کتاب، نمایشگاه، یک گزارش
محمد شوری

 

صحبت  از موسا و عیسا و محمد  نابجاست

قرن«موسا چومبه»هاست

(فریدون مشیری)

این نوشتهگزارشی است از وضعیت و سرنوشت کتاب.البته کتاب های خودم؛که بخشی از تاریخ کتاب درایران هم هست؛تاریخی که ماهیت ارشاد اسلامی را تا حدودی نشان می دهد!

بدون آنکه مسئولیت بپذیرند،فقط توجیه می کنند؛تاهمه چیزطبیعی و عادی جلوه کند.اما دراین سالها اتفاق هایی افتاد،حرف هایی زده شدکه می توان گفت:

 آفتاب آمد دلیل آفتاب.

هیچکس نمی گوید ماست من ترش است.

یکم:

در ایران وقتی اتفاقی خفن بیفتد کسی نمی گوید:«ماست من ترش»بوده  و اشکال از بی کفایتی من ست.و بعد برود کنار و جایش را به دیگری بدهد.

آنهابه هر طریق، ولو«نصربالرعب»اعمال حق می کنند!!مخصوصا اگر ضعیف  هم گیر بیارند.

حاکمیت ج.ا.ا. سالهاست ضعیف کشی می کند و ضعیف کشی اصلن مرامش شده است.

برایم یک بام و دو هوا ساخته اند.مسئولیت هم نمی پذیرند.مگرآنکه به حکم خدا که فرمود:«ومکروامکرالله والله خیرالماکرین»بوی گندشان علنی شود و رسوا.

مگر آشکارشدن قتل  نویسندگان بدست مأموران وزارت اطلاعات،مکر خدانبود؟!

مملکت را که ورانداز کنی می بینی لُمپن ها،نوچه ها،نوکیسه ها،بازجوهای اسبق وسابق وفعلی ونگهبانان سلول های انفرادی  توحیدواوین،همه  شده اندفرهیخته!

پُست های  مدیریتی را همه درجا قبضه خود دارند:

ازفاضلاب شهری گرفته تانیروی فلان وبهمان؛وازاداره کتاب بگیرتامدیریت  و کارگردانی سینما؛مخابرات ودانشگاه ؛وهم چنین توالت مسجد شاه بازار!

برخی شان هم(باسوادترهاشان!)با کمک اطلاعات رانتی،تحلیل های قعطی هم  می نویسند.انگارکه همین الان بشون وحی شده.تا همچنان فرهیختگی از سر و روشون بباره!

باکمک رانت ومدارک رانتی که گرفته اند،برای بالارفتن فرهیختگی،سوابقی برای خود دست و پا می کنند و یکیش،همین ممیزی وکارشناسی کتاب است،تاجایی که اگه فقط یک کلمه حذف نشود،اجازه نشر نمی دهند!

مثلادرنوبت آخرممیزی کتاب«عشقخانه»کارشناس اداره کتاب،اعلان کردبایدکلمه مذهب از «مذهب عشق» حذف شود؛ وگرنه مجوز بی مجوز؛این است اوج فرهیختگی!

تادیروزعضو حزب چماق بودند،به چندتارموی زنان گیرسه پیچ می دادند،این روزا دغدغه های فساد اجتماعی گلویشان را متورم کرده،از رسوایی«حاج آقا» فیلم می سازند و قس علیهذا...

دوم:

برخلاف کسانی که یادداشت ها ومقالاتشان باکمک رانت است واگر ازمنبع چیزی نرسد،حرفی واسه گفتن ونوشتن ندارند،سالهاست که کارم فقط نوشتن وکتاب بوده است.هرچه نوشتم براساس دیده ها وخوانده وشنیدها بوده وخیلی هایش هم درست ازآب درآمده است.

دیدم زیادی تواضع نشان دادن وهیچی نگفتن وننوشتن هم برای این آقایان خودش نردبان ترقی شده است و کسی هم-برخلاف افراددیگری که اگر یک بادی هم ازفلان جاشان خارج شودتمام دنیاباخبرمی شوند-برایم تَره خُرد نمی کند،لازم شد وضعیتی که برای کتابام-ونه برای معیشت وزندگی شخصی ام درست کرده اند-اندکی شرح دهم.حداقل حُسنش این است که تاریخی می شود؛اگرآلزایمر هم گرفتیم؛فراموش نخواهد شد!

سوم:

از روزی که اولین کتاب(حرف های زدنی و نوشته های نوشتنی از یک نویسنده و روزنامه نگار اصلاح طلب مسافرکش)دست نویسش را بُردم به ناشران نشان دادم و دیدم که یکی یکی دارند معطلم می کنند،فهمیدم بایدکاسه ای زیر نیم کاسه باشد.

خودم شروع کردم به تایپ کتاب.صفحه آرایی و به عنوان«ناشرمؤلف»شابک وشناسنامه کتاب(فیبا)گرفتم و برای اخذمجوزچاپ به اداره کتاب دادم.

اما بازی پنهان رانت قدرت براین امر استوار بود که کتابی از من  توزیع نشود؛تابدین طریق همان کتاب،اولین کتاب من باشد.توزیعش نکردند.طرح جلد کتاب هم حکایت از آینده می کرد.لذا بدلیل عدم توزیع،کتاب های منتشره شده را یا خود در مسافرکشی و یا با  دستفروشی در کنار خیابان تعدادی اش رافروختم و یا به رایگان هدیه دادم.

چهارم:

برای آنکه زیاد مصدع نباشم  وگزارش را هم تاآخر بخوانید،برای تکمیل و دانستن اطلاعات بیشتر از راقم سطور،حتما بروید به لینک های زیر سر بزنید.اگراین لینکها پیدا نشد،جستجودر گوگل کنید.

کیف کباب کیف کتاب:

http://www.rahesabz.info/story/10238/

 http://mahkame2.wordpress.com/2010/02/16

http://assize.blogspot.com/2010/02/blog-post.html

وزارت ارشادزندان کتاب(نامه ای به مدیرکل اداره کتاب)

http://5pesar.wordpress.com/2009/05/06/ketabkhane88/

نان آزادی

http://mahkame2.wordpress.com/2010/10/03

http://assize.blogspot.com/2010/10/blog-post_1742.html

 مجوز کتاب را لغو کنید:

http://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/42382/

اماکتاب هایی که منتشرشد ونشد:

1-عشقخانه:

جیگرزلیخاشده الان رفته زیر چاپ؛کتاب «عشقخانه»رامی گویم.

عنوان «عشقخانه»را ازمثنوی مولاناگرفتم:

دیدم اندرخانه من نقش و نگار

بودم اندر عشق خانه بی قرار

عشقِ خانه نخوانید.کتاب مربوط می شود به عشق وعاشقی .معشوق وعاشق

الان که دارم این گزارش را می نویسم،روزسوم نمایشگاه است،مدیر انتشارات «آوای کلار»تلفنی به من گفت رفته زیر چاپ!به نمایشگاه شاید برسد شاید هم نرسد؟!           

7مرداد88بامجوز ناشرمولف بمن شابک دادند؛یک هفته بعد14مرداد88فیبا شناسنامه کتاب راثبت کرد؛13بهمن 88 مجوزانتشار داده شد.

بی پولی و صرف وقت برای چاپ کتاب«همه حرف خدا»مجالی برای«عشقخانه» نگذاشت.کتاب ماند تا سال آینده.

درحال بازدیدازنمایشگاه دوره 23 بودم که چشمم به انتشارات آوای کلار»خورد. گفتم کتابی بااین توصیف و با مجوزچاپ دارم.

آنهاسی دی و پی دی اف آنرا ازمن تحویل وقرار شد تا روز بعد پاسخشان را بدهند. مورد موافقت قرار گرفت تا کتاب را با مسئولیت انتشارات آوای کلارچاپ کنند.اما گفتند برای مراتب اداری و نقل وانتقال مجوز،کتاب  دوباره باید به ارشادبرود!

به آنها قضیه کتاب«مشابه پارلمانی»را گفتم.(ذیل شرحش راخواهید خواند). مدیر این انتشارات گفت:«انشاءالله که نمی شود».یعنی مجوز باطل نمی شود.اماسری بعدکه رفت به ارشاد،سانسور جدیدتری اعمال کردند.ازجمله عکس های کتاب را حذف کردند.

فصل های کتاب با یک عکس و با یک بیت شعرکه باهم شعروعکس همخوانی داشت،آغاز می شد.که کلاعکس ها زیرتیغ سانسور رفت و دراین رفت و برگشت دوباره جیگر زلیخا شده کتاب را تحویل ناشر دادند!

تا دوره 24 نمایشگاه کتاب چاپ نشد.ولی اونها لیستی را به من نشان دادند که نوشته بود:کتاب در نوبت انتشار است!

من با انتشارات آوای کلار یک قرارداد بستم مبنی برآنکه کتاب با هرینه آنها چاپ شود و سهم  من فقط 50 نسخه مجانی کتاب باشد.

این اولین ناشری بود که قبول کرد با هزینه خودش کتابم را چاپ کند.تا الآن که چاپ نشده،و اگرهم چاپ شد وآنرا در بازار کتاب ندیدی،بدانید که اینهم توزیع نشده است.شاید هم فقط به اندازه همان 50نسخه وکمی بیشتر چاپ کرده باشند که رفع مسئولیت شودوطبق فشاری که هست و کسی هم مسئولیت را نمی پذیردو نمی گوید ماست من ترش است بخواهند این کتاب مثل دیگر کتاب های چاپ شده به دست عموم نرسد.

خالی از لطف هم نیست که بگویم وقتی با برخی-این برخی که می گویم،همان برخی خاص هستند،دیکته ننویس،اماپرمدعاودیکته نویسان ازروی دست دیگران به کمک همان رانت-روبرو می شوم،می شنوم که می گویند کتابت عمق ندارد.ضعیف است.خُب اگر عمق نداردوضعیف است-مثل خیلی کتاب های منتشرشده و توزیع شده که به وفور دربازار کتاب هست-چرا از توزیعش نگرانند؟!کجای کارتان می لنگد که از این آدم لاقبایی که با بیکارکردنش ومحروم کردنش از شغلش ومواهب اجتماعیش،بازهم می ترسید؟اگر چیزی نیست وما عددی نیستیم ومهم،پس چرا کتاب توزیع نمی شودومن آنرا در کتابفروشی ها نمی بینیم؟!چرا«شرکت انتشارات قلم»با 40 سال سابقه(به قول خودش)ازتوزیع کتاب اظهارعجز می کند؟

بعداز اتمام این دوره(یعنی دوره 24 نمایشگاه کتاب)و پیگیری های من که چرا باز کتاب چاپ نشد؟این بار بهانه این بودکه سی دی وُرد کتاب بازنمی شود و ما از نو آنرا تایپ کردیم!

مدتی بعد که باز پرس وجو کردم،گفتند:کتاب زیر چاپ بودکه با مشاهده اغلاط زیاد،کنسل شد!؟!واز این قبیل بهانه ها...که گرانی کاغذ و تعطیلی چاپخانه ناشر هم مزید بر علت شد...

نمایشگاه25بودکه  لیستی رانشانم دادندکه در آن کتاب های منتشرشده را نشان می داد.اما از کتاب من فقط یک«نام»بود،و بدون هیچ مشخصات دیگر،ازجمله قیمت.یعنی کَشک!یعنی امسال هم چاپ نشد.

البته همانجایک نفر رابه عنوان طراح جلد کتاب،به من معرفی کردند.یک آدم کم سن وسال!که با«لَب تاب»ش آمده بود-ژست«لب تاب»اون موقع مُدبود-او یک طرح را نشانم داد.طرحی که مثل یک گنبدواره بودومعلوم بودازاینترنت کپی کرده است. ظاهرا از این دست آدم هایی بودکه دارد به هرنحوبرای خودش سوابق دست و پا می کند.

همین جا درحاشیه اضافه کنم که:این روزهااز دزدی کتاب زیاد خوانده  وشنیده ایم. از آدم های کَلِّه گُنده در نهادقدرت گرفته تا آدم های معمولی،نوشته های دیگران را عینن،یاباکمی تغییربنام خودشان چاپ می کنن.همان تیپ آدم هایی که وصفشان را ابتدای گزارش عرض کردم،این هابرای خودشان اینجوری سوابق و فرهیختگی درست می کنند.حالااگر نویسنده این کتاب ها افرادی مثل من باشند که دستشان از دار دنیا و قدرت و رانت و تبلیغات و رسانه کوتاه باشد چه بهتر و چه آسان وسهل است سرقت ادبی...

بگذریم...طرح را نپسندم.قبول کردند طرح جلد عوض شود.طرح پیشنهادی خودم همان سری اول ممیزی رد شده بود.

تا الان که دوره 26 نمایشگاه چندروزش هم تمام شده هنوز کتاب راندیده ام.ناشر کتاب وقتی باز با پرسش دوباره من روبروشد،گفته رفته زیر چاپ...

2-«همه حرف خدا»،سه جلد،«انتشارات شرکت قلم»

باکلی تحقیرشدن وپول قرض کردن بالاخره تونستم مخارج چاپیش را بدم.اما انتشارات«شرکت قلم»برخلاف سوابقش،کتاب را توزیع نکرد.

آنهاحتی در چاپ کتاب،غش در معامله کردند.یعنی اون صفحه آخر که عکس من ومشخصات من بود،و باید در پشت جلد چاپ می شد،آن کار را نکردند.در داخل جلد کتاب چاپ کردند.تابه خیال مافیای امنیتی پشت این بازی،ما ناشناخته باقی بمانیم!

هم چنین طرح جلد را بدون آنکه قبلش با من مشورت شود،سرخود یک طرح مشابه و فقط باکمی اختلاف رنگ،برای سه جلد کتاب منتشرساختند.هرکه نداند فکرمی کندفقط یک جلداست؛درحالی که کتاب  درسه دفترمجزاومستقل می باشد.

از نکات گفتنی در مورد این کتاب یکی اینکه:وسطای نمایشگاه بود که سه جلد کتاب به دست مشتری رسید.آنها طبق معمول نمی خواستند کتاب توسط  عموم مشاهده شود(واهمه را ببینیدو راهی برای عدم پذیرش مسئولیت)مسئول غرفه، کتاب را گذاشته بود اون پائین بساطش،و دستش راهم روش.هیچکس کتاب را نمی دید.هر وقت من آمدم نمایشگاه،دیدم دستش روش است!و روزآخرهم کتاب را اصلن ندیدم.گفتم چرانیست؟گفتند،ازاداره  آمدندویک سری کتابهامثل کتاب مهندس بازرگان و از جمله کتاب ترا جمع کردند؟!این یعنی اینکه در نمایشگاه بعدی(دوره 25)کتاب اصلن در  غرفه نخواهد بود!حتی طبق اطلاعات من کتاب  در نمایشگاه های  قرآنی هم نبود.آخه کتاب سه جلدی «همه حرف خدا»90 موضوع از آیات قرآنی را بررسی ساده اجتماعی کرده بود؛ونه تفسیر!

هم چنین،خودم در همان نمایشگاه به سراغ  شرکت های توزیع کننده استانی رفتم.کتاب را هدیه دادم تا در استان خودشان توزیع کنند،اما هیچکدامشان  با شرکت انتشارات قلم تماس نگرفتند.

به مدیر انتشارات شرکت قلم گفتم چرا کتاب را توی هیچ کتابفروشی نمی بینم می گوید:توزیع کننده کتاب ترا نپسندیده و لذا توزیع نکرده!توجیه را ببینید!

ووقتی خودم به کتابفروشی های  جنب دانشگاه تهران سرزدم،همه شون گفتند: «مافقط ازمُوزِّع می گیریم.حتی این انتشارات مولی که اینگونه کتابهارامی فروشد و خودش هم«مُوَزِّع»است،گفت:از«موزع»می گیرم؟!

 

                       

3-«حرف های زدنی ونوشته های نوشتنی از یک نویسنده و روزنامه نگار اصلاح طلب مسافرکش».

این اولین کتابی ست که از من منتشر شد.سال 1381 منتشرشد.نام انتشارات ندارد.ناشر«مولف»بود،اما چاپ کننده هم هیچ آدرس و شناسنامه ای از خود برجای نگذاشت،تاحداقل برای توزیع وفروشش جایی مشخص باشد.

همین جا بگویم:حتی یک روز آقای مهندس«لطف الله میثمی»مدیرمسئول نشریه «چشم انداز»با من برای معرفی کتاب در مجله تماس گرفت وگفت این کتاب آدرسی برای فروش وتوزیع ندارد.آدرس می خواست.من نداشتم!امابعدن که کتاب«همه حرف خدا»چاپ شد،و من آنرابرای معرفی در مجله به آنها دادم.مجله آنرا معرفی نکرد!مدتها گذشت وازمعرفی کتاب خودداری شد،تا آنکه خودم یک روز به دفتر مجله سرزدم.آقا لطف الله گفت:«من هنوز کتاب راندیده ام؟»گفتم:به فلانی داده ام؛فلانی راخواست،و فلانی هم گفت:آره داده  است،اینجاست،توی قفسه کتابها!به همین سادگی وتوجیه!

این کتاب آدرس دارد.آدرسش«شرکت انتشارات قلم»است.بگذریم...ماست کسی ترش نیست!

ناشر(نقش ونگار)ازدوستانم بود،آنهاکتاب را به اداره ارشادنبردندتا بانام خودشان ثبت کنند.نقل وانتقالی صورت نگرفته بود،داده بودندلیتوگرافی وچاپ شده اش را تحویلم دادند.هزینه اش را هم(بواسطه قول  پرداخت یک دوست خیلی قدیمی ام) خودشان پرداخت کردند.من  تا الان مقروضشان هستم.

بعدازچاپ اولین کتاب،آنها آدرس چند توزیع کننده رادادندوگفتندبروآنجاتاکتاب را توزیع کنند.به غیرازیکیشون،بقیه نپذیرفتند.اون یکی هم 300تا ازمن گرفت وبعدازیک مدت زیاد200تاشوپس دادوپول100تاش را هم چک کشید!گفتم کتاب را کجا توزیع کردید؟ منکه خودم توی تهرون ندیم؟گفتند: فقط توی شهرستانها!؟!

کتابی که اصلن توزیع نشد.من فقط تعدادی ازاین کتاب راخودم به هنگام مسافر کشی به مسافرام فروختم.یارایگان هدیه دادم.

واضافه کنم:یک روز هم که داشتم مسافرکشی می کردم وهمین کتاب راآویزان وبه شیشه ماشین برای فروش چسبانده بودم.یک آقایی سوار شدوخودش را«رسول اف»(همان مستندساز سینما)معرفی کرد؛ گفت می خواهم ازت یک فیلم مستند بسازم.یکبارهم مرابه استودیوش دعوت کرد.امادیگرازش خبری نشد.فکر کنم دلش را زدند!؟

4-کتاب «جمهوری بربادرفته»

هفتم مرداد88شابکش را گرفتم.یک هفته بعد«فیبا»شناسنامه اش  را تحویلم داد و منهم با همان مسئولیت«ناشرمولف»(طبق معمول)دادم به اداره کتاب.

بهش مجوزندادند.خُب از پیش برام مسجَّل بود؛این ارشاد واینگونه مجوزها؟

کتاب سلسله مطالبی ست  تحلیلی وتحقیقی در باره سرنوشت «جمهوریت»در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران.

 4-کتاب«مشابه تا ریخی پارلمانی»

18اردیبهشت سال1387مجوزچاپش را گرفتم.باهمان مسئولیت«ناشرمولف».پولی برای چاپ نداشتم.

این دفعه(شاید ازپیش می دانستند وهماهنگ بودند،الله اعلم)شرکت انتشارات قلم قبول کرد که کتاب را چاپ کند.اما گفتند:«برای نقل وانتقال مجوز،کتاب دوباره باید برود به اداره کتاب وزارت ارشاد».

مدیرانتشارات به من گفت فقط یک نقل وانتقال معمولی ساده است و هیچ اتفاقی نمی افتد!همه اش یک هفته فوقش طول بکشد،که البته  خیلی طول کشید؛اما بعد از مدتی آمدندوگفتند:مجوز کتاب باطل شد؟!

البته چیزی،سندی که به من صحت حرف را نشان بدهد،ندادند.می ترسم این کتاب هم  ازاون دست کتاب هایی باشد که سرقت شده اند!

این کتاب یک کار تحقیقی بود.علاوه برآنکه حاصل دهها مصاحبه من با نمایندگان مجلس و اهل فن خارج از مجلس،در باره مصوبات مجلس و موضوعات حول وحوش آن در دوره ششم بود،تحقیقاتی هم بود در مورد تمامی مجالس درایران.از زمان تأسیس تا دوره ششم در جمهوری اسلامی ایران.

من مشابهات تمامی اداوار مجلس در موضوع های مختلف و مشابه را کنار هم چیده بودم وعلاوه برتحلیل شخصی،درپاورقی هر مطلب،صفحه سفیدی گذاشته بودم تا خواننده ها هم نظراتشان را بنویسند و برام بفرستندتادرچاپ های بعدی مجموعه تحلیل ونظرات درج شود وکتاب به لحاظ تاریخی،تحقیقی مستدرک ومتقن تر باشد.

5-کتاب«محمکه»

عنوان کتاب،نام وبلاگم است:مَحکَمه (assize)،در سه جلد قطورووزیری.

9شهریورسال1387سه تاشابک با مسئولیت ناشرمولف دریافت کردم.وبعدازدریافت شناسنامه کتاب ازفیبا به ارشاددادم.

کتاب حاوی تمامی مطالب چاپ شده و نشده من درمطبوعات است؛بعلاوه آنچه تاآنزمان در وب شخصی نوشته  بودم.

مجوز چاپ ندادند.با یک نامه بدون مهروامضا وبدون که آنکه در سربرگ وزارت ارشادهم باشد-اما تایپ شده ورسمی-ازم درخواست کردند که  مطالبی را که مُخل به نظام وامنیت کشورو توهین به افراد و مقدسات است را خودم با بدست خودم حذفش کنم و تحویل ارشاد بدهم!؟!مثل برگه های بازجویی،که بازجویک سوال می نویسد ومی گوید هرچه دراین سالها کردی ونکردی را بنویس و خودت را خلاص کن!ممیزی ارشاد یا همان کارشناسان کتاب از من همین درخواست را کردند.من درملاقاتم حضوری ام با آقای رمضانی–که بعدن منجربه نوشتن نامه بلند بالایی به وی شد-این را رو در رو و مستقیم عرض کردم.بروید نامه راحتما بخوانید.

6-کتاب«نامه جنگ»

این کتاب درتاریخ24آذرسال 1386ازاداره شابک کتاب شماره گرفت و به اداره مجوز داده شد.یک لیست بلند بالا به من دادندکه باید این ها راحذف کنی.کتاب را مثل شهید کتاب(احمدرضازمانی)شهید کردند.کتاب در باره جنگ 8ساله عراق و ایران است.مجموعه ای ازگزارش و عکس های من  از جنگ،نامه های شهید احمد رضا زمانی از جنگ به من،به همراه دست نوشته های شهید وعکس های جبهه اش می باشد.

من زیر بار این سانسور نرفتم وتا الان(6سال است)که کتاب در ارشاد طرفدار حفظ ارزش های جنگ دارد خاک می خورد!

7- کتاب «جرم سیاست»

درتاریخ 21بهمن سال 1385شابکش راگرفتم.با همان مسئولیت ناشرمولف.کتاب تقریبن جلد دوم کتاب«حرف های زدنی و نوشته های نوشتنی از یک نویسنده و روزنامه نگار اصلاح طلب مسافر کش»است.وقتی رفتم ارشاددیدم یک  بخشنامه چسبانده اند که دیگر با مسئولیت ناشرمولف مجوزکتاب نمی دهیم وازاین بازی ها(احتمالا خلق الساعه بودکه بعدن هم برش داشتند)من هم آمدم کتاب را دادم به دوست محترم خودم جناب آقای لطف الله میثمی وایشان قبول کردند که با مسئولیت انتشارات خودش کتاب را به ارشاد  بدهد،که بعدن ایشان به من گفتند به کتاب مجوز چاپ ندادند!

ویل للمطففین(قرآن)

محمد شوری.نویسنده و روزنامه نگار.

14اریبشهت 92

 

منبع:پژواک ایران


محمد شوری

فهرست مطالب محمد شوری در سایت پژواک ایران 

*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر) قسمت پایانی(پایان جمهوری) [2017 Aug] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر) قسمت هفتم(تدارکاتچی ولایت فقیه)  [2017 Jul] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر) قسمت ششم(آتش تهیه)  [2017 Jul] 
*وقاحت هم حدی داردآقای فلاحیان! [2017 Jul] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر) قسمت پنجم(چهره اسناد) [2017 Jul] 
*چندسال پیش(قسمت چهارم)ویژه ابوالحسن بنی صدر(خمینی پاریسی)  [2017 Jul] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر)قسمت سوم(قطب فقط قطب ولایت فقیه) [2017 Jun] 
*چندسال پیش(ویژه ابوالحسن بنی صدر)قسمت دوم(هاشمی،هاشمی،ابوالحسن درنره!) [2017 Jun] 
*چندسال پیش (ویژه ابوالحسن بنی صدر) - قسمت اول (دادستان،دادستان، ابوالحسن درنره!) [2017 Jun] 
*عامل تغییرنظام شناسایی شد! [2017 May] 
*به مناسبت آغازبکار سی‌‌‌امین نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران، در شهرآفتاب [2017 May] 
*استبداد نامرئی [2017 Apr] 
*تحریم؛ رفراندوم انتخاباتی [2017 Apr] 
*احمدی نژاد،کوتوله ای که غول شد! [2017 Apr] 
*بهمن۵۷؛انقلاب گیوتین  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛انحصارطلبی اصلاح طلب!  [2017 Jan] 
*در پاسخ به بیانیه ی دادگاه ویژه روحانیت به احمد منتظری؛ من یکی ازاعضای باند سیدمهدی هاشمی هستم!  [2016 Dec] 
*فتح سفارت آمریکا در13 آبان 1358رابطه های بی رابطه؛ تدابیر بی تدبیر!  [2016 Nov] 
*دین را زمینی کنیم!  [2016 Oct] 
*مشکل جهان اسلام متولی آن است! [2016 Oct] 
*دو روی سکه ی بحران سوریه [2016 Oct] 
*نفوذی انقلابی زیرعبای من!؟ [2016 Aug] 
*فقدان رهبری درپساخامنه ای  [2016 Jul] 
*مبارزه بافساد؛ نمایشی کمدی درام مبارزه بافساد در جمهوری اسلامی [2016 Jul] 
* روزشمارمن و روزنامه سلام [2016 Jul] 
*چندسال پیش (44) محمدمنتظری، وفات7تیر1360 (قمست پایانی) [2016 Jul] 
*چندسال پیش (44) محمدمنتظری، وفات7 تیر 1360(قسمت چهارم) [2016 Jun] 
*چندسال پیش (44) محمد منتظری، وفات 7تیر 1360 (قسمت سوم)  [2016 Jun] 
*چندسال پیش(44)محمدمنتظری،وفات7تیر1360(قسمت دوم)  [2016 Jun] 
*چندسال پیش (۴۴) - محمدمنتظری، وفات ۷ تیر ۱۳۶۰ (قسمت اول) کاسه داغ تر از آش [2016 Jun] 
*جهان بینی حقوق بشری جهان وطنی! [2016 Jun] 
*سروش سلمان رشدی!  [2016 May] 
*اجتهاد در مقابل نص؛اساس جمهوری اسلامی ایران [2016 May] 
*چندسال پیش(42)پیغام امروز به آیندگان(13اردیبهشت،روزجهانی آزادی مطبوعات) بخش دوم [2016 May] 
*چندسال پیش(42)پیغام امروز به آیندگان(13اردیبهشت،روزجهانی آزادی مطبوعات) بخش اول  [2016 May] 
*توبه نصوح،حق الناس و ج.ا.ا  [2016 Apr] 
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)تیترخبر [2016 Feb] 
*چندسال پیش(ویژه انقلا57)من ساواکی نیستم  [2016 Feb] 
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)زندانی وخانواده های زندانیان [2016 Feb] 
*چندسال پیش(ویژه انقلا57)احزاب وگروه هاوسازمانها [2016 Feb] 
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)حرفهای تلفنی مردم [2016 Jan] 
*چند سال پیش(ویژه انقلاب57)حرف های نظامیان، افراد حکومتی و سیاستمداران [2016 Jan] 
*چند سال پیش(ویژه انقلاب57)روحانیت وحکومت اسلامی [2016 Jan] 
* چند سال پیش(ویژه انقلاب57)حرف های روشنفکران [2016 Jan] 
*چندسال پیش(ویژه انقلاب57)عکس امام در ماه [2016 Jan] 
* سخنی که طنز ومحضکه عام وخاص شد! [2016 Jan] 
*دمکراسی سلبی [2016 Jan] 
*در فقد آیت الله منتطری [2015 Dec] 
*اگر حصرکروبی ومیرحسین موسوی برداشته شود چه می شود؟ [2015 Nov] 
*مصاحبه ای منتشر نشده ای با خانواده جید شریف [2015 Nov] 
*آیا هاشمی رفسنجانی عوض شده است؟ [2015 Nov] 
*چرخه قدرت در مطبوعات در حال کما! [2015 Nov] 
*جامعه مدنی و جامعه زدنی(مجموعه اول) [2015 Nov] 
*اسلام را از مسیراصلی منحرف کردیم! [2015 Oct] 
*من ماله می کشم پس هستم! [2015 Sep] 
*دمکراسی دینی! [2015 Sep] 
*پارادوکس نفاق [2015 Aug] 
*حزب اصلاحات حق مسلم ماست! [2015 Aug] 
*«علامه» بجای «آیت الله»! [2015 Aug] 
*فرهنگ اقتصاد،سیاست فرهنگی [2015 Aug] 
*انقلابی که آنرا به مرگ گرفتند وبه تب راضی شد! [2015 Jul] 
*سرباز گمنام در انواع مختلف/این یک داستان واقعی ست [2015 Jun] 
*مملکت همش واس ماس؛ این یک داستان واقعی ست [2015 May] 
*قول سیاست،غول اقتصاد [2015 Apr] 
*حفظ نظامه،مگه چیه؟ [2015 Apr] 
*تفاوت اپوزیسیون در گذشته و حال؟ [2015 Mar] 
* دولت سایه ای که من می دانم قسمت ا تا ده [2015 Mar] 
*ولایت فقیه خوب/ولایت فقیه بد [2015 Feb] 
*۳۶ سال سلطنت فقیه [2015 Feb] 
* شرکت سهامی خاص ج.ا.ا.با مشغولیت نامحدود! [2015 Jan] 
*سیاست قربانی سیاست(مجموعه دوم) [2015 Jan] 
*هارمونی علی مطهری! [2015 Jan] 
*سیاست قربانی سیاست(مجموعه اول) [2014 Dec] 
*تاوان 444 روز [2014 Nov] 
*داعش دشمن فرضی صهیونیزم،غرب وآمریکا [2014 Oct] 
*آمریکا منجی بشریت! [2014 Aug] 
*این یک داستان واقعی ست [2014 Apr] 
*نیمه پر، نیمه خالی [2014 Jan] 
*خط قرمز ماست! [2013 Nov] 
*نقشه پیش فرض در دست های آلوده [2013 Oct] 
*شنود چی های «واجا»ونوچه شیپورچی های مطبوعات چی! [2013 Sep] 
*روزخبرنگار، انجمن صنفی روزنامه نگاران و خودم [2013 Aug] 
*کتاب، نمایشگاه، یک گزارش [2013 May] 
*34سالگی انقلاب بهمن 57 [2013 Jan] 
*قرآن رمل و اسطرلاب نیست [2013 Jan] 
*احمدی نژاد اصلاح طلب می شود [2013 Jan] 
*گیرِ مردم [2013 Jan] 
*تفاوت منتظری و خمینی [2012 Dec] 
*قانون اساسی با سرویس پوپولیسم! [2012 Dec] 
*سکولاریزم دینی! [2012 Nov] 
*دلار رازی است [2012 Nov] 
*خاتمی خامنه ای را نجات می دهد! [2012 Nov] 
*حفظ نظام یا انقلاب؟ [2012 Oct] 
*هاشمی شویی [2012 Oct] 
*بدویت سیاسی [2012 Sep] 
*آگاهی ایزوله شده [2012 Sep] 
*رضاخجسته رحیمی،سعید حجاریان؛ پرسش هایی که نشد،حرفهایی که نزد! [2012 Sep] 
*آیاترورهای هسته ای کاروزارت اطلاعات است؟! [2012 Aug] 
*اقتصادمقاربتی؛واقعیت این است! [2012 Jul] 
*تغییر کاربری در حکومت [2012 Jul] 
*هوس زور آزمایی با اسرائیل [2012 Jun] 
*روشنفکری شریعتی [2012 Jun] 
*نظارت حراستی! [2012 Jun] 
*اصلاحات فقط با تغییر قانون اساسی میسور است [2012 Jun] 
*ما بی شرف ها مانده ایم [2012 Apr] 
*نفتی که ملی نشد،ملتی که نفتی شد! [2012 Mar] 
*جدایی نان از سیاست [2012 Mar] 
*مردم جن زده مفتون شیدایی سیاستمداران! [2012 Jan] 
*پهلوی رضا پهلوی، آینه چو عیب تو بنمود راست/خود شکن آینه شکستن خطاست [2012 Jan] 
*دور زدن دمکراسی!  [2011 Oct] 
*احمدی نژاد این روزها یک توپ بسکتبال شده است! [2011 Oct] 
*بورژوا کُمپرادُرهای مسلمان! [2011 Sep] 
*«واجا» [2011 Aug] 
*سوتک و سکوت [2011 Jan]