قلب حقیقت درماجرای مک فارلین!
محمد شوری

 

پنجم آبان۱۳۶۵خمینی درنامه ای به ری شهری[1](اولین وزیرواجا)فرمان دستگیری عده ای رادادکه اتهام آنهاانتشارچنداعلامیه بود!

در یکی ازاین اعلامیه هاباعنوان:

«چراملاقات های قائم مقام رهبری لغوشده است؟!»

 به صراحت وآشکارنوشته شد:

«طبق اخباررسیده چه ازبعضی ازمسئولین وچه دریک سری مطبوعات اروپایی ملاقات دکترنجف آبادی(محمدعلی هادی نجف آبادی،نماینده تهران)با«رابرت مک فارلین»مشاورامنیتی«ریگان»درتهران...»[2]

توجه ونکته مهم این گزارش:

این اعلامیه ابتدای آبان ماه منتشرشده است!

درماجرای انتشاراین اعلامیه،اینجانب(که ازنویسندگان ومنتشرکنندگان آن بودم) به همراه برخی دیگرازدوستان دستگیروزندانی شدیم.

ماجرای لورفتن ورودمخفیانه مک فارلین وملاقاتها،به سرعت به عنوان یک رسوایی درآمریکا،دولت ریگان راتاحداستیضاح مفتضح وبرخی راواداربه استعفاومک فارلین راواداربه خودکشی(امانافرجام)کرد!

درایران افشاءکنندگان دستگیروزندانی شدند.ودرعوض،عاملین مذاکره مخفیانه با«مک فارلین»،توانستندباقلب وجعل حقیقت،موضوع را۱۸۰درجه چرخانده وبه نفع خودبهره برداری سیاسی کنند.ودریک موضع شدیدضدامپریالیستی وضد آمریکایی!!همچون آن دزدی که خودرادرمیان مردم جازدوهمراه باآنان فریادزد: «آهای دزد؛بگیریددزدرا!»،بجای آنکه خودمجازات شوند،باحکم ونامه گرفتن از خمینی،افشاکنندگان رامجازات شدیدکردند.

نشریه  راه مجاهد،(به مدیرمسئولی لطف الله میثمی که بعدهابه  صورت مجله و بانام«چشم انداز»متحول وتغییرداده شد)درش۶۱منتشره درسال۱۳۶۹بانقل قسمتی ازسخنان ریگان (رئیس جمهوری اسبق  آمریکا)که ازشبکه های تلویزیونی این کشورپخش شده بود،ازقول ایشان می نویسد:

«بایدبگویم افرادی که باماتماس گرفتند،یعنی کسانی که ماباآنهامراوده داشتیم،هرگاه رازآنهابرملامی شدواگرآیت الله خمینی باخبرمی شد،زندگی آنان تاقبل از فرودآمدن شب نیزبه طول نمی انجامید...این افرادعناصری بودندکه مایل بودند حکومتی داشته باشندکه مابانوعی ازآن روزی روابط بسیارنزدیک داشتیم وبه همین دلیل بودکه مامراوده خودراباآنهاآغازکردیم».

به همین نکته مهم،به نوعی کتاب«ماجرای مک فارلین»(نوشته:محسن هاشمی وحبیب الله حمیدی»اعتراف می کند؛ودرص۱۵۴می نویسد[3]:

«پس ازدرج خبرآمدن هیات آمریکایی به تهران درروزنامه الشراع،ازسوی سپاه به علی هاشمی اطلاع داده می شودکه آمریکایی هامی خواهندملاقات هاراافشا کنندوبهتراست اودرتهران نماندوهمانندگذشته به جبهه برود!».(پایان نقل قول)

همان کتاب سپس درادامه می نویسد:

«پس ازدخالت امام خمینی وبازداشتن منتقدان ازایراداتهام به اشخاص درگیردر

امرخریدسلاح،محسن رضایی به علی هاشمی می گوید:اگرمی خواهی می توانی به تهران بازگردی مساله دیگرپایان یافته است».(پایان نقل قول).

این یعنی چی؟یعنی همان سخن ریگان که گفت:

«اگرخمینی باخبرمی شد،زندگی آنان تاقبل ازفرودآمدن شب نیزبه طول نمی انجامید...!».(پایان نقل قول)

چون آنهاتوانستندبجای مذاکره کنندگان،افشاء کنندگان رامجازات وزندانی کنند!

همان زمان بین نیروهاوجریان های  سیاسی ومطلع یکی ازدلایل دستگیری سید مهدی هاشمی رادادن خبرورودمک فارلین به روزنامه الشراع عنوان شد.که همین کتاب همانرادلیل آمریکایی هابرای افشای  موضوع می داند.

هم چنین پس ازدستگیری سیدمهدی هاشمی وانتشاراعلامیه فوق،این موضوع درسطح عموم علنی وباعث تحریک خمینی توسط نامه پراکنی والقائات ری شهری(وزیراسبق اطلاعات)شد.ووی توانست حکم واجازه  دستگیری ها رااز خمینی بگیرد.

شایداگراین اعلامیه واعلامیه های دیگرمنتشرنمی شد،دستگیری هاهم انجام نمی گرفت.

شایدهم مذاکره کنندگان ازآن خشنودشدندوبهانه ای پپداشدتاعلاوه برقلب حقیقت ماجرای مک فارلین وبهره برداری به نفع خود،ازافشاکنندگان هم انتقام سختی بگیرند.

سیدمهدی هاشمی وامیدنجف آبادی به دلایل واهی(که حداقل جرمش اعدام نبود)اعدام شدندودیگران تاالان وحال حاضرازحقوق اجتماعی محروم وبدون آنکه رسمامسئولیت رفتاروفعل شان درآزارومحدودساختن آنان رابرعهده بگیرند،به این انتقام کشی ادامه می دهند.

مذاکره کنندگان ایرانی  توانستندخودراازمجازات یاحداقل همچون آمریکایی ها-که تامدتهاتبعات زیادی برای آن دولت داشت-ازرسوایی وننگ مذاکره مخفیانه خودرا خلاص وبرهانند!وبه سرعت موضوع به این مهمی را(که هنوزهم برخی اززوایایش پنهان است)به بایگانی بسپارند!

درهیچ جای کتاب منتشرشده ازسوی محسن هاشمی رفسنجانی و همینطوردر مصاحبه هاومطالبی که بعدهادرمطبوعات ایران منتشرشد،اشاره ای به اعلامیه فوق نمی شود،ووقتی هم باپرسش هایی مبنی براینکه علت این دستگیری ها،افشای ورودمخفیانه مک فارلین به ایران  بوده است،روبرومی شوند،باپاسخ هایی  کوتاه وزدن برچسب اتهام،آنراانکارمی کنند.

مثلاروزنامه کیهان(۲۳آذر۱۳۶۵)،به نقل ازوزیراسبق واجا(محمدی ری شهری)می نویسد:

«درمورد برخی شایعات مبنی بررسوایی مک فارلین به ایران وارتباط آن بادستگیری سیدمهدی هاشمی محمدی ری شهری گفت:«این مساله هیچ ارتباطی باهم نداشت.اینهم ازآن جوسازی هایی بودکه می خواستند مساله را لوث کنند».(پایان نقل قول).

اماآیت الله منتظری آنرامحتمل می داندوبه این موضوع درخاطرات خود(درپرسش هایی که از وی شده است)اشاره کرده ومی نویسد:

سوال:

«به نظرشماآياميان جريان«مك فارلين»وجريان سيدمهدی هاشمی و دستگيری آقای اميد نجف آبادی ارتباطی وجود نداشت و اين جريان يك تصفيه حساب جناحی نبود؟».

وپاسخ آیت الله منتظری این است:

«همه چيزمحتمل است،والاحتمال خفيف الموونه؛وبعضی اخبارپشت پرده وبعضی تلكس هايی كه درآن وقت روي تلكس منزل مامنعكس مي شدحكايت ازاين ارتباط می كرد،وقضيه آوردن اسلحه از اسرائيل برای ايران هم دريكی ازاين تلكس هامنعكس شده بود،والعلم عندالله». (پایان نقل قول).

رجایی خراسانی که نمایندگی ایران درسازمان ملل رابرعهده داشت ودرهمان ایام هم بدلیل سرقت یک بارانی ازیک فروشگاه دستگیرشده بود،درمصاحبه ای با روزنامه کیهان(۱۳دی۱۳۶۵)وبدون کوچکترین اشاره ای به اعلامیه فوق،باجعل حقیقت و مغلطه سعی داردمساله راوارونه جلوه دهد.

وی دراین مصاحبه می گوید:

«علت سفرمک فارلین به ایران را اززبان خودآمریکایی هابشنویم.اگربخواهیم اززبان آنهابشنویم.به این ترتیب است که دریک معامله اسلحه ویادرجریان یک معامله اسلحه آنهااحساس کردندکه اگربه ایران بیایندباشرایطی مواجه می شوندکه بتواننددرباره روابط دوجانبه ایران وآمریکا صحبت کنند...من فکرمی کنم آنهاسعی کردندازکانال معامله اسلحه(چون به هرحال مادرجنگ هستیم وهمه می دانندمابه  سلاح نیازداریم)که ماازبازارآزادتهیه می کردیم آمریکایی هانوعی استفاده فرصت طلبانه ازیک معامله اسلحه کردند...مک فارلین ناگهانی به شکل یک حرکت جمیزباندی واردتهران می شودوچندروزی هم اینجابوده است...وخبرهم به مناسبت هایی پخش نشدودریک روزبخصوص اشغال لانه جاسوسی افشامی شودوبعداحتمالادرخاورمیانه هم درنشریه الشراع شده است.باچندساعت اختلاف خبرآن منتشرمی شود.واین امرطبیعی ست چراکه اصولاسفراین آقاغیرمترقبه است...اینهم محرزاست که مک فارلین هرچه دوست داشته گفته است وماهم هرچه صلاح می دانستیم بهش جواب دادیم وهرچه که اوراخوشحال کندبهش نگفتیم.این اجمال مساله است باوجوداینکه من درآن اطاق نبوده ام.امامن فکرمی کنم کلیات قضیه راآقای هاشمی رفسنجانی به حدکافی توضیح دادندوبعدیک سری جزئیات هم هست که خوب اصلاگفتنش درست نیست ومردم می دانندکه درست نیست ماهرچه راکه می دانیم بگوئیم ودرعین اینکه مطرح نمی کنیم نمی خواهیم بگوئیم که اینهاازمردم پنهان است ولی هست چیزهایی که مطرح کردنش به نفع جمهوری اسلامی دریک شرایطی نیست».(پایان نقل قول).

مجله پلیس انقلاب.سال پنجم.شماره شصتم.بهمن ماه۱۳۶۵به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی سیدمحمدعلی شهیدی،درسرمقاله خودیاعنوان«انفجاردرکاخ سیاه واشنگتن»وبازبدون اشاره به آن اعلامیه،به صراحت قلب حقیقت می پردازدودر تحلیلی پرازمغلطه وسفسطه آمیزچنین  می نویسد:

«ازسیزده آبان سال جاری باردیگرایران درراس اخبارامپریالیسم جهانی قرارگرفت. روزسیزده آبان که یادآورسه سال سالگردمهم درتاریخ معاصرکشورمان است، امسال بگونه ای متفاوت ازسالهای قبل برگزارشد.حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی جزئیات مربوط به سفریک هیات آمریکایی به تهران رادریک سخنرانی عمومی درمقابل مجلس شورای اسلامی افشاء نمودکه موجب گردیدباردیگرآمریکای جهانخواربابحرانی مواجه شودکه طی۶سال گذشته بی سابقه بوده است.اکنون باگذشت بیش ازسه ماه ازازاین جریان فرصت مناسب تری برای تحلیل این رویدادمهم فراهم شده است که امیدواریم در این قسمت مطالبی راکه تاکنون به دلیل عنوان نشده است باخوانندگان عزیزمطرح سازیم.باشدکه موردتوجه قرارگیرد.بنابه گزارش مطبوعات غربی درروزشانزدهم تیرما1365یک فروندهواپیمای خارجی درفرووگاه تهران به زمین می نشیندکه در همان روزچنددفترخبرگزاری غربی درتهران ضمن تماس بامقامات فرودگاه ازماهیت سرنشینان آن پرس وجومی کنند،که بدلیل مسائل امنیتی به سوالات آنهاپاسخی داده نمی شود.این موضوع به دلیل گذشت زمان به فراموشی سپرده شدتااینکه چهارماه به یازدهم آبان ماه روزنامه واشنگتن پست به نقل ازمنابع دیپلماتیک نوشت که ایران نقش مهمی درآزادی دیویدجاکوبین گروگان آمریکایی که مدت۵۲۱روزدراختیارسازمان جهاداسلامی بود،داشته است.یک روزبعددردوازدهم آبان مجله لبنانی الشراع مطالبی پیرامون سفرمحرمانه یک هیات آمریکایی به تهران منتشر ساخت.فردای همین روزیعنی درسبزدهم آبان به مناسبت تسخیرلانه جاسوسی آمریکاتظاهرات ضدآمریکایی  وسیع درتهران برگزارشد.درپایان این تظاهرات حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی باانتخاب موقعیت مناسب ازلحاظ تقارن این روزباتظاهرات ضدآمریکایی به افشای سیاست های مذبوحانه آمریگاپرداخت وطی آن ازسفررابرت مک فارلین پرده برداشت.انتشاراخبارمربوط به اخراج هیات نمایندگی آمریکاکه ازسوی ریگان  ماموریت داشتندضمن ملاقات بامقامات ایرانی راه جدیدی رابرای برقراری روابط مجددهموار سازند،مانندبمبی درکاخ سیاه واشنگتن انفجارایجادکرد...اگرچه آمریکایی هادرهمان تاریخ(تیرماه۱۳۶۵)سعی کردندباپاپوش درست کردن برای نماینده جمهوری اسلامی ایران درسازمان ملل ودستگیری ایشان به جرم به اصطلاح سرقت بارانی۹۰دلاری به نوعی وی رابه گروگان بگیرندتااحتمالااگربرای مک فارلین درتهران حادثه ای پیش آمدآنهانیز دستشان خالی نباشد،امااینکه کاخ سفیدبرای توجیه چگونگی شکست خوددر برقراری رابطه باایران آنهم به این شکل تحقیرآمیزهیچگونه توجیهی نداشت، موجب گردیدتاعلاوه بررئیس شورای امنیت ملی آمریکاجام پوین،کسترومعاون وی سرهنگ مرموزالیورنورث که مجبوربه کناره گیری شدند،رئیس سازمان سیادچارسکته مغزی شودوجرج شولتزوزیرخارجه وجرج بوش معاون رئیس جمهوروواین برگروزیردفاع نیزهرکدام سعی کنندباعدم قبول مسئولیت خودرامبری ازاتهامات وارده معرفی نمایند.دراین میان سخنگوی سابق کاخ سفید لاری اسپیک بدلیل تناقض گویی های مکررمجبوربه استعفامی شودودوتن دیگرازاعضای شورای امنیت ملی نیزبرکنارمی گردندودرمجموع بزرگترین بحران درشش سال حکومت ریگان بوجودمی آیدکه به گفته مطبوعات غرب بنابه اعتراف صریح ریگان کام این پیرمرد۷۵ساله برای اولین بارتلخ می شودوحتی تامرزاستعفانیزپیش می رود... ارتباط آزادی گروگانهای آمریکایی به فروش اسلحه به ایران ونیزدستگیری مهدی هاشمی ازجمله مواردی بودکه برروی آن تبلیغ می کردند.لکن جالب آن بودکه عده ای ازمطبوعات غربی دستگیری مهدی هاشمی رانشانه ای ازتمایل تهران به نزدیکی به آمربکاتحلیل می کردندوعده دیگراساسادستگیری مهدی هاشمی را پس ازآمدن مک فارلین ودرارتباط بامخالفت وی بااین سفرتحلیل می کردندکه این خودتناقض آشکاری درتحلیل های محافل غربی دراین زمینه بود.اعترافات مهدی هاشمی واظهارات وزیرمحترم اطلاعات بخوبی بطلان این تحلیل رابه اثبات رساند...مسلمااعلام خبرمسافرت مک فارلین بایددرموقعیت مناسب خودانجام می گرفت که مسئولین بادرایت خاصی بهترین شرایط رادراین زمینه انتخاب کرده اند».(پایان نقل قول).

کتاب«ماجرای مک فارلین»(نوشته فرزندهاشمی رفسنجانی)نیزحقیقت رابوضوح وآشکارمسخ واستحاله می کندومی نویسد:

«پس ازآزادی یکی ازگروگانهادرآبان۱۳۶۵دربرخی دانشگاه هااعلامیه هایی از سوی دفترتحکبم درمحکومیت برخی مراوده هاباآمریکایی منتشرمی شود.سپس درروزنامه ای محلی دربعلبک لبنان به این اعلامیه هاونیز ارتباطات اشاره ای می شودتااینکه حسن صبرا،ناشرمجله الشراع درمقاله ای در۳نوامبر۱۹۸۶ (۱۲آبان۱۳۶۵)فاش کردکه مشاورامنیت ملی آمریکادرراس هیاتی به تهران مسافرت کرده وبابعضی ازمقامات ایران درزمینه مبادله اسلحه مذاکره نموده است.(همان.ص۱۶۹).(پایان نقل قول).

این اعلامیه ازسوی دفترتحکیم نوشته نشده بودواگراعلامیه ای نوشته بودند زمانی بوده که مابه دلیل نوشتن وتوزیع کردن اعلامیه فوق آنزمان درزندان بودیم واحتمالااعلامیه دفترتحکیم پس ازمطلع شدن ازاعلامیه فوق،اعلامیه خودرامنتشر کرده اند.ودلیل دیگرش اینکه مازیراعلامیه خودراباامضای جمعی ازدانشجویان دانشگاه های تهران باصطلاح ممهورکرده بودیم.ونویسندگان این کتاب باعلم کامل ازماهیت این اعلامیه،اینگونه قلب حقیقت می کنند!

درآن اعلامیه که ابتدای آبان سال۶۵منتشرشدوهمان دلیل نامه خمینی به ری شهری وعلت دستگیری ها بود،به صراحت نوشته شده بود:

«طبق اخباررسیده،چه ازبعضی از مسئولین وچه در یک سری مطبوعات اروپایی مک فارلین مخفیانه وارد ایران شده ومحمدعلی هادی نجف آبادی نماینده تهران از جمله دیدارکنندگان آن بوده است!».

مطبوعات ایران هم پس از علنی شدن موضوع،به آن اشاره ای ندارند وبااخبارنصفه ونیمه،ناقص وسانسورشده به قلب حقیقت می پردارند.

بطور مثال:روزنامه کیهان،در۱۵آبان۱۳۶۵می نویسد:

«الشراع»،نشریه لبنانی طرفدارسوریه،در آخرین شماره اش که روزدوشنبه انتشار یافت،گزارش دادکه«مک فارلین»درماه سپتامبربه تهران رفته ودرهتل استقلال اقامت داشته است».

همین روزنامه در۱۴آبان۱۳۶۵می نویسد:«مک فارلین حضوردرایران راتکذیب کرد».

ودرادامه می نویسد:

«شبکه تلویزیونی ای.بی.سی آمریکا سفرمک فارلین به ایران راتائیدکرد».

وبانقل مطلب آسوشیتدپرس می نویسد:

«مک فارلین درایران چه می کرده است؟».

روزنامه کیهان هم چنین در۱۵آبان۱۳۶۵به نقل ازرادیو لندن می نویسد:

«اطلاعات بدست آمده ازمنابع موثق حاکی است که مک فارلین دوماه پیش به ایران سفر کرده بودوبه این علت تکذیب اودرمورداینکه درطی ماه جاری به ایران سفرنکرده است درست است...بایدگفت حدود۴ماه قبل شخصی که خودرامک فارلین فرستاده رئیس جمهوری آمریکا معرفی کرد،به همراه۳تن دیگرواردفرودگاه مهرآبادشد».

همین روزنامه درهمان تاریخ،بانقل قولی ازروزنامه واشینگتن پست،می نویسد:

آشکارشدن گفت وگوهای ایالات متحده وایران پیامدهای گسترده ای درتوازن بیولوژیکی،قیمت های جهانی نفت وکنترل تروریسم خواهدداشت.ایالات متحده نه تنهابرای رهایی گروگان های آمریکای،بلکه برای جلب همکاری ایران درمبارزه علیه تروریسم مشتاق تماس باآن کشوراست».

وبه نقل ازالشراع نشریه لبنانی طرفدارسوریه درآخرین شماره اش که روزدوشنبه انتشار یافت می نویسد:مک فارلین درماه سپتامبربه تهران رفت ودرهتل استقلال اقامت داشته است».

روزنامه کیهان درمورخه۲۰آبان۱۳۶۵بانقل قول از«مک فارلین»اخباربیشتری ازاین واقعه رامنتشرمی کندومی نویسد:

«درحقیقت درحدودیک سال ونیم پیش تلاش های مربوط به انجام گفت گوهامیان ایران وآمریکاآغازشدوزمانی که ماآگاه شدیم عناصری درایران هستندکه به وخامت اوضاع درکشوروبیهودگی ضررهای صدورتروریسم پی بردنددرطول زمان امکانات مربوط به گفت وگودرزمینه اختلافات جدی میان مابیک ملاقات درلندن درسال گذشته منتهی شد».(پایان نقل قول).

مبارزه باتروریسم وصدورتروریسم(منظورهمان صدورانقلاب است)راحکومت ج.ا.،بادستگیری وزندانی کردن وسپس اعدام سیدمهدی هاشمی به عنوان سردسته تروریسم وعامل صدورانقلاب کلیک خورد؛واین اولین قدم بود.

هم چنین به همان دلایلی که مادراعلامیه «چراملاقات های قائم مقام رهبری لغوشده است؟!»آنرانوشته بودیم،همان دلیل وعلت ورودمک فارلین  توسط کتاب «ماجرای مک فارلین»نوشته فرزندهاشمی رفسنجانی عنوان شد.این کتاب به آن اعتراف می کندوبه آشکارمی نویسدکه درچه مسائلی علی هاشمی رفسنجانی(برادرزاده علی اکبرهاشمی رفسنجانی)درحال معامله ومذاکره بوده است.

این کتاب درص۱۴۸می نویسد:

«روزبعدساعت۱۰مذاکرات مجددآغازمی شود. امااین باربه جای حکیم فرددیگری مسئولیت ترجمه رابرعهده می گیرد.علی هاشمی رابه اتاقی بدون پنجره باسقفی کوتاه هدایت می کنند.شایدبرای اینکه درآن مکان بهتربتوانند همه مکالمات راضبط کنند.درآناتاق«سیکورد»، «نورث»وفرددیگری حضورداشت که اورارئیس معرفی کردند.علی هاشمی معتقدبودکه آن شخص شبیه«پویندکستر»(رئیس شورای امنیت ملی)بود.صحبت هایی که دراین جلسه مطرح شدعمدتاحول همان محورهای ذیل بود:

۱_تروریسم.گروکان هاوآزادی آنان وپیشگیری ازتکراراینگونه مسائل درمنطقه ونیاز های تسلیحاتی ایران.

۲_استراتژی ایران.روسیه وامنیت خلیج فارس.

۳_مصالح ایران وآمریکا.(پایان نقل قول).

یعنی یک ساخت وپاخت محرمانه ومخفیانه برای بعدازمرگ خمینی!(اگرعلنی بودکه مساله ای نبود).

ریگان(رئیس جمهوری اسبق آمریکا)درسخنانی که ازشبکه های تلویزیونی آمریکاپخش شد،ملاقات کنندگان راچنین توصیف می کند:

«این افرادعناصری بودندکه مایل بودندحکومتی داشته باشندکه مابانوعی ازآن روزی روابط بسیارنزدیک داشتیم وبه همین دلیل بودکه مامراوده خودراباآنهاآغاز کردیم».

نشریه راه مجاهد،ش۶۱،سال۱۳۶۹ازقول مک فارلین می نویسد:

«آندسته ازمقامات ایرانی که طرف گفت وگوی مابودندافرادی معتبربوده وحتی در محدود ساختن ومبارزه باتروریسم نیزقاطعانه عمل کردند».

این افرادوعناصرمعتبرچه کسانی بودند؟!

برخی ازآنهاراکتاب«ماجرای مک فارلین(نوشته فرزندهاشمی رفسنجانی)ازآنها نام می برد.از جمله:وحید(یاهمان وحیدحقانی مسئول وقت اطلاعات سپاه،و ازاداره کننده گان کنونی بیت خامنه ای)،محسن رضایی(فرمانده کل سپاه) ومحمدعلی هادی نجف آبادی.که مادر همان اعلامیه خوددرابتدای آبان ماه سال۱۳۶۵نام دکترهادی نجف آبادی(نماینده تهران درمجلس شورای اسلامی)رابه عنوان یکی ازملاقات کنندگان به صراحت برده بودیم.وبعدهاهم معلوم شدکه حسن روحانی نیزازطرف های گفت وگوکننده بوده است که البته سال هابعد واین دفعه،وی توانست درمقام ریاست جمهوری ودرمذاکرات برجام به دلدارخود برسدوبرای برجام های دیگر هم تلاش کند!!

تلاشی که بامرگ قریب والوقوع خامنه ای،_ همچون خمینی_این بارنیزبادولت ترامپ که سرمایه دارواهل معامله است،محتمل است که بانرمش قهرمانه ای نه درتشک کشتی ودرمیان تماشای تماشاچیان،بلکه درپستوواتاق فکر آقایان به سرانجام برسد!!

وهم چنین احمدخمینی رانیزمی شوداضافه کردکه خواب رهبری راهم می دیدونقش مهم واثرگذاراودربی خبری خمینی ازجریانات، مثل عدم ترتیب دادن ملاقات افرادمختلف سیاسی باخمینی و کانالیره کردن او.

وازجمله عناصرمعتبرموردنظرریگان ومک فارلین،می توان ازاردشیرلاریجانی(اخوی رئیس قوه قضائیه ومعاون حقوق بشری وی) که اینک سه آتشه مخالف مذاکره وگفتگو باآمریکایی هاهستند،نام برد،که خودرااین چنین لوداده است!خانواده ای که چهاردهه برقدرت سیاسی چمپانته زده،لنگرانداخته ودرحال کنگرخوردن است. ودرخفاهم به ریش ملت می خندد!!

روزنامه انتخاب مورخه۱۲آذر۱۳۸۱از محمدجوادلاریجانی نقل می کند:

«درزمان آمدن مک فارلین به ایران فرصت بسیارمناسبی بودکه به این قدم آمریکاجواب مثبت می دادیم.زیرادرآن زمان آمریکابه این نتیجه رسیده بودکه باایران پیروزکارکند،امااین امرتوسط صهیونیست هالو رفت.درهیاتی که همراه«مک فارلین»آمده بود، دوجاسوس موسادوجودداشت که خود آمریکایی هادرجریان آن نبودند؛که هواپیمای یکی ازآنهابدلیل نقض فنی ازبین رفت ولی دیگری توانست به اسرائیل بازگردد».

همینطورهفته نامه تهران امروز(مورخ۲۱آذر۱۳۷۹)ازقول ایشان می نویسد:

«به نظرمن مذاکره باآمریکایی هانبایدبه عنوان«تابو»مطرح شود.مابرای منافع ملی خودمان،باشیطان درقعرجهنم نیزمی توانیم مذاکره کنیم».

هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی درسخنرانی خوددر۴نوامبر ۱۹۸۶(۱۳آبان۱۳۶۵)به مناسبت هفتمین سالروز اشغال سفارت آمریکادرتهران برخلاف حقیقت می گوید:

«مک فارلین به اتفاق چندتن دیگر به ایران آمدولی هیچ یک ازمقام های ارشددولت جمهوری اسلامی ایران باآنان ملاقات نکردند».(همان.ص۱۶۹).(پایان نقل قول).

این درحالی ست که همان کتاب ماجرای مک فارلین(نوشته فرزندش محسن)در جای دیگرو بانقل قولی ازخاطرات خودش،درص۱۰۰خلاف مدعای فوق رااعتراف و می نویسد:

«هاشمی رفسنجانی درخاطرات ۲۳اردیبهشت خودنوشته است:

«به آقای کنگرلوگفتم باآقای وحیدی درمورد امنیت آمریکایی هاکه بناست بیایندهماهنگ کنند.البته بعیداست که بیایند».(پایان نقل قول).

این یعنی اینکه  اوازپیش منتظربوده وهم چنین نشان می دهدکه وی مایل بوده که آمریکایی هابیایند،ازجمله بعیداست که بیایند،معلوم است!!

ولی آمریکایی هامی آیند.

کتاب«ماجرای مک فارلین»(ص۱۰۱)ورودمخفیانه رااینگونه شرح می دهد:

«بالاخره درچهارم خرداد۱۳۶۵هیات آمریکایی به سرپرستی مک فارلین به ایران آمد».

همراهان مک فارلین،الیور نورث،جورج کیو،هاواردتایچر،امیرام نیروفدری متخصص امورفنی،مخابرات وپشتیبانی معرفی شده بودندواعضای تیم مذاکره کننده ایرانی نیز نجفی،مصطفوی،سمیعی وکنگرلونامیده می شدند(همان.ص۱۱۶).

واین ارتباط ازاسفند۱۳۶۴شروع شده بود.

مهم ترین نقطه این رابطه پنهانی وقتی اهمیت پیدامی کندکه بعدهاگفته شدخمینی یکباردرفروردین۱۳۶۵تایک قدمی مرگ رفته بود.وازآنزمان تامرگ خمینی در سال۱۳۶۸همه اتفاقات مهم درعرض سه سال انجام شد.فقط افشای مک فارلین ذائقه آقایان رابسیارتلخ کرده بود!

قبل ازمرگ خمینی لازم بودخیلی ازمسائل حل شود.

ازجمله قائم مقامی آیت الله منتظری -که ازهمه موضوعات مهم تربودوبایدفوراحل می شد-ومثلث:احمدخمینی،هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای،والبته باتعاون جناج چپ،یعنی سازمان مجاهدین انقلاب ومجمع روحانیون مبارزبه رهبری سیدمحمدموسوی خوئینی ها (که جناح چپ پشت سراحمدخمینی سنگروایشان رادرقضایاجلومی انداختند!) همگی آنهامایل نبودندآیت الله منتظری رهبری پس ازامام راداشته باشند.

آیت الله منتظری خودبه این موضوع اشاره می کند:

یکجادرنامه ای که به ری شهری(یک روزپس ازنامه خمینی  به ری شهری مبنی برفرمان واجازه دستگیری ها)درتاریخ۷آبان۱۳۶۵به وزیر اطلاعات می نویسد:

«ورابعابرحسب اطلاع ازبعضی منابع موثق مسائل مهم تری درپشت این صحنه وجودداردومحتمل است جنابعالی وجه المصالحه شده باشید».(نقل ازکتاب خاطرات ری شهری،ص۱۹۱).

وجای دیگر،درخاطرات خودبه صراحت به این موضوع پرداخته ودرپاسخ به پرسش هایی،می نویسد:

سوال:

«چندوقت پيش ازاينكه آقای هاشمی رفسنجانی درمقابل مجلس سخنرانی كندواين مساله را برای مردم افشاكندشمادرجريان آن قرار گرفتيد؟».

پاسخ آیت الله منتظری:

«به طوردقيق مدت آنرايادندارم.البته بعداز مدتی هم همان آقای منوچهرقربانی فربرای من پيغام فرستادكه قراراست شماراازقائم مقامی عزل كنند-مدتی قبل ازجريانات بركناری و مسائل آن بود-معلوم می شودكه اويك ارتباط هايی باجاهايی داشته واطلاعاتی داشته است ومابی خبربوديم؛اين نشان می دادكه آقايان مدتهاپيش ازنامه۱/۶و۱/۸كه درفروردين ماه۶۸ اتفاق افتادتصميم خودراگرفته بودندودرتلاش بودندكه زمينه ذهنی برای امام هم فراهم كنند؛حتی تحركات آنهاقبل ازجريانات سال۶۸علنی شده بود،ازجمله درهمان ايام بود (۱۳۶۷/۱۱/۲۹)كه بعضی ازدوستان قديمی مايعنی آقايان مهدی كروبی وامام جمارانی وزيارتی راهم تحريك كردندكه آن نامه تندو سراپاكذب وتهمت راخطاب به اينجانب بنويسندوچنانكه شنيدم بعضی ازافرادمنسوب به بيت اينجانب راهم كه بااحمدآقارفيق و مرتبط بودندبه ملاقات مرحوم امام برده بودند تامطالب دروغی راعليه من وبيت من به امام گزارش بدهند؛وشنيده شدكه بعضی ازآقايان به عنوان اعتراض عليه من عمامه خودرا نزدامام به زمين زده وباحالت گريه وانابه معظم له راتحت تاثيرقرارداده اند».(پایان نقل قول).

یادم می آید(نویسنده این گزارش)وقتی از زندان آزادشدم،فکرکنم همان اوائل سال۶۷بود، یعنی خمینی هنوزنمرده بود!درجایی بودم که آقای خاموشی(از موتلفه بازارکه بامرحوم ابوی مادوست بود)حضورداشت،صحبت هایی بین ما شد،ایشان آنزمان به من گفت:

«قراراست آقای خامنه ای رهبرشود»!ا

این یعنی اینکه  آشی که بعداپخته شدوبخورد ملت دادند(انتخاب خامنه ای به رهبری)ازهمان زمان موادش راداشتند تهیه می دیدند!

درادامه شرح ماجرای مک فارلین،همان کتاب نوشته فرزندهاشمی رفسنجانی،درشرح ماجرای مذاکرات وگفتگوهای محرمانه علی هاشمی (برادرزاده هاشمی رفسنجانی)می نویسد:

«یک روزز پس ازملاقات مقامات آمریکایی باطرف های ایرانی درفرانکفورت در۲۷ فوریه(۸اسفند۱۳۶۴)دومین محموله پانصد قبضه ای موشک های تاوبه بندرعباس منتقل شد...دردهم اسفندکنگرلوگزارش مذاکره با آمریکایی هارابه هاشمی رفسنجانی می دهد... آمریکایی هاخواستارحضورهیات بلندپایه ای درتهران شدند...قربانی فردراین موردبه کنگرلومی نویسد:فروردین ماه۱۳۶۵گزارش رسمی به بردارحاج محسن!(منظورمحسن کنگرلواست):احترامابه استحضارمی رساندکه من درتاریخ سوم آوریل واردواشگتن گردیده ودرتاریخ هفتم آوریل به لندن مراجعت کردم.درطول اقامت خودودرضمن ملاقات هایی مفصل وبسیارطولانی بامقامات بسیار بلندپایه کاخ سفیدودوستان خودتوافق ذیل دقیقاحاصل گردیدکه عیناجهت تصمبم گیری فوری به علت حائزاهمیت بودن مساله تقدیم می گردد:به علت حساسیت واهمیت بسیار رابطه نوپاوسری باایران ومقابله باخطرات جدی وقابل پیش بینی فوری ازطرف نیروهای سرخ که شمه ای ازآن رابامشخصات دقیق فنی به اینجانب نشان دادندوواقعاتکان دهنده بود، هیات آمریکایی برای تصمیم گیری های لازم ومذاکرات وتبادل نظرراجع به مسائل ذیل درتاریخ چهارشنبه۲۳ آوریل۱۹۸۶ (۳ردیبهشت۱۳۶۵)به تهران واردخواهندشد.(همان.ص۹۶و۹۷).

همانطورکه دربالاازهمین کتاب نقل کردیم خردادماه۱۳۶۵مک فارلین به ایران آمد.

بنابه نوشته کتاب«ماجرای مک فارلین»علی هاشمی درشهریور۱۳۶۵بامقامات آمریکایی در بروکسل درادامه روندسفر مک فارلین ملاقلات می کند.

این کتاب می نویسد:

«بنابراظهارات علی هاشمی(برادرزاده هاشمی رفسنجانی)اوکه در سن۲۵سالگی زمانی که دانشجو(رشته زمین شناسی دانشگاه شهید بهشتی) بودبه بیماری چشم مبتلاشدو درمردادماه۱۳۶۵به اتفاق همسربرای معالجه عازم لندن شد».(پایان نقل قول).

این روایت آدم را به یادژن برتربودن پسرعارف درنوارویدئویی که ازخودمنتشرکردو درموردایرانسل حرف هایی رازدمی اندازد!!

همان کتاب درادامه می نویسد:

دربحث های دوستانه ای که جلال ساداتیان کاردارایران درلندن باوی داشت ساداتیان ابراز می کندبرخی تماس هاباسفارت واوگرفته می شودکه اوباتوجه به اینکه نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران است نمی تواند پاسخگوی آنهاباشد.سادتیان برخی ازاین تماس هاراباعلی هاشمی مطرح می کندوازاومی خواهدبه یکی ازاین ملاقات های درخواستی برودزیرافردمتقاضی ابرازکرده بودمطالب خود راصرفاباکسی درمیان می گذاردکه مستقیمابا مقامات عالی رتبه ایران درتماس باشد.(پایان نقل قول)

علی هاشمی هم برادرزاده علی اکبرهاشمی رفسنجانی بوده وآقای رفسنجانی هم در آنزمان همه کاره این ممکلت.وعلی هاشمی هم ازهمان عناصروافرادمعتبرکه ریگان ومک فارلین که پیشترسخن شان رادربالاگفته ایم!

کتاب درادامه شرح ماجرا،می نویسد:

«ترتیب ملاقات دریکی ازهتل های لندن توسط ساداتیان بااین شخص که خودرا شهریاری معرفی نمودداده می شود.البته بعدامشخص شدکه نام اودرویش است.دراین ملاقات درویش(شهریاری)صحبت ازیک ایرانی بنام آلبرت حکیم می کندکه ازسوی آمریکایی هاپیغامی داردمبنی براینکه آنان می خواهندبه ایران در جنگ ورفتن صدام کمک کنند».(پایان نقل قول).

یعنی آمریکامحض رضای خدامی خواهدموش بگیردوبه مادررفتن صدام کمک کند،آنهم با فروش اسلحه های اسرائیلی؟!!

کتاب همچنین درادامه می نویسد:

«علی هاشمی بدون هیچ هماهنگی قبلی با مقامات ایران وباتوجه به روحیه ماجراجویش می پذیردکه باآنان ملاقاتی داشته باشد.ترتیب ملاقات دربروکسل داده می شودودلیل تغییر مکان نیزنگرانی ازجاسوسی سیبستم های اطلاعاتی شوروی وانگلیس عنوان گردید.».(همان.ص۱۴۵).(پایان نقل قول).

اینکه علی هاشمی بدون هیچ هماهنگی و باصطلاح خودسرپاشده است رفته بارئیس شورای امنیت آمریکادرموردتروریسم وصدور انقلاب ومسائل منطقه مذاکره وگفت وگوکرده است،این همان طنزماجراست!!

مگرآمریکایی هامغزخرخورده اندکه بایک جوان۲۵ساله به صرف برادرزاده بودن باعلی اکبرهاشمی رفسنجانی اینهمه وقت بگذارند وافرادمهم خودرابرای گفت وگوباطرف ایرانی واردماجراکنندکه ایشان یعنی«علی هاشمی»بدون هماهنگی بامقامات ایران پاشده وآمده وپای میز مذاکره نشسته است!!؟

بله.درست است.مقامات ایرانی خبرنداشتند.چندنفرخاص ازحکومت.ازجمله هاشمی رفسنجانی که می دانست خمینی بزودی رفتنی ومردنی ست،خبرداشتندوهمین این سرنخ وکلید حل معماست؟

بازدرادامه همین کتاب می خوانیم:

«دراوایل شهریور۱۳۶۵،آلبرت حکیم ویک آمریکایی به نام«سیکورد»به ملاقات علی هاشمی درهتل محل اقامت وی دربروکسل می روند.دراین ملاقات«سیکورد»به عنوان مشاور ریگان ودارای درجه نظامی سرلشگرمعرفی می شودودرموردسوابقش ذکرمی شودکه پیش از انقلاب چندسال درایران به عنوان مستشار نظامی درنیروی هوایی بوده است.اوبرای ایجاداطمینان عکس هایی ازخودوریگان را نشان می دهد.دراین جلسه حکیم نقش مترجم راداشت.وترنرنیزصحبتی نمی کرد».(همان کتاب،ص۱۵۴).(پایان نقل قول).

یک دلیل لورفتن ماجراوسپس افشاگری رادر همین کتاب اشاره می کند.همانجاکه قربانی فررامجبورمی کندبرای حفظ جانش یک نسخه آنرابه امیدنجف آبادی بدهد تاآنرابه آیت الله منتظری که آنزمان قائم مقام رهبری بوده است بسپارد.وهمین دلیلی است براعدام امیدنجف آبادی.

همان کتاب می نویسد:

«حکیم هم هم چنین درباره قربانی فرمی گوید:بهتراست ایرانی هامواظب قربانی فر باشند.واورابه ایران برده ودرتهران نگاه دارند. قربانی فرمی ترسدبدست آمریکایی هاکشته شود.وبرای همین شرح همه چیزرامکتوب کرده ودراختیاریک استاد دانشگاه درآمریکاگذاشته است تاتهدیدبه افشای آن نوعی ضمانت جانی اوباشد.(همان،ص۱۴۸).(پایان نقل قول).

آیت الله منتظری درکتاب خاطرات خود ودرپاسخ به پرسشی که شده است می نویسد:

سوال:

یكی ازمسائلی كه درارتباط باجنگ ايران وعراق دررسانه های داخلی و خارجی انعكاس وسيعی يافت ماجرای سفر محرمانه مقامات آمريكايی به ايران و پيامدهای پس از آن بود؛لطفابفرماييدآياحضرتعالی ازاين سفراطلاع داشتيدياخير؟چه كساني دراين ماجرانقش داشتندوچگونه خبرآن فاش گرديد؟

 آیت الله منتظری پاسخ می دهد:

«اين ماجرايك جريان سرِّی بود،شخصي به اسم «منوچهر قربانی فر»اهل ايران دلال و واسطه خريداسلحه وآدم ثروتمندی بود،اين شخص رفته بودخارج وباهمه اينهامربوط بود، باآمريكاوكشورهای خارج ارتباط داشت.اين شخص با«مك فارلين»نماينده ريگان آمده بود ايران،اينطوركه من شنيدم دكترمحمدعلی هادی هم ازطرف مسئولين باآنان تماس می گيرد،من اينهاراخبرنداشتم،مامور خريد اسلحه هم يك نفربه اسم«محسن كنگرلو»يكی ازاعضای سپاه بود،او واسطه بوده كه«منوچهر قربانی فر»برای آنهااسلحه وقطعات خريداری كند،اين اسلحه و قطعات راآمريكا داشته، و آمريكامی خواسته بدينوسيله باايران رابطه برقرار كند.قربانی فربه ضمانت كنگرلوپول اجناس راداده بوده وكنگرلودروقتی كه می بايست پول رابدهدنداده بودوكارآنان به مشاجره كشيده بود.بعدآقای قربانی فردو تانامه به آقای كنگرلومی نويسدكه يكی ده صفحه وديگری نوزده صفحه بودو فتوكپی آنهاراخودآقای قربانی فربه عنوان اينكه من قائم مقام رهبری هستم به وسيله مرحوم آقای اميدنجف آبادی برای من فرستادودرواقع بانوشتن اين دونامه جريان رالوداد،چون آقای محسن كنگرلوبه وعده هايی كه به اوداده بود عمل نكرده بود،البته محسن كنگرلوهم يك واسطه بوده؛بعدازاينكه اين نامه هادست من رسيدتازه فهميدم كه يك چنين جريان و قراردادوارتباطی بوده است ومك فارلين و هيات آمريكايی باقربانی فربه تهران آمده اندو سلاح آورده اندبالاخره چون اينهاحرفشان شده بودمن فهميدم كه چنين قضيه ای هست ودر اين ميان معلوم شدردپای اسرائيل هم درميان بوده است واصلا اشكال من اين بودكه چرا بايدكاربه جايی برسدكه ماخواسته باشيم با اسلحه اسرائيلی باعراق بجنگيم.بعدآقاي هاشمی رفسنجاني كه پيش من آمدمن به او اعتراض كردم كه چراقضيه مك فارلين رابه من نگفتيد؟خيلي تعجب كردوگفت:«شمااين قضيه راازكجا فهميديد؟!» گفتم:«ازهركجافهميدم،چرااين قضيه رابه من نگفتيد؟»

گفت:«قصدداشتيم اين قضيه رابعدابه شمابگوييم»؛

بالاخره من اعتراض كردم كه چراخودسرانه اين كارهارامی كنيد،وآنهاناراحت بودندكه چرامن اين مسائل رافهميده ام».

سوال:

آیادرجلسات سران،اين مساله مطرح نشده بود؟

پاسخ آیت الله منتظری:

«درآن جلسات كه من بودم مطرح نشده بود، ماجراراازدونامه اعتراض منوچهرقرباني فربه محسن كنگرلوكه فتوكپي آنهارابرای من فرستاده بودباخبرشدم».

سوال:

آيامرحوم امام(ره)درجريان اين معامله بودنديانه؟

پاسخ آیت الله منتظری:

«من درست نمی دانم كه مرحوم امام(ره)در جريان اين مساله بودنديانه،ولي من پس ازآنكه اين جريان راشنيدم رفتم به بيت مرحوم امام وجريان رابرای حاج احمدآقاگفتم،اوخيلي تعجب كردكه شماازكجادرجريان قرارگرفتيد؟گفتم:«ازهرجا، بالاخره اجنه به من خبرداده اند!».

گفت:«خوب گاهی اين اجنه كه برای شماخبر می آورنداين خبرهارابنويسيدوبرای امام هم بفرستيد!».

گفتم:«بالاخره اينگونه نيست كه من درجريان قرارنگيرم»،ولی آقايان ازاينكه من به طوركامل همه اين جريان رامي دانم خيلي ناراحت بودند».(پایان نقل)

وپایان سخن اینکه:

نفس مذاکره(حتی بااسرائیل)اگرعلنی وشفاف باشددرهرزمانی نه تنهاضررندارد، بلکه مفیدهم هست.دنیای بین الملل دنیای معامله،تعامل وگفتگوست.

نفس خریداسلحه هم محل نزاع نبود.چون باتحریم هایی که ازهمان زمان بواسطه تصرف سفارت آمریکادرتهران توسط دانشجویان خط امام انجام شد،معاملات خارج ازعرف وبصورت دلالی وواسطه،خصوصابرای تامین منابع جنگ باعراق،عادی بودوانجام می شد. نکته ای که منجربه افشای موضوع ازجانب ماشد،این بودکه دریک سوی معامله مقامات مهم آمریکایی یواشکی به ایران آمده بودندودر کنارآن،اسلحه های  اسرائیلی رابرای کمک به ما درجنگ علیه صدام برای فروش!!وازهمه مهم تر،درکنارآن رسیدن به تفاهم درمسائلی مهم(باتوجه به مرگ زودرس خمینی).

چراافشای این سفرمحرمانه آنقدردرخودآمریکا بازتاب داشت وحتی دولت ریگان را تاحداستعفاءوادشت؟

چون کاری که آمریکایی هاکردندخلاف قاعده خودشان بود.اسثثنایی بودکه اگر موضوع افشانمی شد،منافع بسیاری برای آنهاداشت!

امادرایران قضیه برعکس است:اسثتناهاقاعده می شوندوقاعده هااستنثا!!؟

والسلام <

...

[Message clipped]  View entire message

قلب حقیقت درماجرای مک فارلین!

از:محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگاربیکار)

آبان ماه۱۳۹۶

https://t.me/shoorijezehmohammad

پنجم آبان۱۳۶۵خمینی درنامه ای به ری شهری[1](اولین وزیرواجا)فرمان دستگیری عده ای رادادکه اتهام آنهاانتشارچنداعلامیه بود!

دریکی ازاین اعلامیه هاباعنوان:

«چراملاقات های قائم مقام رهبری لغوشده است؟!»

 به صراحت وآشکارنوشته شد:

«طبق اخباررسیده چه ازبعضی ازمسئولین وچه دریک سری مطبوعات اروپایی ملاقات دکترنجف آبادی(محمدعلی هادی نجف آبادی،نماینده تهران)با«رابرت مک فارلین»مشاورامنیتی«ریگان»درتهران...»[2]

توجه ونکته مهم این گزارش:

این اعلامیه ابتدای آبان ماه منتشرشده است!

درماجرای انتشاراین اعلامیه،اینجانب(که ازنویسندگان ومنتشرکنندگان آن بودم) به همراه برخی دیگرازدوستان دستگیروزندانی شدیم.

ماجرای لورفتن ورودمخفیانه مک فارلین وملاقاتها،به سرعت به عنوان یک رسوایی درآمریکا،دولت ریگان راتاحداستیضاح مفتضح وبرخی راواداربه استعفاومک فارلین راواداربه خودکشی(امانافرجام)کرد!

درایران افشاءکنندگان دستگیروزندانی شدند.ودرعوض،عاملین مذاکره مخفیانه با«مک فارلین»،توانستندباقلب وجعل حقیقت،موضوع را۱۸۰درجه چرخانده وبه نفع خودبهره برداری سیاسی کنند.ودریک موضع شدیدضدامپریالیستی وضد آمریکایی!!همچون آن دزدی که خودرادرمیان مردم جازدوهمراه باآنان فریادزد: «آهای دزد؛بگیریددزدرا!»،بجای آنکه خودمجازات شوند،باحکم ونامه گرفتن از خمینی،افشاکنندگان رامجازات شدیدکردند.

نشریه  راه مجاهد،(به مدیرمسئولی لطف الله میثمی که بعدهابه  صورت مجله و بانام«چشم انداز»متحول وتغییرداده شد)درش۶۱منتشره درسال۱۳۶۹بانقل قسمتی ازسخنان ریگان (رئیس جمهوری اسبق  آمریکا)که ازشبکه های تلویزیونی این کشورپخش شده بود،ازقول ایشان می نویسد:

«بایدبگویم افرادی که باماتماس گرفتند،یعنی کسانی که ماباآنهامراوده داشتیم،هرگاه رازآنهابرملامی شدواگرآیت الله خمینی باخبرمی شد،زندگی آنان تاقبل از فرودآمدن شب نیزبه طول نمی انجامید...این افرادعناصری بودندکه مایل بودند حکومتی داشته باشندکه مابانوعی ازآن روزی روابط بسیارنزدیک داشتیم وبه همین دلیل بودکه مامراوده خودراباآنهاآغازکردیم».

به همین نکته مهم،به نوعی کتاب«ماجرای مک فارلین»(نوشته:محسن هاشمی وحبیب الله حمیدی»اعتراف می کند؛ودرص۱۵۴می نویسد[3]:

«پس ازدرج خبرآمدن هیات آمریکایی به تهران درروزنامه الشراع،ازسوی سپاه به علی هاشمی اطلاع داده می شودکه آمریکایی هامی خواهندملاقات هاراافشا کنندوبهتراست اودرتهران نماندوهمانندگذشته به جبهه برود!».(پایان نقل قول)

همان کتاب سپس درادامه می نویسد:

«پس ازدخالت امام خمینی وبازداشتن منتقدان ازایراداتهام به اشخاص درگیردر

امرخریدسلاح،محسن رضایی به علی هاشمی می گوید:اگرمی خواهی می توانی به تهران بازگردی مساله دیگرپایان یافته است».(پایان نقل قول).

این یعنی چی؟یعنی همان سخن ریگان که گفت:

«اگرخمینی باخبرمی شد،زندگی آنان تاقبل ازفرودآمدن شب نیزبه طول نمی انجامید...!».(پایان نقل قول)

چون آنهاتوانستندبجای مذاکره کنندگان،افشاء کنندگان رامجازات وزندانی کنند!

همان زمان بین نیروهاوجریان های  سیاسی ومطلع یکی ازدلایل دستگیری سید مهدی هاشمی رادادن خبرورودمک فارلین به روزنامه الشراع عنوان شد.که همین کتاب همانرادلیل آمریکایی هابرای افشای  موضوع می داند.

هم چنین پس ازدستگیری سیدمهدی هاشمی وانتشاراعلامیه فوق،این موضوع درسطح عموم علنی وباعث تحریک خمینی توسط نامه پراکنی والقائات ری شهری(وزیراسبق اطلاعات)شد.ووی توانست حکم واجازه  دستگیری ها رااز خمینی بگیرد.

شایداگراین اعلامیه واعلامیه های دیگرمنتشرنمی شد،دستگیری هاهم انجام نمی گرفت.

شایدهم مذاکره کنندگان ازآن خشنودشدندوبهانه ای پپداشدتاعلاوه برقلب حقیقت ماجرای مک فارلین وبهره برداری به نفع خود،ازافشاکنندگان هم انتقام سختی بگیرند.

سیدمهدی هاشمی وامیدنجف آبادی به دلایل واهی(که حداقل جرمش اعدام نبود)اعدام شدندودیگران تاالان وحال حاضرازحقوق اجتماعی محروم وبدون آنکه رسمامسئولیت رفتاروفعل شان درآزارومحدودساختن آنان رابرعهده بگیرند،به این انتقام کشی ادامه می دهند.

مذاکره کنندگان ایرانی  توانستندخودراازمجازات یاحداقل همچون آمریکایی ها-که تامدتهاتبعات زیادی برای آن دولت داشت-ازرسوایی وننگ مذاکره مخفیانه خودرا خلاص وبرهانند!وبه سرعت موضوع به این مهمی را(که هنوزهم برخی اززوایایش پنهان است)به بایگانی بسپارند!

درهیچ جای کتاب منتشرشده ازسوی محسن هاشمی رفسنجانی و همینطوردر مصاحبه هاومطالبی که بعدهادرمطبوعات ایران منتشرشد،اشاره ای به اعلامیه فوق نمی شود،ووقتی هم باپرسش هایی مبنی براینکه علت این دستگیری ها،افشای ورودمخفیانه مک فارلین به ایران  بوده است،روبرومی شوند،باپاسخ هایی  کوتاه وزدن برچسب اتهام،آنراانکارمی کنند.

مثلاروزنامه کیهان(۲۳آذر۱۳۶۵)،به نقل ازوزیراسبق واجا(محمدی ری شهری)می نویسد:

«درمورد برخی شایعات مبنی بررسوایی مک فارلین به ایران وارتباط آن بادستگیری سیدمهدی هاشمی محمدی ری شهری گفت:«این مساله هیچ ارتباطی باهم نداشت.اینهم ازآن جوسازی هایی بودکه می خواستند مساله را لوث کنند».(پایان نقل قول).

اماآیت الله منتظری آنرامحتمل می داندوبه این موضوع درخاطرات خود(درپرسش هایی که از وی شده است)اشاره کرده ومی نویسد:

سوال:

«به نظرشماآياميان جريان«مك فارلين»وجريان سيدمهدی هاشمی و دستگيری آقای اميد نجف آبادی ارتباطی وجود نداشت و اين جريان يك تصفيه حساب جناحی نبود؟».

وپاسخ آیت الله منتظری این است:

«همه چيزمحتمل است،والاحتمال خفيف الموونه؛وبعضی اخبارپشت پرده وبعضی تلكس هايی كه درآن وقت روي تلكس منزل مامنعكس مي شدحكايت ازاين ارتباط می كرد،وقضيه آوردن اسلحه از اسرائيل برای ايران هم دريكی ازاين تلكس هامنعكس شده بود،والعلم عندالله». (پایان نقل قول).

رجایی خراسانی که نمایندگی ایران درسازمان ملل رابرعهده داشت ودرهمان ایام هم بدلیل سرقت یک بارانی ازیک فروشگاه دستگیرشده بود،درمصاحبه ای با روزنامه کیهان(۱۳دی۱۳۶۵)وبدون کوچکترین اشاره ای به اعلامیه فوق،باجعل حقیقت و مغلطه سعی داردمساله راوارونه جلوه دهد.

وی دراین مصاحبه می گوید:

«علت سفرمک فارلین به ایران را اززبان خودآمریکایی هابشنویم.اگربخواهیم اززبان آنهابشنویم.به این ترتیب است که دریک معامله اسلحه ویادرجریان یک معامله اسلحه آنهااحساس کردندکه اگربه ایران بیایندباشرایطی مواجه می شوندکه بتواننددرباره روابط دوجانبه ایران وآمریکا صحبت کنند...من فکرمی کنم آنهاسعی کردندازکانال معامله اسلحه(چون به هرحال مادرجنگ هستیم وهمه می دانندمابه  سلاح نیازداریم)که ماازبازارآزادتهیه می کردیم آمریکایی هانوعی استفاده فرصت طلبانه ازیک معامله اسلحه کردند...مک فارلین ناگهانی به شکل یک حرکت جمیزباندی واردتهران می شودوچندروزی هم اینجابوده است...وخبرهم به مناسبت هایی پخش نشدودریک روزبخصوص اشغال لانه جاسوسی افشامی شودوبعداحتمالادرخاورمیانه هم درنشریه الشراع شده است.باچندساعت اختلاف خبرآن منتشرمی شود.واین امرطبیعی ست چراکه اصولاسفراین آقاغیرمترقبه است...اینهم محرزاست که مک فارلین هرچه دوست داشته گفته است وماهم هرچه صلاح می دانستیم بهش جواب دادیم وهرچه که اوراخوشحال کندبهش نگفتیم.این اجمال مساله است باوجوداینکه من درآن اطاق نبوده ام.امامن فکرمی کنم کلیات قضیه راآقای هاشمی رفسنجانی به حدکافی توضیح دادندوبعدیک سری جزئیات هم هست که خوب اصلاگفتنش درست نیست ومردم می دانندکه درست نیست ماهرچه راکه می دانیم بگوئیم ودرعین اینکه مطرح نمی کنیم نمی خواهیم بگوئیم که اینهاازمردم پنهان است ولی هست چیزهایی که مطرح کردنش به نفع جمهوری اسلامی دریک شرایطی نیست».(پایان نقل قول).

مجله پلیس انقلاب.سال پنجم.شماره شصتم.بهمن ماه۱۳۶۵به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی سیدمحمدعلی شهیدی،درسرمقاله خودیاعنوان«انفجاردرکاخ سیاه واشنگتن»وبازبدون اشاره به آن اعلامیه،به صراحت قلب حقیقت می پردازدودر تحلیلی پرازمغلطه وسفسطه آمیزچنین  می نویسد:

«ازسیزده آبان سال جاری باردیگرایران درراس اخبارامپریالیسم جهانی قرارگرفت. روزسیزده آبان که یادآورسه سال سالگردمهم درتاریخ معاصرکشورمان است، امسال بگونه ای متفاوت ازسالهای قبل برگزارشد.حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی جزئیات مربوط به سفریک هیات آمریکایی به تهران رادریک سخنرانی عمومی درمقابل مجلس شورای اسلامی افشاء نمودکه موجب گردیدباردیگرآمریکای جهانخواربابحرانی مواجه شودکه طی۶سال گذشته بی سابقه بوده است.اکنون باگذشت بیش ازسه ماه ازازاین جریان فرصت مناسب تری برای تحلیل این رویدادمهم فراهم شده است که امیدواریم در این قسمت مطالبی راکه تاکنون به دلیل عنوان نشده است باخوانندگان عزیزمطرح سازیم.باشدکه موردتوجه قرارگیرد.بنابه گزارش مطبوعات غربی درروزشانزدهم تیرما1365یک فروندهواپیمای خارجی درفرووگاه تهران به زمین می نشیندکه در همان روزچنددفترخبرگزاری غربی درتهران ضمن تماس بامقامات فرودگاه ازماهیت سرنشینان آن پرس وجومی کنند،که بدلیل مسائل امنیتی به سوالات آنهاپاسخی داده نمی شود.این موضوع به دلیل گذشت زمان به فراموشی سپرده شدتااینکه چهارماه به یازدهم آبان ماه روزنامه واشنگتن پست به نقل ازمنابع دیپلماتیک نوشت که ایران نقش مهمی درآزادی دیویدجاکوبین گروگان آمریکایی که مدت۵۲۱روزدراختیارسازمان جهاداسلامی بود،داشته است.یک روزبعددردوازدهم آبان مجله لبنانی الشراع مطالبی پیرامون سفرمحرمانه یک هیات آمریکایی به تهران منتشر ساخت.فردای همین روزیعنی درسبزدهم آبان به مناسبت تسخیرلانه جاسوسی آمریکاتظاهرات ضدآمریکایی  وسیع درتهران برگزارشد.درپایان این تظاهرات حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی باانتخاب موقعیت مناسب ازلحاظ تقارن این روزباتظاهرات ضدآمریکایی به افشای سیاست های مذبوحانه آمریگاپرداخت وطی آن ازسفررابرت مک فارلین پرده برداشت.انتشاراخبارمربوط به اخراج هیات نمایندگی آمریکاکه ازسوی ریگان  ماموریت داشتندضمن ملاقات بامقامات ایرانی راه جدیدی رابرای برقراری روابط مجددهموار سازند،مانندبمبی درکاخ سیاه واشنگتن انفجارایجادکرد...اگرچه آمریکایی هادرهمان تاریخ(تیرماه۱۳۶۵)سعی کردندباپاپوش درست کردن برای نماینده جمهوری اسلامی ایران درسازمان ملل ودستگیری ایشان به جرم به اصطلاح سرقت بارانی۹۰دلاری به نوعی وی رابه گروگان بگیرندتااحتمالااگربرای مک فارلین درتهران حادثه ای پیش آمدآنهانیز دستشان خالی نباشد،امااینکه کاخ سفیدبرای توجیه چگونگی شکست خوددر برقراری رابطه باایران آنهم به این شکل تحقیرآمیزهیچگونه توجیهی نداشت، موجب گردیدتاعلاوه بررئیس شورای امنیت ملی آمریکاجام پوین،کسترومعاون وی سرهنگ مرموزالیورنورث که مجبوربه کناره گیری شدند،رئیس سازمان سیادچارسکته مغزی شودوجرج شولتزوزیرخارجه وجرج بوش معاون رئیس جمهوروواین برگروزیردفاع نیزهرکدام سعی کنندباعدم قبول مسئولیت خودرامبری ازاتهامات وارده معرفی نمایند.دراین میان سخنگوی سابق کاخ سفید لاری اسپیک بدلیل تناقض گویی های مکررمجبوربه استعفامی شودودوتن دیگرازاعضای شورای امنیت ملی نیزبرکنارمی گردندودرمجموع بزرگترین بحران درشش سال حکومت ریگان بوجودمی آیدکه به گفته مطبوعات غرب بنابه اعتراف صریح ریگان کام این پیرمرد۷۵ساله برای اولین بارتلخ می شودوحتی تامرزاستعفانیزپیش می رود... ارتباط آزادی گروگانهای آمریکایی به فروش اسلحه به ایران ونیزدستگیری مهدی هاشمی ازجمله مواردی بودکه برروی آن تبلیغ می کردند.لکن جالب آن بودکه عده ای ازمطبوعات غربی دستگیری مهدی هاشمی رانشانه ای ازتمایل تهران به نزدیکی به آمربکاتحلیل می کردندوعده دیگراساسادستگیری مهدی هاشمی را پس ازآمدن مک فارلین ودرارتباط بامخالفت وی بااین سفرتحلیل می کردندکه این خودتناقض آشکاری درتحلیل های محافل غربی دراین زمینه بود.اعترافات مهدی هاشمی واظهارات وزیرمحترم اطلاعات بخوبی بطلان این تحلیل رابه اثبات رساند...مسلمااعلام خبرمسافرت مک فارلین بایددرموقعیت مناسب خودانجام می گرفت که مسئولین بادرایت خاصی بهترین شرایط رادراین زمینه انتخاب کرده اند».(پایان نقل قول).

کتاب«ماجرای مک فارلین»(نوشته فرزندهاشمی رفسنجانی)نیزحقیقت رابوضوح وآشکارمسخ واستحاله می کندومی نویسد:

«پس ازآزادی یکی ازگروگانهادرآبان۱۳۶۵دربرخی دانشگاه هااعلامیه هایی از سوی دفترتحکبم درمحکومیت برخی مراوده هاباآمریکایی منتشرمی شود.سپس درروزنامه ای محلی دربعلبک لبنان به این اعلامیه هاونیز ارتباطات اشاره ای می شودتااینکه حسن صبرا،ناشرمجله الشراع درمقاله ای در۳نوامبر۱۹۸۶ (۱۲آبان۱۳۶۵)فاش کردکه مشاورامنیت ملی آمریکادرراس هیاتی به تهران مسافرت کرده وبابعضی ازمقامات ایران درزمینه مبادله اسلحه مذاکره نموده است.(همان.ص۱۶۹).(پایان نقل قول).

این اعلامیه ازسوی دفترتحکیم نوشته نشده بودواگراعلامیه ای نوشته بودند زمانی بوده که مابه دلیل نوشتن وتوزیع کردن اعلامیه فوق آنزمان درزندان بودیم واحتمالااعلامیه دفترتحکیم پس ازمطلع شدن ازاعلامیه فوق،اعلامیه خودرامنتشر کرده اند.ودلیل دیگرش اینکه مازیراعلامیه خودراباامضای جمعی ازدانشجویان دانشگاه های تهران باصطلاح ممهورکرده بودیم.ونویسندگان این کتاب باعلم کامل ازماهیت این اعلامیه،اینگونه قلب حقیقت می کنند!

درآن اعلامیه که ابتدای آبان سال۶۵منتشرشدوهمان دلیل نامه خمینی به ری شهری وعلت دستگیری ها بود،به صراحت نوشته شده بود:

«طبق اخباررسیده،چه ازبعضی از مسئولین وچه در یک سری مطبوعات اروپایی مک فارلین مخفیانه وارد ایران شده ومحمدعلی هادی نجف آبادی نماینده تهران از جمله دیدارکنندگان آن بوده است!».

مطبوعات ایران هم پس از علنی شدن موضوع،به آن اشاره ای ندارند وبااخبارنصفه ونیمه،ناقص وسانسورشده به قلب حقیقت می پردارند.

بطور مثال:روزنامه کیهان،در۱۵آبان۱۳۶۵می نویسد:

«الشراع»،نشریه لبنانی طرفدارسوریه،در آخرین شماره اش که روزدوشنبه انتشار یافت،گزارش دادکه«مک فارلین»درماه سپتامبربه تهران رفته ودرهتل استقلال اقامت داشته است».

همین روزنامه در۱۴آبان۱۳۶۵می نویسد:«مک فارلین حضوردرایران راتکذیب کرد».

ودرادامه می نویسد:

«شبکه تلویزیونی ای.بی.سی آمریکا سفرمک فارلین به ایران راتائیدکرد».

وبانقل مطلب آسوشیتدپرس می نویسد:

«مک فارلین درایران چه می کرده است؟».

روزنامه کیهان هم چنین در۱۵آبان۱۳۶۵به نقل ازرادیو لندن می نویسد:

«اطلاعات بدست آمده ازمنابع موثق حاکی است که مک فارلین دوماه پیش به ایران سفر کرده بودوبه این علت تکذیب اودرمورداینکه درطی ماه جاری به ایران سفرنکرده است درست است...بایدگفت حدود۴ماه قبل شخصی که خودرامک فارلین فرستاده رئیس جمهوری آمریکا معرفی کرد،به همراه۳تن دیگرواردفرودگاه مهرآبادشد».

همین روزنامه درهمان تاریخ،بانقل قولی ازروزنامه واشینگتن پست،می نویسد:

آشکارشدن گفت وگوهای ایالات متحده وایران پیامدهای گسترده ای درتوازن بیولوژیکی،قیمت های جهانی نفت وکنترل تروریسم خواهدداشت.ایالات متحده نه تنهابرای رهایی گروگان های آمریکای،بلکه برای جلب همکاری ایران درمبارزه علیه تروریسم مشتاق تماس باآن کشوراست».

وبه نقل ازالشراع نشریه لبنانی طرفدارسوریه درآخرین شماره اش که روزدوشنبه انتشار یافت می نویسد:مک فارلین درماه سپتامبربه تهران رفت ودرهتل استقلال اقامت داشته است».

روزنامه کیهان درمورخه۲۰آبان۱۳۶۵بانقل قول از«مک فارلین»اخباربیشتری ازاین واقعه رامنتشرمی کندومی نویسد:

«درحقیقت درحدودیک سال ونیم پیش تلاش های مربوط به انجام گفت گوهامیان ایران وآمریکاآغازشدوزمانی که ماآگاه شدیم عناصری درایران هستندکه به وخامت اوضاع درکشوروبیهودگی ضررهای صدورتروریسم پی بردنددرطول زمان امکانات مربوط به گفت وگودرزمینه اختلافات جدی میان مابیک ملاقات درلندن درسال گذشته منتهی شد».(پایان نقل قول).

مبارزه باتروریسم وصدورتروریسم(منظورهمان صدورانقلاب است)راحکومت ج.ا.،بادستگیری وزندانی کردن وسپس اعدام سیدمهدی هاشمی به عنوان سردسته تروریسم وعامل صدورانقلاب کلیک خورد؛واین اولین قدم بود.

هم چنین به همان دلایلی که مادراعلامیه «چراملاقات های قائم مقام رهبری لغوشده است؟!»آنرانوشته بودیم،همان دلیل وعلت ورودمک فارلین  توسط کتاب «ماجرای مک فارلین»نوشته فرزندهاشمی رفسنجانی عنوان شد.این کتاب به آن اعتراف می کندوبه آشکارمی نویسدکه درچه مسائلی علی هاشمی رفسنجانی(برادرزاده علی اکبرهاشمی رفسنجانی)درحال معامله ومذاکره بوده است.

این کتاب درص۱۴۸می نویسد:

«روزبعدساعت۱۰مذاکرات مجددآغازمی شود. امااین باربه جای حکیم فرددیگری مسئولیت ترجمه رابرعهده می گیرد.علی هاشمی رابه اتاقی بدون پنجره باسقفی کوتاه هدایت می کنند.شایدبرای اینکه درآن مکان بهتربتوانند همه مکالمات راضبط کنند.درآناتاق«سیکورد»، «نورث»وفرددیگری حضورداشت که اورارئیس معرفی کردند.علی هاشمی معتقدبودکه آن شخص شبیه«پویندکستر»(رئیس شورای امنیت ملی)بود.صحبت هایی که دراین جلسه مطرح شدعمدتاحول همان محورهای ذیل بود:

۱_تروریسم.گروکان هاوآزادی آنان وپیشگیری ازتکراراینگونه مسائل درمنطقه ونیاز های تسلیحاتی ایران.

۲_استراتژی ایران.روسیه وامنیت خلیج فارس.

۳_مصالح ایران وآمریکا.(پایان نقل قول).

یعنی یک ساخت وپاخت محرمانه ومخفیانه برای بعدازمرگ خمینی!(اگرعلنی بودکه مساله ای نبود).

ریگان(رئیس جمهوری اسبق آمریکا)درسخنانی که ازشبکه های تلویزیونی آمریکاپخش شد،ملاقات کنندگان راچنین توصیف می کند:

«این افرادعناصری بودندکه مایل بودندحکومتی داشته باشندکه مابانوعی ازآن روزی روابط بسیارنزدیک داشتیم وبه همین دلیل بودکه مامراوده خودراباآنهاآغاز کردیم».

نشریه راه مجاهد،ش۶۱،سال۱۳۶۹ازقول مک فارلین می نویسد:

«آندسته ازمقامات ایرانی که طرف گفت وگوی مابودندافرادی معتبربوده وحتی در محدود ساختن ومبارزه باتروریسم نیزقاطعانه عمل کردند».

این افرادوعناصرمعتبرچه کسانی بودند؟!

برخی ازآنهاراکتاب«ماجرای مک فارلین(نوشته فرزندهاشمی رفسنجانی)ازآنها نام می برد.از جمله:وحید(یاهمان وحیدحقانی مسئول وقت اطلاعات سپاه،و ازاداره کننده گان کنونی بیت خامنه ای)،محسن رضایی(فرمانده کل سپاه) ومحمدعلی هادی نجف آبادی.که مادر همان اعلامیه خوددرابتدای آبان ماه سال۱۳۶۵نام دکترهادی نجف آبادی(نماینده تهران درمجلس شورای اسلامی)رابه عنوان یکی ازملاقات کنندگان به صراحت برده بودیم.وبعدهاهم معلوم شدکه حسن روحانی نیزازطرف های گفت وگوکننده بوده است که البته سال هابعد واین دفعه،وی توانست درمقام ریاست جمهوری ودرمذاکرات برجام به دلدارخود برسدوبرای برجام های دیگر هم تلاش کند!!

تلاشی که بامرگ قریب والوقوع خامنه ای،_ همچون خمینی_این بارنیزبادولت ترامپ که سرمایه دارواهل معامله است،محتمل است که بانرمش قهرمانه ای نه درتشک کشتی ودرمیان تماشای تماشاچیان،بلکه درپستوواتاق فکر آقایان به سرانجام برسد!!

وهم چنین احمدخمینی رانیزمی شوداضافه کردکه خواب رهبری راهم می دیدونقش مهم واثرگذاراودربی خبری خمینی ازجریانات، مثل عدم ترتیب دادن ملاقات افرادمختلف سیاسی باخمینی و کانالیره کردن او.

وازجمله عناصرمعتبرموردنظرریگان ومک فارلین،می توان ازاردشیرلاریجانی(اخوی رئیس قوه قضائیه ومعاون حقوق بشری وی) که اینک سه آتشه مخالف مذاکره وگفتگو باآمریکایی هاهستند،نام برد،که خودرااین چنین لوداده است!خانواده ای که چهاردهه برقدرت سیاسی چمپانته زده،لنگرانداخته ودرحال کنگرخوردن است. ودرخفاهم به ریش ملت می خندد!!

روزنامه انتخاب مورخه۱۲آذر۱۳۸۱از محمدجوادلاریجانی نقل می کند:

«درزمان آمدن مک فارلین به ایران فرصت بسیارمناسبی بودکه به این قدم آمریکاجواب مثبت می دادیم.زیرادرآن زمان آمریکابه این نتیجه رسیده بودکه باایران پیروزکارکند،امااین امرتوسط صهیونیست هالو رفت.درهیاتی که همراه«مک فارلین»آمده بود، دوجاسوس موسادوجودداشت که خود آمریکایی هادرجریان آن نبودند؛که هواپیمای یکی ازآنهابدلیل نقض فنی ازبین رفت ولی دیگری توانست به اسرائیل بازگردد».

همینطورهفته نامه تهران امروز(مورخ۲۱آذر۱۳۷۹)ازقول ایشان می نویسد:

«به نظرمن مذاکره باآمریکایی هانبایدبه عنوان«تابو»مطرح شود.مابرای منافع ملی خودمان،باشیطان درقعرجهنم نیزمی توانیم مذاکره کنیم».

هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی درسخنرانی خوددر۴نوامبر ۱۹۸۶(۱۳آبان۱۳۶۵)به مناسبت هفتمین سالروز اشغال سفارت آمریکادرتهران برخلاف حقیقت می گوید:

«مک فارلین به اتفاق چندتن دیگر به ایران آمدولی هیچ یک ازمقام های ارشددولت جمهوری اسلامی ایران باآنان ملاقات نکردند».(همان.ص۱۶۹).(پایان نقل قول).

این درحالی ست که همان کتاب ماجرای مک فارلین(نوشته فرزندش محسن)در جای دیگرو بانقل قولی ازخاطرات خودش،درص۱۰۰خلاف مدعای فوق رااعتراف و می نویسد:

«هاشمی رفسنجانی درخاطرات ۲۳اردیبهشت خودنوشته است:

«به آقای کنگرلوگفتم باآقای وحیدی درمورد امنیت آمریکایی هاکه بناست بیایندهماهنگ کنند.البته بعیداست که بیایند».(پایان نقل قول).

این یعنی اینکه  اوازپیش منتظربوده وهم چنین نشان می دهدکه وی مایل بوده که آمریکایی هابیایند،ازجمله بعیداست که بیایند،معلوم است!!

ولی آمریکایی هامی آیند.

کتاب«ماجرای مک فارلین»(ص۱۰۱)ورودمخفیانه رااینگونه شرح می دهد:

«بالاخره درچهارم خرداد۱۳۶۵هیات آمریکایی به سرپرستی مک فارلین به ایران آمد».

همراهان مک فارلین،الیور نورث،جورج کیو،هاواردتایچر،امیرام نیروفدری متخصص امورفنی،مخابرات وپشتیبانی معرفی شده بودندواعضای تیم مذاکره کننده ایرانی نیز نجفی،مصطفوی،سمیعی وکنگرلونامیده می شدند(همان.ص۱۱۶).

واین ارتباط ازاسفند۱۳۶۴شروع شده بود.

مهم ترین نقطه این رابطه پنهانی وقتی اهمیت پیدامی کندکه بعدهاگفته شدخمینی یکباردرفروردین۱۳۶۵تایک قدمی مرگ رفته بود.وازآنزمان تامرگ خمینی در سال۱۳۶۸همه اتفاقات مهم درعرض سه سال انجام شد.فقط افشای مک فارلین ذائقه آقایان رابسیارتلخ کرده بود!

قبل ازمرگ خمینی لازم بودخیلی ازمسائل حل شود.

ازجمله قائم مقامی آیت الله منتظری -که ازهمه موضوعات مهم تربودوبایدفوراحل می شد-ومثلث:احمدخمینی،هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای،والبته باتعاون جناج چپ،یعنی سازمان مجاهدین انقلاب ومجمع روحانیون مبارزبه رهبری سیدمحمدموسوی خوئینی ها (که جناح چپ پشت سراحمدخمینی سنگروایشان رادرقضایاجلومی انداختند!) همگی آنهامایل نبودندآیت الله منتظری رهبری پس ازامام راداشته باشند.

آیت الله منتظری خودبه این موضوع اشاره می کند:

یکجادرنامه ای که به ری شهری(یک روزپس ازنامه خمینی  به ری شهری مبنی برفرمان واجازه دستگیری ها)درتاریخ۷آبان۱۳۶۵به وزیر اطلاعات می نویسد:

«ورابعابرحسب اطلاع ازبعضی منابع موثق مسائل مهم تری درپشت این صحنه وجودداردومحتمل است جنابعالی وجه المصالحه شده باشید».(نقل ازکتاب خاطرات ری شهری،ص۱۹۱).

وجای دیگر،درخاطرات خودبه صراحت به این موضوع پرداخته ودرپاسخ به پرسش هایی،می نویسد:

سوال:

«چندوقت پيش ازاينكه آقای هاشمی رفسنجانی درمقابل مجلس سخنرانی كندواين مساله را برای مردم افشاكندشمادرجريان آن قرار گرفتيد؟».

پاسخ آیت الله منتظری:

«به طوردقيق مدت آنرايادندارم.البته بعداز مدتی هم همان آقای منوچهرقربانی فربرای من پيغام فرستادكه قراراست شماراازقائم مقامی عزل كنند-مدتی قبل ازجريانات بركناری و مسائل آن بود-معلوم می شودكه اويك ارتباط هايی باجاهايی داشته واطلاعاتی داشته است ومابی خبربوديم؛اين نشان می دادكه آقايان مدتهاپيش ازنامه۱/۶و۱/۸كه درفروردين ماه۶۸ اتفاق افتادتصميم خودراگرفته بودندودرتلاش بودندكه زمينه ذهنی برای امام هم فراهم كنند؛حتی تحركات آنهاقبل ازجريانات سال۶۸علنی شده بود،ازجمله درهمان ايام بود (۱۳۶۷/۱۱/۲۹)كه بعضی ازدوستان قديمی مايعنی آقايان مهدی كروبی وامام جمارانی وزيارتی راهم تحريك كردندكه آن نامه تندو سراپاكذب وتهمت راخطاب به اينجانب بنويسندوچنانكه شنيدم بعضی ازافرادمنسوب به بيت اينجانب راهم كه بااحمدآقارفيق و مرتبط بودندبه ملاقات مرحوم امام برده بودند تامطالب دروغی راعليه من وبيت من به امام گزارش بدهند؛وشنيده شدكه بعضی ازآقايان به عنوان اعتراض عليه من عمامه خودرا نزدامام به زمين زده وباحالت گريه وانابه معظم له راتحت تاثيرقرارداده اند».(پایان نقل قول).

یادم می آید(نویسنده این گزارش)وقتی از زندان آزادشدم،فکرکنم همان اوائل سال۶۷بود، یعنی خمینی هنوزنمرده بود!درجایی بودم که آقای خاموشی(از موتلفه بازارکه بامرحوم ابوی مادوست بود)حضورداشت،صحبت هایی بین ما شد،ایشان آنزمان به من گفت:

«قراراست آقای خامنه ای رهبرشود»!ا

این یعنی اینکه  آشی که بعداپخته شدوبخورد ملت دادند(انتخاب خامنه ای به رهبری)ازهمان زمان موادش راداشتند تهیه می دیدند!

درادامه شرح ماجرای مک فارلین،همان کتاب نوشته فرزندهاشمی رفسنجانی،درشرح ماجرای مذاکرات وگفتگوهای محرمانه علی هاشمی (برادرزاده هاشمی رفسنجانی)می نویسد:

«یک روزز پس ازملاقات مقامات آمریکایی باطرف های ایرانی درفرانکفورت در۲۷ فوریه(۸اسفند۱۳۶۴)دومین محموله پانصد قبضه ای موشک های تاوبه بندرعباس منتقل شد...دردهم اسفندکنگرلوگزارش مذاکره با آمریکایی هارابه هاشمی رفسنجانی می دهد... آمریکایی هاخواستارحضورهیات بلندپایه ای درتهران شدند...قربانی فردراین موردبه کنگرلومی نویسد:فروردین ماه۱۳۶۵گزارش رسمی به بردارحاج محسن!(منظورمحسن کنگرلواست):احترامابه استحضارمی رساندکه من درتاریخ سوم آوریل واردواشگتن گردیده ودرتاریخ هفتم آوریل به لندن مراجعت کردم.درطول اقامت خودودرضمن ملاقات هایی مفصل وبسیارطولانی بامقامات بسیار بلندپایه کاخ سفیدودوستان خودتوافق ذیل دقیقاحاصل گردیدکه عیناجهت تصمبم گیری فوری به علت حائزاهمیت بودن مساله تقدیم می گردد:به علت حساسیت واهمیت بسیار رابطه نوپاوسری باایران ومقابله باخطرات جدی وقابل پیش بینی فوری ازطرف نیروهای سرخ که شمه ای ازآن رابامشخصات دقیق فنی به اینجانب نشان دادندوواقعاتکان دهنده بود، هیات آمریکایی برای تصمیم گیری های لازم ومذاکرات وتبادل نظرراجع به مسائل ذیل درتاریخ چهارشنبه۲۳ آوریل۱۹۸۶ (۳ردیبهشت۱۳۶۵)به تهران واردخواهندشد.(همان.ص۹۶و۹۷).

همانطورکه دربالاازهمین کتاب نقل کردیم خردادماه۱۳۶۵مک فارلین به ایران آمد.

بنابه نوشته کتاب«ماجرای مک فارلین»علی هاشمی درشهریور۱۳۶۵بامقامات آمریکایی در بروکسل درادامه روندسفر مک فارلین ملاقلات می کند.

این کتاب می نویسد:

«بنابراظهارات علی هاشمی(برادرزاده هاشمی رفسنجانی)اوکه در سن۲۵سالگی زمانی که دانشجو(رشته زمین شناسی دانشگاه شهید بهشتی) بودبه بیماری چشم مبتلاشدو درمردادماه۱۳۶۵به اتفاق همسربرای معالجه عازم لندن شد».(پایان نقل قول).

این روایت آدم را به یادژن برتربودن پسرعارف درنوارویدئویی که ازخودمنتشرکردو درموردایرانسل حرف هایی رازدمی اندازد!!

همان کتاب درادامه می نویسد:

دربحث های دوستانه ای که جلال ساداتیان کاردارایران درلندن باوی داشت ساداتیان ابراز می کندبرخی تماس هاباسفارت واوگرفته می شودکه اوباتوجه به اینکه نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران است نمی تواند پاسخگوی آنهاباشد.سادتیان برخی ازاین تماس هاراباعلی هاشمی مطرح می کندوازاومی خواهدبه یکی ازاین ملاقات های درخواستی برودزیرافردمتقاضی ابرازکرده بودمطالب خود راصرفاباکسی درمیان می گذاردکه مستقیمابا مقامات عالی رتبه ایران درتماس باشد.(پایان نقل قول)

علی هاشمی هم برادرزاده علی اکبرهاشمی رفسنجانی بوده وآقای رفسنجانی هم در آنزمان همه کاره این ممکلت.وعلی هاشمی هم ازهمان عناصروافرادمعتبرکه ریگان ومک فارلین که پیشترسخن شان رادربالاگفته ایم!

کتاب درادامه شرح ماجرا،می نویسد:

«ترتیب ملاقات دریکی ازهتل های لندن توسط ساداتیان بااین شخص که خودرا شهریاری معرفی نمودداده می شود.البته بعدامشخص شدکه نام اودرویش است.دراین ملاقات درویش(شهریاری)صحبت ازیک ایرانی بنام آلبرت حکیم می کندکه ازسوی آمریکایی هاپیغامی داردمبنی براینکه آنان می خواهندبه ایران در جنگ ورفتن صدام کمک کنند».(پایان نقل قول).

یعنی آمریکامحض رضای خدامی خواهدموش بگیردوبه مادررفتن صدام کمک کند،آنهم با فروش اسلحه های اسرائیلی؟!!

کتاب همچنین درادامه می نویسد:

«علی هاشمی بدون هیچ هماهنگی قبلی با مقامات ایران وباتوجه به روحیه ماجراجویش می پذیردکه باآنان ملاقاتی داشته باشد.ترتیب ملاقات دربروکسل داده می شودودلیل تغییر مکان نیزنگرانی ازجاسوسی سیبستم های اطلاعاتی شوروی وانگلیس عنوان گردید.».(همان.ص۱۴۵).(پایان نقل قول).

اینکه علی هاشمی بدون هیچ هماهنگی و باصطلاح خودسرپاشده است رفته بارئیس شورای امنیت آمریکادرموردتروریسم وصدور انقلاب ومسائل منطقه مذاکره وگفت وگوکرده است،این همان طنزماجراست!!

مگرآمریکایی هامغزخرخورده اندکه بایک جوان۲۵ساله به صرف برادرزاده بودن باعلی اکبرهاشمی رفسنجانی اینهمه وقت بگذارند وافرادمهم خودرابرای گفت وگوباطرف ایرانی واردماجراکنندکه ایشان یعنی«علی هاشمی»بدون هماهنگی بامقامات ایران پاشده وآمده وپای میز مذاکره نشسته است!!؟

بله.درست است.مقامات ایرانی خبرنداشتند.چندنفرخاص ازحکومت.ازجمله هاشمی رفسنجانی که می دانست خمینی بزودی رفتنی ومردنی ست،خبرداشتندوهمین این سرنخ وکلید حل معماست؟

بازدرادامه همین کتاب می خوانیم:

«دراوایل شهریور۱۳۶۵،آلبرت حکیم ویک آمریکایی به نام«سیکورد»به ملاقات علی هاشمی درهتل محل اقامت وی دربروکسل می روند.دراین ملاقات«سیکورد»به عنوان مشاور ریگان ودارای درجه نظامی سرلشگرمعرفی می شودودرموردسوابقش ذکرمی شودکه پیش از انقلاب چندسال درایران به عنوان مستشار نظامی درنیروی هوایی بوده است.اوبرای ایجاداطمینان عکس هایی ازخودوریگان را نشان می دهد.دراین جلسه حکیم نقش مترجم راداشت.وترنرنیزصحبتی نمی کرد».(همان کتاب،ص۱۵۴).(پایان نقل قول).

یک دلیل لورفتن ماجراوسپس افشاگری رادر همین کتاب اشاره می کند.همانجاکه قربانی فررامجبورمی کندبرای حفظ جانش یک نسخه آنرابه امیدنجف آبادی بدهد تاآنرابه آیت الله منتظری که آنزمان قائم مقام رهبری بوده است بسپارد.وهمین دلیلی است براعدام امیدنجف آبادی.

همان کتاب می نویسد:

«حکیم هم هم چنین درباره قربانی فرمی گوید:بهتراست ایرانی هامواظب قربانی فر باشند.واورابه ایران برده ودرتهران نگاه دارند. قربانی فرمی ترسدبدست آمریکایی هاکشته شود.وبرای همین شرح همه چیزرامکتوب کرده ودراختیاریک استاد دانشگاه درآمریکاگذاشته است تاتهدیدبه افشای آن نوعی ضمانت جانی اوباشد.(همان،ص۱۴۸).(پایان نقل قول).

آیت الله منتظری درکتاب خاطرات خود ودرپاسخ به پرسشی که شده است می نویسد:

سوال:

یكی ازمسائلی كه درارتباط باجنگ ايران وعراق دررسانه های داخلی و خارجی انعكاس وسيعی يافت ماجرای سفر محرمانه مقامات آمريكايی به ايران و پيامدهای پس از آن بود؛لطفابفرماييدآياحضرتعالی ازاين سفراطلاع داشتيدياخير؟چه كساني دراين ماجرانقش داشتندوچگونه خبرآن فاش گرديد؟

 آیت الله منتظری پاسخ می دهد:

«اين ماجرايك جريان سرِّی بود،شخصي به اسم «منوچهر قربانی فر»اهل ايران دلال و واسطه خريداسلحه وآدم ثروتمندی بود،اين شخص رفته بودخارج وباهمه اينهامربوط بود، باآمريكاوكشورهای خارج ارتباط داشت.اين شخص با«مك فارلين»نماينده ريگان آمده بود ايران،اينطوركه من شنيدم دكترمحمدعلی هادی هم ازطرف مسئولين باآنان تماس می گيرد،من اينهاراخبرنداشتم،مامور خريد اسلحه هم يك نفربه اسم«محسن كنگرلو»يكی ازاعضای سپاه بود،او واسطه بوده كه«منوچهر قربانی فر»برای آنهااسلحه وقطعات خريداری كند،اين اسلحه و قطعات راآمريكا داشته، و آمريكامی خواسته بدينوسيله باايران رابطه برقرار كند.قربانی فربه ضمانت كنگرلوپول اجناس راداده بوده وكنگرلودروقتی كه می بايست پول رابدهدنداده بودوكارآنان به مشاجره كشيده بود.بعدآقای قربانی فردو تانامه به آقای كنگرلومی نويسدكه يكی ده صفحه وديگری نوزده صفحه بودو فتوكپی آنهاراخودآقای قربانی فربه عنوان اينكه من قائم مقام رهبری هستم به وسيله مرحوم آقای اميدنجف آبادی برای من فرستادودرواقع بانوشتن اين دونامه جريان رالوداد،چون آقای محسن كنگرلوبه وعده هايی كه به اوداده بود عمل نكرده بود،البته محسن كنگرلوهم يك واسطه بوده؛بعدازاينكه اين نامه هادست من رسيدتازه فهميدم كه يك چنين جريان و قراردادوارتباطی بوده است ومك فارلين و هيات آمريكايی باقربانی فربه تهران آمده اندو سلاح آورده اندبالاخره چون اينهاحرفشان شده بودمن فهميدم كه چنين قضيه ای هست ودر اين ميان معلوم شدردپای اسرائيل هم درميان بوده است واصلا اشكال من اين بودكه چرا بايدكاربه جايی برسدكه ماخواسته باشيم با اسلحه اسرائيلی باعراق بجنگيم.بعدآقاي هاشمی رفسنجاني كه پيش من آمدمن به او اعتراض كردم كه چراقضيه مك فارلين رابه من نگفتيد؟خيلي تعجب كردوگفت:«شمااين قضيه راازكجا فهميديد؟!» گفتم:«ازهركجافهميدم،چرااين قضيه رابه من نگفتيد؟»

گفت:«قصدداشتيم اين قضيه رابعدابه شمابگوييم»؛

بالاخره من اعتراض كردم كه چراخودسرانه اين كارهارامی كنيد،وآنهاناراحت بودندكه چرامن اين مسائل رافهميده ام».

سوال:

آیادرجلسات سران،اين مساله مطرح نشده بود؟

پاسخ آیت الله منتظری:

«درآن جلسات كه من بودم مطرح نشده بود، ماجراراازدونامه اعتراض منوچهرقرباني فربه محسن كنگرلوكه فتوكپي آنهارابرای من فرستاده بودباخبرشدم».

سوال:

آيامرحوم امام(ره)درجريان اين معامله بودنديانه؟

پاسخ آیت الله منتظری:

«من درست نمی دانم كه مرحوم امام(ره)در جريان اين مساله بودنديانه،ولي من پس ازآنكه اين جريان راشنيدم رفتم به بيت مرحوم امام وجريان رابرای حاج احمدآقاگفتم،اوخيلي تعجب كردكه شماازكجادرجريان قرارگرفتيد؟گفتم:«ازهرجا، بالاخره اجنه به من خبرداده اند!».

گفت:«خوب گاهی اين اجنه كه برای شماخبر می آورنداين خبرهارابنويسيدوبرای امام هم بفرستيد!».

گفتم:«بالاخره اينگونه نيست كه من درجريان قرارنگيرم»،ولی آقايان ازاينكه من به طوركامل همه اين جريان رامي دانم خيلي ناراحت بودند».(پایان نقل)

وپایان سخن اینکه:

نفس مذاکره(حتی بااسرائیل)اگرعلنی وشفاف باشددرهرزمانی نه تنهاضررندارد، بلکه مفیدهم هست.دنیای بین الملل دنیای معامله،تعامل وگفتگوست.

نفس خریداسلحه هم محل نزاع نبود.چون باتحریم هایی که ازهمان زمان بواسطه تصرف سفارت آمریکادرتهران توسط دانشجویان خط امام انجام شد،معاملات خارج ازعرف وبصورت دلالی وواسطه،خصوصابرای تامین منابع جنگ باعراق،عادی بودوانجام می شد. نکته ای که منجربه افشای موضوع ازجانب ماشد،این بودکه دریک سوی معامله مقامات مهم آمریکایی یواشکی به ایران آمده بودندودر کنارآن،اسلحه های  اسرائیلی رابرای کمک به ما درجنگ علیه صدام برای فروش!!وازهمه مهم تر،درکنارآن رسیدن به تفاهم درمسائلی مهم(باتوجه به مرگ زودرس خمینی).

چراافشای این سفرمحرمانه آنقدردرخودآمریکا بازتاب داشت وحتی دولت ریگان را تاحداستعفاءوادشت؟

چون کاری که آمریکایی هاکردندخلاف قاعده خودشان بود.اسثثنایی بودکه اگر موضوع افشانمی شد،منافع بسیاری برای آنهاداشت!

امادرایران قضیه برعکس است:اسثتناهاقاعده می شوندوقاعده هااستنثا!!؟

والسلام <

...


از:محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگاربیکار)

آبان ماه۱۳۹۶

https://t.me/shoorijezehmohammad

منبع:پژواک ایران


محمد شوری

فهرست مطالب محمد شوری در سایت پژواک ایران 

*قلب حقیقت درماجرای مک فارلین! [2017 Nov] 
*چندسال پیش(۸شهریور۱۳۶۰؛انفجارکاخ نخست وزیری(شهیدسوم! [2017 Aug] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر) قسمت پایانی(پایان جمهوری) [2017 Aug] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر) قسمت هفتم(تدارکاتچی ولایت فقیه)  [2017 Jul] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر) قسمت ششم(آتش تهیه)  [2017 Jul] 
*وقاحت هم حدی داردآقای فلاحیان! [2017 Jul] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر) قسمت پنجم(چهره اسناد) [2017 Jul] 
*چندسال پیش(قسمت چهارم)ویژه ابوالحسن بنی صدر(خمینی پاریسی)  [2017 Jul] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر)قسمت سوم(قطب فقط قطب ولایت فقیه) [2017 Jun] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر)قسمت دوم(هاشمی،هاشمی،ابوالحسن درنره!) [2017 Jun] 
*چندسال پیش (ویژه ابوالحسن بنی صدر) - قسمت اول (دادستان،دادستان، ابوالحسن درنره!) [2017 Jun] 
*عامل تغییرنظام شناسایی شد! [2017 May] 
*به مناسبت آغازبکار سی‌‌‌امین نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران، در شهرآفتاب [2017 May] 
*استبداد نامرئی [2017 Apr] 
*تحریم؛ رفراندوم انتخاباتی [2017 Apr] 
*احمدی نژاد،کوتوله ای که غول شد! [2017 Apr] 
*بهمن۵۷؛انقلاب گیوتین  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛انحصارطلبی اصلاح طلب!  [2017 Jan] 
*در پاسخ به بیانیه ی دادگاه ویژه روحانیت به احمد منتظری؛ من یکی ازاعضای باند سیدمهدی هاشمی هستم!  [2016 Dec] 
*فتح سفارت آمریکا در13 آبان 1358رابطه های بی رابطه؛ تدابیر بی تدبیر!  [2016 Nov] 
*دین را زمینی کنیم!  [2016 Oct] 
*مشکل جهان اسلام متولی آن است! [2016 Oct] 
*دو روی سکه ی بحران سوریه [2016 Oct] 
*نفوذی انقلابی زیرعبای من!؟ [2016 Aug] 
*فقدان رهبری درپساخامنه ای  [2016 Jul] 
*مبارزه بافساد؛ نمایشی کمدی درام مبارزه بافساد در جمهوری اسلامی [2016 Jul] 
* روزشمارمن و روزنامه سلام [2016 Jul] 
*چندسال پیش (44) محمدمنتظری، وفات7تیر1360 (قمست پایانی) [2016 Jul] 
*چندسال پیش (44) محمدمنتظری، وفات7 تیر 1360(قسمت چهارم) [2016 Jun] 
*چندسال پیش (44) محمد منتظری، وفات 7تیر 1360 (قسمت سوم)  [2016 Jun] 
*چندسال پیش(44)محمدمنتظری،وفات7تیر1360(قسمت دوم)  [2016 Jun] 
*چندسال پیش (۴۴) - محمدمنتظری، وفات ۷ تیر ۱۳۶۰ (قسمت اول) کاسه داغ تر از آش [2016 Jun] 
*جهان بینی حقوق بشری جهان وطنی! [2016 Jun] 
*سروش سلمان رشدی!  [2016 May] 
*اجتهاد در مقابل نص؛اساس جمهوری اسلامی ایران [2016 May] 
*چندسال پیش(42)پیغام امروز به آیندگان(13اردیبهشت،روزجهانی آزادی مطبوعات) بخش دوم [2016 May] 
*چندسال پیش(42)پیغام امروز به آیندگان(13اردیبهشت،روزجهانی آزادی مطبوعات) بخش اول  [2016 May] 
*توبه نصوح،حق الناس و ج.ا.ا  [2016 Apr] 
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)تیترخبر [2016 Feb] 
*چندسال پیش(ویژه انقلا57)من ساواکی نیستم  [2016 Feb] 
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)زندانی وخانواده های زندانیان [2016 Feb] 
*چندسال پیش(ویژه انقلا57)احزاب وگروه هاوسازمانها [2016 Feb] 
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)حرفهای تلفنی مردم [2016 Jan] 
*چند سال پیش(ویژه انقلاب57)حرف های نظامیان، افراد حکومتی و سیاستمداران [2016 Jan] 
*چند سال پیش(ویژه انقلاب57)روحانیت وحکومت اسلامی [2016 Jan] 
* چند سال پیش(ویژه انقلاب57)حرف های روشنفکران [2016 Jan] 
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)عکس امام در ماه [2016 Jan] 
* سخنی که طنز ومحضکه عام وخاص شد! [2016 Jan] 
*دمکراسی سلبی [2016 Jan] 
*در فقد آیت الله منتطری [2015 Dec] 
*اگر حصرکروبی ومیرحسین موسوی برداشته شود چه می شود؟ [2015 Nov] 
*مصاحبه ای منتشر نشده ای با خانواده جید شریف [2015 Nov] 
*آیا هاشمی رفسنجانی عوض شده است؟ [2015 Nov] 
*چرخه قدرت در مطبوعات در حال کما! [2015 Nov] 
*جامعه مدنی و جامعه زدنی(مجموعه اول) [2015 Nov] 
*اسلام را از مسیراصلی منحرف کردیم! [2015 Oct] 
*من ماله می کشم پس هستم! [2015 Sep] 
*دمکراسی دینی! [2015 Sep] 
*پارادوکس نفاق [2015 Aug] 
*حزب اصلاحات حق مسلم ماست! [2015 Aug] 
*«علامه» بجای «آیت الله»! [2015 Aug] 
*فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی [2015 Aug] 
*انقلابی که آنرا به مرگ گرفتند وبه تب راضی شد! [2015 Jul] 
*سرباز گمنام در انواع مختلف/این یک داستان واقعی ست [2015 Jun] 
*مملکت همش واس ماس؛ این یک داستان واقعی ست [2015 May] 
*قول سیاست،غول اقتصاد [2015 Apr] 
*حفظ نظامه،مگه چیه؟ [2015 Apr] 
*تفاوت اپوزیسیون در گذشته و حال؟ [2015 Mar] 
* دولت سایه ای که من می دانم قسمت ا تا ده [2015 Mar] 
*ولایت فقیه خوب/ولایت فقیه بد [2015 Feb] 
*۳۶ سال سلطنت فقیه [2015 Feb] 
* شرکت سهامی خاص ج.ا.ا.با مشغولیت نامحدود! [2015 Jan] 
*سیاست قربانی سیاست(مجموعه دوم) [2015 Jan] 
*هارمونی علی مطهری! [2015 Jan] 
*سیاست قربانی سیاست(مجموعه اول) [2014 Dec] 
*تاوان 444 روز [2014 Nov] 
*داعش دشمن فرضی صهیونیزم،غرب وآمریکا [2014 Oct] 
*آمریکا منجی بشریت! [2014 Aug] 
*این یک داستان واقعی ست [2014 Apr] 
*نیمه پر، نیمه خالی [2014 Jan] 
*خط قرمز ماست! [2013 Nov] 
*نقشه پیش فرض در دست های آلوده [2013 Oct] 
*شنود چی های «واجا»ونوچه شیپورچی های مطبوعات چی! [2013 Sep] 
*روزخبرنگار، انجمن صنفی روزنامه نگاران و خودم [2013 Aug] 
*کتاب، نمایشگاه، یک گزارش [2013 May] 
*34سالگی انقلاب بهمن 57 [2013 Jan] 
*قرآن رمل و اسطرلاب نیست [2013 Jan] 
*احمدی نژاد اصلاح طلب می شود [2013 Jan] 
*گیرِ مردم [2013 Jan] 
*تفاوت منتظری و خمینی [2012 Dec] 
*قانون اساسی با سرویس پوپولیسم! [2012 Dec] 
*سکولاریزم دینی! [2012 Nov] 
*دلار رازی است [2012 Nov] 
*خاتمی خامنه ای را نجات می دهد! [2012 Nov] 
*حفظ نظام یا انقلاب؟ [2012 Oct] 
*هاشمی شویی [2012 Oct] 
*بدویت سیاسی [2012 Sep] 
*آگاهی ایزوله شده [2012 Sep] 
*رضاخجسته رحیمی،سعید حجاریان؛ پرسش هایی که نشد،حرفهایی که نزد! [2012 Sep] 
*آیاترورهای هسته ای کاروزارت اطلاعات است؟! [2012 Aug] 
*اقتصادمقاربتی؛واقعیت این است! [2012 Jul] 
*تغییر کاربری در حکومت [2012 Jul] 
*هوس زور آزمایی با اسرائیل [2012 Jun] 
*روشنفکری شریعتی [2012 Jun] 
*نظارت حراستی! [2012 Jun] 
*اصلاحات فقط با تغییر قانون اساسی میسور است [2012 Jun] 
*ما بی شرف ها مانده ایم [2012 Apr] 
*نفتی که ملی نشد،ملتی که نفتی شد! [2012 Mar] 
*جدایی نان از سیاست [2012 Mar] 
*مردم جن زده مفتون شیدایی سیاستمداران! [2012 Jan] 
*پهلوی رضا پهلوی، آینه چو عیب تو بنمود راست/خود شکن آینه شکستن خطاست [2012 Jan] 
*دور زدن دمکراسی!  [2011 Oct] 
*احمدی نژاد این روزها یک توپ بسکتبال شده است! [2011 Oct] 
*بورژوا کُمپرادُرهای مسلمان! [2011 Sep] 
*«واجا» [2011 Aug] 
*سوتک و سکوت [2011 Jan]