آمیز «دادخواهی ۶۷»  [2019 Nov] 
*تاریخچه تصرف عرصه پزشکی کشور توسط دستگاه ولایی [2019 Nov] 
*چند نابغه و عصاره فضائل نظام ولایی  [2019 Oct] 
*حتی همسر جنتی هم هیچگاه از محل دفن فرزند سیاسی‌اش آگاه نشد  [2019 Oct] 
*اپیدمی ایدز و زگیل تناسلی و نقش نظام اسلامی در آن  [2019 Oct] 
*حکومت داعش در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی ایران [2019 Sep] 
*مشارکت گروهی از پزشکان و کادرهای پزشکی سرسپرده در جنایت  [2019 Aug] 
*سرانجامِ «ابن‌سینا»ی حوزه علمیه قم و عضو شورای خبرگان طب اسلامی  [2019 Aug] 
*چرا نظام ولایی نام کشتی گریس ۱ را به آدریان دریا تغییر داد؟ ‏ [2019 Aug] 
*«جهاد علمی» وابستگان نظام ولایی [2019 Aug] 
*من و متهمان ترور‌های هسته‌ای/ نگاهی به گزارش بی بی سی  [2019 Aug] 
*دروغ‌، دروغ و دروغ: وقتی حقیقتِ یک جنایت را وارونه می‌سازند [2019 Jul] 
*مرتضی اشراقی، عضو هیأت کشتار ۶۷، در کسوت وکیل [2019 Jul] 
*پرونده‌ی نفتی: وکیل متهم و شاکی و قاضی، همدست یکدیگر [2019 Jul] 
*وکیل شرکت نفت در پرونده‌ی بابک زنجانی کیست؟‌  [2019 Jun] 
*ایرج مصداقی: جنبش سبز نقطه پایان اصلاحات در ایران بود  [2019 Jun] 
*روح‌الله حسینیان، جنایتکاری در لباس وکیل مدافع [2019 Jun] 
*صادرکنندگان هزاران حکم «اعدام» در مقام وکالت [2019 May] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»  [2019 May] 
*چهل و چهار سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2019 May] 
*در تبریز: جمعی از جانیان در لباس وکالت  [2019 May] 
*«حاج غفور» از قتل قاسملو تا درگیر شدن با علی دایی  [2019 May] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین  [2019 Apr] 
*جانیان و عاملان کشتار ۶۷: ارتقای مقام در دستگاه قضایی [2019 Apr] 
*جعلیات «ایران بریفینگ» و چهره‌های گوناگون امیرفرشاد ابراهیمی بازیچه‌ی دستگاه امنیتی [2019 Apr] 
*غلامحسین مستقیمی ‌‌تهرانی – سرنوشت یک تروریست ولایی [2019 Apr] 
*شادی صدر از «فمینیست آخوندزاده» تا افشاگر «چهره جنایت» [2019 Apr] 
*وقتی دانشجوی حقوق شکنجه‌گر می‌شود  [2019 Mar] 
*من و حسین شریتعمداری و «رادیو منحرفان جنسی» و سفر با گذرنامه‌ی عادی جمهوری اسلامی به هر نقطه دنیا [2019 Mar] 
*حاج داوود رحمانی: معرف کامل نظام زندان‌ها در حکومت ولایی [2019 Mar] 
*عکس جدید «میرطاهر» در حال غرس نهال در بیت رهبری و «فاضلاب»‌های امنیتی رژیم [2019 Mar] 
*اراذل و اوباش در خدمت نظام سرکوب  [2019 Mar] 
*چگونگی ضربه ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ و کشته شدن موسی خیابانی [2019 Feb] 
*احمدرضا کریمی «تواب دو نظام» و همکار دو دستگاه امنیتی [2019 Feb] 
*شادی امین و شادی صدر و مقوله‌ی «آیت‌الله» و «هیتلر» [2019 Feb] 
*محمد مهرآیین از جنایتکاران شاخص دهه‌ ۶۰ درگذشت [2019 Jan] 
*یکی دیگر از شخصیت‌های نظام شکنجه: “صبحی”، رئیس زندان گوهردشت  [2019 Jan] 
*سرهنگ مهدی مناجاتی دشمن کارلوس کی‌روش، دوست چه کسانی است؟  [2019 Jan] 
*دکتر شیخ‌الاسلام‌زاده: نقش‌آفرینی در سیاه‌ترین روزهای اوین [2019 Jan] 
* «در اوین به کابل شکنجه می‌گفتند قانون اساسی»  [2019 Jan] 
*یک جلوه شاخص درهم‌آمیزی دروغ و بهره‌کشی و خشونت: اسدالله بادامچیان و تبارش [2019 Jan] 
*از الهاشمی النجفی تا هاشمی‌‌شاهرودی [2018 Dec] 
*هیئت‌های مؤتلفه اسلامی، حزب زندانبانان و رانت‌خواران [2018 Dec] 
*شادی‌صدر و شادی امین و «ملاخور» کردن تلاش‌های دیگران  [2018 Dec] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست/ پاسخی به ادعاهای میرحسین موسوی [2018 Sep] 
*تابستان ۶۷ و انتخابات ۹۶؛ چه کسی مسئول است؟ [2018 Sep] 
*مبانی ایدئولوژیک زندان و شکنجه در جمهوری اسلامی ایران [2018 Sep] 
*«شکنجه به نام الله» Torture in the name of allah [2018 Sep] 
*پافشاری بر دادخواهی و تهدید آینده نظام  [2018 Sep] 
*سرگذشت غمبار اسیران ایرانی پیوسته به مجاهدین در عراق  [2018 Aug] 
*۴ دهه فراز و نشیب در روابط ایران و اسرائیل  [2018 Jul] 
*عباس امیرانتظام، یک پرونده نمادین [2018 Jul] 
*بهانه‌جویی آمریکا برای حمله‌‌ی نظامی؟ [2018 Jun] 
*همچنان می‌گویم ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت [2018 Jun] 
*برای ممانعت از تحریم و جنگ، در برابر نظام ولایی بایستیم [2018 Jun] 
*تیم ملی فوتبال ایران همچنان نماینده مردم ایران [2018 Jun] 
*سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رو در روی منافع ملی [2018 Jun] 
*تذکر: عکس پرویز یعقوبی در میان شهدای مجاهدین [2018 May] 
*فردی که در دسامبر ۲۰۱۵ در هلند کشته شد محمدرضا کلاهی عامل بمب‌گذاری در حزب جمهوری بوده است  [2018 May] 
*قدرت و فقاهت – نمونه یوسف صانعی  [2018 May] 
*همسر و فرزند سعید امامی می‌توانند به آمریکا بروند اما بسیاری از ایرانیان نه!  [2018 May] 
*چرا سیستم ناتوان از حل مسئله فساد سیستماتیک است؟ − نمونه ولی فقیه و نماینده‌اش در گیلان [2018 Apr] 
*جای خالی «قاضی حداد» در میان متهمان کهریزک [2018 Apr] 
*جایگاه روشن سعید مرتضوی در نظام، توضیح‌دهنده ابهام در جای کنونی او [2018 Apr] 
*«طب اسلامی» و خطری که جان مردم را تهدید می‌کند  [2018 Apr] 
* صادق خلخالی نماد «انقلاب اسلامی»  [2018 Feb] 
*این یکی هم رؤیای رهبری در سر دارد: محسن اراکی [2018 Feb] 
*اشغال سفارت آمریکا: سرگذشت گرو‌گان‌گیران  [2018 Jan] 
*دکتر مجید سمیعی و امیدوار رضایی پزشکان ویژه‌ی هاشمی شاهرودی [2018 Jan] 
*دکتر مجید سمیعی پزشک هاشمی‌شاهرودی حقه‌باز و کلاهبردار یا «ابر جراح» [2018 Jan] 
*در تجمعات اعتراضی شرکت کنیم یا نکنیم؟ چه شعاری انحرافی است؟ [2017 Dec] 
*جفنگیات مأموران امنیتی نظام تحت نام دشمن اسلام و نظام [2017 Dec] 
*کارنامه‌ی صادق لاریجانی و محک‌زدن ادعای احمدی‌نژاد [2017 Dec] 
*راه اندازی «زندان جدید» فرقه رجوی در اروپا [2017 Dec] 
*مکارم شیرازی حکم به «بیزاری» از جمهوری اسلامی می‌دهد!  [2017 Nov] 
*ادعای غیرواقعی «به‌رسمیت شناخته شدن قربانیان کشتار ۶۷ به عنوان ناپدیدشده قهری»  [2017 Nov] 
*دادخواهی در ایران: هنوز در ابتدای راه [2017 Nov] 
*محسن آرمین شکنجه‌گر دهه‌ی ۶۰ همچنان در باتلاق دروغ دست و پا می‌زند [2017 Nov] 
*انتری که لوطی‌‌اش نمرده است ( مهدی فلاحتی و روح‌الله زم) [2017 Oct] 
* داستان فراموش شده یک حاکم شرع در دهه ۶۰ [2017 Sep] 
*علی قدوسی دادستان کل انقلاب و ویرانگر «عدالت‌خانه» [2017 Sep] 
*نقش یزدی در تحمیل خمینی به ایران بی‌بدیل است  [2017 Aug] 
*سایت توانا:‌ روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2017 Aug] 
*نعمت احمدی و انکار نقش آوایی در کشتار ۶۷ با استفاده از «توریه» ‏ [2017 Aug] 
*خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند  [2017 Aug] 
*تلاش سپاه و حاکم شرع خوزستان برای مخدوش نشان دادن روایت آیت‌الله منتظری از کشتار ۶۷‏ [2017 Aug] 
*تعویض صندلی میان مسئولان کشتار − چه کسی قرار است بر مسند وزارت دادگستری بنشیند؟  [2017 Aug] 
*قاتل قاسملو میزبان مراسم تحلیف روحانی و خیرمقدم گو به میهمانان خارجی [2017 Aug] 
*آیا میرحسین موسوی شرمنده‌ی «عفو بین‌الملل» و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود؟‌‏  [2017 Aug] 
* محمد محمدی‌گیلانی جنایتکاری در لباس «معلم اخلاق»  [2017 Aug] 
*اسدالله لاجوردی چشم و چراغ خمینی و خامنه‌ای [2017 Jul] 
*‏«نومسلمانان دو آتشه» در عرصه‌ی هنر [2017 Jul] 
*علی فلاحیان جنایتکاری که از پرده بیرون می‌آید  [2017 Jul] 
*پوزش به خاطر اشتباهم در مورد تاریخ مصاحبه‌ی تلویزیونی احسان طبری  [2017 Jul] 
*برگی از تاریخ؛ «قرارداد ۱۹۱۹»، نایبیان کاشان، پدربزرگم حاج‌محقق‌الدوله [2017 Jul] 
*محسنی‌اژه‌ای چرا خاوری را فراری داد ‏ [2017 Jun] 
*دکتر مسعود شیری «جاودانه‌ای» که غریبانه رفت  [2017 Jun] 
*پاسخی به ادعاهای محسن آرمین بازجو و شکنجه‌گر سابق و «اصلاح‌طلب» کنونی [2017 May] 
*سو‌ءاستفاده از نام و یاد جاودانه‌ها ممنوع (به یاد حسن جهان آرا) [2017 May] 
*آنچه از رئیسی در «کشتار ۶۷» دیدم [2017 May] 
*سعید کریمیان چه کسی بود و چه سابقه‌ای داشت؟ [2017 May] 
*«گلزارخاوران» مشهد، پیش پای «آیت‌الله قتل‌عام» ذبح می‌شود [2017 Apr] 
*شیوه‌های جدید مأموران وزارت اطلاعات در فضای مجازی [2017 Mar] 
*تقدیر هم‌زمان دعایی از یک چهره‌ی ملی و یک «جنایتکار علیه بشریت» [2017 Mar] 
*نگاهی به زندگی برادران ذاکر، مسئولان اطلاعاتی رژیم خمینی و فرقه‌ی رجوی [2017 Mar] 
*خطرات «عشق‌بازی» خامنه‌ای با «امام زمان» برای ایران و منطقه ‏ [2017 Feb] 
*شیخ محمد یزدی رئیس قوه قضاییه که چماقدار بسیج می‌کرد [2017 Feb] 
*هادی غفاری شکنجه‌‌گری در لباس «اصلاح‌طلبی» [2017 Feb] 
*تحلیل CIA از تسخیر سفارت آمریکا در تضاد کامل با ادعا‌های مضحک فخرآور [2017 Feb] 
*حسین طائب یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های امنیتی [2017 Feb] 
*دست‌پخت سایت «همبستگی ملی» و خانم دشتی [2017 Jan] 
*هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای در نگاه آیت‌الله گلزاده غفوری [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد هراس اتحاد شوروی از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*گزارش محرمانه‌ی CIA در مورد مسئولیت مجاهدین در انفجار حزب جمهوری اسلامی [2017 Jan] 
*رپرتاژ آگهی «صدای آمریکا» برای مطرح کردن «بچه‌پررو» و «رفیق‌آیت‌‌الله» [2017 Jan] 
*هاشمی معمار سرکوب دهه ۶۰ بود و مانع کشتار در پس از ۸۸ [2017 Jan] 
*محمدی‌ری‌شهری جنایتکاری که به چپاول مشغول است [2017 Jan] 
*محمدعلی سرلک تیرخلاص‌زن دهه‌ی ۶۰ که روزگار خوشی ندارد [2017 Jan] 
*اسدالله «خالصی» هم پر کشید و رفت [2017 Jan] 
*رؤسای زندان اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*سعید حسین‌زاده، زندانی سیاسی معترض، محمد حسین‌زاده مدیر داخلی اوین در دهه‌ی ۶۰ [2016 Dec] 
*نصیر نصیری و اسماعیل شاهرودی و «بی‌معرفتی» [2016 Dec] 
*محسن نادریان، لات با معرفت قربانی «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Dec] 
*سعید امامی «سرباز راستین اسلام» که بود و چه کرد؟ [2016 Nov] 
*موسوی اردبیلی یکی از مسئولان کشتار دهه ۶۰ [2016 Nov] 
*پسر وزیر بهداری، زندانی سیاسی ۱۳ ساله و شهید ۱۵ ساله‌ «جبهه حق علیه باطل» [2016 Nov] 
*تیرخلاص‌زن‌های اوین در دهه‌ی ۶۰ که کشته شدند [2016 Nov] 
*«ارتجاع غالب» و «ارتجاع مغلوب»، دو تیغه یک قیچی  [2016 Nov] 
*شبیه سازی صفحه‌ی فیس بوک من توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2016 Nov] 
*تجاوز به کودکان و «حافظه تاریخی» ما ایرانیان  [2016 Nov] 
*توطئه‌ وزارت اطلاعات و بخش سایبری آن تحت پوشش دفاع از «چپ»‌ [2016 Nov] 
*«تیرخلاص‌زنی» که در ویلای شخصی‌اش بیلیارد بازی می‌کند [2016 Nov] 
*با چهره‌‌ی «حاج آقا حسینی» و شبکه‌ی اطلاعاتی رژیم آشنا شویم [2016 Nov] 
*سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان [2016 Oct] 
*کپی کردن صفحه‌ی فیس بوکم توسط «از ما بهتران» [2016 Oct] 
*نامه‌ی شریرانه‌ی نماینده‌ی مریم رجوی به «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در واشنگتن [2016 Oct] 
*خامنه‌ای‌ و قاری قرآن فاسد، خمینی و روحانیت فاسد [2016 Oct] 
*مسابقه‌ی فوتبال در روز تاسوعا، بمبگذاری در «حرم امام رضا» در روز عاشورا  [2016 Oct] 
*بیایید تصور کنیم.... [2016 Oct] 
*با نحوه‌ی کارکرد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی در فضای مجازی آشنا شویم  [2016 Oct] 
*فیروز محوی یا «دزد ناشی» کمیسیون خارجه‌ شورای ملی مقاومت!  [2016 Oct] 
*مشارکت «فرقه‌ی رجوی» در زمینه‌سازی قتل «فراز» و «رها»  [2016 Oct] 
*«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» [2016 Sep] 
*محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند [2016 Sep] 
*رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند [2016 Sep] 
*پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد [2016 Sep] 
*آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی [2016 Sep] 
*فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن [2016 Sep] 
*«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی» [2016 Sep] 
*توضیحی چند در مورد گفتگوی مهدی خزعلی با صدای آمریکا  [2016 Sep] 
*گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏  [2016 Sep] 
*گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول) [2016 Aug] 
*نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷  [2016 Aug] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2016 Aug] 
*از زندان برای آیت الله منتظری گزارش فرستادم  [2016 Aug] 
*ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷! [2016 Aug] 
*گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری [2016 Aug] 
*خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷، سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد) [2016 Aug] 
*نگاهی دوباره به قاضی صلواتی و «برادر همسرش» [2016 Jul] 
*پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد «نه زیستن نه مرگ» [2016 Jul] 
*بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟ [2016 Jul] 
*آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری [2016 Jun] 
*اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌ [2016 Jun] 
*مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»  [2016 Jun] 
*گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها  [2016 Jun] 
*آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟ [2016 Jun] 
*تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد [2016 Jun] 
*نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰ [2016 Jun] 
*مهدی سامع و «سه تفنگدار»ش [2016 May] 
*بازداشت و دوران «حصر» خمینی تا تبعید در گفتگو با پرویز معتمد  [2016 May] 
*حمید اسدیان «مدیحه سرای» دربار رجوی و «ارزش غایی کلمات» [2016 May] 
* جنگ و گریز ساواک با چریک «افسانه»‌ای حمید اشرف از نگاهی دیگر [2016 May] 
*نگاهی اجمالی به سناریوی رژیم در مورد «زن» دستگیر شده در آلبانی [2016 May] 
* مصطفی تاج زاده و «امام خمینی» و «دوران طلایی »  [2016 May] 
*دسته گل جدیدی که «تیرخلاص» زن اوین به آب داد [2016 May] 
*داستان «استاد ادبیات از خراسان سرفراز» و «دیپلمات اسکاندیناوی» [2016 May] 
*جنگ نیابتی شیعه و سنی و تعطیلی نهم ربیع‌الاول «آغاز امامت ولی عصر» و «عید‌الزهرا» [2016 May] 
*«پرچم سرخ» تکان دادن سعید سلطانپور در روایت مجاهدین [2016 May] 
*مروری بر «زخمی شدن قاسم سلیمانی» و «درب ضد انفجار اتمی» در تونل زیر زمینی سپاه در روایت مسعود رجوی [2016 Apr] 
*جاودانه‌های خانواده‌ی محمدرحیمی در شعر زنده یاد نصیر نصیری [2016 Apr] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2016 Apr] 
* فیروز الوندی و «لاله‌های سرنگونش» [2016 Apr] 
*«سرقت» شعرهای نصیر نصیری توسط مجاهدین و استفاده از آن در خاطرات محمود رویایی! [2016 Apr] 
*نصیر نصیری همچون «بادی سرگردان» در جستجوی آشیانه‌‌اش [2016 Apr] 
*آیا رژیم قصد آزادی رابرت لوینسون را دارد؟ [2016 Mar] 
*سید‌ابراهیم رئیسی جنایتکاری در مقام تولیت «آستان ضامن آهو» [2016 Mar] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2016 Mar] 
*در رثای دکتر هادی اسماعیل‌زاده حقوقدان بزرگ میهن مان [2016 Mar] 
*بارز شدن دشمنی هیستریک فرقه رجوی با زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز  [2016 Feb] 
*دزد ناشی به کاهدان می زند («جنون» مسعود رجوی) [2016 Feb] 
*«چه بی ثمر به در می‌کوبم» نگاهی به چند شعر نصیر نصیری [2016 Jan] 
*عباس رحیمی آن «جان شیفته» [2016 Jan] 
*کارزار غیرانسانی جماعت رجوی علیه بیماری عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*نقش اخلاق در رفتارهای سیاسی [2016 Jan] 
*سرگیجه ی رجوی در برابر مظلومیت عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*حمله کینه توزانه ی مسعود رجوی به عباس محمدرحیمی سمبل جوانمردی و راستی [2015 Dec] 
*مترجم نیروی دریایی آمریکا در زندان اوین؛ نماینده خمینی در نیروی دریایی، امام جماعت در آمریکا [2015 Nov] 
*پیش‌بینی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و خطرات ناشی از آن [2015 Nov] 
*رجوی خواهان ادامه جنگ در لیبرتی، کمیساریای عالی پناهندگان خواهان انتقال فوری مجاهدین از عراق  [2015 Nov] 
*جنایت «لیبرتی» و مسئولیت مشترک خامنه‌ای و مسعود رجوی [2015 Oct] 
*محمدحسن راستگو «مبتکر شیوه خاصی از آموزش و تفریح برای کودکان» [2015 Oct] 
*پاسخ من به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم برای مناظره در «دانشگاه هنر تهران» [2015 Oct] 
*متن کامل نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2015 Oct] 
*تلاش نافرجام فخرآور برای بدنام کردن اسماعیل خویی [2015 Sep] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  [2015 Sep] 
*من و فرهاد و زندان و «یه شب مهتاب» * [2015 Sep] 
*«کشتار ۶۷» در شعر نصیر نصیری (شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد) [2015 Sep] 
*گفتگوی گزارشگران با ایرج مصداقی بمناسبت یادبود کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367 [2015 Aug] 
* جنایتکاران دهه ۶۰ پست دولتی دارند [2015 Aug] 
*نصیر نصیری شاعری که قربانی خمینی و رجوی شد [2015 Aug] 
*بقیه داستان «جیمزباند» و «رفیق آیت‌الله»  [2015 Aug] 
*روایت ایرج مصداقی از سیاه‌ترین دهه عمر جمهوری اسلامی - بخش نخست [2015 Aug] 
*کوتاه و گویا؛ «انترناسیونال بچه‌پرروها»  [2015 Aug] 
*سکوت مسعود رجوی در قبال پذیرش پناهندگی یکی از متهمان قتل‌ کشیش‌های مسیحی در سوئد [2015 Aug] 
*توطئه‌ی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم و مجاهدین علیه «نه زیستن، نه مرگ» و من  [2015 Aug] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی  [2015 Aug] 
*رضا مصطفوی طباطبایی «خیر» حامی پرسپولیس یا یکی از عوامل گم‌شدن دکل نفتی  [2015 Jul] 
*به یاد مادر انسیه بخارایی کاشی (سید‌احمدی) که «لبخندش باغ ستاره‌ها بود»  [2015 Jun] 
*از جعل امضاهای ناشیانه پای بیانیه دلواپسان تا جعل امضا تحت نام «بیش از ۱۵۰۰نفر از دوستداران جنبش فدائی» [2015 Jun] 
*اوین؛ از جوخه‌‌ی اعدام لاجوردی تا پارک قالیباف و لاریجانی [2015 May] 
*چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام  [2015 May] 
*چرا در مورد بیژن جزنی و حمید اشرف می‌نویسم؟ [2015 Apr] 
*من یا محسن درزی «تواب»، کدام یک بایستی پوزش بخواهیم؟ [2015 Apr] 
*سناریوی جدید دستگاه اطلاعاتی رژیم؛ مجاهدین عامل اسیدپاشی روی زنان [2015 Apr] 
*فرخ نگهدار و تاریخی سراسر جعلی: چگونه جنبش فدایی، بیژن جزنی و حمید اشرف قربانی شده‌اند [2015 Apr] 
*سازمان چریک‌های فدایی خلق و پذیرش رهبری خمینی در دوران انقلاب ضد‌سلطنتی [2015 Apr] 
*«ایران اینترلینک» صدای دستگاه اطلاعاتی رژیم  [2015 Mar] 
*مسعود رجوی بیش از رژیم جمهوری اسلامی از نمایش جهانی فیلم «آن‌ها که گفتند نه» در هراس است [2015 Mar] 
*کشتار وحشیانه با استناد به آیات قرآن و سنت [2015 Mar] 
*پیش‌بینی هشت سال پیش نتایج تحریم اقتصادی رژیم و خروج نیروهای آمریکایی از عراق [2015 Feb] 
*قاضی حسن تردست قاتل ریحانه جباری مرتکب جنایت دیگری شد [2015 Feb] 
*دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی [2014 Dec] 
*واکنش رهبری عقیدتی مجاهدین به مقاله‌ی «مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین» [2014 Dec] 
*تروریست سیدنی کیست و کتاب شعرش را چه کسی انتشار داد؟ [2014 Dec] 
*فراخوان «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» طنز یا فاجعه [2014 Dec] 
*مسعود رجوی سه دهه «فرار» از «جانبازی» و به خطر انداختن جان مجاهدین [2014 Dec] 
*پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران  [2014 Oct] 
*عملیات مروراید مجاهدین در بهار ۱۳۷۰ کردکشی یا دخالت سپاه‌پاسداران در عراق؟ [2014 Oct] 
*مجاهدین خلق، داعش، «انقلابیون عراقی»، «عشایر انقلابی»، بدون شرح  [2014 Oct] 
*تشابه احکام «داعش»‌گونه‌ی خمینی برای کشتار نظامیان و زندان سیاسی در مرداد ۶۷ [2014 Oct] 
*نگاهی دوباره به دیدگاه‌ه‌ای هفت سال پیش ایرج مصداقی پیرامون احتمال حمله‌‌نظامی، تحریم اقتصادی، بحران‌هسته‌ای و ... [2014 Sep] 
*به مناسبت درگذشت امام جمعه شمیرانات: حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2014 Sep] 
*اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود [2014 Sep] 
*آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای [2014 Sep] 
*طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳» [2014 Aug] 
*دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان [2014 Aug] 
*مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک» [2014 Aug] 
* گورستان «خاوران» [2014 Aug] 
*اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است [2014 Aug] 
*شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Aug] 
*قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت [2014 Aug] 
*«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟ [2014 Jul] 
*سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳) [2014 Jul] 
*توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ  [2014 Jul] 
*دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی [2014 Jul] 
*تصحیح یک اشتباه در ارتباط با گزارش ۹۳ و پوزش از آقای سعید جمالی  [2014 Jul] 
*گزارش 93 / واکاوی و بررسی فرهنگ و رفتار توتالیتاریستی مسعود رجوی [2014 Jul] 
*ای کاش نه تیم ملی فوتبال، که جامعه‌ی ایران «کارلوس کی‌روشی» می‌داشت  [2014 Jun] 
*تصحیح یک روایت در مورد زنده یاد غلامحسین (شاپور) قناعتی [2014 May] 
*«لعبتی هزار ماشالا»، نامه سرگشاده به عماد‌الدین باقی [2014 Apr] 
*نگاه متفاوت من، محمد مصطفایی و وحید پوراستاد به علیرضا آوایی [2014 Apr] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش پایانی) نقش وابستگان فدراسیون فوتبال و تربیت‌بدنی در فساد  [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۶) لومپنیسم در حاکمیت، لومپنیسم در فوتبال و ...  [2014 Apr] 
*«عشق» و نسل برآمده از انقلاب ضد سلطنتی [2014 Apr] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۵) روحانیت و دلالان در فوتبال [2014 Mar] 
*مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی»  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۴) نقش رمالان، جادوگران و مداحان در فوتبال [2014 Mar] 
*نوروز در زندان‌های دهه‌ی ۶۰ [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۳) غوغای اعتیاد و دوپینگ [2014 Mar] 
*انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو» [2014 Mar] 
*نگذارید دست‌های خونین خمینی را پاک کنند  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۲) سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال [2014 Mar] 
*مرتضی فهیم کرمانی صادر کننده‌ی اولین حکم ترور، سنگسار و قطع دست  [2014 Mar] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱۱) سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال [2014 Feb] 
*سیدحسین موسوی تبریزی خشن‌ترین قاضی نظام، مدعی «اسلام رحمانی» [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته، سرمایه‌داران نوکیسه و فوتبال (۱۰) [2014 Feb] 
*ادامه‌ی دشمنی دستگاه ولایت با زنده‌یاد فرخ‌رو پارسای [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۹) (سرمایه‌داران نوکیسه در فوتبال) [2014 Feb] 
*علی یونسی و تکذیب محاکمه و اعدام نظامیان حزب توده [2014 Feb] 
*ناصر میناچی مشمول «فامیل الدنگ»‌ نشد [2014 Feb] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۸) هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به بازار فوتبال [2014 Jan] 
*مقوله‌ی حجت‌الاسلام «جعفر نیری» و مستند‌سازی کشتار ۶۷ [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (بخش ۷) تحولات باشگاه پرسپولیس، استقلال و ...  [2014 Jan] 
*حسینعلی نیری رئیس دادگاه انتظامی قضات «رژیم کشتار » [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶) دخالت سپاه پاسداران در فوتبال [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵) [2014 Jan] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۴) [2013 Dec] 
*نگاهی دوباره به دستگاه اطلاعاتی نظام و قربانیان «انجمن پادشاهی» [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۳) [2013 Dec] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Dec] 
*سخنی با مریم رجوی؛ به یاد «گوهر» و «گوهر»ها [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲) [2013 Dec] 
*چند نفر در زندان قزلحصار اعتصاب غذا کرده‌اند؟ نگاهی به اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت [2013 Dec] 
*نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱) [2013 Dec] 
*پاسخ مجاهدین به مقاله‌ی فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین»  [2013 Nov] 
*فریبا هادیخانلو «اشرف نشان» یا «تواب اتاق آزادی اوین» [2013 Oct] 
*خطر اعدام متهمان ترور‌های هسته‌ای و «جاسوسی» برای موساد  [2013 Oct] 
*نهاد نمایندگی خامنه‌ای و تائید قتل‌عام‌های ۶۰ و ۶۷ [2013 Oct] 
*انشعاب و ایجاد تشکل؛ پاسخ به نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای ریحانی [2013 Oct] 
*حق تیر و شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی  [2013 Sep] 
*رادیو بی بی سی و گزارش بیطرفانه‌اش از عراق [2013 Sep] 
*پس از قتل‌عام در اشرف، کشتار بزرگتری در چشم‌انداز است [2013 Sep] 
*علیرضا یعقوبی «اشرفی» امروز و همکار سعید امامی و فلاحیان دیروز [2013 Aug] 
*لزوم مبارزه با شخصیت‌سازی و شخصیت پرستی و پرهیز از مطلق‌کردن افراد  [2013 Aug] 
*قاضی صلواتی یکی از اضلاع مثلت «جنایت علیه بشریت» [2013 Aug] 
*نامه سرگشاده به شیرین عبادی، «اسلام رحمانی» چاره‌ی کار نیست [2013 Aug] 
*آیت‌الله گلزاده غفوری و پذیرش وکالت عباس امیرانتظام  [2013 Aug] 
*چه چیز خشم «‌اهل حق» در ایران را برانگیخت و خودسوزی‌ها چرا آغاز شد؟ [2013 Jul] 
*واکنش مشابه‌ مجلس شورای اسلامی و «شورای ملی مقاومت» به «استعفا» [2013 Jul] 
*نگاهی ایدئولوژیک به نامه‌‌‌های مسعود رجوی خطاب به خبرگان و خامنه‌ای [2013 Jul] 
*محمد‌علی امانی رئیس اوین و عضوی از خانواده‌ی جنایتکار و غارتگر امانی  [2013 Jul] 
*انفجار حرم عسگرین و اعتراف ژنرال جورج کیسی [2013 Jun] 
*بخش منتشر نشده‌ی گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی  [2013 Jun] 
*مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸ [2013 May] 
*سنگ بنای نابسامانی‌های کشور را هاشمی گذاشته- [2013 May] 
* محمد مهرآیین، مظهر جنایت و فساد [2013 May] 
*گزارش ۹۲، نامه‌ی سرگشاده به مسعود رجوی [2013 May] 
*سیدحسین موسویان و شیخ حسن روحانی دو مدعی تحصیل در بریتانیا [2013 Apr] 
*نگاهی به پرونده‌ی کهریزک و سوابق جنایتکارانه «قاضی حداد» [2013 Apr] 
*حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه، بازجو، شکنجه‌گر و فرمانده کمیته [2013 Mar] 
*نگاهی به زندگی جلیل بنده یکی از تیرخلاص‌زن‌های اوین [2013 Mar] 
*سفر مصطفی محمد نجار به وین شلیک به لیست جدید اتحادیه‌‌ اروپا [2013 Mar] 
*نقش مجید قدوسی یکی از عوامل کشتار ۶۷ در فوتبال  [2013 Mar] 
*سیدعباس ابطحی یکی از جنایتکاران علیه بشریت [2013 Feb] 
*دستگیری یک شهروند اسلواکی اقدامی شکست‌خورده در راه تکمیل سناریوی ترورهای هسته‌ای [2013 Feb] 
*حمله‌ی موشکی به لیبرتی آخرین اقدام تروریستی رژیم نخواهد بود [2013 Feb] 
*«هوشنگ عیسی بیگلو» و «همنشین بهار» در روایت عرفان قانعی فرد پادوی دستگاه امنیتی [2013 Jan] 
*آقای واحدی، بشارتی نه «خدا ترس است و نه با شرف» [2013 Jan] 
*طه طاهری (مسعود صدر‌الاسلام) و وزارت اطلاعات مسئول ربودن رابرت لوینسون [2013 Jan] 
*تلاش برای نجات تروریست‌های‌ سپاه قدس در تایلند [2012 Dec] 
*نشریه‌ی پیکار، قاسم عابدینی و ترور آمریکایی‌ها [2012 Dec] 
*رو در رو با فائزه هاشمی و «عبرت روزگار» [2012 Dec] 
*آیا خامنه‌ای مخالف اعدام مارکسیست‌‌ها بود؟ [2012 Dec] 
* بدون شرح! ایرج مصداقی در کنار احمدی‌نژاد در حال افتتاح کارخانه [2012 Dec] 
*«گفتگوهای زندان» و سندروم «دایی جان ناپلئون» [2012 Dec] 
*مازیار بهاری و «اعترافات اجباری» [2012 Nov] 
*حکم تاریخی دادگاه لاهه و واکنش ناگزیر «هیأت اجرایی راه کارگر» [2012 Nov] 
*تاکسی زرد رنگ پژو ۴۰۵ و ترور پاسدار فریدون عباسی [2012 Nov] 
*آیا مجاهدین و دشمنانشان فرهنگی مشابه دارند؟ [2012 Oct] 
*چه کسانی مستشاران آمریکایی در ایران را ترور کردند؟  [2012 Oct] 
*متهم کردن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مشارکت در ترور‌های هسته‌ای  [2012 Oct] 
*وزیر فتحی هوادار دکتر شریعتی چرا و چگونه «رفیق» شد؟ [2012 Oct] 
*«جهانبخش سرخوش» و «شرکا» همسو و همگام با رژیم [2012 Oct] 
*من و «حق» بیژن جزنی و کشتار ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ [2012 Oct] 
*آیا محمدی گیلانی حکم اعدام فرزندانش را داد؟ [2012 Sep] 
*نگاهی به جعلیات انتشار یافته از سوی ساموئیل کرماشانی در مورد مولود آفند و متهمان دستگیر شده در ایران  [2012 Sep] 
*ربودن مولود آفند، ارتباط آن با «ترورهای هسته‌ای»، اقلیم کردستان و موساد [2012 Sep] 
* نگاهی دوباره به سناریوی «سربازان گمنام امام زمان» و قربانیان آن [2012 Sep] 
*دلایل اتخاذ اقدامات امنیتی اجلاس «غیرمتعهدها» در تهران [2012 Aug] 
*به فریاد متهمان بیگناه ترور «متخصصان هسته‌ای» برسید [2012 Aug] 
*علیرضا آوایی، غلامرضا خلف رضایی زارع و چند جنایتکار علیه بشریت [2012 Aug] 
*«حاج رضا» و کتایون ‌آذرلی و یک پروژه‌ی امنیتی  [2012 Jul] 
*چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید؛ پرسش‌هایی از سوی مخالفین ایران تریبونال [2012 Jul] 
*دروغپردازی «حاج‌رضا» در مورد نحوه‌ی سفر به اروپا [2012 Jul] 
*پرده‌‌ی دیگری از «داستان‌های هزار و یک شب» صاحب‌منصب قضایی رژیم  [2012 Jul] 
*«دو پیمانه آب و یک چمچه دوغ»، نگاهی به روایت‌های جعلی صاحب‌منصب قضایی رژیم [2012 Jul] 
*پاسخ به چند سؤال در ارتباط با خاطرات و مصاحبه‌ی‌ تلویزیونی ثابتی و واکنش‌های پیرامون آن [2012 Jun] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین  [2012 Jun] 
*«فرقان» در آیینه‌ی تاریخ [2012 Apr] 
*مایک والاس و هاشمی رفسنجانی [2012 Apr] 
*حمید رضا نقاشیان تجسم عینی حاکمیت فاسد [2012 Mar] 
*چه کسی خامنه‌ای را در تیرماه ۶۰ ترور کرد؟ [2012 Mar] 
*تروریسم افسار گسیخته‌ی رژیم و مماشات بین‌المللی [2012 Feb] 
*فراز و نشیب حزب توده در دهه‌ی ۶۰ [2012 Feb] 
*«اپوزیسیون» کی و چگونه کوک می‌شود؟ [2012 Feb] 
*سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش مجاهدین در ترور‌های تهران [2012 Feb] 
*پرونده‌ی لیلا فتحی نمادی از ظلم و بی‌عدالتی دستگاه قضایی ولایت فقیه  [2012 Feb] 
*چه کسانی پشت بیانیه‌‌ی «کرکس‌ها متحد می‌شوند» هستند [2012 Jan] 
*نقش رژیم در «قتل‌های زنجیره‌ای متخصصان» ایرانی  [2012 Jan] 
*نامه سرگشاده به آقای محمد نوری زاد [2011 Dec] 
*نامه‌ی تیرماه ۱۳۶۶ آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری * [2011 Dec] 
*نامه آیت‌الله گلزاده غفوری به ‌آیت‌الله منتظری: «با آب دیگری وضو بسازید» [2011 Nov] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در مورد بیانیه‌های ضد جنگ و تلاش‌های اکبر گنجی [2011 Nov] 
*پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران [2011 Nov] 
*چند پرسش و پاسخ در مورد طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا [2011 Oct] 
*جاسوسی وابسته‌ی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی [2011 Oct] 
*«باغ‌ها آنگاه که شکفته‌ترند کوله‌ی پاییز را پربار می‌کنند» [2011 Sep] 
*«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود»  [2011 Sep] 
*به یاد شهلا و فریده و همه‌ی جاودانگان  [2011 Sep] 
*به یاد مادر جهان‌آرا و جاودانه‌اش «حسن» [2011 Sep] 
*رقص ققنوس‌ها و آواز خاکستر [2011 Sep] 
*به روز کردن لیست تروریستی و واکنش‌‌های رژیم [2011 Aug] 
*محمد سلیمی یکی از جنایت‌کاران علیه بشریت و دست‌اندرکاران قتل‌عام ۶۷ [2011 Aug] 
*راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذرد [2011 Aug] 
*معامله‌ بر سر آزادی دو کوهنورد آمریکایی و باقی ماندن نام مجاهدین در لیست تروریستی [2011 Aug] 
*گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر [2011 Aug] 
*نوری‌زاده و زنده‌یاد شاپور بختیار [2011 Aug] 
*مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتل‌عام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانی [2011 Aug] 
*با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمی‌توان شست [2011 Jul] 
*لیست تروریستی آمریکا و رابطه آن با نجات جان ساکنان اشرف  [2011 Jul] 
*مادر هنوز غصه‌ی عطیه را دارد [2011 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2011 Jul] 
*آیا مجید انصاری راست می‌گوید؟ [2011 Jun] 
*محمدرضا صدر عاملی و رخت‌‌ دامادی‌اش [2011 Jun] 
*نحوه برخورد دولت موسوی با کشتار ۶۷ و موارد نقض حقوق بشر در مجامع بین‌المللی  [2011 Jun] 
*تصحیح اطلاعات ارائه شده نادرست در مورد گزارشگر ویژه و ... [2011 Jun] 
*انتخاب گزارشگر ویژه مردِ مسلمانِ غیرعرب و تصحیح چند اشتباه  [2011 Jun] 
*هوشنگ اسدی بدون هیچ پروایی همچنان دروغ می‌گوید [2011 Jun] 
*از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی [2011 Jun] 
*با چهره‌ی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 May] 
*توضیحی در ارتباط با نقد کتاب هوشنگ اسدی [2011 Apr] 
*نقدی بر «نامه‌هایی به شکنجه‌گرم»، چرا هوشنگ اسدی دروغ می‌گوید؟ [2011 Apr] 
*کدیور و روایت کشتار ۶۷  [2011 Apr] 
*کشتار در اشرف و منادیان «اسلام رحمانی»  [2011 Apr] 
*طه طاهری (مسعود صدر الاسلام) و مفقودشدن رابرت لوینسون [2011 Mar] 
*۱۹ بهمن شکوه یک مقاومت؛ غم و اندوه غریبانه‌ی زندانیان  [2011 Feb] 
*با چهره‌ی داوود روزبهانی فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی آشنا شویم [2011 Feb] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2011 Jan] 
*با چهره‌ی مرتضی اشراقی عضو هیئت کشتار ۶۷ آشنا شویم [2011 Jan] 
*«خبر کوتاه‌ بود اعدام‌ شان‌ کردند!»* [2011 Jan] 
*مهدی نادری‌فرد یکی از عوامل اصلی کشتار ۶۷ در زندان گوهردشت [2011 Jan] 
*یادی از آیت‌الله منتظری و نکاتی چند در ارتباط با میزگرد سیاسی ۳۰ آذر ۸۸ سیمای آزادی  [2010 Dec] 
*نامه سرگشاده به خانم زهرا رهنورد  [2010 Nov] 
*تاریخ گفت‌وگوهای درونی بخش مارکسیست لنینیست مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق  [2010 Nov] 
*فردا را چگونه باید ساخت؟ [2010 Nov] 
*برای آن‌هایی که خواهان حقیقت‌اند [2010 Nov] 
*از به کارگیری شیوه‌های غیراخلاقی بپرهیزیم حتی در رابطه با دشمنانمان  [2010 Nov] 
*ايرج مصداقي و «غزل اميد»  [2010 Sep] 
*انتشار اخبار جعلی از سوی «پیک نت» در ارتباط با مهاجمان به خانه کروبی  [2010 Sep] 
*گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی) [2010 Aug] 
*معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷ [2010 Jul] 
*قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  [2010 Jul] 
*ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را مي‌شناسد [2010 Jul] 
*نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  [2010 Jul] 
*مادر امامی و آغوش پر از عشق‌اش  [2010 Jun] 
*«محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! [2010 Jun] 
*گفت‌وگو با ايرج مصداقی درباره قاضی مقيسه: شريرترين چهره زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ [2010 May] 
*«آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  [2010 May] 
*حق با شادی صدر است یا داریوش برادری [2010 May] 
*برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  [2010 May] 
*شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! [2010 Apr] 
*با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم! [2010 Apr] 
*بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن) [2010 Mar] 
*گفتگوی اشتراک با ایرج مصداقی در رابطه با کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام  [2010 Mar] 
*داستان دستبوسی جنتی ! [2010 Mar] 
*«شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری» [2010 Mar] 
*اعدام توابان، تراژدی مضاعف [2010 Feb] 
*سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان [2010 Feb] 
*احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت [2010 Feb] 
*نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی [2010 Feb] 
*صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد [2010 Feb] 
*فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  [2010 Feb] 
*کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران» - ایرج مصداقی [2010 Feb] 
*وصیت نامه مریم گلزاده غفوری  [2010 Feb] 
*«سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» [2010 Feb] 
*عبرت‌های روزگار  [2010 Feb] 
*گل- زادگان ( محمد کاظم)  [2010 Jan] 
*گل‌- زادگان ( محمدصادق)  [2010 Jan] 
*گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم) [2010 Jan] 
*مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه [2010 Jan] 
*دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول) [2010 Jan] 
*فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام [2010 Jan] 
*شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی) [2009 Dec] 
*در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  [2009 Dec] 
*پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) [2009 Dec] 
*آن کس که وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکش را نفی کند خود را نفی می‌کند  [2009 Nov] 
*امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی [2009 Nov] 
*گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم  [2009 Nov] 
*نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  [2009 Nov] 
*نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست [2009 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2009 Oct] 
*همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران [2009 Oct] 
*مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! [2009 Sep] 
*گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  [2009 Sep] 
*مذهب در خدمت شکنجه و کشتار [2009 Sep] 
*احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  [2009 Sep] 
*آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  [2009 Aug] 
*کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 [2009 Aug] 
*همخوانی یک سیاست [2009 Aug] 
*سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» [2009 Aug] 
*یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو» [2009 Aug] 
*بازوهای نظام برای سرکوب جنبش های اعتراضی [2009 Aug] 
*نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی  [2009 Aug] 
*فرهاد جعفری مدافع سینه چاک احمدی نژاد یا سهی سیفی وبگرد «روزآنلاین» [2009 Aug] 
*آشنایی با چند تن از عوامل کشتار و جنایت در دهه‌ی ۶۰ [2009 Aug] 
*محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد [2009 Aug] 
*نگاهی به سابقه‌ی چندتن از رهبران کودتای ۲۲ خرداد  [2009 Aug] 
*جعلیات جدید امیرفرشاد ابراهیمی در نامه سرگشاده به مجتبی خامنه ای  [2009 Aug] 
*پاسخ به سؤالات سایت گزارشگر در ارتباط با خیزش مردم ایران  [2009 Jul] 
*نگاهی به چهره‌ی چند جنایتکار  [2009 Jul] 
*مجید پورسیف کیست؟ [2009 Jul] 
*مجتبی حلوایی عسگر یکی از عاملان اصلی کشتار ۶۷ [2009 Jul] 
*تحلیلی بر نماز جمعه رفسنجانی  [2009 Jul] 
*فکور، بازجوی شعبه‌ی هفت اوین و تروریست بین‌المللی  [2009 Jul] 
*نقدی بر کتاب «آفتابکاران» نوشته محمود رویایی (مجموعه کامل) [2009 Jul] 
*«فرهنگ» ناهنجار یک عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری‌خواهان  [2009 Jul] 
*سخنی با اعضا و هواداران اکثریت و اتحاد جمهوریخواهان [2009 Jul] 
*حجاریان و شقاوت یک نظام ضدبشری [2009 Jul] 
*متن سخنرانی ایرج مصداقی در جلسه ایران، انتخاب دمکراتیک [2009 Jul] 
*«رد تئوری بقا»  [2009 Jun] 
*از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰‌خرداد ۸۸ [2009 Jun] 
*آن کس که باید برود خامنه ای است  [2009 Jun] 
*کودتای جدید در رژیم کودتا [2009 Jun] 
*با وزیر کشور کابینه‌ی احتمالی کروبی آشنا شویم [2009 Jun] 
*سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوب [2009 Jun] 
*کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  [2009 May] 
*میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام»  [2009 May] 
*اظهارات مصطفی تاج‌زاده در توجیه کشتار ۶۷ [2009 May] 
*متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! [2009 May] 
*مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷ [2009 May] 
*کتایون آذرلی و کتاب «مصلوب» [2009 May] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش دوم) [2009 Apr] 
*نگاهی به تاریخچه‌‌ی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمن‌ها توسط دولت‌های ایران (بخش اول) [2009 Apr] 
*ناصر منصوری را روی برانکارد به قتل‌گاه بردند [2009 Apr] 
*نام واقعی مجید قدوسی چیست؟  [2009 Apr] 
*سرهنگ سید لطف‌الله اتابکی کیست؟ [2009 Apr] 
*گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقش‌گروه‌های چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و... [2009 Mar] 
*ادعاهای نادرست راجع به عکس‌های جنایتکاران [2009 Mar] 
*ماشین جعل و دروغپردازی راه توده و پیک نت  [2009 Mar] 
*سرگذشت من و سرگذشت یک ترانه [2009 Mar] 
*به یاد آن که «بهنام» بود  [2009 Feb] 
*تجربه‌اندوزی از تاریخ [2009 Feb] 
*در خلوت پرشکوه عاشقان آزادی جاری‌ست... [2009 Feb] 
*خاوران و مادران [2009 Jan] 
*نقدی بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر در مورد آزادی بیان و تجمع در مناطق کردنشین  [2009 Jan] 
*اقتدار مادران  [2009 Jan] 
*حسین مهرپور و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی [2009 Jan] 
*میان ماه من تا ماه گردون! [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش دوم)  [2008 Dec] 
*چند نکته در ارتباط با مهر و موم کردن کانون مدافعان حقوق بشر  [2008 Dec] 
*انتقام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول) [2008 Dec] 
*برخورد گزینشی با حقوق زنان [2008 Dec] 
*آرامگاه مادر ! [2008 Dec] 
*پرویز زند شیرازی نیز به ابدیت پیوست [2008 Dec] 
*مادر، «افسانه است، اما دروغ نیست» [2008 Dec] 
*دادگاه یا سرپوشی بر جنایت باندهای رژیم در شیراز  [2008 Dec] 
*رفیق‌دوست و حکم مهدورالدم [2008 Nov] 
*مأموریت «یک اسکادران هموسکسوئل منحرف آمریکایی»! [2008 Nov] 
*به پاس مقاومت و ایستادگی علی صارمی  [2008 Nov] 
*هشدارهای امنیتی سایت تابناک را جدی تلقی کنیم [2008 Nov] 
*نوری زاده و دسته گل تازه به آب داده  [2008 Nov] 
*غلامرضا جلال و روایت‌های غیرواقعی زندان [2008 Nov] 
*به یاد آن که «عاشقانه زیست» [2008 Oct] 
*انتخاب اوباما شرایط را برای رژیم سخت‌تر می‌کند [2008 Oct] 
*همنامی جنایتکاران و معضل اپوزیسیون- بخش دوم  [2008 Oct] 
*هویت اصلی داوود لشگری یکی از مسئولان کشتار ۶۷  [2008 Oct] 
*اپوزیسیون و معضل همنامی جنایتکاران  [2008 Sep] 
*آیا سانسور شاخ و دم دارد؟  [2008 Sep] 
*هیئت کشتار زندانیان سیاسی در روایت گروه‌ها و فعالان سیاسی! [2008 Aug] 
*کشتار ۶۷، سعید شاهسوندی و پروژه‌ی جعل تاریخ [2008 Aug] 
*بیستمین سالگرد کشتار ۶۷ و انتشار خاطرات جعلی  [2008 Aug] 
*گفتگو با ایرج مصداقی در مورد در مورد جناح‌های رژیم، خطر جنگ، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و .... [2008 Jul] 
*سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران ! [2008 Jul] 
*«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم  [2008 Jun] 
*پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره [2008 Jun] 
*روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد  [2008 Jun] 
*سازگارا با جنایتکاران، ناسازگارا با قربانیان [2008 Jun] 
*پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»  [2008 Jun] 
*دست های خونین باندهای رژیم در انفجار شیراز  [2008 May] 
*داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه‌ی تاریخی [2008 Apr] 
*علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم  [2008 Apr] 
*امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت [2008 Apr] 
*سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران  [2008 Mar] 
*عید ۶۲ در زندان گوهردشت [2008 Mar] 
*نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار  [2008 Mar] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2008 Feb] 
*حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین [2008 Feb] 
*دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ [2008 Feb] 
*بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت [2008 Feb] 
*محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین [2008 Feb] 
*نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان [2008 Feb] 
*کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز [2008 Feb] 
*برگشتگان ازدیار مردگان [2008 Feb] 
*ILO - پیشرفت دولت جمهوری اسلامی در سال های گذشته در سازمان ‌بین‌المللی کار (بخش هشتم - پاياني)  [2008 Feb] 
*ILO - نگاهی به کنفرانس بین‌المللی کار و سیاست های به کار گرفته شده از سوی رژیم در این کنفرانس‌(بخش هفتم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری رژیم از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم)  [2008 Feb] 
*ILO - خانه کارگر جمهوری اسلامی (بخش پنجم)  [2008 Feb] 
*ILO - تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با کنوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم [2008 Feb] 
*ILO - گزارش کمیته متخصصین در ارتباط با اجرای کنوانسیون ها و توصیه نامه ها به نود و سومین کنفرانس بین‌المللی کار و کمبودهای آن (بخش سوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون های بین‌المللی که مورد تصویب دولت‌های ایران قرار گرفته‌‌‌اند (بخش دوم)  [2008 Feb] 
*ILO - کنوانسیون‌های بین‌المللی، ترفند‌های رژیم (بخش اول)  [2008 Feb] 
*برای مادرهایمان، «دل‌پاکان» و «دل‌سوختگان» روزگار [2008 Jan] 
*کشتار ۶۷ در شعر زندان  [2008 Jan] 
*نگاهی گذرا به نمایشنامه‌های زندان [2008 Jan] 
*اعلامیه جهانی حقوق‌بشر دستاورد بزرگ بشریت [2008 Jan] 
*یقه واقعیت را نمی‌توان گرفت؛ (در مورد کتاب نه زیستن نه مرگ) [2007 Dec] 
*آقای زرافشان به کجا می‌روید؟ [2007 Dec] 
*احکام خمینی و خامنه‌ای به حسینعلی نیری رئیس هیئت قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷  [2007 Dec] 
*نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او [2007 Dec] 
*روزشمارقتل‌عام ۱۳۶۷ [2007 Oct] 
*مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی [2007 Aug] 
*بخشی از نقشه‌‌های زندان‌های اوین، قزل‌حصار، گوهردشت و نیز محل‌های قتل‌عام تابستان۶۷ برگرفته شده از کتاب «نه‌زیستن، نه‌مرگ»(چاپ دوم) [2007 Jan]