دادگاه بلخ است نه قوه قضائیه !
بهروز ستوده

 

کشتار مرزبانان بیگناه ایرانی بدست تروریست های اجیر شده توسط قدرتهای خارجی و نیز انتقام گیری کور و جنایتکارانه قوه قضائیه جمهوری اسلامی ، هر دو اقدام شرورانه ، دو روی یک سکه جنایت اند که عاملان جنایت علیرغم خاستگاه متفاوت شان ، اهداف مشترکی را دنبال میکنند که ایجاد رعب و وحشت در مردم و تشدید فضای سرکوب و خفقان و زمینه سازی برای جنایات بعدی از آن جمله این اهداف است ، کما اینکه در سایه چنین فضائی بود که قوه قضائیه جمهوری اسلامی دو جوان کُرد ایرانی را اعدام کرد و اکنون مشغول فراهم کردن مقدمات اعدام دو تن دیگر است . بنابراین "جیش العدل" که از آنسوی مرزهای ایران ، تروریست و آدمکش به ایران گسیل میدارد و قوه قضائیه جمهوری اسلامی تحت فرمان مستقیم رهبر ، هردو طرف برای ایجاد فضای آدمکشی ، بیکدیگر نیازمندند و نقاب اختلاف تشیع وتسنن نمیتواند چهره کثیف و ضدبشری آنان را بپوشاند و بربریت شان را توجیه نماید ، که هردو تبهکار و ضد بشر و ضد تمدن و آزادی انسان اند   .

انتقامجوئی و اعدام 16 تن از هموطنان بلوچ که هیچگونه دخالتی در حمله"جیش العدل"نداشتند ، توسط قوه قضائیه جمهوری اسلامی ، بازتاب گسترده ای در مجامع و شخصیت ها ی مدافع حقوق بشر در سرتاسر جهان داشت ، اما چیزی که در این میان تأمل برانگیز و آزار دهنده است ، فحوای کلام و مضمون برخی از این اعتراض ها است که گوئی صادرکنندگان این شکوائیه ها تازه متوجه شده اند که رژیم جمهوری اسلامی و قوه قضائیه اش  برخلاف موازین قانونی ، اقدام به انتقام گیری نموده است ! و گوئی که این حضرات نمیخواهند بدانند که این رژیم و قوه قضائیه اش ، اصولاً 35 سال است که اساس سیستم قضاوت خویش را برپایه انتقام گیری کور نهاده اند و کاری که محمد مرزیه دادستان انقلاب و عمومی زاهدان انجام داده است ، پدیده جدید و نوظهوری در سیستم قضائی جمهوری اسلامی محسوب نمیشود ، چونکه با هزار دلیل میتوان ثابت کرد که بنیان قوه قضائیه حکومت اسلامی از ابتدا بر اساس ایجاد رعب و وحشت در جامعه و انتقام گیری کور از شهروندان و دگراندیشان ایرانی نهاده شده است .

تمام اعدام ها ، شکنجه ها و زندان ها را از ابتدای تأسیس جمهوری اسلامی تا به امروز مرور کنید ، از اعدامهای پشت بام مدرسه علوی که در طبقه زیرین آن "امام راحل" اقامت داشته است تا آخرین اش که اعدام دو جوان هموطن کُرد ، حبیب الله گلپری و رضا اسماعیلی ، که چند روز پیش اعدام شدند ، کدام دادگاه عادلانه ای احکام اعدام ها را صادر کرده اند و پرونده متهمین چه مسیر قانونی را گذرانده است ؟ حتی اگرمعیار جرم شناسی و تعیین مجرم را قوانین جزائی قرون وسطائی جمهوری اسلامی قرار دهیم ، آیا دهها هزار نفری که از فردای انقلاب 57 تا به امروز درایران اعدام شده اند ، کسی را کشته ومرتکب قتل شده بوده اند که بقول خود میبایستی "قصاص"میشدند ؟! مگرنه اینکه بموجب قانون اساسی جمهوری اسلامی ، حضور هیأت منصفه و وکیل ، در دادگاههای مربوط به جرائم مطبوعاتی و سیاسی پیش بینی شده است ، در طول 35سالی که از حیات ننگین جمهوری اسلامی میگذرد ، آیا کسی بیاد دارد که  هیأت منصفه و وکلای مدافع متهمان در دادگاههای حکومت اسلامی حضور پیدا کرده باشند ؟! بد نیست بدانید که درمورد پرونده خانم نسرین ستوده  که چند تن از همکاران ایشان برای دفاع ازهمکار خود اعلام آمادگی کرده بودند ، این وکلا توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دستگیر و به زندانهای طویل المدت محکوم شدند ، و جالب این است که خود متهم یعنی خانم نسرین ستوده ، اخیراً بخاطر فشارهای بین المللی و مبارزه نهادها و شخصیت های جهانی مدافع حقوق بشر آزاد شده است ، ولی وکلای مدافعی که قرار بوده است از ایشان دفاع کنند و البته هرگز چنین فرصتی به آنان داده نشده است ، با حکم های سنگین هنوز در زندان بسر میبرند !  آیا این نمونه و هزاران مورد دیگر، مصداق انتقام گیری دستگاه قضائی جمهوری اسلامی از شهروندان ایرانی نیست؟!

میزان عدالت پروری جوامع بشری و حکومت ها را با قوانین موضوعه و عملکرد دادگاهها و نهادهای قضائی کشورها سنجیده میشود که جمهوری اسلامی هم بلحاظ قوانین عهد حجری اش و هم بلحاظ عملکرد دادگاهها و نهادهای قضائی اش در طول 35 سال گذشته ، سیاه ترین چهره را از خود به جهان ارائه داده است ، اینکه در آمار و ارقامی که پاره از نهادهای حقوق بشری جهانی از میزان اعدام در کشورهای مختلف جهان ارائه میدهند ، نام ایران بعد از چین قرار داده میشود نادرست و تحریف واقعیت است ، درست است که چین از نظر تعداد اعدام شدگان سالانه در آن کشور ، در صدر جدول قرار دارد ولی باید توجه داشت که چین یک ملیارد و چهارصد ملیون جمعیت دارد و ایران هفتاد و پنج ملیون نفر ، پس با احتساب جمعیت 75 ملیونی ایران و به همّت حکومت خونریز ولایت فقیه و رهبری داهیانه خمینی و خامنه ای  ، ایران دراین مورد نیز مثل بیکاری و تورم وگرانی و قاچاق مواد مخدر و اعتیاد و فساد و فحشا و خودکشی و فرار مغزها و حمایت از گروههای تروریستی و آلودگی محیط زیست و تلفات ناشی از تصادفات رانندگی و اعدام کودکان زیر 18 سال و غیره و غیره  در صدر جدول قرار دارد ! درهمه اینها که شمرده شده و بسیاری دیگر، حکومت فاسد و خودکامه خامنه ای ، ایران را در سطح جهانی صاحب رکورد کرده است ، حال باید دید بر کشوری با این همه مصیبتی که حکومتگران فاسد و نالایق بر سرش آورده اند ، دستگاه قضائی اش چطور عدالت گستری میکند و چگونه برای شهروندان ایران آسایش و آرامش تأمین مینماید؟!

از نهادی عدالت ستیز ، غیر مستقل و قانون شکن که یک مشت آدمکش روانی با نام قاضی و دادستان انقلاب و به فرمان خمینی و خامنه ای برآن نشسته اند شایسته نیست که به عنوان دستگاه قضائی و یا قوه قضائیه یاد شود ، چرا که قوه قضائیه و دستگاه قضائی کشور ، حتی در عقب مانده ترین کشورهای جهان سوم ، مستقل از قوای دیگر عمل میکنند ، فقط در جمهوری اسلامی است که این قوه نیز مانند سایر قوا تحت کنترل رهبراست و از خود هیچگونه استقلالی ندارد ! قوه قضائیه که در تمام کشورها بموجب قانون اساسی کشورها  میبایستی غیر سیاسی عمل نماید و در مناقشات سیاسی کشور بیطرف باشد ، این قوه در جمهوری اسلامی  بخشی از سیاست بیت رهبری و در جهت سیاست های خامنه ای عمل مینماید . قوه قضائیه در تمام کشورهای دنیا ، مرجع دادخواهی شهروندان آن کشورهااست ، ولی این قوه در جمهوری اسلامی ، ابزاری است در دست رهبر و دارودسته های پیرامون او برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه و پایمال نمودن ابتدائی ترین حقوق فردی و اجتماعی شهروندان ایرانی ، در یک کلام آنچه درایران موسوم به قوه قضائیه و دستگاه قضائی جمهوری اسلامی است ، بهتر است که "دادگاه بلخ" نامیده شود چونکه در این دستگاه ، نه تنها هیچگونه نشانی از عدالت جوئی و دادرسی عادلانه دیده نمیشود ، بلکه هرحکمی که از این دستگاه صادر میشود ، پایه اش برحق کشی وتبعیض و حمایت ازغارتگران و صاحبان قدرت است . و برای چنین دستگاه جبار و خونریزی که جای شاکی و مشتکی  و ظالم و مظلوم را عوض میکند و حق را به ظالم  و ستمکار میدهد فقط نام"دادگاه بلخ" زیبنده است .

و اما بی عدالتی های جمهوری اسلامی که خاطره "دادگاه بلخ" را در اذهان زنده میکند و حق کشی های آن دادگاه در زبان و ادبیات ایران فارسی هنوز پس از 800 سال زبانزد مردم است ، چگونه دادگاهی بوده است ؟ گناه کردن آهنگری در بلخ و گردن زدن مسگر بینوائی در شوشتر ، که در زبان و ادبیات فارسی سمبلی از بی عدالتی و حق کشی است ، آئینه تمام نمائی از قوه قضائیه جمهوری اسلامی است که امروزه وظیفه اصلی خود را ایجاد رعب و وحشت در جامعه  و پاسداری از حریم بیت رهبری و دزدان پیرامون او قرار داده است نه دفاع از کسانی که حق و حقوق شان ضایع گردیده است و درجستجوی قانون و مرجعی هستند برای پناه بردن به آن و استیفای حقوق خود . 

داستان "دادگاه بلخ"  به دوران حملات و ایلغارهای مغول به شهرها و آبادی های فلات ایران در سده چهارم و پنجم هجری بازمیگردد که وقتی قبایل خونخوارمغول ، ازکشتارها و قتل عام ها در بلخ  و سایر شهرها بزرگ ایران فارغ شدند ، کار قضاوت و رتق و فتق دعاوی و دادخواهی را  به  ملاها و دلالان  دین سپردند . در میان قضات فاسد عصر حکمرانی مغول ، قاضی القضات شهر بلخ که درتاریخ از او با نام "ابوعبدالله احمد حنفی" یاد شده است ، در صدور احکام ناعادلانه  از همه مشهور تر بوده است ، بهمین خاطر از آن پس در فرهنگ و ادبیات مردم ایران هرحکم ناعادلانه ای با حکم دادگاه بلخ  مقایسه میشود ، زنده یاد احمد شاملو شاعر بلند پایه و آزاده ، به نقل از استاد بهمنیار در کتاب کوچه ، یکی از قضاوت های دادگاه بلخ را این چنین تعریف میکند : 

« مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره فریاد می زند و خدا و رسول را شفیع می آورد که :  ای خلایق! من زنده و سالم هستم ، چگونه می خواهید زنده ای را به خاک بسپارید ؟  گاه فریاد می زد و گاه اشک ریزان التماس می کرد ، اما ملائی چند که از پی ، تابوت کشان می رفتند بی توجه به عجز ولابه او ، رو به مردم می گفتند : ملعون دروغ می‌گوید ، مُرده است ! مسافر حیرت زده حال و حکایت را پرسید ، گفتند: این مرد فاسق و فاجری است بسیار ثروتمند و بدون وارث . چندی پیش که به سفر رفته بود ، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بزرگ شهادت دادند که  مرده است و قاضی نیز به مرگ او حکم کرد . یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و اموالش را تصاحب کرد .اکنون ملعون بازگشته ادعای حیات می کند . حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر شهادت چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نیست ، این است که به حکم قاضی به گورستانش می‌برند ، چرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست ! »

اگرایرانیان پس هشتصد سال هنوزاز قاضیان فاسد شهر بلخ به زشتی و با تمسخر یاد میکنند و تاریخ نام آنان را در صفحات خود ثبت کرده است ، بدون شک نام قاضیان آدمکش جمهوری اسلامی نیز که طی 35 سال گذشته ، جنایاتی بمراتب فجیع تراز جنایات قاضییان شهر بلخ دراین سرزمین مرتکب شده اند از خاطره ایرانیان زدوده نخواهد شد و در فردای آزادی ایران ، دولت ملی و برآمده از اراده و آرای مردم ایران ، آنان به پای میز محاکمه عادلانه با حضور هیأت منصفه و وکیل مدافع خواهد کشاند تا کیفر جنایات خود را دریافت کنند .

نتیجه وحرف آخر- اینکه تصّور شود محمد مرزیه ، دادستان عمومی و انقلاب زاهدان بدون کسب اجازه از صادق لاریجانی ، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی ، خودسرانه اقدام به اعدام و انتقام گیری از 16 نفر از زندانیانی که هیچگونه ارتباطی با حمله جنایتکارانه "جیش العدل" نداشته اند نموده است تصّورنادرستی است ، همچنین  تصّور اینکه گماشته رهبر در قوه قضائیه ، بدون اطلاع و صوابدید از رهبر و ولی فقیه ، فرمان انتقام گیری از زندانیان بلوچ را صادر کرده باشد بعید بنظر میرسد و تا زمانی که رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی ، برگزیده و منتخب رهبر باشد و این قوه فاقد استقلال و زائده ای از بیت رهبری و مجری سیاست های آن ، بنابراین هر بی عدالتی و هر حکم جابرانه ای که دادگاههای جمهوری اسلامی صادر کنند و هر انتقامجوئی که از جانب مأموران قوه قضائیه صورت پذیرد ،  مسئولیت اش برعهده شخص خامنه ای است و اوست که باید در مقابل مردم ایران پاسخگو باشد .  

8 آبان ماه 1392

30 اکتبر 2013

منبع:پژواک ایران


بهروز ستوده

فهرست مطالب بهروز ستوده در سایت پژواک ایران 

* انقلابی که حس رهبرش به ایران "هیچ" بود، وطنش اسلام وهدفش کسب قدرت بود [2019 Feb] 
*اقای رضا پهلوی ! با طناب دیکتاتورپرورها وچاپلوس ها به چاه نروید [2019 Jan] 
*حسن روحانی درسازمان ملل چه دروغ هائی خواهد گفت وچه راست هائی را کتمان خواهد کرد؟ [2018 Sep] 
*به هوش باشید! سپاه، بسیج، قوه قضائیه و شورای نگهبان و... برای تقلب بسیج شده‌اند [2017 May] 
*حماس مرزهای اسرائیل را به رسمیت شناخت، ولایت فقیه همچنان به دنبال نابودی این کشور است [2017 May] 
*روسیه و جمهوری اسلامی شریک جنایت های بشاراسد در سوریه [2017 Apr] 
*درمراسم ۲۲ بهمن شرکت نکنید، به خامنه ای وحکومت فقیه مشروعیت ندهید [2017 Feb] 
*مرقد«امام راحل» است یا محل دفن «ساکت فتنه»  [2017 Jan] 
*بازیگرسینما از «کرامات» سردارسلیمانی میگوید! [2016 Oct] 
*آیا جمهوری اسلامی کمتراز حکومت ارتیره علیه بشریت مرتکب جنایت شده است!؟ [2016 Jun] 
*به یاد تراب حق شناس، نقدی برنوشته آقای تقی رحمانی. [2016 Feb] 
* رؤیای حضانت کعبه! جدال بی پایان ولایت فقیه شیعه با آل سعود وهابی [2016 Jan] 
*مرزهای ناشناخته مرگ و زندگی [2015 Sep] 
*باتوافق وین دل واپسان وجنگ طلبان آرام نخواهند گرفت [2015 Jul] 
*بند"ميم" وصيت‌نامه خمينی و جلوگيری از ورود زنان به ورزشگاه! [2015 Jun] 
*پزشکی که مجری حکم قصاص شود یک مُجرم وقابل تعقیب است . [2015 Mar] 
*نقل جمله «من شارلی هستم» در ایران مجازات دارد! [2015 Jan] 
*آیت الله اصلاح طلب : بهائی نه حق تحصیل دارد نه حقوق شهروندی!  [2014 Dec] 
*آمران بمعروف (اوباش اسیدپاش وچاقوکش) بسیجی اند و گوش بفرمان رهبر  [2014 Dec] 
*علم الهدی (امام جمعه مشهد) نگران جام زهر و مردن رهبر است ! [2014 Nov] 
*قصه یونس پیامبر واعدام محسن امیراصلانی ! [2014 Sep] 
*باریکه غزه نمایشگاه توحش هردو طرفِ جنگ [2014 Jul] 
*عراق درآستانه تجزیه و دور جدیدی ازجنگهای خونین مذهبی . [2014 Jun] 
*تعریف جُرم سیاسی درمجلس شوربای اسلامی ! [2014 May] 
*بهاره هدایت : «به زنده دفن شدن محکو م نشده ایم»  [2014 May] 
*شیرین کردن جام زهررهبر با اعدام و شکنجه وحمله به زندانیان سیاسی ! [2014 Apr] 
*عارف نبود قاتل بود! [2014 Mar] 
*حقوق بشر، چشم اسفندیارحکومت خودکامه خامنه ای .  [2014 Mar] 
*فرزانه مرادی، قربانی قانون قصاص و جامعه مردسالار [2014 Mar] 
*حقوق شهروندی پيش‌کِش، از حقوق و اختيارات خود دفاع کنيد آقای روحانی! [2014 Feb] 
* دیکتاتورها اصلاح نمی شوند ، سرنگون میشوند ، آقای حجاریان !  [2014 Feb] 
*سوریه ولبنان وعراق قربانی«داعش وماعش» [2014 Jan] 
*مدّاح ششلول‌بند و مهاجم «شکوفا» شده است!  [2014 Jan] 
*قوه قضائیه عامل فساد و بی عدالتی وناامنی درجامعه [2014 Jan] 
*ماهی حکومت اسلامی از سر و دُم گنديده است [2014 Jan] 
*جنجال‌آفرينی سه قوه جمهوری اسلامی برای اثبات يک دروغ!  [2013 Dec] 
* دیدارنمایندگان پارلمان اروپا با دو چهره نامدار و سوزش کیهان شّر. [2013 Dec] 
*نخودسیاهِ منشورحقوق شهروندی با چاشنی اعدام ! [2013 Dec] 
*گفتمان جدائی دين از دولت ضرورت امروز است [2013 Nov] 
*انفجار سفارت و نعل وارونه سفير خامنه‌ای در لبنان [2013 Nov] 
*زن ستیزی و شیعه سالاری در فرمان رهبربرای افزایش جمعیت  [2013 Nov] 
*«برادران قاچاقچی» درجه می‌گيرند، خرده‌پاها اعدام می‌شوند! [2013 Nov] 
*دادگاه بلخ است نه قوه قضائیه ! [2013 Oct] 
*چرا خامنه ای آقای توفیقی را از گردونه خارج ساخت؟  [2013 Oct] 
*همجنس‌گرايان ايران، بی‌دفاع‌ترين گروه اجتماعی [2013 Oct] 
*لگدپرانی کيهان شريعتمداری به جام زهر رهبر! [2013 Oct] 
*لنگه کفش و نیروهای خودسر(بخوانید نوچه های رهبر)  [2013 Oct] 
*روضه خوانی«قهرمانانه» آقای روحانی درسازمان ملل متحد . [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» همان جام زهر است [2013 Sep] 
*باند خامنه‌ای شريک جنايات در سوريه [2013 Sep] 
*خانم وآقای رجوی! به نشستن درلانه عقرب خاتمه دهید [2013 Sep] 
*اتحاد سکولار – دمکرات های جمهوریخواه درآینده ای نزدیک . [2013 Aug] 
*روح خمینی : «هرچه فریاد دارید سرتحریم ها بکشید» [2013 Aug] 
* «خود تنظیمی» نام جدید خودسانسوری دردولت اعتدال! [2013 Aug] 
*نقدی بر یک جانبه نگری در نامه زندانیان سیاسی به اوباما [2013 Aug] 
*در صد وهفت سالگی مشروطیت ، شیخ فضل الله نوری هنوز زنده است !  [2013 Aug] 
*رهبرنانجیب ، کمتر از «توبه» رضایت نمیدهد ! [2013 Jul] 
*زياد نخواهيد! عجله نکنيد! مبادا «اعتدال» به‌هم بخورد! [2013 Jul] 
*فرمان رهبر! مرگ تدریجی برای زندانیان سیاسی نافرمان ! [2013 Jul] 
*فرقه رجوی ، تونل اتمی دیگری را درایران کشف کرد !  [2013 Jul] 
*خامنه ای خودکامه از رویدادهای مصر درس بگیرد !  [2013 Jul] 
*اصلاح‌طلبانی که برای بازگشت به قدرت «معتدل» می‌شوند  [2013 Jun] 
*بدون هيچ دليلی - خاک تو سر جليلی! شعارهای اين روزهای مردم [2013 Jun] 
*تجّلی جنبش ملی ایرانیان در جشن پیروزی تیم ملی فوتبال .  [2013 Jun] 
*رأی به آقای روحانی ، رأی به تغییراست نه رأی به حکومت اسلامی [2013 Jun] 
*مقاله [2013 Jun] 
*کمدی مناظره "انتخاباتی" ! در سیمای جمهوری اسلامی ! [2013 Jun] 
*نقدی بر پیام آقای تاج زاده به مردم ایران بمناسبت رد صلاحیت رفسنجانی! [2013 May] 
*پایان دوران طلائی انتخاب بین بد و بدتر و اینک انتخاب بدتر! [2013 May] 
*رهبر، نشانی نوکر"اصلح" را اعلام کرد .  [2013 May] 
*هراس آقای خاتمی از صف آرائی مردم در مقابل جمهوری اسلامی . [2013 May] 
*«حق» مردم ایران ! ازانتخاب بین بد وبدتر تا انتخاب بهترین نوکربرای رهبر!  [2013 Feb] 
*خامنه ای کمتر از توبه و ذوب در ولایت قبول ندارد آقای عبدالله نوری [2013 Jan] 
*پیامی برای تجمع فرانکفورت‎ [2013 Jan] 
*سالگرد پنجاه سالگی کنفدراسیون ، تجربه ای دمکراتیک وموفق .  [2013 Jan] 
*دفاع از زندانيان سياسی - عقيدتی ، مهم ترين وظيفه اپوزيسيون خارج [2012 Dec] 
*جمهوری اسلامی ، آتش بیار جنگ در باریکه غزه . [2012 Nov] 
*سودای کسب قدرت در سایه جنگ وحمله نظامی به ایران  [2012 Oct] 
* کنفراس"غیرمتعهد ها" فرصتی تاریخی برای احیای خیزش سبز [2012 Aug] 
*سخن بگوئید شاه زاده ! [2012 Jul] 
*به احترام زرین تاج قزوینی ، نخستین منادی آزادی زن ایرانی . [2012 Mar] 
* جنبش گسترده تحریم"انتخابات"مقدمه ای است بر وفاق ملی ایرانیان .  [2012 Feb] 
*نامه سرگشاده ای به آقای پرویز ثابتی(مقام امنیتی ساواک)  [2012 Feb] 
* حزب توده ایران هنوز منتقدان را عامل [2012 Feb] 
*بحران سازی به امید باج گیری ، جنگ افروزی به امید خروج از بن بست [2011 Dec] 
*«شاه درون و حلقه منحوسه استبداد» ! [2011 Nov] 
*طرح «کنگره ملی» و فقدان اراده ملی [2011 Oct] 
*LC چيست؟  [2011 Oct] 
*سرنگونی قذافی ، وسوسه ی«دخالت محدود نظامی خارجی»! [2011 Aug] 
* مردم سوریه را دریابیم ، «سکوت شما ، ما را میکُشد»  [2011 Aug] 
*امروز مبارک در قفس آهنی و فردا خامنه ای ، اسد و قذافی و... [2011 Aug] 
*وداع با دروازه بان محبوب ایران ، فرصتی برای خیزشی دیگرعلیه دیکتاتور [2011 May] 
*فردا جوانان ایران زمین «حرام» بودن چهارشنبه سوری را به شما نشان خواهند داد ! [2011 Mar] 
*«ای رجال ایران ، زن مگر بشر نیست؟» [2011 Mar] 
*روز 25 بهمن ماه ، زنگ سرنگونی خامنه ای به صدا در خواهد آمد [2011 Feb] 
*ازمیدان آزادی تهران تا میدان آزادی قاهره ، در چهار پرده  [2011 Feb] 
*کسی هست که صدای رودابه های ایران را بشنود ؟! [2011 Jan] 
*ادامه اعدام ها: کسی نیست جلوی این وحشی ها را بگیرد؟  [2011 Jan] 
*بر محور دفاع از زندانیان سیاسی و قطع شکنجه و اعدام و سنگسار متحد شویم [2011 Jan] 
*این همه اعدام و خون ریزی برای چیست؟ [2011 Jan] 
*نقدی بر « نقش رسانه ها در اعدام شهلا جاهد»  [2010 Dec] 
*تکرار توّحش جمهوری اسلامی درسومالی ، دعوت به تماشای اعدام !  [2010 Nov] 
*آقای کروبی و بهانه «روز قدس»!  [2010 Aug] 
*نه حماس وحزب الله نماینده فلسطین ولبنان اند و نه آقای کدیورسخنگوی جنبش سبز [2010 Jul] 
*مجوّزسرنگونی حکومت فقیه خون ریز را از کجا باید گرفت ؟ [2010 Jun] 
*حلقه ی دار برگردن شیرین ! حلقه ی ُگل برگردن قاتل بختیار!  [2010 May] 
*«امام راحل و خرد جمعی» !؟ این را چگونه باورکنیم آقای موسوی؟!  [2010 Apr] 
*خیزش سبزملی در چهارشنبه سرخ باستانی [2010 Mar] 
*آخوند هرزه ای که ما را به تکرارکشتار 67 تهدید میکند! او را بهتربشناسید [2010 Mar] 
*آقای رفسنجانی ! 31 سال توطئه گری و خیانت به مردم ایران کافی نیست ؟ [2010 Feb] 
*پرده آخرکودتا: خواندن آیه های یأس و شکست در گوش مردم ! [2010 Feb] 
*لحظه ای است تاریخی، به مار زخمی ولایت فقیه فرصت ندهیم  [2010 Feb] 
*استراتژی کودتاچیان : خانه نشین کردن مخالفان در روز 22 بهمن [2010 Feb] 
*برای مهار جنبش ، رهبر به خواص روی آورده است [2010 Jan] 
*بهائی ، مرغ عزا وعروسی در توبره خونین شریعت مداران [2010 Jan] 
*طرح لبنانیزه کردن ایران در بیت کودتا کلید خورد  [2010 Jan] 
* ساطورخونین"محارب" آخرین تدبیرفاشیسم ولایت فقیه  [2010 Jan] 
*از شب یلدا گذشتیم به استقبال طلوع خورشید برویم  [2009 Dec] 
*عقل و وجدانتان کجاست آقایان؟ مردم را وارد بازی قاتلان نکنید [2009 Dec] 
*دنیاخروش دانشجویان ایران را شنید ، خامنه ای خبیث نشنید !  [2009 Dec] 
*موج سواران سبز اسلامی و مخالفت با شعار «جمهوری ايرانی» [2009 Oct] 
*فاشیسم جمهوری اسلامی توهّم است یا یک واقعیت ملموس؟ [2008 Feb]