آخوند هرزه ای که ما را به تکرارکشتار 67 تهدید میکند! او را بهتربشناسید
بهروز ستوده

در مطبوعات و رسانه های جمهوری اسلامی ، از او با نام  و عناوین : از یاران نزدیک امام ، مبارز وانقلابی سالهای پیش از انقلاب ! زندانی سیاسی دوران شاه ! مورّخ انقلاب اسلامی ! رئیس مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، نویسنده کتاب نهضت امام خمینی  ، رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر، حجت الاسلام دکتر سید حمید روحانی ، و غیره وغیره  یاد می شود !

این یارامام  و حجت اسلام کیست که این همه قتل و اعدام وشکنجه و زندان و تجاوز به  جوانان آزادیخواه این سرزمین را کافی ندانسته  و تکرارکشتارهای سال 67  را توصیه می نماید ؟! این مبارزانقلابی وزندانی سیاسی سابق !! کیست که درمسابقه ی رذالت و شقاوت و درنده خوئی گوی سبقت را ازهمگنان خویش ربوده است و در آستانه نوروز باستانی ، داغ هزاران هزار خانواده ایرانی را تازه می کند و مردم ایران را به تکرار فاجعه کشتار هزاران زندانی سیاسی بی گناه که محکومیت های خود را سپری می کرده اند ، تهدید می کند ؟! این دکتر و تاریخ نگار انقلاب ! کیست که با بی شرمی وصف ناپذیر، ملت ایران را به تکرارجنایتی تهدید می کند که هنوزهیچیک از سران و مسئولان حکومت اسلامی ( حتی آن دسته از سران و مسئولین جمهوری اسلامی که از گردونه قدرت بیرون رانده شده اند و یا خود به خطاهای گذشته خویش پی برده و ازحکومت خون وجنون فاصله گرفته اند) حاضر نیستند که به وقوع  و ارتکاب آن جنایت اعتراف کنند که سهل است برای محو آثارجنایات خویش ، خاوران های ایران را هم شخم زده اند و حتی مادران داغ دیده و سپید گیسو را امان نمی دهند که برخاک عزیزان خویش قطره اشکی بیفکنند ؟!

کیست این یارامام  که چون جانوری آدمخوار درلباس روحانی ! ازاذل واوباش وحشی و افسار گسیخته ی بیت رهبری را  به قتل عام زنان ومردان آزادیخواه این مرز و بوم  تشویق می نماید و ملت شریف ایران را به تکرارهولوکاست 1367 وعده می دهد ؟!

برای آن دسته از خوانندگانی که سخنان این آخوند شرور و سردسته اراذل و اوباش خون ریز را نخوانده و نشنیده اند :   

«حجت‌الاسلام‌ دکتر سیدحمید روحانی در مصاحبه با یک نشریه دانشجوئی گفت: در فتنه اخیر باید برخوردهای سال 67 تکرار شود . جحت الاسلام دکتر سید حمیدروحانی ؛ با اشاره به اعدام‌های منافقین در سال  1367 خاطرنشان کرد: جریان سال 67 اینگونه بود که منافقینی که در زندان بودند به شکل تاکتیکی اعلام توبه کردند. پس از پذیرفتن آتش‌بس که منافقین به ایران حمله کردند اینها هم در زندان آشوب کرده و شروع کردند به آتش زدن زندان و اینکه آنها که می‌رسند به تهران، کار را یکسره کنند! امام هم فرمود آنهایی که بر سر (موضع) هستند مهدورالدمند و باید محاکمه و مجازات شوند و آن اعدام‌ها توانست چشم فتنه را دربیاورد و ریشه آن جریان را بخشکاند. من فکر می‌کنم در فتنه اخیر هم اگر یک چنین برخورد قاطع، جدی و انقلابی‌ای انجام نشود، این مشکل ادامه‌دار می‌شود.»

من در اینجا قصد ندارم که به دروغ هائی که این آخوند فاسد از قبیل "آتش زدن زندان" برای توجیه کشتار زندانیان سیاسی ، در گفته خود بدان متوسل شده است پاسخ دهم چرا که امروزه دیگر کسی نیست که از کّم و کیف ماجرای کشتار زندانیان سیاسی ایران را در سال 67 اطلاعی نداشته باشد ، که قصد من از این نوشته ، پرده بردای از چهره کریه خود او است که یکی از سردستگان باند مخوفی است که از ابتدای تأسیس رژیم خون وجنون اسلامی ، در پشت پرده و در زیر لوای "یار امام" به توطئه گری مشغول بوده اند تا به امروز که علنی و بی پروا مردم ایران را کشتار دیگری از نوع کشتار 67 تهدید می نمایند ! آیا این تهدید یک بلوف و مبالغه است برای ترساندن  مردم یا اینکه این تهدید در شرایطی می تواند جامه عمل به خود بپوشاند ؟ بی تردید در میان نیروهای مخالف و اپوزیسیون جمهوری اسلامی ، ساده اندیشان و  مغرضانی وجود دارند که پس از 31 سال هنوز به عمق ریشه های فاشیسم مذهبی در تار و پود حکومتی با نام جمهوری اسلامی ، پی نبرده اند و با ارائه تحلیل های بی پایه و اساس و ارزیابی های نادرست از ماهیت این رژیم فاشیستی ، اینگونه تهدیدها را جدی نمی گیرند و تکرار کشتارهای دهه 60 را غیر محتمل می دانند ! این پیروان شرمگین "خط ضد امپریالیستی امام" فراموش کرده اند که آیت الله خمینی و جمهوری اسلامی اش ، تمام اعدام های سالهای 60 و قتل عام هولناک زندانیان سیاسی ایران را در سال 67 ، در پرتو  جنگ ایران و عراق انجام دادند و امروزه نیز در شرایط "صلح" علاوه بر اینکه اعدام ها و شکنجه و آزار زندانیان سیاسی و کشتار و سرکوب مردم در خیابانها  ادامه دارد ، حکومت اسلامی با ماجراجوئی های خود، هر زمان که اراده کند می تواند آتش جنگ دیگری را  بر کشور و مردم ایران تحمیل نماید و در پرتو آن جنگ این بار در غیاب خمینی ، آخوندهای تبهکاری از قماش خامنه ای و جنتی و مصباح یزدی و سید حمید روحانی ، کشتارهای دهه 60 را تکرار نمایند . فراموش نکنید که همین چند روز پیش ، زمانی که حکومت اسلامی دوهزار کیلو گرم  اورانیوم غنی شده را - یعنی تمام سرمایه ای که این باند تروریستی ، دنیا را با آن به بازی گرفته است و کشور ومردم ایران را به لبه پرتگاه نشانده است و بوسیله ی این مواد باج خواهی می کند – از عمق زمین و دل کوهها بیرون آورد و  در فضای باز در معرض دید ماهواره های جاسوسی اسرائیل  و قدرت های بزرگ قرار داد ! و تنها تحلیلی که مفسران کار کشته سیاسی اروپائی و امریکائی از  این اقدام جمهوری اسلامی توانستند بدست بدهند این بود که : "جمهوری اسلامی با این اقدام خود ، اسرائیل را دعوت به بمباران این مواد نموده است " و بسیاری از صاحب نظران سیاسی ، عقیده بر این است که در شرایط کنونی  و  با توجه به بحران داخلی که جمهوری اسلامی با آن دست به گریبان است ، بر افروختن آتش یک جنگ دیگر برای این رژیم بمثابه یک داروی شفا بخش و یک معجره است ، چون در پرتو  چنین جنگی ، این رژیم قادر خواهد شد به صفوف پراکنده ی خود که در معرض تلاشی قرار گرفته است سر و سامانی دهد .

شعله های جنگ آینده ای که فاشیست های حاکم بر ایران در تدارک آن هستند می تواند با پرتاپ چند موشک جمهوری اسلامی از جنوب لبنان و یا نوار غزه به تل آویو و یا یک حمله هوائی امریکا و اسرائیل به بهانه ی بمباران تأسیسات اتمی ایران برافروخته گردد . و در آنصورت است دارو دسته فاشیست حاکم بر میهن ما به آرزوی خود  خواهد رسید . و بیاد داشته باشید که آقای خمینی رهبر و بنیان گذار جمهوری اسلامی ، در پاسخ به مهندس بازرگان و سایر مسلمانان مصلحی که جنگ ایران و عراق را غیر ضروری  و برخلاف منافع ملی مردم ایران و عراق می دانستند گفت که : « اینها یک عده احمق اند و نمی دانند که جنگ یک نعمت است»!!

بنابراین تا زمانی که باند فاشیستی ولایت فقیه در ایران بر سر کار است هم  خطر  وقوع جنگ دیگری و هم خطر ارتکاب تکرار کشتارهای هولناک سالهای 60  همچنان به قوت خود باقی است و وظیفه ی تمام آزادیخواهان ایران است که به افشای چهره کریه جانیان و جنگ افروزان حاکم بر ایران بپردازند و وجدان عمومی جامعه ی بشریت متمدن را  نسبت به جنایات گذشته و حال و جنایاتی که در آینده احتمال وقوع شان می رود ، آگاه سازند . پس از این مقدمه که به درازا کشید ، بپردازم به افشای یکی از  چهره های مخوف و مرموز بیت کودتا که در تدارک تکرار کشتارهای 67 می باشد :

سید حمید زیارتی که برهیچکس معلوم نیست چرا و به چه علت پس از انقلاب 22 بهمن ماه 1357 نام فامیل خود را از زیارتی به روحانی تغییر داده است ، دراواخر سالهای 40 خورشیدی با نام مستعار"رفیعی" ، به جمع کوچک طلبه های جوان طرفدار آیت الله خمینی در شهر نجف می پیوندد . در آن سالها تعداد طلبه هائی که در شهر نجف به گرد خمینی حلقه زده بودند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کرده است. اسامی طلبه های جوان پیرامون خمینی درنجف  که سید حمید زیارتی ، برای توطئه گری و تفرقه افکنی  به درون آنان نفوذ نموده است ، عبارت بوده اند از:  سید محمود دعائی – شیخ محمد منتظری – سیدعلی اکبر محتشمی پور – سید اسماعیل فردوسی پور ، شیخ حسن کروبی ، شیخ احمد نفری ، املائی ، شریعتی ، و احتمالاً دو یا سه طلبه دیگر که اکثرآنان در رکاب رهبرانقلاب  ابتدا از عراق به پاریس و سپس از پاریس به  تهران  پرواز کردند .

اینکه آیت الله خمینی درمقام مرجع تقلید شعیان جهان در آن زمان (آنطورکه یاران و پیروان اش از جمله "مورّخ" انقلاب اسلامی ، سید حمید روحانی ، مدعی اند که ایشان از15 خرداد سال 1342 به بعد ، رهبر بلامنازع  مبارزات مردم ایران بوده است !) در اقامت 15 ساله اش  در شهر نجف که پایتخت شعیان جهان محسوب می شود و از قدیم الایام ، همه ساله محل آمد و رفت و اقامت چندین هزار طلبه و آخوند شیعه می باشد ، از میان آنهمه آخوند فقط موفق می گردد که ده - دوازده طلبه ی جوان را با خود همراه سازد ، حکایت دیگری  است که  تاریخ نگارانی از قماش سید حمید زیارتی و سایر پیروان خط امام ، طی 30  سال گذشته ، بخوبی ازعهده ی جعل تاریخ برآمده اند . برای آگاهی نسل جوان ایران و شفاف سازی از تاریخی که تبهکارانی چون سید حمید روحانی در مقام "مورخ"!! آنرا  با هزاران جعل و دروغ آراسته اند ، در فرصت ها و نوشته های دیگر بدان خواهم پرداخت ، چرا که هنوزبرخی از به اصطلاح روشنفکران دینی وغیر دینی ، بخاطرجهالت و نادانی و یا از روی  فرصت طلبی و استفاده ابزاری از خمینی و خط او ، همچنان در اندیشه زنده نگهداشتن خط "امام راحل" و باز گشت به "انقلاب اصیل اسلامی" ! اند . این بی خردان نادان و فرصت طلب ، صد سال تلاش و مبارزه ملت ایران را در راه  دمکراسی و تأسیس جامعه مدنی نادیده انگاشته و درصدد هستند که با تئوری بافی های بی ارزش خود ، ملت ستمدیده ایران را یکبار دیگرازچاهی درآورده و به چاله ای دیگر سرنگون سازند. بگذریم  که نگارنده این سطور و بسیاری از دگراندیشان ایران سالها است که در نوشته های خود تأکید کرده و می کنیم که اگرخط امام را خط شریعت ضد بشر و خط بازگشت به عصر جاهلیت قبایل اعراب بپنداریم که چنین است ، اگر خط امام را خط ضد ایران و ایرانی و خط جنگ و جنایت و ترور و شکنجه و تجاوز و اعدام بپنداریم که چنین است ، و اگر خط امام را خط  خدعه و دروغ  و نیرنگ  و خط  مشروعیت بخشیدن به مفاسد اجتماعی  و بی عدالتی ها و تبعیض ها  بپنداریم که چنین است ، بنابراین حکومت مطلقه ولایت فقیه کنونی ، همان سیستم مطلوب "امام راحل" است  که او آنرا بر اجساد صدها هزار ایرانی بی گناه  بنیان نهاده است ، و خامنه ای و جنتی  و مصباح یزدی و حمید روحانی و سایرآخوندهای شرور و فاسدی که ملت ایران را به تکرار کشتار 67  تهدید می کنند همه  از پویندگان صدیق و یاران صادق "خط امام" اند .

از مطلب دور نشوم  و باز گردم به افشای ماهیت یارامام ، سید فاسدی که گویا 9 ماه جنایت وآدم کشی کودتاگران نتوانسته است عطش خون ریزی اش را فرو نشاند که در نظر دارد  خاوران های جدیدی را برای  مردم ایران آباد نماید و مادران بیشتری را به عزای جگرگوشه گان خود بنشاند !

همانگونه که درابتدای این مقاله اشاره کردم مطبوعات ورسانه های گروهی جمهوری اسلامی ازاین آخوند تبهکاربا عناوین : ازیاران نزدیک امام ،  جحت الاسلام ، دکتر ، مبارز و انقلابی دوران شاه ، زندانی سیاسی سابق ، تاریخ نگار وغیره  یاد می کند که همه این ها عناوین و القابی است دورغین و قلابی که این آخوند ریاکار، مانند بسیاری دیگراز سران و مسئولان حکومت اسلامی برای فخر فروشی به مردم ایران و پوشاندن ماهیت حیوانی و انسان ستیزی خویش به خود بسته است .  سید حمید زیارتی به شهادت تمام کسانی که او را از نزدیک می شناسند ، پس از انقلاب نام خود را به سید حمید روحانی تبدیل کرده است تا کلاس نهم دبیرستان درس خوانده و تحصیلات حوزوی او از سطح طلبگی فرا ترنرفته است ، چون پس از انقلاب  و سرگرم شدن به توطئه گری علیه مردم ایران دیگر فرصتی برای او باقی نمی ماند که به تحصیلات حوزوی  و کلاسیک خود ادامه دهد و مدرک دکتری اش هم از نوع مدرک دکتری علی کردان و سایراراذل و اوباش حکومت اسلامی است که با به عاریت گرفتن این مدارک جعلی  به خیال خویش می خواهند برای خود وجهه و اعتبارعلمی کسب نمایند ، غافل ازآنکه  حکایت این دکتر و مهندس های اوباش بقول سعدی  حکایت همان چهارپایانی است که برپشت شان کتاب حمل شود .

در مورد سابقه انقلابی گیری و زندانی سیاسی بودن سید حمید زیارتی نیزباید گفته شود که نام ایشان درهیچ دوره ای جزو لیست زندانیان سیاسی دوران شاه دیده نشده است و هیچ زندانی سیاسی اعم از مذهبی و غیرمذهبی  در آن دوران ، او را  درهیچ زندانی  ندیده اند! بنابراین خوب است که مردم از این سید شیاد که قبای تاریخ نگاربرتن کرده است بپرسند که او در زمان شاه در چه تاریخی و کجا زندانی سیاسی بوده است ! آنچه که مشخص است و شاهدان عینی در نوشته های خود نقل کرده اند ، سید حمید زیارتی با گرایش فکری  فدائیان اسلام  و ارتباط های مشکوک با ساواک ، در اواخرسالهای 40 خورشیدی  ، خود را به جمع کوچک طلبه های پیرامون خمینی در نجف می رساند و ازهمان ابتدا در فالب تظاهربه آزادیخواهی و هواداری ازخمینی ، به تفرقه افکنی و برچسب زنی به این و آن و حتی تهمت و برچسب به مراجع تقلید صاحب نام آن زمان که اسلام سیاسی خمینی را تأیید نمی کرده اند می پردازد . سید حمید در آن سالها ، خمینی را تنها مرجع تقلید شیعیان جهان می دانسته و هرکسی که ازخمینی تقلید نمی کرده است را عامل صهیونیسم و امپریالیسم  معرفی می نموده است ، بدین ترتیب با معیارهای سید حمید ، بجز تعداد انگشت شماری از طلبه های مقلّد خمینی که در بالا اسامی شان ذکر شد ، چندین هزار روحانی مقیم نجف ، در ردیف عوامل و جیره خواران صهیونیسم و امپریالیسم ، قرار می گرفته اند! کار تفرقه افکنی و تهمت زنی سید حمید در میان طلاب و روحانیون مقیم نجف آنقدر بالا می گیرد که حتی خمینی را به صدا در می آورد . بد نیست که دراینجا بخشی از خاطرات آقای صادق طباطبائی که خود آیت الله زاده است و در آن سالها سفری به نجف  کرده و ازجمله با آیت الله خمینی  و سید حمید زیارتی و سایرطلبه های پیرامون خمینی در آنجا ملاقات هائی داشته است نقل شود.

آقای صادق طباطبائی در کتاب خاطرات خود جلد دوم  صفحه 180 - 181 چنین می نویسد :

« یك شب منزل آقای شیخ حسن كروبی بودم. عده‌ای از دوستان روحانی از جمله آقایان محتشمی، شریعتی، معین، فاضل و زیارتی و احتمالاً مرحوم املائی و شیخ احمد نفری هم آنجا بودند. البته آقای دعایی مرا به آنجا رساند ولی خودش داخل نیامد، چون زیاد در این جلسات شركت نمی‌كرد ، آن شب آقای زیارتی (سید حمید روحانی) سخنان تندی علیه امام موسی صدر و سید محمد باقر صدر اظهار كرد. از جمله این كه آقای موسی صدر عامل و جیره‌خوار امپریالیسم و صهیونیسم است و طوری هم حركت كرده كه هیچ ردپایی از خودش به جای نگذاشته است. دلیل اش هم این كه ایشان مروّج آقای خویی است نه امام خمینی. آقای سید محمد باقر صدر هم كه در اینجا (نجف) است همینطور. »

« فردا بعد از ظهر با امام قرار داشتم، وقتی رفتم خدمتشان گفتم: آقا! شما وقتی كه در حضور خودتان اجازه نمی‌دهید افراد با بی‌احترامی از مراجع نام ببرند چه برسد به اسائه ادب و غیبت كه اصلاً تحمل نمی‌كنید، پس چرا عده‌ای از كسانی كه به شما منتسب هستند، از شاگردان و اطرافیان كه فكر وگفتار و اعمال و كردار آنها به حساب شما گذاشته می‌شود، به خودشان اجازه می‌دهند در مورد بعضی از شخصیت‌های برجسته كه به هر دلیل اختلاف نظر و سلیقه با آنها دارند، چنین اتهاماتی را مطرح كنند از جمله در مورد آقا سید محمد باقر و آقا موسی صدر ، این مطالب گفته شود؟ پرسیدند چه كسی این مطالب را می‌گوید؟ من هم ماجرای روز قبل شرح دادم. پس از آنكه من این حرفها را زدم، امام خیلی متأثر شدند. به حدی كه من احساس كردم بهتر بود این مطالب را با ایشان در میان نمی‌گذاشتم. هیچ پاسخی ندادند. سكوت كردند و یك حالت نگران كننده‌ای در چهره‌شان نمایان شد.»

آقای صادق طباطبائی برای نشان دادن میزان تأسف و ناراحتی خمینی از حرکات مشکوک و تهمت زنی های سید حمید زیارتی ،  می گوید که :  چند روز بعد ،  امام در جمع طلبه های  طرفدار خود ضمن اشاره به  ملاقاتی  که با من داشتند ،  چنین فرموده بودند :

« بنده مى‏خواستم امروز مباحثه بكنم ، لكن دیروز دو نفر از آقایان آمدند و مطالبى گفتند كه موجب تأسف شد ، و لازم شد كه من یك تذكراتى به آقایان عرض بكنم... من نمى‏دانم كه این اختلافات سر چیست؟... 
من متأسفم كه یك نفر جوان ( صادق طباطبائی)  ازاروپا آمده بود اینجا یكى دو دفعه با من ملاقات كرد، و شاید هفت- هشت روز، پنج- شش روز، هفت- هشت روز، یك همچو چیزى، خیلى كم اینجا بود ، به یكى از آقایان گفته بود- به من صحبتى نكرد- به یكى از آقایان گفته بود كه خوب شد كه من كه آخوندزاده‏ام آمدم نجف ، اگر یك كس دیگرى مى‏آمد و این وضع را مى‏دید چه مى‏كرد؟! من نمى‏دانم كه در این چند روز ، در این چهار- پنج روز، یك نفر، یك نفر آدم محصل خارجى كه از سنخ ما هم نیست، [یعنی روحانی نیست] و لو پدرش از سنخ ماست ، خودش از سنخ ماها نیست ، این در این حوزه مباركه چى دیده است! با چه اشخاصى تماس پیدا كرده ، آنها چه مطالبى به این آدم گفته‏اند كه باید اظهار تأسف كند . یك نفر آدم محصل جدید. اظهار تأسف كند از اینكه چرا وضع نجف این طور است! 
اگر یك دستهایى در كار باشد و شما را همین دستها وادار كند با هم جبهه‏بندى كنید ... و خداى نخواسته اگر راست باشد این مطلب... دستهاى ناپاكى هم اینها را دامن‏بزند و این آتش را روشن كند ... علاوه بر اینكه در دنیا ما كاذب مى‏شویم و نجف ساقط مى‏شود- نه من و شما تنها- یك حوزه هزار ساله دینى ساقط مى‏شود، یك اشخاص عالم متدین ... اینها هم در جامعه ساقط مى‏شوند... 
انسان خودش را بازى مى‏دهد كه من در فلان جبهه كه واقع شدم تكلیف شرعى اقتضا مى‏كند! 
تكلیف شرعى اقتضا مى‏كند كه انسان اهانت كند به مسلمین؟! اهانت كند به ملّا؟! اهانت كند به ... همجنس خودش؟! این تكلیف شرعى است؟! ... اینها هواهاى نفس است... 
اگر ما به جان هم بیفتیم و من آن را تكفیر كنم ، او من را تكفیر كند ، هر دومان ساقط بشویم ... ملت هم از دست ما مى‏رود ؛ چنانچه رفته است‏ حالا ... 
براى چى شما نزاع با هم دارید؟ آخر چه‏تان است؟ چه دشمنى‏اى با هم دارید شما؟ ... 
دعواى شما پیش خدا اعظمِ از همه معاصى است ... براى اینكه یك جامعه را شما به گند مى‏زنید؛ یك نجف را شما ساقط مى‏كنید در نظر مردم ... 
شما خیال نكنید تا آخر عمر بتوانید با ریاكارى كارتان را درست نشان دهید ... بالاخره كشف مى‏شود فساد ... چند سال با ریا و تزویر و با خدعه و با فحشِ به مردم زندگى مى‏كنید ....

(نقل از مجموعه كوثر (جلد 1، صفحه 204 ، صحیفه امام جلد2 صفحه 14 )

روی سخن خمینی در اینجا کسی نیست مگر سید حمید زیارتی ، طلبه ای که زیر پوشش طرفداری از خمینی ، همه را در نجف بجان هم می انداخته است و بر پیشانی هرکسی که از خمینی تبعیت نمی کرده ، ُمهر جاسوس امپریالیسم و صهیونیسم می کوبیده است کس دیگری نیست .  کسی که خشم خمینی را برانگیخته است تا جائی که او در لفافه  از این سید ریاکار به عنوان کسی که جامعه را به "گند" کشیده است یاد  می کند ، جز همین سید حمید زیارتی قبل از انقلاب و حجت الاسلام دکتر حمید روحانی کس دیگری نیست !  نگاه کنید  به صفاتی که خمینی در  مورد سید حمید زیارتی  بکار برده است : " تزویر ، ریا ، خدعه ، دست ناپاک ، با فحش به مردم زندگی کردن " ! حال در اینجا  این سئوال مطرح می گردد که اگرخمینی  چنین شناختی را نسبت به سید حمید زیارتی داشته است و او را فاسد و ریا کار و دروغگو  می پنداشته است که چنین هم بوده است ،  چرا چنین شخصی را از خود نرانده است  و بعد از انقلاب ، مسئولیت سنگین به تحریر در آوردن تاریخ انقلاب اسلامی را به یک چنین شخص  دروغگو  ومزوّر وخدعه گری محّول می نماید ؟! ادامه دارد

22 اسفندماه 1388

12 مارچ 2010

منبع:پژواک ایران


بهروز ستوده

فهرست مطالب بهروز ستوده در سایت پژواک ایران 

*با دستگیری وزندان، حرکت ملی و فرا گروهی ۱۴ نفرها سرکوب شدنی نیست [2019 Aug] 
*پیوستن ۱۴ زن شیردل ایرانی به جنبش ملی «نه به جمهوری اسلامی» خجسته باد [2019 Aug] 
*تجّلی یک حرکت ملی وفراگروهی در حمایت از بیانیه ۱۴ فعال مدنی،سیاسی وحقوق بشری داخل کشور ‏ [2019 Jul] 
* انقلابی که حس رهبرش به ایران "هیچ" بود، وطنش اسلام وهدفش کسب قدرت بود [2019 Feb] 
*اقای رضا پهلوی ! با طناب دیکتاتورپرورها وچاپلوس ها به چاه نروید [2019 Jan] 
*حسن روحانی درسازمان ملل چه دروغ هائی خواهد گفت وچه راست هائی را کتمان خواهد کرد؟ [2018 Sep] 
*به هوش باشید! سپاه، بسیج، قوه قضائیه و شورای نگهبان و... برای تقلب بسیج شده‌اند [2017 May] 
*حماس مرزهای اسرائیل را به رسمیت شناخت، ولایت فقیه همچنان به دنبال نابودی این کشور است [2017 May] 
*روسیه و جمهوری اسلامی شریک جنایت های بشاراسد در سوریه [2017 Apr] 
*درمراسم ۲۲ بهمن شرکت نکنید، به خامنه ای وحکومت فقیه مشروعیت ندهید [2017 Feb] 
*مرقد«امام راحل» است یا محل دفن «ساکت فتنه»  [2017 Jan] 
*بازیگرسینما از «کرامات» سردارسلیمانی میگوید! [2016 Oct] 
*آیا جمهوری اسلامی کمتراز حکومت ارتیره علیه بشریت مرتکب جنایت شده است!؟ [2016 Jun] 
*به یاد تراب حق شناس، نقدی برنوشته آقای تقی رحمانی. [2016 Feb] 
* رؤیای حضانت کعبه! جدال بی پایان ولایت فقیه شیعه با آل سعود وهابی [2016 Jan] 
*مرزهای ناشناخته مرگ و زندگی [2015 Sep] 
*باتوافق وین دل واپسان وجنگ طلبان آرام نخواهند گرفت [2015 Jul] 
*بند"ميم" وصيت‌نامه خمينی و جلوگيری از ورود زنان به ورزشگاه! [2015 Jun] 
*پزشکی که مجری حکم قصاص شود یک مُجرم وقابل تعقیب است . [2015 Mar] 
*نقل جمله «من شارلی هستم» در ایران مجازات دارد! [2015 Jan] 
*آیت الله اصلاح طلب : بهائی نه حق تحصیل دارد نه حقوق شهروندی!  [2014 Dec] 
*آمران بمعروف (اوباش اسیدپاش وچاقوکش) بسیجی اند و گوش بفرمان رهبر  [2014 Dec] 
*علم الهدی (امام جمعه مشهد) نگران جام زهر و مردن رهبر است ! [2014 Nov] 
*قصه یونس پیامبر واعدام محسن امیراصلانی ! [2014 Sep] 
*باریکه غزه نمایشگاه توحش هردو طرفِ جنگ [2014 Jul] 
*عراق درآستانه تجزیه و دور جدیدی ازجنگهای خونین مذهبی . [2014 Jun] 
*تعریف جُرم سیاسی درمجلس شوربای اسلامی ! [2014 May] 
*بهاره هدایت : «به زنده دفن شدن محکو م نشده ایم»  [2014 May] 
*شیرین کردن جام زهررهبر با اعدام و شکنجه وحمله به زندانیان سیاسی ! [2014 Apr] 
*عارف نبود قاتل بود! [2014 Mar] 
*حقوق بشر، چشم اسفندیارحکومت خودکامه خامنه ای .  [2014 Mar] 
*فرزانه مرادی، قربانی قانون قصاص و جامعه مردسالار [2014 Mar] 
*حقوق شهروندی پيش‌کِش، از حقوق و اختيارات خود دفاع کنيد آقای روحانی! [2014 Feb] 
* دیکتاتورها اصلاح نمی شوند ، سرنگون میشوند ، آقای حجاریان !  [2014 Feb] 
*سوریه ولبنان وعراق قربانی«داعش وماعش» [2014 Jan] 
*مدّاح ششلول‌بند و مهاجم «شکوفا» شده است!  [2014 Jan] 
*قوه قضائیه عامل فساد و بی عدالتی وناامنی درجامعه [2014 Jan] 
*ماهی حکومت اسلامی از سر و دُم گنديده است [2014 Jan] 
*جنجال‌آفرينی سه قوه جمهوری اسلامی برای اثبات يک دروغ!  [2013 Dec] 
* دیدارنمایندگان پارلمان اروپا با دو چهره نامدار و سوزش کیهان شّر. [2013 Dec] 
*نخودسیاهِ منشورحقوق شهروندی با چاشنی اعدام ! [2013 Dec] 
*گفتمان جدائی دين از دولت ضرورت امروز است [2013 Nov] 
*انفجار سفارت و نعل وارونه سفير خامنه‌ای در لبنان [2013 Nov] 
*زن ستیزی و شیعه سالاری در فرمان رهبربرای افزایش جمعیت  [2013 Nov] 
*«برادران قاچاقچی» درجه می‌گيرند، خرده‌پاها اعدام می‌شوند! [2013 Nov] 
*دادگاه بلخ است نه قوه قضائیه ! [2013 Oct] 
*چرا خامنه ای آقای توفیقی را از گردونه خارج ساخت؟  [2013 Oct] 
*همجنس‌گرايان ايران، بی‌دفاع‌ترين گروه اجتماعی [2013 Oct] 
*لگدپرانی کيهان شريعتمداری به جام زهر رهبر! [2013 Oct] 
*لنگه کفش و نیروهای خودسر(بخوانید نوچه های رهبر)  [2013 Oct] 
*روضه خوانی«قهرمانانه» آقای روحانی درسازمان ملل متحد . [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» همان جام زهر است [2013 Sep] 
*باند خامنه‌ای شريک جنايات در سوريه [2013 Sep] 
*خانم وآقای رجوی! به نشستن درلانه عقرب خاتمه دهید [2013 Sep] 
*اتحاد سکولار – دمکرات های جمهوریخواه درآینده ای نزدیک . [2013 Aug] 
*روح خمینی : «هرچه فریاد دارید سرتحریم ها بکشید» [2013 Aug] 
* «خود تنظیمی» نام جدید خودسانسوری دردولت اعتدال! [2013 Aug] 
*نقدی بر یک جانبه نگری در نامه زندانیان سیاسی به اوباما [2013 Aug] 
*در صد وهفت سالگی مشروطیت ، شیخ فضل الله نوری هنوز زنده است !  [2013 Aug] 
*رهبرنانجیب ، کمتر از «توبه» رضایت نمیدهد ! [2013 Jul] 
*زياد نخواهيد! عجله نکنيد! مبادا «اعتدال» به‌هم بخورد! [2013 Jul] 
*فرمان رهبر! مرگ تدریجی برای زندانیان سیاسی نافرمان ! [2013 Jul] 
*فرقه رجوی ، تونل اتمی دیگری را درایران کشف کرد !  [2013 Jul] 
*خامنه ای خودکامه از رویدادهای مصر درس بگیرد !  [2013 Jul] 
*اصلاح‌طلبانی که برای بازگشت به قدرت «معتدل» می‌شوند  [2013 Jun] 
*بدون هيچ دليلی - خاک تو سر جليلی! شعارهای اين روزهای مردم [2013 Jun] 
*تجّلی جنبش ملی ایرانیان در جشن پیروزی تیم ملی فوتبال .  [2013 Jun] 
*رأی به آقای روحانی ، رأی به تغییراست نه رأی به حکومت اسلامی [2013 Jun] 
*مقاله [2013 Jun] 
*کمدی مناظره "انتخاباتی" ! در سیمای جمهوری اسلامی ! [2013 Jun] 
*نقدی بر پیام آقای تاج زاده به مردم ایران بمناسبت رد صلاحیت رفسنجانی! [2013 May] 
*پایان دوران طلائی انتخاب بین بد و بدتر و اینک انتخاب بدتر! [2013 May] 
*رهبر، نشانی نوکر"اصلح" را اعلام کرد .  [2013 May] 
*هراس آقای خاتمی از صف آرائی مردم در مقابل جمهوری اسلامی . [2013 May] 
*«حق» مردم ایران ! ازانتخاب بین بد وبدتر تا انتخاب بهترین نوکربرای رهبر!  [2013 Feb] 
*خامنه ای کمتر از توبه و ذوب در ولایت قبول ندارد آقای عبدالله نوری [2013 Jan] 
*پیامی برای تجمع فرانکفورت‎ [2013 Jan] 
*سالگرد پنجاه سالگی کنفدراسیون ، تجربه ای دمکراتیک وموفق .  [2013 Jan] 
*دفاع از زندانيان سياسی - عقيدتی ، مهم ترين وظيفه اپوزيسيون خارج [2012 Dec] 
*جمهوری اسلامی ، آتش بیار جنگ در باریکه غزه . [2012 Nov] 
*سودای کسب قدرت در سایه جنگ وحمله نظامی به ایران  [2012 Oct] 
* کنفراس"غیرمتعهد ها" فرصتی تاریخی برای احیای خیزش سبز [2012 Aug] 
*سخن بگوئید شاه زاده ! [2012 Jul] 
*به احترام زرین تاج قزوینی ، نخستین منادی آزادی زن ایرانی . [2012 Mar] 
* جنبش گسترده تحریم"انتخابات"مقدمه ای است بر وفاق ملی ایرانیان .  [2012 Feb] 
*نامه سرگشاده ای به آقای پرویز ثابتی(مقام امنیتی ساواک)  [2012 Feb] 
* حزب توده ایران هنوز منتقدان را عامل [2012 Feb] 
*بحران سازی به امید باج گیری ، جنگ افروزی به امید خروج از بن بست [2011 Dec] 
*«شاه درون و حلقه منحوسه استبداد» ! [2011 Nov] 
*طرح «کنگره ملی» و فقدان اراده ملی [2011 Oct] 
*LC چيست؟  [2011 Oct] 
*سرنگونی قذافی ، وسوسه ی«دخالت محدود نظامی خارجی»! [2011 Aug] 
* مردم سوریه را دریابیم ، «سکوت شما ، ما را میکُشد»  [2011 Aug] 
*امروز مبارک در قفس آهنی و فردا خامنه ای ، اسد و قذافی و... [2011 Aug] 
*وداع با دروازه بان محبوب ایران ، فرصتی برای خیزشی دیگرعلیه دیکتاتور [2011 May] 
*فردا جوانان ایران زمین «حرام» بودن چهارشنبه سوری را به شما نشان خواهند داد ! [2011 Mar] 
*«ای رجال ایران ، زن مگر بشر نیست؟» [2011 Mar] 
*روز 25 بهمن ماه ، زنگ سرنگونی خامنه ای به صدا در خواهد آمد [2011 Feb] 
*ازمیدان آزادی تهران تا میدان آزادی قاهره ، در چهار پرده  [2011 Feb] 
*کسی هست که صدای رودابه های ایران را بشنود ؟! [2011 Jan] 
*ادامه اعدام ها: کسی نیست جلوی این وحشی ها را بگیرد؟  [2011 Jan] 
*بر محور دفاع از زندانیان سیاسی و قطع شکنجه و اعدام و سنگسار متحد شویم [2011 Jan] 
*این همه اعدام و خون ریزی برای چیست؟ [2011 Jan] 
*نقدی بر « نقش رسانه ها در اعدام شهلا جاهد»  [2010 Dec] 
*تکرار توّحش جمهوری اسلامی درسومالی ، دعوت به تماشای اعدام !  [2010 Nov] 
*آقای کروبی و بهانه «روز قدس»!  [2010 Aug] 
*نه حماس وحزب الله نماینده فلسطین ولبنان اند و نه آقای کدیورسخنگوی جنبش سبز [2010 Jul] 
*مجوّزسرنگونی حکومت فقیه خون ریز را از کجا باید گرفت ؟ [2010 Jun] 
*حلقه ی دار برگردن شیرین ! حلقه ی ُگل برگردن قاتل بختیار!  [2010 May] 
*«امام راحل و خرد جمعی» !؟ این را چگونه باورکنیم آقای موسوی؟!  [2010 Apr] 
*خیزش سبزملی در چهارشنبه سرخ باستانی [2010 Mar] 
*آخوند هرزه ای که ما را به تکرارکشتار 67 تهدید میکند! او را بهتربشناسید [2010 Mar] 
*آقای رفسنجانی ! 31 سال توطئه گری و خیانت به مردم ایران کافی نیست ؟ [2010 Feb] 
*پرده آخرکودتا: خواندن آیه های یأس و شکست در گوش مردم ! [2010 Feb] 
*لحظه ای است تاریخی، به مار زخمی ولایت فقیه فرصت ندهیم  [2010 Feb] 
*استراتژی کودتاچیان : خانه نشین کردن مخالفان در روز 22 بهمن [2010 Feb] 
*برای مهار جنبش ، رهبر به خواص روی آورده است [2010 Jan] 
*بهائی ، مرغ عزا وعروسی در توبره خونین شریعت مداران [2010 Jan] 
*طرح لبنانیزه کردن ایران در بیت کودتا کلید خورد  [2010 Jan] 
* ساطورخونین"محارب" آخرین تدبیرفاشیسم ولایت فقیه  [2010 Jan] 
*از شب یلدا گذشتیم به استقبال طلوع خورشید برویم  [2009 Dec] 
*عقل و وجدانتان کجاست آقایان؟ مردم را وارد بازی قاتلان نکنید [2009 Dec] 
*دنیاخروش دانشجویان ایران را شنید ، خامنه ای خبیث نشنید !  [2009 Dec] 
*موج سواران سبز اسلامی و مخالفت با شعار «جمهوری ايرانی» [2009 Oct] 
*فاشیسم جمهوری اسلامی توهّم است یا یک واقعیت ملموس؟ [2008 Feb]