نقدی بر یک جانبه نگری در نامه زندانیان سیاسی به اوباما
بهروز ستوده

اخیراً تعدادی از زندانیان سیاسی ایران در ارتباط با لزوم حل بحران مسئله هسته ای ، نامه ای  به آقای  اوباما رئیس جمهور آمریکا نوشته اند و در آن نامه ضمن برشمردن آثار مخرب تحریم ها بر اقتصاد و زندگی مردم ایران ، از ایشان درخواست کرده اند که دولت امریکا تحریم ها را علیه ایران لغو نماید . از آنجائی که در این نامه فقط نیمی از واقعیت بیان گردیده و  امضا کنندگان نامه ، از بیان نیمه دیگر واقعیت که درحقیقت علت اصلی بوجود آمدن بحران هسته ای است  امتناع ورزیده اند ، و همین امر میتواند باعث سوء تعبیرهائی در میان مردم ایران و بویژه نسل جوان کشور گردد ، وجدانهای آگاه و بیدار جامعه مدنی ایران موظف اند که به قسمت مسکوت مانده در این نامه که همانا افشای سیاست های ضدملی جمهوری اسلامی ، اعم از داخلی و خارجی که سرچشمه تمام بحران ها و ازجمله بحران هسته ای ایران است بپردازند .
در نامه جمعی از زندانیان سیاسی به رئیس جمهور امریکا فقط به "معلول" ، یعنی نتایج تحریم ها پرداخته شده است و  "علت" که اعمال و رفتار و  جمهوری اسلامی در جامعه جهانی است فراموش شده است . نگارنده این سطور ضمن اعلام همدردی و ادای احترام به تمام زنان و مردان ایرانی و از جمله امضا کنندگان نامه مذکور که به جرم  آزادیخواهی و عدالت جوئی به اسارت رهبر ولایت مطلقه فقیه در آمده اند ، به این 55 زندانی سیاسی که به رئیس جمهور امریکا نامه نوشته اند و بنظر میرسد که همگی هوادار سیاست تعادل و تعامل آقای روحانی برای حل مناقشه پرونده اتمی ایران  هستند پیشنهاد میکنم برای اینکه تعادلی در نامه نگاری آنان بشود ، چنین نامه ای هم به رهبر ولایت مطلقه اسلامی که کلید بحران هسته ایران در دست اوست بنویسند و نتیجه سیاست های مخرب جمهوری اسلامی را به او یاد آور شوند تا نیمه مسکوت مانده ی واقعیت درنامه بیان شده و تعادل در نامه نگاری زندانیان سیاسی نیز حفظ گردد .  
اینکه نخستین قربانیان تحریم ها ، فلج شدن اقتصاد بحران زده ایران و مردم این کشور اند ، اینکه با تشدید تحریم ها ، گرانی ، کمبودها  و فقر و فساد و تهی دست تر شدن اقشار میانی جامعه سرعت بیشتری بخود خواهد گرفت و اینکه ادامه و تشدید تحریم ها به روند جنبش دمکراسی خواهی درایران کمک نخواهد کرد و  نکات دیگری که در نامه جمعی از زندانیان سیاسی به اوباما بدرستی مطرح شده است  ، با راهکاری که در این نامه پیشنهاد میشود هم از منظر سیاست و رزی و دیپلماسی حل بحران  و  هم از منظر روش شناسی سیاسی فاقد ارائه راه حلی است که بتواند طرف های مقابل جمهوری اسلامی را متقاعد سازد که تحریم ها را لغو کنند . ساده لوحانه خواهد بود که تصور شود با انتخاب آقای حسن روحانی بریاست جمهوری ایران ، کشورهای جهان یک شبه در برابر رژیمی که بیش از سه دهه بجز دروغ و آدمکشی و صدور جنگ و تروریسم به کشورهای منطقه چیزی از او ندیده اند ، سیاست خود را تغییر  دهند ! مگر آنها نمیدانند که درایران ، حرف اول و آخر را نه تنها در مورد پرونده هسته ای بلکه  درمورد مسائلی از قبیل دستگیری و آزادی زندانیان سیاسی ، بیت رهبری و شخص خامنه ای میزند ؟ مگر آنها نمی دانند که جمهوری اسلامی  ادامه حیات اش در بحران سازی و  دشمن سازی نهفته است ؟ دنیا میداند که جمهوری اسلامی بدون دشمن ، حتی یک روز نمیتواند به حیات خود ادامه دهد ، موجودیت ولایت مطلقه و "مقدس" فقیه در دشمن تراشی و بسیج تمامی سرمایه های مادی و معنوی کشور برای مبارزه با این "دشمن" خلاصه میشود !
  خانمها ها و آقایان زندانی سیاسی و امضا کننده نامه به رئیس جمهور امریکا ، آیا بهتر نیست که نامه ای هم به مردم ایران بنویسند و  آنانرا به مبارزه با سیاست های مخرب و ایران برباد ده خامنه ای فرا خوانند تا مگر از این طریق جانیان حاکم برایران را مجبور  به ترک این سیاست های ضدملی سازند ، و راهی برای تعامل جهان با ایران هموار سازند . دست بدامن آقای اوباما شدن و از دولت امریکا خواستن که تحریم ها را بردارد ، ساده دیدن مسئله بحران هسته ای و عدم آگاهی به عمق فاجعه ای است که در کمین ایران نشسته است ! فاجعه ای که مسبب ایجاد آن سران تهی مغز و ماجراجوی جمهوری اسلامی اند .
مبنای سیاست خارجی همه کشورها در دنیا ، بر حفظ منافع ملی هر کشور تنظیم شده است و تمام دولت ها در ارتباط با یکدیگر سعی مینمایند که حداکثر منافع ملی را برای کشور خود تأمین نمایند ، تنها حکومتی که از ابتدا ، مبنای سیاست خارجی اش برضد منافع ملی مردم  خود تنظیم کرده است ، حکومت جمهوری اسلامی است ، حکومتی که منافع حزب الله لبنان و بشار اسد و  جهاد اسلامی فلسطین و  جیش المهدی عراق و دهها گروه ریز و درشت  تروریست دیگر را برمنافع ملی کشور خود مقدم میداند! رژیم ایدئولوژیک جمهوری اسلامی طی 34 سال گذشته بوضوح نشان داده است که صدور انقلاب اسلامی (بخوانید صدور اسلحه و پول و نیروی انسانی به کشورهای خاورمیانه) در صدر سیاست خارجی این حکومت قرار داشته است . بازگشت به خانواده جهانی کشورهای پیج قاره روی زمین در ظرفیت حکومتی که بنیادش بر تخاصم با دنیا نهاده شده است نمیباشد ، مگر اینکه تصور کنیم  معجزه ای اتفاق افتاده و بیت رهبری و ولایت مطلقه ،از حجره های قرون وسطائی خود به دنیای مدرن و قرن 21 پرتاب شده اند ! 
در بخشی از نامه جمعی از زندانیان سیاسی ایران به رئیس جمهور امریکا باراک اوباما ، تبلغی هم برای دولت اصلاحات آقای خاتمی شده  و چنین وانمود گردیده است که گویا دولت آقای خاتمی مشغول حل و فصل بحران هسته ای بوده است ولی امریکا کار شکنی کرده است ! در نامه ، از جمله چنین میخوانیم :
« ما فکر می کنیم مناسب است به نتیجه سیاست اشتباهی که یک دهه قبل از سوی دولت وقت آمریکا در قبال دولت رئیس جمهور خاتمی در پیش گرفته شد هم توجه شود . حاصل آن سیاست علاوه بر پیچیده شدن مسئله هسته ای که حل آن در آن زمان بسیار ساده تر بود ، باعث تقویت جریانی افراطی در ایران شد که سهم مهمی در ایجاد شرایط بغرنج امروز داشته است . امروز به خوبی می توان قضاوت کرد که آن رویکرد هیچ نتیجه مثبتی به بار نیاورد.تکرار این سیاستی که در گذشته هم تجربه شده است وضع را از شرایط امروز پیچیده تر و حل آن را به مراتب مشکل تر خواهد ساخت .»
با مروری بر اسامی امضا کنندگان نامه به رئیس جمهور امریکا متوجه میشویم که اکثر امضا کنندگان این نامه ، پیشینه ای اصلاح طلبی دارند و یا اینکه در دولت آقای خاتمی دارای پُست و مقامی بوده اند ولی ایکاش  وقتی پای منافع ملی ایرانیان در میان است ، خانم ها و آقایان امضا کننده نامه مذکور ، منافع ملی ایران را فدای مصالح و منافع گروهی خود نمیکردند و  واقعیت را آنچنان که بوده  و هست با مردم ایران و جهان در میان میگذاشتند . واقعیت این است که رئیس جمهور دولت اصلاحات ،  بواسطه محافظه کاری بیش از حد و  عدم استفاده از نیروی ملیونی مردم برای خارج ساختن پرونده هسته ای از بیت رهبری و سپردن آن به دولت ، و ترس بیش از حد از خامنه ای و  دار و دسته های پیرامون او ، آقای خاتمی درآن دوران ،  خود را در شرایطی قرار داده بود که مجبور بود درمقابل بیت فاسد رهبری پی در پی عقب نشینی نماید و در این  عقب نشینی ها ، ریزش نیروهای حامی اصلاحات هر روز بیشتر و بیشتر شد . دولت آقای خاتمی هرگز به نیرو  وقدرت مردم ایران برای حل بحران هسته ای اهمیت نداد .
 به گواهی تمام اسناد و مدارک بجا مانده از دوران دولت اصلاحات ، علت عدم پیشرفت در مذاکرات هسته در آن دوران ، ضعف و ناتوانی آقای خاتمی بوده نه کار شکنی کشورهای خارجی و از جمله امریکا ، در سال 2000 میلادی و در جریان سفر آقای خاتمی به سازمان ملل متحد ، رئیس جمهور وقت امریکا (بیل کلینتون ) تلاش فراوان نمود تا با سلام و احوال پرسی سرپائی و دست دادن با آقای خاتمی ، یخ روابط ایران و امریکا را بشکند و روزنه ای بازکند برای گفتگوهای مستقیم و حل اختلافات دو طرف و از جمله یافتن راه حلی برای پرونده هسته ای ایران ، امضا کنندگان نامه فوق الذکر و همه مردم دنیا میدانند که آقای خاتمی از ترس رهبر و اراذل و اوباش پیرامون او ، برای احتراز از دست دادن با رئیس جمهور امریکا ، خود را پنهان ساخت تا مبادا در بازگشت از امریکا ، توسط  اوباشانی از قماش  حسین شریعتمداری مورد مؤاخذه قرار گیرد ! این یک شایعه نیست ، واقعیتی است که برخی از اصلاخ طلبان نیز به شرح آن ماجرا پرداخته اند . در اینجا بد نیست که داستان دست ندادن آقای خاتمی با رئیس جمهور امریکا  از زبان آقای محسن امین زاده ، معاون وزارت خارجه در دولت آقای خاتمی نقل شود تا مشخص شود چه کسانی در گذشته فرصت سوزی کرده اند ؟
روزنامه اعتماد ملي: محسن امين زاده، معاون وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات در نشست ماهانه حزب جوانان ايران اسلامي، روايتي از سفر سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهور سابق به نيويورك و اجتناب وي از مواجهه با بيل كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا نقل كرد.به گزارش سايت نوانديش ، امين زاده گفته است:  علاقه مندم موقعيت و رفتار دو رئيس جمهور ايران را درخصوص گفت وگو با آمريكا مطرح مي كنم . يكي از جدي ترين انتقادهايي كه دوستان آقاي خاتمي به ايشان در زمينه سياست خارجي وارد مي كردند ، پرهيز آقاي خاتمي از مواجهه با كلينتون و عكس نگرفتن با رهبران جهان در سال 2000 ميلادي در اجلاس هزاره در نيويورك بود. شايد انتقاد بجايي هم بود اما واقعيت اين بود كه ايشان نگران از فشارهاي داخلي و مشكلاتي كه ممكن است با آن در داخل مواجه شود از مواجهه با كلينتون و حتي يك تماس كوتاه و تشريفاتي نيز گريزان بود. بعد از سخنراني آقاي خاتمي در سازمان ملل كه با حضور كلينتون انجام شد، وقتي ايشان شنيد كه ممكن است كلينتون به طرف محل استراحت او درسازمان ملل برود محل را ترك كرد. كلينتون راهروهاي مسير حركت آقاي خاتمي را طي كرده بود تا شايد به صورت اتفاقي با ايشان مواجه شده و گفت وگويي بكند. او وقتي آقاي خاتمي را پيدا نكرده بود حتي به اتاق استراحت ايشان در سازمان ملل هم سر زده بود كه به جاي ايشان با محافظ ايشان مواجه شده بود و با وي دست داده بود. امين زاده ادامه داد: در زمان دولت خاتمي آمريكا درخواست كرد كه در ايران دفتر كنسولگري بزند ولي ايران پاسخ نداد. اما اين بار بدون درخواست رسمي دولت آمريكا، دولت ايران به دنبال گشايش دفتري با پرچم آمريكا با هر نام و در هر سطحي مي دود، حتي گاه مسوولان اين دولت مذاكره و ارتباط با آمريكا را گدايي مي كنند . وي با اشاره به اختلاف ديرينه ايران و آمريكا گفت: اختلاف ايران و آمريكا بايد به سمتي برود كه تمام شود.>
      روزنامه اعتماد ملي، شماره 785 به تاريخ 20/8/87، صفحه 4 (ديپلماسي) 
آری رئیس جمهور اصلاحات که جرأت نمیکرده است با رئیس جمهور امریکا دست دهد ! چگونه می توانسته است که در آن زمان مذاکرات هسته ای به سرانجام مطلوب برساند ؟! پس از گذشت 8 سال فاجعه بار از دولت دست نشانده احمدی نژاد که با کودتای انتخاباتی و دزدی آرای مردم به ریاست جمهوری رسیده بود و در این اواخر نشان داد که حتی رئیس جمهور ی در قد و قواره او ، اگر کمی جرأت داشته باشد میتواند در مقابل رهبر قد علم کند ، امروزه اصلاح طلبان و از جمله خانم ها و آقایان امضا کننده نامه به رئیس جمهور امریکا ، بهتر است کمی در  مورد خطاها و عدم جسارت آقای رهبری اصلاحات اندیشه کنند نه اینکه امریکا را مسئول عدم پیشرفت مذاکرات در دوران دولت اصلاحات بدانند !
حرف آخر اینکه اگر دولت اعتدال آقای روحانی  قبل از  ورود به پرونده بغرنج اتمی ایران قادر شود فضای سیاسی و اجتماعی ایران را باز نماید و زندانیان سیاسی و از جمله خانمها و آقایان امضا کننده نامه به اوباما را آزادکند ، آنوقت میتوان امیداوار بود که این دولت اراده و توانائی حل بحران هسته ای ایران را هم دارد .  
18 مرداد 1392
9 آگوست 2013

منبع:پژواک ایران


بهروز ستوده

فهرست مطالب بهروز ستوده در سایت پژواک ایران 

*با دستگیری وزندان، حرکت ملی و فرا گروهی ۱۴ نفرها سرکوب شدنی نیست [2019 Aug] 
*پیوستن ۱۴ زن شیردل ایرانی به جنبش ملی «نه به جمهوری اسلامی» خجسته باد [2019 Aug] 
*تجّلی یک حرکت ملی وفراگروهی در حمایت از بیانیه ۱۴ فعال مدنی،سیاسی وحقوق بشری داخل کشور ‏ [2019 Jul] 
* انقلابی که حس رهبرش به ایران "هیچ" بود، وطنش اسلام وهدفش کسب قدرت بود [2019 Feb] 
*اقای رضا پهلوی ! با طناب دیکتاتورپرورها وچاپلوس ها به چاه نروید [2019 Jan] 
*حسن روحانی درسازمان ملل چه دروغ هائی خواهد گفت وچه راست هائی را کتمان خواهد کرد؟ [2018 Sep] 
*به هوش باشید! سپاه، بسیج، قوه قضائیه و شورای نگهبان و... برای تقلب بسیج شده‌اند [2017 May] 
*حماس مرزهای اسرائیل را به رسمیت شناخت، ولایت فقیه همچنان به دنبال نابودی این کشور است [2017 May] 
*روسیه و جمهوری اسلامی شریک جنایت های بشاراسد در سوریه [2017 Apr] 
*درمراسم ۲۲ بهمن شرکت نکنید، به خامنه ای وحکومت فقیه مشروعیت ندهید [2017 Feb] 
*مرقد«امام راحل» است یا محل دفن «ساکت فتنه»  [2017 Jan] 
*بازیگرسینما از «کرامات» سردارسلیمانی میگوید! [2016 Oct] 
*آیا جمهوری اسلامی کمتراز حکومت ارتیره علیه بشریت مرتکب جنایت شده است!؟ [2016 Jun] 
*به یاد تراب حق شناس، نقدی برنوشته آقای تقی رحمانی. [2016 Feb] 
* رؤیای حضانت کعبه! جدال بی پایان ولایت فقیه شیعه با آل سعود وهابی [2016 Jan] 
*مرزهای ناشناخته مرگ و زندگی [2015 Sep] 
*باتوافق وین دل واپسان وجنگ طلبان آرام نخواهند گرفت [2015 Jul] 
*بند"ميم" وصيت‌نامه خمينی و جلوگيری از ورود زنان به ورزشگاه! [2015 Jun] 
*پزشکی که مجری حکم قصاص شود یک مُجرم وقابل تعقیب است . [2015 Mar] 
*نقل جمله «من شارلی هستم» در ایران مجازات دارد! [2015 Jan] 
*آیت الله اصلاح طلب : بهائی نه حق تحصیل دارد نه حقوق شهروندی!  [2014 Dec] 
*آمران بمعروف (اوباش اسیدپاش وچاقوکش) بسیجی اند و گوش بفرمان رهبر  [2014 Dec] 
*علم الهدی (امام جمعه مشهد) نگران جام زهر و مردن رهبر است ! [2014 Nov] 
*قصه یونس پیامبر واعدام محسن امیراصلانی ! [2014 Sep] 
*باریکه غزه نمایشگاه توحش هردو طرفِ جنگ [2014 Jul] 
*عراق درآستانه تجزیه و دور جدیدی ازجنگهای خونین مذهبی . [2014 Jun] 
*تعریف جُرم سیاسی درمجلس شوربای اسلامی ! [2014 May] 
*بهاره هدایت : «به زنده دفن شدن محکو م نشده ایم»  [2014 May] 
*شیرین کردن جام زهررهبر با اعدام و شکنجه وحمله به زندانیان سیاسی ! [2014 Apr] 
*عارف نبود قاتل بود! [2014 Mar] 
*حقوق بشر، چشم اسفندیارحکومت خودکامه خامنه ای .  [2014 Mar] 
*فرزانه مرادی، قربانی قانون قصاص و جامعه مردسالار [2014 Mar] 
*حقوق شهروندی پيش‌کِش، از حقوق و اختيارات خود دفاع کنيد آقای روحانی! [2014 Feb] 
* دیکتاتورها اصلاح نمی شوند ، سرنگون میشوند ، آقای حجاریان !  [2014 Feb] 
*سوریه ولبنان وعراق قربانی«داعش وماعش» [2014 Jan] 
*مدّاح ششلول‌بند و مهاجم «شکوفا» شده است!  [2014 Jan] 
*قوه قضائیه عامل فساد و بی عدالتی وناامنی درجامعه [2014 Jan] 
*ماهی حکومت اسلامی از سر و دُم گنديده است [2014 Jan] 
*جنجال‌آفرينی سه قوه جمهوری اسلامی برای اثبات يک دروغ!  [2013 Dec] 
* دیدارنمایندگان پارلمان اروپا با دو چهره نامدار و سوزش کیهان شّر. [2013 Dec] 
*نخودسیاهِ منشورحقوق شهروندی با چاشنی اعدام ! [2013 Dec] 
*گفتمان جدائی دين از دولت ضرورت امروز است [2013 Nov] 
*انفجار سفارت و نعل وارونه سفير خامنه‌ای در لبنان [2013 Nov] 
*زن ستیزی و شیعه سالاری در فرمان رهبربرای افزایش جمعیت  [2013 Nov] 
*«برادران قاچاقچی» درجه می‌گيرند، خرده‌پاها اعدام می‌شوند! [2013 Nov] 
*دادگاه بلخ است نه قوه قضائیه ! [2013 Oct] 
*چرا خامنه ای آقای توفیقی را از گردونه خارج ساخت؟  [2013 Oct] 
*همجنس‌گرايان ايران، بی‌دفاع‌ترين گروه اجتماعی [2013 Oct] 
*لگدپرانی کيهان شريعتمداری به جام زهر رهبر! [2013 Oct] 
*لنگه کفش و نیروهای خودسر(بخوانید نوچه های رهبر)  [2013 Oct] 
*روضه خوانی«قهرمانانه» آقای روحانی درسازمان ملل متحد . [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» همان جام زهر است [2013 Sep] 
*باند خامنه‌ای شريک جنايات در سوريه [2013 Sep] 
*خانم وآقای رجوی! به نشستن درلانه عقرب خاتمه دهید [2013 Sep] 
*اتحاد سکولار – دمکرات های جمهوریخواه درآینده ای نزدیک . [2013 Aug] 
*روح خمینی : «هرچه فریاد دارید سرتحریم ها بکشید» [2013 Aug] 
* «خود تنظیمی» نام جدید خودسانسوری دردولت اعتدال! [2013 Aug] 
*نقدی بر یک جانبه نگری در نامه زندانیان سیاسی به اوباما [2013 Aug] 
*در صد وهفت سالگی مشروطیت ، شیخ فضل الله نوری هنوز زنده است !  [2013 Aug] 
*رهبرنانجیب ، کمتر از «توبه» رضایت نمیدهد ! [2013 Jul] 
*زياد نخواهيد! عجله نکنيد! مبادا «اعتدال» به‌هم بخورد! [2013 Jul] 
*فرمان رهبر! مرگ تدریجی برای زندانیان سیاسی نافرمان ! [2013 Jul] 
*فرقه رجوی ، تونل اتمی دیگری را درایران کشف کرد !  [2013 Jul] 
*خامنه ای خودکامه از رویدادهای مصر درس بگیرد !  [2013 Jul] 
*اصلاح‌طلبانی که برای بازگشت به قدرت «معتدل» می‌شوند  [2013 Jun] 
*بدون هيچ دليلی - خاک تو سر جليلی! شعارهای اين روزهای مردم [2013 Jun] 
*تجّلی جنبش ملی ایرانیان در جشن پیروزی تیم ملی فوتبال .  [2013 Jun] 
*رأی به آقای روحانی ، رأی به تغییراست نه رأی به حکومت اسلامی [2013 Jun] 
*مقاله [2013 Jun] 
*کمدی مناظره "انتخاباتی" ! در سیمای جمهوری اسلامی ! [2013 Jun] 
*نقدی بر پیام آقای تاج زاده به مردم ایران بمناسبت رد صلاحیت رفسنجانی! [2013 May] 
*پایان دوران طلائی انتخاب بین بد و بدتر و اینک انتخاب بدتر! [2013 May] 
*رهبر، نشانی نوکر"اصلح" را اعلام کرد .  [2013 May] 
*هراس آقای خاتمی از صف آرائی مردم در مقابل جمهوری اسلامی . [2013 May] 
*«حق» مردم ایران ! ازانتخاب بین بد وبدتر تا انتخاب بهترین نوکربرای رهبر!  [2013 Feb] 
*خامنه ای کمتر از توبه و ذوب در ولایت قبول ندارد آقای عبدالله نوری [2013 Jan] 
*پیامی برای تجمع فرانکفورت‎ [2013 Jan] 
*سالگرد پنجاه سالگی کنفدراسیون ، تجربه ای دمکراتیک وموفق .  [2013 Jan] 
*دفاع از زندانيان سياسی - عقيدتی ، مهم ترين وظيفه اپوزيسيون خارج [2012 Dec] 
*جمهوری اسلامی ، آتش بیار جنگ در باریکه غزه . [2012 Nov] 
*سودای کسب قدرت در سایه جنگ وحمله نظامی به ایران  [2012 Oct] 
* کنفراس"غیرمتعهد ها" فرصتی تاریخی برای احیای خیزش سبز [2012 Aug] 
*سخن بگوئید شاه زاده ! [2012 Jul] 
*به احترام زرین تاج قزوینی ، نخستین منادی آزادی زن ایرانی . [2012 Mar] 
* جنبش گسترده تحریم"انتخابات"مقدمه ای است بر وفاق ملی ایرانیان .  [2012 Feb] 
*نامه سرگشاده ای به آقای پرویز ثابتی(مقام امنیتی ساواک)  [2012 Feb] 
* حزب توده ایران هنوز منتقدان را عامل [2012 Feb] 
*بحران سازی به امید باج گیری ، جنگ افروزی به امید خروج از بن بست [2011 Dec] 
*«شاه درون و حلقه منحوسه استبداد» ! [2011 Nov] 
*طرح «کنگره ملی» و فقدان اراده ملی [2011 Oct] 
*LC چيست؟  [2011 Oct] 
*سرنگونی قذافی ، وسوسه ی«دخالت محدود نظامی خارجی»! [2011 Aug] 
* مردم سوریه را دریابیم ، «سکوت شما ، ما را میکُشد»  [2011 Aug] 
*امروز مبارک در قفس آهنی و فردا خامنه ای ، اسد و قذافی و... [2011 Aug] 
*وداع با دروازه بان محبوب ایران ، فرصتی برای خیزشی دیگرعلیه دیکتاتور [2011 May] 
*فردا جوانان ایران زمین «حرام» بودن چهارشنبه سوری را به شما نشان خواهند داد ! [2011 Mar] 
*«ای رجال ایران ، زن مگر بشر نیست؟» [2011 Mar] 
*روز 25 بهمن ماه ، زنگ سرنگونی خامنه ای به صدا در خواهد آمد [2011 Feb] 
*ازمیدان آزادی تهران تا میدان آزادی قاهره ، در چهار پرده  [2011 Feb] 
*کسی هست که صدای رودابه های ایران را بشنود ؟! [2011 Jan] 
*ادامه اعدام ها: کسی نیست جلوی این وحشی ها را بگیرد؟  [2011 Jan] 
*بر محور دفاع از زندانیان سیاسی و قطع شکنجه و اعدام و سنگسار متحد شویم [2011 Jan] 
*این همه اعدام و خون ریزی برای چیست؟ [2011 Jan] 
*نقدی بر « نقش رسانه ها در اعدام شهلا جاهد»  [2010 Dec] 
*تکرار توّحش جمهوری اسلامی درسومالی ، دعوت به تماشای اعدام !  [2010 Nov] 
*آقای کروبی و بهانه «روز قدس»!  [2010 Aug] 
*نه حماس وحزب الله نماینده فلسطین ولبنان اند و نه آقای کدیورسخنگوی جنبش سبز [2010 Jul] 
*مجوّزسرنگونی حکومت فقیه خون ریز را از کجا باید گرفت ؟ [2010 Jun] 
*حلقه ی دار برگردن شیرین ! حلقه ی ُگل برگردن قاتل بختیار!  [2010 May] 
*«امام راحل و خرد جمعی» !؟ این را چگونه باورکنیم آقای موسوی؟!  [2010 Apr] 
*خیزش سبزملی در چهارشنبه سرخ باستانی [2010 Mar] 
*آخوند هرزه ای که ما را به تکرارکشتار 67 تهدید میکند! او را بهتربشناسید [2010 Mar] 
*آقای رفسنجانی ! 31 سال توطئه گری و خیانت به مردم ایران کافی نیست ؟ [2010 Feb] 
*پرده آخرکودتا: خواندن آیه های یأس و شکست در گوش مردم ! [2010 Feb] 
*لحظه ای است تاریخی، به مار زخمی ولایت فقیه فرصت ندهیم  [2010 Feb] 
*استراتژی کودتاچیان : خانه نشین کردن مخالفان در روز 22 بهمن [2010 Feb] 
*برای مهار جنبش ، رهبر به خواص روی آورده است [2010 Jan] 
*بهائی ، مرغ عزا وعروسی در توبره خونین شریعت مداران [2010 Jan] 
*طرح لبنانیزه کردن ایران در بیت کودتا کلید خورد  [2010 Jan] 
* ساطورخونین"محارب" آخرین تدبیرفاشیسم ولایت فقیه  [2010 Jan] 
*از شب یلدا گذشتیم به استقبال طلوع خورشید برویم  [2009 Dec] 
*عقل و وجدانتان کجاست آقایان؟ مردم را وارد بازی قاتلان نکنید [2009 Dec] 
*دنیاخروش دانشجویان ایران را شنید ، خامنه ای خبیث نشنید !  [2009 Dec] 
*موج سواران سبز اسلامی و مخالفت با شعار «جمهوری ايرانی» [2009 Oct] 
*فاشیسم جمهوری اسلامی توهّم است یا یک واقعیت ملموس؟ [2008 Feb]