تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
ایرج شكری

تکبّر و خودخواهی که از منش و شخصیتی مستبد سرچشمه می گیرد، بسته به درجه «غلظت»ی که دارد، سبب بلاهت و حماقت در رفتار و گفتار(از جمله ادعا) هم می شود که به نوبه خود نشان دهنده اختلال شخصیتی است. رفتار و گفتار و ادعاهای ابلهانه  یا خلاف واقعیتِ فردی که ظاهرا همه کارش عادی است و ممکن است خیلی هم اطو کشیده باشد و مدارک تحصیلی دانشگاهی هم داشته باشد و سنی وسالی را هم سپری کرده باشد، نشانه های غیر قابل پنهان کردن چنین اختلال شخصیتی است. از نشانه های دیگر اختلال شخصیتی آدم متکبّر و مستبد، انتقاد ناپذیری و گارد گرفتن در برابر انتقاد است و این امر به نوبه خود با درجاتی از از یک عارضه و اختلال شخصیتی دیگری همراه است که «خود بزگ بینی» یا «مگالومنیا، به فرانسه مگالومنی»* نامیده می شود و روشن است هر هر آدم خودبزرگ بینی، خود شیفته(نارسیسیست) هم هست. می توان گفت که این خودشیفتگی است که شرایط پیدایش موارد دیگر اختلال شخصیتی که نام برده شد را به وجود می آورد. بسته به میزان غلظت تکبّر و «باد دماغ» که هردو بر شعور و قوّه تشخیص متکبّر تاثیر می گذارد درجه آن بلاهت و حماقتی که فرد متکبّر مستبد از خود نشان می دهد، بالا می رود. یعنی بلاهت و حماقت با تکبّر و منش مستبدانه نسبت مستقیم دارد و حتی این بلاهت ممکن است در مواردی سبب اقداماتی بشود که به وضوح نشانه عبور از مرز جنون و مرخص کردن عقل و شعور است. مثلا نمونه ای بلاهت را گذشته از مرز جنون را صدام حسین در اشغال کویت و اعلام ضمیمه کردن آن به عراق به عنوان استانی از عراق(اگر اشتباه نکنم استان نوزدهم) بود.

چندی پیش یک پناهنده سیاسی و یک عضو سابق سازمان مجاهدین(عاطفه اقبال) که نگران جان مجاهدین مستقر در لیبرتی بود فراخوانی برای انتقال سریع آنان از عراق داده و خواهان حمایت از آن شده بود.  اما این که یک فراخوان برای انتقال ساکنان لیبرتی به خارج از عراق دادن، جماعتی را که تشکیلات سیاسی خود را با رابطه و معیارهای «مریدی و مرادی» اداره می کنند(که طبعا انتقاد از رهبر نمی تواند در آن جایی داشته باشد) چنان از این مساله بر آشفته بکند که از میان آن جماعت در لاک خود فرو رفته، برادر فراخون دهنده، در واکنش به آن، ضمن برچسب ناچسب خط گرفتن از وزارت اطلاعات رژیم و کلی لاطائلات و مزخرفات سرهم کردن، خواهر خود را ماماچه پلیدک خطاب کند، نشانه روشنی از بلاهت از مرز جنون گذشته و همان اختلال شخصتی است که به آن اشاره شد. به این دلیل که آن مستبد کف بر لب و از بلاهت به جنون رسیده، اصلا این امر برایش قابل فهم نبود که وقتی اینطور در شکل رسانه ای و تبلیغاتی، با خواهر خود حرمت شکنانه رفتار کند، مردمی که آن نوشته را می خوانند نه تنها قضاوت مثبتی در مورد نویسنده و بکار گیرنده آن الفاظ نمی توانند داشته باشند بلکه به این آدم و مکتب و فرقه ای که او به آن تعلق دارد، بدبین شده و با خود می گویند«گربه مسکین اگر پرداشتی – تخم گنجشک از زمین برداشتی» و به این مساله فکر می کنند که اگر اینها به قدرت برسند، چه بلایی بر سر منتقدان خود  خواهند آورد و اصلا اگر اداره امور کشور به دست اینها بیافتد، آزادی بیان معنی خواهد داشت؟ دراین  مساله که بعد از سرنگون شدن رژیم صدام و شرکت گروههای مخالف او - که بخش بزرگ این گروهها از دست پرودگان رژیم بودند - در ساختار سیاسی جدیدی که آمریکا به بهای جان بیش از 4000 هزار نفر از نیروهایش و هزاران مجروح و معلول و صدها میلیارد دلار هزینه در عراق بنا کرده بود، دیگر  عراق جایی نیست و نخواهد بود که مجاهدین از آنجا بتوانند دست به عملیاتی علیه رژیم بزنند، مساله پیچیده یی نبود و باید رهبری مجاهدین برای خارج شدن از آنجا تمام تلاش خود را می کرد و نگارنده این سطور، بارها در سالهای گذشته بر این مساله تاکید کرده ام که حالا وارد این مساله نمی شوم. اما رهبری مجاهدین به وضوح مایل به ترک عراق نبود و از لابه لای هم نوشته و فحاشی بار اول آن مردک هتاک به خواهرش و هم از سخنان اخیر مسعود رجوی در واکنش به سفر وزیر اطلاعات رژیم به عراق و حرفهایی که مصلحی در آنجا زد، به روشنی این مساله را می توان دریافت که علت بی رغبتی رهبری محاهدین برای ترک عراق این است که او در این جابجایی، پذیرفتن شکست استراتژی خود در مستقر شدن در عراق را می بیند که به تَبَع آن باید شکست استتراتژی سرنگونی رژیم با ارتش آزادیبخش را هم بپذیرید، امری که سالهاست اتفاق افتاده و مسعود رجوی سر در زیر برف کرده و حاضر به پذیرش آن نیست و هنوز به نحو رقت انگیزی در دنیای خود سیر می کند و گاه  صحبت از ترس رژیم از سرنگون شدن توسط «ارتش آزادیبخش» می کند! در مورد رفتار مرید هتاک رهبر مجاهدین، البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که موجود یاد شده خود بخود اینطوری نشده است، اینها طی روند و پروسه ای که با «انقلاب ایدئولوژیک»** شروع شد، (مثل بعضی از فیلمهای تخیّلی که آدمها را داخل دستگاههایی می کنند و از آنها موجوداتی برنامه ریزی شده مثل ربات می سازند تا بدون توجه به خوب و بد کاری که می کنند و حتی بدون توجه خطر نابودی خود یا صدماتی که ممکن است به خودشان وارد شود، فقط طبق برنامه و برای تحقق اهداف تعیین شده اقدام می کنند)، از هویت فردی و از فکر کردن به بد و خوب اعمال خود تهی شده اند و به جای آن هویت و «فردیّت»ی به بزرگی همه سازمانشان و تکّبری متناسب با آن به آنها تزریق و تلمبه شده است. فردیتی که در شخص رهبر البته سر به آسمان می ساید و شعار هیتلری«ایران رجوی – رجوی ایران»*** تجلی آن است. ویژگی هویت کاذب تزریق شده به افراد «بدنه»، چنگ و دندان نشان دادن و پرخاش و حمله کردن به هرآنکسی است که با گفتار و رفتار خود، شک و تردیدی در هر آن چیزی ایجاد کند که برای اینان تردید ناپذیر است و با «عظمت» است و عین«حقیقت» است. در مطلبی با عنوان «میرغضبها» با امضای آن نعّار مفتری و هتاک، در سایت وابسته به مجاهدین، نویسنده ضمن مطالبی و آوردن اسم من و خواهرش در لیستی و با مخلوط کردن اسامی افرادی باهم که هیچ همسویی و همسنخی سیاسی باهم ندارند، در واکنش به مطلبی که من با عنوان «تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام» در انتقاد از دو رویداد ناشی از بکار گرفتن آموزشهای مکتب انقلاب ایدئولوژیک و رهنمود های امام و پیشوای آن، که یکی مربوطه به توهین آن مردک به خواهرش بود و یکی دیگر رفتار مستهجن و مفتضحانه در انتشار مطلبی مبنی بر اعتراف به «مفعول» بودن فردی بود که حدود سی سال در تشکیلات مریدی ومردادی، از انقلاب کرده ها و در رکاب رهبر بوده است نوشته بودم، نعّار مذکور، با تغذیه از «تالار اندیشه» انقلاب ایدئولوژیک و «دیک» مربوطه، نامربوطی هم به من گفته بود که «پرخوری» کردن بود در آنچه خورده بود. روش ابلهانه ای که ناشی از همان بلاهت از مرز جنون گذشته است در برخورد با منتقدان. رهبران ورشکسته به تقصیر این دستگاه پرورش «آدم مصنوعی» نمی توانند درک کنند که مردم قوه تمیز دارند و اطلاعات مردم منابع متنوع دارد و مثل عناصر و «آدمک» ها و ربات های تشکیلاتی تحت تاثیر«برنامه» تعبیه شده و یا انچه به آنان تزریق می شود، عمل نمی کنند.نویسنده لبریز از «نفرت» تلمبه شده به وی با ترکیب «زیارت عاشورا» یی (که به عنوان بهترین و قابل دسترس ترین چسب برای حفظ عنصر تشکیلاتی در حول رهبر و حفط تشکیلات، مورد استفاده رهبر قرار می گیرد)، منتقدان را «میرغضبها» یی دانسته که می خواهند بدنه را از سر جدا کنند. این نگاهی خمینی گونه به انتقاد و به دگراندیشان است و دارندگان چنین دیدگاهی اگر به قدرت برسند راهی جز راه خمینی نخواهند رفت، به ویژه اینان که خود را تنها نیروی حاضر در صحنه «عاشورایی» جدال با «یزیدیان» دیده و می بینند. خمینی در همان ماههای اول به قدرت رسیدنش در اوائل خرداد 58 بود که در یک سخنرانی کینه خود را نسبت به روشنفکر و اهل قلم که حاظر به ستایش او نبودند نشان داد و گفت ما باید با اینها مبارزه یی بکنیم بدتر از مبارزه یی که با شاه کردیم. گناه و جرم آنها هم این بود که حاضر نبودند «یک کلمه از اسلام » بگویند. اسلامی که البته اسم مستعار خودش بود چون در همان سخنرانی تصریح کرد که :« آخوند یعنی اسلام ؛ روحانیین با اسلام در هم مدغم اند »(کیهان 5 خرداد 58). او در سخنرانی دیگری در همان ایام در دیدار با افراد کمیته های قزوین گفت« ما از سرنيزه ها و مسلسها فارغ شديم و اكنون سر قلمها بر ضد ماست. قلمها جاي سرنيزه آمده است. مقاله ها به جاي مسلسل به روي اسلام بسته شده[...]ما گرفتار به اصطلاح روشنفكرها هستيم »(کیهان 10 خرداد 58). دو ماه بعد هم در 26 مرداد همانسال اظهار تأسف کرد که چرا از اول چوبه های دار در میدانهای بزرگ برپا نکرده و رهبران همه حزبها و جبهه ها  و گروها و نویسندگان مطبوعات مستقل را- که همه را فاسد و مفسد می نامید- درو نکرده است. دیدیم که طولی نکشید که در همین راه گام برداشت و حتی از تحقیر و توهین آیت الله العظمی یی مثل شریعتمداری و اعدام قطب زاده که از مریدان عربده کش خودش بود اما چون زیاد به او میدان داده بودند متوّهم شده بود، چشم پوشی نکرد و بعد هم « حاصل عمر» و جانشین خود منتظری را به خاطر این که از به کشتن دادن هزاران جوان در جنگی بیهوده و غیر لازم اظهار تاسف کرده و« لجبازی مسئولان» را مورد انتقاد قرار داه بود، و کمی بعد هم در نامه ای به خمینی و به طور غیر علنی رفتار ضد انسانی ماموران وزارت اطلاعات و کشتار زندانیان سیاسی را مورد سرزنش قرار داده بود، به شکل تحقیر آمیزی کنار گذاشت. ماها که آن روزهای اوائل بعد از سرنگونی رژیم شاه را دیده ایم، بیاد داریم که نگرانی و دغدغه بزرگ قبل از هرچیز این بود که چگونه می شود از پیدایش دوباره دیکتاتوری و اختناق و دستگاهی مثل ساواک جلوگیری کرد. آخوندها می گفتند که اسلامشان چنان نورانی است و احکامش چنان انسانی و راهگشا که همه ایدئولوژیها در برابر آن رنگ خواهند باخت و همه قلبها را تسخیر خواهد کرد و نیازی به ساواک و بگیر وببند ندارند.اما دیدیم که احکامشان اسلامشان را با سرب مذاب و گلوله به قلب آزادیخواهان ایران نشاندند و با طناب دار به گردن آنها آویختند.

 آشکار شدن ورشکستی و  گندیگی دستگاه عقیدتی«انقلاب مریم» در آنجا غیر قابل پنهان کردنی می شود که اکنون همگان مشاهده می کنند که «انقلاب»ی که در آغاز وقوعش چنان که دستگاه تبلیغاتی تشکیلات مدعی بود، بیمارانی را شفا داده بود که مداوای پزشکان در آن تاثیری نداشت- از کمر درد و سردرد گرفته تا بعضی بیماری های زنانه و آرتروز و...، همه به معجزه انقلاب مریم شفا یافته بودند-، حالا سی سال بعد، آدمی را که سی سال در تشکیلات خودشان و از«انقلاب کرده ها» بوده و با خوشان همراه بوده و در فضای «انقلاب مریم» و آموزشهای «مسعود»، رهبران عقیدتی اش نفس می کشیده، یکباره در جلسه یی و با بردنش توی «دیگ» تولید شده با فن آوری «انقلاب مریم»، مفعول و مأبون از آن بیرون می آورندش! و گزارش آن را هم منتشر می کنند؛ باهدف آنچه که خودشان به آن «گه مال» کردن می گویند و برای «بی آبرو» کردن طرف در نظر مردم. اما همان بلاهت به جنون رسیده مانع ازاین  است که بفهمند با اینکار جز انزجار گسترده به ویژه در نزد جوانان و دانشجویان آگاه کشور، دست اندرکاران تشکیلاتی که چنین روشهای را بکار می گیرد، نتیجه دیگری نصیبشان نخواهد شد. خیلی سالها پیش هم یکی از همین «انقلاب کرده ها» عموی خود را که اهل قلم و از چهره های سیاسی مخالف رژیم شاه بود و بعد مخالف رژیم خمینی هم شد، به خاطر انتقاد یا حمله یی که رهبری مجاهدین کرده بود، در نوشته ای که در نشریه مجاهد با تیتر «عموجان فرومایه» چاپ شد، مورد هتاکی قرار داده بود. در حالی که می توانست اشتباهات او را با استدلال و بامتنانت بیان کند و اگر برای عمویش حرمتی قائل نیست، لااقل حرمت پدرش را که او هم از عناصر سرشناس سیاسی و از گروهی که ملی – مذهبی خوانده می شوند بود، نگه دارد. پدر ایشان به تازگی درگذشت و مهر تابان آزادی پیام تسلیتی  به مناسبت مرگ او فرستاد و به فرزندان او هم که در تشکیلات تحت سرپرستی ایشان و رهبر عقیدتی هستند تسلیت گفت. اما روشن است که این کار جبران رفتار تشکیلاتی – ایدئولوژیک آن دختر و لحن بکار گرفته شده از سوی او نسبت به عمویش را، که بی تردید سبب سرافکندگی پدرش در برابر کسانی که اورا می شناخته اند شده بوده است، نمی کند. آیا آن خانم از این خانواده سرشناس سیاسی، که همسر برادر مهرتابان آزادی است، حالا بعد از مرگ پدر، به ابتذال وسخافت کاری که کرده بود و آزردگی پدرش فکر می کند؟ آیا آن روش بهترین روشی بوده که او می توانسته در واکنش و پاسخ به ایراد یا اتهامات عمویش نسبت به تشکیلات و رهبری آن، بکار بکیرید؟

حکایت غریبی است و چه فاصله ها در ادعاها و عمل دیده می شود. کسانی که کباده کشی می کردند که خمینی چهره اسلام را با «زنگار ارتجاعی» و خشونت خراب کرده است و آنها معرف «اسلام راسیتن» هستند و پیامبرشان «پیامبر مهربانی» است و در برابر خشونت و تبعض و سرکوبی که خمینی به اسم اسلام اعمال می کند، آنها آورنده « وحدت و رحمت و رهایی» هستند؛ کارها و رفتارهایی پیش گرفتند که بیش از هر چیز معرف وخیم ترین نوع نابردباری بوده است و در مواردی در رژیم خمینی هم حتی به صورت «روش» بکار گرفته نشده است. مثل همین مورد لگد مال کردن منتقدان توسط کسان و نزدیکان آنان که در تشکیلات اینان یک روش است. دیگر این که  متاسفانه سرانجام بالاخره معلوم شد که اسلام مجاهدین هم مثل اسلام آخوندی و حوزوی با «سوراخ» و «سنبه» آدمها خیلی کار دارد و روی آن «زوم» شده است! اخبار شفاهی و غیر رسمی در مورد کنترل شدید تمایلات معطوف به «سنبه» مردان را شنیده بودیم اما روایت رسمی اخیر در مورد«مفعول» و مأبون بودن یک عضو سابق و انتشاز آن، آخر خط انحطاط ایدئولوژیک و ورشکستگی سیاسی مدعیان اسلام «رحمت و رهایی» است.

حکایتی که در بین این مسائل تاسف بار، یک وجه موجب خرسندی هم دارد این که در داخل کشور، از میان لمپن ها و حزب اللهی ها و نوچه ها و مریدان خمینی، کسانی به خاطر غوطه خوردن در جامعه یی که در آن زندگی می کنند، -جامعه بسیار پویایی که با سرکوبی خونین وحشتناک بعد از انقلاب اگر چه تحرک آن برای استقرار مناسباتی نوین و انسانی و دموکراتیک و از میان برداشتن تبعیض و نابرابری را فروکشیدند اما نتوانستند نابود و متوقف کنند – دست از عربده و ارعاب و چماق کشی برداشتند و برخی مثل مخملباف صد و هشتاد درجه از خط قبلی دور شدند و یکی هم مثل ده نمکی چماق کشی تظاهراتی و مطبوعاتی را کنار گذاشت و به فیلم سازی و «لبخند» زدن به «اخراجی» ها به تبلیغ مواضع خود با هدف «ارتباط با مخاطب» رو آورد و گروه زیادی را به دیدن فیلمهای خود کشید(و پول زیادی هم به جیبش ریخته شد) و اینجا آن انقلابیهای اوائل انقلاب، روز به روز پرخاشگر تر شدند و انزوای خود را بیشتر و بیشتر کردند. نیتجه آن که اگر در دو سه سال گذشته با معجزه انقلاب مریم در خارج کشور می توانند صد هزار نفر(!) را در استادیوم سی هزار نفری جمع کنند(که البته تنها بخشی از آنها ایرانی هستند)، اما گویی گروههای ایوزیسیون جمهویخواه رژیم در خارج «به اتفاق آراء» اینها را بایکوت کرده اند و در داخل کشور هم در آن سربزنگاه هایی که باید «قیام آفرینی» می کردند، هیج نشانه ای از حضور و تأثیر اینان دیده نشد و از این به بعد هم دیده نخواهد شد و در حاشیه خواهند بود. حکایتی است سرعتی که در تند باد حوادث است و شعبده ها را بهم می ریزد و عربده ها را به «صدای مشکوک»ی که صاحبش هم همراه آن «در رفته» و دیگر نشانه ای از آن نیست، تبدیل می کند. همین دیروز، در فروردین دوسال پیش بود که یکی که نشانی خود را از «ام القرا» می داد و پشت یک اسم مستعار قایم شده بود، امده بود به هوادارن مقاومت آموزش تئوریک شناختن دوست و دشمن و خودی و غیر خودی بدهد و در این زمینه بساط شعبده و عربده راه انداخته بود که آنچه من(ایرج شکری) در انتقاد از عملکرد رهبری مجاهدین می نویسم انتقاد نیست و اصلا نمی توانم انتقاد بنویسم و آنچه می نویسم برای تخریب است و... و برای شیر فهم کردن هواداران مقاومت مثل می زد که آنچه عاطفه اقبال و اسماعیل وفا یغمایی و علی ناظر می نویسند از روی دلسوزی برای مجاهدین است، اما ایرج شکری هدف تخریب دارد و ایرادی هم نباشد اختراع می کند. حالا لشکر کشی علیه عاطفه را می بینیم و نارضایی های علی ناظر و اسماعیل وفا یغمایی را هم از عملکرد تبلیغاتی و لشکر کشی در برابر انتقاد را ضمن این که تئوریسان روش شناخت «خودی و غیر خودی» و آموزش آن به هوادران مقاومت، دیگر مدتی است که دنبال «حیات خفیف خائنانه» خودش رفته است و پیدایش نیست و نمی آید که«هواداران مقاومت» را در این بحثهای پیش آمده ارشاد بکند و بدانند که بالاخره حالا خودی و غیرخودی را چگونه تشخیص بدهند. حکایتی است این روزگار پرتلاطم که در آن دلقکها و بی بته ها و یاوه گوها، را خیلی زود به حاشیه پرت و بی مصرفشان می کند.

اما در مورد جدا کردن سر از «بدنه» که آن مردک هتاک نعّار، منتقدان را متهم کرده است که در پی آن هستند باید یاد آور شد که اولا این امر بسیار روشنی است و از قرنها پیش هم شناخته شده است که «ماهی از سر گنده گردد نی ز دم». مخصوصا روشن است که  خط و استراتژی را در سازمان و تشکیلاتی که «رهبر عقیدتی» و امام دارد، بدنه تعیین نمی کند. و از این گذشته در هر اقدام و فعالیت اجتماعی و سیاسی که گروهی برای دستیابی به هدف معینی در آن تلاش می کند، مسئولیت درجه اول در موفقیت یا عدم موفقیت با رهبری یا مدیریت و برنامه ریزان است و رده های بعدی و پایینی هم اگر خطای بکنند که عواقب بزرگی داشته باشد، یقه مدیریت را می چسبند. به خاطر همین مثلا دیده ایم گاه وقتی در انتخاباتی حزبی شکست می خورد، رهبر آن کنار می رود و استعفا می کند یا مثلا در دستگاه پلیس اگر ماموران به وظائف خود درست عمل نکرده باشند، رئیس پلیس استعفا می کند یا برکنارش می کنند. در مورد عملکرد مسعود رجوی در طول سه دهه، او حتی حاضر به پذیرش یک مورد خطا نبوده و به یک مورد از انتقاداتی که مطرح شده  جواب سیاسی و درست داده نشده بلکه مساله با برچسب زنی و فحش و پرخاش جواب داده شده است و در این مورد گفتنی زیاد است. من در مطلبی حرفهای اخیر حضرت «سر» را مورد بحث قرار داده و چند مورد از ارزیابیهای غلط ایشان را یاد آوری کرده ام که هنوز ناتمام است. طبیعی است که باید گفته ها و تصمیمات رهبر را مورد ارزیابی قرار داد که تعیین کننده خط و سیاست و «بیابیا گفتن» اوست. اما دو سه نفر با قلدرمنشی سه دهه است خود را «مبرا از مسئولیت» می دانند و به جای جواب، کُر ارعاب راه می اندازند. این را مطلقا نمی شود از سوی کسانی که مدعی اند «تنها آلترناتیو دموکراتیک» هستند و می خواهند سرنوشت کشور را برای گذار به دموکراسی در دست بگیرند، پذیرفت. این روش مردود است. پرداختن به خطاهای  «سر» باشد برای بعد.  

---------------------------

توضیحات:

mégalomanie *

** زنده یاد کمال رفعت صفایی در شعر بلند «در ماه کسی نیست» ماجرای انقلاب ایدئولوژیک و پیامد های آن را به بیانی شیوا توصیف کرده است. این شعر در وصف آنچه او از انقلاب ایدئولوژیک و یژگیهای رهبر مجاهدین و عملکر او بیان کرده است با شعر «در این بن بست» شاملو ( که با عنوان روزگار غریبی است نازنین هم از آن نامبرده می شود) قابل مقایسه است. متن کامل این شعر به همراه مقدمه یی که من برای آن نوشته ام در لینک زیر قابل دسترسی است.

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2013/03/blog-post_12.html

Hitler über Deutschland- Deutschland über  Hitler ***

«هیتلر آلمان – آلمان هیتلر »، شعاری بود که خود بزگ بینی هیتلر متجلی می کرد. این شعار را هیتلر در اوج قدرت ساخته بود. عواقب بعدی این  خود بزرگ بینی بعدا برای بشریت بزرگترین فاجعه قرن بیستم را آفرید. حیرت انگیز است که یکی که مسعود رجوی باشد، چنین شعاری را در قلب اروپا برای معرفی خود به غربیها به عنوان رهبری آشنا و علاقمند به دموکراسی غربی که برای براندختن رژیم خمینی مبارزه می کند انتخاب کرد.شعاری که به خاطر مالک الرقابی بودنش مورد انزجار عموم ایرانیان هم بود ولی سالها انتقاد در این مورد، همراه بود با سالها دهنکجی و لجبازی از سوی رهبر مجاهدین به انتقادات در پافشاری در تکرار آن.

   پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۸ آوریل ۲۰۱۳

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*سرازیر شدن خشم سپاه و رهبر به سوی روحانی، آینده نا روشن او و سایه جنگ
*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن