خوابگردی در فراموشخانه زمان
ایرج شكری

روز 8 آذر یک پیام طولانی که شکل گزارش و تحلیل از شرایط جهانی و منطقه یی و رویدادهای داخلی (از جمله مساله مدرک دانشگاهی جعلی کردان وزیرکشور رژیم جای قابل توجهی درآن گرفته بود بود) از سوی جناب مسعود رجوی  منتشر شد. این پیام در پژواک ایران درج شد و هنوز روی سایت موسوم به همبستگی ملی قرار دارد(1). طبق معمول باز هم جناب ایشان خبر این رسانه و آن روزنامه و اظهارات این یا آن مقام بی اهمیت و دست چندم از نماینده مجلس و غیره را باضافه جملاتی از از پیام های ده سال پیش خود کنار هم چیده است تا ملاطی برای تحلیلی بسازد برای مصرف داخلی در مناسباتی که صلاحیت رهبر منبعث از اصل امامت است و رهبر از تقدسی آمیخته به ارعاب برخوردار است  و باز هم بر این ادعا( که البته کسی نباید در درستی آن شک کند)  پافشاری کند که هرچه رهبر در همه سالهای گذشته ارزیابی کرده بود درست از آب در آمده و اکنون هم رژیم راه پیش و پس ندارد و چه در برابر آمریکا کوتاه بیاید و چه به روش باجگیری در عراق ادامه بدهد اوضاع به نفع ایشان است.

من در نوشتن این یادداشت خیلی دو دلی و تردید داشتم که آیا بنویسم یا  ننویسم. اما دیدم که  نوشتن بهتر از ننوشتن است. چون من هنوز در کلنجار با خودم در مورد این که اگر دانستن حق مردم است و من که معتقد به اعمال اراده آگاهانه مردم در تصمیم گیری برای سرنوشت خودشان هستم و اطلاع و آگاهی دادن به مردم با کندوکاو در مسائل و سوال کردن و جواب خواستن از هر که در میدان سیاست است را وظیفه ژورنالیستی خود می دانم، برای پرده پوشی در مورد روش و منش گندم نمایان جو فروش و در پنهان نگه داشتن آنچه در جلسات پشت درهای بسته دیدم از صورتهای پنهان شده زیر صورتکها، (که مستبدان مزوری بودند) ، در فردای تاریخ چه جوابی دارم که به مردم بدهم و آیا این من با پنهان کاری به دلیل مصلحت ندانستن بیان برخی حقایق به خاطر شرایط موجود- که دشمنی فرومایه و مردم کش، با اسم اسلام و قرآن هزاران فاجعه برای مرد آفریده و حق و حقوق شهروندی  مردم ایران را به طور مستمر پایمال کرده و می کند و نباید به باز گویی مطلبی پرداخت که به زیان یک گروه در حال جدال بارژیم است -، حق دارم مردم را از آنچه می تواند بر داوریشان تاثیر بگذارد و اگر انتخابی در پیش رو داشتند می توانست در تصمیم گیریشان اثر گذار باشد محروم کنم ؟ برای این سوال پاسخی ندارم و هنوز فکر می کنم زمان گفتن بعضی حرفها نیست حتی اگر در فردای تاریخ مردم این موضعگیری را غیر قابل قبول بدانند و به خاطر آن سرزنشم بکنند. اما بررسی و نقد  موضعگیرهای علنی را که برای اطلاع عموم انتشار یافته حق خودم می دانم که ژورنالیستی هستم از مخالفان رژیم منحوس آخوندی و مدافع حقوق مردم و مدافع آزادی اندیشه و بیان. طبعا هر کس دیگری هم حق دارد در مورد آن چه برای اطلاع عموم منتشر شده است نظر و انتقادات خود را بیان کند و طبعا نظرات هر کس یا گروهی همراه با ماهیت و هویت آن فرد یا گروه مورد توجه قرار می گیرد. اگر چه در این امر استدلال و روش تحلیل است که که بر اذهان اثر می گذارد نه گرایش فکری و وابستگی سیاسی. دستگاه رهبری مجاهدین که خود را حق مطلق و دیگران را باطل می دانند برای نابرد باری و  به ازای جنایات رژیم از همه طلبکاری کردن فورمولی هم دارد، این که چون ما تنها نیرو و بزرگترین نیروی در حال جنگ با رژیم هستیم هر که کس ما را مورد انتقاد قرار داد در عمل به رژیم کمک کرده است. این را حدود دوسال پیش یک کسی که با نام  دکتر تبریزی در ستون نظر کار بران سایت تعطیل شده دیدگاه با سایر کار بران وارد جدل شده بود و کاملا معلوم بود که از کادرهای سیاسی بالا مجاهدین است به صراحت بیان کرده بود. عدم تحمل این گروه چنان است که اگر کسی روزگاری با آنها همراه بود و بعد راهش را جدا کرد و نظراتش را در ارزیابی از مسائل گذشته و حال که با نظرات رهبری مجاهدین در تناقض بود بیان کرد - تلاش می کنند با برچسب مزدور رژیم بودن یا متمایل به همکاری با رژیم شدن، به خیال خودشان طرف را«بسوزانند» و از دور خارج کنند. روشن است در این مورد منظور من کسانی نیستند که به زیر عبای ملایان می خزند و در بوقهای تبلیغاتی وزارت اطلاعات رژیم قلمفرسایی می کنند می دمند. دستگاه رهبری مجاهدین اگر می توانست برچسبهای آنچنانی را به ایرج مصداقی و اسماعیل وفا یغمایی هم می چسباند. بنا بر اطلاع تلاشهایی هم در زمینه کردند اما عبث بود. چراکه این دو مساله وهدفشان درافتادان با رژیم خمینی بود و توهماتی هم برای دستیابی به قدرت نداشتند. به خاطر همین گرفتار تنگ نظریها و خود محوربینی هایی از نوع که آنها به آن مبتلا هستند نبودند و نیستند و سابقه و عمکردشان آنچنان روشن بود و هست که آن برچسبها را نمی شد به این دو چسباند. من هم بد خواه رهبری شیفته قدرت و خود محور بین و نارسیسیستی(خود شیفته) که به جای پذیرفتن اشتباهات خویش، گریز از واقعیت را پیش گرفته  نیستم. اما سالها توصیه و توجه دادن دوستانه برای تجدید نظر در روش  و بینش غلط در ارزیابی مسائل جامعه ایران و روشهای غلط در تبلیغات و شعارهای غلط ، نتیجه یی جز لجبازی و دهن کجی از سوی آنان نداشت. بعد از 11 سپتامپر 2001 زمانی که ضروی بودن تجدید نظر در برنامه یی که 20 سال پیش(اکنون 27 سال پیش) با ارزیابی سرنگونی رژیم با مبارزه مسلحانه یک تنه این گروه، ظرف مدت 6 ماه و حداکثر تا سه سال تدوین شده بود را یاد آوری و بر ضرورت تلاش برای تشکیل جبهه یی برای دعوت به همکاری از نیروهای خواهان براندازی رژیم برای استقرار دموکراسی در ایران تاکید کردم ، کسانی که مدعی بودند هچ کس به اندازه آنان دمکرات و نیست و هدفی جز استقرار حاکمیت مردم ندارند، و اصلا «دنبال قدرت نیامده اند»، در عمل، قبل از به قدرت رسیدن، در واکنش به انتقادی درونی که آنهم برای توجه دادن به شرایط خطیری که در پیش بود نوشته شده بود، جا در جای پای شاه و خمینی گذاشتند و با زیر پا گذاشتن مصوبات و اصولی که به آن متعهد بودند و اساس  پیمان و همکاری بود، خود سرانه فرد منتقد در نظر دادن به بیانیه سالانه حذف کردند و بعد هم مستبدانه از دیگران التزام به برنامه های مهر باطل خورده به حکم زمان را گرفتند و در ماده اول بیانیه سالانه خود قرار دادند و مزورانه آن را به عنوان«تصویب شده به اتفاق آرا» برای اطلاع همگان منتشر کردند (2). خود محوربینان مستبد خودسر، با این کار، خودرا برنده بازیی می انگاشتند اما در عمل، خودشان به خودشان گل زده بوند و به این ترتیب در واقع  دو ضرب بازنده بودند.

به گمان من گروههای سیاسی اوپوزیسیون نباید به مصداق «آنکس که راه دارد و بیراه می رود، بگذار بیفتد و بیند سزای خویش» بی اعتنا به این گروه و تحلیلهای پوچ آن می ماندند. شاید این گروهها نه ارزش وقت گذاشتن و نه فایده برای این کار می بینند ولی به نظر من انتقاد از تحلیل های پوچ و ذهن گرایانه این «خوابگرد» ها اگر هیچ تاثیری در تغییر روش این گروه هم نداشته باشد نشانه نوعی احساس مسئولیت و دلسوزی برای کسانی است که بیراه می روند و سرانجامی جز با سر به زمین خوردن ندارند. همچنان که بارها با غلط از آب در آمدن تحلیل های پوچ ذهن گرایانه و خود محوربینانه شان دماغشان به دیوار خورده و سخت شوکه شده اند.

با این مقدمه من تنها می خواهم دو نکته در آن بیانیه تحلیلی را مورد بحث قرار بدهم و سوالاتی را مطرح کنم. اول این که فرموده اند که:«اگر رژيم در زمينه اتمي و عراق، عقب بنشيند و جام زهر بخورد؛ شمارش معكوس طلسم‌شكني آغاز مي‌گردد و موتور سرنگوني از طريق اجتماعي روشن مي‌شود. اگر عقب ننشيند، شرايط را به سمتي مي‌كشد ،كه موتور با جرقه‌يي در تقدير و اجتناب‌ناپذير، روشن مي‌شود. همزمان با كاهش نيروهاي آمريكايي در عراق، اين جرقه حاصلضرب دو خط قرمز هسته‌يي و حفظ عراق و در عين حال تنهابرون‌رفت و تضمين دولت جديد آمريكا براي مهار كردن رژيم درهر دو زمينه ،محسوب مي‌شود». سوال این است که چند سال دیگر می خواهید به این نوع تحلیل های ذهن گرایانه ادامه بدهید و روی نقش عواملی شرط بندی کنید که تاثیر شما بر عملکرد آن به اندازه نقش خواست و آروزی یک قمار باز در تعیین شماره برنده بازی رولت به دلخواه خویش است. دیروز بیست سال پیش گفتید که صلح طناب دار رژیم است و فرمان منفجر کردن قبر خمینی را هم به رزمندگان دادید که در عملیات از پیش پیروز ارزیابی شده فروغ-2 باید انجام می دادند. اما آن عملیات که در درجه اول منوط بود به عاملی که در اختیار شما نبود، یعنی اجازه صدام حسین به شما برای عبور از مرز یا از سرگرفتن دوباره جنگ با رژیم ملاها از سوی او، عملی نشد. و آنقدر «روز ر ساعت سین» عقب افتاد که دیگر حتی خیلی وقت قبل از سرنگونی رژیم صدام ،این امر به شما تحمیل شد که که بهتر است آن توهم به فراموشی سپرده شود و دیگر حرفی از آن به میان نیاید. در آستانه انتخابات ریاست جمهوری رژیم در خرداد سال 76 با تکیه بر «اطلاعات دست اول از منابع درونی رژیم» نشستید در برابر دوربین های تلویزیونی گفتید که نتیجه انتخابات از پیش معلوم است و ناطق نوری را که مورد حمایت ولی فقیه بود، رئیس جمهوری آینده اعلام کردید اما وقتی برخلاف تصور شما و البته برخلاف انتظار بیشتر ناظران سیاسی مسائل ایران، ناطق نوری یک بر 3 از خاتمی شکست خورد گفتید اوضاع رژیم بسیار خراب تر از آن بوده که شما فکر می کردید و رئیس جمهور شدن خاتمی را هم تاکتیک ناگزیر رژیم در واکنش به « محبوبیت رئیس جمهور برگزیده مقاومت» دانستید و هم گفتید که رئیس جمهور شدن خاتمی مثل نخست وزیر شدن بختیار در زمان انقلاب است و با این قیاس مع الفارق سقوط رژیم را قریب الاوقوع دانستید. بعد هم در سخنرانیها خطاب به رژیم، هی تاکید کردید خواهش می کنیم کمی به مردم آزادی بدهید و فضای باز ایجاد کنید تا... . در آن زمان هم رژیم را در یک چنین دوراهی سرنوشت تصور کردید که یا باید ولی فقیه صحنه را به خاتمی واگذار کند که نتیجه آن به میدان عامل اجتماعی و «شکستن طلسم» اختناق و باز شدن راه ورود ارتش شما به صحنه بود(بماند که به طور استراتژیک این نقش برای مبازره مسلحانه و ارتش آزدایبخش تعیین شده بود که طلسم اختناق را با عملیات خود بشکند تا عنصر اجتماعی به صحنه بیاید) یا این که ولی فقیه باید جناح دو خردادی را قلع و قمع کند که عواقب آن را مثل «جرقه و روشن شدن موتور» در همین تحلیل می دید و با یک خود محوربینی پوچ  مدعی بودید که جناح ولی فقیه اگر بخواهد 2 خردادیها را قلع و قم کند اول باید خیال خود را از مساله «ارتش آزادیبخش» آسوده کند؛ یعنی به ارتش آزادیبخش حمله کند که مساوی شروع دوباره جنگ بود و اگر کسی می گفت آقا برای چه اولا جناح ولی فقیه با رقیب خود معامله یی بکند که با مجاهدین در سال 60 کرد یا اگر می گفت به چه دلیل برای این کار باید به ارتشی حمله کند که اجازه اش دست خودش نیست و در پشت مرزها قفل شده و دیگر این که چرا فکر می کنید که در این حالت _اگر پیش بیاید _ ارتش شما که ده سال بعد از پایان جنگ در تعادل قوای نظامی در برابر رژیم دیگر در آن نقطه نیست که در زمان شکستهای پی در پی رژیم بهار سال 67 بود، پیروز می شود، حتما از خشم منفجر می شدید و معلوم نبود که منتقد به چه برچسبهایی مزین می شد. در بار دوم انتخاب شدن خاتمی به ریاست جمهوری باز هم تمام تلاش خود را روی میزان عدم شرکت مردم متمرکز کردید و اصلا به این مساله نخواستید فکر کنید که 8 رقیب انتخاباتی آخوند خاتمی در مجموع چیزی نزدیک به 25 در صد آرار را به خود اختصاص دادند و بیشترین آن هم متعلق به توکلی بود و بالاخره مردم در نتیجه یی که از انتخابات فرمایشی بدست می آید با شرکت به هر میزان که باشد در این کار نقش دارند و این به مفهوم «خاتمی چی» شدن آنان نیست. من چند بار در نوشته هایم در آن زمان(در نبرد خلق) یاد آوری کردم که مردم از فرصت انتخابات استفاده کره و برای ساختن ضربه گیری در برابر جناح هار، به جناح توسری خورده خط امام (که بعدا 2 خردادی و اصلاح طلب نام گرفت) رای داده اند. در سال 80 بعد از انتخابات ریاست جمهوری رژیم  به بیانیه شورا که بازهم با تحلیهای ذهن گرایانه همراه بود رای ممتنع دادم.  به یکی از آقایان که می خواست از ما « ابهام زدایی» بکند و دلایل رای ممتنع مرا می پرسید گفتم که این ما هستیم که برای سرنگونی رژیم و رفتن به ایران عجله داریم . آن دوجناح قرار نیست جایی بروند. آنها به قول معروف گوشت یکدیگر را هم اگر بخورند استخوان یکدیگر را دور نمی ریزند. حال اگر این جناح از قدرت رانده شد و آن یکی قدرت را اجرایی را در دست گرفت، راهی ندارد که هر چقدر لازم شد منتظر بماند تا فرصت دوباره به دست بیاورد. از این گذشته مگر در بین وزرای دولت خاتمی نبودند کسانی که هم در کابینه 8 ساله میرحسین موسوی و هم در 8 سال ریاست جمهوری رفسنجانی صاحب پست و مقام بودند. الان سوال من این است که آقا منطور شما از «اگر[ رژیم]عقب ننشيند، شرايط را به سمتي مي‌كشد ،كه موتور با جرقه‌يي در تقدير و اجتناب‌ناپذير، روشن مي‌شود. همزمان با كاهش نيروهاي آمريكايي در عراق، اين جرقه حاصلضرب دو خط قرمز هسته‌يي و حفظ عراق و در عين حال تنهابرون‌رفت و تضمين دولت جديد آمريكا براي مهار كردن رژيم درهر دو زمينه ،محسوب مي‌شود» یعنی چی ؟ موتور چی با جرقه یی در تقدیر و اجتناب ناپذیر روشن می شود. «تقدیر» خود را به امید کدام جرقه و روشن شدن اجتناب ناپذیر کدام موتور وانهاده اید؟ تازه گیرم که آن جرقه زده شد و آن موتور روشن شد نتیجه آن چه خواهد بود و شما را بکجا خواهد برد؟ اما اگر من بخواهم این چند سطر را که اگر چه به فارسی نوشته شده اما باید مثل خطوط هیروگلیف با خواندن مفهوم تصویر «موتور» و «جرقه»، از آن رمز گشایی کرد، رمز گشایی و این در لفافه و در پرده حرف زدن را معنی کنم، بنا بر سابقه طولانی آشنایی با این زبان آن را اینطور به فارسی می نویسم که: اگر رژیم دست از اعمال نفوذ در عراق و توقف غنی سازی اورانیوم بر ندارد آمریکا که متعهد به خروج نیروهایش از عراق است همزمان با کاهش نیروهایش در عراق ناچار است که رژیم را با ضربه نظامی درهم بکوبد و این«تنها برون رفت و تضمین دولت جدید آمریکا برای مهار کردن رژیم درهر دو زمینه[ توقف غنی سازی و حفظ عراق به نظر ایشان از بلعیده شدن توسط رژیم]محسوب می شود»! ملاحظه می کنید تحلیل چقدر ذهن گرایانه و پا در هواست. تازه باز هم باید پرسید که گیرم که آن جرقه زده شد و آن موتور روشن شد شما هم قرار است سوار آن ماشین بشوید؟ یا به عنوان بلد و راهنما به استخدام در بیایید؟ روشن است که ماجرای حمله زمینی به عراق چنان پر هزینه و بد نتیجه بود که دیگر آمریکا بلاهت تکرار آن را در مورد کشوری با دو سه برابر وسعت و جمعیت عراق و با نیروهای نظامی که 20 سال فرصت باز سازی آن را از بعد از آتش بس داشته مرتکب نخواهد شد. از سوی دیگر این هم پرسیدنی است که اگر رژیم در مساله اتمی و در اعمال نفوذ در عراق کوتاه آمد و پی آمد این سیاست تنش زدایی در روابط دیپلماتیک با آمریکا و حل بخشی از مسائل اقتصادی شد، چند سال دیگر قرار است صبر کنید تا «طلسم اختناق» بشکند؟ تازه اگر رژیم در عراق و در مساله اتمی کوتاه بیاید در گام اول وضع شما در عراق است که از طریق تصمیمات دیپلماتیک،- در روابط تنش زدایی شده رژیم با آمریکا-   تعین تکلیف قطعی خواهد شد که برچیدن اشرف از سناریوهای کاملا محتمل آن است . به این اشکالات این را هم باید اضافه کرد مهمترین مساله در سیاست خارجی آمریکا مساله افغانستان و جلوگیری از  افتادان دوباره افغانستان به دست طالبان است. این نظر  کارشناسانی بود که در یک میز گرد تلویزیونی که بعد از انتخاب بارک اوباما در باره مسائل پیش روی رئیس جمهورر جدید آمریکا بحث می کردند. از جمله رئیس مرکز مطالعات استراتژیک لندن معتقد بود که مساله افغانستان مهمتر از مساله صلح بین اسرائیل و فلسطینیان برای آمریکاست.

حالا این تحلیل تقدیر گرایانه و اوضاع متزلزل گروهی که رهبری آن بیش از دو دهه بر شعاری پای فشرد که چیزی جز رویای مالک القرابی بر ایران را منعکس نمی کرد، و بیش از دو دهه بی وقفه دنبال نمایندگان پارلمان کشورهای اروپایی و آمریکا دویدند که تا خود را به عنوان جایگزینی که با منافع غرب همرا است به جای رژیم آخوندی به کشورهای غربی بقبولانند، مقایسه کنید با وضعیت ملا عمر و طالبان در افغانستان- که با سابقه ننگین و جنایتکارانه و با این بمبگذاریها و اقدمات تروریستی که می کند، از آنجا که قابل کنترل نیستند و اقدامات تروریستی و عملیات مسلحانه آن گروه در افغانستان چنان رو به افزایش است که نیروهای پیمان ناتو را نگران کرده – می بینم که محافل و مقامات غربی علنا از تمایل به مذاکره با طالبان صحبت می کنند و یا مقایسه کنید با وضغ مائویستها در نپال که با این که جرج بوش و دستگاه حاکمه آمریکا آن گروه راه تروریست می خواند، شاه آن کشور، یک دوره به تشکیل دولتی ائتلافی با شرکت آنان تن داد و سر انجام نیز بساط سلطنت زیر فشار همان مائوئیستهای تروریست در آن کشور برچیده شد و آمریکا نتوانست مانع این تحول تاریخی در آن کشور شود. و مثال دیگر وضع پ پ کا جنبش به رهبری عبدالله اوجالان است. با این که خود او در زندان رزمندگان آن گروه نیز هم از سوی رژیم ایران تحت فشار است و مواضع این گروه در مناطق مرزی با توپ گلوله باران می شود هم در عراق تحت فشار بوده و هستند، به رغم  عملیات گسترده ارتش ترکیه هم چنان در داخل ترکیه هم دست به علمیات می زنند. از عالیجنابی که مشروعیت را ناشی از مبارزه مسلحانه قرار داده بود و به این ترتیب می خواست میخ طویله انحصار طلبی در قدرت را محکم کوبیده باشد و پیشاپیش دیگران را نامشروع می دانست باید پرسید پس مبارزه مسلحانه چطور شد؟ چرا 5 سال است دیگر ترقه یی هم در داخل در نمی کنید؟ نمی شود که روشی را  به عنوان تنها روشی که مشروعیت دارد و مشروعیت می آفریند شناخت اما به آن عمل نکرد. مبارزه انقلابی هم برای شکشتن سدها و حصارهای رخنه ناپذیر است و مبارز انقلابی هم منتظر اجازه کسی نمی ماند آن هم برای مدت نامعلومی که تا حالا 5 سالش گذشته است.

نکته دیگر که از نظر من از موارد یاد شده به بسیار مهم تر است مخاطبان این پیام در آغاز و پایان آن است. مخاطبان آغاز پبام در سلام و درودی که به آنها فرستاده شده مشخص شده اند:

سلام بر شما و نبرد خستگي‌ناپذيرتان با رژيم ضدبشري، 
سلام بر شيرزنان قله‌هاي رهايي و كوهمردان طريقت پايداري،  
با درود به ياران و ياوران شهر شرف در ايران و كشورهاي مختلف جهان، 
با درود به هموطنان و خانواده‌ها و پهلوانان و قهرمانان متحصن در واشينگتن و ژنو، 
و با ياد مجاهدخلق، شهيد صديق عبدالرضا رجبي

و پایان پیام چنین است:

سلام بر اشرف ـ درود بر مريم 
مسعود رجوي 
8آذر 1387

همانطور که ملاحظه می شود این پیام در آغاز خطاب به نفرات تحت امر یا «سربازان مریم و مسعود» یا «ارتش مریم» است که آنان شیرزنان و کوهمردان نامیده شده اند و بعد حامیان اشرف در ایران ( که از حضورشان فقط دستگاه تبلیغاتی مجاهدین خبر می دهد) ودر کشورهای مختلف جهان که همان تعدادی هستند که در تظاهرات ترتیب داده شده گاه و بیگاه دیده می شوند و نیز خطاب به شرکت کنندگان در تحصنها است. در پایان پیام سیاه لشکرهای حامی اشرف دیگر به حساب نیامده اند! فقط اشرف و مریم مورد عنایت رهبر بوده اند. این مساله از آن جهت مهم است که پیام دهنده به طور آگاهانه و یا ناآگاه آنچه را که در ضمیرش و در ذهنش ارزشگذاری کرده است ،به نمایش گذاشته است. نه از خلق قهرمان نه از آزادی نه از شورای ملی مقاومت اصلا نشانه یی در آغاز وپایان این پیام طولانی نیست. البته من بعد از سالها «انشاء الله گربه است» گفتن دیگر مدتهاست که توهمی در این که  دعوا سر لحاف ملاست و جنگ جناب رجوی یک جنگ خصوصی است برای به کرسی نشاندن حرف خودش کسب آنچه حق خودش می داند، این که رهبری حق ایشان بوده و خمینی غصب کرده و نشاندن همسر خود بر اریکه ریاست جمهوری (که مهر تابان آزادی او را لقب داده فاصله یی هم به اندازه فاصله مهرتابان تا زمین، با مردم دارد)، و اسلام هم آن چیزی است که ایشان می گوید و خیلی هم دموکراتیک است و به خاطر همین 27 سال بعد از برنامه یی که برای سرنگونی ششماهه رژیم تدوین شده بود، هنوز هم حاضر نیست دست از چپاند یک جمهوری اسلامی به مردم (البته با دسته موکراتیک)، بکشد و از نخست وزیر بودن برای دوران گذار هم که 27 است قرار است از راه برسد، دست بردار نیست. از همین بینش و منش به علاوه شیفتگی شدید به انحصار قدرت در حد مالک الرقاب شدن است که شعار انزجار برانگیز ایران رجوی – رجوری ایران برخاسته که بخارات سمی متعفن متصاعده شده از آن است، شعاری که برای ایرانیان از منتها الیه راست – تا منتهی الیه چب بشدت آزار دهنده بود وهست.شیفته انحصار  قدرت بودن و علاقه به دنگ فنگ قدرت که در مبالغه در تشریفات در مراسمی که «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» در آن شرکت دارد به روشنی دیده دیده می شود. علت آن همه پافشاری لجوجانه بر این شعار به رغم همه انتقادات از بیرون و حتی یاد آوری دوستانه و دلسوزانه در مورد دافعه این شعار از سوی دوستانی چون من- زمانی که همراه آنان بودم، یا کسانی چون متین دفتریها- چیزی جز رویای کسب قدرت انحصاری مطلق هیچ چیز دیگری نبود و نیست. واکنش از سوی عالیجنابان به توصیه های خیر خواهانه برای کنار گذاستن این شعار منحوس، مثل واکنش بچه های ننر و لجوجی بود که وقتی به آنها می گویی -دماغت را با آستینت پاک نکن هم آستینت را کثیف می کنی هم صورتت را، برو دماغت را فین کن و صورتت را بشور-، لج می کنند و دوباره علاوه بر بکار گرفتن آستین از نوک زبان هم برای پاک کردن بالای لب استفاه می کنند، لجبازی بود. این شعار در واقع دو دهه برای من مثل یک عامل شکنجه روانی دائمی بود و هیچ چیز در این سالهای طولانی قربت مثل آن برایم آزار دهنده و فرساینده نبوده است. شکنجه روانی بود نه به خاطر این عالیجناب که می دانست ما با این شعار مخالفیم ( شعاری که نه جایی برای مردم در آن است و نه برای شورا و نه برای آزادی، بلکه مالک الرقابی برای ایران معرفی می شود) و با بی اعتنایی کردن به نظر ما در واقع علنا مار را تحقیر می کرد و نشان می داد پشیزی به برای ما و نظر ما ارزش قائل نیست، بلکه به خاطر این که این شعار توهین به مردم و تحقیر مردم ایران بود و من هم هیچ راهی برای وادشتن رهبری مجاهدین برای کنار گذاشتن این شعار نداشتم. من یکبار در یادداشت و گزارش نشریه ایران زمین ضمن مطلبی شعاری را مطرح کردم که این بود« آزادی برابری با شورا با ارتش آزادیبخش ملی» این شعار مورد استقبال رزمندگان ارتش آزادیبخش هم قرار گرفته بود و در این مورد نامه ای هم به نشریه ایران زمین فرستادند که درج شد. اما هیچ وقت نه در تبلیغات رادیو و تلویزیونی نه در تبلیغات مکتوب نه در هیج تظاهراتی این شعار که در واقع چیزی نبود جز تاکید بر استراتژی  و اهدافی که عالیجناب مدعی آن بودند، شینده و دیده نشد نباید پرسید چرا؟ دلیش البته معلوم است دعوای ایشان سر لحاف ملا بود و «شورا پورا» می شود گفت که از قبل از انقلاب ایدئوژیک حتی «مالیده» بود و با انقلاب ایدئولوژیک و تبدیل شدن هدف محاهدین از مبارزه به معرفی « رهبری ذیصلاح» دیگر شورا در واقعیت امر موضوعیتی جز به کار گرفته شدن مثل مهر پلاستیکی در جهت تایید اهداف مجاهدین نداشت.

مخاطبان بر گزیده شده در پایان پیام یک و اقعیت دیگر را هم عریان می کند و آن محدوه نفوذ رهبر است. واقعیت این است که محدوده نفوذ و تاثیر گذاری ایشان هم بیشتر از محدوده مخاطبان برگزیده در این پیام ب نیست. رهبر با این انتخاب به طور ناخواسته بریدن از مردم یا نا امیدی از مردم و قطع ارتباط خود با مردم را هم به نمایش گذاشه است. این البته بارها در گذر رویدادها ثابت شده است و البته تقصیر از مردم نیست، تقصیر از این طرف قضیه است است که با خود خواهیها و خود محور بینها و نابردباریها و پرخاشگریها و حرمت شکنیها و مخدوش کردن مرز منتقدان با کارگزاران رژیم، با بی اعتنایی به وجوه و اشکال متنوع مبارزات مردم با رژیم، این گسست را به وجود آورده اند. نگرانی من در مورد ویژگی شخصیتی و نگاه مسعود رجوی به مردم  اول بار بعد از سفر او از فرانسه به عراق برای اقامت در آن کشور وقتی شروع شد که جناب ایشان در زیارت مرقد اما حسین سه بار «هل من ناصرا ینصرنی» گفت که بار سوم آن با غیظ و غضب و دندان قروچه همراه بود و من به این فکر فرو رفتم که آدمی با این گرایشات مذهبی و خود را در جای اما حسین قرار دادن و با این غیظ و غضب که نسبت به مردم و متوجه مردم بود، آیا می تواند واقع نگر باشد و آیا واقعا می تواند مردم را درک کند و دوست داشته باشد و آنها را با توجه به شرایط بسوی مبارزه یی سازمان یافته هدایت کند؟ مبارزه یی برای کسب حقوق پایمال شده خودشان توسط رژیم خمینی و اعمال اراده در تعیین و تغییر قدرت سیاسی نه چیز دیگر.

http://www.hambastegimeli.com/node/918  -1     

بیانیه تیرماه سال 1383 شورای ملی مقاومت-2

پ – 27 آذر 1387 – 17 دسامبر 2008

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن