یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
ایرج شكری

مهدی سحابی مترجم پرکار و یکی از خدمتگزاران فرهنگی مردم ایران، روز 17 آبان در سن 66 سالگی در فرانسه در گذشت. این سن برای آدم پرکاری مثل مهدی سحابی که هنوز می توانست ده پانزده سال یا بیشتر، بازهم از حاصل دانش و تلاش خود، خدمات فرهنگی بیشتری به مردم ایران عرضه کند، مرا یاد این گفته شاملو می اندازد که در یکی از گفتگوهایش خواندم که «زندگی به نحو بیشرمانه یی کوتاه است». روزنامه نگاری و نقاشی و مجسمه سازی هم در کارنامه مهدی سحابی درج شده است(1). او در سالهای گذشته نمایشگاههای متعدی از آثارش را برگزار کرده بود. نام او در آن لیستی از نام روزنامه نگاران قرار داشت که گفته می شد ساواک در آن روزهای انقلاب و پایان رژیم قصد سر به نیست کردنشان را داشت. بعد از ملاخور شدن انقلاب توسط روح الله الموسوالخمینی و تبدیل شدن بخشی از مردم ایران به امت امام، خزف و خرمهره ها به جای لعل نشستند و عناصر مرتجع فرصت طلب متشکل در انجمنهای اسلامی به آفت کشنده کانونهای اعتصابی زمان انقلاب تبدیل شدند و در این روند بود که تحریریه روزنامه کیهان هم به تشویق و تشجیع خمینی توسط امت امام اشغال شد و معرکه گیری مثل فخرالدین حجازی تسلط انجمن اسلامی بر کیهان و اشغال تحریریه و راه ندادن روزنامه نگاران ترقیخواه و مردم دوست را به روزنامه کیهان، دیکتاتوری پرولتاریا در کیهان نامید(2)

در مصاحبه یی که هفته نامه تابان آن لاین دوسال پیش در اردیبهشت 86 با او کرده بود در معرفی او از جمله آمده است:

«مهدي سحابي يكي از بهترين و پركارترين و در عين حال بي‌ادعاترين مترجمان و روشنفكران ايران است. در كارنامه او كارهايي ديده مي‌شود كه خواندن آنها يكي دو سال وقت طلب مي‌كند و اين نشان دهنده آن است كه او چه دود چراغي خورده و چه عمري بر سر ترجمه نهاده است. علاوه بر سنگيني برخي كارها مانند ترجمه ده جلدي "در جستجوي زمان از دست رفته" ترجمه برخي كارها مانند "مرگ قسطي" اثر فردينان سلين، نشان دهنده دقت او در انتخاب زبان و متن‌هايي است كه به فارسي بر مي‌گرداند. سحابي تنها مترجم نيست، او روزنامه نگار، نويسنده و نقاش است، چند داستان در كارنامه خود دارد و مقالات متعددي از وي در مطبوعات ايران به چاپ رسيده و نمايشگاه‌هاي زيادي نيز برپا كرده است».

من با مهدی سحابی قبل از انقلاب توسط برادرش هادی که هردو دانشجوی جامعه شناسی در دانشکده ادبیات دانشگاه ملی بودیم شناختم. کنکور دانشگاه ملی دو سال بعد از  قبولی ما با کنکور سراسری یکی شد. در آن زمان بیشتر دانشجویان آن دانشگاه از  طبقه مرفه بالایی شهری بودند. من و هادی و یکی دیگر از دوستان به لحاظ گرایش فکری در آن زمان به یکدیگر بیشتر نزدیک بودیم و گاه اگر کتاب ممنوعه یا مطالب ممنوعه از این نوع به دستمان می رسید باهم رد و بدل می کردیم که از جمله من کتاب اصول مقدماتی فلسفه و یک نسخه از دفاعیات شکرالله پاک نژاد را به او داده بودم. گاهی هم در خانه یکدیگر همدیگر را می دیدیم. گمانم در سال 50 بود که سال دوم یا سوم بودیم که برادر بزرگش مهدی همراه یک دختر فرانسوی که دوستتش داشت، به ایران آمده بود و این طور که یادم مانده می گفت او آمده مدتی در ایران و در خانواده آنها بماند تا اگر دید می تواند در ایران زندگی کند، مهدی با او ازدواج کند و آن دختر ماند و با مهدی ازدواج کرد و در روزهای سخت بعد از اشغال کیهان توسط مریدان امام و بعد دوران دشواری که با آغاز جنگ و مسائل جیره بندی و نایابی کالاهای مصرفی شروع شد،در ایران و در کنار مهدی ماند. در زندگی نامه مهدی سحابی که در سایتهای داخل کشور انتشار یافته گفته شده است که او مقیم فرانسه بود و به ایران هم سفر می کرد و مدتی در ایران می ماند. و هم چنین گفته شده است که او در خارج تشکیل خانواده داده بود. همانطور که اشاره شد در واقع مهدی زندگی خانوادگی را در ایران شروع کرد و زمانی که من ایران را در اسفند سال 62 ترک می کردم او مدتی بود که به بطور حرفه ای به که بکار ترجمه روی آورده بود با همسر فرانسوی و دو پسر خردسالش کاوه و سهراب در ایران بود( بعدا مهدی صاحب فرزند پسر دیگر هم شد). مهدی جزو معدود دوستانی بود که قصدم را برای ترک ایران را به او گفته بودم. او از من خواست که قبل از سفر یک شب برای صرف شام به خانه او بروم. قرارش را گذاشتیم و روز موعود من یک صندوق آبجوِ تولید شده از ماءالشعیردر صنایع تبدیلی خانگی، که به یمن اجرای احکام اسلام در ایران گشترش یافته بود، همراه بردم که هم  سبب خنده هم سبب خوشحالی خود و همسرش شد و این از آخرین و معدود خاطرات خوش، بعد از به قدرت رسیدن خمینی پلید است که در ذهنم مانده است. همسرش خوش رو و خندان بود و مثل خودش آدمی بی تکلّف و فارسی را هم یاد گرفته بود و می توانست صحبت کند. طبعا با شرایطی که در ایران بود و مشکلات سانسور کتاب، «نان درآوردن» از این راه را هم خیلی پر ریسک و نامطمئن بود. همسرش باگرفتن شاگرد در منزل فرانسه تدریس می کرد. رسیدن پسرش به سن «بسیجی شدن» و احتمال اعزام به جبهه های جنگ فتح قدس از راه کربلا و فرانسوی بودن همسرش در رژیمی که زدن اتهام جاسوسی سکه رایج نظام منحوس اسلامی به منتقدان و روشنفگران ناراضی بود و هست، در مجموع می تواند دلایلی کافی به برای اقامت خانواده اش در فرانسه بوده باشد. اگر چه به خاطر تغییرات چند باره آدرس من در اینجا ارتباط ما از خیلی سال پیش قطع شد و من از او بی خبر بودم، اما فکر می کنم درست تر این است که گفته شود و او در ایران زندگی می کرد و مدتی از سال را هم در کنار خانواده اش در فرانسه می گذارند. ویژگی مهدی سحابی بی تکلّفی خاص او بود. رفتارو گفتارش چنان بود که در اولین ملاقات و مصاحبت هم گویی سالهاست که با آدم دوست و آشناست. این بی تکلقی را در لحن مصاحبه یی که در اردیبهشت سال 86 با هفته نامه تابان آن لاین کرده است، از جمله در پاسخ به سوالی در مورد تحصیلات و فرا گرفتن زبان به خوبی می شود دریافت:«... اما زبان فرانسه را توي خيابان ياد گرفتم. يعني من هيچ درس فرانسه نخواندم. البته با سابقه زبان ايتاليايي كه بلد بودم و با انگليسي كه مي‌دانستم و استعدادي كه در اين مورد خاص داشتم، ياد گرفتن فرانسه براي من راحت‌تر بود. براي ياد گرفتن ايتاليايي هم زندگي دانشگاهي من يك سال و نيم، دو سال بيشتر نبود. آن هم در رشته نقاشي كه من تحصيل مي‌كردم. اين است كه اگر بخواهم در يك جمله خلاصه كنم بايد بگويم زبان‌ها را همينطور عشقي ياد گرفتم يا توي زندگي»

بعد از تصفیه روزنامه ها از عناصر «ضد انقلاب و غرب زده و...» گروهی از روزنامه نگاران با سابقه تصمیم گرفتند، سندیکا یا کانونی از روزنامه نگاران مبارز تشکیل بدهند که در راه مبارزه با سانسور و آزادی بیان فعال باشد؛ این در اوائل تابستان 1359 بود. روزی مهدی به من تلفن کرد و گفت چنین برنامه یی هست آیا من مایلم در این تشکل شرکت بکنم یا نه؟ من هم پاسخ مثبت دادم. در این زمان من هم به جرم ضدیت با انقلاب اسلامی با حکم انفصال دائم از خدمات دولتی از کارخبرگاری در تلویزیون اخراج شده بودم. وقتی به جلسه یی که قرار گذاشته بودیم رسیدم، مجموعا هشت نفر بودیم. به جز من، بقیه از روزنامه نگاران پرسابقه بودند. من البته هیچ وقت در روزنامه کار نکرده بودم و سابقه کارم هم به عنوان خبر نگار نزدیک چهار سال بود. اما پیشنهاد مهدی بود و بقیه هم پذیرفته بودند. بعد در همان جلسه یکی دو نفر دیگر برای دعوت پیشنهاد شدند و روی صلاحیت و مناسب بودنشان برای دعوت بحث شد که البته من اظهار نظر نکردم چون سابقه همکاری و آشنایی با آنها نداشتم. «عضو گیری» به ترتیبی که یاد شد انجام می شد. تشکیل جلسات همراه با رعایت احتیاط بود، یعنی موقع رفتن به جلسه طوری می رفتیم که با چند دقیقه اختلاف به محل برسیم و موقع خروج هم همینطور با فاصله چند دقیقه یی محل را ترک می کردیم. جلسات هر بار در خانه یکی از روزنامه نگاران که مانعی برای تشکیل جلسه در خانه آنها نبود و داوطلب می شد، تشکیل می شد.  جمعی که به این صورت تشکیل شد، به 19 نفر در نزدیکی اواخر شهریور سال 1359 رسید. در این مدت در مورد اهداف و اساسنامه و بحث و گفتگو صورت گرفته و مطلب به مرور تدوین و اصلاح شده بود. در اواخر شهریور قرار شد که برای تایپ و تکثیر اساسنامه و اعلام موجودیت و شروع کار، هر کدام از اعضا، در جلسه بعد 200 تومان بیاورند و اگر برای کسی مقدور بود بیشتر بیاورد. روز قبل از جلسه موعود بود که عراق فرودگاه مهرآباد را مورد حمله قرار داد. جلسه ما فردای آن روز تشکیل شد. در بین آن 19 نفر دوسه نفر روزنامه نگار جوان شاغل هم بودند. چیزی که از آن جلسه از یاد من نرفته این است که از بین آن جمع که پر سابقه ترین روزنامه نگاران کشور را تشکیل می داند، دو سه نفر نتوانسته بودند، آن 200 تومان را فراهم کنند. سه چهار نفر هم تنها صد تومان توانسته بودند فراهم کنند. یگ نفر از شاغلان 300 تومان داد. در همان جلسه با توجه به حمله یی که شده بود و هنوز معلوم نبود ماجرا به چه شکلی در خواهد آمد و چقدر ادامه خواهد یافت، صلاح دراین دیده شد که تا روشن شد وضع موقتا تشکیل جلسه و اعلام موجودیت به تعویق بیفتد. چون همه با این نظر موافق بودیم که اگر جنگی شروع شود، فضا تغییر خواهد کرد و در صورت کشف احتمالی تجمع ما توسط نیروهای سرکوبگر رژیم، برچسب جاسوسی و از این قبیل چیزها دم دست ترین اتهام خواهد بود. این گونه بود که با ادامه جنگ که برای خمینی نعمتی بود، اعلام موجودیت آن تشکل تا روشن شدن وضع به تاخیر افتاد و بعد که 30 خرداد سال 60 و کشتار و اختناق بعد از آن فرا رسید دیگر فضا بسته شد. این خاطره را از آن جهت نقل کردم که برای برخی آدمهایی که به نظر من خود خواهی و خود محوربینی آنها مانع از دیدن مبارزات مردم در گروهها و صنف های گوناگون است، اندکی شرایط داخل کشور یاد آوری شده باشد. در آن جلسات در بحثهایی که شد، آن روزنامه نگاران به رغم شرایط دشواری که بود و به هرحال باید درآمدی برای گذران زندگی پیدا می کردند، می گفتند مطلقا نمیخواهند قلم را زمین بگذارند و در پی کسب و کار بروند. روزگار بسیار سختی بر آنها گذشت و می گذرد، اما آنها در برابر این دشوراریها، ایستادند. مهدی یکی از میان آن جمع بود. البته او به یمن استعادی که در فراگرفتن زبان داشت و با تسلط به سه زبان، به عنوان یکی از پرکارترین و بهترین مترجمان کشور شناخته می شد که در میان دستاورد زندگی فرهنگی پرتلاشش،ترجمه رمان 8 جلدی «در جستجوی زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست نویسنده فرانسوی قرار دارد که یکی از مهمترین آثار ادبی فرانسه است و سبک خاص نگارش پروست با جمله های طولانی، عزم و اراده یی قوی برای به دست گرفتن کار ترجمه آن می خواست. مهدی یازده سال از عمرش را صرف ترجمه این اثر بزرگ کرد. آنطور که خودش در مصاحبه با هفته نامه آینده گفته است، این ترجمه مورد استقبال زیادی در ایران قرار گرفته است و«اين كتاب در ايران به چاپ هشتم رسيده كه خود فرانسوي‌ها هم باور نمي‌كنند». مهدی سحابی ترجمه و نوشته هایی هم با اسم مستعار سهراب دهخدا انجام داده است که مربوط به فاصله سال 58 تا 60 است. کتاب گارد جوان را او با همین نام ترجمه کرد. داستان این کتاب به زمان جنگ جهانی دوم مربوط است و در بخشی از خاک شوروی تحت اشغال آلمانها اتفاق می افتد. گروهی از جوانان خودشان برای مبارزه با نازیها متشکل می شوند و بعد از ضرباتی به نازیها گروهی از آنان دستگیر می شوند و آن اندازه که بیادم مانده نازیها برای اعدام آنان روش زنده بگور کردن را بکار می برند و لحظات آخر زندگی آنها در حالی که خاک هردم بر روی آنها فرو می ریزد، با صدای سرود دسته جمعی که می خوانند همراه بوده است. تاریخ انتشار این کتاب را درست نمی دانم اما از آن روزهای دستگیرهای گسترده و اعدامهای گروهی روزانه، چندان فاصله نداشت و در آن زمان کتابی بود که در بالا بردن روحیه کسانی که در ارتباط با گروههای سیاسی بودند و سایه شوم پاسداران اسلام همه جا در تعقیب و کشتن زندگی بود، بسیار مؤثر بود. او در مصاحبه اش در مورد این که کدام یک ازکارهای ترجمه اش را بیشتر دوست دارد گفته است:  «يکی از کتابهايی که خيلی دوست دارم همين "مرگ قسطی" سلين است. اين کتاب پر از شور و عاطفه است. چيزی که در ادبيات اروپايی و بخصوص ادبيات فرانسوی روز به روز ناياب تر می شود و دارد حکم کيميا را پيدا می کند. اين شايد تنها کتابی است که من ترجمه آن را هفت هشت بار خوانده ام.

کتاب ديگری که خيلی دوست دارم  "همه می ميرند" ، سيمون دوبوار است که به خاطر مضمونش آن را دوست دارم، و البته کتاب پروست را نيز، هم به دليل اهميت کتاب و هم به دليل زحمتی که روی آن کشيده ام. کتاب ديگری هم دارم به نام "مکتب ديکتاتورها" که خيلی جذاب است. يک سری مسائل بنيادی را در باره مباحث توتاليتاريسم، ديکتاتوری، فرهنگ توده ها و از اين قبيل مطرح می کند که هميشه تازگی دارند. چون در باره رابطه حکومت ها و مردم است و نويسنده ( سيلونه ) موضوع را خيلی خوب ديده است».(3)مضمونی که مهدی سحابی به آن اشاره کرده است، مساله مرگ و جاودانگی است. دراین کتاب که آغاز داستان این کتاب که من خیلی سال پیش، گمانم وقتی ایران بودم خواندم، چنین است که مردی که معجونی خورده که بر اثر آن چیزی بدست آورده که همه خواهان آن هستند، یعنی بی مرگی، حالا دنبال آن است که از این «نعمت» خلاص شود،او چند قرن است که زنده است و در بحث در این زمینه است که درمی یابیم که بدون مرگ خیلی از مفاهیم مثل شجاعت، مثل فداکاری و... معنی خودشان را از دست می دهند. چون مثلا آدمی که بر اثر هیچ حادثه یی نخواهد مرد، دیگر به خطر انداختن جانش برای چیزی، نمی تواند معنی داشته باشد. این کتاب در ضمن سفری در طول صده های تاریخ را با همه رنجهای انسانی و فراز و فرودش درخود دارد.

او دو کتاب از سلمان رشدی قبل از ماجرای کتاب آیه های شیطانی ترجمه کرده بود که یکی شرم و دو دیگری بچه های نیمه شب نام داشت. اولی برنده جایزه بهترین ترجمه شد.

 
کسانی مثل مهدی به رغم خطرهای موجود در آغاز دهه 60، بی اعتنا نسبت به رویدادها کشور نبودند. روزی که گمانم در شهریور ماه یا اوائل سال 60 بود و به دیدن مهدی در خانه اش رفته بودم، نسخه یی از «میثاق»، متن توافق مسعود رجوی با بنی صدر را که بعدا مبنای تاسیس شورای ملی مقاومت شد، به من داد. در آن زمان مهدی در تهران ویلا، در طبقه دوم خانه پدری سکونت داشت. در بازگشت به خانه هنوز دقایقی از خانه مهدی دور نشده بودم، که بین تهران ویلا وآریاشهر، با یک تور بازرسی مواجهه شدم که به دلیل تهاجم مجاهدین به یک واحد گشت کمیته یا سپاه در آن منطقه، برقرار شده بود. من چون تنها بودم، و به نظر می رسید که اتومبیلهای تک سرنشین مورد سوء ظن کمتر است، بدون متوقف کردن و بازرسی به من اشاره کردند که می توانم بروم و این یکی از چند موردی بود که من قبل از خروج از کشور، خطری را از سرگذراندم که می توانست مرگبار باشد.
 
 
یکبار که مهدی سحابی در سال 1370 برای دیدن خانواده اش به فرانسه آمده بود، دیداری دست داد. اونسخه یی هم از ترجمه اولین جلد «در جستجوی زمان از دست رفته» به من هدیه کرد.  در آن زمان خانواده اش در شهری در دویست کیلومتری پاریس اقامت داشتند. گمانم الان کوچکترین فرزند او حدود بیست سال داشته باشد و کاوه پسر بزرگش حدود 35 سال. در گذشت این انسان شریف وپرکار را به فرزندانش به همسرش اِولین و به دوست دوران دانشجویی ام هادی و سایر بازماندگان او تسلیت می گویم. مرگ مهدی سحابی از دست دادن یک خدمتگزار فرهنگی پرکار و صدیق مردم ایران است.
 
 
 

http://iradj-shokri.blogspot.com/2007/05/29.html   

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن