مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
ایرج شكری

 

رویداد های اخیر عراق و تسخیر شهر موصل توسط گروه داعش که خواهان تشکیل «دولت اسلامی شام وعراق» است، برای آمریکا و اروپا ناگوار و نگران کننده است و تاثیر مهمی در معادلات سیاسی منطقه و کشمکش آمریکا و متحدان اروپاییش، با روسیه و رژیم به نفع رژیم و روسیه و تقویت موضع این دو، در مساله سوریه خواهد داشت، چرا که داعش در سوریه هم حضور دارد و در آنجا البته با اپوزیسیون به رسمیّت شناخته شده از سوی غرب، رقابت و درگیری دارد. تقویت داعش در عراق می تواند به تقویت موضع آن در سوریه کمک کند و این یعنی فرورفتن هرچه بیشتر سوریه در کشت و کشتاری که خروج از آن با سرنگون کردن رژیم اسد ممکن نخواهد بود. ناکارآمدی ارتش عراق در برابر داعش و فرار از رویارویی با آن با بجا گذاشتن تجیهزات نظامی از جمله تانک و هلیکوپتر، نه تنها باعث سرشکستگی دولت عراق بلکه آمریکا هم هست که تعلیم دهنده و سازمانگر ارتش عراق است. بعضی اخبار حکایت از آن داشت که داعش تجهیزات غنیمت گرفته در عراق را به سوریه منتقل می کند. این گروه بنا بر اخبار بیش از 400 میلیون دلار موجودی بانکهای موصل را هم تصاحب کرده است.  این رویداد کشیده ای هم برای «سردار سلیمانی» است که مطالبی مبنی بر این که  او شخصیت قدرتمند در پشت صحنه - به ویژه در امور امنیتی -در عراق است و مقابله با سیاست های آمریکا در لبنان و سوریه را هم او پیش می برد، در نشریاتی مثل دیلی  تلگراف درج شده بود و رسانه های رژیم اینترنتی رژیم  هم انعکاس زیادی به آن داده بودند.

 http://www.asriran.com/fa/news/174844

به هر حال در این بحران  و در شرایط کنونی رژیم به عنوان یک کشور بزرگ  همسایه عراق با نیروهای نظامی تجربه دیده در جنگ 8 ساله در زمان صدام و با توجه به تضاد مذهبی هم که با گروههای نظیر داعش دارد، به عنوان نیرویی بسیار مؤثر در کمک به مقابله با داعش در عراق در صورت لزوم جلوه گر می شود و این آن «اشتراک منافع»ی است که صورت مساله مداخله و نفوذ رژیم در عراق را، برای منافع آمریکا به طور موقت هم که شده، از مساله یی منفی به مساله یی مثبت تغییر می دهد. بنا بر اخبار منتشر شده پیرامون پیشروی داعش در عراق، نه آمریکا و نه ناتو تمایلی برای فرستادن نیرو به عراق ندارند، اگر چه آمریکا امکان دست زدن به عملیات هوایی را گزینه قابل اقدام دانسته است. به هرحال در صورت وخامت وضع ورود سپاه به مساله، به جای سربازان آمریکایی، پاسداران جمهوری اسلامی کشته خواهند شد و دراین صورت «از هر طرف که شود کشته»، به سود آمریکاست و برای آمریکایی که با سرنگون کردن رژیم بعثی عراق، سبب قدرت گرفتن اسلامگرایان دست پرورده رژیم در عراق شد، چه بهتر که پاسداران آمریکا ستیز، در برابر داعش منشعب از القاعده قرار بگیرند و برای جلوگیری از پیش روی آنها بجنگند و کشته بشوند نه سربازان آمریکایی. در این میان خنده دار و رقت انگیز وضع مسعود رجوی است که دستگاه تبلیغاتی اش داعش را در سوریه «مزدور» می نامد و حتی گاه ساخته رژیم و اگر در جایی گروه موسم به «ارتش آزاد سوریه» که مسعود رجوی به آن ارتش آزادی سوریه می گوید، ضربه ای در درگیری به آن وارد کند، رسانه های مجاهدین آن را با آب و تاب پخش می کنند ، اما همان گروه در عراق، از سوی دستگاه تبلیغاتی مجاهدین بدون این که اسمش را ببرند، نیروهای انقلابی و عشایر نامیده می شوند. در جریان تسخیر موصل به دست داعش با این که اخبار تمام رسانه در این زمینه، اسم داعش را در تیتر خود داشت، اما اینان همچنان از عملیات انقلابیون و عشایر نام برده و از آن حمایت کردند.  نبوغ سیاسی رهبر مقاومت بیشتر خنده دار می شود وقتی در نظر بگیریم  که داعش ضد آمریکایی و مورد نفرت مجاهدین در سوریه، به فرض رسیدن به بغداد و لیبرتی، رابطه «برادرانه» با گروهی که اعتبار سیاسی و وزن سیاسی خود را با تعداد سخنرانان آمریکایی از همه رنگ از ژنرال ارتش و روسای سابق سازمان های جاسوسی و نمایندگان مجلس و مقامات باز نشسته غربی کسب می کند، برقرار نخواهد کرد.

این چنین است که رهبری مجاهدین با خود بزرگ بینی و خود محوربینی خود را به باتلاقی انداخته که معلوم نیست چگونه می خواهد عقب گرد کند و از آن بیرون بیاید. تازه  حتی فرض بکنیم که داعش خیلی هم به مجاهدین لطف داشته باشد و اصلا آنها مسلح هم بکنند و اجازه عبور از مرز هم بدهند، با آن سه هزار یا چهار هزار نفری که لااقل یک سوم آنان صدمات شدید جسمی در دو رویداد مرداد88 و فروردین 90 دیده اند، بخشی هم افراد بالای پنجاه سال هستند، در رویاروی با انبوه سپاه و بسیج در مرز که پشت سرشان تدارکات و تسلیحاتی کشوری به بزرگی ایران قرار دارد، چه کاری به پیش خواهند برد؟ آن «لشکرهای فدایی»! نامرئی در داخل که فقط مسعود رجوی از وجود آنها خبر دارد وارد عمل خواهند شد!؟ اوضاع برای رهبری مجاهدین حامی داعش در عراق، غم انگیز تر و خرد کننده تر خواهد اگر داعش آنگونه که تهدید کرده تسویه حساب با رژیم شیعه عراق را در تسخیر کربلا و نجف عملی کند. این دسته از اسلام گرایان با ساختن گنبد و بارگاه و زیارتگاه مخالفند و آن را کاری شرک آمیز می دانند. در کشور مالی گرایشی از همین نوع در منطقه ای که تسخیر کرده بود، دست به تخریب زیارتگاهها زد. و باز هم در این زمین «بامزه» خواهد بود اگر داعش در راه تسخیر کربلا و نجف باشد و سپاه پاسداران در زمین در کنار نیروهای عراقی به مقابله با آن برود و نیروی هوایی آمریکا هم از هوا آنها را حمایت بکند، نمی دانم دستگاه تبلیغاتی مجاهدین اخبار آن را با چه تیتری و چگونه گزارش خواهند داد. وال استریت ژورنال گزارش داده بود که دو گردان از سپاه پاسداران برای تقویت حفاظت از بغداد به عراق رفته است. واقعا «سرزمین امام حسین» جای خوبی برای مجاهدین نبوده و هر چه خیر و برکت داشته، برای رژیم بوده است. رهبری مجاهدین با خود بزرگ بینی و ورود به مسائلی که نباید وارد می شد و با محاسبات ذهنگرایانه، شکست های سیاسی پی در پی برای خود آفریده است. در انتخابات پارلمانی چندی پیش عراق، باز هم مثل چهار پنج سال پیش، با تمام توان تبلیغاتی، به تبلیغات علیه مالکی نخست وزیر عراق پرداخت و می بینم که باز هم در این ماجرا شکست خورده، همچنان که برگزاری انتخابات در سوریه هر اندازه هم که قلابی و ساختگی بوده باشد، باز هم شکستی بود برای جریانی که با توّهمات خود، وارد بازی های شده که اصلا به او مربوط نیست و ورودش در آنها تاثیری هم در کل رویداد نمی دهد و نتیجه آن رویدادها به دلخواه رهبری مجاهدین هم که پیش برود، (مثلا در سوریه اسد کنار برود و در عراق مالکی)، تغییری در « وزن» مجاهدین در صحنه بین المللی و میزان تاثیر گذاری آنان در داخل کشور و در مبارزات مردم، نمی دهد، اما وقتی رویدادها به سمتی می رود که خلاف ارزیابیها و «پیشگویی» ها و انتظارات رهبر مجاهدین است، طبعا این کشیده ای سنگینی برای اوست که نمی تواند آن را از نظر ها پنهان کند. اکنون در برابر اشتراک منافع آمریکا و غرب به علاوه روسیه، با رژیم، در مهار اوضاع عراق و سرکوب کردن و جمع کردن بساط داعش، رهبری مجاهدین با حمایت تبلیغاتی از اقدامات داعش، وضع رقت انگیزی پیدا کرده است. اکنون او در عراق  در طرف داعش قرار گرفته است و قرار داشتن در چنین موقعیتی برای کسی که سالهاست در رابطه با آمریکا «استراتژی موس موس همراه با پرداختهای کلان »1 را برگزیده است، ، باز هم به خنده دار بودن صحنه می افزاید.  گروههای اسلام گرایی نظیر داعش و القاعده و گروههایی که در آفریقا، برای استقرار نظامی بر پایه احکام اسلام به روایت خودشان، در جنگ علیه حکومت کشورهای منطقه و در ستیز با غرب هستند و عنوان عمومی «گروههای جهادیست» از سوی کارشناسان و تحلیگران سیاسی برای آنها بکار برده می شود، بزرگترین نگرانی های امنیتی در داخل آمریکا و کشورهای اروپایی را هم تشکیل می دهند، چرا که این گروهها از شهروندان مسلمان این کشورها، افرادی را جذب می کنند و این افراد بعد از مدتی آموزش و جنگیدن در کنار این گروههای بنیاد گرای اسلامی در مناطق بحرانی ،برای اقدامات ترویستی به کشور مبدا یا یک کشور غربی بر می گردند و دست به اقدام تروریستی می زنند. آخرین نمونه از آنها آن فرانسوی 29 ساله بود که در 24 مه در بلژیک بازدید کنندگان موزه یهودیان را به گلوله بست و سبب مرگ چهار نفر و زخمی شدن عده دیگری شد. وی چند روز بعد در فرانسه دستگیر شد. در اخبار آمده بود که هنگام دستگیری در یک ایستگاه قطار علاوه بر سلاح کلاشینکف، کاغذهایی با سربرگ دولت اسلامی شام و عراق(داعش) همراه داشته است. وی یکسال در سوریه بسر برده بود.

مسعود رجوی در رویاهای قدرت پرستانه خود و غرق در خود بزرگ بینی و به گزاف «تکیه بر جای بزرگان زدن» در اشرف مراسم رژه با لباس تشریفاتی نظامی راه انداخت و مجاهدین مظلوم را به چنان نمایش مسخره یی واداشت و در عین حال خشم دولت عراق را برانگیخت و اخطارهای دولت عراق را «خوابهای پنبه دانه یی» نامید و با ارزیابیهای ذهن گرایانه و غلط خود مصائب بی ثمر بسیاری را برای مجاهدین سبب شد. از مداخله زیانبار در اختلافات داخلی عراق و تلاشهای پوچِ خود مبنی بر ایفای نقش «مبارزه با رشد بنیاد گرایی» و جلوگیری از «بلعیده شدن عراق توسط رژیم»، درس نگرفت، بازهم با یک ارزیابی خود بزرگ بینانه و فرصت طلبانه و غلط، هم برای شیره مالیدن  به سر خود و رضایت خاطر مبارک به عنوان در صحنه مبارزه مسلحانه با رژیم حضور داشتن ولو به صورت لفظی و با حمایت از مخالفان مسلّح بشار اسد که رژیم آخوندی از او حمایت می کند، و هم برای همسویی با غرب در مساله سوریه، به باتلاق سوریه شیرجه زد و به تبلیغات فراوان برای «ارتش آزادی» سوریه پرداخت. حمایتی که چیزی را به نفع اوپوزیسیون سوریه تغییر نمی داد، و در عمل اهمیتی هم برای آمریکا و غرب نداشت و از طرف دیگر عکس یادگاری گرفتن با عناصری از مخالفان بشار اسد، در چشم مردم و افکار عمومی ایرانیان هم مساله یی با تاثیر مثبت قابل اعتنا نبود، اگر چه سایت مجاهدین در پیدا کردن «مشاوره کنگره آمریکا» و اظهار نظر مبالغه آمیز از قول او نقل کردن - که معلوم هم نبود کجا مطلب طرف درج شده است- مشکلی نداشت. سایت مجاهد در 29 مه از قول ولید فارس که از او به عنوان  مشاوره کنگره آمریکا در امور خاورمیانه، نام برده بود نوشت که " دیدار مریم رجوی با احمد جربا تاثیر زنجیره ای در سراسر خاورمیانه خواهد داشت". اما  تنها خاصیت این مداخله، مثل موارد متعدد دیگر خط و سیاست فاجعه بار مسعود رجوی، اظهار وجود و رجزخوانی در برابر رژیم بود. رجزخوانیهایی که بهای سنگین و مصیبت بار آن را مجاهدین با کشته و مجروح معلول و مجروح شدن در اشرف و لیبرتی پرداخته اند بدون این که کمترین نفع و تاثیری در مبارزه مردم با رژیم داشته باشد، حتی برعکس به یقین می توان گفت که حرکتهای فاجعه بار مرداد  88 (2)و فرورین 90 خشم بسیاری در بین مردم داخل کشور برانگیخته است، همچنان که در خارج کشور ایرانیان ضمن محکوم کردن رژیم عراق، چنین احساسی نسبت به رهبری مجاهدین که اصرار در ماندن در عراق داشت، نشان دادند.

تازه ترین پیام در آخر خط

آخرین پیام رجوی، با عنوانی که حتما بنابر انتخاب خود او از جملات پیام طولانی و کسل کننده(44 دقیقه ای) خود او برآن گذاشته شده است «اشرف - ۳۵۰ (کانون شورشی شماره ۳۵۰) - سوگند وفا و خروش مجسّم «بیا، بیا» مجاهد اشرف نشان غلامرضا خسروی - مسعود رجوی- ۱۲خرداد ۱۳۹۳»(3)، منعکس کننده، غرق در توّهم بودن آدم واقعیت گریز و خود خواه و مگالومن و فاقد شهامت اخلاقی است، که به جای رو به رو شدن با واقعیت و پذیرفتن خطا و اشتباهات خویش، و ارزیابی درست وضع و موقعیتی که در آن قرار دارد، و انتخاب سیاست مناسب برای جلب حمایت افکار عمومی، پیوسته به سرعت خود در فرار از واقعیت می افزاید و در این گریز همچنان که در طول سالیان دراز گذشته دیده ایم، از مرحله یی به مرحله دیگر، محکم تر به دیوار خورده است و البته باز همچنان که شاهد بوده ایم، بهای بسیار سنگین و خونین و فاجعه بار و نیز بهای اقدامات فرسایشی بیهوده نظیر تحصن های چند ماهه برای حفاظت اشرف توسط آمریکائیها یا کلاه آبی های سازمان ملل و اعتصاب غذای سال گذشته برای بازگرداندن ربوده شدگان اشرف را که از اول بیهوده و بی ثمر بودن آن روشن بود، مجاهدین مظلوم پرداخته اند. مسعود رجوی البته برای  اعمال و عملکرد خویش توجیهاتی«انقلابی» و همراه با تعابیر مذهبی و استنادات قرآنی دارد،  استناد به حدیث و روایت و تفسیر قرآن،سرچشمه همیشه جوشانی است که او با مراجعه و «نوشیدن» از آن، هر بار در به مسلخ و پرتگاه فاجعه فرستادن مجاهدین برای ارضای خودخواهی خود، با آرامش خاطر و «اعتقاد راسخ» به این که در انجام یک «ماموریت الهی و انقلابی» گام بر می دارد، نه تنها، کمترین عذاب وجدان و «احساس گناه»ی نمی کند،بلکه در پی هر فاجعه یی، طلبکارتر، پرخاشگرتر و به تَبَع آن مستبد تر ظاهر می شود. این ویژگی روحی و شخصتی او، در جملاتی در پیام اخیرش (که البته پیامی است که تنها مصرف داخلی دارد و این هم شاید مثل پیامهای متعدد دیگر ایشان مدتی دیگر، در آرشیوهای مجاهدین یافت نشود) به خوبی منعکس است و عملکرد گذشته اش نشان می دهد که چقدر بی خیال و بدون کمترین اهمیت به رنج و درد نفرات تحت فرمان خود و کسان و بستگان آنان، قادر است آنها را به کام فاجعه بفرستد. اعدام زندانی سیاسی هوادار مجاهدین غلامرضا خسروی توسط رژیم جنایتکار آخوندی «فرصتی طلایی»، برای مسعود رجوی فراهم کرد تا  باز هم از فرصتی که پیش آمده، رنگی برای پوشاندن نتایج مصیبت بار ارزیبها و موضعگیری ها و سیاستهای غلط و فاجعه بار چند سال گذشته (از زمان واگذاری مساله مجاهدین به دولت عراق و نیز رویدادهای داخل کشور از بعد از انتخابات) استفاده بکند و نیز با قرار دادن خود بالای سکوی «یک دستاورد بزرگ» و سکوی بلند یک پیروزی، به نفرات اسیر در چنگش، این دروغ را بزرگ را به عنوان حقیقت و واقعیت جاری در صحنه زورچپان بکند، که اولا او واقعا رهبر تاثیر گذار در جامعه است و ثانیا همانطور که بعد از «کهشکشان اشرف و اسطوره زهره»(همان سلاخی مجاهدین بی سلاح توسط آدمکشهای عراق و رژیمی) گفته بود، هزار اشرف در حال برپا شدن است و سیصد و پنجاهم اش در بند 350 توسط مجاهد اعدام شده برپا شد و با کوبیدن میخ رهبری بلامنازع به ترتیب، به منتقدان و معترضان دندان قروچه برود. مهم ترین نکته یی که به نظر من در پیام او نهفته است این است که او خواهان خارج شدن نفرات تحت انقیاد خود از عراق نیست و در خواست خروج از عراق را «موش شدن در برابر رژیم» می داند. او جمله پردازی هایی در مورد این که اگر غلامرضا خسروی «لب تر کرده بود» رژیم او را اعدام نمی کرد و با تجسم «بیا بیا گفتن» نامیدن او، می گوید:« در زندان لیبرتی مدت هاست که مجاهدان اشرفی، مکرر در مکرر بین موشک خوردن و موش شدن در برار رژیم مخیّر می شوند...» همین جمله به خوبی توضیح می دهد و قابل فهم می کند که چرا زبان رهبری مجاهدین و مهرتابانش به درخواست انتقال مجاهدین از عراق نمی چرخد و پیوسته در خواست حفاظت لیبرتی و درخواست «تی وال» می کنند و اگر هم در موارد معدودی در تجمع و کنفرانسی که راه انداخته اند، تقاضای انتقال کرده باشند همراه با شرایطی قرار داده اند(مثل انتقال یکجا به آمریکا) که مثل (سنگ بزرگ نشانه نزدن است) بوده است. در ضمن همان جمله مورد اشاره، خود بیانگر فضای سنگینی است که در لیبرتی می تواند حاکم باشد و نفرات مستقر در آن برای متهم نشدن به بروز نشانه های «موش شدن در برابر رژیم» باید رنج همه چیز را، در جوّ ارعاب تحمل کنند و اگر کسانی از بستگان، اعم از پدر، مادر یا بردار سراغشان را گرفت، نشان بدهند که مثل «شیر» آماده دریدن و «جِر» دادن او هستند، چنان که دیده ایم. او در همین پیام بازهم مثل همیشه به دهنکجی به انتقاداتی که از رفتاری که با  مجاهدین تحت فرمانش شده پرداخته و نیز با مستمسک قرار دادن اعدام غلامرضا خسروی تلاش کرده است که «بیابیا گفتن» در فاجعه 19 فروردین 90 و آن بی اعتنایی بعدی به در و رنج بستگان قربانیان آن رویداد را که چند ماه از دفن اجساد عزیزانشان بی خبر نگه داشته شدن را توجیه کند. او در این زمینه گفته است:«همانطور که بعد از 19 فرودین و حمله زرهی به اشرف نوشتم، از من انتظار تسلیت نداشته باشید، جز غرور و زیبایی و افتخار چیزی نمی بینم»! از چنین شخصیتی هنوز توانائیهای بسیاری در «زیبایی آفرینی» می تواند به ظهور برسد. در آن ماجرا که دولت مالکی مانع از دفن قربانیان آن فاجعه در گورستان مروارید اشرف بود کشمکشی بین رهبری مجاهدین با دولت عراق در گرفت. رهبری مجاهدین بعد از برنامه ریزی های لازم برای ساختن تابوتهای ویژه و تشریفات، همزمان با چهلم درگذشتگان آنها را دفن کرد اما خبر آن را همراه ویدئو تصاویر مراسم سه ماه بعد منتشر کردند. من در آن زمان این رفتار ناشایست رهبری مجاهدین را در یادداشتی مورد انتقاد قرار دادم(4). مسعود رجوی در این پیام وجود آنچه که شاهدان متعددی به عنوان یک بد رفتاری غیر انسانی و تحقیر و درهم شکستن افراد شرح داده اند و «عملیات جاری» نامیده می شود، مورد تایید قرار داده، اما از آن به عنوان «جهاد اکبر» نام برده   تلاش کرده که وانمود کند ه این کار(عملیات جاری) کاری است که انها داوطلبانه و برای مبارزه با «نفس اَمّاره» و به عنوان جهاد اکبر انجام می دهند. جهاد اکبر در اسلام  مسعود رجوی، در عمل تحقیر و توهین و درهم شکستن شخصیت یک انسان مبارز، توسط جمعی از دهها و صدها نفر از همرزمانش و حتی در یک  گردهمایی بزرگ در حضور و به تحریک  حضرتش معنی می دهد.

سرسختی برای ماندن در عراق و آن کارهای مسخره تشریفاتی از رژه های اشرف گرفته تا اسکورت موتور سوار همراه مریم کردن و توپهای عهد بوقی با لباس سربازان دویست سال پیش در مسیر مریم قرار دادن و شلیک ترقه با آن، هیچکدام عملی برای پیشبرد مبارزه علیه رژیم و اقدامی که نشانه درایت سیاسی باشد نبود، بلکه برای رضایت خاطر رهبری مجاهدین و التیام رنجی است که او از ناکامی و حقارت شکست از آخوندها در تکیه زدن به قدرت می برد. او نمی خواهد و نمی تواند این واقعیت را بپذیرید که آخوندهایی که در زمان مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه، کسی به حساب نمی آمدند و اگر کسی از بین آنان کمک مالی یا حمایتی از مجاهدین کرده بود، به آن افتخار می کرد، بر مرکب قدرت سوارند و او پیاده است. او در گذشته سیر می کند، درگردهمایی خرداد 59 امجدیه سیرمی کند. او وقتی از رهبری «غصب شده» انقلاب سخن می گوید، این را حق خودش می داند، به خاطر همین مساله «رهبری» این قدر جای مهمی در دستگاه تبلیغاتی او دارد و او از «رهبر مقاومت» بودن و سمفونی شماره پنج بتهون کوتاه نمی آید. برای او در کشمکش پوچ در عراق بودن و هر از چندی به عنوان سوژه و موضوعی در رابطه عراق و رژیم و آمریکا مطرح شدن، هزار بار مفید تر و رضایت بخش تر از بیرون آمدن از عراق و تلاش واقعی برای تشکیل جبهه ای از نیروهای جمهوریخواه و طالب دموکراسی و کنار دیگران نشستن است، تلاشی که طبعا گام اولش باید همراه باشد با پایین آمدن از عرش و دست برداشتن از امامت و انتقاد پذیر بودن. البته یک زیان بزرگ هم خارج شدن از عراق به صورت پخش شدن افراد در کشورهای مختلف در بر دارد و آن باز شدن زبانها به انتقاد و راه افتادن «سونامی» انتقاد و افشاگری است از آنچه بر آنان رفته است. مسعود رجوی با آن عنوانی که برای پیام خود انتخاب کرده و برای مصرف داخلی است، در واقع مدعی شده است که در «برپا کردن هزار اشرف و لشکرهای فدایی» موفق بوده و حرف از دهنش در نیامده، در داخل شنیده شده و به آن «لبیک» گفته شده است. البته او این دروغها را خودش باور می کند و با همین باور است که لحن و موضع تهدید کننده و زبان ارعاب و اهانت بکار می گیرد. کیست که در روابط داخلی چه در «سازمان» چه در «شورا» جرأت بکند به او بگوید که آقا کمی از بالای ابرهای خیال به روی زمین تشریف بیاورید، یورش رژیم به زندانیان هم کاری مثل قتل روزنامه نگاران و قتلهای زنجیره ای بود که ارتباطی به اشرف سابقا موجود شما نداشت، این هم به اشرف سابقا موجود و لیبرتی حاضر ارتباطی ندارد. این آدم همینطور با این قبیل تخیّلات و توهّمات به بعضی کارهای نمایشی که قبلا به آن اشاره شد، به رضایت خاطر خطیر مبارک مشغول است. گویی هیچ توجهی هم به گذر پرشتاب زمان ندارد که دفتر عمر را پر شتاب ورق می زند«هردم از عمر می رود نفسی/ چو نگه می کنم نمانده بسی». 

رویدادی چون بذری برای شکل گرفتن شخصیتی

گاه رویداد و اتفاقی در زندگی می تواند تاثیر دگرگون کننده در شخصیت آدم داشته باشد به ویژه اگر در کودکی یا جوانی باشد.  مسعود رجوی در سلسله گفتارهای طولانی که تلاش پوچی بود بعد از رویدادهای انتخابات 88 برای تزریق «اشرف» به عنوان «کانون استراتژیکی نبرد» به ذهن جوانان در داخل و مصادره حرکتهای خود جوش مردم، که در دیماه 88 به صورت کتابی در 450 صفحه و با عنوان «استراتژی قیام و سرنگونی – کتاب اول» به عنوان سلسله درسهای آموزشی «برای نسل جوان داخل کشور» منتشر شد، به خاطره ای اشاره کرده است که تاریخ آن را ذکر نکرده است اما به نظر می رسد که مربوط به نیمه دهه 40 و سالهای دوران دبیرستان و زمانی است که او 15 یا 16 سال داشته است. او با اشاره به این که شاه بعد از کودتای 28 مرداد خوش نداشت که نسل جوان آن موقع چیزی از مصدق بداند، می گوید:« یک روز که پدرم در خانه نبود من پوشه اوراق و اسناد اختصاصی او را که دور از دسترس ما در بالاترین طبقه قفسه کتابهایش، البته پشت کتابها می گذاشت و کنجکاوی مراجلب کرده بود، با استفاده از یک چارپایه که زیر پایم گذاشتم، برداشتم. توی این پوشه انواع و اقسام نامه ها بود که یکی از آنها خیلی توجه مرا جلب کرد. تاریخش فروردین سال 1331 یا 1332 بود. یک کارت به امضای دکتر مصدق بود که در آن از این که پدرم 50 تومان پول خرید لباس عید برادران بزرگتر مرا برای مصدق فرستاده، تقدیر و تشکر کرده بود و اولش هم نوشته بود: "نامه گرامی عزّ وصول بخشید..." از دیدن این کارت و مفاد آن مثل برق گرفته ها شده بودم و انگار به راز بسیار مهمی پی برده باشم، در پوست نمی گنجیدم اما این دستبرد زدن به پوشه اختصاصی پدرم را هیچ وقت از ترس جرأت نکرم به خودش بگویم!» مسعود رجوی در ادامه اضافه کرده «منظورم از نقل این خاطرات برای شما این است که فضای بچه های آن روزگار را دریابید که به دنبال یک چیزی می گشتند که خودشان هم نمی دانستند چیست ولی گمشده یی داشتند که بعد ها فهمیدم اسمش ایران و آزادی است»(مسعود رجوی –استراتژی قیام و سرنگونی – کتاب اول ص 283 و 284).البته جوانان امروز با جوانان آن روز تفاوت زیادی دارند و آنها که از رژیم متنفرند، از هر نوع گرایش فرد محور هم گریزانند و به خرد جمعی باور دارند.  من گمان می کنم همین رویداد و دیدن تشکر نخست وزیر و شخصیتی چون مصدق از اقدام بزرگوارانه پدرشان ایشان و آگاهی از پرداخت آن 50 تومان، نطفه این مگالومنی و خودخواهی عظیم را در وجود مبارک ایشان کاشته و حتی شاید سرمنشاء شعار «ایران رجوی- رجوی ایران» هم در ضمیر ناخودآگاه از همان پرداخت آن همان پرداخت باشد. 

به هرحال آن «آخر» را که ایشان در مطالبه «بیعت» گونه از همه انتظار داشت تا رسیدن به آن همراهش باشند، شرایط و اوضاع کنونی با شرحی که گذشت رقم می زند که پیشرفت و حل مساله اتمی رژیم با غرب، می تواند تکمیل کننده آن باشد و اینجا آخر خط رهبری منبری ایشان است. کسانی هم که می خواستند «تا آخر» با ایشان بمانند، باید بدانند که حالا به «آخر» خط رسیده اند و همگی «مرخصند».

توضیحات:

1- قبلا دو یا سه سال پیش در رسانه های آمریکایی در مورد پرداختهای مجاهدین به سخنرانان آمریکایی در جلسات و گردهمایی هایی که از سوی مجاهدین برگزار می شود، مطالبی منتشر شده بود و مبلغ آن بین 25 هزار تا 40 هزار دلار ذکر شده بود. از سوی مجاهدین البته تلاش این بود که پولی و پرداختی بودن حضور سخنرانان به کلی حاشا شود. یکی از این پول گیرنده ها پاتریک کندی بود که توسط خبرنگاری که گمان یک گزارشگر صدای آمریکا بود مورد سوال قرار گرفته بود. مسعود رجوی در یکی از سخنرانی ها با اشاره به همان سوال، گفت «باید از خود این خبرنگار پرسید که تو خودت از کجا پول گرفتی که این سوال را می کنی»! اما پاتریک کندی سال گذشته در پاسخی به سوال مشابهی که در یوتیوب هم قرار گرفت، گفت او از کسانی حمایت می کند که طرفدار آمریکا هستند و با کسانی که آمریکائیها را می کشند می جنگند و او 25 هزار دلار برای حضور در آن جمعی که شرکت کرده گرفته است و اسم کسان دیگری را هم برد که همین گونه عمل می کنند و گفت که خوشحال است که او هم در شمار آنهاست . با توجه به مدت سخنرانی اکثر این سخنرانان در جلساتی که معمولا سخنرانان متعدی دارد و ده بیست دقیقه بیشتر نیست، آنهایی که با نرخ 40 هزار دلاری بالای منبر می روند، اگر یک ربع سخنرانی بکنند، بیش از دوهزار دلار برای هردقیقه گرفته اند و این می تواند شامل بعضی ژنرالها و کسانی چون شهردار سابق نیویورک و جان بولتون باشد این البته سوای هزینه سفر و پول هتل آنهاست که طبعا دعوت کنند باید ترتیب آنها را بدهد.

  2- نگارنده در مقاله رویداد 6 و7 مرداد 88 و ادعاهای مریم و مسعود را مورد انتقاد قرار دادم که لینک آن در زیر آمده است:

انا فتحنای واقعیت گریزان متکبر...

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2009/11/15-13.html

من متهم می کنم

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2009/10/36_11.html

3- پیام رجوی در لینک زیر   

http://www.mojahedin.org/news/139298

 

شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند 4-

   http://iradj-shokri.blogspot.fr/2011/09/normal-0-21-false-false-false-fr-x-none_08.html    

جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۳ ژوئن ۲۰۱۴ 

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

 

    

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن