با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
ایرج شكری

خبر شرینی بود رد صلاحیت رفسنجانی، خبر شیرین از آن جهت که «اصلاح طلبان» مزوّرِ شریک دزد و رفیق قافله، همراه با عناصر بی پرنسیپ و مفلوکی از اپوزیسیون خارج کشور، دوباره می خواستند به اسم «اصلاح امور» مردم را برای دادن رای «اعتبار» به رژیم ولایت فقیه به پای صندوق های رای بکشند، تا همه باند های رژیم در گروه کُر واحدی «همه با هم» بخوانند که مردم حامی جمهوری اسلامی هستند و هر تغییر و تحولی را تنها با حفظ ساختار و از طریق همین رژیم می خواهند، تا با رئیس جمهور شدن رفسنجانی او هم، مثل خاتمی زیر سایه ولی فقیه، با اعتباری که از آراء صندوقهای رای به دست آورده است، به زد و بند در روابط خارجی بپردازد و تنش و مشکلات رژیم را از این بابت کم کند و از آن علیه مخالفان رژیم بهره ببرد، تا وزارت اطلاعات همچنان به تعقیب ودستگیری فعالان سندیکایی، دانشجویان آزادیخواه و مردم دوست و وبلاگ نویسان بپردازد، تا وزارت ارشاد همچنان به سانسور فیلم و کتاب ادامه بدهد(همچنان که در دوره خاتمی هم ادامه یافت، شاید با اندکی تخفیف در سانسورهای ابلهانه، با گماشتن سانسورچیانی اندکی کتاب خوانده و اندکی آشنا به مسائل فرهنگی) تا... و در برابر همه نامردمی های وزارت اطلاعات و سپاه، دولت و رئیس جمهور«منتخب»، خود را بی تقصیر و «مصلوب الاختیار» در برابر بگیر و ببندها اعلام کند و یا حتی اشک تمساح بریزد. در خارج عده ای فرصت طلب که نقشی جز نا امید کردن مردم از این که اتحاد و همبستگی و ایستادگی و اعتراضاتشان در برابر رژیم، تنها راه پس زدن این رژیم است، و قبلا برای احتمال آمدن خاتمی به صحنه، با دمشان گردو می شکستند و دنبال تحقق شرکت 40 میلیون نفر در انتخابات برای رژیم بودند، اما با خاتمی (که حسابگر تر از آن بود که ماتحت مبارکش را با شاخ سربازان گمنام امام زمان، برای انتظاراتی که شرکت کنندگان در انتخابات در زمینه آزادی بیان و مطبوعات و آزادی زندانیان سیاسی و کوتاه کردن دست سپاه از عرصه اقتصاد کشور، که از جمله انتظاراتی بود که مردم می توانستند داشته باشند، در بیاندازد) خود را کنار کشید و رفسنجانی را تشویق به ورود به گود کرد. اینان که به دنبال «اصلاح طلبان درون حاکمیت» هستند، همراه و همصدا با آنان، حمایت از رفسنجانی را پیش گرفتند. حالا دماغشان به شدت به دیوار خورده و من خوشحالی خودم را از این بابت پنهان نمی کنم. نقش این فرصت طلبان بیهوده گو، چیزی جز نا امیدکردن و یاس آفریدن در مردم و نا ممکن نشان دادن امکان اعمال اراده از سوی آنان برای به عقب نشینی واداشتن رژیم در برابر خواستهاشان نیست. به هرحال اقدام شورای نگهبان در رد صلاحیت رفسنجانی نمی تواند بدون هماهنگی قبلی با خامنه ای صورت گرفته باشد. چرا که رفسنجانی اگر چه در عمل فاقد کمترین نقش در گردش امور نظام جمهوری اسلامی بود یا اصلا هیچ نقشی دیگر نداشت، و اگر چه قبلا رهبر در سخنان نماز جمعه 29 خرداد 88 با نزدیکتر دانستن احمدی نژاد به خودش، تو سر او زده بود، اما رد صلاحیت رفسنحانی به خاطر انعکاس خبری آن در خارج و اثرات منفی آن روی نظر محافل سیاسی خارجی در مورد«انتخابات» نظام جمهوری اسلامی(همچنان که در اظهار نظر جان کری دیده می شود)، و نیز به خاطر اثرات «ضد توّهمی» و منفی که این رد صلاحیت در کشاندن عده بیشتری به پای صندوقهای رای دارد- چیزی که در جهت خلاف نظر «مقام معظم رهبری» در آفرینش «حماسه سیاسی» در انتخابات است-، به گمان نگارنده قبلا در مورد این رد صلاحیت شورای نگهبان نظر رهبر را جویا شده است. خوشبینانه ترین فرض می توانست این باشد که رد صلاحیت برای آن صورت گرفته است که شرکت رفسنجانی در انتخابات با «حکم حکومتی» عملی شود که تحقیری بود برای رفسنجانی. اما این احتمال منتفی به نظر می و اخبار غیر رسمی هم که روز بعد از اعلام رد صلاحیت انتشار یافت، حاکی از آن بود که خامنه ای در مورد درخواست های مربوط به مداخله در این مساله(از قبیل نامه دختر خمینی به او یا دیدار حسن خمینی با او برای رساندن نارضایی برخی از «مراجع» از رد صلاحیت رفسنجانی به او)، گفته است که در تصمیم شورای نگهبان مداخله نخواهد کرد. رفسنجانی در اولین اظهار نظر بعد از اعلام رد صلاحیتش، در جمع مسئوولان و اعضای ستاد انتخاباتی خود گفت که « پس از ارسال پیام به خدمت رهبری خود را برای خدمت عرضه کردم ». او واژه اجازه گرفتن را به کار نبرده و این نشان دهنده این است که یا کلمه را در پیام به خامنه ای بکار نبرده یا اگر برده بوده، بیان علنی آن برای اطلاع افکار عمومی را تحقیر مضاعفی برای خودش می دیده است و بکار نبرده. اگر چه اگر او از خامنه ای اجازه می خواست، دلیلی نداشت که خامنه ای جواب منفی به او بدهد. چون در هر حال خامنه ای از طریق شورای نگهبان و با رد صلاحیت او آنطور که می خواست مساله را حل می کرد، که کرد. حتما جواب خامنه ای به او جز این نمی توانسته باشد که:« کاندیدا شدن حق شماست و به تصمیم خودتان مربوط است». به نظر نگارنده انتشار آن نامه سرگشاده* از سوی رفسنجانی در جریان برگزاری انتخابات خرداد 88، که بهانه آن اعتراض به اتهاماتی بود که احمدی نژاد به او وارده آورد بود، نامه ای که پایان آن حالت اخطار داشت، برای خامنه ای مثل«خجر زدن از پشت » بود و به خاطر آن رفسنجانی را هرگز نخواهد بخشید. نامه ای که اخیرا سید علی‌محمد دانشی  دبیر حزب مؤتلفه در کهکیلویه و بویر احمد در گفتگو با خبرگزاری فارس، از آن به عنوان «نامه سیاه بدون سلام»نام برده است. ماجرای آتش زدن دفتر منشی های رئیس مجمع تشخیص مصلحت(رفسنجانی) در‌ ساعت هشت و نیم شب در ۳۰خرداد ۱۳۹۰، که در آن یک منشی کشیک که در حال استراحت بود دچار سوختگی شد، از نشانه های تنبیه این«استوانه» نظام اسلامی بود. دفتر مجمع تشخیص مصلحت که در بخشی از ساختمان کاخ مرمر -که در سالهای اخیر اسم ساختمان قدس به آن داده اند- قرار دارد، نزدیک مقر ریاست جمهوری رژیم  است و کلا در منطقه یی به شدت حفاظت شده است و به هر حال جایی نیست هر کسی بتواند اجازه ورود به آن را بیابد. خرابکار بی تردید از «سربازان گمنام امام زمان»، از نوع آن «جیمزباند» های فیلم قلاده طلا، بوده است که اجازه ورد به انجا به او داده شده بوده است. در اطلاعیه روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت در مورد این حادثه ضمن « مشکوک» نامیده شدن این رویداد آمده بود«خوشبختانه دوربین‌های حفاظتی  مجمع  از لحظه ورود این خرابکار به  مجمع  تا لحظه فرار از چهره او تصویرهای روشنی ثبت کرده‌اند که این تصاویر در اختیار مراجع و مسئولان ذیربط قرار گرفته و مطمئنا در صورت تلاش مناسب نهادهای حفاظتی و امنیتی ذیربط، همه ابعاد این حادثه آشکار می‌شود و اطلاعات به دست آمده در زمان مناسب در اختیار امت بزرگوارمان قرار خواهد گرفت». از همین جمله «در صورت تلاش مناسب نهادهای حفاظتی و امنیتی ذیربط...» معلوم است که صادر کنندگان اطلاعیه امیدی به «تلاش مناسب نهادهای» مورد اشاره نداشته اند. بعد از آن رویداد، از دستگیری و پیگرد قضایی مسئول آن حادثه، نگارنده نه خبری شنیدم و نه در رسانه ای نوشتاری خبری دیدم. جستجوی اینترنتی در این مورد هم نتیجه یی نداد. طبیعی است که خامنه ای به هیچ وجه تحمل رئیس جمهورشدن رفسنجانی، یعنی نفر دوم در هرم سیاسی نظام جمهوری اسلامی بعد از رهبر قرار گرفتن و رئیس دولت شدن او را نداشته باشد. به ویژه این که علاوه بر آن «خنجر از پشت زدن»، حالا که خیل «جریان فتنه» پشت سر او قرار گرفته بود، می توانست نقش«اسب تروا» را برای ورود دوباره «جریان فتنه» به صحنه بازی کند. روشن است که هیچ ضرورتی خامنه ای را بسوی چنین انتخابی نمی کشد. در این میان برخی از حامیان رژیم اسلامی در خارج مثل اکبر گنجی تلاش می کنند با بزرگ نمایی خطر جنگ و«نابودی ایران و مردم ایران» و «تجزیه» کشور که هر دو خطر از سوی آمریکا و با مشارکت لابی اسرائیلی به گفته اینان طرح ریزی شده و آماده اجراست و این که اجرای اصلاحت و تنش زدایی در سیاست خارجی با چهره هایی مثل خاتمی یا رفسنجانی چاره گریز از این خطر است، مردم را به حمایت از این رژیم وادارند، اما مساله این است که اولا اگر رهبر رژیم سیاستی را پیش گرفته که کشور را به ورطه جنگ می کشد، راه مقابله و متوقف کردن او، پیش گرفتن سیاستی که به تحقق «حماسه سیاسی» مورد نظر او کمک کند نیست، بلکه درست عکس آن است، یعنی تحریم انتخابات و بور کردن رهبر و ضعیف کردن پایه های قدرت اوست تا «آدم بشود» و دست از رویای رهبری جهان اسلام و معمار برپاکردن «خاورمیانه اسلامی» بودن بردارد. مخالفت با جنگ و حمله نظامی نباید به سیاست در پشت رهبر رژیم قرار گرفتن یا کمک به تقویت اقتدار رژیم در برابر مردم و نا امید کردن آنان از شورش و اعتراض منجر شود. ثانیا، برای بعد از این انتخابات هم رهنمود دادن به رفسنجانی که مثلا با استعفا کردن از ریاست مصلحت نظام، رهبری و ابتکار «اصلاحات و گشایش» را به دست بگیرد، این هم حقه دیگری برای خنثی کردن و به هرز دادن نیروی بالقوه و نهفته اعتراضات مردم است. در اوضاع بحرانی و پر تشنج معمولا پیش بینی قطعی در تحولات سیاسی کاری منطقی نیست، اما بنا بر شناختی که از ماهیت همه کسانی که از ِقبَل امامت خمینی و با شرکت در کشتار انقلابیون و آزادیخوهان و جوانان ایران زمین، وزیر و وکیل و مشیر و مشار شدند داریم، من شخصا حاظرم شرط ببندم که نه رفسنجانی و نه خاتمی به همراه مجموعه «اصلاح طلبان» درون حاکمیت، در برابر ولی فقیه و دستگاه اطلاعاتی و قضایی رژیم منحوسی که خود در برپا کردن آن نقش داشته و سود بسیار از آن برده اند، نخواهند ایستاد و اینان تنها به مانورهای کوچکی در حد نق زدن های «نرم و خفیف» بسنده خواهند کرد. آنها حتی انتخابات را تحریم نخواهند کرد. آنها احتمالا با حمایت از عارف که وزیر خاتمی بوده است و عضو بنیاد باران اوست، یا به احتمال ضعیف تر حمایت از روحانی در انتخابات شرکت خواهند یا  اگر شرکت در اتنخابات را کلا با نتیجه قابل پیش بینی برای آن، بیفایده دانستند، صرفا اعلام خواهند کرد که از هیچ کاندیدایی حمایت نمی کنند و در انتخابات شرکت نمی کنند و یا شاید اصلا سکوت کنند. ولی از آنها تحریم انتخابات را نباید انتظار داشت و روی این نیز من شرط می بندم. به هرحال اکنون بعد از رد صلاحیت رفسنجانی و مشایی، در بین آن 8 نفر، سه تن«حداد عادل، قالیباف، ولایتی» «ائتلاف برای پیشرفت» تشکیل داده اند و بنا بر قول قرار قبلی که باهم داشتند باید یکی از بین اینان، کاندیدای این گروه باشد و دو نفر دیگر به نفع او خود را کنار بکشند. با توجه به این که بعد از ثبت نام رفسنجانی و مشایی در آخرین ساعات مهلت مانده برای ثبت نام، قالیباف با اشاره به آن گفت که «اتئلاف دیگر صورت مساله یی پاک شده است»، می توان گفت که کاندیدای این ائتلاف باید او باشد و الا ممکن است بازهم زیر قول قرار قبلی بزند. همچنین اخباری مبنی بر نق و نوق از طرف حداد عادل با برجسته تر شدن نقش قالیباف شنیده می شود. از طرف دیگر از این سه نفر حداد عادل بکلی ول معطل است. او سابقه کار در دولت و کار اجرایی ندارد. بجز نمایندگی مجلس، مشاغل او در نهادهایی مثل فرهنگستان  و تدریس در دانشگاه ها بوده است. علاوه بر آن با پایینیها هم چندان در ارتباط نبوده است. ولایتی مورد اعتماد رهبر و مشاور او در امور بین المللی است.جناب ایشان 16 سال(از سال 60) وزیر خارجه این رژیم تروریستی بوده است که 8 سال آن بعد از جنگ و در ریاست جمهوری رفسنجانی گذشته است. اما با این حال این اسلامگرای مرتجع که «رئیس دیپلماسی» نظام بود، بعد از جنگ هیچ اقدامی برای گرفتن خسارت جنگ از «رژیم متجاوز بعثی و صدام یزید کافر» بر اساس قطعنامه 598 سازمان ملل نکرد. این مسأله را حتی چند سال پیش، محمد جواد لاریجانی در جدلی که با او داشت، به سرش کوبید.

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2007/07/blog-post_24.html

 این در حالی است که بعد از پایان اشغال کویت، عراقی ها ملزم به پرداخت غرامت جنگی به کویت شدند. بنابر این در سمت وزیر خارجه کارنامه درخشانی ندارد که برای او وجهه ای بین پایینی ها کسب کرده باشد. با این سابقه و این که او از متهمان طرح ریزی ترور و کشتار در رستوران میکنوس است و تحت پیگرد بین المللی است، هم شانس او در داخل، نزد بخشی از واجدان شرایط رای که -همچنان نظام گله و چوپانی امت هستند-، پایین می آید و هم در روابط بین المللی حتما اثر منفی خود را خواهد داشت. با این ملاحظات قالیباف مناسب ترین کاندیدا از کل جناح اصولگرایان است و بهترین شانس برای کسب آرای شرکت کنندگان در انتخابات را دارد. از دیگر کاندیدها با کنار رفتن لنکرانی کاندیدای اصلح مورد تایید آیت الله تمساح(مصباح یزدی) اکنون سعید جلیلی کاندیدای جبهه پایداری است. جلیلی مذاکره کننده رژیم در مورد مساله اتمی با 1+5 است، ولی بخش اعظم تجربه شغلی او در پست هایی تا سطح معاونت، در وزارت خارجه گذشته است مدتی هم در دفتر خامنه ای بوده و آخرین سمت او دبیری شورای امنیت ملی است. این مشاغل، مشاغلی نبوده است که او را در ارتباط مستقیم با مسائل جامعه و مشکلات مردم و ارتباط با مردم قرار بدهد. چون صرف نظر از این که هدف رژیم کشاند مردم به پای صندوق های رای و بهره برداری از آن به عنوان «حماسه سیاسی» است، که مقوله دیگری است و در این انتخابات دیگر داستان سال 88 تکرار نخواهد شد، اما به هر حال باید آرایی برای کاندیدا ها وجود داشته باشد تا رژیم بتواند رقمهایی با هر دستکاری و اضافه کردنی ارائه کند. ازاین نظر، جلیلی نه در موضوعی که الان در آن مشغول بکار است و نه در سوابق خود چیزی برای ارائه ندارد، جز سابقه بسیجی بودند و زخمی شدن از ناحیه پا در جنگ. این سابقه می تواند رای بسیج را به سمت او روانه کند و اگر نظر خامنه ای و سپاه، حمایت از او باشد، این کار را می کنند که البته به مقایسه با تعداد واجدان شرایط رای، چشمگیر نیست و به تنهایی نمی تواند برای برنده شدن کافی باشد، اما اگر این امتیازی برای او باشد، بالاتر از آن را محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه و قالیباف «رزمنده دوران دفاع مقدس» و چماقدار و «چوب زن» در برابر شرکت کنندگان در تظاهرات و «کف خیابان» و فرمانده پیشین نیروی هوایی سپاه و شهردار کنونی دارند اگر چه در جنگ زخمی نشده اند. محسن رضایی کاندیدای دیگر، که در دوره قبل هم کاندیدای ریاست جمهوری بود، اعلام تصمیم برای شرکت در انتخابات را زمانی اعلام کرد که در سفر و گمانم در کرمانشاه بود که گفت:«قرآن به من اجازه شرکت در انتخابات را داد» معنی این حرف این بود که او استخاره کرده و نتیجه خوب آمده است. از این بابت می شود گفت که کسانی که وقتی مریض می شوند، به جای رفتن به دکتر ترجیح می دهند پیش دعا نویس بروند، حتما آرای خود را به اسم این «دکتر اقتصاد»به صندوق خواهند ریخت! از این که بگذریم مساله پسر بزرگش که در دبی خود کشی کرد(یا به قتل رسید) و گذرنامه آمریکایی به اسم تام جی رابینسون داشت، امتیازی منفی برای اوست. دیگر این که مساله نوشتن نامه به خمینی در سال 67 در مورد ممکن نبودن ادامه جنگ بدون تهیه تجهیزات نظامی (توپ و تانک و هواپیما) و نیازهایی که لیست بلند آن را  به خمینی داده بود، و گویا خمینی گفته بود فراهم کردن اینها کار ابر قدرت است، نامه ای که در جدالهای بین باندها و جناحهای رقیب رژیم، بعضی نوشتن آن را سبب پذیرفتن آتش بس و نوشیدن جام زهر از سوی خمینی دانسته اند، نمره منفی در کارنامه او در نزد بخشی از پیروان خمینی است. روحانی و عارف را میتوان دو کاندیدا در برابر کاندیدای اصولگرایان دانست. آخوند روحانی هم تجربه کار اجرایی و مسئولیت در دولت که به مدیریت حل مسائل جامعه و مردم مربوط باشد، ندارد. او چند دوره نماینده مجلس بوده و عضومجلس خبرگان و عضو مجمع تشخیص مصلحت و رئیس مرکز مطالعات استراتژیک رژیم و دبیر شورای امنیت ملی بوده و عضو جامعه روحانیت مبارز است. او در مقام دبیر شورای امنیت ملی در دوره ریاست جمهوری خاتمی، رئیس تیم مذاکره کننده سر مساله اتمی رژیم با غرب بود و وقتی دوره خاتمی تمام شد و احمدی نژاد آمد و لاریجانی را به جای او گماشت، لاریجانی حاصل مذاکرات روحانی و دولت خاتمی را در این زمینه در آن جمله ای خلاصه کرد که در واقع تحقیر شدید او خاتمی بود. او گفت «مروارید دادیم، آب نبات گرفتیم». اگر چه روحانی کتابی در مورد «امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای» نوشته که به چاپ دوم رسید، ولی این امر، در «مناسک» یا «نمایش» انتخابات، برای او نمی تواند دستاورد چشمگیری داشته باشد.

عارف 61 سال دارد و از یاران خاتمی و عضو بنیاد باران است و دارای دکترای برق و مخابرات است و وزیر پست وتلگراف و رئیس دانشگاه تهران و معاون اول رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت در دوران ریاست جمهوری خاتمی بوده است. در صورت تصمیم جناح خاتمی و «اصلاح طلبان» درون حاکمیت به ندیده گرفتن «ستم و تحقیری» که به رفسنجانی روا شد و شرکت در انتخابات و حمایت از عارف به عنوان کاندیدای خودشان(چه بسا او به عنوان کاندیدای ذخیره وارد انتخابات شده باشد)، احتمال دارد دو رقیب اصلی انتخابات رژیم، عارف و قالیباف باشند و در غیر این صورت رقابت بین قالیباف و جلیلی خواهد بود. قالیباف که در صحبت با دانشجویان بسیجی به سابقه چماق کشی علیه هواداران مجاهدین در دسته چماقداران سازماندهی شده توسط بهشتی اشاره کرد و به این سابقه افتخار می کرد در همان سخنان می گفت که نباید جلوتر یا عقب تر از رهبر حرکت کرد بلکه باید پشت سر رهبر بود و حرفهای دیگری در نشان دادن مریدی و اطاعتش از ولی فقیه با انتقاد از رفسنجانی زده است. بی تردید او هم مثل ولایتی و جلیلی و حداد عادل مورد اعتماد خامنه ای است. او معتقد است مشکلات از اقتصاد نیست، بلکه مشکلات از مدیریت است و از این بابت با به رخ کشیدن کارنامه خودش در شهرداری و قبلا به عنوان فرمانده نیروی انتظامی، مدعی است که مدیر موفقی بوده است و توانایی انجام کارهای بزرگ را دارد. به تازگی او در خرمشهر در سخنانی در تجمعی به این که در اداره شهر 12 میلیونی تهران به  هر وعده یی که به مردم داده است عمل کرده و قبلا هم در فرماندهی نیروی انتظامی رژیم به هر وعده ای که داده بود عمل کرد، اشاره کرده است و این امتیاز خود و کارنامه خود را به دواری مخاطبان گذاشته است. از طرف دیگر او اگر تنها کس نباشد نمونه چندانی هم در بین کارگزاران رژیم ولایت فقیه مثل او نیست که با وجهه مثبتی در جوامع بین المللی شناخته شده باشد. او در سال 2008 به عنوان یکی از شهرداران موفق جهان انتخاب شده و در بین 11 نفر از شهرداران برگزیده، او هشتمین نفر بود(به چگونگی این انتخاب کاری نداریم). قالیباف به خاطر ساختن مسجد و واگذاری زمین برای این کار می تواند حمایت بخشی از«اصولگرایان» را بسوی خود جلب کند. به نظر می رسد که او در مجموع بیشترین ویژگی به عنوان کاندیدای مطلوب خامنه ای را دارد. من نمی دانم چه دلیل یا امتیازی در ولایتی یا جلیلی ممکن است سبب شود که خامنه ای آنها را به قالیباف ترجیح بدهد. مسائل سیاست خارجی را به هر حال می توان به عهده یکی از کارگزاران با تجربه در این زمینه بگذارد که لازم نیست حتما چهره یی با توانایی شناخته شد در انجام کارهای مربوط با مسائل اجرایی داخل کشور باشد، و در بین خارجی ها هم شناخته شدگی مثبتی دشته باشد. او در زمینه سیاست خارجی می تواند کسانی مثل خرازی یا متکی را دارای تجربه در این زمینه هستند به رئیس جمهور توصیه کند. اما بعد از احمدی نژاد و با آن دردسر آفرینهای ابلهانه اش با نفی «هولوکاست» که قالیباف چندی پیش آن را مورد انتقاد قرار داد، رئیس جمهوری با کارنامه یی که نزد خارجی ها پوئن و امتیاز مثبتی داشته باشد، می تواند در محاسبات خامنه ای مورد نظر قرار بگیرد. به هر حال اگر چه صادق زیبا کلام استاد دانشگاه حامی رژیم، در اظهار نظری  بعد از رد صلاحیت رفسنجانی گفته است که بین ولایتی یا سعید جلیلی یکی رئیس جمهور خواهد شد، لیکن نگارنده به این که معتقدم پایینی ها در تضادهای بین باندهای رژیم، عاملی هستند که نقش دارند، و بخشی از پائینی هایی  که در تحریم انتخابات شرکت نمی کنند، به کسی رای می دهند که احتمال می دهند، می تواند قدمی در کاهش فشارهای موجود بردارد، فکر می کنم که کسانی که به این خاطر به رفسنجانی می خواستند رای بدهند که،او را دارای چنان وزن و موقعیتی می دیدند که می تواند اندکی خامنه ای را مهار کند، با شناختی که از عملکرد «اصلاح طلبان» به ویژه آخوند خاتمی «خطر گریز» دارند و نیز به خاطر این که عارف را در حدی نمی بینند که جرأت عرض اندام در برابر «حضرت آقا» را داشته باشد، ترجیح خواهند داد که به قالیباف رای بدهند که در مقام شهردار تهران، کارهایی در سبک کردن مشکلات موجود در شهر انجام داده است. این که او در زمینه رفع مسائل اقتصادی و بیکاری و حل مسائل سیاست خارجی چکار خواهد کرد، مسائل بعد از انتخابات است که سایر کاندیدا ها هم در این زمینه ها امتیازی نسبت به او ندارند. در ضمن این هم جالب توجه بود که یکی از رد صلاحیت شدگان، آخوند فلاحیان جنایتکار بود که هم اکنون عضو مجلس خبرگان رژیم است و در انتخابات دوره 8 ریاست جمهوری رژیم، صلاحیت او تایید شده بود. معلوم نیست چرا کسی قبلا صلاحیتش برای کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شدن تایید شده و در حال حاضر عضو مجلس خبرگان است، صلاحیتش مورد تایید شورای نگهبان قرار نگرفته است.  

* متن کامل نامه سرگشاده رفسنجانی به خامنه ای در لینک زیر:

http://alef.ir/vdcaweny.49n0015kk4.html?47370

شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲ - ۲۵ مه ۲۰۱۳

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن