«شاه درون و حلقه منحوسه استبداد» !
بهروز ستوده

در پیامی که آقای دکتر ابراهیم یزدی رهبرنهضت آزادی ایران ، بمناسبت پیروزی حزب اسلامگرای "النهضه" در انتخابات تونس ، برای راشد الغنوشی رهبر این حزب فرستاده است ،  ایشان پیروزی اسلامگریان تونس در انتخابات آن کشور را نشانه ی " بلوغ سیاسی" مردم تونس دانسته و اظهار امیدواری کرده است که این پیروزی "تحسین برانگیز" گام نخست باشد برای نهادینه کردن دمکراسی و مردمسالاری در تونس  ، آقای دکتر یزدی همچنین در پیام خود به رهبر اسلامگرایان تونسی توصیه می کند که آنان اشتباهات انقلاب اسلامی ایران را در آنجا تکرار نکنند. تناقض چشمگیری که در پیام آقای دکتر یزدی وجود دارد این است که ایشان از یکطرف پیروزی اسلامگرایان تونس را در انتخابات آن کشور ، نشانه بلوغ سیاسی مردم تونس توصیف می کند و از طرف دیگر نگران نهادینه شدن دمکراسی و مردم سالاری در آن کشور می باشد که  معلوم نیست آقای دکتر یزدی چگونه می تواند این تناقض گوئی را توضیح دهد ؟   

 در پیام آقای یزدی به  راشد الغنوشی از جمله چنین آمده است :

«ما مسلمانان مستبدین را سرنگون می‌کنیم و بزودی ناظر جایگزین‌های جدیدی می‌شویم. این همان چیزی است که برای ما اتفاق افتاده است. ما شاه را سرنگون کردیم، اما فراموش کردیم که به درمان منش و شخصیت " شاه درون" خویشتن خود بپردازیم. بنابراین حلقه منحوسه بسته می‌ماند .»
اما آقای دکتر یزدی که گویا نگران مردمسالاری و نهادینه شدن دمکراسی در تونس می باشد
   و از اسلامگرایان تونس تقاضا می کند که آنان اشتباهات انقلاب اسلامی ایران را در آنجا تکرار نکنند ، در پیام خود هیچ اشاره ای به نوع و ماهیت اشتباهاتی که انقلاب اسلامی در ایران مرتکب شده است نمی کند تا لااقل برادران و خواهران مسلمان ایشان در تونس آگاه شوند که اولاً آن اشتباهات از چه نوع اشتباهاتی بوده اند و ثانیاً برای پرهیز از تکرار آن اشتباهات ، اسلامگریان تونسی چه کارهائی را می بایستی انجام دهند و چه مسیری را می بایستی درپیش گیرند که به سرنوشت انقلاب اسلامی ایران دچار نشوند ،  مگر نه اینکه برای درس گیری از یک اشتباه ، نخست باید از کم و کیف آن اشتباه اطلاع پیدا کرد تا از تکرار آن اشتباه جلوگیری شود ؟ پس چرا  آقای دکتر یزدی که خود یکی از همراهان  و پایه گذاران انقلاب اسلامی بوده است و در به ثمر رسیدن این انقلاب و  تصرف قدرت سیاسی توسط روحانیت شیعه در جریان انقلاب 57 نقش مهمی ایفا کرده است ، به  این فرمول ساده و ابتدائی انتقال تجربه توجه نمی نماید و  برای خواهران وبرادران اسلامگرای خود در تونس روشن نمی کند که اشتباهات انقلاب اسلامی و رهبران آن و ازجمله خود ایشان چه بوده است ؟ آیا درخواست آقای دکتر یزدی از اسلامگریان تونس مبنی بر پرهیز از تکرار اشتباهات انقلاب اسلامی ایران و بدون ذکر و بررسی آن اشتباهات ، به خودی خود می تواند تجربه ای را به اسلامگرایان تونسی  منتقل نماید ؟

 اقای دکتر یزدی بدرستی از بسته ماندن "حلقه منحوسه" استبداد پس از سرنگونی رژیم شاه سخن می گوید ، اما به نادرستی بسته ماندن این حلقه استبداد را  ناشی از غفلت رهبران انقلاب اسلامی از نپرداختن به درمان "شاه درون" نتیجه گیری می نماید ! بزعم آقای یزدی برای مثال اگر آیت الله خمینی و سایر رهبران انقلاب اسلامی و از جمله خود آقای دکتر یزدی با "شاه درون" یعنی همان "نفس اماره" ای که آخوندها همیشه بر سر منبر های خود ، دیگران را به مبارزه با آن دعوت می کنند ، غافل نمی گردیدند ، انقلاب اسلامی به اینجا منتهی نمی شد !  تقلیل دادن علت تأسیس و  ناکارآمدی  یک حکومت دینی درایران و آنهمه فجایعی که این رژیم خودکامه و ضدبشر طی 33 سال حکومت خود  در ایران  ببار آورده است  به غافل ماندن از "نفس اماره" ، و به تعبیر آقای دکتر یزدی"شاه درون" براستی که فقط می تواند سفسطه ای باشد برای  فرار از مسئولیت  و سرپوش نهادن بر  فجایعی که تمامی رهبران سابق و لاحق جمهوری اسلامی و ازجمله خود  آقای دکتر یزدی درآن سهیم بوده اند و پس از 33 سال هنوز هم نمی خواهند واقعیات غائله ای ارتجاعی و قرون وسطائی  که آنرا  "انقلاب اسلامی " نام گذاری کرده اند با مردم ایران در میان نهند و  توضیح دهند که چگونه و با چه شگردهائی جنبش آزادیخواهانه و استقلال طلبانه و عدالت جویانه مردم ایران را در سال 57 به غائله ای قرون وسطائی تبدیل نمودند!

امروزه از هر ایرانی با  حداقل آگاهی سیاسی و اجتماعی ، علل شکست  و به فساد  و تباهی کشیده شدن انقلاب اسلامی را سئوال کنید ، بی تردید نخستین  و عمده ترین علت را تأسیس حکومتی مذهبی و آمیخته شدن دین و دولت در حکومت ، پاسخ خواهید شنید ، اما چرا همین جواب ساده یعنی لزوم "جدائی دین از دولت و تأسیس حکومتی مبتی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر"  در پیام آقای دکتر ابراهیم یزدی به برادر اسلامگرای خود در تونس ، مشاهده نمی شود ؟ مگر نه اینکه  آقای یزدی نگران این است که مبادا اسلامگرایان تونس اشتباهات انقلاب اسلامی ایران را تکرار کنند ، پس چرا توصیه آقای یزدی به الغنوشی برای احتراز از  اشتباهات انقلاب اسلامی ایران به این سطح تنازل پیدا می کند که گویا برای نهادینه کردن دمکراسی در جامعه ، نخست  و قبل از هرچیزی می بایستی با "شاه درون" خویش مبارزه کرد ! علت بسته ماندن "حلقه  منحوسه" ای که آقای دکتر یزدی از آن یاد می کند را می بایستی در ناراستی ها و سفسطه بازی های به اصطلاح روشنفکران دینی جستجو کرد که پس از فروپاشی ولایت مطلقه فقیه ، هنوز در فکر بازسازی و تأسیس نوع دیگری از حکومت دینی  و این بار جمهوری رحمانی اسلامی اند ! وگرنه چه دلیلی دارد که رهبران و فعالان به اصطلاح "نواندیش دینی" و ازجمله آقای دکتر یزدی که خود نیز مورد غضب جمهوری اسلامی قرار گرفته اند و طعم زندان وشکنجه و آوارگی از وطن را چشیده اند ، یک بار و برای همیشه اعلام نمی دارند که : برای نهادینه کردن دمکراسی در جامعه و  به منظور حفظ حرمت دین ، تنها یک راه  وجود دارد  و این همان راهی است  که تمام جوامع متمدن و پیشرفته آنرا پیموده و ثمر بخش بودن آنرا هم مشاهده کرده اند ، چرا "نواندیشان دینی "ایران ، یک بار و  برای همیشه و با صدای بلند خواهان جدائی نهاد دین از نهاد حکومت  نمی شوند ؟ این همه پیچ و تاپ و  خود و مردم را فریب را فریب دادن برای چیست ؟

 آقای دکتر ابراهیم یزدی !  شما و بسیاری از نسل اول"روشنفکران دینی" که اینک دوران کنهسالی خود را می گذرانید و امیداورم که سالیان درازتری را در کنار خانواده و عزیزان خود سپری نمائید ، شما  که برای مبارزه با رژیم سابق از دین اسلام یک ایدئولوژی سیاسی تمام و کمال درست کردید و خود از پایه گذاران و مدافعان سرسخت جمهوری اسلامی  و از مسئولان درجه بالای این نظام بوده اید ، شما که آیت الله خمینی را ابتدا از عزلت گاه نجف به پاریس و سپس به ایران منتقل کردید ، شما که عضو شورای انقلاب و محرم و رازدار "امام امت" بودید ، شما که از ابتدا در جریان تحرکات  و  زد و بندهای  قدرت هائی خارجی برای انتقال قدرت به  آیت الله خمینی و روحانیت شیعه در ایران بوده اید ، آری شما که اینک بدرستی به این نتیجه رسیده اید که ما مردم ایران در"حلقه منحوسه" استبداد گرفتار آمده ایم ، شما می توانید در این سالهای پایانی عمر خویش برای خروج مردم ایران از این حلقه منحوسه ، به سهم خود خدمتی انجام دهید . شما می توانید در رازگشائی اسرار سر به مُهر انقلاب اسلامی ، به مردم ایران و بویژه نسل جوان کشور خدمت شایانی بنمائید . نگرانی شما برای تکرار اشتباهات انقلاب اسلامی ایران در کشورهای عربی قابل درک است اما آیا نباید این نگرانی برای آگاهی نسل جوان ایران از تاریخچه انقلاب اسلامی و نقش آفرینان این انقلاب هم  وجود داشته باشد ؟

  گذشته چراغ راه آینده نخواهد شد و حلقه منحوسه استبداد در ایران شکسته نخواهد شد مادام که روشنفکران دینی و غیر دینی آنقدر جسارت پیدا نکرده باشند که گذشته ی خود را به نقد کشند ، چرا که در نقد بی امان از گذشته است که نسل جوان ایران فرصت می باید به راه آینده ی خود با چشمانی باز نگاه کند و اشتباهات نسل های گذشته را تکرار نکند .

"شاه درون" را کسانی می توانند بزیر کشند که در سیاست راستگوئی و درست کرداری را پیشه سازند و در مقابل ناروا بایستند ، آیت الله منتظری که خود از بنیانگذاران انقلاب اسلامی بود و اصل ولایت فقیه به اصرار او در قانون اساسی جمهوری اسلامی گنجانده شده است ، زمانی که خود را در مقابل ناروای کشتار زندانیان سیاسی مشاهده کرد "شاه درون" خویش را بزیر کشید و  حصر خانگی را به جلوس بر مسند رهبری جمهوری اسلامی ترجیح داد و  در هر مناسبتی جمهوری اسلامی و رهبرانش را به نقد کشید ، و بدین ترتیب بود که ایشان علیرغم خطاهای و ساده انگاری های گذشته اش ، جایگاه شایسته ای در میان مردم ایران پیدا نمود . سئوال اینجاست که راستی چرا در میان روشنفکران و نو اندیشان دینی و همه ی کسانی که در خلق هیولای آدمی خواری بنام جمهوری اسلامی نقش داشته اند راه و  روش آیت الله منتظری در  مسئولیت پذیری  و اقرار به خطاهای گذشته ، هنوز مورد اقبال نواندیشان دینی ایران قرار نگرفته است ؟ جواب روشن است ، همان که در ابتدا به آن اشاره کردم : این آقایان از آنچه که بر مردم ایران که نتیجه ی آمیزش دین و دولت بوده است ، هنوز به اندازه کافی درس نگرفته اند و  در اندیشه احیای جمهوری دوم اسلامی هستند . در جمله ی پایانی پیام تبریک اقای دکتر یزدی به رهبر اسلامگرایان تونس ، این آرزوی نهفته را می توان مشاهده کرد :

  «اکنون تونس با یک حرکت زیبا ، گام اول را در راستای ایجاد جامعه دموکراتیک برداشته است. من به درگاه خداوند دعا می‌کنم که تونس پیشگام تاسیس یک دموکراسی نهادینه شده در جهان عرب و نمونه‌ای برای دنیای اسلام، در هر کجا، باشد »

آقای دکتر یزدی که پیروزی حزب اسلامگرای "النهضه" را در انتخابات تونس ، دلیل بلوغ سیاسی مردم آن کشور تصّور نماید و آن را "گام اول در راستای ایجاد جامعه ای دمکراتیک" ارزیابی کند و  با دعای خیر خود آرزوی نهادینه شدن دمکراسی در تونس را می نماید ، معلوم است که هنوز تصویر مغشوشی از دمکراسی و جامعه ای دمکراتیک در ذهن خود دارد و در پس مغزش هنوز آرزوی تأسیس دولت دمکراتیک اسلامی  موج می زند . آخر کدام کشور را در روی کره زمین سراغ دارید که بدون وجود یک قانون اساسی دمکراتیک که در آن بر جدائی نهاد دین از نهاد دولت تأکید شده باشد و  در آن از حرمت آزادیهای فردی و اجتماعی  و حقوق شهروندی غیر تبعیض آمیز حفاظت شده باشد ، دمکراسی نهادینه شده ای را سراغ دارید؟ در کجای دنیا تا کنون با رمل و اُصطرلاب و دعای خیر اصلاح طلبان و نواندیشان دینی ، مردم سالای حاکم گردیده است ؟ پس اینکه آقای دکتر یزدی در پیام خویش به رهبر اسلامگریان تونس ، برای نهادینه کردن دمکراسی ، از لزوم جدائی دین از دولت و لزوم تصویب قانون اساسی دمکراتیک که  حافظ این جدائی باشد سخنی به میان نمی آورد تصادفی نیست . و اینکه ایشان آرزو می کند حقوق دگراندیشان در تونس ، برسمیت شناخته شود ، فقط یک تعارف ایرانی است که فاقد هرگونه پشتوانه ای می باشد ، وگرنه کیست که نداند  قانون اساسی آینده تونس است که می بایستی حقوق دگراندیشان تونس را برسمیت بشناسد نه آقای الغنوشی .

حرف آخر – ایکاش آقای دکتر ابراهیم یزدی در پیام خود به آقای الغنوشی بجای آنهمه صغرا و کبرا چینی و سفسطه کاری فقط  این جمله ساده را  به برداران و خواهران اسلامگرای خود در تونس توصیه می کرد و آن اینکه :

" ما در ایران از روی جهل و نادانی و تعصب مذهبی ، دین و دولت را به هم آمیختیم  ، نتیجه اش این شد که هم دین را به فساد و تباهی کشاندیم و هم دولت را  و هم ملت را . ما مسئولیت این فساد و تباهی را بگردن می گیریم و  امروزه همراه با مردم ایران برای جدائی نهاد دین از نهاد مبارزه می کنیم ، شما اسلامگریان تونس نیز اگر می خواهید به سرنوشت ما دچار نشوید ، از همان ابتدا وفاق ملی خویش را بر تصویب یک قانون اساسی  قرار دهید که  در آن جدائی دین از دولت و حفظ حقوق برابر و غیر تبعیض آمیز شهروندان و بویژه حقوق زنان تونسی ، اقلیت های مذهبی و دگراندیشان تضمین شده باشد "

 21 آبان ماه 1390

12 نوامبر 2011

 

   



 

 

 

 

 

 

منبع:پژواک ایران


بهروز ستوده

فهرست مطالب بهروز ستوده در سایت پژواک ایران 

* انقلابی که حس رهبرش به ایران "هیچ" بود، وطنش اسلام وهدفش کسب قدرت بود [2019 Feb] 
*اقای رضا پهلوی ! با طناب دیکتاتورپرورها وچاپلوس ها به چاه نروید [2019 Jan] 
*حسن روحانی درسازمان ملل چه دروغ هائی خواهد گفت وچه راست هائی را کتمان خواهد کرد؟ [2018 Sep] 
*به هوش باشید! سپاه، بسیج، قوه قضائیه و شورای نگهبان و... برای تقلب بسیج شده‌اند [2017 May] 
*حماس مرزهای اسرائیل را به رسمیت شناخت، ولایت فقیه همچنان به دنبال نابودی این کشور است [2017 May] 
*روسیه و جمهوری اسلامی شریک جنایت های بشاراسد در سوریه [2017 Apr] 
*درمراسم ۲۲ بهمن شرکت نکنید، به خامنه ای وحکومت فقیه مشروعیت ندهید [2017 Feb] 
*مرقد«امام راحل» است یا محل دفن «ساکت فتنه»  [2017 Jan] 
*بازیگرسینما از «کرامات» سردارسلیمانی میگوید! [2016 Oct] 
*آیا جمهوری اسلامی کمتراز حکومت ارتیره علیه بشریت مرتکب جنایت شده است!؟ [2016 Jun] 
*به یاد تراب حق شناس، نقدی برنوشته آقای تقی رحمانی. [2016 Feb] 
* رؤیای حضانت کعبه! جدال بی پایان ولایت فقیه شیعه با آل سعود وهابی [2016 Jan] 
*مرزهای ناشناخته مرگ و زندگی [2015 Sep] 
*باتوافق وین دل واپسان وجنگ طلبان آرام نخواهند گرفت [2015 Jul] 
*بند"ميم" وصيت‌نامه خمينی و جلوگيری از ورود زنان به ورزشگاه! [2015 Jun] 
*پزشکی که مجری حکم قصاص شود یک مُجرم وقابل تعقیب است . [2015 Mar] 
*نقل جمله «من شارلی هستم» در ایران مجازات دارد! [2015 Jan] 
*آیت الله اصلاح طلب : بهائی نه حق تحصیل دارد نه حقوق شهروندی!  [2014 Dec] 
*آمران بمعروف (اوباش اسیدپاش وچاقوکش) بسیجی اند و گوش بفرمان رهبر  [2014 Dec] 
*علم الهدی (امام جمعه مشهد) نگران جام زهر و مردن رهبر است ! [2014 Nov] 
*قصه یونس پیامبر واعدام محسن امیراصلانی ! [2014 Sep] 
*باریکه غزه نمایشگاه توحش هردو طرفِ جنگ [2014 Jul] 
*عراق درآستانه تجزیه و دور جدیدی ازجنگهای خونین مذهبی . [2014 Jun] 
*تعریف جُرم سیاسی درمجلس شوربای اسلامی ! [2014 May] 
*بهاره هدایت : «به زنده دفن شدن محکو م نشده ایم»  [2014 May] 
*شیرین کردن جام زهررهبر با اعدام و شکنجه وحمله به زندانیان سیاسی ! [2014 Apr] 
*عارف نبود قاتل بود! [2014 Mar] 
*حقوق بشر، چشم اسفندیارحکومت خودکامه خامنه ای .  [2014 Mar] 
*فرزانه مرادی، قربانی قانون قصاص و جامعه مردسالار [2014 Mar] 
*حقوق شهروندی پيش‌کِش، از حقوق و اختيارات خود دفاع کنيد آقای روحانی! [2014 Feb] 
* دیکتاتورها اصلاح نمی شوند ، سرنگون میشوند ، آقای حجاریان !  [2014 Feb] 
*سوریه ولبنان وعراق قربانی«داعش وماعش» [2014 Jan] 
*مدّاح ششلول‌بند و مهاجم «شکوفا» شده است!  [2014 Jan] 
*قوه قضائیه عامل فساد و بی عدالتی وناامنی درجامعه [2014 Jan] 
*ماهی حکومت اسلامی از سر و دُم گنديده است [2014 Jan] 
*جنجال‌آفرينی سه قوه جمهوری اسلامی برای اثبات يک دروغ!  [2013 Dec] 
* دیدارنمایندگان پارلمان اروپا با دو چهره نامدار و سوزش کیهان شّر. [2013 Dec] 
*نخودسیاهِ منشورحقوق شهروندی با چاشنی اعدام ! [2013 Dec] 
*گفتمان جدائی دين از دولت ضرورت امروز است [2013 Nov] 
*انفجار سفارت و نعل وارونه سفير خامنه‌ای در لبنان [2013 Nov] 
*زن ستیزی و شیعه سالاری در فرمان رهبربرای افزایش جمعیت  [2013 Nov] 
*«برادران قاچاقچی» درجه می‌گيرند، خرده‌پاها اعدام می‌شوند! [2013 Nov] 
*دادگاه بلخ است نه قوه قضائیه ! [2013 Oct] 
*چرا خامنه ای آقای توفیقی را از گردونه خارج ساخت؟  [2013 Oct] 
*همجنس‌گرايان ايران، بی‌دفاع‌ترين گروه اجتماعی [2013 Oct] 
*لگدپرانی کيهان شريعتمداری به جام زهر رهبر! [2013 Oct] 
*لنگه کفش و نیروهای خودسر(بخوانید نوچه های رهبر)  [2013 Oct] 
*روضه خوانی«قهرمانانه» آقای روحانی درسازمان ملل متحد . [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» همان جام زهر است [2013 Sep] 
*باند خامنه‌ای شريک جنايات در سوريه [2013 Sep] 
*خانم وآقای رجوی! به نشستن درلانه عقرب خاتمه دهید [2013 Sep] 
*اتحاد سکولار – دمکرات های جمهوریخواه درآینده ای نزدیک . [2013 Aug] 
*روح خمینی : «هرچه فریاد دارید سرتحریم ها بکشید» [2013 Aug] 
* «خود تنظیمی» نام جدید خودسانسوری دردولت اعتدال! [2013 Aug] 
*نقدی بر یک جانبه نگری در نامه زندانیان سیاسی به اوباما [2013 Aug] 
*در صد وهفت سالگی مشروطیت ، شیخ فضل الله نوری هنوز زنده است !  [2013 Aug] 
*رهبرنانجیب ، کمتر از «توبه» رضایت نمیدهد ! [2013 Jul] 
*زياد نخواهيد! عجله نکنيد! مبادا «اعتدال» به‌هم بخورد! [2013 Jul] 
*فرمان رهبر! مرگ تدریجی برای زندانیان سیاسی نافرمان ! [2013 Jul] 
*فرقه رجوی ، تونل اتمی دیگری را درایران کشف کرد !  [2013 Jul] 
*خامنه ای خودکامه از رویدادهای مصر درس بگیرد !  [2013 Jul] 
*اصلاح‌طلبانی که برای بازگشت به قدرت «معتدل» می‌شوند  [2013 Jun] 
*بدون هيچ دليلی - خاک تو سر جليلی! شعارهای اين روزهای مردم [2013 Jun] 
*تجّلی جنبش ملی ایرانیان در جشن پیروزی تیم ملی فوتبال .  [2013 Jun] 
*رأی به آقای روحانی ، رأی به تغییراست نه رأی به حکومت اسلامی [2013 Jun] 
*مقاله [2013 Jun] 
*کمدی مناظره "انتخاباتی" ! در سیمای جمهوری اسلامی ! [2013 Jun] 
*نقدی بر پیام آقای تاج زاده به مردم ایران بمناسبت رد صلاحیت رفسنجانی! [2013 May] 
*پایان دوران طلائی انتخاب بین بد و بدتر و اینک انتخاب بدتر! [2013 May] 
*رهبر، نشانی نوکر"اصلح" را اعلام کرد .  [2013 May] 
*هراس آقای خاتمی از صف آرائی مردم در مقابل جمهوری اسلامی . [2013 May] 
*«حق» مردم ایران ! ازانتخاب بین بد وبدتر تا انتخاب بهترین نوکربرای رهبر!  [2013 Feb] 
*خامنه ای کمتر از توبه و ذوب در ولایت قبول ندارد آقای عبدالله نوری [2013 Jan] 
*پیامی برای تجمع فرانکفورت‎ [2013 Jan] 
*سالگرد پنجاه سالگی کنفدراسیون ، تجربه ای دمکراتیک وموفق .  [2013 Jan] 
*دفاع از زندانيان سياسی - عقيدتی ، مهم ترين وظيفه اپوزيسيون خارج [2012 Dec] 
*جمهوری اسلامی ، آتش بیار جنگ در باریکه غزه . [2012 Nov] 
*سودای کسب قدرت در سایه جنگ وحمله نظامی به ایران  [2012 Oct] 
* کنفراس"غیرمتعهد ها" فرصتی تاریخی برای احیای خیزش سبز [2012 Aug] 
*سخن بگوئید شاه زاده ! [2012 Jul] 
*به احترام زرین تاج قزوینی ، نخستین منادی آزادی زن ایرانی . [2012 Mar] 
* جنبش گسترده تحریم"انتخابات"مقدمه ای است بر وفاق ملی ایرانیان .  [2012 Feb] 
*نامه سرگشاده ای به آقای پرویز ثابتی(مقام امنیتی ساواک)  [2012 Feb] 
* حزب توده ایران هنوز منتقدان را عامل [2012 Feb] 
*بحران سازی به امید باج گیری ، جنگ افروزی به امید خروج از بن بست [2011 Dec] 
*«شاه درون و حلقه منحوسه استبداد» ! [2011 Nov] 
*طرح «کنگره ملی» و فقدان اراده ملی [2011 Oct] 
*LC چيست؟  [2011 Oct] 
*سرنگونی قذافی ، وسوسه ی«دخالت محدود نظامی خارجی»! [2011 Aug] 
* مردم سوریه را دریابیم ، «سکوت شما ، ما را میکُشد»  [2011 Aug] 
*امروز مبارک در قفس آهنی و فردا خامنه ای ، اسد و قذافی و... [2011 Aug] 
*وداع با دروازه بان محبوب ایران ، فرصتی برای خیزشی دیگرعلیه دیکتاتور [2011 May] 
*فردا جوانان ایران زمین «حرام» بودن چهارشنبه سوری را به شما نشان خواهند داد ! [2011 Mar] 
*«ای رجال ایران ، زن مگر بشر نیست؟» [2011 Mar] 
*روز 25 بهمن ماه ، زنگ سرنگونی خامنه ای به صدا در خواهد آمد [2011 Feb] 
*ازمیدان آزادی تهران تا میدان آزادی قاهره ، در چهار پرده  [2011 Feb] 
*کسی هست که صدای رودابه های ایران را بشنود ؟! [2011 Jan] 
*ادامه اعدام ها: کسی نیست جلوی این وحشی ها را بگیرد؟  [2011 Jan] 
*بر محور دفاع از زندانیان سیاسی و قطع شکنجه و اعدام و سنگسار متحد شویم [2011 Jan] 
*این همه اعدام و خون ریزی برای چیست؟ [2011 Jan] 
*نقدی بر « نقش رسانه ها در اعدام شهلا جاهد»  [2010 Dec] 
*تکرار توّحش جمهوری اسلامی درسومالی ، دعوت به تماشای اعدام !  [2010 Nov] 
*آقای کروبی و بهانه «روز قدس»!  [2010 Aug] 
*نه حماس وحزب الله نماینده فلسطین ولبنان اند و نه آقای کدیورسخنگوی جنبش سبز [2010 Jul] 
*مجوّزسرنگونی حکومت فقیه خون ریز را از کجا باید گرفت ؟ [2010 Jun] 
*حلقه ی دار برگردن شیرین ! حلقه ی ُگل برگردن قاتل بختیار!  [2010 May] 
*«امام راحل و خرد جمعی» !؟ این را چگونه باورکنیم آقای موسوی؟!  [2010 Apr] 
*خیزش سبزملی در چهارشنبه سرخ باستانی [2010 Mar] 
*آخوند هرزه ای که ما را به تکرارکشتار 67 تهدید میکند! او را بهتربشناسید [2010 Mar] 
*آقای رفسنجانی ! 31 سال توطئه گری و خیانت به مردم ایران کافی نیست ؟ [2010 Feb] 
*پرده آخرکودتا: خواندن آیه های یأس و شکست در گوش مردم ! [2010 Feb] 
*لحظه ای است تاریخی، به مار زخمی ولایت فقیه فرصت ندهیم  [2010 Feb] 
*استراتژی کودتاچیان : خانه نشین کردن مخالفان در روز 22 بهمن [2010 Feb] 
*برای مهار جنبش ، رهبر به خواص روی آورده است [2010 Jan] 
*بهائی ، مرغ عزا وعروسی در توبره خونین شریعت مداران [2010 Jan] 
*طرح لبنانیزه کردن ایران در بیت کودتا کلید خورد  [2010 Jan] 
* ساطورخونین"محارب" آخرین تدبیرفاشیسم ولایت فقیه  [2010 Jan] 
*از شب یلدا گذشتیم به استقبال طلوع خورشید برویم  [2009 Dec] 
*عقل و وجدانتان کجاست آقایان؟ مردم را وارد بازی قاتلان نکنید [2009 Dec] 
*دنیاخروش دانشجویان ایران را شنید ، خامنه ای خبیث نشنید !  [2009 Dec] 
*موج سواران سبز اسلامی و مخالفت با شعار «جمهوری ايرانی» [2009 Oct] 
*فاشیسم جمهوری اسلامی توهّم است یا یک واقعیت ملموس؟ [2008 Feb]