همجنس‌گرايان ايران، بی‌دفاع‌ترين گروه اجتماعی
بهروز ستوده

چند روز پيش در کنار خبر تصويب و قانونی شدن ازدواج با فرزند خوانده توسط شورای نگهبان جمهوری اسلامی که براستی ياد آور و باز توليد اعمال شنيع و غير انسانی دوران برده داری کهن است ، خبر ديگری نيز در برخی از نشريات جمهوری اسلامی مبنی بر متلاشی شدن يک شبکه بزرگ "شيطان پرستی و همجنس بازی"  توسط  سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کرمانشاه ، درج گرديد که اين خبر برخلاف خبر اول ، بازتابی در مجامع و گروههای مدافع حقوق بشر در ايران و خارج از کشور پيدا نکرد! چرا که در جامعه ای کم و بيش سنتی  با حکومتی مذهبی و قوانين شرعی بر فراز آن  ، حتی سخن گفتن از مقوله ای بنام همجنس گرائی ميتواند جرم محسوب شود تا چه رسد به اينکه کسی بخواهد مدافع حقوق همجنس گرايان گردد و نسبت به ظلم و جنايتی که جمهوری اسلامی در حق اين گروه اجتماعی روا ميدارد اعتراض نموده و خود را در مظان طرفدار"همجنس بازی" قرار دهد! ابتدا بدنيست در اينجا خبر مربوط به سرکوب "شبکه شيطان پرستان و همجنس بازان" را از قول خبرگزاری مهر نقل نمايم : "يک باند همجنس بازی و شيطان پرستی متشکل از چند ده نفر به همراه چند تبعه خارجی از کشورهای عراق و بعضی از کشورهای منطقه پس از مراقبت و تحت نظر بودن چند ماهه توسط نيروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستگير و متلاشی شدند ، اين گروه که به بهانه برگزاری جشن تولد در يکی از تالارهای شهر به رقاصی و ... مشغول بودند، دستگير و به مراجع ذيربط تحويل داده شدند.در اين گروه مسائلی مثل ترويج نمادهای شيطان پرستی ، مورد ازدواج همجنسگرايان و ... انجام می شد و در حال انجام اقداماتی برای گسترش فعاليت های خود بودند .گفتنی است برخی جريانات خارجی با اعزام افرادی از گروه های شيطان پرستی و همجنس گرايی به کشور از مدتها پيش در صدد ترويج فساد در داخل کشور هستند."

قبل از هر چير ، توضيح اين نکته ضروری است که در ادبيات و فرهنگ جمهوری اسلامی ، واژه "همجنس باز" معادل واژه "همجنس گرا" بکار ميرود و علت بکار بردن واژه "همجنس باز" بجای واژه"همجنس گرا" توسط واژه سازان حکومت اسلامی چيزی نيست مگر زشتی و قبح "همجنس گرائی"را در اذهان تداعی نمودن ، چون همانطوريکه ميدانيد در زبان فارسی هرگاه پسوند "باز" به پاره ای از کلمات اضافه شود ، انجام کار و صفت زشتی را  به فاعل آن کار نسبت داده ميشود ! برای مثال: قمار باز ، حقه باز ، بچه باز ، زن باز و غيره که تمامی اين کلمات حامل بار منفی و عمل زشتی است . همچنين در خبر بالا دو  واژه همجنس گرائی و شيطان پرستی را در کنار يکديگر نهاده اند تا قرابت اين دو  مقوله را به يکديگر نشان دهند و بدين ترتيب راه را برای اثبات شيطان صفتی و سپس ايجاد کينه و تنفر از اين گروه اجتماعی در اذهان عمومی هموار سازند.

نگارنده  قصد ندارد که در اين نوشته به قضاوت و ارزش گذاری در مورد گروههای اجتماعی دگرباشان جنسی و جنسيتی که در حيطه تخصصی علوم پزشکی و روانشناسی و  ژنتيک است و پرداختن به آن در صلاحيت نگارنده نيست وارد شود ، ولی همين قدر ميداند که در کشورهای پيشرفته ، عليرغم  تبليغات وسيع کليسا و محافل مذهبی عليه اين گروه اجتماعی ، حقوق همجنس گرايان از طرف دولت ها برسميت شناخته شده است ، تحت حفاظت قانون قرار گرفته اند و از حقوق مساوی با ساير شهروندان کشور برخوردار شده اند . در بسياری از اين کشورها يک انسان همجنس گرا ميتواند با شريک زندگی خود به عنوان يک واحدخانوادگی در جامعه حضور داشته باشند و از کليه حقوق قانونی که يک واحد خانواده سنتی مرکب از زن و شوهر و بچه هابرخوردارند، بهره مند گردند ، در کشورهای پيشرفته اروپائی و امريکائی بسياری از همجس گريان دارای فرزند و يا فرزندانی هستند که مانند بچه های ديگر به مدرسه ميروند و  با بچه های ديگر بزرگ ميشوند و  وارد جامعه ای ميگردند بدون اينکه کسی به آنان توهين کند و يا تحقير نمايد . در سالهای اخير همجنس گرايان ايرانی ساکن کشورهای اروپائی و امريکائی نيز نهادها وتشّکل هائی برای دفاع از حقوق خود و حمايت از همجنسان خود در ايران بوجو آورده اند ، گرچه احمدی نژاد رئيس جمهور سابق حکومت اسلامی ، در يکی از سفرهايش به نيويورک در جواب خبرنگاری که از او در مورد وضعيت همجنس گرايان در ايران پرسيده بود گفت که : «مادر ايران همجنس باز نداريم ، در ايران چنين چيزی اصلا وجود خارجی نداره من نمی دونم چه کسی به شما اين حرف را بشما زده » ! و پُرواضح است که لازم نيست کسی چيزی در اين مورد به خبرنگار نگار خارجی گفته باشد ، فقط رجوع به تعداد اعدام ها و سنگسارها در ارتباط با جرائم جنسی در ايران ، خود بهترين گواه بر دروغگوئی احمدی نژاد و ساير سران جمهوری اسلامی است.

با اين مقدمه که به درازا کشيد منظور نگارنده از نوشتن اين مطلب ، هشدار به گروهها و نهاد مدافع حقوق بشر ايرانی است که وقتی پای دفاع از دگر باشان و همجنس گرايان ايران به ميان ميايد ، دست و پايشان ميلرزد و از ترس اينکه مبادا جمهوری اسلامی و بخش عقب مانده و سنتی جامعه ايران انگ "ضداخلاق" برپيشانی آنان بزنند ، در مقابل جناياتی که ولايت مداران اسلامی بر اين دسته از هموطنان ما روا ميدارند سکوت اختيار ميکنند و فراموش مينمايند که حقوق بشر ، حقوق گزينشی نيست که بتوان بر اجرای بخشی از آن تأکيد نهاد و بخش ديگری را به هر دليلی مسکوت گذارد و يا اينکه اجرای آنرا به آينده ای نامعلوم موکول نمود . مادام که يک گروه و نهاد اجتماعی ، خود را طرفدار اعلاميه جهانی حقوق بشر ميداند و خواهان رفع تبعض ها و ظلم ها و بی عدالتی ها و ستم هائی ميگردد که در جامعه وجود دارد ، فراموش کردن ظلمی که بر يک گروه اجتماعی وارد ميشود از طرف  مدعيان مدافع حقوق بشر توجيه پذير نيست و از آنجائی که همجنس گريان نيز يک گروه اجتماعی را تشکيل ميدهند که در ايران پيوسته در معرض آزار و اذيت اند ، وظيفه نهادها و گروههای حقوق بشر ی است که از حقوق شهروندی و انسانی آنان دفاع نمايند.

علت اينکه دستگاه امنيتی و قوه قضائيه آدمکش جمهوری اسلامی که معمولاً حاضر نيستند کوچکترين خبری در مورد دستگيری های فعالان سياسی و اجتماعی منتشر شود ، اجازه ميدهند خبر مربوط به دستگيری "شيطان پرستان و همجس بازان" در نشريات جمهوری اسلامی ، با آب و تاب منتشر گردد ، فقط به اين علت است که گردانندگان ماشين سرکوب  و تبليغ جمهوری اسلامی ، بخوبی ميدانند که اين دسته از گروههای اجتماعی ستمديده ، فاقد حمايت و پشتيبانی از جانب نهادهای و گروههای حقوق بشری ميباشند و چه بسا بسياری از مردم ناآگاه ايران، از سرکوب و مجازات گروههائی که با برچسب "شيطان پرست و همجنس باز" نام گذاری شده اند ، خوشحال و اقدام جمهوری اسلامی را در دستگيری و مجازات آنان مورد تأييد قرار دهند ! و فاجعه از همين جا آغاز ميشود که جامعه مدنی و کنشگران آن ، از ترس نزديک شدن به يک "تابو" ، چشمان خود را بر روی سرکوب و شکنجه يک گروه اجتماعی می بندد ، که متآسفانه جامعه مدنی ايران و کنشگران سياسی و اجتماعی اين کشور ، بعد از انقلاب ۵۷ و استقرار رژيم جمهوری اسلامی ، بهای سنگينی را بابت سکوت در قبال سرکوب و شکنجه و قتل گروههای اجتماعی غير خودی پرداخته اند .

پس از اعدام های پشت بام مدرسه علوی ، محل اقامت موقت خمينی ، حجت الاسلام خلخالی ساطور قصابی خود را برای برخی از گروههای اجتماعی تيز کرد و در  سکوت و يا رضايت ضمنی جامعه مدنی ايران به کشتار آن گروهها پرداخت ، برای نمونه در اينجا به اختصار به سه  مورد اشاره ميکنم:

۱ - تخريب قلعه "شهرنو" و اعدام های بی محاکمه و  خيابانی برخی از زنان بينوای تن فروش و سپس اعدام های فله ای و بدون محاکمه قاچاق چيان خرده پای مواد مخدر ،  هيچگونه مخالفتی  در جامعه مدنی و انقلاب زده ايران آن روزها  را برنيانگيخت ، و چه بسا برخی ازگروههای سياسی و روشنفکران انقلابی ايران آن زمان ، اعدام های خلخالی ديوانه را  در جهت پاک ساختن جامعه از مفاسد اجتماعی ، اقدامی مفيد ارزيابی ميکردند!

۲ –  تصفيه و اعدام پيروان آئين بهائی از فردای انقلاب ۵۷ توسط آخوندهای تازه به قدرت رسيده که کينه ای صد ساله از بهائيان ايران در دل داشتند آغاز شد ، عضويت در "فرقه ضاله بهائی" ، اتهامی بود که حکومت نوپای اسلامی با توسل به آن ، چند صد تن بهائيان ايران را پس شکنجه های وحشيانه اعدام نمود . شکنجه و اعدام بهائيان ايران در سالهای اوليه انقلاب ، اعتراض جامعه روشنفکری و سازمانها وگروههای سياسی آن زمان را در پی نداشت ، و چه بسا برخی از احزاب و گروههای سياسی در آن زمان ، با زدن برچسب "جاسوسی" به بهائيان ايران ، شکنجه و اعدام آنان را توسط حکومت اسلامی توجيه نمودند!

۳ – فقط چند هفته از پيروزی انقلاب ۵۷ و قدرت گيری گروههای اسلام گرا گذشته بود که حدود ۲۰ هزار تن از زنان روشنفکر و مستقل در تهران ،  با برپا کردن تظاهرات و راه پيمائی ، عليه حجاب اجباری و  وضع قوانين شرعی ضد زن ، به دولت موقت  و  جامعه روشنفکری  و  سازمانها و احزاب سياسی ايران هشدار دادند ، در آن زمان هيچکس صدای زنان هشيار و  مترقی ايران را نشنيد و  يا اگز شنيدند با عمده و غير عمده کردن خواسته های جامعه  ، طرح خواسته ی لغو حجاب و ديگر خواسته های برحق زنان ايران را  غير عمده ارزيابی نمودند و مطرح نمودن آن خواسته را به پس از بيرون راندن امپرياليست ها از ايران موکول نمودند!
اين سه نمونه را از آن جهت در اينجا ذکر کردم تا تأکيدی باشد بر اين حقيقت که دفاع از حقوق بشر  و حقوق شهروندی را نميتوان به اجزای مقبول و  غير مقبول تجزيه نمود و  فقط مدافع اجزای مقبول شد ، وقتی در نخستين ماده اعلاميه جهانی حقوق بشر ميخوانيم که : " تمام افراد بشر آزاد متولد می شوند و از لحاظ حيثيت و کرامت و حقوق با هم برابرند." ديگر برای هيچکس بهانه ای باقی نمی ماند که در دفاع حقوق بشر  ، يک يا چند گروه اجتماعی را نميتوان حذف نمود و يا يک گروه را بر گروهی ديگر رجحان نهاد  !  بی ترديد نصفيه و حذف يک گروه اجتماعی مقدمه ای خواهد بود بر تصفيه وحذف ساير گروههای اجتماعی ، کما اينکه اعدام های پشت بام مدرسه علوی ، کشتار بهائيان و اعدام های خيايانی زنان تن فروش بينوا  و  قاچاق چيان خرده پا  در اوايل انقلاب ، همانا  اعدام ها و کشتارهای دگرانديشان و هوادران احزاب و گروههای سياسی  در دهه ۱۳۶۰  را بدنبال آورد . و بی ترديد اگر در  آستانه انقلاب ۵۷ ، جامعه مدنی نيرومند و احزاب و گروههای سياسی دورانديش و با خردی در ايران وجود ميداشت که در  مقابل نقض حقوق بشر  و يکه تازی های خمينی و  دارودسته های تازه بقدرت رسيده  می ايستادند ، حتماً سرنوشت و آينده  ايران و ايرانيان به گونه ديگری رقم ميخورد ،  همانطوريکه خمينی  در اوايل انقلاب ، در مقابل حرکت و اعتراض  چندهزار زن ايرانی به حجاب اجباری ،  عقب نشينی کرد و  در  يک سخنرانی اعلام  کرد که : "در نظام اسلامی حجاب اجباری نيست" ولی از آنجائی که مبارزه زنان ، از جانب جامعه روشنفکری ايران و احزاب  و گروههای سياسی و از همه مهمتر مردان روشنفکر ايرانی در آن زمان ، مورد حمايت قرار نگرفت و پيگيری نشد ، خمينی پس از چندی وعده خود را فراموش کرد و  حجاب را برای زنان ايران اجباری نمود و ازاذل و اوباش خود با شعار "يا روسری يا تو سری" به خيابانها گسيل داشت تا فرمان جديد "امام امت" را به بانوان ايرانی اعلام نمايند!

سخن آخر – دفاع از حقوق بشر را نميتوان به دفاع از گروه خودی تقليل داد و  نقض حقوق گروهها ديگر  را به ديده اغماض نگريست ، تابوهای جامعه سنتی و  بشدت زير بمباران تبليغاتی حکومت اسلامی ، نبايد مدافعان حقوق بشر را  در دفاع از گروههای اجتماعی مطرود جامعه ، دچار  ترس و  ترديد سازد ،  دفاع از حقوق انسانی گروهها اجتماعی گوناگون ، بمنزله موافقت با عقايد و افکار  و  تمايلات آنان نيست . موجوديت دگرباشان و  همجنس گرايان را بايد به عنوان يک گروه اجتماعی پذيرفت ، فقط شخص کودنی مانند احمدی نژاد ميتواند ادعا کند که : "ما در ايران همجنس باز نداريم" ، موجوديت اين گروه اجتماعی ، به اروپا و امريکا منحصر نميگردد ،  در همه دنيا  وجود دارند با اين تفاوت که در فرهنگ های بسته و حکومت های قرون وسطائی مانند جمهوری اسلامی و عربستان سعودی و  سودان و غيره از ترس شکنجه و اعدام ، تمايلات خود را پنهان ميکنند.

منبع:پژواک ایران


بهروز ستوده

فهرست مطالب بهروز ستوده در سایت پژواک ایران 

*پیوستن ۱۴ زن شیردل ایرانی به جنبش ملی «نه به جمهوری اسلامی» خجسته باد [2019 Aug] 
*تجّلی یک حرکت ملی وفراگروهی در حمایت از بیانیه ۱۴ فعال مدنی،سیاسی وحقوق بشری داخل کشور ‏ [2019 Jul] 
* انقلابی که حس رهبرش به ایران "هیچ" بود، وطنش اسلام وهدفش کسب قدرت بود [2019 Feb] 
*اقای رضا پهلوی ! با طناب دیکتاتورپرورها وچاپلوس ها به چاه نروید [2019 Jan] 
*حسن روحانی درسازمان ملل چه دروغ هائی خواهد گفت وچه راست هائی را کتمان خواهد کرد؟ [2018 Sep] 
*به هوش باشید! سپاه، بسیج، قوه قضائیه و شورای نگهبان و... برای تقلب بسیج شده‌اند [2017 May] 
*حماس مرزهای اسرائیل را به رسمیت شناخت، ولایت فقیه همچنان به دنبال نابودی این کشور است [2017 May] 
*روسیه و جمهوری اسلامی شریک جنایت های بشاراسد در سوریه [2017 Apr] 
*درمراسم ۲۲ بهمن شرکت نکنید، به خامنه ای وحکومت فقیه مشروعیت ندهید [2017 Feb] 
*مرقد«امام راحل» است یا محل دفن «ساکت فتنه»  [2017 Jan] 
*بازیگرسینما از «کرامات» سردارسلیمانی میگوید! [2016 Oct] 
*آیا جمهوری اسلامی کمتراز حکومت ارتیره علیه بشریت مرتکب جنایت شده است!؟ [2016 Jun] 
*به یاد تراب حق شناس، نقدی برنوشته آقای تقی رحمانی. [2016 Feb] 
* رؤیای حضانت کعبه! جدال بی پایان ولایت فقیه شیعه با آل سعود وهابی [2016 Jan] 
*مرزهای ناشناخته مرگ و زندگی [2015 Sep] 
*باتوافق وین دل واپسان وجنگ طلبان آرام نخواهند گرفت [2015 Jul] 
*بند"ميم" وصيت‌نامه خمينی و جلوگيری از ورود زنان به ورزشگاه! [2015 Jun] 
*پزشکی که مجری حکم قصاص شود یک مُجرم وقابل تعقیب است . [2015 Mar] 
*نقل جمله «من شارلی هستم» در ایران مجازات دارد! [2015 Jan] 
*آیت الله اصلاح طلب : بهائی نه حق تحصیل دارد نه حقوق شهروندی!  [2014 Dec] 
*آمران بمعروف (اوباش اسیدپاش وچاقوکش) بسیجی اند و گوش بفرمان رهبر  [2014 Dec] 
*علم الهدی (امام جمعه مشهد) نگران جام زهر و مردن رهبر است ! [2014 Nov] 
*قصه یونس پیامبر واعدام محسن امیراصلانی ! [2014 Sep] 
*باریکه غزه نمایشگاه توحش هردو طرفِ جنگ [2014 Jul] 
*عراق درآستانه تجزیه و دور جدیدی ازجنگهای خونین مذهبی . [2014 Jun] 
*تعریف جُرم سیاسی درمجلس شوربای اسلامی ! [2014 May] 
*بهاره هدایت : «به زنده دفن شدن محکو م نشده ایم»  [2014 May] 
*شیرین کردن جام زهررهبر با اعدام و شکنجه وحمله به زندانیان سیاسی ! [2014 Apr] 
*عارف نبود قاتل بود! [2014 Mar] 
*حقوق بشر، چشم اسفندیارحکومت خودکامه خامنه ای .  [2014 Mar] 
*فرزانه مرادی، قربانی قانون قصاص و جامعه مردسالار [2014 Mar] 
*حقوق شهروندی پيش‌کِش، از حقوق و اختيارات خود دفاع کنيد آقای روحانی! [2014 Feb] 
* دیکتاتورها اصلاح نمی شوند ، سرنگون میشوند ، آقای حجاریان !  [2014 Feb] 
*سوریه ولبنان وعراق قربانی«داعش وماعش» [2014 Jan] 
*مدّاح ششلول‌بند و مهاجم «شکوفا» شده است!  [2014 Jan] 
*قوه قضائیه عامل فساد و بی عدالتی وناامنی درجامعه [2014 Jan] 
*ماهی حکومت اسلامی از سر و دُم گنديده است [2014 Jan] 
*جنجال‌آفرينی سه قوه جمهوری اسلامی برای اثبات يک دروغ!  [2013 Dec] 
* دیدارنمایندگان پارلمان اروپا با دو چهره نامدار و سوزش کیهان شّر. [2013 Dec] 
*نخودسیاهِ منشورحقوق شهروندی با چاشنی اعدام ! [2013 Dec] 
*گفتمان جدائی دين از دولت ضرورت امروز است [2013 Nov] 
*انفجار سفارت و نعل وارونه سفير خامنه‌ای در لبنان [2013 Nov] 
*زن ستیزی و شیعه سالاری در فرمان رهبربرای افزایش جمعیت  [2013 Nov] 
*«برادران قاچاقچی» درجه می‌گيرند، خرده‌پاها اعدام می‌شوند! [2013 Nov] 
*دادگاه بلخ است نه قوه قضائیه ! [2013 Oct] 
*چرا خامنه ای آقای توفیقی را از گردونه خارج ساخت؟  [2013 Oct] 
*همجنس‌گرايان ايران، بی‌دفاع‌ترين گروه اجتماعی [2013 Oct] 
*لگدپرانی کيهان شريعتمداری به جام زهر رهبر! [2013 Oct] 
*لنگه کفش و نیروهای خودسر(بخوانید نوچه های رهبر)  [2013 Oct] 
*روضه خوانی«قهرمانانه» آقای روحانی درسازمان ملل متحد . [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» همان جام زهر است [2013 Sep] 
*باند خامنه‌ای شريک جنايات در سوريه [2013 Sep] 
*خانم وآقای رجوی! به نشستن درلانه عقرب خاتمه دهید [2013 Sep] 
*اتحاد سکولار – دمکرات های جمهوریخواه درآینده ای نزدیک . [2013 Aug] 
*روح خمینی : «هرچه فریاد دارید سرتحریم ها بکشید» [2013 Aug] 
* «خود تنظیمی» نام جدید خودسانسوری دردولت اعتدال! [2013 Aug] 
*نقدی بر یک جانبه نگری در نامه زندانیان سیاسی به اوباما [2013 Aug] 
*در صد وهفت سالگی مشروطیت ، شیخ فضل الله نوری هنوز زنده است !  [2013 Aug] 
*رهبرنانجیب ، کمتر از «توبه» رضایت نمیدهد ! [2013 Jul] 
*زياد نخواهيد! عجله نکنيد! مبادا «اعتدال» به‌هم بخورد! [2013 Jul] 
*فرمان رهبر! مرگ تدریجی برای زندانیان سیاسی نافرمان ! [2013 Jul] 
*فرقه رجوی ، تونل اتمی دیگری را درایران کشف کرد !  [2013 Jul] 
*خامنه ای خودکامه از رویدادهای مصر درس بگیرد !  [2013 Jul] 
*اصلاح‌طلبانی که برای بازگشت به قدرت «معتدل» می‌شوند  [2013 Jun] 
*بدون هيچ دليلی - خاک تو سر جليلی! شعارهای اين روزهای مردم [2013 Jun] 
*تجّلی جنبش ملی ایرانیان در جشن پیروزی تیم ملی فوتبال .  [2013 Jun] 
*رأی به آقای روحانی ، رأی به تغییراست نه رأی به حکومت اسلامی [2013 Jun] 
*مقاله [2013 Jun] 
*کمدی مناظره "انتخاباتی" ! در سیمای جمهوری اسلامی ! [2013 Jun] 
*نقدی بر پیام آقای تاج زاده به مردم ایران بمناسبت رد صلاحیت رفسنجانی! [2013 May] 
*پایان دوران طلائی انتخاب بین بد و بدتر و اینک انتخاب بدتر! [2013 May] 
*رهبر، نشانی نوکر"اصلح" را اعلام کرد .  [2013 May] 
*هراس آقای خاتمی از صف آرائی مردم در مقابل جمهوری اسلامی . [2013 May] 
*«حق» مردم ایران ! ازانتخاب بین بد وبدتر تا انتخاب بهترین نوکربرای رهبر!  [2013 Feb] 
*خامنه ای کمتر از توبه و ذوب در ولایت قبول ندارد آقای عبدالله نوری [2013 Jan] 
*پیامی برای تجمع فرانکفورت‎ [2013 Jan] 
*سالگرد پنجاه سالگی کنفدراسیون ، تجربه ای دمکراتیک وموفق .  [2013 Jan] 
*دفاع از زندانيان سياسی - عقيدتی ، مهم ترين وظيفه اپوزيسيون خارج [2012 Dec] 
*جمهوری اسلامی ، آتش بیار جنگ در باریکه غزه . [2012 Nov] 
*سودای کسب قدرت در سایه جنگ وحمله نظامی به ایران  [2012 Oct] 
* کنفراس"غیرمتعهد ها" فرصتی تاریخی برای احیای خیزش سبز [2012 Aug] 
*سخن بگوئید شاه زاده ! [2012 Jul] 
*به احترام زرین تاج قزوینی ، نخستین منادی آزادی زن ایرانی . [2012 Mar] 
* جنبش گسترده تحریم"انتخابات"مقدمه ای است بر وفاق ملی ایرانیان .  [2012 Feb] 
*نامه سرگشاده ای به آقای پرویز ثابتی(مقام امنیتی ساواک)  [2012 Feb] 
* حزب توده ایران هنوز منتقدان را عامل [2012 Feb] 
*بحران سازی به امید باج گیری ، جنگ افروزی به امید خروج از بن بست [2011 Dec] 
*«شاه درون و حلقه منحوسه استبداد» ! [2011 Nov] 
*طرح «کنگره ملی» و فقدان اراده ملی [2011 Oct] 
*LC چيست؟  [2011 Oct] 
*سرنگونی قذافی ، وسوسه ی«دخالت محدود نظامی خارجی»! [2011 Aug] 
* مردم سوریه را دریابیم ، «سکوت شما ، ما را میکُشد»  [2011 Aug] 
*امروز مبارک در قفس آهنی و فردا خامنه ای ، اسد و قذافی و... [2011 Aug] 
*وداع با دروازه بان محبوب ایران ، فرصتی برای خیزشی دیگرعلیه دیکتاتور [2011 May] 
*فردا جوانان ایران زمین «حرام» بودن چهارشنبه سوری را به شما نشان خواهند داد ! [2011 Mar] 
*«ای رجال ایران ، زن مگر بشر نیست؟» [2011 Mar] 
*روز 25 بهمن ماه ، زنگ سرنگونی خامنه ای به صدا در خواهد آمد [2011 Feb] 
*ازمیدان آزادی تهران تا میدان آزادی قاهره ، در چهار پرده  [2011 Feb] 
*کسی هست که صدای رودابه های ایران را بشنود ؟! [2011 Jan] 
*ادامه اعدام ها: کسی نیست جلوی این وحشی ها را بگیرد؟  [2011 Jan] 
*بر محور دفاع از زندانیان سیاسی و قطع شکنجه و اعدام و سنگسار متحد شویم [2011 Jan] 
*این همه اعدام و خون ریزی برای چیست؟ [2011 Jan] 
*نقدی بر « نقش رسانه ها در اعدام شهلا جاهد»  [2010 Dec] 
*تکرار توّحش جمهوری اسلامی درسومالی ، دعوت به تماشای اعدام !  [2010 Nov] 
*آقای کروبی و بهانه «روز قدس»!  [2010 Aug] 
*نه حماس وحزب الله نماینده فلسطین ولبنان اند و نه آقای کدیورسخنگوی جنبش سبز [2010 Jul] 
*مجوّزسرنگونی حکومت فقیه خون ریز را از کجا باید گرفت ؟ [2010 Jun] 
*حلقه ی دار برگردن شیرین ! حلقه ی ُگل برگردن قاتل بختیار!  [2010 May] 
*«امام راحل و خرد جمعی» !؟ این را چگونه باورکنیم آقای موسوی؟!  [2010 Apr] 
*خیزش سبزملی در چهارشنبه سرخ باستانی [2010 Mar] 
*آخوند هرزه ای که ما را به تکرارکشتار 67 تهدید میکند! او را بهتربشناسید [2010 Mar] 
*آقای رفسنجانی ! 31 سال توطئه گری و خیانت به مردم ایران کافی نیست ؟ [2010 Feb] 
*پرده آخرکودتا: خواندن آیه های یأس و شکست در گوش مردم ! [2010 Feb] 
*لحظه ای است تاریخی، به مار زخمی ولایت فقیه فرصت ندهیم  [2010 Feb] 
*استراتژی کودتاچیان : خانه نشین کردن مخالفان در روز 22 بهمن [2010 Feb] 
*برای مهار جنبش ، رهبر به خواص روی آورده است [2010 Jan] 
*بهائی ، مرغ عزا وعروسی در توبره خونین شریعت مداران [2010 Jan] 
*طرح لبنانیزه کردن ایران در بیت کودتا کلید خورد  [2010 Jan] 
* ساطورخونین"محارب" آخرین تدبیرفاشیسم ولایت فقیه  [2010 Jan] 
*از شب یلدا گذشتیم به استقبال طلوع خورشید برویم  [2009 Dec] 
*عقل و وجدانتان کجاست آقایان؟ مردم را وارد بازی قاتلان نکنید [2009 Dec] 
*دنیاخروش دانشجویان ایران را شنید ، خامنه ای خبیث نشنید !  [2009 Dec] 
*موج سواران سبز اسلامی و مخالفت با شعار «جمهوری ايرانی» [2009 Oct] 
*فاشیسم جمهوری اسلامی توهّم است یا یک واقعیت ملموس؟ [2008 Feb]