آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
ایرج شكری

بیانیه «شورای ملی مقاومت» در مورد استعفای آقایان دکتر کریم قصیم و روحانی در تاریخ 18 خرداد، صادر شد. همچنان که انتظار می رفت چیزی عوض نشده است،همان روش برچسب زنی با چسباند منتقد به رژیم که البته امری غیر شرافتمندانه و رذیلانه است و انتقام گیری از منتقد، با ترور شخصیت، که بی شباهت به انتقام گیری مافیایی نیست .

سناریو سازی برای اتهام زنی

در سناریو سازی برای«مشکوک» و در کار بودن «توطئه» در استعفای صورت گرفته، در بیانیه به «ناگهانی بودن» استعفا و این که دبیرخانه با آقایان قصیم و روحانی تماس های متعدد از طریق ایمیل  و تلفن در روزهای قبل داشته و آنها هیچ اشاره یی به موضوعات یاد شده در استعفا نکرده اند «و چند بار هم برای جلسات جاری و شورایی به پاریس دعوت شدند ولی با طرح موضوع بیمار از آمدن عذر خواستند» تاکید شده است. البته آقای قصیم در این مورد توضیح داده است و البته این کاملا منطقی و طبیعی است که استعفا دهندگان با شرحی که متن استعفا نامه آمده است، دیگر نه دلیلی برای به بحث گذاشتن انتقاداتشان در دستگاه تحت کنترل  جبّاران داشته اند، نه دلیلی برای شرکت در جلسه شورایی که سه دهه از عمرشان را به امید یافتن آزادی برای مردم تشنه آزادی میهن، در مبارزه سازمان دهی شده از طریق آن سپری کرده اند و هر روز خود را بیش از پیش، گمشده در سراب یافته اند و این اواخر، بعد از ماجرای انتشار آن اعتراف گیر مبتی بر «مفعول» بودن از یک عضو پرسابقه مجاهدین(در اینجا رده تشکیلاتی اهمیتی ندارد، آن فرد تمام وقت در تشکیلات مجایدین بود که بخش زیادی از آن در پایگاههای مجاهدین در عراق گذشته است)، و بعد این جوّ سازی ها علیه ایرج مصداقی بعد از نوشتن گزارش 92 و سرانجام این بمیدان آمدن دو کمیسیون شورا در برچسب زنی به اسماعیل وفا یغمایی به خاطر سوالی که در مورد سرنوشت همسر سابق و مادر فرزندش کرده بود - که همراه با افشاگری هایی در جّباریت و روشهای انسان ستیزانه بکار گرفته شده از سوی دستگاه رهبری مجاهدین در درون تشکیلات بود-، دیگر آنها خود را نه در سراب، بلکه فرورفته در گنداب می دیدند. آقایان کریم قصیم و روحانی نیز هردو مسئول کمیسیون بودند و باقی ماندن در کنار آن دو کمیسیون که در مساله یی وارد شده بودند که اولا به شورا مربوط نبود و ثانیا به روش منحوس وزارت اطلاعات رژیم وارد شده بودند، موجب وهن و سرافگندگی یافته بودند. از طرف دیگر، طی مقاله هایی از سوی اپوزیسیون، انتقاداتی هم از این آقایان به عمل آمده بود و آنها را به مسئولیتی که در برابر جبّاریت رهبری مجاهدین و نیز کرُ ارعابی که مجاهدین راه انداختند و ورود دو کمیسیون قضایی و کمیسیون امنیت و ضد تروریسم بر علیه اسماعیل وفا یغمایی، قرار داده بوند.از این گذشته، دیگر وقتی سی سال انتقاد مشفقانه و برادرانه، همراه با تلاش و تبلیغ برای اهداف شورا و دفاع از مجاهدین - که به ویژه در دو سه سال گذشته از سوی دکتر قصیم با مایه گذاشتن از اعتبار خود، در مصاحبه هایی که با بی بی سی و صدای آمریکا داشت همرا بود-، و هیچ نتیجه یی نداشته، چرا باید آنها بیشتر می ماندند تا در عملکردهای رذیلانه و بیشرمانه این چند ماه گذشته، خود را سنگ استنجاء رهبری مجاهدین و سیاستهای پلیسی و ترور شخصیت بکار گرفته شده این شفیتگان قدرت بکنند؟ تازه به اینها باید اقدام باعث سرافکندگی توسط مسئول شورا، در آن دو پیامی که به مناسبت انتخابات به سران رژیم فرستاد که حاصلش چیزی جز ارائه چهره آدمی از مرحله پرت و یا آنگونه که در گفتگوهای مردم بکار می رود «آدمی شوت» از او نبود، را هم اضافه کرد که این دو بی تردید نه در مورد آن مورد مشورت قرار گرفته بوده اند و نه موافق آن بوده اند، مثل شوت بازی های دیگر از قبیل راه انداختن رژه با یونیفورم نظامی در اشرف- خاک کشوری که دولتش از دست پروردگان رژیم است و تازه آن رژه هیچ گره یی از مبارزه مردم با رژیم را باز نمی کرد، ولی نوعی نیاز به تخدیر و خود را در ببرکشیدن شاهد مقصود و قبضه کردن قدرت دیدنِ جناب رجوی و بعضی مصارف درونی را برطرف می کرد  -، یا شوت بازی خیلی مسخره و سینمایی شلیک توپ از نوع توپهای قدیمی دویست سال پیش، کرایه شده از انبارهای مربوط به دکورسازی و صحنه آرایی در فیلم سازی، در مسیر «موکب» کسی دستگاه رهبری مجاهدین هدف و آرزویش نشاندن او در  مقام ریاست جمهوری ایران است، و جناب مسعود رجوی، بارها، از بالای ابرهای خیال در سخنانی «پرشور و انقلابی»، گفته بود که «ارتش آزادیبخش با چنگ و دندان هم که شده، رئیس جمهور برگزیده مقاومت را به پایتخت شیرو خورشید خواهد برد».*

یک واژه نا به جا، بهانه ای برای پرونده سازی های قطور

از ادعاهای مسخره بیانیه این که نوشته اند:«متأسفانه در استعفانامه آقایان به مسائل تکراری زیاد پرداخته شده، اما به سئولات اصلی که ادعای "مرگهای مشکوک" در داخل مجاهدین و "طلاق اجباری" است و دعوت از مدعیان به شکایت قضایی هیچ اشاره یی نشده است و مهمتر از آن همه توطته هایی که مشخصأ جان مسئول شوا را مورد تهدید رژیم و همدستان و ایادی آن با مشارکت کوبلر قرار داده، عامدانه نادیده گرفته شده است». آنچه مربوط است به «مرگهای مشکوک» و طلاق اجباری در متن نوشته اسماعیل وفا یغمایی در مورد سرنوشت همسرش آمده بود و طرف سوال و مخاطب او هم سازمان مجاهدین خلق بود و کسانی که مسئولیت اداره و کنترل نفرات مستقر در لیبرتی و باقیمانده در اشرف را دارند و به همین دلیل این هیچ ربطی به آقایان کریم قصیم و روحانی نداشته و ندارد و آنها بهمین دلیل هم اصلا آنها صلاحیت ورود به این مساله را نداشته و ندارند. در مورد «مرگهای مشکوک» که دستگاه پرونده سازی و ارعاب رهبری مجاهدین، این همه آن را در بوق کرده و به  بهانه آن دارد گرز دور سر خود می چرخاند تا به خیال خام خود، با فرود آوردن آن برسر اسماعیل او را له و لورده کند، البته باید گفت که کلمه مشکوک از سوی اسماعیل وفا یغمایی نابجا به کار برده شده است و به جای آن بهتر بود «مرگ به علت نا معلوم» را به کار می برد. مواردی از خود کشی در طی سالهای طولانی اقامت مجاهدین در عراق، در بین کسانی که در اشرف مستقر بوده اند، توسط کسانی که از مجاهدین جدا شده اند، به بیرون درز کرده است. یک مورد را زنده یاد کمال رفعت صفایی، که خود در سال 65 در عراق شاهد آن بوده است و قربانی هم مجتبی میر میران، با اسم تشکیلاتی «نظام»، که با تخلص «م. بارون» شعر می سروده است بوده است. او از قربانیان فشارهای روانی به مجاهدین بعد از آن «انقلاب ائولوژیک» بود که مسعود را به امامت رساند تا او تنها به خدا جوابگو باشد و مریدان را به اعتراف به بلاهت و حقارت و خیلی چیزهای دیگر در برابر عظمت رهبر بکشاند و جناب مهدی ابریشمچی را هم که با «پاکپازی» در آن ماجرا «قلابگیر» بالا رفتن مسعود تا جایگاه امامت بود، به استوانه اختناق و سرکوب در سازمان مجاهدین تبدیل کرد. فراموش نکرده ایم که گزارش مربوط اعتراف به «مفعول بودن» یکی از اعضای با سی سال سابقه مجاهدین(قبلا اشاره شد) که چند ماه پیش سایت وابسته به مجاهدین آن را منتشر کرد، معترف بعد از نشت «دیگ» برای ارائه به ایشان(برادر شریف) نوشته بود. مجتبی میر میران را چندی پیش از آن در همان نشستها انقلاب به قول کمال رفعت صفایی «روان شکافی» کرده بودند**. یعنی انواع اعتراف گیری ها همراه با توهین و تحقیر و اتهام که یک نمونه آن را در همان گزارش اعترافات مربوط به «مفعول بودن»، که چند ماه پیش خود مجاهدین انتشار دادند، می توان دید که حکایت از فشار غیر انسانی و رعب سنگین دستگاه پلیسی بر آمده از «انقلاب مریم» به هواداران و اعضای بدنه تشکیلات وارد می کند. آن خود کشی البته از سوی مجاهدین پنهان نگه داشته شد. علت خود کشی ها در همه جا در اغلب موارد، غیر قابل تحمل بودن شرایطی است که فرد قربانی در آن قرار داشته است. نا امیدی مطلق هم می تواند از جمله این شرایط باشد. به هر حال روشن نبودن شرایطی که فرد را به سوی خودکشی میراند، مرگ فرد را به صورت مرگی مشکوکی در میآورد و بی خبری از کسی به مدت زیاد، طبیعی است که هزار جور فکر و خیال و نگرانی، آوار کسانی می کند که با فرد مفقود الاثر نسبتی دارند یا داشته اند. با این توضیح می بینیم که کلمه نامناسبی که اسماعیل وفا یغمایی بکار گرفته بود، برای دستگاه پرونده سازی «رهبر مقاومت»،«هلو برو تو گلو» بود، که با سروصدای «مَلچ مولوچ» بسیار تناول شد و آروغهای پشت سر آن نیز، هم همچنان ادامه دارد.

ادعای بی ربط آیینامه ای

ادعای خیلی مسخره دیگر در این بیانیه این است که گفته اند با استعفای این دوتن که «باید طبق آئینامه داخلی شورا پاسخگوی سکوت و اقدامات پیشین خود ارتباط با افراد یاد شده[ایرج مصداقی و اسماعیل وفا یعمایی] می بودند، به مرحله ای رسید که چنگ انداختن بیش از پیش دشمن ضد بشری بر شورای ملی مقاومت ایران به عنوان تنها جایگزین دموکراتیک پرده بر می دارد». اولا منطق بکار رفته در این ادعا دقیقا منطق حسین شریتعمداری است که زمانی که زمزمه استعفای دسته جمعی «اصلاح طلبان» رژیم از مجلس مطرح بود، می گفت، خروج از نظام، خروج بر نظام است. تنظیم کنندگان باج گیر بیانیه که بی هیچ تردید و شبهه ای از گردانندگان سازمان مجاهدین و از «سربازان مریم و مسعود» هستند، مذبوحانه تلاش کرده اند که استعفای آقایان روحانی و قصیم را «چنگ انداختن» رژیم به «تنها آلترناتیو...» بنمایانند. ثانیا؛ چون خودشان اتهام در خدمت رژیم بودن را به ایرج مصداقی و اسماعیل وفا یعمایی زده و خودشان حکم غیابی صادره کرده اند، یکباره آقایان قصیم و روحانی را، به خاطر« اقدامات پیشین ارتباط با افراد یاد شده» که همان ارسال مقالاتی از سوی این دو به پژواک ایران بوده است ( مقلاتی که محتوای آنها بر علیه رژیم و در خدمت اهداف شورا بوده)، برای پی گرفتن مسیر طی شده «توطئه رژیم» تا این استعفا سابقه دار کرده و اتهام دیگری به آنها زده اند که سکوت آنها در مورد اقدامات پیشین بوده که باید در برابر شورا و بنا بر آیین نامه داخلی شورا به آن پاسخگو می شدند. ثالثا؛ کدام ماده از آئین نامه،اعضای شورا را موظف به پاسخ دادن به اتهامات وارده به سازمان مجاهدین و انتقادات اعضای سابق آن از روابط دون تشکیلاتی می کند؟ اما در دستگاه ارزشی مجاهدین که دروغگویی هم مثل برچسب زنی برای خفه کردن صدای منتقد، تکلیف شرعی است و گردانندگان دبیرخانه هم که از این جماعتند، مثل ریگ دروغ می گویند. آییننامه داخلی اصلاح شده شورا مصوب 8 مهر 1376 در ماده 8 خود می گوید:«تکذیب متناسب اتهامات عنوان شده علیه شورا یا اعضای آن، برعهده عضو یا ارگان ذیربط شوراست»، خب حالا کجای این ماده وظیفه موضعگیری و پاسخگویی برای آن دوعضو مستعفی در برابر نوشته های ایرج مصداقی و اسماعیل وفا یغمایی را تعیین می کند؟ اگر منظور مواد مربوط به اخراج اعضای شورا و ماده ناظر بر نقض التزام مندرج در ماده 5 اساسنامه شوراست که ربطی مساله «اقدامات پیشین ارتباط...» ندارد. این آقایان بعد از «حکم حکومتی» جناب رهبری مجاهدین تحت عنون ماده واحده مصوب  شورا که طی آن «مراوده با رسانه هایی را» که مطالبی در انتقاد از مجاهدین درج می کرد، ضدیت با مجاهدین اشرف و... دانسته بود، ممنوع کردند، بعد از یکی دو مقاله که برای «ایز کم کردن» به پژواک ایران فرستادند، دیگر ارتباطشان را قطع کردند و این هم مال خیلی وقت پیش است.

 

در مفهوم شناعت و شقاوت

در ماده 2 بیانیه آمده است :« شناعت و شقاوت به حدي رسيده است كه معني سياسي اقدامهاي فوق الذكر به كلي ناديده گرفته شده و دشمن در سربريدن مجاهدان اشرف و ليبرتي و به ويژه در رديابي و حذف فيزيكي مسئول شوراي ملي مقاومت تشجيع مي‌شود»، این هم یک شانتاژ مسخره است. خود خواهی و خود کامگی بی نظیر در رهبری مجاهدین مانع از فهمیدن مقوله افکار عمومی توسط رهبری این دستگاه شده است و گمان می کند هر اتهام همراه با ننه من غریبم بازی را مردم از سوی اینان خواهند پذیرفت. مردم فراموش نکرده اند که دستگاه تبلیغاتی مجاهدین، در ماجرای فاجعه 19 فروردین که در اجرای فرمان «بیا بیا» گفتن به دشمن که رهبری مجاهدین برای یک عرض اندام پوچ و خونین و فاقد کمترین دستاوردی(اگر چه خودش در مورد آن گفته بود فتح مبین – فقط همین)، آن را بکار بست و مجاهدین را جلوی زرهی و گلوله گرازهای شیعه عراقی فرستاد و طی آن 37 نفر کشته و بیش از سیصد تن مجروح شدند، و خیلی ها از جمله نگارنده این سطور ذهنم بشدت مشغول بود که در آن گرمای عراق چگونه آن جنازها نگهداری می شوند، خبر دفن آنان را با سه ماه تاخیر در اختیار افکار عمومی گذاشت. در کدام یک از این دو اقدام شناعت و شقاوت بی حد دیده می شود؟ در استعفای آن دو عضو شورا که نمی خواستند سنگ استنجاء رهبری مجاهدین باشند و استعفا دادند یا در این یکی عمل که نه به جان انسانهای رزمنده بی سلاح اهمیتی داده شد، نه به اندوه بستگان آنان بعد از مرگشان و نه به افکار عمومی مردم ایران که به موقع بدانند که جنازه ها سرانجام به خاک سپرده شد. سه ماه با بی دردی و بیخیالی مساله را به فراموشی سپردند. اگر امروز مجاهدین در لیبرتی هستند و وضع آنان نگران کننده است، این حاصل خود خواهی و سیاست غلط رهبری مجاهدین است. چرا ایشان نتوانست درک کند که عراق دیگر جای مناسبی برای ماندن نیست و برعکس بی وقفه به رجز خوانی پرداخت و در تضادهای سیاسی گروههای عراقی وارد شد و ارزیابی مهملی از انتخابات مجلس عراق ارائه داد و با دو سه کرسی اضافی برای ائتلافِ تحت رهبری ایاد علاوی، گفت «مالکی جزغاله شد» و قمپز در کرد که دیگر نه آن عراق، عراق قبلی است، و نه رژیم،و  نه مجاهدین در شرایط قبل از انتخابات هستند! چرا ایشان گمان می کرد که با یک اظهار نظر سفیر آمریکا در عراق، آن هم بعد از چند ماه تحصن هواداران مجاهدین،در سرمای زمستان در شهرهای مختلف آمریکا و اروپا، که مجاهدین به ایران برگرداننده نمی شوند کار ماندن در اشرف تعیین تکلیف شده و فورا پیامی داد که غیر ممکن ممکن شد، پیامی که لبریز خشم و فحش و جنون بود نسبت به منتقدان سیاست ماندن در عراق و یک آرم و پرچم نیز برای شهر اشرف ضمیمه پیام شد***؟ مگر رهبر معظم مقاومت نگفته بود که، غیر ممکن ممکن شد، پس مجاهدین در لیبرتی چکار می کنند؟ مگر به ریش دولت و مقامات عراقی در مورد اخطارهای آنان برای تخلیه اشرف نمی خندید و آنها را خوابهای پنبه دانی نمی خواند؟ مگر رژه نظامی در اشرف با «ارتش آزادیبخش» راه نیانداخته بود تا نشان بدهد پشیزی به اخطارهای عراق اهمیت قائل نیست و مگر با اینکار پا رو دم سگ نمی گذاشت؟ سگی که التبه مجاهدین مظلوم«تنه» را درید نه «حضرت سر» را؟ چرا ادعا می کردند که ماندنشان در عراق برای مبارزه با بنیاد گرایی است؟ کاری که در طول سالها اقامت در عراق در زمان صدام صورت نگرفته بود، چطور ممکن بود بعد از سقوط صدام و شرایطی که مجاهدین در آن قرار گرفتند، عملی بشود؟ دیدیم که بنیاد گراهای شیعه لیبرتی را به خمپاره بستند و هفت کشته و دهها زخمی روی دست مجاهدین گذاشتند. هیچ کس مثل شخص مسئول شورا با خود محور بینی و خودخواهی خرد سوز تباه کننده و ویرانگرش، به «الترناتیو» ضربه نزده است. با تبدیل کردن آن چه را که قرار بود پارلمان در تبعید باشد، به مهر پلاستیکی برای زدن به اطلاعیه و بیانه هایی که تایید کننده ارزیابیها و تحلیلهای غلط زایید خود محور بینی و یا موضعگیرهای غیر دموکراتیک و اتهام زنی و جو سازی پلیسی، مثل همین بیانیه. و اما ردیابی و حذف فزیکی مسول شورا را به این استعفا ربط دادن که حرف نامربوطی است، تنها برای سنگین کردن فضای آن جلسه و«کشیدن تخم» منتقدان و معترضان و استفعا دهندگان بالقوه آینده و نامربوط بودن آن نیازی به استدلال چندانی ندارد. آیا از طریق استعفای این دو نفر می شود مسوال شورا را رد یابی کرد یا از آن منبر های طولانی فرساینده روح که از عالم غیب و با استفاده از وسائل ارتباطی کاملا قابل رد یابی که رهبر برای مریدان موعظه می کند؟ از این گذشته با اندکی تعمق در مورد آنچه بعد از سقوط رژیم صدام حسین و اشغال عراق توسط آمریکا پیش آمد، تردیدی نیست که محل اقامت مسعود رجوی را آمریکا می داند. اگر این را نمی دانست، مجاهدین را تحت حفاظت قرار نمی داد و به علاوه حتما از طریق سی آی ای جای او را می یافت و با او مثل یک تروریست رفتار می کرد. دیگر این که حتما محل اقامت او را هم عراق می داند و هم رژیم، التبه این محل در عراق نیست. منتها آن محل چون جایی نیست که رژیم بتواند در آنجا چه به لحاظ اقدام دیپلماتیک و چه به لحاظ اعزام گروه تروریستی کاری از پیش ببرد، لذا صرف ندارد که رژیم سر و صدای قضیه را در بیاورد. به صرف رژیم است که در این مورد سر و صدا نکند. چون اگر مساله را افشا بکند، اما نتواند فشار و ضربه ای حتی از طریق روابط دیپلماتیک وارد کند، خودش را سنگ روی یخ می کند. به دور و اطراف عراق هم که نگاه بکنید، از این کشورها را می توانید بیابید، در اروپا هم کشورهایی هستند که از چنین ویژگیهای برخوردارند. مگر مریم رجوی در فرانسه نیست؟ یعنی اصلا ضربه فیزیکی به او برای رژیم مطرح نیست؟ اگر مریم هم در جایی مخفی بود و مثل مسعود رجوی با مجاهدین ارتباط می گرفت، برای رژیم بهتر از این وضع کنونی که نبود که ایشان سفر می کند و مهمانی و ملاقات ترتیب می دهد و سخنرانی می کند و رژیم نمی تواند مانع این کار بشود؟

تابلویی از عملکرد ماشین رعب آور انسان له کن ایدئولوژی توحیدی

 حالا در کنار اسم دکتر قصیم که اتهاماتی پوچ از سوی آدم های شروری به او زده شده است، اگر اسم بعضی از افرادی که امضای خود را زیر آن گذاشته اند را قرار بدهیم، آنوقت آن چه من به آن خودخواهی خردسوز، ویرانگر و تباه کننده مسعود رجوی می گویم، به شکل تابلویی بسیار غم انگیز و نا امید کننده  و نیز خشم برانگیز نسبت به عاملان حادثه ای که آفریننده صحنه این تابلو هستند، نمایان می شود. این همان دکتر قصیم است که برای دفاع از مجاهدین در مصاحبه با صدای آمریکا و حتی توجیه عملکرد رهبری مجاهدین در در گیری منجر به مرگ به 37 نفر در فروردین 1390 در اشرف در مصاحبه با عنایت فانی در برنامه به عبارت دیگر، با حرارت سخن می گفت،اما توسط دستگاه تحت مدیریت ثلاثه مزوّر جبار که «مهرتابان آزادی»، بالاترین مقام حاضر در شورا از آن میان در شوراست، با این وقاحت و بی چشم رویی، مورد اتهام قرار می گیرد.

در آن تابلو که اشاره کردم، از کسانی که اتهامات وارده به دکتر کریم در این بیانیه را که (حرفهای مسعود و مریم و مهدی ابریشمچی است)، امضاء کرده اند، یکی آن مردم شریف و روشنفکر برجسته ایران آقای دکتر منوچهر هزارخانی دوست قدیمی اوست، یکی پهلوان مسلم اسکندر فیلابی، میراث دار تختی است(کجا رفت رسم جوانمردی و احترام به شرف انسانها پهلوان! چرا در مورد دکتر قصیم و روحانی حرمت شکنی کردی؟ آیا بعد از امضای آن بیانیه و این ظلم بزرگ به دوستان شریفت، شبها خوب می خوابی؟). یکی دیگر از امضا کنندگان آقای مهدی سامع سخنگوی سازمان چریکهای فدایی خلق و از دوستان دکتر کریم و خانم زینت میرهاشمی از همان تشکیلات. دیگری پرویز خزایی از دوستان صمیمی او(ایشان لر هستند و لرها این اندازه نباید نارفیق باشند). یکی عزیز پاک نژاد برادر چهر تابناک انقلابی میهن شکرالله پاک نژاد است. یکی شاپور باستان سیر آهنگساز و پیانیست که من در چند دیدار کوتاه در جلسات شورایی او را انسانی فروتن یافته بودم، دیگری محمد شمس رهبر ارکستر و آهنگساز با استعداد،درست نگاه کنید به این تابلو. اتهام زنندگان به دکتر قصیم که (اتهام به عامل وزارت اطلاعات رژیم بودن به اسماعیل وفا یغمایی و ایرج مصداقی هم در آن مستتر است) اینجا صف کشیده اند. نگاه کنید ببیند که اسلام مسعود رجوی چه بسر آنچه انسانیت و انقلابیگری و احترام به آزادی و آئیین جوانمردی آورده است و چگونه دوستی ها را ویران کرده تا خودخواهی خود را ارضا کند. نگاه کنید ببینید که دستگاه وحشتناک و رعب آور «انسان له کن» ساخته شده از ایدئولوژی توحیدی و انقلاب مریم و مهندسی مسعود، چه بسر آدمها می آورد! نگاه کنید به این تابلو و به این افراد که تا دیروز با لبخند و احترام از دور به دکتر قصیم سلام می گفتند و حالا بدون هیج مدرک و دلیلی، تنها به خاطر این که تحملش هم از کارها و رفتار مستبدانه و هم از سیاست های غلط و هم از تکبّر دستگاه رهبری مجاهدین و بیگانه با مردم بودن و «دیوار کشیدن دور خود» و هم از توصیه و یادوری های مکرر که در طول سالها کرده بوده و بی نتیجه بوده، به پایان رسیده و محترمانه استعفای خود نوشته و هم به اطلاع کسانی که مسئولیت شورا را به عهده داشته اند رسانده وهم  به اطلاع هموطنان، چگونه حرمت شکنی شده و در واقع آدمها را چنان بی هویت و مرعوب کرده است که شرف و حیثیت دوست صمیمی و پرکار دیروز خود را به خاطر انتقاد و تصمیم به پایان دادن به همسفری به سوی سراب با آنان، لگد مال کنند. این دستگاه با نمایشی که از نابرد باری و تعصب و دریدگی و درندگی آمیخته به جهالت از خود نشان داد، کاملا مستعد آن است، اعدام و تیرباران خواهر توسط برادر و رفیق به دست رفیق، به اتهاماتی از قبیل «ضد انقلاب» و «خائن» و... راه بیاندازد . این مکتب چه ارمغانی جز رعب و وحشت و لگدمال کردن حرمت و کرمت انسان می تواند داشته باشد؟ انتقاد شورائی ها از سیاست و روشهای رهبران عظیم و شأن و تاریخساز، نه سهم طلبی بود و نه جنگ «حیدری – نعمتی». حرف این بود که روشهای که پیش گرفته شده، چه در تحلیل و چه در تبلیغ درست نبود و به ویژه در تبلیغات مناسب آلترناتیوی که می خواست رژیم آخوندی را سرنگون کند و دولت موقت برای بعد از سرنگونی تشکیل بدهد نبود. ما حتی نتوانستیم با این خودکامگان در مساله خیلی ساده یی مثل این مورد که بابا قرائت قرآن پخش کردن در مراسم سال تحویل و تبدیل آن به مجلس ختم، کار درستی نیست. آن هم از سوی کسانی که مدعی اند به جدایی دین از دولت اعتقاد دارند. زمانی که اینها یک رادیو در لندن داشتند شنوندگان آن هم به این مساله اعتراض کرده بودند. رژیم آخوندی هم این کار را نمی کند. آنوقت بعد از این نوع برگزاری مراسم مسعود به عنوان مسئول شورا و مریم به عنوان «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» پیام می فرستادند. یکبار هم که در جلسه یی از نشست شورا این مساله را مطرح کردم، طوفانی بپاشد که... بگذریم . حالا من به این دوستان سابق و این امضا کنندگان غیر مجاهد، می گویم دوستان، ما به هوای پارلمان در تبعید و شورای ملی مقاومتی که قرار بود انتظار ملاخور شده از انقلاب سال 57 را تحقق بخشد و برای استقرار دموکراسی در ایران به حمایت از مجاهدینی برخاستیم که گمان و باورمان این بود که در آنچه گفته اند صادقند. اما اینها دیگر خیلی وقت است که آن آدمها نیستد و خیلی عوض شده اند و مساله و جنگشان هم جنگی است خصوصی و برای کسب قدرت و انحصار آن، که آن هم به خاطر سیاست های غلطی که پیش گرفتند، عملی نخواهد شد. رهبران این جنگ سالهاست که بی اعتنا به مردم به تحولات جامعه اند.  دوستان به این تابلو غم انگیز و باعث سرافکندی که با اسامی و تصاویر شما شکل گرفته نگاه کنید«شرمی از مظلمه خون سیاووش»تان نیست؟ خودتان را از این منجلاب بیرون بکشید. به شانتاژ دستگاه دروغپرداز و جبّار مجاهدین تن ندهید. هیچ کس مثل مسعود رجوی به این آلترناتیوی که ما به آن امید بسته بودیم، خنجر نزد و هیچکس مثل او به اعتماد ما خیانت کرد. ادامه حضور شما در آن به اصطلاح «شورا» بازهم وقایعی نظیر این و بازهم لگد مال شدن حرمت و حیثیت کسانی از شما، با واداشته شدن دوستانتان به اینکار توسط ثلاثه مزوّر جبار، را به همراه خواهد داشت. استعفا کنید و این تشکیلات تحت انقیاد تنی چند خودپرست و شیفته قدرت را ترک کنید تا آلت دست مریم و مسعود و ابزاری برای مردم فریبی و آلوده ننگ لگدمال کردن حرمت دوستی شریف نشوید و مورد انزجار مردم قرار نگیرید.

پیامی و هشداری به مسعود رجوی

پیام و هشداری هم برای «حضرت سر» جناب مسعود رجوی دارم. ضربه سیاسی سنگینی در راه است به همین زودی و با پایان انتخابات. محافل سیاسی و ناظران بین المللی خواهند دید که هیچ اتفاقی مهمی  که در آن نشانی از فرمان و پیام و «عملیات یکانهای ارتش» تحت فرمان جناب ایشان باشد، اتفاق نیافتد و آن فرمانهای «برپا» و آن یکانهای ارتش، همه زاییده خیال کسی است که زمانی وعده سرنگونی رژیم در 6 ماه را داده بود، و حالا در پیامهایش برتری خود در چهل سال پیش بر آخوندها را یاد آوری می کند. دنیا باز هم خواهد دید که نه ایشان و نه «مهرتابان آزادی» حضور سیاسی قابل رویتی در ایران ندارد. جناب رجوی توجه ندارد که 25-24 ساله های ایران بعد از سال 68 و پایان جنگ به دنیا آمده اند و 45-40 ساله های امروز، در زمان انقلاب ده – دوازده ساله بوده اند. میلیونها ایرانی گروه جمعیتی تشکیل دهند بین مرز 18 تا 45 که طبعا مهمترین و به لحاظ اجتماعی و سیاسی پر تحرک ترین گروه جمعیتی برای دستیابی به خواستهای خودشان هستند، کمترین ارتباط را با حضرتش دارند. تبلیغات ذوب شده در رهبری ایشان و مهرتابان، مطلقا توجهی با یک گروه بسیار تاثیر گذار اجتماعی هم، یعنی اهل قلم و هنرمندان داخل کشور نداشته، بلکه نظر خوشی اصلا نسبت به آنها نداشته است و بی تردید آنها هم از این امر آگاهند. از این طرف هم که دارند پی در پی دوستان سابق خود را به اتهام عامل وزارت اطلاعات بودن،«امشی» می زنند. نباید پرسید پس چطور و باکی و برای کی می خواهید انقلاب بکنید؟ ایشان بهتر است دست از خودخواهی بردارد و و از خود انتقاد کند و از کسانی که به او اعتماد کرده و با او همراه شده بودند و با رفتاری نارفیقانه سبب رنجشان شد و از باز ماندگان کسانی که آنها را با  خود خواهی و برای عرض اندامی پوچ بادست خالی و بی دفاع جلوی لودر و زرهی و مسلسل عراقی ها و به کام مرگ فرستاد پوزش خواهی کند و از مردمی که سالها آنها را به هیچ شمرد و با شعار مالک الرقابی تحقیرشان کرد عذر خواهی بکند و تلاش کند در این ته مانده سالهای عمر، طرح دیگری بیاندازد، شاید بقا و ادامه یی برای سازمان مجاهدین که آن را این همه بین مردم منزوی کرده باشد. و الا فرجامی جز در انزوا مردن و خشم و انزجار و «گجسته»یادی برای خود باقی گذاشتن، نخواهد داشت.

 

منابع و توضیحات:

*«کادر تشریفات» مهرتابان آزادی، هم که مثل رهبران عقیدتیشان برای قبضه قدرت و فیگور گرفتن به خلق الله بی تابند، اقلا اندکی تحقیق نکردند که شلیک توپ در مراسم تشریفات در چه مواردی انجام می شود. بعد از این همه سال کار سیاسی و  کسی در این دستگاه نبود به اینها بگوید که این تشریفات چیزی مثل برگزاری سالگردهای رویدادهای سازمانی نیست، و خارج مسائل تشکیلاتی و یک امر دولتی است و چون ما هنوز دولت نشده ایم و در قدرت نیستیم نباید این کار را بکینم اگر بکنیم به ما می خندند. این مثل این بود که کسی یک روپوش سفید بپوشد و یک گوشی همه به گردن خود بیاندازد و خود را پزشک بداند و گمان کند که دیگران هم اورا «خانم دکتر» به حساب می آورند. شلیک توپ به افتخار یک رهبر خارجیِ میهمان را، گارد احترام کشور میزبان موقع ورود او آنجام می دهد و با توپهای دویست سال پیش هم صورت نمی گیرد. البته برای یک رهبر و مقام در قدرت، نه یک پناهنده سیاسی رهبر یک گروه سیاسی که خودشان حدود بیست سالی است سالگرد انتخاب با ریاست جمهوری ایران را جشن می گیرند. در آمریکا و فرانسه  برای رئیس جمهور خودشان، تنها بعد از انتخاب ریاست جمهوری و به افتخار رئیس جمهور منتخب، در زمان حرکتش به سوی کاخ ریاست جمهوری و ورودش به آن، توپ شلیک می شود. همین کافی نیست تا میزان شفیتگی به قدرت در حد جنون و به همان اندازه رویایی و از مرحله پرت بودن اقدام کنندگان این کار مردم را حیرت زده بکند؟

 

http://xalvat.org/Nashr-eDigaran/301-350/308.Khodkoshi-eShaer.pdf ** 

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2013/06/httpwww.html     ***

سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۱ ژوئن ۲۰۱۳

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن