هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
ایرج شكری

 

از آخرین تصاویر باز مانده از رفسنجانی، نفر دوم و صاحب اختیار و گرداننده اصلی رژیم در زمان حیات خمینی و در بحبوحه جنگ با عراق و کشتار نیروهای اپوزیسیون در داخل، اشک ریختن او در دیدار با  اعضای هیأت علمی پژوهشکده سازمان اسناد و کتابخانه ملی به‌همراه مدیر و اعضای مدرسه دارالفنون، هنگام خواندن سطوری از کتاب «امیرکبیر، قهرمان مبارزه با استعمار» که خودش قبل از انقلاب نوشته بود،است. غلامعلی رجایی مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام(رفسنجانی) در مطلبی که در روزنامه شرق منتشر شد و روز 30آذر سایتهای مختلف داخل کشور از آن روزنامه نقل کرده اند، در این مورد با اشاره به موضوع دعوت معلمان واستادانی از اطریش برای دارالفنون در آن کتاب گفته است:«... هاشمی وقتی این عبارت را خواند که "وقتی این هیأت وارد تهران شد دیگر امیرکبیر بر سر کار نبود و..." بارها بغض کرد و با بغض سخنش را ادامه داد تا رسید به این عبارت که یکی از معلمان گفته بود بله اگر امیرکبیر الان بر سر کار بود، با ما این‌گونه رفتار نمی‌شد. این را که خواند، درست مثل کسی که بلاتشبیه روضه حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام را از روی متن مقتل بخواند و بگرید، گریست. چنان گریست که نتوانست جلو گریه‌اش را بگیرد...». در ویدئویی هم که از این دیدار و این صحنه در یوتیوب می شود دید، اگرچه به آن شدتی که غلامعلی رجایی گفته او گریه نمی کند،اما در زمان خواندن این جملات اشکش در می آید.

 https://www.youtube.com/watch?v=gHXuFAUIt8Q

او در واقع نه به خاطر برکناری امیرکبیر در آن زمان و مرور یک رویداد تاریخی، بلکه به حال زار خودش که دیگر در عمل دستش از قدرت به کلی کوتاه شده و هیچ اختیاری در هیچ امری نداشت، گریه می کرد. همان آدم دارای قدرت و موقعیت بلا منازع در گرداندن امور نظام( چه امور داخل کشور و چه سیاست خارجی در زمان خمینی)،از بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال 88، انبوهی از توهین ها و تحقیرها، حتی توهین های ناموسی توسط دسته های اوباش حزب اللهی بر سرش فرو ریخت؛ با شعارهایی مثل «فائزه عفتت کو هاشمی غیرتت کو». حتی چند تن از اوباش حزب اللهی در شهر ری (شاه عبدالعظیم) اهانت به فائزه را موقعی که می خواست سوار اتومبیلش بشود، با فحش های رکیک و تهدید و فاحشه خاطب کردن او همراه کردند. ویدئو آن در شبکه های اجتماعی قرار گرفت و هنوز هم در یوتیوب موجود است.

https://www.youtube.com/watch?v=_5ujiOIVkL4

استفاده از دسته های اراذل و اوباش علیه گروههای دگراندیش، روشی است که از آغاز حتی قبل از ورود خمینی به ایران توسط پیروان خمینی بکار گرفته شد و در این مورد در دوم بهمن 57 سازمان چریکهای فدایی خلق در نامه سرگشاده یی به خمینی

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2014/01/normal-0-21-false-false-false-fr-x-none_20.html

 با یاد آوری این که گروهها خود را پیروان او معرفی می کنند از او خواستند آنها را از رفتار خشونت آمیز با هوداران گروههای سیاسی پرهیز دهد. اما با سقوط رژیم شاه و استقرار خمینی و آخوندها در قدرت، دسته های اوباش مسلمان و مرید امام خمینی، در حزب جمهوی اسلامی که بهشتی پلید دبیر کل آن و رفسنجانی و خامنه ای و موسوی اردبیلی از اعضای موسس آن بودند، توسط بهشتی پلید سازماندهی شد و اوباشی مثل قالیباف بنا بر اظهارات صریح خودش

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2013/05/normal-0-21-false-false-false-fr-x-none_17.html

  از چماقداران آن بودند و به هواداران و به اجتماعات گروههای انقلابی چپ با پرتاب سنگ و پاره آجر و با چوب و چماق  حمله می کردند. یورش آنها به هوداران مجاهدین گسترده بود و در مراسم روزگارگر سال 1359، یورش سنگین تر آنها به متینگ مجاهدین در پایانه اتوبوس های مسافربری در خزانه بود که بخاطر صدمات زیادی که به آنجا وارد شد و بیش از سیصد نفر از هواداران مجاهدین زخمی شدند، وزارت کشور رژیم که میرسلیم فرومایه معاون سیاسی آن بود مورد انتقاد قرار گرفت. در آن زمان اوباش حزب اللهی شعارهای مهملی مثل «برو گمشو کمونیست درد/ ما درد تو نیست» و «حزبتون حزب مچل/ رهبرتو لنین کچل»،«داش چکش ستاره /رجوی برات میاره» می دادند. رفسنجانی مثل سایر مسئولان رده اول رژیم در آن زمان از اقدامات این دسته های اوباش به عنوان «مردم ناراضی و عصبانی از عملکرد گروهها» حمایت می کرد. من همان اوائل بعد از سرنگونی رژیم شاه، از هواداران گروههای چپ شنیدم که محمد غرضی(همان فرومایه ای که ربودن فرزندان  طالقانی را طراحی و عملی کرد https://khodnevis.org/article/51663 )

 در منظریه( قم) در حال آموزش پانصد موتور سوار است. این موتور سوارها را بعدا در ایجاد رعب و وحشت در خیابانها دیدیم و به خصوص در در دوران ریاست جمهوری رفسنجانی«سردار سازندگی»، دوران پر رونق جولان اینها با شعار مرگ بر بی حجاب و بد حجاب بود.

 بعد از کشتار بی رحمانه گروههای سیاسی به پیروی از روش پیامبر اسلام در گردن زدن یهودیان بنی قریظه که خواست اعلام شده خمینی در آن سخنرانی 27 مرداد 1359 بودhttps://www.youtube.com/watch?v=T6mUvqEoTZY ،

حزب جمهوری اسلامی هم نقش اصلی خودش را از دست داد و بعد هم به خاطر تشدید اختلافات درونی از جمله اختلاف بین       رفسنجانی و خامنه ای و باندهای دو طرف تعطیل شد. رفسنجانی خود در یک کنفرانس خبری در پاسخ به سوال یک خبرنگار کانادایی در  مورد علت انحلال حزب جمهوری اسلامی - که در روزنامه اطلاعات 14 خرداد 1366 چاپ شد(گاهشمار ماهنامه شورا شماره 32خرداد1366 ص110)-، به روشنی نقش حزب جمهوری اسلامی را که رویارویی با گروهی سیاسی بود مورد تایید قرار داد. او با اشاره به این که «در اوایل تاسیس حزب...رسالت حزب مبارزه با مخالفان اسلامی شدن کشور بود »، گفت:«رفته رفته که مخالفان کم رنگ شدند، حزب هم رسالت خود را کم رنگ دید. حدود یک سال پیش خدمت حضرت امام رسیدیم و خواستیم یا من یا آقای خامنه ای در حزب نباشیم. ایشان آن موقع اجازه ندادند و فقط اجازه محدود کردن دفاتر حزب را دادند و تقریبا نصف دفاتر حزب را تعطیل کردیم...حالا که انتخابات در پیش است احساس کردیم که افراد مختلف در داخل حزب راههای مختلفی را پیشنهاد می کنند... با حضرت امام راجع به این مسائل صحبت شد و ایشان موافقت کردند که ما کلیه فعالیتهای حزب را متوقف کنیم». رفسنجانی در ادامه سخنانش مدعی شد و تاکید کرد که حزب منحل نشده «فقط فعالیتهای حزب متوقف شده ...ولی اگر روزی شرایط کشور مانند اوایل انقلاب شود، حزب می تواند فعالیتش را شروع کند».

رفسنجانی و توهین و تحقیر از پادوها و از بالا و از رهبر و درماندگی و افسردگی

همچنان که در ویدئو مربوط به گریستن او «به یاد امیرکبیر»، در چهره و حرف زدن رفسنجانی می شود دید، او بشدت خسته و دچار افسردگی شدید و اندوه بود.او از سال 88 به این سو، توسری ها و تو دهنی های سنگین گاه از کسانی دریافت کرد که در برابر جایگاه و نقشی که او در نظام جمهوری اسلامی داشت، پشه هم نبودند. مرد شماره دو نظام جمهوری اسلامی که عمرش از بعد از تشکیل این رژیم منحوس در تصدی بالاترین پستها گذشته و رئیس مجلس و دو دوره رئیس جمهور و عضو مجلس خبرگان و نایب رئیس آن مجلس در دوران ریاست آخوند مشکینی بر آن و رئیس آن (مدت باقیمانده از بعد از مرگ آخوند مشکینی تا دوره بعد) بوده است، صلاحیت اش برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 به خواست و اعمال اراده یک «مقام عالیرتبه  امنیتی» با حضور در شورای نگبهان رد شد(این را خودش در دیداری با گروههایی از دانشجویان بیان کرده بود و گویا این مقام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات احمدی نژاد بوده) http://www.seratnews.ir/fa/news/116196

دفترکارش را شبانه به آتش کشیدند و کسی هم توسط سربازان گمنام امام زمان به خاطر این اقدام دستگیر نشد. در مجلس خبرگان دوره چهارم و دوره پنجم صف آرایی هایی کردند که او از هیأت رئیسه خبرگان کنار گذاشته شود، حتی قاطرچی پاسدار حسین صفار هرندی هم اظهار نظرهای در این مورد کرد و در برابر او قد علم کرد.

چند ماه پیش، در اجلاس 30 مرداد مدیران و روسای آموزش و پرورش او ضمن سخنانی اشاره داشت که آلمان و ژاپن به خاطر این که بعد از جنگ جهانی دوم « با اینکه برای مسایل نظامی ممنوع بودند، با تکیه بر دانش و با سوق دادن بودجه‌های نظامی به توسعه صنعت و تولید، چنان اقتصاد پایداری ساخته‌اند که الان کاملاً محکم حتی در مقابله با کشورهای خارجی و مستحکم هستند »،همین حرف بهانه یی شد که عناصری از سپاه و زوائد آن، عربده ها علیه او بکشند. موقعیت رفسنجانی در نظام چنان تنزل یافته و سقوط کرده بود که سایت تسنیم که به سپاه قدس یا به معاونت معاونت فرهنگی سپاه تعلق دارد، روز 15 شهریور مطلب اهانت باری از کسی که او را پرویز امینی، جامعه شناس و کارشناس مسائل سیاسی معرفی کرده درج کرد که در آن خطاب به هاشمی رفسنجانی از جمله نوشته بود« با قاطعیت می‌گویم که هیچ کس غیر از شما نمی‌توانست اشرافیت، تجمل‌گرایی و ثروت پرستی را به ارزش، و ساده‌زیستی و کم هزینه بودن مدیریت کشور را در یک جامعه پساانقلابی، به ضدارزش تبدیل کند.عمر سیاسی شما رو به پایان است اما آثار پتک‌هایی که بر پیکره انقلاب اسلامی زده‌اید، حالاحالاها بلای جان آن خواهد بود. اخیرا نیز که قدرت دفاعی جمهوری اسلامی را هدف گرفته‌اید و می‌خواهید بعد از کارستانی که در اقتصاد و مدیریت و سیاست و فرهنگ در این چند دهه بعد از انقلاب کرده‌اید، جای خالی امنیت مردم را نیز در این کارنامه پر کنید! تلاشتان را بکنید. شاید بتوانید!».

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/06/15/1179084

پاسخی دفتر رفسجانی به حمله ها، اهانت تند پاسدار جاجی زاده

 حمله به او به خاطر آن سخنان، چنان از این سو و آن سو و از تریبون های نماز جمعه بلند شده بود که رفسنجانی از طریق مسئول دفتر خود پاسخی به آنها داد. مسئول دفتر رفسنجانی روز 15 شهریور در نامه یی که توسط سایتهای خبری مثل ایسنا در داخل انتشار یافت، «در واکنش به موج تخریب‌های اخیر علیه رئیس مجمع تشخیص مصلحت» از جمله یاد آور شد:« تصمیم‌سازان و مجریان سناریوی تخریب رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مدت‌هاست در فضای مسموم سیاسی و جناحی، خود را به خواب سنگین تغافل زده‌اند .واقعاً انسان برای نظام اسلامی نگران می‌شود، وقتی می‌بیند که گروهی با بغض و کینه، خود را بلندگوی نظام می‌دانند و برای دفاع از منطقی که ندارند، به هر شیوه غیرمنطقی دست می‌زنند که این غرق شدن آنها در بغض و کینه یادآور آن مثل عربی است که می‌گوید: "الغریق یتشبث بکل حشیش"» http://www.isna.ir/news/95061510023/

اما فرماندهان سپاه که خود را مالک کشور و «انقلاب» و پاسدارِ «انقلاب اسلامی» می دانند، و بابت آن جنگ ویرانگر مرگباری که بیهوده 8 سال ادامه یافت و سبب به جا ماندن دهها هزار کشته و بیش از یک میلیون معلول و ویرانی صدها شهر و روستاها در مناطق غرب و جنوب غربی کشور شد و آخرش هم با جام زهر نوشیدن امامشان یایان یافت از زمین و زمان طلبکارند، ساکت نماندند و سه روز بعد با درشت گویی و دریدگی از زبان فرمانده هوا- فضای سپاه پاسخی به آن نامه دادند. پاسدار حاجی زاده در یک سخنرانی در کاشان بدون اسم بردن از رفسنجانی گفت:« وضعیت ایران را با دو کشور شکست‌خورده ژاپن و آلمان که اجازه ندارند ارتش داشته باشند مقایسه می‌کنند و می‌گویند اگر نیروی نظامی نداشتیم وضعمان خوب بود، من نمی‌دانم واقعاً می‌فهمند و این حرف‌ها را می‌زنند یا نمی‌فهمند؛ اگر جرأت دارند چند روز بدون محافظ تردد کنند بعد بگویند کشور نیروی نظامی نمی‌خواهد». وی نداشتن خط قرمز سیاسی در کشور را یکی از معضلات کشور دانست و گفت:« متأسفانه خط قرمزی در حوزه سیاست نداریم و این‌یکی از معضلات کشور است، هرکس برای رسیدن به اهداف سیاسی خود حاضر است هر حرفی را بزند و هر کاری را بکند و هرکسی در رابطه با هر چیزی نباید صحبت کند». این «می فهمند یا نمی فهمند» و یاد آوری «خط قرمز در حوزه سیاست» برای رفسنجانی و او را «هرکسی» نامیدن -آن هم از سوی کسی که به سازمان و تشکیلات نظامی خودسری تعلق دارد که مطلقا  حد و حدود و محدویتی برای خود چه در تعرض به حقوق شهروندان، چه در زیر پا گذاشتن و بی اعتنایی به هر قانون و مقررات مربوط به امور عادی مثل ضوابط ساختمان سازی شهرداری یا ضوابط سازمان حفاظت از محیط زیست، چه در سیاست داخلی و چه مسائل سیاست خارجی نمی شناسد(به طور مثال اعلامیه تهدید آمیز  صادر کردن سپاه علیه عربستان سعودی و تهدید به انتقام به خاطر اعدام شیخ نمر و بیانیه تهدید آمیز صادر کردن پاسدار سلیمانی برای مسائل داخلی بحرین)، با در نظر گرفتن نقشی که هرکدام(رفسنجانی و او) در رژیم و برای رژیم داشتنه اند، چیزی جز «غلطهای گنده تر از دهن» از سوی پاسدار حاجی زاده نسبت به نفر دوم و مهم ترین گرداننده و سیاستگذار جمهوری از زمان تشکیل آن که هنوز زنده بود، نبود.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950618000020

عربده و درشتگویی این پاسدار نسبت به رفسنجانی و عربده های بسیجی استراتژیست! «رئیس مرکز بررسی‌ های دکترینال امنیت بدون مرز ایران (اندیشکده یقین)»!  حسن عباسی و متهم اصلی فتنه 88 خواندن او خط و نشان کشیدن برای اوhttps://www.youtube.com/watch?v=sVa_nbMsLd4 ،

به بخوبی بیانگر این است که رفسنجانی جایگاه و منزلت خود را در رژیم خمینی ساخته و گند گرفته ولایت فقیه تا چه حد از دست داده بود و تا کجا به زیر افتاده و توسری خور شده بود. دو سال پیش پاسدار حسین شریعتمداری مشاور رهبر و خط دهنده به رهبر برای فرستادن حکم حکومتیِ کنار گذاشتن طرح اصلاح قانون مطبوعات و بعد هم تعطیل «فله یی» نشریات جناح موسوم به اصلاح طلب، به شکل روشن و صریح ، در مطلب اهانت آمیزی در ۱۴ اسفند  ۱۳۹۳ یاد آوری و تاکید کرده بود که رفسنجانی دیگر «استوانه نظام» نیست . http://www.entekhab.ir/fa/news/193007/

خامنه ای و نشان دادن تنزّل رفسنجانی در نظر او در پیام به مناسبت مرگ او

به نظر نگارنده آنچه باعث تشدید دریدگی باندهای رقیب نسبت به رفسنجانی شد، نامه سرگشاده او به خامنه ای** در جریان انتخابات ریاست جمهوری رژیم در سال 88 در اعتراض به اتهام زنی های محمود احمدی نژاد بودhttp://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=51314. ولایتمداران این اقدام او را کاری تحریک آمیز و نابخشودنی یافتند. بعد هم در سخنان او در نمازجمعه 26 تیر که آخرین خطبه خوانی او در نماز شد، بر شدت عصبانیت ولایتمداران چسبیده رهبر افزود.

روشن ترین نشانه تحقیر و توسری خوردن رفسنجانی از خامنه ای، ندادن اجازه حضور به او به عنوان خطیب و امام جمعه در نماز جمعه در چند سال بعد از سال 88 به آدمی است که سالها در مقام رئیس مجلس و رئیس جمهور و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، هر هفته از همین تریبون سیاستها و مواضع رژیم در مسائل داخلی و خارجی را توضیح داده و انطباق آن را با اهداف و آرمانهای «امام راحل» و با احکام اسلام و رفتار پیامیر و امامان، برای «امت همیشه در صحنه» شرح داده بود. خامنه ای حتی در پیام تسلیت خود به مناسبت درگذشت رفسنجانی، در کنار تعارفاتی که برای «ادای احترام» به او کرده، از سکه افتادن رفسنجانی در نظرش و این که دیگر رابطه و الفت او با رفسنجانی مثل سابق نبوده است را، به طور حسابگرانه یاد آور شده است؛ آنجا که گفته است:«... اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هایی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود، بکلّی بگسلد...». این کلمه «بکُلّی» بیانگر آن مقدارِ باقی مانده یا ته مانده از «پیوند رفاقت» بین او رفسنجانی است که دیگر مثل سابق وجود نداشت و تازه این ته مانده هم به خاطر آن بوده است که:« وسوسه‌های خناسانی که در سال های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره‎‌برداری از این تفاوت های نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او(رفسنجانی)»، نسبت خامنه ای«خلل وارد آورد». این است ادای احترام به یک یار و رفیق و چهره شاخص نظام اسلامی و از «سابقین» نظام اسلامی، به شیوه ولی امر مسلمین.

کارنامه ضد مردمی و آلوده به جنایت رفسجانی

کارنامه اکبر هاشمی رفسنجانی از زمان برقراری رژیم آزادی کش و ضد ایرانی جمهوری اسلامی، لبریز از قلدرمنشی و جنایت است. او در دهه کشتار نیروهای دگراندیش که در برگیرنده هزاران دانشجو و دانش آموز و کارگر و معلم بود، در کنار خمینی و گرداننده اصلی نظام بود. این آخوند فرومایه زمانی که رژیم گروه گروه هوداران گروههای سیاسی را اعدم می کرد و اسامی آنها را هم از رادیو و تلویزیون اعلام می کرد بارها در نماز جمعه بر درستی و حق بودن اعدام مخالفان رژیم تاکید کرد. یک مورد آن بعد از بازگشت از سفر کره شمالی در شهریور 1360 بود که با خانواده و نوه هایش به آنجا سفر کرده بود و گفت در آنجا در مورد اعلام اسامی اعدام شدگان پرسیدند و این که چطور رژیم از اعلام آن نگرانی ندارد و گفت ما گفتیم که این خواست مردم است. او از این که ایرانیانی که از جور ستم و فضای خفقانی که رژیم به وجود آورده بود و کشتاری که به راه انداخته بود از کشور گریخته و به کشورهای دیگر پناهنده شده اند و با مشکلاتی در آنجا رو به روهستند، با شادمانی و تحقیر اهانت به آن این را بیان می کرد و برای آن دسته از مخالفان نظام متعفن آخوندی هم که نتوانسته بودند بگریزند آینده ای جز ماندن در زندان و «پوسیدن» در زندانهای رژیم نمی دید. رفسنجانی یک پست فطرت خالص دوبار تقطیر شده بود. یک پست فطر خالص از جنس لاجوردی و خمینی و خلخالی و فلاحیان و نیرّی و خامنه ای. او با سایر جنایتکاران بیشرفی که دشمن آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی بودند و کمر به قتل عام فرزندان انقلابی و آزایخواه ایران بستند، هیچ تفاوتی نداشت. امامشان خمینی پلید به صراحت می گفت که «مردم انقلاب نکرده اند که کشورشان مثل سوییس بشود». می گفت «اقتصاد مال الاغ است». مدعی بود که مردم برای اسلام قیام کردند و در آن سخنرانی سوم خرداد سال 58 که با  تیتر«امام استراتژی انقلاب را اعلام کرد» در کیهان 5 خرداد چاپ شد، منظورش از اسلام را هم معنی کرد و تصریح کرد که «اسلام یعنی آخوند روحانییین و اسلام درهم مدغمند».

  او از توطئه های قتل روزنامه نگاران و دگراندیشان که در زمان ریاست جمهوری اش و تصدی وزارت اطلاعات توسط فلاحیان جنایتکار فاسد، صورت گرفت آگاه بود و در ماجرای ربوده شدن فرج سرکوهی توسط وزارت اطلاعات، او مهر تایید به سناریو وزارت اطلاعات مبنی بر خروج او از کشور و گم شدنش در خارج از ایران زد. او در قتل و ترورهای مخالفان خارج از کشور از جمله ترور قاسملو و کشتار در رستوران میکونوس و ترور دکتر کاظم رجوی و سایر ترورهای دوران ریاست جمهوریش مسئول است. از قلدرمنشی های نفرت انگیز و فراموش نشدنی او عربده کشی علیه زنان ایران در نماز جمعه 12 اردیبهشت 1365و تهدید به این که چون آنها لجاجت می کنند «یه قدری خشونت لازم دارند» و ادوگاههای ویژه برای آنها ایجاد خواهد شد و به آنجا فرستاده خواهند شد و هزینه شان را هم شوهرانشان باید بدهند، است

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2016/10/30.html

. قلدرمنشی دیگر او این بود که وقتی کسانی در مورد وضع وخیم اقتصادی و فشاری که به قشرهای کم در آمد وارد می شود، یاد آور شدند که «صدای شکستن استخوان اقشار آسیب پذیر» زیر فشار تورم وگرانی بلند شده است، تحمّل شنیدن این هشدار را هم نداشت و ضمن حمله به آنها گفت اینها استخوان را با طین و آسیب را با صاد می نویسند. او دستور دستگیری عزّت الله سحابی و 22 تن از «ملی - مذهبی» ها را که در سال 69 در انتقاد از اوضاعِ کشور که روش اداره امور نامه ای به او نوشته بودند، داد(وزارت اطلاعات با وزیری فلاحیان اقدام کننده بود) و دستگیر شدگان به ویژه عزّت الله سحابی زیر فشار جسمی و روحی قرار گرفتند. عزت سحابی در مورد این ماجر گفته بود:« "ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولاً اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینکه وضع سیاست خارجی ما به گونه ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، ۲۳ نفر را بازداشت کردند که یکی از آنها من بودم... بعد از دستگیری ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می شناختند، به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: رویش زیاد شده بود، می خواستیم رویش را کم کنیم.».

مرگ رفسنجانی و تاثیرات آن

بعضی در مورد تاثیر مرگ رفسنجانی و نقشی که او در انتخابات گذشته داشت و در آینده می توانست داشته باشد، حرفهایی زده اند که بیشتر خیال پردازی است به جای تحلیل و ارزیابی درست از شرایط؛ همانطور که در مورد اهمیت رئیس مجلس خبرگان شدن او بعد از مرگ آخوند مشکینی خیالپردازی کردند و در انتخابات بعد از آن برای خبرگان. رفسنجانی، همانطور که شواهدی که آورده شد نشان می دهد، به کلی به حاشیه رانده شد بود. او حداکثر اعتراضی را که «مصلحت بود» بکند در آن نامه سرگشاده به خامنه ای و بعد در آخرین نماز جمعه ای که فرصت یافت  بعد از انتخابات امامت آن را بعهده بگیرد(26 تیر88) کرد و پیشنهاداتی هم برای حل مسائل فوری، به نظرش رسیده بود داد که از جمله آزادی زندانیان سرشناسی بود که از آنها اسم نبرد ولی معلوم بود که خودیها و عناصری از جناح اصلاح طلبان نظام منظورش بود.

در مورد تاثیر و حضور و عدم حضور رفسنجانی در روند رویدادهای آتی از جمله انتخابات ریاست جمهوری یا مساله بعد از مرگ خامنه ای حرفهای مبالغه آمیزی زده شده است. در این مورد نظریه پردازان و تحلیل گران خوب است به یاد بیاورند که هاشمی رفسنجانی نه در پیدایش «حماسه 2 خرداد» و برنده انتخابات ریاست جمهوری شدن خاتمی با دو سوم آرا در برابر رقیب خود ناطق نوری تاثیر گذار بود، نه در پیدایش «جنبش سبز» و«یَل» شدن میرحسین موسوی و نه در انتخابات 92 و برگزیده شدن روحانی به ریاست جمهوری. اگر رفسنجانی از روحانی حمایت نمی کرد مگر در نتیجه «مناسک» انتخابات چه تاثیری می توانست بگذارد ؟ آنچه که در برنده انتخابات شدن روحانی تاثیر تعیین کننده داشت، کنار کشیدن عارف از انتخابات به نفع او بود که تشویق خاتمی در آن موثر بود. در صورت مرگ خامنه ای پیش از او، رفسنجانی توسری خورده، انتخاب مطلوب برای سکان داران اصلی قدرت که فرماندهان سپاه و گردانندگان وزارت اطلاعات هستند نبود و به احتمال زیاد خبرگانی که اکثریتش را عناصری از جنس یزدی و جنتی و فلاحیان تشکیل می دهند، به کسی رای می دادند که سپاه به او نظر تایید آمیز دارد و کسانی مثل آخوند صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه که بیشتر از وزیر خارجه در مسائل سیاست خارجی اظهار نظر می کند، یا رئیس اسبق قوه قضائیه آخوند شاهرودی و ... می توانستند ولی فقیه مورد تایید آنان باشند. آن دو نفری هم که گفته می شود برای زمان مرگ ولی فقیه از پیش انتخاب شده اند، حتما او یکی از آنها نبوده است. ثانیا به فرض هم که او انتخاب می شد، راه کار شکنی سپاه و مساله آفرینی برای او تا حد وادار به اطاعت کردنش برای سپاه بسته نبود. رفسنجانی در موقعیت خامنه ای در زمان مرگ خمینی قرار نداشت. او با این همه هتک حرمتی که از او شده بود و توسری که خورده بود، نمی توانست ولی فقیهی باشد که برای سپاه و مدرسین حوزه علمیه چهارچوب و حد و حدود تعیین کند. وچون برای همه دستجات این رژیم منحوس اسلامی، از اصلاح طلب تا هار و اصولگرا، حفظ نظام اسلامی با هویت گندی که از خمینی گرفته است، بالاترین الویت و «اوجب واجبات» است، نه رفسنجانی نه هیچ یک از باندهای اصلاح طلب، در حد از صحنه بیرون ریختن سپاه و حزب الله و به مردم رجوع و خواهان حضور آنها در میدان به این منظور نخواهند شد، چون اگر سیلی راه بیافتد که بنیان سپاه و سربازان گمنام امام زمان با زوائد و تاریکخانه های سازماندهی اوباش حزب اللهی را ویران کند، دیگر مهارش در دست آنها نخواهد بود. انقلابی خواهد شد که برای زدودن آخوند و «اسلام» از پهنه سیاست و از تصمیم گیری و تعیین باید نباید برای زندگی مردم.

  وضع و موقعیت رفسنجانی در سالهای آخر عمر، بی شباهت به وضع احمد خمینی«یادگار امام»، در دوران «سردار سازندگی» نبود که انتقاد ها و نق زدنهایش در همان محدوه دیدارها، وزوز مزاحمی بود که نبودنش برای نظام ولایی و مقام معظم رهبری و رفسنجانی، مفید تر از بودنش بود. چون آن وزوزها و نق زدن ها به «وحدت» در نظام و «اطاعت از ولی امر» خدشه وارد می کرد و می توانست، «بهانه به دست معاندان» بدهد و «خوراکی برای رادیوهای استکباری و صهیونیستی باشد». به طور مثال رفسنجانی در یکی از آخرین سخنرانی هایش در جمعی، با انتقاد از رد صلاحیت حسن خمینی برای مجلس خبرگان، صلاحیت کسانی را که دست به چنین اقدامی زده اند، مورد سوال قرار داد. کسانی که از آنها اسم نبرد، اما در اختیار گرفتن «تریبونهای نمازجمعه و سلاح و صدا و سیما» را هم از کارهای آنان دانست و آن را زیر سوال برد و پرسید خودشان این صلاحیت را از کجا آوردند. او بعضی از اقدامات این گروه را که «فکر می کنند قدرت برای آنها مادر زادی و ابدی است» مثل تلاش برای اینکه اینترنت در کشور نباشد و جمع کردن آنتن ماهواره ای را یاد آور شد و بر بیهودگی و شکست این قبیل اقدامات و «بیشتر شدن آگاهی مردم» تاکید کرد.

https://www.youtube.com/watch?v=mWVQYuwIopo

این اظهارات او حمله و انتقاد گسترده یی علیه او برانگیخت و کسانی چون عباس عبدی و آخوند ابطحی هم البته از زاویه دیگری و یاد آوری اقدامات وعملکرد خود او، وی را مورد انتقاد قرار دادند. بخشی از این واکنشها را در لینکی که اینجا آورده شده می شود مطالعه کرد http://otaghkhabar24.ir/news/34312

خیلی قبل از این هم سخنان او در نماز جمعه 26 تیر 88 که آخرین نماز جمعه اوشد، خشم زیادی در بین بالایی های ولایتمدار از جمله آخوند محمد یزدی را برانگیخت و به آن واکنش نشان دادند. در در آن زمان در مطالبی این واکنشها را مورد اشاره قرار دادم  http://iradj-shokri.blogspot.fr/2010/08/26-1358.html

به هر حال رفسنجانی از «رفیقان» دیروز خود و نوچه هایی که در طی این سالهای سیاه آوار شدن نظام آخوندی – اسلامی بر سر مردم ایران، از اجزاء ماشین سرکوب نظام بودند و با ریختن خون شریف ترین فرزندان انقلابی مردم ایران، باریختن خون شکرالله پاک نژاد و سعید سلطانپور و توماج و هزاران جوان و نوجوان آزادیخواه و برابری خواه، و با صدها جنایت دیگر، بقای رژیم را امکان پذیر کردند تا امثال رفسنجانی و خامنه ای و سایر مردم کشان آزادی ستیز و مرتجع بر مسند قدرت باقی بمانند؛ تا «احکام اسلام» را در کشور جاری و ثروت ملی را تاراج کنند و بباد بدهند و مردم را بیچاره و خانه خراب کنند، تحقیر دید و توسری خورد و دختر و پسرش به زندان رفتند. انتقاداتی که در سخنرانی های آخر عمرش در دیدارهایی که داشت بر زبان راند، نشان دهنده نارضایی عمیق و او از گردش کار در رژیم و نگرانی از آینده رژیم و بیچارگی و ناتوانی او از هر اقدامی برای تغییر وضع و تاثیر گذاری بود.

 به تازگی برخی شایعات و گمانهایی در احتمال به قتل رسیدن او منتشر شده است. من فکر می کنم این شایعات بیشتر برای سیاه تر نشان دادن چهره ولی فقیه و تطهیر رفسنجانی پخش شده است. احتمال حمله قلبی برای آدمی که 82 سال داشت و به شدت افسرده و اندوهگین بود، امر بعیدی نیست و چند دقیقه بدون ناظر و مراقب بودن بعد از حمله قلبی کافی بود که  آب ریه های او را پر کند و در استخر خفه شود. به هرحال اگر به قتل هم رسیده باشد او به خاطر تحقیر و توسری و تودهنی های فراوانی که در چند سال گذشته و به ویژه این اواخر دریافت کرده بود، در آستانه دق مرگ شدن بود. او هم مثل امامش خمینی در وضعی که سزاوار نقش و مسئولیتی که در نابود کردن انقلاب مردم ایران علیه استبداد و بی عدالتی و در جنایت علیه مردم ایران و آزادی کشی اش داشت، تحقیر شده و شکست خورده و افسرده و گریان مرد. بعد از اعلام خبر مرگ او، از انتهای بخش توسری خورده و منزوی نظام ولایت فقیه و از سوی کسی مثل آخوند سیّد محمد خاتمی، تا درنده ترین عناصر جناح هار مثل آخوند درنده امام جمعه تهران احمد خاتمی و آخوند جنّتی عضو و دبیر شورای نگهبان که در رد صلاحیت رفسنجانی برای کاندیدا شدن به ریاست جمهوری مسئولیت غیر قابل ماستمالی کردنی دارد، همه برای بهره برداری از این اتفاق به عنوان حمایت مردم از کل نظام، به نفع نظام کیسه دوختند و خواهان شرکت گسترده مردم در تشییع جنازه او شدند. این رقم دو نیم میلیون نفری که ذکر کرده اند البته حرف چرندی مثل ادعای شرکت میلیونی امت خدا جود در نماز جمعه است. اما تعداد قابل توجهی در تشییع او شرکت کردند که طبعا کمترین بخش از آن مربوط به حزب اللهی های بیشعور و ولایتمدار بود و بیشترین تعداد به آن بخشی تعلق داشت که از سال 76 به این سو با حضور خود در انتخابات و تاثیر گذاری در نتیجه آن به نفع جناح مساله دار رژیم از رهبر، تلاش کرده اند سپری و ترمزی در برابر جناح هار رژیم درست کنند. شعارهایی چون «حصر باید بشکنه» و شعارهایی در حمایت از میرحسین موسوی، بیانگر علت حضور گروه کثیری از مردمی بود که بعد از عاشورای 88، رژیم با راه انداختن راه پیمایی بسیجی در روز 9 دی و دائم از آن در بوقهای تبلیغاتی و رسانه های تحت اختیار انحصاری دستگاه ولایت، به عنوان «یوم الله» و «حماسه» یاد کردن، فرصت مناسب برای اعلام حضور نیافته بودند. به مناسبت «یوم الله 9 دی» در دی ماه امسال اینجا و آنجا فرماندهان سپاه در سراسر کشور بالای منبر رفتند و زِر عقیدتی مبسوطی زدند که همراه آن با فتنه خواندن اعتراضات مردم به نتیجه انتخابات، و بر زبان راندن تهدید های که خود حکایت از برنامه اینها برای انتخابات سال 96 است، با هرجمله یی سطلی شکر بلعیدند. این حضور در مراسم تشییع رفسنجانی فرصتی برای پاسخ به آن زر زدن های مبسوط و شکرخواریهای سطلی هم می تواند باشد؛ همچنان که در بعضی از شعارها دیده شد. عوامل دیگری هم در این امر می تواند موثر بوده باشد: توسری خوردن رفسنجانی از دستگاه ولایت و انتقاد او از بعضی اقدامات بخش متصل به خامنه ای و زندانی شدن فائزه و تلاش فائزه در نزدیک شدن به مردم، به نظر نگارنده این سطور در برانگیختن عواطف مردم برای تسلی دادن به کسی مثل فائزه می تواند از عوامل موثر در شرکت آنها در تشییع جنازه رفسنجانی بوده باشد.

حاشیه های رویداد مرگ رفسنجانی – از آنچه در حاشیه رویداد مرگ رفسنجانی گذشت، می توان به «موقع شناسی دیپلماتیک» و هوش سفیر انگلستان در ایران اشاره کرد که به امضای دفتر یادبود یا فرستادن پیام بسنده نکرده و خود در مجلس ترحیم رفسنجانی شرکت کرد. این اقدام سفیر بی تردید برای زدودن و یا کاهش عصبانیت بالائیهای رژیم آخوندی از اظهارات چندی پیش نخست وزیر انگلستان در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس در بحرین که در آن «ایران» را «تهدیدی» برای امنیت و ثبات منطقه خواند و یاد آور شد که انگلستان برای مقابله با آن در کنار کشورهای منطقه است، بوده است. این اظهارات سبب خشم مقامات رژیم شد و وزارت خارجه رژیم سفیر انگلستان را احضار و به اظهارات نخست وزیر انگلستان اعتراض کرد. از مجلیسان ولایتمدار و محافل بوقی نظام ولایی صدای کاهش سطح روابط و اخراج سفیر انگلیس بلند شد. شخص رهبر رژیم و «ولی امر مسلمین جهان» هم خشم خود را در سخنرانی در دیدار با مسئولان و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامیدر۲۷ آذر نشان داد. او در واکنش به سخنان نخست وزیر انگلیس گفت« در روزهای اخیر انگلیسی‌ها در نهایت بی‌شرمی، ایران مظلوم و عزیز را تهدید منطقه نامیده اند اما همه می دانند که برخلاف این اتهامات، این انگلیسی‌ها هستند که همیشه منشأ و منبع تهدید و فساد و خطر و نکبت بوده‌اند».

  با این که رژیم سه روز عزای عمومی اعلام کرد، انگشتشمار بودند سران کشورهایی که به روحانی پیام تسلیت فرستادند و آن هم مربوط بود به بعضی کشورهای منطقه و اطراف ایران که در آن میان آنچه بیشتر توجه را جلب می کند، پیام تسلیت پادشاه بحرین بود که رژیم و حتی پاسدار سلیمانی اش برای بهم ریختن نظام سیاسی آن کشور خط و نشان می کشند. از آن سوی دنیا هم از نیکارگوئه و ونزوئلا و کوبا پیامهای برای روحانی فرستاده شد. اما از کرملین که رژیم به طور استثنایی با آن رابطه همکاری نظامی تا حد دادن اجازه استفاده از پایگاه نظامی را دارد، صدایی بر نخواست و این حتی برای یک تحلیل گر خبرگزاری اسپوتنیک هم سوال برانگیز بود و در مطلبی با عنوان « چرا کرملین به مناسبت درگذشت هاشمی رفسنجانی ابراز همدردی نکرد؟» با اشاره به امضای دفتر یادبود در سفارت رژیم در مسکو (به ادعای او) از سوی ایرانیان مقیم مسکو و غیر ایرانیان و روسها، این سوال را مطرح کرده است ولی درصدد یافتن پاسخی برای آن بر نیامده است.

https://ir.sputniknews.com/opinion/201701112128938/

 به نظر می رسد که روسیه اعتماد چندانی به رژیم ندارد و رژیم اعتبار زیادی پیش روسها ندارد. چندی پیش اسدالله عسگراولادی رئیس اطاق مشترک بازرگانی ایران و چین و ایران روسیه در مصاحبه یی گفت که «روسها طیّاره سوخوی 100 را(مسافربری است و سوپرجت هم گفته می شود) به ما نفروختند» و یاد آور شد که روسها علاقه به سرمایه گذاری در ایران هم ندارند و مایلند ایران در روسیه سرمایه گذاری کند. http://tnews.ir/news/8e0077424767.html

لازم به یاد آوری است که در مرگ خمینی هم جز از پاکستان و سوریه و شاید یکی دو کشور دیگر، پیام تسلیتی برای میراث خوران خمینی فرستاده نشد، بس که رفتار گردانندگان این رژیم طالبانی و داعشی و همراه با توهین و بی احترامی به همه بوده است. همانطور که در داخل نسبت به دگراندیش عمل می کردند، تا کار به حذف و کشتار رسید و بعد از قلع و قمع دگراندیشان، به حرمت شکنی و حذف همراهان سابق روی آوردند که آثار و نتایج اش امروز در برابر همگان است.

 از مسائل دیگری که در حاشیه مرگ رفسنجانی مورد توجه قرار گرفت، یکی ادعای بادامچیان در مورد این که ترور حسنعلی منصور با اسلحه یی که رفسنجانی داده بود صورت گرفته بود که بطور قاطعانه از سوی دفتر او تکذیب شد.

 و بالاخره این که «فاکتور» گرفتن خامنه ای از جمله یی در نماز میّت که در آن خوبیهایی متوفی مورد تاکید قرار می گیرد و همراه آن برای اعمالش طلب مغفرت می شود، از نظر ها دور نماند. خامنه ای آن جمله را نخواند چنان که گویی در آن «یار و رفیق دیرین»خوبی سراغ نداشت، اما طلب مغفرت برای او را خواند. در این مورد اقای محمد جواد اکبرین که دین پژوه مقیم فرانسه معرفی شده است در رادیو فردا توضیحاتی داده است که می تواند روشنگر علت و معنی رفتار خامنه ای باشد.  http://www.radiofarda.com/a/28224303.html

-------------------------------------------------------------------- 

* خشم رفسنجانی و مرگ احمد خمینی  http://iradj-shokri.blogspot.fr/2009/03/137317-1995-1377-2-2.html?q=%D8%B1%D9%81%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C

 این لینک هم مربوط به حرفهای رفسنجانی در مورد حبس و دادگاه پسرش مهدی هاشمی و بحث تقاضای عفو اوست

https://www.youtube.com/watch?v=VtyxrB64sFc

------------------------------------ 

۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۶ ژانویه ۲۰۱۷

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن