«ائتلاف نیروهای سیاسی کُردستان ایران»؛ مبهم، متزلزل، دور از واقعیت
حنیف حیدرنژاد
جای خوشحالی دارد که این نیروها ضرورت سیاسی ـ اجتماعی ایران را تشخیص داده و برای هماهنگی دست به ائتلاف زدهاند. سابقه کار حزبی در کردستان ایران ریشهای دیرینه دارد؛ واقعیتی که دیگر نقاط کشور نیز میتوانند از آن بیاموزند.
تجربه سالهای اخیر و فراخوان به اعتصاب از سوی نیروهای سیاسی کردستان ایران و پاسخ مثبت مردم به آن نشان داده است که این نیروها از پایگاه اجتماعی قابل توجهی در استان کردستان و همه نواحی کُردنشین برخوردارند.
پس از جمهوری اسلامی، ایرانِ ما با چالشهای سیاسی مختلفی روبهرو خواهد بود. یکی از آنها تبعیض ساختاری رواشده در مورد اِتنیک (اقوام) مختلف ساکن ایران است. ایجاد یک نظام سیاسی غیرمتمرکز که حقوق کامل همه شهروندان ایران را تضمین کرده و اصل مشارکت تام و تمام آنها را به رسمیت بشناسد، میتواند از بروز تنشهای سیاسی ـ اجتماعی جلوگیری کند.
اینکه بخشهایی از مردمان ساکن ایران خود را قوم، ایل، عشیره، ملیت و... مینامند و خواهان به رسمیت شناخته شدن حقوق خود هستند، موضوعی حساس است که باید در قانون اساسی آینده، به دور از هرگونه تعصب، بررسی شده و حقوق برابر آنها تضمین شود.
یک ایرانِ آزاد و دموکراتیک فقط در صورت مشارکت برابر همه شهروندانش میتواند بالاترین شانس برای توسعه و رفاه را محقق کند. سطح، میزان، نوع و مدل این مشارکت را باید مجلس مؤسسان و قانون اساسی ایرانِ آزادِ فردا مشخص کند. حتی در آن صورت نیز نمیتوان تنشهای احتمالی را منتفی دانست، اما میتوان با بهرهگیری از تجارب تلخ و خونین ایران در یکصد سال اخیر و نیز تجارب مثبت کشورهای مختلف، چالشهای سیاسی و پیامدهای منفی آن را به حداقل ممکن کاهش داد.
نوشته حاضر با در نظر داشتن آنچه در بالا آمد، اطلاعیه «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» را مبهم، متزلزل و دور از واقعیت ارزیابی میکند. دلایل:
دلایل مبهم بودن
در اطلاعیه آمده است: «هدف اصلی این ائتلاف، که پس از مرحلهای از تبادل نظر و کار میدانی در «مرکز دیالوگ برای همکاری» شکل گرفته است، اتحاد و مبارزه مشترک برای گسترش جنبش سیاسی کورد در ایران، رونقبخشی بیشتر به نقش کوردستان و جنبش سیاسی آن در مبارزه علیه جمهوری اسلامی، تأمین حقوق و آزادیهای مردم کوردستان و بازطراحی ایران آینده میباشد.»
مشخص نیست که منظور از «بازطراحی ایران آینده» چیست. وقتی چنین مفهومی توضیح داده نشود، هر فرد، رسانه یا نیروی سیاسی میتواند بر اساس برداشت و تفسیر شخصی خود آن را فهم کند؛ امری که میتواند به سوءتفاهمها دامن بزند.
در جای دیگر اطلاعیه آمده است: «ضمن حمایت از شکلگیری مرحلهای گذار دموکراتیک و فراگیر، مبنای هرگونه همکاری و ائتلاف خود با طرفهای دیگر را «بهرسمیت شناختن حقوق ملتها»، «پذیرش دموکراسی» و «رد هرگونه دیکتاتوری» قرار میدهیم.»
مشخص نیست منظور از «بهرسمیت شناختن حقوق ملتها»، «پذیرش دموکراسی» و «رد هرگونه دیکتاتوری» دقیقاً چیست.
آیا این ائتلاف همکاری با سازمان مجاهدین - که در گفتار و بر روی کاغذ دموکراسی را میپذیرد اما به باور منتقدان در عمل نیرویی غیردموکراتیک است - را میپذیرد؟ «سازمان خبات» از امضاکنندگان این اطلاعیه ارتباط بسیار نزدیک با سازمان مجاهدین دارد.
در مراسم سازمان مجاهدین (۷ فوریه ۲۰۲۶) به مناسبت چهلوهفتمین سالروز انقلاب اسلامی که در برلین برگزار شد و مریم رجوی، از رهبران این سازمان، در آن سخنرانی کرد، نماینده «حزب دموکرات کردستان ایران» و نماینده «سازمان خبات» حضور داشته و سخنرانی کردند.
پذیرش دموکراسی بهتنهایی شرط کافی نیست؛ مهم پایبندی عملی به آن است.
چهلوهفت سال گذشته، کارنامه همه نیروهای سیاسی را روشن کرده است. سخن گفتن از دموکراسی و در عین حال رابطه داشتن با نیرویی که غیردموکراتیک تلقی میشود، صداقت امضاکنندگان اطلاعیه را زیر سؤال برده و ادعای آنها را باورناپذیر میکند.
دلایل متزلزل بودن
یکی از امضاکنندگان اطلاعیه «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران»، حزب آزادی کوردستان (پاک) است. این حزب مبارزه مردم ایران با جمهوری اسلامی را به مبارزه با «ملت فارس» تبدیل کرده و در اطلاعیههای خود از «اشغال کردستان توسط ایران» سخن میگوید.
در «قطعنامه اجلاسیه مجلس عمومی PAK پیرامون تلاشهای ابقای دولت ـ ملت ایران و تداوم حاکمیت سیاسی ملت فارس» (تیر ۱۴۰۱) آمده است:
«تنها حاکمیت و دولت مستقل میتواند به اشغال و استعمار کوردستان پایان بخشد و امنیت کوردستان و کورد را تأمین و از کشتار و چپاول و غارت مصون بدارد... اولویت و جوهر کوردایتی عبارت است از برداشتن یوغ حاکمیت دولت فارس بر گردن کورد و بر خاک کوردستان و دستیابی به حاکمیت، استقلال و ایجاد یک دولت دموکراتیک کوردستانی... پارت آزادی کوردستان با تعهد در مقابل یک سده مبارزه خونین و جانفشانی فرزندان کوردستان... با هر تلاشی در جهت تداوم دولت ـ ملت ایران و حاکمیت سیاسی فارس مقابله مینماید.»
ملاحظه میشود که «حزب آزادی کوردستان» خود را حزبِ کردستانِ ایران نمیداند، با این حال اطلاعیه را همراه با شش حزب دیگر امضا کرده است. این پرسش مطرح میشود که:
- شش حزب دیگر که از ماهیت استقلالطلبانه این حزب مطلع هستند، چگونه همکاری با آن را پذیرفتهاند؟ آیا چنین اقدامی به تردیدهای تجزیهطلبانه در افکار عمومی نسبت به دیگر اعضای ائتلاف دامن نمیزند؟
- حزب آزادی کوردستان که به استقلال باور دارد، چرا همکاری با شش حزب دیگر را پذیرفته است؟ آیا قصد دارد از این ائتلاف بهعنوان سکویی برای مطرح کردن بیشتر خود استفاده کند؟
همکاری با یک حزب استقلالطلب چنین ائتلافی را متزلزل میکند، زیرا اعضای ائتلاف پیوسته در معرض پرسش درباره چرایی این همکاری قرار خواهند گرفت؛ ائتلافی که مشخص نیست سرانجام آن چه خواهد بود.
دلایل دور از واقعیت بودن
وقتی بیانیه «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» مبنای هرگونه همکاری با طرفهای دیگر را «بهرسمیت شناختن حقوق ملتها» اعلام میکند، بیآنکه این مفهوم را تعریف کرده باشد، عملاً راه نزدیکی و همکاری را برای بسیاری از نیروهای مُردد میبندد.
در حالی که همه امضاکنندگان اطلاعیه میدانند در ایران نگرانی عمیقی نسبت به تمایلات تجزیهطلبانه وجود دارد و مخالفان احزاب کُرد تلاش میکنند هر موضوعی را بهانه کرده و آنها را تجزیهطلب بنامند، انتظار میرود امضاکنندگان مسئولانهتر عمل کرده و مفاهیمی چون «ملیت» و «حق تعیین سرنوشت» را بهروشنی تعریف کنند.
از سوی دیگر، طرح چنین شرطی با واقعیت سیاست عملگرا فاصله دارد. برای مثال، اگر در آلمان حزب سوسیالدموکرات (SPD) شرط ائتلاف با حزب دموکرات مسیحی (CDU) را پذیرش اصل مالیات بر ثروتمندان قرار دهد - اصلی که تفاوت ماهوی این دو حزب را نشان میدهد - تأکید بر آن بهعنوان پیششرط، عملاً راه هرگونه همکاری را میبندد.
نتیجهگیری
با توجه به گستردگی حمایت بخشی از مردم ایران در داخل و خارج کشور از رضا پهلوی بهعنوان رهبر دوران گذار، این ائتلاف با سکوت از کنار موضوع آلترناتیو و شخص رضا پهلوی عبور کرده است. چنین موضعگیری در آغاز اعلام موجودیت یک ائتلاف سیاسی، اگر ناشی از انکار باشد، از واقعگرایی سیاسی دور است و اگر از خصومت دیرینه سیاسی ناشی شود، نشاندهنده بیتوجهی به اولویت نجات ایران بر منافع حزبی و سازمانی است.
این ائتلاف، در صورت تثبیت و گسترش، میتواند به افزایش وزن سیاسی نیروهای کُرد در معادلات دوران گذار و مذاکرات مربوط به ساختار آینده قدرت در ایران بینجامد و مطالبات مناطق کُردنشین را بهصورت منسجمتری وارد دستور کار ملی کند. در مقابل، اگر ابهامها و اختلافات درونی آن برطرف نشود، ممکن است نهتنها به تضعیف اعتبار خود این نیروها، بلکه به پیچیدهتر شدن اجماع اپوزیسیون و افزایش بیاعتمادی در سطح ملی منجر شود.
اطلاعیه «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» متأسفانه بهعنوان یک سند سیاسی از پختگی لازم برخوردار نیست. مناسبتر آن است که احزاب امضاکننده در اسناد تکمیلی، برخی مفاهیم را توضیح داده و به ابهامات و تردیدهای مطرحشده در این نوشته و دیگر نقدها پاسخ دهند. در غیر این صورت، این اقدام صرفاً گرهی بر کلاف سردرگم نیروهای اپوزیسیون خواهد افزود.
منبع:پژواک ایران
