هاشمی واپوزیسیون
کورش کبیر


هاشمی رفسنجانی با مرگ نابهنگام خود درهشتم ژانویه 2017 یک نقطه عطف دیگررا درکارنامه زندگی 82 ساله خود وشورشی که بنام انقلاب اسلامی شکل گرفت ثبت کرد شاید اکنون که او درقید حیات نیست راحت تر بتوان بدون ترس ازانگ خوردن در موردش نوشت و او را قضاوت کرد فردی که حاکمیت او را " راس فتنه " ای می خواند که ازخرداد 84 برعلیه رهبری شکل گرفته بود و در نقطه مقابل دشمنانش که  او را " لنگر نظام ویرانگر جمهوری اسلامی وعامل تعادل وتثبیت" آن می خواندند!

 

بنظرم هاشمی نیز نظیرمهندس موسوی از آن بدهایی بود که پایداری اش درمقابل نه بدترکه هیچ بلکه بدترین های تاریخ معاصرایران یعنی خامنه ای درآینده ای نه چندان دور آشکار خواهد شد  یادمان نرفته است روزی که شاه جلای وطن کرد عده ای که اتفاقا همه نیز از بالاترین سواد آکادمیک وحتی سیاسی برخوردار بودند خوشحال بوده و ازشادی در پوست خود نمی گنجیدند  اما هیچکس تصورنمی کرد آن ضجه های یک پیرزن چادر به کمربسته در ناراحتی ازترک وطن توسط شاه و اینکه با رفتن وی مملکت رو به نابودی خواهد رفت جامه تحقق بخود بگیرد آیت الله طالقانی از مبارزان قدیمی و مقابل با رژیم سابق نیز درآستانه  پیروزی انقلاب اسلامی بر سر زنان به آیت الله منتظری  درزندان گفته بود داریم بر یک رژیم پیروز می شویم ولی بدلیل فقدان سازمان و تجربه کشورداری  و حرص وطمع روحانیون پول وقدرت ندیده مردم را از دین و مذهب بیزار خواهیم کرد طولی نکشید که هم پیشگویی آیت الله طالقانی وهم شنیده های منتظری هم مکمل سخنان آن پیرزن بیسواد بشود

با ادعای نوکری استعمار وغارت میلیونی بیت المال با برنامه های نظیرجشن های شاهنشاهی  و اداره کشور با هزار فامیل و دو سه هزار اعدامی و کشته شده سیاسی وغیرسیاسی درطول عمر57 ساله سلسله پهلوی رفت اما دیدیم که جایگزین آنها چه بر سر مملکت آوردند ایران ما با نابودی منابع معنوی و مادی اش دهها بار بیشترازادعای خسارت استعمار آسیب دید، غارت ها نه تنها به میلیاردی بلکه هزاران میلیاردی رسید ودیگرسخن ازدوسه هزارکشته نبود صدها هزارجوان درمیدان های جنگ وشورش ها و درگیریهای داخلی وبرای کسب آزادی وعده داده شده کشته شدند، ارزش پول مملکت به حدود 2 هزارم ارزش خود در رژیم سابق رسید ومیراث هزارفامیلی که هیچ نسبت فامیلی با محمدرضا پهلوی  نداشتند به هزار فامیل واقعی تقسیم شده بین روحانیون و پاسداران رسید تا  دوگانه جهل و سرمایه بتواند با زور سلاح زمینه حاکمیت زر و زور و تزویررا بر کشور حاکم  کند.

 

هاشمی رفسنجانی اما بعنوان عقل منفصل آیت الله خمینی توانست نهضت ارتجاعی و ضد توسعه ای مراد خود در ماجرای لایحه انجمن های ایالتی وولایتی را که به زنان حق رای وانتخاب شدن وبه نمایندگان پیرو اقلیت های دینی امکان قسم به کتاب آسمانی خود را می داد یا الغای رژیم ارباب ورعیتی که امکان تقسیم اراضی بزرگ و واگذاری آن را به کشاورزانی که بروی آن کار می کردند را درطی  2 سال واندی به نهضت بظاهر ضداستعماری کاپیتولاسیون یا مصونیت مستشاران آمریکایی که در مجلس شورای ملی آن دوران بین دو جناح وابسته به رژیم درجریان بود نه تنها پیوند بزند بلکه آنرا بنام خود وتحت عنوان " نهضت امام خمینی" مصادره کند !

 

در زندان شاه هاشمی اما نقطه اتصال بسیاری از جریانهای ملی - مذهبی و حامی بزرگ رهبران بنیانگذارمجاهدین خلق ایران بود همان گروهی که وقتی درخرداد 60 درمقابل تعرضات بی امان به خود دست به سلاح بردند هاشمی درکناررهبران دیگرنظام ازقلع وقمع آنها هیچ ابایی نداشت خشونتی که بعدا دربرخورد با اعضای حزب توده وگروههای ملی مذهبی نیزبه تناسب تاثیرآنها درجامعه شاهد آن بودیم.

 

اما این همه هنوز کاریزمای وی را برای جامعه ایران آشکار نکرده بود و تنها در جریان حنگ تحمیلی و بالاخص پس از مواجهه جنگ ایران و عراق با بن بستی دهشتناک که بعد از آزادسازی خرمشهر چهره کریه خود را با شکست های پی در پی به نمایش گذاشت بتدریج شخصیت واقعی هاشمی رو به نمایان شدن گذاشت.  

 

هاشمی با بر عهده گرفتن غیررسمی فرماندهی جنگ بعنوان جانشین فرماندهی کل قوا از زمستان 62 و همزمان با عملیات خیبر وارد صحنه اداره نبردها گردید درست زمانیکه عدم تحقق اهداف عملیات درآن زمان وشکست کامل عملیات بعدی در زمستان 63 موسوم به عملیات بدر که صدام آنرا " ام المعارک" یا مادرجنگها می نامید شروع به کار وی را تحت الشعاع خود قرارداده بود.

 

هاشمی با درک موقعیت ازدست رفته برای صلح با عراق متجاوزدربعد ازخرمشهرکه سخت موردتاکید رهبران طیف ملی -مذهبی کشوربود بدنبال پیروزی دریک نبرد بزرگ برای ورود به صلح با رژیم بعثی عراق ازموضع قدرت بود امری که چندان خوشایند سرداران شکست خورده سپاه پاسداران نبود وآنها با توهم امکان پیروزی برصدام وبازکردن راه قدس ازطریق کربلا درخواست تبدیل دولت ایران به دولتی نظامی مشابه عراق و اجبارکردن مردم به شرکت درجنگ برای همه آحادملت ازیکسو و اختصاص کلیه امکانات کشور برای جنگ ازسوی دولت ازسوی دیگر بودند درحالیکه کشور

بدلیل تحریم های بین المللی ناشی ازاشغال سفارت آمریکا وکاهش درآمدهای نفتی بهیچوجه امکان چنین امری را نمی داد

 

پیروزی ایران درعملیات والفجر8 یا فتح شبه جزیره فاو گرچه ازنظرفنی ازیکسو و ازنظرجهانی بعد ازحدود 4 سال عدم موفقیت وشکست های پی درپی ازآزادی خرمشهردرسوم خرداد 61 تا بهمن 64 ازسوی دیگر بخودی خود ارزشمند بود اما فاقد جنبه های استراتژیک و موثر دروادارکردن صدام به دادن امتیازات درخواستی از سوی ایران برای خاتمه جنگ بود این عملیات با نارضایتی ودیوانه وارخواندن آن ازسوی بسیاری ازفرماندهان فعلی سپاه روبرو اما وضعیت نابسامان کشورواعمال فرماندهی هاشمی فرماندهان فوق را واداربه اطاعت کرد وآنها مدبرانه  نیزدرتک های انحرافی وفرعی وقرارگاههای مربوطه بکارگرفته شدند.

 

پس ازنبردفاودرزمستان 64 بود که سیاست عدم غالب ومغلوب درجنگ ایران وعراق  درراس استراتژی آمریکا قرارگرفت ومی بینیم که دونالدرامسفلد معاون وزیردفاع آمریکا دربغداد با ماموریت کمکهای اطلاعاتی درجبهه های جنگ زمینی ودریایی درشمال خلیج فارس بحضورصدام می رسد ودرتهران نیزرابرت مک فارلین پس ارسال چندین محموله مهم موشکهای ضدهوایی هاوک وضدزره تاو ونیزگلوله های توپهای 155 میلیمتری به ایران با کیک وانجیل وکلید واردمی شود هاشمی البته می گوید همکاری آمریکایی ها (واسراییلی ها) درفروش سلاحهای موردنیازما بدنبال کمکهای ما درلبنان ودررابطه با آزادی گروگانهای آمریکایی بوده است متاسفانه انتشاراطلاعات مربوط این تحرکات وروابط پنهانی بین ایران وآمریکا درنشریه الشراع لبنان که گفته می شود ازطریق مهدی هاشمی برادردامادآیت الله منتظری بوده است موجب ناکامی وعدم موفقیت کامل تلاش های دو گروه درطرفین گردید.



با عدم کفایت دستاورد عملیات فاو و استقرارنیروهای ایرانی درجبهه جنوبی بصره فرماندهان سپاه باردیگرطراحی عملیات حمله به بصره درمنطقه ابولخصیب  که با دریاچه های مصنوعی تحت عنوان کانال پروش ماهی ودژهای بزرگ وکانال زوجی حفاظت می شد اما درواقع برگرفته ازطرح شهیدچمران درابتدای جنگ درجبهه دب حردان بود شروع کردند عملیات کربلای 4 که دراولین روز به شکست انجامید وعلت اصلی آن دربولتن های محرمانه لورفتن عملیات ازرده های بالا ذکراما درتبلیغات آنرا به گروههای مخالف ازجمله مجاهدین منتسب کردند!

 

دراینجا هاشمی کلیدی ترین نقش خود را که همطرازترغیب آیت الله خمینی به پذیرش قطعنامه 598 است ایفا می کند وآن وادارکردن فرماندهان سپاه به انجام عملیات کربلای 5 وواقع دربخش شمالی همان منطقه است وبازهم تلاش برای رسیدن به شرق بصره، درعرف نظامی دست زدن به عملیات درهمان منطقه ای که دشمن تنها دوهفته قبل شکست سختی را به شما واردکرده است نوعی دیوانگی بنظرمی رسد وبهمین دلیل نیزبسیاری ازفرماندهان سپاه که شعارهای شهادت طلبانه شان گوش فلک را کر کرده بود حاضربه تایید عملیات نشدند اما هاشمی با این استدلال که اتفاقا دشمن تصورمی کند که عملیات اصلی سالانه ما یا کربلای 4 شکست خورده است ما دیگرامکان حمله ازاین جبهه را نداریم وازسوی دیگرباتوجه به بسیج نیرووتجهیزات طی یکسال برای یک عملیات بازگرداندن آنهمه نیرو و پاسخ نداشتن به مردم ونظام ودستگاه سیاست خارجی وضعیت ما را ازنظربین المللی ضعیف می کند لذا باید تمام رزمندگان وفرماندهان با دید بازدراین عملیات شرکت کنند هاشمی با انحلال دوقرارگاه کربلا ونوح وتقسیم لشکر ها وتیپ های آن قرارگاهها به سه قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء وقرارگاههای نجف وقدس عملا فرماندهی عالی سپاه را واداربه حضوردرقرارگاه تاکتیکی زیرحجم آتش دشمن نمود درواقع جدا ازنتیجه عملیات کربلای 5 باید آنرا شاهکارهاشمی رفسنجانی درجنگ 8 ساله نامید.

 

می گویند چرا عنوان مطلب خود در مورد هاشمی را وی و اپوزیسیون گذاشته ام و می گویم زیرا مخاطب اصلی من در این  وجیزه اپوزیسیون وروشنفکران مخالف نظام وطرفدارتغییرنظام است ونه مردم عادی یا اصلاح طلبان واعتدالیون طرفداران هاشمی وحتی افراطیون طرفداران خامنه ای

 

پس ازناکامی درعملیات کربلای 4 و 5 بود که سپاه به این نتیجه رسید که درجبهه های جنوبوغرب  دیگرامکان عملیات ندارد و این نهاد اداره کننده جنگ پس ازخرمشهرناچارشد به منطقه غیراستراتژیک شمالغرب وکردستان عراق پناه ببرد که بزرگترین اشتباه استراتژیک دوران 8 ساله جنگ بود زیرا کشاندن جنگ به حلبچه با توجه به توان محدود ایران دربسیج نیرو درواقع پیام آشکاری به دشمن متجاوز بود که اکنون جبهه های جنوب و غرب برای تجاور مجدد وی که بعدها عنوان " دفاع متحرک" بخود گرفت مهیا می باشد واینچنین شد که در عرض چند ماه تمام دستاوردهای جنگ برای ایران ازدست رفت وخرمشهردوباره درمعرض سقوط قرارگرفت گرچه برخی ازفرماندهان ارشد عملیاتی سپاه نظیرسرداررشید نه تنها کرمانشاه بلکه خرم آباد را نیزدرخطرمی دیدند.

 

در این شرایط بازهم نقش آفرینی هاشمی کارساز شد و وی با متقاعد کردن آیت الله خمینی به پذیرش قطعنامه 598 که سال گذشته در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسیده بود توانست از سقوط  کشور به گردونه دوباره جنگ جلوگیری کند نامه محسن رضایی و درخواست تجهیرات  یک ارتش مقتدر بهمراه نیاز به بمب های لیزری و اتمی که بگفته آیت الله خمینی ازعهده یک ابرقدرت هم خارج بود و گزارش مهندس موسوی درخصوص فقدان منابع مالی بدلیل صادرات محدود وکاهش قیمت نفت نیزغیرممکن بودن ادامه جنگ را محرزمی ساخت.

 

هاشمی پس ازآن درهنگامه مرگ ایت الله خمینی ضمن تلاش برای تغییربخش هایی ازقانون اساسی وافزایش اختیارات رهبری و ریاست جمهوری ازطریق حذف پست های قائم مقام رهبری ونخست وزیری توانست در مساله جایگزینی رهبری بار دیگر نقش آفرین شود  او توانست با کمک احمد خمینی زمینه رهبری دوست و یار قدیمی خود علی خامنه ای را فراهم آورد با این نیت که اهداف استراتژیک خود را در اداره کشور و اینبار در قالب ریاست جمهوری پیش ببرد بالاخص اینکه دوران سازندگی پس از جنگ در پیش بود.

 

پرداختن جدی به پروژه هایی که بعدا اثرات عمیق خود را در توسعه عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور بجای گذاشت نشان ازچند بعدی بودن شخصیت هاشمی و در واقع جنبه های مثبت آن بود تنش زدایی با اعراب منطقه و غرب (که متاسفانه با فعال شدن موازی دستگاه ترور مخالفان در داخل و خارج از کشور دربیت رهبری آنرا عقیم گذاشت)، تلاش برای ایجاد یک نظام اقتصادی متعارف که کشور را از درونگرایی خارج و واداربه همگامی با استنانداردها وهنجارهای بین المللی می کرد، سرمایه گذاری بروی دانشگاه آزاد اسلامی وهمگانی کردن آموزش عالی، راه اندازی متروی تهران با قابلیت تعمیم به شهرهای بزرگ کشور، مجتمع های پتروشیمی برای جلوگیری از خام فروشی نفت و استقبال ار ورود سپاه تحت عنوان ورود قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء به پروژه های بازسازی مناطق آسیب دیده که اختصارا قرب یا قرارگاه بازسازی نامیده می شد والبته بعدا این قرارگاه نیز با درگیر شدن با پروژه های میلیارد دلاری عملا ماموریت اصلی خود را فراموش وبه تعبیری با حمایت خامنه ای به بزرگترین شرکت پیمانکاری کشور تبدیل ونقش ویرانگری دراقتصاد ایران بالاخص دررقابت نابودکننده با بخش خصوصی پیداکرد. کنترل اغتشاشات ناشی ازتغییر نظام بسته اقتصادی و دولتی ناشی از8 سال حاکمیت نظامی برکشور و ناشی ازجنگ با عراق وافزایش یکباره تورم بدلیل عمل جراحی های موردنیاز دراقتصاد کشورامری اجتناب ناپذیر بود که تنها ازعهده هاشمی برمی آمد و وی ازانجام آن ابایی نداشته وآماده پرداخت هزینه های آن بود.

 

اما دربخش توسعه سیاسی، حمایت ازکاندیداتوری محمدخاتمی ازجایگاه همزمان ریاست جمهوری ومجمع تشخیص مصلحت نظام ازطریق حزب کارگزاران سازندگی وپایگاه شهرداری تهران به کمک غلامحسین کرباسچی ومرکزمطالعات استراتژیک ریاست جمهوری به مدد موسوی خویینی ها درمقابل کاندیدای موردحمایت رهبری یعنی علی اکبرناطق نوری که مورد حمایت رهبری، فرماندهی سپاه، جامعه سنتی روحانیت واتاق فکرهای گوناگون همسوبا رهبری بود وشکست سهمگین خامنه ای درخرداد 76 بنیان اختلاف بین هاشمی وخامنه ای گردید که تا هم اکنون حتی درمرگ هاشمی بچشم می خورد (اشاره خامنه ای به اختلاف نظرخود با هاشمی وحجت الاسلام نامیدن وی درپیام بظاهرسوگوارانه خودبمناسبت فوت هاشمی وجلوگیری ازشرکت خاتمی درمراسم تشییع جنازه هاشمی)

متاسفانه عناصرتندروی اصلاح طلب که ازپیروزی خود دردوم خرداد 76 سرمست شده بودند بتدریج بنای ناسازگاری با ولی نعمت خود را گذاشته وبا اقداماتی ازقبیل " عالیجناب سرخپوش" نامیدن وی درماجرای قتلهای زنخیره ای زمینه حذف وی ازمجلس ششم را فراهم آوردند واین درشرایطی بود که جناح حاکم نیز وی را بدلیل حمایت ازخاتمی ونیزتحت فشارگذاشتن نیروهای افراطی تحت عنوان دفاع ازاشرافی گری زیرمنگنه گذاشته بودند هاشمی در دوره ریاست جمهوری خود تلاش کرده بود با عبورازاقتصاد دولتی وشبه سوسیالیستی به اقتصاد نسبتا آزاد ولیبرالی که رفاه مردم بعد ازجنگ را نوید می داد به قول خود جنوب شهررا به شمال شهرنزدیک کند وی مخالفان شیه نظامی خود یا انصارحزب الله را که مواردی چون مخالفت با نامگذاری انگلیسی خیابانها یا مبارزه خیابانی با بد حجابی را پیشه خود کرده بودند  مشتی "جلمبر" خطاب کرده بود که تا هم اکنون آثارآن درحمله این عناصربه وی تحت عنوان حمایت ازاشرافی گری مشهود است.

 

متاسفانه برخورد عناصرتندرو درجبهه اصلاح طلبان با هاشمی عملا وی را به موضع مخالف جبهه دوم خرداد راند بطوریکه درهنگام برخوردشورای نگهبان با مجلس اصلاح طلبان یا مجلس ششم لوایحی که برای حل اختلاف بین این دونهاد به مجمع تشخیص مصلحت می رفت عمدتا بنفع شورای نگهبان تمام می شد.

 

درسال 84 بود که هاشمی با نومیدی ازدوجناح تصمیم گرفت خود وجریان حامی خود را وارد انتخابات ریاست جمهوری نماید اما خامنه ای با دومرحله ای کردن انتخابات ابتدائا کاندیدای اصلاح طلبان یعنی مهدی کروبی را با مهره هاشمی ازمیدان بدرکرد وسپس خود هاشمی را با مهره احمدی نژاد ازعرصه انتخابات حذف نمود هردو مهره اصلی حذف شده معتقد به تقلب درانتخابات بودند.هاشمی دراین مرحله ازموضع گیری تند خودداری وتنها باصدوربیانیه ای گلایه مند شکایت خود را همانند قبل (احتمالا اشاره انتخابات ریاست  خبرگان رهبری) ازداورانی که نشان داده اند نمی خواهند یا نمی توانند کاری بکنند به دادگاه عدل الهی برد و

گفته بود درانتقام الهی اگرکسی معاقب شود قطعا مردم، انقلاب اسلامی وایران نخواهد بود وی درهمان گلایه نامه به هزینه های دهها میلیاردی ازبیت المال برای تخریب ظالمانه خود وخانواده اش سخن رانده بود وجزای مرتکبین چنین ظلمی به کشورومردم وخود را به خسرالدنیا والاخره حواله داده بود بدیهی بود که منظورهاشمی کسی بغیرازخامنه ای واعضای اصلی شورای نگهبان یعنی احمدجنتی ودوسه تن دیگرنبودند.

 

اما شاید مهمترین یا آغازطرح عمومی تقلب درانتخابات درپاییز87 ازسوی هاشمی مطرح شد وی که موفق شده بود به کمک یک سامانه آنلاین متکی به سیستم مویایل کشور بامدیریت فرزندش مهدی ازتقلب درانتخابات مجلس خبرگان رهبری سال 85 جلوگیری کرده با پیروزی قاطع برمخالفانی چون آیت الله یزدی وجنتی پیروز شود  اینباربا سیاستی محکم تردرموضوع تقلب درانتخابات ریاست جمهوری واردمیدان شد وی درهمایش جنجالی سی سال قانونگذاری درمجلس شورای اسلامی گفته بود "  اگرمردم احساس کنند رأی‌شان درسرنوشت آنان بی‌اثر است و متولیانی پیدا شوند که رأی آنها را هرجوری که می‌خواهند، بخوانند آنگاه دلسرد می‌شوند؛ چون مردم مسلمان‌اند وهیچوقت به کشورخیانت نمی‌کنند." بدنبال این امربود که رهبری درسخنرانی نوروزی خود درسال 88 شبهه افکنی درمورد تقلب درانتخابات را رد اما هاشمی ازطریق خطبه های نمازجمعه و راه اندازی کمیته ای تحت عنوان صیانت ازآراء وبااستفاده ازهمان سامانه تلاش کرد به موازات وزارت کشوروشورای نگهبان زمینه یک نظارت مردمی را برانتخابات فراهم آورد ریاست این کمیته که درستاد مهندس موسوی مستقرشده بود با محتشمی وافرادی نظیرمهدی هاشمی، مرتضی الویری، مرتضی حاجی و..  بوده وگزارش تفصیلی این کمیته ازانتخابات ریاست جمهوری دوره دهم یکی ازدقیق ترین گزارش ها مبنی بروقوع تقلب درآن انتخابات می باشد. نامه بدون سلام هاشمی به خامنه ای در

 

انتخابات 88 وتقلب مجدد با دستکاری درنتیجه انتخابات وجابجایی بیش ازده میلیون رای ودقیقا تکرارهمان تقلب درانتخابات دوره نهم یا خرداد 84 با این توهم که دراین دوره هم حداکثرواکنش کاندیدحذف شده واگذاری آمرین وعاملین تلب به روزجزاء وخداوند خواهد بود اما نتیجه ای دیگرداشت وآن تحقق پیش بینی بحران توصیف شده درنامه تاریخی وبدون سلام  19 خرداد هاشمی به خامنه ای بود که بظاهرتحت عنوان شکایت ازتوهین به خود واعضای خانواده اش ازسوی احمدی نژاد درمناظره تلویزیونی با موسوی نوشته شده بود ولی محتوای بسیاری ازموارد ازجمله دوباراشاره به سخنرانی خامنه ای درمشهد، اعلام مجدد مخالفت خود با روند جاری اداره کشور، هشدارنسبت به شورش ها وفتنه های خطرناک در آینده درجریان انتخابات وناشی ازعدم برگزاری سالم آن که دود آن درفضا قابل مشاهده است و… بود واینکه تمام این موارد درصورت صلاحدید واقدام موثر رهبری  درفرصت باقیمانده باعث نجات کشورازخطر، تحکیم وحدت ملی واعتماد عمومی می شود ولی درصورت عدم اقدام مصداقی براین خواهد بود که سرچشمه شایدگرفتن به بیل، چوپرشد نشاید گرفتن به پیل.

هاشمی پس ازانتخابات ریاست جمهوری خرداد 88 وتقلب مجدد چندین محورمهم را دردستورکارخود قرارداد اول تلاش درجهت برگرداندن اعتماد به مردم ازطریق اجرای قانون، دادن فرصت به همه برای طرح مسائل خود ازرسانه ها وبالاخص صداوسیما، آزادی زندانیان سیاسی و آزادی مطبوعات که درخطبه نمازجمعه 26 تیرماه 88 وی بعنوان آخرین نمازجمعه هاشمی مطرح وپس ازآن برای همیشه وی سنگر30 ساله نمازجمعه را بعنوان پایگاه وتریبون عمومی حاکمیت ترک کرد این پاسخ وی به درخواست های مکرربازگشت به نمازجمعه بسیارپرمعنی بود که گفته بود من با خود عهد کرده ام که درخطبه نمازدروغ وچیزی که برخلاف حقیقت باشد نگویم بهمین دلیل نمی توانم دراین مراسم سیاسی -عبادی شرکت کنم.
 دوم تلاش برای نشان دادن مواضع مغایر وچالشی خود با حاکمیت درمسائل مختلف وبااستفاده ازاندک امکانات رسانه ای ازقبیل نشرخاطرات خود که بعنوان مثال به ماجرای شورایی بودن رهبری، انتخابات آزاد، محدود کردن ردصلاحیت ها توسط شورای نگهبان برای مشارکت حداکثری مردم، مانوربروی حق الناس ومخالفت با دخالت ایران درسوریه برای حفظ بشارالاسد می توان اشاره کرد وی که ازسوی خامنه ای ودستگاه احمدی نژاد بایکوت، ممنوع التصویروملاقاتهای خارجی وی بشدت محدود شده بود با استفاده ازدیدارهای اندک مردمی توانست دیدگاههای خود را به نظرمردم ایران برساند دیدگاههایی که از آشکارشدن نافرمانی احمدی نژآد ازخامنه ای وخانه نشینی یازده روزه رییس جمهورانتصابی رهبری دردرفروردین 90 (درکمترازدوسال ازجنبش سبز) شتابی تازه بخود گرفت ونشان داد مواضع هاشمی وهمراهان وی ازجمله خاتمی، موسوی وکروبی واکثریت مردم ایران درست بوده است.

یکی ازمهمترین تاکتیک های هاشمی درپس ازخرداد 88 ماجرای انتخاب مجدد ریاست خبرگان رهبری دراسفند89 بود که رهبری وخیرگان با استفاده ازتجربه شکست وحشتناک درسالهای 86 (جنتی با 31 رای درمقابل هاشمی با 41 رای) وبعد هم مجددا درسال 87 (محمدیزدی با 26 رای درمقابل هاشمی با 51 رای ) می دانستند که هیچکس را یارای رویارویی با هاشمی نیست وعلیرغم اینکه ترکیب مجلس خبرگان دستچین شده ازروحانیون تابع ولایت فقیه است ولی کاریزمای هاشمی برهمه چیزبرتری داشت لذا پس ازشروع بحثها عده ای بحث عدم صلاحیت هاشمی را بدلیل موضعگیریهای وی درقبال انتخابات 88 علم کرده ودرخواست حذف وی را داشتند ازسوی دیگرهاشمی نیزحضوردرخبرگان رهبری را مهمترازریاست آن می دانست واین دوخواسته باعث شد تا ایشان شرط بگذارد که اگرمهدوی کنی کاندیدریاست خبرگان بشود وی کاندید نخواهد شد ودلیل آنهم جانبداری مهدوی کنی ازوی درمقابل اتهامات احمدی نژاد بود ونهایتا نیزمهدوی کنی پس ازانتخاب گفته بود که ریاست خبرگان رهبری ازسوی هاشمی بوی تفویض شده است وآرای وی درواقع آرای هاشمی است.

شاهکاردیگرهاشمی وادارکردن خامنه ای به درس گرفتن ازهزینه سنگین نظام دردست بردن به آرای مردم درانتخابات 88 ازطریق احترام به حق الناس، عدم دخالت نیروهای نظامی درانتخابات، عدم ثبت شرکت مردم درانتخابات ریاست جمهوری بعنوان رای به نظام وحرام بودن استفاده ازامکانات دولتی بنفع کاندیداها ونهایتا ثبت نام وی درآخرین لحظات کاندیداتوری ریاست جمهوری دوره یازدهم درسال 92 بود که نشان داد علیرغم تلاش بی وقفه برای ترورشخصیت هنوزاین پتانسیل دروی برای به معرض قضاوت گذاشتن خود درمقابل ارای مستقیم مردم را دارد امری که هیچگاه درخامنه ای ومقامات ارشد نزدیک به وی نظیرمصباح یا دیگران دیده نمی شود دراین هنگام عده ای اینکارهاشمی را انتحارسیاسی وعده ای آنرا سونامی هاشمی خواندند که تمام بافته های حاکمیت را طی 8 سال گذشته وبالاخص حکومت نظامی غیررسمی پس ازخرداد 88 را پنبه کرده باردیگرعدم مشروعیت رقبای خود را به نمایش خواهد گذاشت حضورشتابزده وزیراطلاعات وهمراه وی درشورای نگهبان واعلام حمایت قاطع مردم ازکاندیداتوری هاشمی که کاملا درنقطه مقابل رهبری بود موجبات ردصلاحیت وی را توسط شورای نگهبان فراهم آورد اما تدبیرقبلی هاشمی برای جلوگیری از استعفای روحانی ازکاندیداتوری به نفع خود کارساز وتوانست نقشه رهبری را برای حقنه کردن کاندیدای خود یعنی سعید جلیلی به مردم خنثی نماید.

هاشمی پس ازپیروزی قاطع نزدیکترین فرد بخود ودورترین فردرهبری درانتخاباتی که شش کاندیدای آن همگی ازیک خاستگاه سیاسی - ایدئولوژیک یعنی جناح راست درون حکومت برخورداربودند نظیرجبهه های جنگ اصل تعاقب دشمن را پی گرفت وفورا به سراغ دو مرجع شهرداری تهران ودانشگاه آزاد رفت که اولی ازسوی سردارقالیباف (همشهری خامنه ای وشاگرد وی ) برای 8 سال براین جایگاه باهدف استفاده ازآن بعنوان سکوی پرش به ریاست جمهوری چمباته زده بود ودومی نیزبا تغییراتی که خامنه ای بااستفاده ازابزارشورایعالی انقلاب فرهنگی درهیات امنای دانشگاه آزاد بعمل آورده بود با دوسال عملیات تعقیب و گریزسرانجام تحت نظارت مستقیم وی ازطریق انتصاب یکی ازسرسپرده گان خود بنام فرهاد دانشچو (برادرکامران دانشجو با سابقه تقلب درانتخابات 88 وروانه کردن 3700 ازپیروان ولایت به دانشگاه با بورسیه های جعلی) قرارگرفته بود.

هاشمی برای زدن قالیباف ازفرزندخودمحسن استفاده وتقریبا مطمئن به انجام آن شده بود وقالیباف که طبق قانون تشکیلات شوراهای اسلامی وانتخابات شهرداری امکان انتخاب برای دوره سوم شهرداری تهران را نداشت وازسوی دیگرحتی درمیان شورای اسلامی شهرتهران دراقلیت قرارداشت توانست با تطمیع یکی ازنمایندگان نفوذی اصلاح طلبان درشورای شهربنام الهام راستگو با اختلاف تنها یک رای اکثریت آرای نمایندگان راه یافته به شورای شهرتهران را ازآن خود کرده وهمچنین به کمک قوه دست نشانده قضاییه (منتظری دادستان فعلی کشورورییس دیوان عدالت اداری وقت برخلاف قانون درپشت شهردارتهران باقی بماند وی دراولین گام قراردادی به مبلغ 20 هزارمیلیاردتومان را به سپاه داد وبعدا نیزبخش عمده حدود ده هزارمیلیارد تومان املاک شهرداری را بنام سرداران کت وشلوارپوش دربخش های مختلف شهرداری وخارج شهرداری اختصاص داد که یکی از آنها خانم الهام راستگوبود.

اما درخصوص ریاست دانشگاه آزاد که درمیان سایردانشگاهها بدلیل تعداد دانشجو واموال وقفی دراختیارنقش محوری داشت درحالیکه تنها 17 ماه ازریاست فرهاد دانشجوبرآن تراست علمی - اقتصادی - سیاسی نمی گذاشت این مهره خامنه ای و شورایعالی انقلاب فرهنگی را با آرای 6 درمقابل 2 رای برکناروحمید میرزاده کرمانی را جایگزین وی کرد بجرئت می توان گفت برکناری زودهنگام فرهاددانشجو با توجه به ترفندهای دوساله خامنه ای برای دراختیارگرفتن ریاست آن دانشگاه یکی از سیلی های مجکمی بود که به صورت خامنه ای ازسوی هاشمی درشهریور92 یعنی درکمترازیکماه ازاستقراردولت روحانی نواخته شد.

مذاکرات با گروه 1+5 ورساندن آن به توافق برجام را علیرغم "نرمش قهرمانانه" وپنهانی خامنه ای که ازیک سال قبل ازروی کارآمدن دولت روحانی ودردوره ریاست جمهوری احمدی نژاد درعمان شروع شده بود نیزبه ترتیبی که توضیح خواهم داد نیز باید به حساب شاهکارهای هاشمی گذاشت واگرهیچ دلیلی برای آن نداشته باشیم اولا قرارگرفتن خامنه ای درکناردلواپسان در مخالفت با برجام ثانیا قرارگرفتن هاشمی درکنارمقامات دولت روحانی بعنوان مجریان توافق برجام وثالثا دفاع مطلق وبدون قید وشرط هاشمی هم ازتوافق اتمی وهم هیات مذاکره کننده درمقابل دفاع مشروط و فاقد اعتباروارزش وهمراه با حرکت زیکزاکی خامنه ای درمراحل مختلف مذاکرات 20 ماهه (ازنوامبر2013 تا ژوئن 2015) ازدلایل روشن نقش هاشمی دراین توافق با جامعه بین الملل بود توافقی که به اعتراف همگان نه تنها به مرحله تحریم های منجربه فازنفت درمقابل غذا ودارو وسایه جنگ برسرکشوررسیده بود بلکه درداخل نیزکشوررا آبستن شورش گرسنگان کرده بود که هنوزهم بدلیل اخلال درمدیریت اجرایی کشورازسوی خامنه ای ودلواپسان وجلوگیری ازآواربرداری ازخسارتهای بعمل آمده طی یک دهه حاکمیت مطلق ویکدست اصولگرایان برکشورادامه دارد.

انتخابات تعیین کننده مجلسین شورای اسلامی وخبرگان رهبری دراسفند 94 را باید آخرین ضربه هاشمی برپیکرسیاسی خامنه ای وحامیان مافیایی وی دانست که برای بقاء برقدرت ودراختیارگرفتن سپهرسیاسی کشورو غارت منابع عمومی ودولتی ازهیچ کاری رویگردان نیستند دراین راه شورای نگهبان با قلع وقمع کامل کادرهای اصلی اصلاح طلب به بهانه شرکت یا سکوت در مقابل آنچه فتنه خرداد 88 می خواندند تنها با شرکت تعدادمحدودی ازکادرهای درجه سوم اصلاح طلب درانتخابات موافقت تا نمایش برگزاری انتخابات رقابتی آنها رنگ ولعاب واقعی بخود بگیرد اما درخصوص کاندیداهای مجلس خبرگان وضع به مراتب بدتربود زیرا با توجه به تجربه های قبلی وآرای نمایندگان به هاشمی درمقابل افرادی نظیرجنتی ویزدی بازهم نیازبیشتری به پاکسازی این نهاد ازنمایندگان احتمالی متمایل به جریان اصلاحات یا اعتدال به چشم می خورد لذا علاوه برافزایش تعداد نمایندگان به 88 نفرتعداد 55 تن ازآنان ابقاء و33 روحانی جدید وعمدتا با گرایش به جناح راست وارد کارزارخبرگان رهبری گردیدند کارزاری که با توجه به اخباربیماری خامنه ای احتمالا مسئولیت تعیین رهبرآینده کشوررا برعهده خواهد داشت (درواقع شورای نگهبان برای اطمینان ازترکیب موردنظرخود درمجلس خبرگان مجبوربه تغییر 43% نمایندگان درمجلس مذکورگردید ). هاشمی با توجه به کاریزمای خود وآگاهی که به توانایی هاونقش محوری خود درعبوراز بحرانها داشت معتقد بود ریاست مجلس خبرگان درصورت فوت خامنه ای فاقد هرگونه ارزش بوده ووی درآن بزنگاه تاریخی توان تغییرمعادله انتخاب رهبری را به نفع مردم ونیزدادن مشروعیت زمینی ونه آسمانی به نظام اسلامی ورهبران آن خواهد داشت.

هاشمی با توجه به ردصلاحیت های بی سابقه اینبارازیک تاکتیک جدید وموضع سلبی برای نشان دادن بی اعتیاری رهبری و اقلیت پیروان وی وارد شد وآن برنامه ریزی برای رای نیاوردن سه شخصیت کاملا شناخته شده و وفاداربه رهبری موسوم به مثلث جیم یعنی جنتی، یزدی ومصباح بود با تاکتیک فوق ازانجاییکه جنتی ریاست شورای نگهبان ومحمدیزدی ریاست خبرگان رهبری را برعهده داشت عملا اقدامات وتصمیمات این دونهاد ازاعتبارساقط می شد وحذف مصباح یزدی نیزبدلیل نقش محوری وفرصت طلبانه وی درنظریه پردازی افلاطونی پیرامون قدرت آسمانی ولایت فقیه ومشرک ومرتد خواندن معترضین به آن وبی اعتباری نظرورای مردم درحکومت اسلامی وصدورفتاوی که نوعی مجوزشرعی برای مباح بودن قتل وکشتارهای جمعی مردم درصورت عدم بیعت با حاکم یا دادن وجاهت شرعی به غارت بیت المال توسط رهبری تحت عنوان اختیارات ولایت فقیه وانفال نیزعملا به معنی ساقط کردن پشتوانه شرعی اقدامات تبهکارانه باند حاکم محسوب می گردید.
 (لازم به توضیح است با مرگ مهدوی کنی وفضای سنگین وتهدید های رهبری وشورای نگهبان برعلیه هاشمی نهایتا محمد یزدی به ریاست خبرگان رهبری درفاصله اسفند 93 تا خرداد 95 رسید ولی تعداد 24 رای هاشمی درمقابل 47 رای یزدی نشان داد که علیرغم تمامی تخریب ها وفضاسازیها وردصلاحیت ها هنوزهاشمی ازحمایت یک سوم نمایندگان خبرگان رهبری درمقابل دوسوم دیگربرخورداراست واین امرزنگ خطررا برای رهبری وشورای نگهبان برای تسویه کاندیدها درانتخابات دوره پنجم خبرگان رهبری به صدادرآورد)

انتخابات اسفند94 وحذف کامل سه کاندیدموردنظریا مثلث جیم برگ برنده هاشمی درمقابل خامنه ای بود تا بوی نشان بدهد که وی ازحداقل محبوبیت مردمی نیزبرخوردارنیست وطرف مقابل با وادارکردن یکی ازنمایندگان راه یافته ازتهران به انصراف توانست ازسه کاندیدحذف شده تنها جنتی را بعنوان آخرین یا شانزدهمین نماینده خبرگان ازتهران روانه این مجلس بکند تا به کمک دیگرنمایندگان دست راستی عبورداده شده ازردصلاحیت های گسترده ترشورای نگهبان وعدم تمایل هاشمی به شرکت در انتخابات ریاست مجلس خبرگان وی را بعنوان ریاست مجلس خبرگان رهبری معرفی کنند اقدامی که ضمن نشان دادن اراده رهبری ومافیای حاکم برای تسلط براین مسند درمقابل اراده وخواست مردم تبدیل به یک طنزمعروف "جنتی ازآخراول شد" گردید ! جالب اینکه تقریبا تمام طیف راست کشورازرهبری گرفته تا مقامات ورسانه صداوسیما ونشریاتی چون کیهان لیست های موردحمایت هاشمی را " لیست انگلیسی" می نامیدند وتنها وقتی با پیامدهای شعارهای خود درراه یافتن کاندیداهای مخالف وحذف کاندیداهای موردحمایت خود روبرو شدند متوجه شدند ادامه چنان شعارهای بی پشتوانه ای تنها اعتراف به شکست خود درمقابل روباه پیرو استعمارفرتوت به تعبیرآقایان است!

هاشمی درآخرین ایام عمروبا استناد به دوانتخابات 92 و94 معتقد بود که مردم ایران به خودآگاهی رسیده وبا جریان آزاد اطلاعات ونه آنچه که اراده حاکمیت وازطریق رسانه های وابسته به آن بالاخص صداوسیما دیکته می شود حرکت می کنند وی درهمین رابطه بود که گفته بود " حال که مملکت به اینجا رسیده و مردم به این سطح ازآگاهی ها رسیده اند، الحمدالله می توانم با خیال راحت سربربالین مرگ بگذارم" وآخرین سخنان وی نیزدرخصوص شخصیت امیرکبیرومحروم شدن کشورازمغزها ووطن پرستان ونیزنگرانی ازحیف ومیل دردرآمدهای 800 میلیارددلاری نفتی بالاخص دردوران احمدی نژاد وعدم رسیدگی به آن بود.

با توجه به سه مطلب قبلی بعنوان مقدمه اکنون می خواهم به اصل مطلب یعنی هاشمی واپوزیسیون بعنوان یک مدل درخصوص قضاوت ما نسبت به افراد برسم ودراین رابطه این اصول را بعنوان فرض مسلم اعلام می کنم

1- اعتقاد به استراتژی تغییررژیم بوده وفقدان هرگونه زمینه وامکان برای اصلاح یا رفرم درآن

2- حاکمیت نه تنها روحانیت بعنوان الیگارشی بلکه حتی یک روحانی را درپست های اصلی کشورازرهبری گرفته  تا هریک ازارکان اصلی نظام سیاسی توهین به تاریخ وملت ایران می باشد.

3- اقراربه اینکه قانون اساسی ایران واصل ولایت فقیه بعنوان عامل اصلی نابودی ایران می باشد

4- خطرآرمانگرایی محض ازهرطیف وگروه ودسته یا ازچپ تا راست بدلیل عدم ارتباط با واقعیت های موجود درعرصه ایران (مردم، حاکمیت، جامعه مدنی) ازیکسو  و ازوم تعیین موقعیت  روشنفکران جامعه بعنوان طبقه آوانگارد که بجای حرکت درپشت مردم ووقایع باید درجلوی آن باشد

5- سوء سابقه ایران دربحث  آزادی، استقلال وحاکمیت قانون واحترام به آزادیهای فردی، نقش منفی  مذهب بعنوان یک عامل بازدارنده تحول تاریخی جنبش های آزادیخواهانه که آنها را دریک سیکل معیوب قرارداده است بطوریکه ملت ایران درمقایسه با سایرکشورها بیشترین هزینه وسابقه را با کمترین نتیجه در زمینه های فوق داشته است ، نگاهی به عدم تغییردرشعارهای اصلی جنبش های معاصریعنی حاکمیت قانون، رعایت حقوق بشر، جامعه مدنی (آزادی احزاب، رسانه ها وزندانیان سیاسی)

 

درخصوص هاشمی علاوه برلزوم تفکیک زندگی ایشان بر 5 مرحله ودارای جنبه های مثبت ومفنی نیزاین مفروضات  کاملا مشخص است:

الف : مفروضات منفی

1- اعتقاد ایشان به استفاده ازعامل ترور و زور درابتدای جوانی که درکمک به فداییان اسلام برای ترورحسنعلی منصوروبعد هم حمایت ازسازمان مجاهدین خلق ایران در رژیم سابق وبعد هم سرکوب همان سازمان یا حزب توده ودیگرگروههای سیاسی در رژیم بعدی یا حمایت ازترورمخالفان درنیمه اول عمرنظام مشخص است.

2-  نقش محوری ایشان دررنگ کردن جنیش ارتجاعی 15 خرداد وتبدیل آن به جنش دروغین ضداستعماری موسوم به مبارزه با کاپیتولاسیون با هنرپیشگی نقش اول آیت الله خمینی

3- نادیده گرفتن برنامه های توسعه ای محمدرضاپهلوی وتفسیردروغین ازهمان برنامه ها برای بدبین کردن مردم به رژیم قبل وفراهم آوردن زمینه سرنگونی آن ولی درمراحل بعد ازانقلاب خود پیگیرهمان برنامه ها شدن ازبرنامه های تسلیحاتی واتمی گرفته تا مترو و دانشگاه آزاد و…

4- عدم استفاده از اختیارات و روابط ویژه خود با آیت الله خمینی (بعنوان بخشی ازمسئولیت خود) درجلوگیری ازاشغال سفارت آمریکابا توجه به  نقش محوری آن درخسارات بعدی وبی اعتباری وانروای ایران درجامعه بین الملل، عدم جلوگیری ازجنگ ایران وعراق، سرکوب وانشقاق ناجوانمردانه مردم اعم ازکسانی که به رژیم سابق تعلقاتی داشته ولی دست آنها به خون کسی آغشته نشده بود تا گروههای سیاسی با هرایدئولوژی

5- ثروتمند شدن درقبل ازانقلاب ازطریق رابطه با تولیت آستان معصومه وخرید ارزان  زمین های وقفی با اندک هزینه هرچند بخش عمده ای ازاین زمین ها بطوررابگان به طلاب بی خانمان یا درراه کمک به  خانواده مبارزان صرف شده باشد

6- نقش مستقیم دراداره  وادامه جنگ تحمیلی بالاخص طی حدود 4 سال نیمه دوم جنگ هشت ساله ایران وعراق که بیشترین تلفات نیزمربوط به همین دوره می باشد.

7- برکشیدن خامنه ای درسه مرحله (عضویت درشورای انقلاب، انتصاب بعنوان ریاست جمهوری وبعد هم حاکم کردن وی بمدت حدود سه دهه بعنوان رهبربرملت ایران)

8- عدم برخورد جدی با مافیای سیاسی -اقتصادی نهفته دربیت رهبری وسپاه که با اقداماتی نظیرترورهای داخل وخارج ازکشور، اقدامات تروریستی یا اخلال درپروسه صلح اعراب واسراییل ونقض حقوق بشر زمینه انزوای ایران را فراهم کردند وایضا عدم جلوگیری ازانحراف فعالیت های قرارگاه خاتم الانبیاء ازبازسازی مناطق جنگ زده به سوداگری اقتصادی ورقابت شکننده با بخش خصوصی  

9- اعتقاد به دموکراسی درمیان خودیهای داخل حاکمیت ونادیده گرفتن حقوق مردم درخارج ازدایره حاکمیت ونظام که درواقع مبارزه وی با خامنه ای نیزازاین منظروبعنوان "جنگ گرگها" قابل تبیین وتفسیراست.

10- اولویت توسعه اقتصادی برتوسعه سیاسی وسکوت درمقابل بسیاری ازموارد نظیرکشتار تابستان 67 ، حقوق بشر، حقوق اقلیت های دینی وقومی وتن دادن به مدل من درآوردی خامنه ای بعنوان پیشرفت اسلامی ایرانی درمقابل مدل  ومعیارهای شناخته شده توسعه

 

مفروضات مثبت

1- برخورداری ازخانواده ای با سوابق آکادمیک ومتکی به ثروت شخصی ازمحل پسته کاری وفروش کتاب وگذراندن دوره سربازی برخلاف عمده روحانیون حاکم

2- آشنایی با دنیای سیاسی درداخل وخارج براساس معیارهای انسانی وملی وبانیت وطن پرستانه (نوشتن کتاب امیرکبیرقهرمان مبارزه با استعمار وترجمه کتاب قضیه فلسطین اکرم زعیترسفیراردن درایران که هردو دارای آموزه های انسانی و آزدایخواهانه بود وارتباط با محمدمصدق نخست وزیرملی ایران

3- تلاش برای تبدیل انقلاب وهرج ومرج بعمل آمده  به یک نظام مبتنی برقانون وعرف بین المللی درعرصه های مختلف سیاسی واقتصادی ازطریق اتحاذ سیاست های تنش زدایی درعرصه بین المللی وپیروی ازالگوهای اقتصادی مبتنی برشفاف سازی بعنوان یکی ازملزومات اولیه توسعه کشور(وی بارها درخصوص لزوم عفو عمومی وجبران خسارت آسیب دیدگان ازتندروی های ابتدای انقلاب سخن گفته است)

4- ایجاد ارتباط با دولت آمریکا جهت حل اختلافات فیمابین وازجمله استفاده ازامکانات آمریکایی-اسراییلی درمیانه جنگ ایران وعراق وموسوم به پرونده ایران-کنترا

5- تلاش موثروبرجسته برای ترغیب آیت الله خمینی به قبول قطعنامه 598 ودرراستای منافع ملی ایران

6- ایجاد دولت سازندگی وپرداختن به برنامه های ساختاری نظیر تاسیس  دانشگاه آزاد، متروی تهران وشهرهای بزرگ، ایجاد مجتمع های پتروشیمی، حمایت ازصنایع تبدیلی برای تولید کالاهای مصرفی، جذب سرمایه های خارجی یا وام های بین المللی، تک نرخی کردن ارزبا هدف شفافیت اقتصادی ودرپیش گرفتن برنامه توسعه اقتصادی ایران

7- فراهم آوردن سیستمی (ازطریق حمایت جناح چپ کارگزاران وشهرداری تهران) زمینه ظهوراصلاحات وخاتمی که به عنوان دروازه ورود مردم به آگاهی های سیاسی درتاریخ پس ازپیروزی انقلاب اسلامی شناخته شده است.(لازم به توضیح است که هاشمی خود درخرداد76 به ناطق نوری رای داده بود)

8- برخورد زیرکانه ومبتنی براصول آخوندی با خامنه ای ازخرداد 84 تاکنون دربسیاری ازموارد درعرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی وامنیتی وشهادت برارجحیت آرای انتخابی مردم بعنوان رکن حاکمیت تشریعی درمقابل آرای خبرگان بعنوان رکن تکوینی وآسمانی حاکمیت وصحه گذاشتن بر تقلب درانتخابات  که مشروعیت نظام را هدف قرارمی دهد.

9- خنثی سازی تاکتیکی بسیاری ازسیاست های موردنظرخامنه ای وباند همراه وی درارکان نظام ازشورای نگهبان گرفته تا قوه قضاییه وصداوسیما تا ستادنمازجمعه که درصورت تحقق می توانست  سرکوب مردم وحاکمیت استبداد وخفقان برکشوررا تشدید وایرانیان را به سوی نومیدی وتن دادن به خواستهای حاکمان بنماید.

10- رساندن پتانسیل مهارخامنه ای به مرحله برخورد مستقیم درآخرین روزهای حیات که بیت رهبری ووجودعناصرناسالم را نشانه گرفته بود وامکان دارد ازعوامل موثردرمرگ وی باشد. حجم برخوردهای های فیزیکی (ازجمله با بستگان هاشمی) وغیرفیزیکی (ترورشخصیت) ازسوی باند خامنه ای به نسبت جایگاه هاشمی یعنی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که عضوی غیرقابل تفکیک ازحاکمیت می باشد بخوبی میزان آسیب پذیری حاکمیت را ازناحیه هاشمی نشان می دهد

 





مخلص کلام اینکه هاشمی را درمجموع باید درظرف زمانی خودش ارزیابی کرد ونمی توان دوتصویرازیک فیلم را مبنای قضاوت خود انهم عکس هایی ازنیمه اول عمرسیاسی وی درپس ازانقلاب را ملاک قضاوت قرارداد واگربا چنین معیاری به ارزیابی رهبران کشورخود درطی دوران معاصربرویم به خطا رفته ایم زیرا با این دیدگاهی دیگرامبرکبیرصدراعظم وطن پرست ایران نمی شود چون درقتل عام بابی ها سهیم بوده است،  خدمات رضاشاه به کشور را نمی تواند مثبت دانست چون دیکتاتوربوده است وآزادی های نسبی درعرصه های مختلف بعد ازحذف وی  آنهم دردوران اشغال ایران توسط قوای بیگانه موید همین امراست وایضا محمدمصدق یا بعنوان دیکتاتورو… ما باید درمجموع نسبت به خدمات وتقصیرها یا قصورهای شخصیتهای خود قضاوت وازمطلق گرایی وآرمانخواهی بیرون بیاییم

امروزه اگرملت ایران وتاریخ آیت الله منتظری را ارج می نهد نه بخاطراینکه روحانی ومعمم یا ازحامیان گذاشتن اصل ولایت فقیه درقانون اساسی وتاسیس یکی از جبارترین رژیم های عالم بوده است بلکه بدلیل اینکه دارای اصول بوده ومنافع فردی یا صنفی خود را فدای تاریخ وملت خود می کند منتظری درحالیکه فرزند وی مستقیما توسط سازمان مجاهدین درحادثه بمب گذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری کشته شده بود از حقوق زندانیان آنها وخانواده هایشان دفاع وتا مرزنابودی خود وخانواده اش پیش رفت آیا مسعود رجوی بعنوان یکی ازسمبل های معتقد به نابودی رژیم حاضرمی شود ازحقوق خانواده اسدالله لاجوردی درصورت نقض آنها تا مرز نابودی موقعیت خود و خانواده اش دفاع کند؟

البته مورد فوق تنها یک مثال برای اپوزیسیونی است که معتقد است چون هاشمی در بنیانگذاری نظام و بسیاری از وقایع ویرانگر نیمه اول عمر نظام دست داشته است پس شایسته تکریم نبوده بلکه اقدامات مثبت وی نیزکه احتمالا درچارچوب جنگ گرگها برای کسب قدرت بوده است نباید بنفع وی امتیازمحسوب گردد درحالیکه ما می گوییم ملاک وضعیت فعلی افراد ( والبته نه مطلق کردن آنها) ومعدل فعالیتهای مثبت ومنفی آنها درمقابل مردم ومنافع ملی کشورحتی با فرض گرگ بودن می باشد زیرا درصورت عدم اعتقاد نه تنها بزرگان قبل ازانقلاب اسلامی بلکه دیگرتوجیهی برای دفاع ازامثال مهندس موسوی یا کروبی یا خیلی ازکادرها وفعالینی  که به مردم پیوسته وازحقوق آنها دفاع وحاکمیت را درمقابل آنها به عقب می رانند باقی نخواهد ماند.

بنظرم باید اپوزیسیون ازقرارگرفتن درکنارباندخامنه ای برعلیه هاشمی پرهیزکرده وبا حمایت ازهرجریان وشخص که قابلیت تضعیف حاکمیت مستقررا داشته باشد بلوغ فکری وسیاسی خود را به مصنه ظهوربرساند. بنظربنده تبدیل تهدیدها به فرصت یکی ازویژگی های هررهبرکاریزماتیک ازهاشمی گرفته تا دیگران می باشد.

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فهرست مطالب کورش کبیر در سایت پژواک ایران 

*نقش خامنه ای وسپاه پاسداران دروضع تحریم های جدید وجامع آمریکا‎
*جنگ جدید ومسئولیت نخبگان ایرانی
*آقای خامنه ای خر خودتی
*راست ودروغ های جدید حسین موسویان
*آقای سازگارا، انقلاب ۵۷ ملی بود تا مذهبی
*خامنه ای، ترامپ وافشای چهره واقعی آمریکا‎
*آزمایشات موشکی سپاه پاسداران وخسارات تبدیل ایران به کره شمالی دوم
*سردارجعفری، دروغ که خناق نیست؟! بخش دوم
*سردارجعفری، دروغ که خناق نیست؟!
*اعترافات مهم وزیراموراقتصادی ودارایی قبل از استعفاء‎
*فدرالیزم وایران سرزمین ناشناخته‎
*حاشیه ای برانتصاب سردار ایرج مسجدی بعنوان سفیرجدید ایران درعراق
*هاشمی واپوزیسیون
*وزیری که بجای اعدام طلبکارشده است‎
*تقلب درانتخابات ریاست جمهوری خرداد 88 به زبان ساده‎
*یک بام ودوهوای قوه قضاییه دربرخورد با پرونده های خودی وناخودی‎
*بسیج اصلاح طلبان درمقابل مجاهدین خلق به بهانه دفاع ازضیاء نبوی
*چرا تمدید ده ساله تحریم های ایران ارتباطی به برجام ندارد
*راست ودروغ های حسین موسویان -بخش‌های دوم و سوم
* راست ودروغ های حسین موسویان - بخش اول
*مهاجرانی پس ازاصلاح طلبان نمکدان سعودی وترکی بن فیصل را هم شکست
*چرا خامنه ای هنوزازفتنه می ترسد؟
*سردارقاسمی درخزعبلات خود چه چیزهایی را لوداد‎
*چرا پرونده اختلاس دردکل (های) نفتی با چراغ خاموش پیش می رود؟
*لبنان بزودی به کشورهای تجزیه شده لیبی، سوریه وعراق تبدیل خواهد شد‎
*قهرمان تراشی دروغین غربی ها برای ایران
*جنگ آینده ایران چگونه رقم می خورد؟
*غارت کشورتحت عنوان الگوی اسلامی -ایرانی پیشرفت
*غارت کشورتحت پوشش الگوی ایرانی -اسلامی پیشرفت
*حسین موسویان جاسوس رژیم را بهتربشناسیم
*مهدی شمس زاده متهم ردیف دوم پرونده بابک زنجانی کیست؟ - بخش دوم
*مهدی شمس‌زاده کیست؟
*نفوذ و«جاسوسی» چین دردستگاه رهبری ایران- (بخش اول و دوم وسوم)
*محمودخاوری نه ازسوی دولت کانادا بلکه ازسوی شبکه فسادمالی درایران حفاظت می شود
*حق‌ الناس یا حق نسناس
*خامنه ای وگسترش دامنه سرکوب درفضای سایبری
*چرا با توافق اتمی فعلی ازجنبه استراتژیکی مخالف اما با ادامه مذاکرات آن برای رسیدن به توافقی جامع تر موافق هستم
*ریزگردهای اتمی
*افتضاح جدید رژیم، آشکارشدن ردپای قاچاق وترانزیت موادمخدردرعرصه سیاست، انتخابات وانتقال قدرت
*شورای رهبری یا شورای سلطنت
*حاشیه ای بربرنامه تلویزیونی «روایت دربار» ، مستندی که دروغ های انقلاب 57 را آشکار میکند
*افشای بخش دیگری از فساد مالی در ایرانسل
*تحلیلی ویژه ازحمله اسراییل به حزب الله که به واقعیت پیوست
*قاچاق 25 میلیارددلاری کالا ونقش «برادران قاچاقچی» در آن
*حقایقی پیرامون خونین ترین عملیات جنگ ایران وعراق
*چرا سرداررضاتقی پور(وزیرسابق مخابرات) پیگیرتخریب پاساژ علاالدین است؟
*داعش وظهورسرداران سپاه قدس
*چرا با گذشت نزدیک به شش سال ازانتخابات خرداد 88 هنوز «فتنه» و «فتنه‌گران» زنده‌اند
*اصلاح طلبان حکومتی خطرناکترازمحافظه کاران افراطی
*حزب ندای ایرانیان، اسب تروای مصباح یزدی دراردوگاه اصلاح طلبان- بخش سوم
*حزب ندا، اسب تروای مصباح یزدی دراردوگاه اصلاح طلبان- بخش اول و دوم
*علی لاریجانی، سمبل وقاحت در نظام مقدس جمهوری اسلامی
*مالبورو درایران همچنان قربانی می گیرد
*دروغ های راست حسین نتانیاهو
*حقایقی درباره نیروی موشکی سپاه پاسداران -بخش سوم
*حقایقی درباره نیروی موشکی سپاه پاسداران -بخش دوم
*حقایقی درباره نیروی موشکی سپاه پاسداران -بخش اول
*هزینه مردم ایران درحمایت رژیم ازتروریزم
*هردم ازاین باغ بری می رسد تازه ترازتازه تری می رسد
*اسیدپاشی، آخرین راه رسیدن به خدا
*خامنه ای، فرارمغزها ونفت( بحش اول و دوم)
*حاج قاسم وجنگ خاورمیانه یا مش قاسم وجنگ کازرون
*عقب‌نشینی خامنه‌ای در جبهه‌های داخلی و خارجی
*منگوریسم رهبری این بار در یمن
*وقتی «بحران ساختگی» تبدیل به «افتضاح واقعی» می شود!
*اعترافات عجیب فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء
*سلطه نئوکانیزم اقتصادی درسایه حکومت نظامی روحانیت
*آیا سقوط هواپیماهای ایران 140 اتفاقی است؟
*اعترافات شگفت انگیزسردار​نجات درباره انتخابات یا فتنه 88
*دولت روحانی وهمدستی با باندخامنه ای در چپاول اموال دولت
*صادق خرازی یا خامنه ای کدام دروغ می گوید؟
*گام بعدی غرب درمقابل رژیم ایران؟
*تلاش کودتاگران برای انتساب مسئولیت حصرموسوی وکروبی به روحانی وشمخانی‎
*چه کسی عملیات انتحاری وسریریدن را به مسلمانان آموخت؟(+18​)
*ماجرای رابرت لوینسون وبابک زنجانی دوروی یک سکه اند
*اعدام قاچاقچیان مواد مخدر یا از بین بردن رقبای تجاری
*گزارش 100 روزه روحانی یا کیفرخواست اقتصادی علیه رهبری – بخش اول‎
*منشورحقوق شهروندی، جعبه جدیدمارگیر​ی خامنه ای اینباربا طعم روحانی‎
*ترکمانچای اتمی(پاسخی به درخواست دوستان درموردمذاک​رات جاری ژنو)
*اعترافات یک وزیرتبهکار​درخصوص واگذاری مخابرات- بخش اول‎
*رهبری، ایرانسل ومدیرعامل ولایی آن – بخش اول
*رهبرجعلی، اپوزیسیون جعلی، قهرمان جعلی‎
*اعترافات خامنه ای و دو گام به سوی نوشیدن جام زهر اتمی‎
*قتل عام 52 مجاهد وتاثیراستر​اتژیک آن برتحولات منطقه
*حبیب آرگو
*سردار یا مهندس، شاطری یا خوشنویس، فرماندهی نیروی قدس یا رییس بازسازی لبنان؟
*حسین موسویان، کاسه داغترازآش دربرنامه اتمی ایران بخش‌های چهارم تا هفتم
*حسین موسویان، کاسه داغتر از آش دربرنامه اتمی ایران (بخش‌های اول تا سوم)
*روزی روزگاری‎
*احمدی که قابل بود ومحسنی که قابل نبود
*پیرامون گزارش نیویورک تایمزدربار​ه نیروی قدس
*کشتگرو نواختن شیپو از سرگشاد آن‎
*سخنی با شورای ملی مقاومت، رییس جمهوربرگزی​ده آن ومجاهدین‎
*حاشیه ای براعتراضات ایرانیان درنیویورک‎
*نیروی قدس سپاه پاسداران وهزینه های جدید آن برای ایران
*آقای خاتمی شرم کنید!
*دیلماج های سیاسی ونقش آنها درمبارزات مردم ایران‎
*آیا اکبرگنجی به سرنوشت حسین درخشان دچارخواهد شد؟
*آیا اکبرگنجی به سرنوشت حسین درخشان دچارخواهدش​د؟- بخش دوم‎
*زنگهای جنگ برای که به صدادرمی آید؟‎
*بیست ویک دلیل جامعه جهانی برای حمله نظامی به ایران
*اکبرگنجی: سرنگونی رژیم یعنی نابودی ایران وایرانیان!​!