پس از راهپیماییهای بزرگ دهها هزار نفره ایرانیان در دو هفته گذشته در شهرهای مختلف جهان، چنین فراخوانی، بهویژه با مشخص کردن سه شهر «مونیخ، لسآنجلس و تورنتو» بهعنوان شهرهای اصلی برای تمرکز جمعیت، اقدامی بسیار بهموقع است. مردم ایران ـ چه در داخل و چه در خارج از کشور ـ هنوز در داغ سنگین دهها هزار هموطن خود که به فرمان خامنهای و توسط جنایتکاران سپاه، بسیج و نیروهای نیابتی رژیم در دی ماه گذشته کشته شدهاند، در سوگ و اندوه به سر میبرند. حمایت ایرانیان از هموطنان مبارز در داخل کشور به آنان روحیه داده و این پیام را منتقل میکند، که تنها نیستند.
حضور ایرانیان خارج از کشور در تظاهرات بزرگ، امتداد مبارزه مردم داخل کشور است. این حضور از یکسو صدای مردم ایران و «نه» بزرگ آنان به حکومت اسلامی، علی خامنهای و رژیمش را بازتاب میدهد و از سوی دیگر، با تأکید بر رهبری رضا پهلوی بهعنوان «رهبر دوران گذار»، به جهانیان نشان میدهد که بخش بزرگی از مردم ایران از او حمایت کرده و او بیشترین و منسجمترین میزان حمایت مردمی را در میان هر شخصیت یا حزب اپوزیسیون با خود دارد.
شرکت هرچه گستردهتر ایرانیان خارج از کشور در این روز و در این تظاهرات، بهویژه در سه شهری که اعلام شدهاند، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
رضا پهلوی در فراخوان خود مینویسد:
«برای واداشتن جامعه جهانی به اقدام عملی و فوری در حمایت از ملت ایران.
شش مطالبه روشن ما:
۱- درهمشکستن ماشین سرکوب رژیم و حفاظت از مردم ایران
۲- قطع کامل منابع مالی رژیم
۳- آزادی اینترنت و ارتباطات برای مردم ایران
۴- اخراج «دیپلمات»های رژیم و پیگرد جنایتکاران
۵- آزادی فوری همه زندانیان سیاسی
۶- آمادگی بهرسمیتشناختن دولت انتقالی مشروع برای گذار ایران به دموکراسی».
ضرورت «مداخله بشردوستانه» و یادآوری به ترامپ
ماده اول تأکیدی است بر ضرورت «مداخله بشردوستانه» برای حمایت از مردم ایران که از طریق هدف قرار دادن رهبران و فرماندهان حکومت و تخریب مراکز نظامی، انتظامی و اطلاعاتی رژیم امکانپذیر است. این بند، یادآوریای مستقیم به دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا است که پیشتر حمایت خود از مردم ایران را وعده داده بود؛ هرچند در این پیام، فراتر از ایالات متحده، همه کشورهای آزاد مورد خطاب قرار گرفتهاند. چنین درخواستی از سوی رضا پهلوی و راهپیمایی احتمالا میلیونی ایرانیان در روز ۱۴ فوریه در حمایت از او، دست دونالد ترامپ و دیگر رهبران جهان را باز میکند تا در برابر افکار عمومی کشورهای خود، از نظر حقوقی و اخلاقی، «اقدام» نظامی علیه جمهوری اسلامی را بهتر توضیح داده و آن را به خواست مردم ایران و رهبری اپوزیسیون ایران پیوند دهند.
رهبری فراجناحی
ماده پنجم، یعنی درخواست «آزادی فوری همه زندانیان سیاسی»، نشان میدهد که رضا پهلوی بهعنوان رهبر دوران گذار، رویکردی فراحزبی، فراجناحی و فرامسلکی دارد. این ماده فرصتی است برای همه نیروهای دموکراتیکی که به آینده ایران و نجات کشور میاندیشند تا این فراخوان را بهعنوان فرصتی برای حمایت از رضا پهلوی تلقی کرده و فارغ از اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک، از او پشتیبانی کنند.
مهمترین خواست
ماده ششم، یعنی درخواست از رهبران کشورهای مختلف برای «آمادگی بهرسمیتشناختن دولت انتقالی مشروع برای گذار ایران به دموکراسی»، مهمترین خواست این فراخوان است. این بند پیام روشنی دارد: ایرانِ پس از جمهوری اسلامی قرار نیست به هرجومرج یا جنگ داخلی کشیده شود و به کانون بحرانی جدید در خاورمیانه تبدیل گردد. برای کشورهای دموکراتیک غربی که مخاطبان اصلی این پیام هستند، دانستن مسیر آینده ایران پس از جمهوری اسلامی و علی خامنهای اهمیت اساسی دارد. آنان میخواهند بدانند آیا نیرویی یا شخصیتی سیاسی وجود دارد که بتواند خلأ قدرت پس از جمهوری اسلامی را پر کند؛ نیرویی که از حمایت واقعی مردم برخوردار باشد.
رضا پهلوی این نگرانی جامعه جهانی را بهدرستی تشخیص داده است. از همین رو، حضور هرچه پرشمارتر ایرانیان خارج از کشور در ۱۴ فوریه، بهویژه در سه شهر اعلامشده، و حمایت گستردهتر نیروهای سیاسی مختلف، موقعیت رضا پهلوی را بهنمایندگی از بخش بزرگی از مردم ایران در گفتوگوهای آتی با دولتهای غربی تقویت خواهد کرد.
اشاره ای به یک کمبود
اما در ارتباط با همین ماده ششم، نکته مهم دیگری نیز جلب توجه میکند. وقتی در این پیام از «آمادگی بهرسمیتشناختن دولت انتقالی مشروع برای گذار ایران به دموکراسی» سخن گفته میشود، هر سیاستمداری بلافاصله خواهد پرسید: «کدام دولت انتقالی؟» اگر منظور، دولت انتقالی پس از سرنگونی جمهوری اسلامی است، این موضوع نیازمند شفافسازی بیشتر است. اما اگر منظور دولتی انتقالی است که هماکنون تأسیس شده، وجود دارد و آماده است تا بلافاصله خلأ قدرت را پر کرده و با طرفهای غربی وارد گفتوگو و مذاکره شود، در این صورت پرسش سیاستمداران، روزنامهنگاران و افکار عمومی ـ از جمله ایرانیان حامی رضا پهلوی ـ این خواهد بود که چنین دولتی کجاست، اعضای آن چه کسانی هستند و چگونه میتوان با آن ارتباط برقرار کرد؟
ماده ششم و تأکید بر «دولت انتقالی» نشان میدهد که رضا پهلوی بهخوبی به ضرورت ایجاد و تأسیس چنین دولتی آگاه است و میداند در صورت اعلام رسمی آن، نقش او بهعنوان رهبر آلترناتیو از سوی کشورهای مختلف جهان، بهویژه ایالات متحده آمریکا و متحدانش، بسیار جدیتر گرفته خواهد شد.
در واقع، ماده ششم در عین آنکه قویترین بخش این مطالبات است، کمبود و نقطه ضعفی را نیز آشکار میکند که ضرورت دارد هرچه سریعتر برطرف شود. شاید روز ۱۴ فوریه، یا چند روز پیش از آن، بهترین زمان برای اعلام «دولت انتقالی» باشد. چنین اقدامی نهتنها موقعیت رضا پهلوی در برابر کشورهای غربی را تقویت میکند، بلکه به مردم در داخل و خارج کشور نیز امید بیشتری میدهد که شمارش معکوس پایان این رژیم ضدایرانی آغاز شده است.
در صورت اعلام دولت موقت، رضا پهلوی نشان خواهد داد که اگر از دولتهای خارجی درخواست «اقدام» میکند، خود نیز پیشتر چنین «اقدام» راهبردی و مهمی را آغاز کرده است.
