بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
ایرج شكری

سال 92، سالی که رهبر مجاهدین آن را سال سرنگونی اعلام کرده بود و مریم رجوی هم   در مراسم تحویل سال تابلو سرنگونی در دست گرفت و در سخنان خود در برابر حاضران بر آن تاکید کرد، چیزی به پایانش نمانده، کمتر از دو ماه.  فاصله خرداد سال 64 تا این روزها که در آن بسر می بریم و در آستانه سال 93 هستیم، می شود حدود 29 سال. 29 سال پیش در اسفند 63 که زمانبدی سرنگونی رژیم با مبارزه مسلحانه در کوتاه مدت که مسعود رجوی از 30 خرداد 60 آن را علیه رژیم شروع کرده بود و بعد در تحلیلهایش در «زمان بندی استراتژیک» حداکثر زمان برای سرنگون کردن رژیم را سه سال اعلام کرد،  به پایان رسیده بود و رژیم سرجایش بود و سازمان مجاهدین ضربه های سنگینی در داخل دریافت کرده بود که شهادت موسی و اشرف سنگین تر در بین آنها بود.

جوخه های اعدام هنوز هواداران مجاهدین و گروههای سیاسی را درو می کرد. اگرچه در همین سه سال خونین و قبل از این که سالی از شهادت اشرف و موسی بگذرد، جناب «رهبر» در حومه پاریس داماد شده و با دختر بنی صدر  به حجله رفته بود و با جدا شدن بنی صدر از مجاهدین دختر او هم به زندگی مشترک با مسعود رجوی خاتمه داد. مسعود رجوی زمانبدی استراتژیک خود را اینگونه (گمانم در جمعبندی مبارزه مسلحانه یکساله بود) توضیح داده بود: تا سه سال کوتاه مدت، از سه تا پنج سال میان مدت و از پنج سال به بالا(یا از 5 تا ده سال) دراز مدت. ایشان حداکثر زمان لازم برای سرنگونی رژیم در کوتاه مدت را سه سال قرار داده بود و گرنه در مصاحبه هایی که در آن زمان با رسانه های خارجی داشت، تاکید کرده بود که رژیم تا چند ماه دیگر، ماه هایی که کمتر از تعداد انگشتان یک دست است سرنگون خواهد شد .

به هرحال در اسفند سال 63 زمان بندی استراتژیکی که برای سرنگونی رژیم اعلام کرده بود به پایان رسید و باید پاسخگوی عدم موفقیت خود در سرنگونی رژیم می شد، اما برای فرار از پاسخگویی به این سوال مهم، با همدستی مهدی ابریشمچی طرح فیل هوا کردن و راه انداختن شعبده یی به اسم انقلاب ایدئولوژیک را ریختند که تزویر در تزویر بود. یعنی اول حدود دو سه ماه قبل مریم رجوی را به عنوان «همردیف مسئول اول سازمان» معرفی کردند، بعد همین مساله که یک مساله کم اهمیت تشکیلاتی بود و ظاهر ارتباطی هم به آن انقلاب ایدئولوژیک نداشت، نقطه حرکت آن شعبد شده و آن طلاق «پاکبازانه» و ازدواج«پیامبرگونه»، که با ادعاهای پر تناقض و حرفهای مهملی همراه بود(از جمله این که هم آن را حماسه یی فراتر از همه حماسه های مجاهدین می نامیدند هم تاکید کردند که قابل الگو برداری نیست. حماسه یی که نمی تواند و نباید الگو باشد، فقط بساط مسعود رجوی می توانست پیدا بشود). بعد از آن که انتقاد از هر طرف از این شعبده بالا گرفت، رهبری مجاهدین که پاسخی برای خیلی از انتقادها نداشت، پرخاشگری و برچسب زنی و همه منتقدان را ضد انقلاب و در خدمت رژیم دانستن و آنها را «جبهه متحد ارتجاع نامیدن» را، «چاره رفع ضعف منطق» خود دید. بلند گو و کباده کش میدان تبلیغ در آن روزها، مهدی ابریشمچی بود.

ویدئو سخنرانی  او در تجمعی در پاریس که سخنانی بود برای توجیه و توضیح آن اقدام در شهرهای مختلف برای ایرانیان نشان داده می شد. او با تاکید بر اهمیت مساله رهبری انقلاب و این که هیچ مساله یی نباید مانع و مشکلی در انجام کار رهبری بشود، و این که فقدان رهبرای ذیصلاح به عنوان ضعف و کمبود بزرگ تاریخی مبارزات مردم ایران با استبداد و ارتجاع بوده است، تاکید فراوان به نقش «اَخصّ» و ویژه مسعود داشت و رابطه مجاهدین، به ویژه خودش با مسعود را، رابطه مریدی و مرادی می دانست. اینان یعنی مهدی ابریشمچی و آن چند مرید نزدیک مسعود رجوی مدعی بودند که حالا آن کمبود تاریخی را پیدا و این رهبری «ذیصلاح» را «کشف» کرده اند، یعنی مریم و مسعود گویی از مادر رهبر به دنیا آمده بوده اند یا یکباره با طلاق گرفتن یکی از همسر خود و به نکاح یکی دیگر در آمدن، یکباره یک رهبری ذیصلاح برای هدایت مبارزه مردم زاییده شده بود. در پی این کشف مبارک، مسعود رجوی شروع کرد از همه اعضا در رده های مختلف و هواداران تشکیلاتی «بیعت کتبی» گرفتن که از او چون امامی پیروی بکنند و بدون اما و اگر «در رکابش» باشند، و آن ها هم طی نامه هایی سراسر لبریز از ستایش از عظمت رهبر و ناچیزی و گاه نادانی خودشان، سرسپاری و اطاعت از رهبری را( در مواردی هم آمیخته با خشم حزب اللهی گونه نسبت به منتقدان امامشان بود) ، اعلام و با رهبری نوین بیعت کردند. دیگر در گرد و خاکی که با این مساله بلند شده بود، مساله عدم تحقق سرنگونی رژیم در زمانبدی تعیین شده و غلط از آب در آمدن محاسبات مسعود رجوی، که بهای بسیار گزاف و خونینی برای آن پرداخت شده بود، در هیاهیوی جنگ تبلیغاتی سر این مساله گم شد. هم چنان که اشاره شد، در آن زمان ویدئو سخنرانی مهدی ابریشمچی به هر شهری که در آنجا ایرانیانی مقیم بودند، برده می شد و مریدان سخت کوش با تلاش بسیار ایرانیان هوادار و غیر هوادار را برای دیدن آن دعوت می کردند. برای این کار هم معمولا سالنی اجاره می کردند و ویدئو در آنجا نمایش داده می شد.

در آن زمان خیلی از هواداران سازمان و حامیان مجاهدین هم از مساله شوکه شده بودند. من در آن زمان در شهری دور از پاریس بودم و یکسال و دو سه ماه از آمدنم به فرانسه می گذشت اوائل سال 64 بود ویدئو سخنان مهدی ابریشمجی را، که طی روالی که یاد آور شدم در آن شهر نمایش داده شد، دیدم. البته در آن زمان از طریق آدرس نشریه مجاهد، ارتباط مکاتبه ای با مجاهدین داشتم. بعد از دیدن ویدئو، آن خطی که تا امروز مورد انتقادم بوده را، در سخنان مهدی ابریشمچی دیدم و این انگیزه یی شده برای نوشتن نامه یی در انتقاد از این خط و تعصباتی که در نامه های مجاهدین به «رهبری نوین» یا «رهبری انقلاب نوین مردم ایران» که در نشریه مجاهد درج شده بود، دیده می شد. یعنی دشمن دانستن منتقدان و اتهام در خدمت رژیم بودن به آنان زدن و پرخاشگری به آنان که امروز می بینم  آن خط در تدوام خود چه «فالانژ»* پروریی کرده است. رابطه مریدی و مرادی و خط پرخاش، چهره هایی با اسم های مستعار، امثال سیاوش و جعفری و آنهایی که مطالبشان در تعاونی شلغمکاران ارائه می شود و در مواردی با اسم حقیقی امثال محمد اقبال پرورش داده و زمینه این تربیت و تولید، به «شعر و موسیقی» هم کشیده شده است.

البته در آن روزگار من این درک را که آن شعبده حتما برای فرار از پاسخگویی به شکست خط مبارزه مسلحانه مسعود رجوی است نداشتم برداشتم بیشتر این بود که این اقدام برای ایجاد انضباط در مفهوم نظامی آن برای سازمانی است که وضعی مثل حضور در جبهه جنگ را دارد و انضباط نظامی هم یعنی اطاعت و اجرای دستور. از آنجا که در آن روزها حمله به مجاهدین سنگین بود و نیز برای نشان دادن این موضوع به مجاهدین که برخورد نوع دیگری هم با منتقدان می شود کرد، مطلبی در حمایت از مجاهدین و آنچه به عنوان ضرورت آن طلاق و ازدواج از سوی مهدی ابریشمچی بیان شده بود، نوشتم و یک فتوکپی از این مطلب را همراه آن نامه انتقادی به دفتر سیاسی فرستادم و یک فتوکپی از نامه انتقادی را همراه آن مطلب به نشریه مجاهد. مطلبی که برای نشریه مجاهد فرستادم با تاخیر زیادی با امضای «د. ناطقی» و با تیتر « بی عدالتی در مورد سازمان مجاهدین ورهبری آن»، در مجاهد درج شد و این اولین مطلبی بود که از من با این امضا در مجاهد درج شد**.

چند ماه بعد، بخشی از مطلب مفصلی که از اوضاع رژیم با بررسی اخبار و مطلب مندرج در روزنامه اطلاعات که به دستم می رسید نوشته بودم و برای نشریه شورا فرستاده بودم، با عنوان «بحران سیاسی و ایدئولوژیک رژیم» در نشریه شورا شماره 13 و 14 ( آبان و آذر 64) با همان امضا درج شد که مقدمه یی شد برای شروع همکاری من با نشریه شورا. اکنون در عملکرد رهبری مجاهدین جز سوء استفاده از عواطف و صداقت و جز تزویر و دو رویی و قلدرمنشی، چیزی نمی بینم و طبعا این مساله، تاسف بسیار به خاطر این که به غلط عواطف اعتماد بسیار به اینان داشتم و انزجار نسبت به این «طرّاران» را، بر می انگیزد.

 در زیر نامه مورد بحث که قسمتی از آن که مربوط به نامه های بیعت مریدان نبوده حذف شده است آمده است. در ضمن این را هم بد نیست یاد آوری کنم که در آن زمان دوماهی قبل از ماجرای انقلاب ایدئولوژیک، برای شرکت در راه پیمایی به مناسبت سالگرد شهادت موسی و اشرف به پاریس آمدم و در تظاهرات شنیدم که شعار داده شد که « خون موسی می جوشد/ رجوی می خروشد»، بعد از بازگشت، در نامه یی به نشریه مجاهد، ضمن تحسین نحوه برگزاری و سازمان دادن راه پیمایی، از آن شعار انتقاد کردم و نوشتم بهتر بود که شعار داده می شد«خون موسی می جوشد/ مجاهد می خروشد» و یاد آور شدم که خودشان گفته بودند و نوشته بودند که لاجوردی مجاهدان زندانی را برای اهانت به اجساد موسی و اشرف برده بوده و آنها سرباز زده بودند و رژیم هم آنها را اعدام کرده بود و اضافه کردم که به علاوه مردم در همه جا اسم مجاهد و شهادتشان توسط رژیم را می شنوند و ایراد و انتقادی به «مجاهد» ندارند شعاری که من یاد آور شدم برای آنها انگیزاننده تر است، در حالی که در مورد مسعود رجوی ممکن است به او که یک فرد است انتقادی داشته باشند. رویدادهای بعدی نشان داد که مسعود رجوی هدف دیگری داشت و آن شعار هم تصادفی یا به طور خودجوش ساخته نشده بود.

مسعود رجوی می خواست زیرآب تشکیلات موجود را بزند و تشکیلات سیاسی موجود را تبدیل به تشکیلاتی مذهبی بر محور «امامت» خودش با اقتدار فردی و غیر قابل انتقاد و اطاعت مطلق مریدان بنا بکند. با همین گرایش بود که بعد از انقلاب ایدئولوژیک «مجاهدین خلق ایران» هم شدند، «سربازان مریم و مسعود» و بالای اطلاعیه هاشان بعد از بنام خدا و خلق قهرمان به نام مریم و مسعود هم اضافه شد. هرچه هم از دور و نزدیک به صراحت(از جمله خود من در این مورد هم نامه نوشتم) به این نوع تمایلات و ادبیات انتقاد شد، روش دهنکجی و لجبازی و گاه بسته به مورد پرخاشگری به منتقدان، پاسخ انتقادات بود که این روش مستبدانه و منحط، هنوز و با واکنشهای شدیدتر و نفرت انگیز تر، چنان که در ماههای اخیر نسبت به منتقدان و از جمله آن دو عضو مستعفی شورا دیده ایم، همراه شد. در طول سالهای بعد هم من، در مورد نگرش و سیاست تبلیغاتی مجاهدین نامه هایی به دستگاه رهبری یا بعضی مسئولان(بسته به مورد) نوشتم که فتوکپی بعضی از آنها را دارم و شاید در فرصت دیگری آنها را هم منتشر بکنم. نامه زیر منعکس کننده نظرات آن روزهای من است که مثل بسیاری دیگر از ایرانیان، به رغم هر ایراد و انتقادی که به مجاهدین داشتند، به لحاظ عاطفی، حمایت از آنان را که متحمل کشتار وحشتناکی شده بودند لازم می داستند.

اگر چه برخی گروههای چپ، جوهر و هدف انقلاب ایدئولوژیک را خیلی خوب وبه درستی «کشف کرده» و فهمیده بودند که ماجرا از همان زمان انتخاب مریم به عنوان همردیف مسئول اول سازمان شروع شده است و شکست مسعود رجوی در سرنگونی کوتاه مدت رژیم و فرار از پاسخگویی به آن و تبدیل سازمان به تشکل فشرده یی از مریدان متعصب تحت امر رهبر که هیچگونه انتقادی را تحمل نمی کنند است، علاوه بر آن سازمان مجاهدین را فاقد ویژگی و ظرفیت لازم برای تامین منافع طبقه کارگر می دانستند و به ویژه سازمان با شعارهایی که انتخاب کرده بود و تبلیغاتی که بر محور برجسته کردن و تقدیس رهبری پیش گرفته بود، هرگونه همکاری و ائتلاف به آن را امری بیهوده می دانستند. باز هم لازم می دانم یادی هم از کمال رفعت صفایی بکنم که در شعر «در ماه کسی نیست» آنچه مسعود رجوی با انقلاب ایدئولوژیک در استحاله مجاهدین کرد را در دو سه عبارت کوتاه به این شکل بیان کرده است.  

 آرمانمان را از شانه هایمان بر گرفتی

و نامت را

پس پشتمان نهادی

--------------------

توضیحات:

   من در نوشته قبلی خود «چماق و چاقو و اوباشگری...» اشاره کردم که انتخاب عنوان و صفت * «فالانژ» برای حزب اللهی ها، مفهوم یکسان نشان دادن آنان با فالانژهای لبنان را داشته است که ضد فلسطینی و تحت حمایت اسرائیل بودند (بعدا اسم کتائب را برای حزب خود انتخاب کردند) چنین ارزیابی از آن نامگذاری که مبتکر آن نمی دانم چه کسی و چه گروهی بود، از این جهت است که جنگ داخلی لبنان سال 1975 شروع شد (تا سال 90 میلادی ادامه داشت) و انقلاب ایران در فوریه 1979 به سرنگونی شاه انجامید. بنابر این افکار عمومی قبلا با عملکرد فالانژها به طور گسترده از طریق اخبار رویدادهای لبنان آشنا بودند. عملکردی که طبعا به خاطر همبستگی و عواطفی که مردم ایران نسبت به فلسطینی ها و مقاومت فلسطین داشتند، نفرت و انزجار بر می انگیخت. این که چرا اسم، چماقداران و اوباش حزب اللهی را فاشیست نگذاشتند در حالی سابقه تاریخی قبلی داشت و این صفت و عنوان برای حزب پان ایرانیست و حزب سومکا بکار برده شده بود که این دومی به ویژه ، در کارنامه خود حمله به دفاتر حزب توده در دوران حکومت دکتر مصدق را داشت نیز باز موضوعی است که فرض و نظر پیش گفته را قوی تر می کند. از طرفی در همان اوائل انقلاب کتابهایی در مورد فاشیسم در ایران ترجمه و منتشر شده بود که در یکی از انها به اسم«فاشیسم به مثابه جنبش توده ای» از جمله نقش «گروههای ضربت فاشیستی» در رویارویی با جنش کارگری و متلاشی کردن آن مورد بحث قرار گرفته بود و عملکرد دسته های حزب اللهی شباهت زیادی به گروههای ضربت فاشیستی داشت و این مقایسه را هوداران گروهها چپ می کردند.

همچنین ماهیت فاشیستی قدرت تازه استقرار یافته مورد توجه گروههای مارکسیستی آن زمان بود و راه گارگر طی جزوه هایی با عنوان «فاشیسم کابوس یا واقعیت» به بحث در مورد آن پرداخته بود. بنابر این با توجه به این که هرکجا سرکوب و اختناق و سانسور از سوی گروه یا حکومتی علیه دگر اندیشان بکار گرفته می شود، صفت فاشیسم را برای آن بکار می گیرند( با این که فاشیسم در ایتالیا و فالانژیسم در اسپانیا و نازیسم در آلمان اشتراکاتی در گرایشات و اقداماتی مشابه داشته اند کمتر شنیده شده است که حکومتهای سرکوبگر و دسته های اوباش وابسته به قدرت، فالانژ نامیده شوند. )، مساله در این نامگذاری(فالانژ نامیدن حزب اللهی ها) که  به شکل گسترده از سوی هواداران گروههای چپ و ترقیخواه برای حزب اللهی ها بکار گرفته شد، نمی توانست ناشی از معنایی که برای آن مثلا در فرهنگ معین آمده است باشد. هم چنان که با این که در سالهای اخیر، عملکرد لباس شخصی ها، عملکردی نظیر حزب اللهی ها همان روزها ست، اما فالانژ نامیده نمی شوند. به هرحال من گمانم می کنم، فالانژ نامیده شدن حزب اللهی ها چون یک نمونه مشخص زنده و منفور و گروهی تحت حمایت اسرائیل را تداعی می کرد، و به خاطر تحقیر موجود در این مشابه سازی، فالانژ مفهومی زنده و دم دست و در ضمن مناسب تر از فاشیست برای مشخص کردن رفتار و ماهیت حزب اللهی ها بود و بهخاطر همین به قول معروف بر سر  زبانها افتاد.

**من کلا بیشتر از سه یا چهار مطلب برای نشریه مجاهد ننوشته ام که آخرین آن مطلب مفصلی بود با تیتر «ارتش، انقلاب، جنگ و زبان درازی های خاتمی» و با امضای «ا.ش مفسر» که در دو شماره نشریه مجاهد که هر قسمت حدود یک صفحه جا گرفته بود در تیرماه 78 در آن نشریه درج شد. با این حال آن «سپید دندان» هتاکی که به مرضیه اهانت کرده بود، در مطلبی که «فی سبیل» رضایت خاطر مسعود رجوی با حمله و پاچه گرفتن دو عضو مستعفی شورا نوشته بود، به طرف نگارنده هم پارس کرده و نوشته بود که شکری را «خاتمی برد» و نیز یک عنتر معلول ذهنی که «شعر» هم می سراید، ضمن شکر خوری در مورد یک عضو مستعفی، مدعی شده بود که من شیفته خاتمی و مخملباف و ده نمکی بوده ام! البته غلط دیگری هم کرده بود که همان وقت می خواستم جوابی چون کوبیدن با پاشنه پا به دهنش به او بدهم که نیمه کاره رها کردم، در فرصتی آن را تکمیل و لگدی به دهن گشادش خواهم نواخت.

  پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۳ ژانویه ۲۰۱۴

********

رهبری نوین سازمان مجاهدین خلق ایران

و اعضای محترم دفتر سیاسی

با سلام و درودهای گرم، روز 12 ژوئن برابر 22 خرداد[64] نوار ویدئو صحبت های آقای مهدی ابریشمچی عضو دفتر سیاسی سازمان را دیدم و صحبت های ایشان را شنیدم. [...] در رابطه با بعضی از موضعگیریهای ایشان و نیز مطالبی که در پیام های تبریک به مناسبت انتخاب رهبری نوین وجود دارد نگرانی هایی برای اینجانب به وجود آمده، که خود را موظف دیدم آنها را مطرح کنم.

در مورد سخنان آقای مهدی ابریشمچی، ایشان همهً کسانی را که مخالف و منتقدین این ازدواج بوده اند، ضدانقلاب خواندند و ضدیت با مجاهدین ، نیروی محوری انقلاب را ضد انقلابی بودن دانستند. البته این درست که در شرایطی که مبارزه ای چنین دشوار در جریان است، حق آنست که همه نیروها، بر روی مساله سرنگونی رژیم خمینی متمرکز شوند. امّا کسانی که خودتان هم می دانید در حال مبارزه با رژیم خمینی با روشهای دیگری هستند، اگراز مجاهدین انتقاد کردند یا حتی سعی کردند هوادارانشان را از چنگشان بربایند، ضد انقلابی ارزیابی کردن، چه برای حالا و چه برای آینده می تواند زیانبار باشد. بنده در ایران که بودم بعضی از نیروهای «م.ل» عدم همکاری خود با مجاهدین را اینطور توجیه می کردند که مجاهدین پس از کسب قدرت به سوی بورژوازی صنعتی خواهند رفت و چون در تعارض با حقوق پرولتاریا قرار خواهند گرفت به سرکوب متوسل خواهند شد. ضد انقلابی قلمداد کردن منتقدین کمونیست می تواند دلیلی به دست این نیروها بدهد که بر مواضع خود بیشتر پافشارند و خود را حق به جانب بدانند. به علاوه وقتی از سوی رهبران مجاهدین، دیگرانِ منتقد ضد انقلابی ارزیابی شوند، اینها ممکن است رفته رفته به عقده چرکینی بدل شود که پس از سرنگونی رژیم خمینی، در بین گروهای هوادار مجاهدین ودیگران سرباز کند و باعث حوادث ناگوار گردد.

مطلب دیگر مربوط به این پیامهای تبریک است. بعضی از این پیامها خصوصا از افرادی که سوابق قدیمی تری در سازمان مجاهدین دارند، بشدت رنگ و بوی مذهبی دارد وبا آیات قرآن و تفاسیر مذهبی همراه است. البته تا اینجای مساله به من مربوط نیست؛ مجاهدین هم حق دارند بر باورهای خود پافشاری کنند، اما با توجه به این که وقتی این پیامهای منتشر می شوند( خصوصا اگر از طریق رادیو باشد)، غیر مجاهدین را نیز مورد خطاب قرار می دهند، با توجه به این که در ظرف شش سال گذشته خمینی هر جنایتی را با تعبیر و تفسیر آیات قرآن و احادیث، توسط ایادیش مرتکب شده این مطلب می تواند نوعی «این همانی» را برای مخاطبان تداعی کند و خمینی گزیده ها را بیش از پیش از مجاهدین بترساند. بنده فکر می کنم بعضی از این پیامها خصوصا از سوی افراد قدیمی تر سازمان، تنها تبریک به مسعود و مریم نیست بلکه خمینی را هم مورد خطاب قرار می دهد البته در جهت نفی. شاید در این زمینه نامه مجاهد مهدی فیروزیان نمونه جالبی باشد که در آن به «اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم» استناد کرده است. توجه داشته باشید که در مدت حاکمیت جنایتکارانه رژیم خمینی مردم پیوسته در معرض شنیدن این تعابیر و اشارات بوده اند و خصوصا آیه فوق همان است که خمینی توسط آن ولایت فقیه را تبین می کرد و می کند. بنده فکر می کنم مجاهدین در رابطه با معرفی رهبری نوین خیلی بخود مشغول شده اند و مردم را فراموش کرده اند. مهم تر از آنچه ذکر شد خط و نشان هایی است که در بعضی از این پیامها برای مخالفان کشیده می شود. از جمله فرمانده بهمن در مجاهد شماره 249 صفحه 18 در ستون پنجم می گوید « وای برخمینی و تمامی جنایتکاران، وای بر تمامی ضد انقلابیون مغلوب و مرتجعین چپ نما».

تا آنجا که من از مطالب مجاهد و سخنان آقای مهدی ابریشمچی استباط کرده ام سایر سازمانهای کمونیستی که در شوار نیستند مثل راه کارگر و چریکهای فدایی (اقلیت ) و خلاصه آنهایی که معترض و منتقد مجاهدین هستند چب نما خطاب می شوند. این سازمانها هر انحرافی هم که داشته باشند، ردیف کردن آنها در کنار خمینی و ضد انقلاب ،علاوه بر این که منصفانه نمی دانم برای جنبش انقلابی میهن زیانبار هم می دانم. در همین زمینه باز می شود به نامه یکی از قهرمانان عملیات ویژه اشاره کرد در مجاهد شماره 250 صفحه 26 ستون پنجم. همچنان که پیغمبر کافران را دعوت می کرد که اگر در وحدانیت وحقانیت الله شک دارند آیه ای مثل آیات قرآن بیاورند، می گوید « اگر در حقانیت مسعود و مریم تردید دارید رهبری همانند مسعود ومریم بیاورید، صفوف پولادین و منزه و موحدی چون مجاهدین بیاورید، پیوندی یگانه ساز...» و خلاصه آخر سرمی گوید « و اگر نیاوردید که هرگز نخواهید آورد بترسید از آتش خشم خلق و سنگهایی که برای کافران مهیا شده است». واقعا باعث نگرانی و تاسف است. آقای ابریشمچی* می گفت محمد حنیف نژاد سرفصل زندگی سازمان را با عبارت طیبه یی آغاز کرد که همهَ پیروزی بعدی سازمان با تکیه بر آن صورت گرفت و آن این که مرز بین و حق و باطل مرز بین با خدا و بی خدا نیست. مرز بین استثمار شونده و استثمار کننده است، حالا دوست قهرمان ما «کافران» را به سنگسار شدن تهدید می کند.

نکته آخر این که بنده از آقای مسعود رجوی همیشه به عنوان یکی از انقلابیون گرانقدر میهن و فرزانه ترین آنها یاد کرده ام و مورد احترام من بوده اند و معتقد هم نیستم که سازمان مجاهدین کیش شخصیت را اشاعه می دهد ولی هم چنان که عرض کردم محتوای بعضی از این پیام ها که بی تردید در نهایت خلوص و شور محبت نسبت به مسعود رجوی است می تواند علاوه بر داشتن اثر منفی به روی «خمینی گزیده ها»، مورد سوء استفاده هم قرار بگیرد. مثلا نامهَ مجاهد دکتر حسین فرصت در نشریه مجاهد شماره 249 صفحه 26 از آن جمله است. او( در ستون اول) خواهان آن است که به روی دست و پای مسعود بیفتد و بگوید «اشهد ان لا اله الا لله ...» . بنده در عین تاکید بر نفش سازنده رهبری صحیح، می خواهم این جمله مرحوم طالقانی را هم بیادتان بیاورم که در یکی از نماز جمعه ها بود که می گفت اینقدر مردم را متکی به رهبری بار نیاورید بگذارید مرم متکی به خوشان باشند(نقل به مضمون). به هر حال اگر چه ایشان در رابطه با خمینی این مطلب را بیان کرد و سوء استفاده از احساسات مذهبی تودها، و این با وضع سازمان مجاهدین وهواداران و رهبری آن متفاوت است ولی فراموش نکنیم که یکی از بدبختی های مردم ما و خوابزدگیشان همین دنبال رهبر گشتن و نداشتن باور به نیروی لایزال خودشان بوده است.

خلاصه می خواهم از این بحث این نتیجه را بگیرم که شما در فردای سرنگونی رژیم خمینی و کسب قدرت یا باید این نیروهای مخالف را تحمل کنید یا این که همان بساط داغ و درفش و زندان و اعدام را برقرار کنید. اگر هدف وقصد، تحمل آنان است پس نگذارید زمینه خراب یا کار برای آینده دشوار شود. بنده هم این شعر را تکرار می کنم [مهدی ابریشمچی این شعر سعدی را در سخنانش بکار برده بود] که: سر چشمه شاید ببستن به بیل/ چو پرشد نشاید گذشتن به پیل. خصوصا با توجه به اوضاع بین المللی و حضور آدمی مثل ریگان در راًس قدرت آمریکا و حمله به گراناد و گل گذاشتن او بر گور اس اس ها در آلمان که کنگره هم نتوانست جلودارش شود، بعضی خبرهایی که از استقرار لشکرهای ارتش شوروی در مرز ایران می رسد آدم را نگران می کند. فردا اگر در ایران انفجاری(اجتماعی) رخ بدهد به خاطر فشار عظیمی که در آن نهفته است ممکن است مهار کردنش دشوار باشد و در این میان زمینه برای تسویه حساب قدرت های بزرگ وتلافی ماجرای افغانستان در ایران، عملی شود. به همین جهت یافتن نقاط مشترک و توافق بین نیروهای انقلابی بسیار مفید تر از تشدید تضادها خواهد بود.

به امید سرنگونی هرچه زودتر رژیم خمینی

با ارادت احترام – ایرج شکری هوادار شورا

۲۴ خرداد 64 – 13 ژوئن 1985

فتوکپی صرفا جهت اطلاع هیاَت تحریریه نشریه مجاهد.

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن