قرآن رمل و اسطرلاب نیست
محمد شوری

طبله ها در پیش عطاران ببین
جنس را با جنس خود کرده قرین
قرآن رمل و اسطرلاب نیست که فال بین با دیدن کف فنجان،و طالع بین با خطوط کف دست،به کشف برسد و فرد را از عواقب و مناقب آن آگاه سازد!
«محسن کدیور»با چه رموزی بر اساس آیات5تا7سوره مؤمنون وآیات20تا31سوره معارج،دانست که استمناء(جلق زدن)درقرآن آمده و حرام و گناه کبیره است؟
اصلا مگر در مقابل و مقام خداوندی،گناه صغیره و کبیره هم دارد؟!
آیا مگر قرار است سیر تا پیاز هر موضوعی را در قرآن کشف وسپس برای آن حکم  صادر و قانون بنویسیم؟!
و چون کشف نمی شود،با جستجو و پیدا کردن یک سری روایات منقول،(احادیثی که برای«زید»معتبرو برای«عمرو»نامعتبر است)به کشف ناگفته های قرآن برسیم؟!
مثلامرحوم«احمد قابل»-که او نیز شاگرد نو اندیش آیت الله منتظری است-بر خلاف ایشان،حکم شاذّی برای استمناء(جلق زدن)صادرنکرده ونظری متفاوت باوی دارد. که از همین جا تفاوت شاگردها و استاد هم معلوم می شود.
برخی از شاگردان ناخلف،برخی کودن و کور ذهن و برخی مُرید و گاه عالم تر از خود استاد هستند.بقول مولوی در مثنوی:
«هر دو گون زنبور خورند از محل
لیک، شد زآن،نیش و زین دیگر عسل
هر دو گون آهو گیا خورند وآب
زین یکی سرگین شد وز آن مُشک ناب».
نمی خواهم دخول درتخصص شماکنم؛آنهابرای شماوامثال شمادرمباحثات دینی سودمنداست؛امامی خواهم بگویم،به قول یک عالم دین(نمی دانم،شاید آیت الله منتظری گفته باشد):«نروید50سال درحوزه درس بخوانیدوبعدازروی دست هم،یک رساله عملیه بنویسید»!
می خواهم مقصودخودرابه زبان ساده(ونه عوامانه وعامیانه)وباصراحت قرآن بیان کنم؛وبرای آن نیزدلیلی جزعقل ندارم؛وعقل هرکس-بستگی به نوع شناخت وفهم-اندازه اش تفاوت دارد.
زیرا همه مباحثات،اختراعات و کشفیّات و غیره،از فلسفه گرفته تا فیزیک و ماورای آن،بااندیشه و تفکرکردن-که همان کارخانه عقل است- بدست می آید.و اتفاقا یکی از راههای استنباط احکام دین،عقل است؛که به گمانم به آن شکل صحیح نیست!
این ظلم به اندیشه وتفکر وعقل است که بخواهیم آنرادرردیف«سنت،اجماع و کتاب»قرار دهیم.چون هرنوع آنالیز کردن اجماع دیگران،و احادیث وروایات رسیده از صحابه وغیره وسنت رایج درعهدپیامبروامامان،و غور در کتاب آسمانی قرآن،بواسطه تجزیه و تحلیل و بررسی و(به اصطلاح منطق)صغرا و کبرا چیدنها،توسط عقل صورت می گیرد.
هرچنددرمقام عشق وخلوص ومناقب عالی بین خالق ومخلوق،به قول مولانا، «محمدجلال الدین رومی»،«پای استدلالیان چوبین»است،امااین بکارزندگی روز مرّه وتدوین وتبیین مِتدمُدن مُدرنیته موجودنمی آیدومربوط به بخش شخصی انسان است،که درشیوه تعلیم وتربیت وآداب رسیدن به شناخت«همت عالی»می خواهد.
درعالم واقع  وعالم زندگی،هرفرد(اعم اززن ومردومسلمان وغیر مسلمان،زرد وسرخ وسیاه وسفید)هم«موسی»است و هم«شبان».(همان داستان موسی و شبان در  مثنوی مولوی).لذا نخواهیم با چنین کشفیّاتی شبان ها را موسوی کنیم!
دکتر«عبدالکریم سروش»در جایی گفته و نوشته است:
«مهم ترازپاسخ سؤال،طرح سؤال است.سؤال،اگر سؤال خوبی بود،کار سودمندی  است؛ولو شما خودتان جواب باطلی به آن بدهید.چرا؟برای اینکه قافله را روانه  کرده اید. آتش را افروخته اید.لازم نیست همه جوانبش بدست شما سامان بگیرد. بخش های دیگرش را دیگران عهده دار می شوند.».
سؤالی ازشماشد-هرچندجواب به عقیده برخی باطل است-امااین آتش راافروخت. لذادراین یادداشت باقصد«ان قلت»کردن(دراصطلاح شماطلبه ها)واردمی شوم:
1-مقدس ترین پروسه زندگی برای ساختن پروژه های زندگی،آزادی است.حتی از دین هم مقدس تر است.
آزادی یعنی انتخاب،که صدالبته اگرباشناخت باشد،ایدئولوژی فردی را می سازد.اما چون در کِش و قوس زندگی،این شناخت بواسطه جعل حقیقت و سفسطه و مغلطه،همواره ناقص وناقض(مخصوصا در حوزه حکومت و قدرت مندان حاکم)بیان می شود،ایدئولوژی هم فربه شد.
فربه شدن مثل آن است که یک فرد وزن بیش از حد داشته باشد،که مضر و خطرناک است.
فربه شدن مثل متورم شدن است که تورم در اقتصاد و اندام بدن،حکایت از بیماری دارد که اگر زود معالجه نشود،ممکن است به نقص عضو در بدن محکوم شود و در جامعه بانقض غرض،حقیقت درمسلخ،ذبح شرعی شود.
چنین کشفیّاتی از قرآن،به تورمی که از ناحیه حکومت دینی مبتلا هستیم و در این زمانه  که تبلیغ دین ستیزی سوژه هم شده است،کمک نمی کند.
2-مفهوم دین(به قول«مرتضی مطهری»درکتاب«بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی»ص 14،انتشارات حکمت،که چون با مخالفت روحانیون حکومتی مواجه شد،هیچگاه توزیع نشد)یعنی اینکه:
«اصل عدالت ازمقیاس های اسلام است که بایددیدچه چیزبراومنطبق می شود. عدالت در سلسله احکام است. نه در سلسله معلولات.نه این است که آنچه دین گفت،عدل است،بلکه آنچه عدل است،دین می گوید».در کشفیّات قرآنی بدنبال این باشید.
3-درآیه 122سوره«توبه»می خوانیم:«وماکان المؤمنون لینفروا کافه،فلولانفر من کل فرقه ومنهم طائفه لیتفقهوافی الدین ولینذرواقومهم اذارجعواالیهم لعلهم یحذرون».
آیا منظور این آیه فقط دین اسلام و مذهب شیعه است؟آنهم فقط توسط روحانیون درحوزه های طلاب علوم دینی؟
اگر اصل دین با مقیاس عدالت  و سپس تفقه در آن شود،هر شخصی به میزان فهم و شناخت-شناختی که با آزادی انتخاب بدست آید-می توانددرامرآن وارد و برایش  فرض و مفروض،یا مبانی وتئوری و راهکار متصور شود.
4-قرآن درسوره«بقره»آیه«256»می گوید:«لااکراه فی الدین،قدتبیَّن الرشد من الغی،فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله...».
آیا درست است که صراحت قرآن را ول کنیم و برای تفسیر وتأویل و تبیین آن،دنبال احادیث و روایات رویم و برای آنهاکه دین خودراتغییرمی دهنداحکام مرتد «فطری» و«ملی»صادرکنیم؟ودرمقام عمل(حکومت کردن)موجب گریزازدین هم شویم؟!
سؤال این است که منِ نوعی(که بالاجبار)دریک خانواده شیعی ومسلمان بدنیا آمده ام وبالطبع مسلمان زاده وشیعه مذهب هستم،اکنون که درسن شناخت رسیده ام اگر قصدتغییردین داشته باشم آیااین احکام برایم صادر نمی شود؟!
5-اصلاکلام قرآن برای چه برزبان«محمد امین»جاری شد؟!خود قرآن می گوید:«ان هذاالقرآن یهدی للتی هی اقوم ویبشرالمؤمنین الذین یعملون الصالحات ان الهم اجراکبیرا».(اسرا/9).
یعنی قصد قرآن شناساندن راه درست ونادرست  وهدایت مردم به این سمت(نه به اجبار)است.قرآن یعنی اینکه هرکس که کارخوب انجام دهدوعدالت رابسط دهد.وکردارو پندارنیک داشته باشد،که آنهاهم درنزدخداپاداش بزرگ دارند.
ووقتی قرآن درسوره آل عمران آیه84می گوید:«قل امنا بالله وماانزل علیناوماانزل علی ابراهیم واسماعیل واسحق ویعقوب والاسباط ومااوتی موسی وعیسی و النبیّون من ربهم لانفرق بین احدمنهم ونحن له مسلمون»نه این است که موسی و عیسی هم مسلمان شوندو هستندویاآنچه راکه ما(مسلمانان)توصیف می کنیم  موسی و عیسی هم قبول دارند،نه؛می تواندمنظور این هم باشدکه هر که مردم را به امرخیردعوت کندوهرکه راه رابرای عدالت-که مقیاس دین است-هموارکندودین را با این معیار بشناساندودرآن تفقّه کند،مسلمان است.و این مشمول همه ادیان  می شودکه آن هم بادرجه وفهم وشناخت هرکس وبقول سروش با«بسط و قبض در دین»این شناخت هم متفاوت است.و می تواند درست هم باشد.
همانطور که خودِخدا هم در قرآن بیان می کند:«من الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا کل حزب بما لدیهم فرحون»(روم/32):
«هردین و هرمذهب وهر عقیده زمینی وفرا زمینی به آنچه خودمی رسدمشعوف و برای استحکام آن،استدلال هم می آورد».
اما واقعیت این است که حقیقت کامل و ناب در اختیار یک فرد نیست. بقول قول مولوی در مثنوی و در داستان«فیل»در دست همه است:
«پیل اندر خانه تاریک بود،
عَرضه را آورده بودنش هُنود
از برای دیدنش مردم بسی
اندر آن ظلمت همی شد هر کسی
دیدنش با چشم چون ممکن نبود
اندر آن تاریکیش کف می بَسود
آن یکی را کف بخرطوم اوفتاد
گفت همچون ناودانست این نهاد
آن یکی را دست بر گوشش رسید
آن برو چون باد بیزن شد پدید
آن یکی را کف چو بر پایش بسود
گفت شکل پیل دیدم چون عمود
آن یکی بر پشت او بنهاد دست
گفت خود این پیل چون تختی بدست
هم چنین هر یک بجزوی که رسید
فهم آن می کرد هر جا می شنید
از نظر گه گفتشان شد مختلف
آن یکی دالش لقب داد و این الف
در کف هرکس اگر شمعی بدی
اختلاف از گفتشان بیرون شدی
چشم حس همچون کف دستست وبس
نیست کف را برهمه او دسترس».
آن ظلمت و تاریکی و جهل است که نمی گذارد مردم بدانندکه این«فیل»است و نه «منوچهر»!(بقول داستان شهر قصه).
کارشماودیگرانی مثل شمااین است که این ظلمت  رابه روشنایی تبدیل کنید.وگرنه باروحانیون حکومتی چه تفاوتی داریدکه ازجهل مردم سوء استفاده می کند و    می گوید:(سعیدی نماینده رهبردرسپاه):«دولت خاتمی صدهاسال ظهور امام زمان را به عقب انداخت»؟!!؟
هیچ تفاوتی بین شماکه به نواندیش دینی معروف هستید،با آن روحانی حکومتی که درتصاحب قدرت وحفظ آن،حاضراست هروسیله ای راتوجیه  کند،نیست.چه با «نصربالرعب»و چه با«گفت و گوی تمدنها»!
چون وقتی درمقام اجراء قصدحکومت داشته باشید،استنباط احکام ازدین،ازهردو متنهی به چنین احکام شاذّی می شود که درهمه امورزندگی قصددخالت داردوحق انتخاب را می گیرد.
تفاوت«حکومت دینی»و«حکومت دیندار»هم این نیست که مثلاشمانبایدباشید،اما امامثلا«قابل»قابل باشد!بلکه معیارتفاوت درنوع تدوین قوانین دین در اجراءبامقیاس و شاقول«عدالت»است،که  الان نیست.
6-قرآن مِتُدکلیدی داردکه حکم شاه کلیدند؛وباهمان می شوددرهای بیشترراباز و با آن«دَر»،«دَر»دیگری رابه روی فهم انسان-برای شناخت درست وباداشتن حق انتخاب-گشود.
منظورخداازآیه«فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه»درسوره«زمر» چیست؟
قسم خوردن خدادر قرآن به زمان درسوره (والعصر)،و بیان«والناشرات نشرا»،وقسم به قلم در سوره«نون والقم  و ما یسطرون»چیست»؟
چرا قرآن در سوره یونس آیه47می گوید:«لکل امه رسول»؟!
برای این است که حق انتخاب داشته باشیم والا با چنین کشفیّاتی،شما هم که در رأس حکومت دینی قرار گیرید،دراجرای احکام،هیچ تفاوتی با آنان-که ماایشان را به نام مستبدان دینی معرفی می کنیم-نیست.
7-مگرقرآن برای مردم(نه فقیها و متکلمان و امثالهم)نیست؟پس آنها بایدبتوانندبا همان صراحت قرآن،قرآنی راکه می خوانند،درک کنند؛و نیازی به  کشفیّات رمل و اسطرلاب(که همانهاحکومتی دینی رابه استبداددینی تبدیل می کند)این چنینی هم نباشد.
قرآن می گوید:«ولقدیسرناالقرآن للذکرفهل من مدکر(قمر/22):«ما قرآن را به زبان ساده  وهمه کس فهم نازل کردیم.که از آن پند گرفته و هدایت شوید».
نمی خواهم بگویم چنین استنباط هاوبه اصطلاح اجتهادهاونظریه هایی  نباید باشد،که درحوزه اندیشه،هرچه ازهرجا،و از هرکه،که باشدبه حکم قرآن دری از درهای حکمت  را باز و راه تکامل وحرکت به سمت پبشرفت را نشان خواهد داد.
بلکه چون وقتی درحوزه عمل وصدور فتوا و اجرای قوانین،بیان شود،هرکه حکومت را بدست آورد و بخواهد از ظَنِّ خود حُکم خدا را جاری سازد،آنوقت است که همه حکومتهای دینی چه در دوره انگیزاسیون و تسلط کشیشان که   قصد کیش کردن مردم را داشتندوچه دردروره جمهوری سلامی که با امام زمان می خواهند مردم را مات کنند،آنوقت است که همه راهها به واتیکان و قم ختم می شود.
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
22دی ماه سال 91
*هم چنین نگاه کنیدبه کتاب«همه حرف خدا»در3جلد.انتشارات«شرکت قلم».چاپ اول 1388.که درموردقرآن است.ومتأسفانه بدلیل تطمیع وتهدید (که نمی گویندماست ماتُرش است»بدون پذیرش مسئولیت،به دلایل واهی-همچون کتاب دیگر-توزیع نشد.
 
 
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

محمد شوری

فهرست مطالب محمد شوری در سایت پژواک ایران 

*استبداد نامرئی
*تحریم؛ رفراندوم انتخاباتی
*احمدی نژاد،کوتوله ای که غول شد!
*بهمن۵۷؛انقلاب گیوتین
*هاشمی رفسنجانی؛انحصارطلبی اصلاح طلب!
*در پاسخ به بیانیه ی دادگاه ویژه روحانیت به احمد منتظری؛ من یکی ازاعضای باند سیدمهدی هاشمی هستم!
*فتح سفارت آمریکا در13 آبان 1358رابطه های بی رابطه؛ تدابیر بی تدبیر!
*دین را زمینی کنیم!
*مشکل جهان اسلام متولی آن است!
*دو روی سکه ی بحران سوریه
*نفوذی انقلابی زیرعبای من!؟
*فقدان رهبری درپساخامنه ای
*مبارزه بافساد؛ نمایشی کمدی درام مبارزه بافساد در جمهوری اسلامی
* روزشمارمن و روزنامه سلام
*چندسال پیش (44) محمدمنتظری، وفات7تیر1360 (قمست پایانی)
*چندسال پیش (44) محمدمنتظری، وفات7 تیر 1360(قسمت چهارم)
*چندسال پیش (44) محمد منتظری، وفات 7تیر 1360 (قسمت سوم)
*چندسال پیش(44)محمدمنتظری،وفات7تیر1360(قسمت دوم)
*چندسال پیش (۴۴) - محمدمنتظری، وفات ۷ تیر ۱۳۶۰ (قسمت اول) کاسه داغ تر از آش
*جهان بینی حقوق بشری جهان وطنی!
*سروش سلمان رشدی!
*اجتهاد در مقابل نص؛اساس جمهوری اسلامی ایران
*چندسال پیش(42)پیغام امروز به آیندگان(13اردیبهشت،روزجهانی آزادی مطبوعات) بخش دوم
*چندسال پیش(42)پیغام امروز به آیندگان(13اردیبهشت،روزجهانی آزادی مطبوعات) بخش اول
*توبه نصوح،حق الناس و ج.ا.ا
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)تیترخبر
*چندسال پیش(ویژه انقلا57)من ساواکی نیستم
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)زندانی وخانواده های زندانیان
*چندسال پیش(ویژه انقلا57)احزاب وگروه هاوسازمانها
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)حرفهای تلفنی مردم
*چند سال پیش(ویژه انقلاب57)حرف های نظامیان، افراد حکومتی و سیاستمداران
*چند سال پیش(ویژه انقلاب57)روحانیت وحکومت اسلامی
* چند سال پیش(ویژه انقلاب57)حرف های روشنفکران
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)عکس امام در ماه
* سخنی که طنز ومحضکه عام وخاص شد!
*دمکراسی سلبی
*در فقد آیت الله منتطری
*اگر حصرکروبی ومیرحسین موسوی برداشته شود چه می شود؟
*مصاحبه ای منتشر نشده ای با خانواده جید شریف
*آیا هاشمی رفسنجانی عوض شده است؟
*چرخه قدرت در مطبوعات در حال کما!
*جامعه مدنی و جامعه زدنی(مجموعه اول)
*اسلام را از مسیراصلی منحرف کردیم!
*من ماله می کشم پس هستم!
*دمکراسی دینی!
*پارادوکس نفاق
*حزب اصلاحات حق مسلم ماست!
*«علامه» بجای «آیت الله»!
*فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی
*انقلابی که آنرا به مرگ گرفتند وبه تب راضی شد!
*سرباز گمنام در انواع مختلف/این یک داستان واقعی ست
*مملکت همش واس ماس؛ این یک داستان واقعی ست
*قول سیاست،غول اقتصاد
*حفظ نظامه،مگه چیه؟
*تفاوت اپوزیسیون در گذشته و حال؟
* دولت سایه ای که من می دانم قسمت ا تا ده
*ولایت فقیه خوب/ولایت فقیه بد
*۳۶ سال سلطنت فقیه
* شرکت سهامی خاص ج.ا.ا.با مشغولیت نامحدود!
*سیاست قربانی سیاست(مجموعه دوم)
*هارمونی علی مطهری!
*سیاست قربانی سیاست(مجموعه اول)
*تاوان 444 روز
*داعش دشمن فرضی صهیونیزم،غرب وآمریکا
*آمریکا منجی بشریت!
*این یک داستان واقعی ست
*نیمه پر، نیمه خالی
*خط قرمز ماست!
*نقشه پیش فرض در دست های آلوده
*شنود چی های «واجا»ونوچه شیپورچی های مطبوعات چی!
*روزخبرنگار، انجمن صنفی روزنامه نگاران و خودم
*کتاب، نمایشگاه، یک گزارش
*34سالگی انقلاب بهمن 57
*قرآن رمل و اسطرلاب نیست
*احمدی نژاد اصلاح طلب می شود
*گیرِ مردم
*تفاوت منتظری و خمینی
*قانون اساسی با سرویس پوپولیسم!
*سکولاریزم دینی!
*دلار رازی است
*خاتمی خامنه ای را نجات می دهد!
*حفظ نظام یا انقلاب؟
*هاشمی شویی
*بدویت سیاسی
*آگاهی ایزوله شده
*رضاخجسته رحیمی،سعید حجاریان؛ پرسش هایی که نشد،حرفهایی که نزد!
*آیاترورهای هسته ای کاروزارت اطلاعات است؟!
*اقتصادمقاربتی؛واقعیت این است!
*تغییر کاربری در حکومت
*هوس زور آزمایی با اسرائیل
*روشنفکری شریعتی
*نظارت حراستی!
*اصلاحات فقط با تغییر قانون اساسی میسور است
*ما بی شرف ها مانده ایم
*نفتی که ملی نشد،ملتی که نفتی شد!
*جدایی نان از سیاست
*مردم جن زده مفتون شیدایی سیاستمداران!
*پهلوی رضا پهلوی، آینه چو عیب تو بنمود راست/خود شکن آینه شکستن خطاست
*دور زدن دمکراسی!
*احمدی نژاد این روزها یک توپ بسکتبال شده است!
*بورژوا کُمپرادُرهای مسلمان!
*«واجا»
*سوتک و سکوت