میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
ایرج شكری

میرحسین موسوی بعد از 20 سال کنار کشیدن از سیاست و پرداختن به نقاشی در این نمایش انتخابات رژیم ولایت فقیه وارد بازی شده است و رنگ سبر و شال سبز هم معرف کمپ و ارودی اوست. او وقتی در یکی از جلسات سخنرانیش در مورد این همه سال سکوت مورد سوال واقع شد، گفت که هیچ وقت ایران را تا این اندازه در خطر نمی دیده و برای همین وارد معرکه انتخابات شده است. دوازده سال پیش که خط امامیها به او آویزان شده بودند که خودش را کاندیدا کند نپذیرفت، بعد از آن بود که خط امامیها سراغ خاتمی رفتند. اما وارد شدن میرحسین به صحنه انتخابات ریاست جمهوری، حالا در واقع بیشتر با محاسبه قدم گذاشتن در راهی که کوبیده شده صورت گرفته است. او در آن زمان جرأت و حال وارد جدل شدن با جناج هار را نداشت. اگر چه در صورت وارد شدن به صحنه انتخابات، به احتمال قوی او هم به راحتی بر ناطق نوری پیروز می شد، اما نه بشکل پیروزی خاتمی و به ویژه، نه به شکلی که خاتمی توانست از آن پیروزی در جهت منافع نظام منحوس اسلامی بهره برداری کند. مهمترین کار خاتمی از«حماسه 2 خرداد»، بهره برداری در جهت تشنج زدایی در روابط خارجی رژیم و ارائه چهره یی از «اسلام» طالب «گفتگوی تمدنها» بود. دایره دید و درک و دانش میرحسین مهندس از اوضاع و ضروریتهای زمان مادون این حرفها بود. به این دلیل روشن که او به لحاظ دانش سیاسی و حسابگری سیاسی ، به پای خاتمی نمی رسد و اصولا او یک «کارگزار» نظام است نه یک اندیشمند و نظریه پرداز نظام به مفهمومی  که به خاتمی و حجاریان تعلق می گیرد.البته حالا 12 سال از آن زمان گذشته است و او هم از تجربیات این 12 سال آموخته و از طرفی جامعه پویای ایران به رغم فشار سنگین سرکوب و اختناق رژیم، خود را به مراتب به نسبت 12 سال پیش بیشتر باز کرده و بخشی از فشارها را البته با پرداخت بها از سوی فعالان سیاسی و صنفی و قومی ختثی کرده است. این امر را در اعتراضات و پافشاری در مطالبات گروههای صنفی مختلف، و نیز در پافشاری در خواستهای اقوام مختلف ایرانی که به حقوق و هویت خود تاکید می کنند می شود دید. به گمان نگارنده همین دو عامل(کوبیده شدن راه و تشدید اعتراضات مردم) باعث شده که میرحسین که حدود بیست سال گویی زبانش را گربه خورده و صدایی از او در نیامده بود ( جز یک اظهار وجود در چندر سال پیش در التهاب تعطیلی مطبوعات؛ حالا از انزجاری که عملکرد احمدی نژاد و دارو دسته اش در بین اقشار مختلف به ویژه جوانان کشور به وجودآمده است به وجد آمده و جرأت شرکت در انتخابات را به خود داده است. در واقع انتخابات کنونی هم مثل انتخابات سال 76 فرصتی برای نه گفتن به جناج بشدت مرتجع و تمامیت خواه به وجود آورده که در 4 سال گذشته قوه اجرایی را در دست  داشت، و نه انتخابی مطلوب. اکنون میرحسین به میدان آمده است و برای حق مردم و یعنی آنچه او و سایر برادران مکتبی اش، دست در دست هم در این سال گذشته از مردم سلب کرده اند، علمداری کند و روضه بخواند. شعبده اینجاست که او در همان حال بر حفظ نظام ولایت فقیه متعهد و وفادار است و تردیدی هم نیست که اگر بنا باشد بین تحقق خواستهای پایمال شده مردم و حفظ رزیم منحوس اسلامی یکی را انتخاب کند، بدون تردید و تعلل حفظ رژیم را انتخاب خواهد کرد. مساله تبلیغات انتخاباتی سبب طرح سوالاتی و یاد آوریهای از گذشته میرحسین هم از سوی برخی رقبای داخلی و هم از سوی چهرهایی از اپوزیسیون در داخل و خارج کشور شد که در میان آنها اعتراض عبدالکریم سروش به میرحسین موسوی که چرا به جای تایید انقلاب فرهنگی بر نداشتن نقش و مسئولیتی در آن تاکید کره بود، همراه با یاد آوریهای نقش میرحسین در ستاد انقلاب فرهنگی و شورایعالی انقلاب فرهنگی و تنظیم مقرارات سانسور، خواندنی و آموزنده است. اما مواردی هم از عملکرد جناب نخست وزیر دهه سیاه 60 هست که تعداد کمی از ایرانیان شاید بدانند. موردی که خود من تصادفا از آن مطلع شدم در زمان خروج از کشور در نیمه اسفند سال 1362 بود. موقع بررسی گذرنامه و زدن مهر خروج یک خانم با سه تابچه جلوی من بودند. آن مادر یک دختر 6 ساله یک پسر 8-9 ساله و یک پسر دیگر که به نظر 12 -13 ساله میرسید، داشت. وقتی که آن خانم گذرنامه ها را به مامور (که لباس شخصی داشت) داد او بعد از نگاهی به اوراق گذرنامه ها به آن بچه 12- 13 ساله اشاره کرد و گفت:«این نمیتونه بره». آن خانم یکه خورد و منهم به اندازه او متعجب شدم که چرا از بین سه بچه این یکی نمیتواند از کشور خارج شود. در مقابل چرای آن خانم که با حیرت و نگرانی بیان شد، مامور گفت: بخش نامه نخست وزیری یه؛ پسران متولد سال 1348 [و قبل از آن] نمی توانند از کشور خارج شوند. آن خانم بیچاره که رنگش پریده بود در بحث با آن مامور که بابا چنین مساله یی نه موقع گرفتن گذرنامه مطرح بوده و نه موقع خرید بلیط چطور حالا ممنوع شده . جواب مامور این بود که یک هفته است که این بخشنامه صادر شده . چهره رنگ باخته و درهم آن زن مثل تصویر جنازه آن جوان کرد که سرنیزه را از وسط سرش کوبیده بودند و نوک آن از زیر گونه بیرون آمده بود و نیمی از چهره اش ورم کرده و کبود شده بود، از یادم نمی رود. میرحسین موسوی در طول دوران جنگ بارها با پوشیدن لباس بسیجی و بستن پیشانی بند بسیجی منقش به شعارهایی مثل یا حسین، یا ثارالله، در مراسم اعزام هزاران نوجوان دانش آموز بسیجی به جبهه ها و به کشتن دادن آنها در جبهه های جنگ و میدانهای مین حاظر شده و سخنرانی کرده بود. او برای این که چیزی از شمار کودک سربازان از تور مرگ نگریزد، بچه های چهارده ساله را هم ممنوع الخروج کرده بود.آیا تنها همین مسئولیت او امری در شما جنایت علیه بشریت نیست؟ از فرمایشات او در دوره آن جنگ عبث ابلهانه و ویرانگر این بود که « تا یک آجر به خانه یی سالم مانده باشد به حنگ ادامه خواهیم داد». از اقدامات ضد مردمی و کینه توزانه علیه روشنفکران و غیر خودیها در زمان دولت او که بازهم خیلیها حتما آن را نمی دانند این بود که بنا بر مقرارتی که همین سید اولاد پیغمبر وضع کرده بود، ارسال کتابهای منتشر شده قبل از سال 60 را به خارج به کلی ممنوع کرده بود، و برای کتابهای متشر شده بعد از سال 60 نیز تنها به ارزش 550 تومان کتاب در سال برای یک نفر سهمیه تعیین کرده بود. طبیعی است که این مبلع در آن زمان تنها قیمت دو سه کتاب بود و اگر کسی تعداد بیشتری کتاب می خواست به کسان وبستگان خود ارسال کند یا باید یکسال صبر می کرد با باید دنبال کس یگری با شناسنامه اش برای ارسال کتاب اقدام می کرد( در شناسنامه ها مهر می زدند). این اقدام ضد مردمی و ضد فرهنگی در وهله اول ایجاد محدویت برای بازار و فروش کتاب و از آن طریق تشدید فشار اقتصادی علیه ناشران و نویسندگان و مترجمان داخل کشور را دنبال می کرد و هدف دیگرش کساد کردن کار کتابفروشیهای ایرانی خارج کشور بود که به هرحال از مریدان خمینی نظر امثال میرحسین آنها «طاغوتی» و ضد انقلاب بودند.

در حالی که میرحسین موسوی 8 سال در دهه سیاه 60 رئیس دولت بود و سرکوب و سانسور و اختناق به شدت در همه جا گسترده  و بود، باز محمد خاتمی با وقاحت ادعا می کند که در زمان موسوی روزنامه یی تعطیل نشد و دانشجویی ستاره دار نشد. البته جناب ایشان در دوره دم نخست وزیری موسوی وزیر ارشاد اسلامی بود و بی جهت نیست که به دروغگویی متوسل می شود. در دوره میرحسین موسوی روز نامه یی غیر از روزنامه های تحت مالکیت حاکمیت اسلامی وجود نداشت که تعطیل هم بشود. کیهان و اطلاعات که مصادره شده و تحت کنترل حاکمیت قرار داشتند، روزنامه جمهوری اسلامی هم در آغاز به مدیریت و سردبیری خود موسوی منتشر می شد و روزنامه متعلق به حاکمیت بود روزنامه صبح آزادگان که تا مدتی جای روزنامه مصادره شده آیندگان منتشر می شد، گفته می شد که در اختیار کمیته هاست و کسانی چون بهزاد نبوی در مدیریت آن نقش داشتند، روزنامه یی دیگری در کار نبود که تعطیل هم بشود، اما در همان زمان ماهنامه هایی فرهنگی و ادبی چندی که از سوی روزنامه نگاران مستقل منتشر می شدند، با انتشار جند شماره توقیف و تعطیل شدند. از طرفی این روزنامه هایی هم که در سالهای اخیر بعد از چندی تعطیل شدند، همگی به «سابقین» خدمتگزاران وابسته به رژیم تعلق داشتند و به غیر خودیها اجازه انتشار رونامه داده نمی شد و نمی شود. وضع دانشگاه و دانشجویان هم بعد از انقلاب فرهنگی و تصفیه دانشگاهها و بعد از سی خرداد 60 روشن است که چگونه شد. هزاران دانشجو و دانش آموز به جرم هواداری از گروههای سیاسی به جوخه های اعدام سپرده شدند و بعد هم برای ثبت نام قبول شدگان کنکور تحقیقات محلی از سوی بسیج و مسجد محل بعمل می آمد تا کاملا شود طرف دارای گرایشی به گروهها سیاسی بوده یا رفتارش نشان دهند چیزی که نشانه به توجهی به مقررات و معیارهای تحمیلی رژیم بوده یا نه و این گزارش بود که سرنوشت قبول شده کنکور را رقم می زد. فضای پلیسی و ارعاب هم  با جاسوسی پرونده سازی انجمن های اسلامی برای دانشجویان در همه جا گسترده بود و خلاصه اوضاع بسیار وخیم تر از ستاره دار شدن و نشدن بود. اخیرا در افشاگریهای جناحهای رقیب، یکی در واکنش به همین اظهارات خاتمی به او یاد آوری کرده است که خود وی جزو گروهی از نمایندگان مجلس بود که با انتشار نامه یی در روزنامه کیهان در فرودین سال 60 تعطیلی یکباره حدود 40 نشریه را مورد تایید قرار دادند که روزنامه میزان متعلق به نهضت آزادی هم در شمار آنها بود.*  از اقدامات سرکوبگرانه دیگر میرحسین که به نظر می رسد به خاطر جنایات عظیم دهه 60 در کشتار دگر اندیشان و فاجعه ملی کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 67، چندان در خاطر ها نیست سرکوبی پزشکان کشور در سال 65 بود که به لایجه یی در مورد سازمان نظام پرشکی کشور که دولت میرحسین به مجلس برده بود و این سازمان را از یک سازمان تخصصی- صنفی انتخابی به یک سازمان انتصابی تحت کنترل و زائده یی متصل به دولت تبدیل می کرد، اعتراض داشتند. در آن زمان پرشکان کشور در اعتراض به این لایحه  روز 23 تیر ماه دست از کار کشیدند. واکنش میرحسین همراه با دست اندرکاران خط امامی در دستگاه قضایی مثل موسوی خوئینها تهدید و بعد سرکوبی و دستگیری و محکوم کردن به تبعید پزشکان بود. در آن زمان بیش از 400 تن از پزشکان کشور فقط به خاطر زیانبار بودن و غیر قابل قبول بودن تبدیل سازمان نظام پزشکی به یک زائده دستگاه دولت دستگیر شدند. منافی که بعد از  دستگیری پزشکان معترض  انحلال سازمان نظام پزشکی ایران، از سوی میرحسین موسوی به ریاست سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی گمارده شده بود در 26 شهریور اعلام کرد که دکتر محمد علی حفیظی رئیس برکنار شده سازمان نظام پزشکی ایران به 18 ماه تبعید در کرمان محکوم شده و 4 تن دیگر از پزشکان عضو آن سازمان نیز به مدت 12 تا 18 ماه تبعید در شهرهای دیکر محکوم شده اند. جناب میرحسین نخست وزیر «انقلابی مسلمان» در آن زمان در حکم انتصاب معافی به ریاست نظام پزشکی رژیم، به او تاکید کرد که :«توجه دارید که برخورد جنابعالی به عنوان نماینده دولت و در این سمت با معدود افراد سود جو و ضد انقلاب که شرف اجتماعی و حرفه یی و نام و لباس مقدس پزشکی را در شرایط اوج ایثار و ایستادگی  ملت بزرگ در مقابل استکبار به ارزشها و امتیازات آمریکایی فروخته اند، قاطع و انقلابی خواهد بود». اکبر محتشمی که حالا او هم به جرگه « اصلاح طلبان» پیوسته است در آن زمان وزیر کشور بود و مجری سرکوبی پزشکان. وی نیز در اطلاعیه یی که در فردای اعتصاب پزشکان در روزنامه جمهوری 24 تیر هم به چاپ رسید، به پزشکان معترض برچسب «عوامل نفوذی استکبار جهانی» را چسباند و آنان را متهم کرد که  تحت عنوان نظام پرشکی  دست به تحرکاتی زداه اند که  در پیروزی قریب الوقوع رزمندگان اسلام بر صدام سنگ اندازی و « برای امپریالیسم جهانی زمینه سازی می کنند..».

در آن اوائل به قدرت تکیه زدن خمینی که هنوز سردار سرتیپ دکتر الله کرم ها و حاجی بخشی ها در دستگاه چماقدار و دژخیم آفرین روح الله الموسوی الخمینی ساخته و پرداخته نشده بودند، چند نام به عنوان «فالانژ» و چهره ها تبلیغاتی نظام منحوس اسلامی بسیار معروف بودند، بعد از صادق قطب زاده که در آن روزها به اندازه پاسدار شریعتمداری در این سالها در نزد مردم آزادیخواه و نیروهای ترقیخواه ایران منفور بود، آخوند هادی غفاری سر شناس ترین سر دسته فالانژها بود و یک زن بیسواد نگونبخت به اسم زهرا خانم که به ویژه در حمله و آزار دختران هوادار گروههای سیاسی بکار گرفته می شد شهرتی به هم زده بود. این شخصیت برجسته مکتب خمینی چنان نقشی در حمله به دانشجویان هوادار گروههای سیاسی که مشغول فروختن نشریه یا بحثهای خیابانی در آن روزها داشت که تهمینه میلانی هم در فیلم  نیمه پنهان اشاره به آن را از قلم نیانداخته است. در آن روزها «زهرا خانم» سرشناس دیگری هم بود. البته او هم فالانژ و مبلغ و تایید کننده چارچوبها و مقرارت ارتجاعی تحمیلی اسلام حاکم به زنان ایران بود. این زهرا خانم اما تحصیلات دانشگاهی داشت. امکانات فراوان در اختیارش کذاشته شده بود تا از آخودیسم و ارتجاع تجلیل و به زنان آزاده و مبارز ایران اهانت کند. از جمله امکاناتی که در اختیار او قرار گرفت، امکانات مجله زن روز بود که این زن فرصت طلب مرتجع با استفاده از آن «راه زینب» را منتشر می کرد. علاوه بر این اسم مدرسه عالی دختران را هم گذاشتند دانشگاه الزهرا و سپردند به دست «پرکفایت» ایشان تا زینب و زهرا برای نظام تربیت کند. از فرمایشات انقلابی – اسلامی ایشان در آموزش به دختران، تحقیر فروغ فرحزاد و از او به عنوان«شاعره جسمانی» یاد کردن است. این «زهرا» خانم البته کسی جز عیال «برادر انقلابی مهندس میرحسین موسوی» نبود. در آن زمان این اسلامگرایان گنده دماغ متکبر از بکار بردن عنوان آقا در بین خودشان امتنا می کردند و همدیگر را برادر خطاب می کردند. زهرا رهنورد حال با چارقد گلدار در کنار آقای مربوطه ظاهر می شود و رویای دوران دیگری از روی صحنه بودن را دارد. اما تردید نیست که بیش از کسانی چون گوهرالشریعه دست غیب و مرضیه دباغ مورد انزجار و نفرت زنان آگاه و روشنفکر ایران است. در آن روزها میرحسین چندان شناخته شده نبود؛ عیالش بلند آوازه تر بود. اما میرحسین نقش ارتجاعی و ضد انقلابی مهمتری که گردانندگی روزنامه ننگین جمهوری اسلامی بود، به عهده داشت همان روزنامه که در واقع ارگان چماقداران و سازمان دهنده و تشجیع کننده عناصر درنده خوی حزب اللهی در یورش به نیروهای سیاسی بود و دائم خبر از کشف نشریات مستجهن و وسائل جلوگیری از حاملگی از دفاتر مورد یورش قرار گرفته گروهای سیاسی می داد. در این زمان میرحسین گرداننده آن روزنامه و عضو شورای مرکزی حزب منفور فاشیستی و ضد ایرانی جمهوری اسلامی بود.

آن چه امروز بر زبان میرحسین و شیخ کروبی از حقوق میلیتهای ایرانی و زنان و حقوق شهروندان جاری می شود، در واقع چیزی نیست جز آثار بالندگی و پیروزی جامعه پویا و متحول ایران بر ارتجاع اسلامی. حامعه یی که بر ریشه فرهنگ و تاریخی کهن استوار است که قالب پوسیده و تنگ افکار متعفنن و ایدئولوژی آخوندی به رغم کشتارهای ددمنشانه نتوانست هویت آن را مسخ و ملت ایران را به امت اسلامی تبدیل کند. آن چه امروز سبب شده است امثال خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی در برابر مردم ایران و فرهنک و تاریخ ایران سر تعظیم فرود بیاورند چیزی نیست جز شکست مکتبی و سیاسی در «اسلامی کردن» ایران و مرید و مقلد ساختن مردم ایران. ایرانی که اکثریت مردم آن قبل از پیدا شدن سرو کله این جنایتکاران، مسلمان و بقیه خداپرستانی از پیروان سایر ادیان و مذاهب بودند و در همان حال جشنها و رقصها و موسیقی خودشان را داشتند. هرکس بنا بر گرایش و بینش خودش مسلمان یا خداپرست بود حالا یا نماز می خواند یا نمی خواند. مردمی که تاریخ خودشان وبزرگان فرهنگی وقهرمانان تاریخی خودشان را داشتند که نه ازمکه و مدینه و نه از کربلا و شام نیامده بودند، از تبریز و خراسان و تهران و کرمان و سیستان برخاسته بودند. این رژبم منحوس اسم رودکی را بر تالا رودکی تحمل نکرد و خیابان پهلوی را که مردم به نام مصدق نامگذاری کرده بودند نیز تحمل نکرد و آن را به ولیعصر تغییر داد. آخوندهای گنده دماغ خود بزرگ بین در اقدام احمقانه یی اسامی مکانهای تاریخی را هم به اسم خمینی تغییر دادند، مثل میدان نقش جهان و مسجد شاه اصفهان را.

آن چه اکنون در صحنه انتخابات در جامعه ایران مشهود است، گرایش گسترده به « نه گفتن» به حاج محمود احمدی نژاد کاندیدای جناح هار موسم به اصوالگرا است. این پاسدار اَزگل با رفتار و ادعاهای احمقانه اش در سیاست خارجی و تشدید دست اندازی به حقوق شهروندان و تشدید سانسور توسط وزارت ارشاد اسلامی که گروهی از عناصر بیسواد و بشدت مرتجع تحت تصدی صفار هرندی قاطر چی و دستیار سابق حسین شریعتمداری اداره می شود انزجار شدیدی نسبت به خود به ویژه نزد نسل جوان و انشجویان بر انگیحته است. او با جمع کردن تملق گویانی دور خود که به طور حرفه یی برای او ویژنامه مدح ستایش منتشر می کردند، تنی چند از یاران سابق خودش را هم به واکنش واداشت. پاسدار محمد باقر ذوالقدر سالها مقام رده بالای فرماندهی سپاه پاسداران بود و با پیروزی احمدی نژاد تلی گردو با دمش شکست که این پیروزی طی اجرای یک طرح کار شده چند لایجه به دست آمده، از او سرخورده شد و بعد از کنار کشیدن، در یادداشتی با تیتر«...و این است فتح الفتوح»** که در یازده دیماه 86 در چند سایت رژیم انتشار یافت، با تجلیل از پاسداری به نام «سردار حاج احمد کاظمی» به مناسبت دومین سالگرد مرگ وی که در سانحه سقوط هواپیما کشته شده بود وبه روایت ذوالقدر در جنگ قهرمانیها کرده و شگفتی آفریده بود، به طور غیر مستقیم به دهن احمدی نژاد و تملق گویان حرفه ای مستقر در دفترش کوبید که نحوه حضور احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا در نیویورک و واکنش او را به حمله ها و انتقادها، فتج الفتوح نامیده بودند. 

همان گونه که اشاره شد، به نظر می رسد که شرکت در انتخابات با هدف نه گفتن  به احمدی نژاد، گرایشی قوی در جامعه است و در این میان میرحسین موسوی که محمد خاتمی تبلیغاتچی او شده است کاندیدای نگران کننده برای جناح هار است. این نگرانی را هم از واکنشهایی که از سوی چهره های جناج هار نظیر مرتضی نبوی وزیر پست و تلگراف کابنیه دوم او و کسانی چون حبیب الله عسگر اولادی در به نقد کشیدن عملکرد او در دوران نخست وزیریش می توان دید و هم ضد تبلیغات ناشیانه یی علیه او که به نفع میرحسین تمام شد. این ضد تبلیغ تکذیب دیدار میرحسین موسوی با بعضی مراجع یا اعلام نظر منفی ازسوی آنان نسبت به میرحسین توسط خبرگزاری رژیم و تلویزیون رژیم بود که آنان به نوبه خود ضمن تکذیب خبرکذب خبرگزاری و تلویزیون رژیم این اقدام را تقبیح کردند. مرتضی نبوی هم حمله هایش به میرحسین به شکل احمقانه یی است که به اعتقاد من نمی تواند تاثیر منفی برای میرحسین موسوی داشته باشد. مثلا این که میرحسین معاون وزیرش را هم خودش انتخاب می کرد چه ربطی به مسائل مردم و چه اهمیتی برای مردم می تواند داشته باشد. از طرفی امثال مرتضی نبودی جز این قبیل حرفها حرف دیگری هم ندارند بزنند. چون در جنایت علیه مردم و پاما کردن حقوق آنان همه با هم همرای و پشت سر «امام خمینی ایستاده بودند».  از طرفی گفته می شود که رفسنجانی هم زمان را برای تلافی جویی از جناح اصولگرا که در انتخابات دوره قبل ریاست جمهوری علیه او و برای «تخریب» او سی دی تبلیغات تهیه کرده بودند و او حواله شان کرده بود به خدا، مناسب دیده و امکاناتش را در حمایت از موسوی بکار گرفته است. عامل تازه یی که در این دهمین دروه انتخابات ریاست جمهوری رژیم وارد شده است، مناظره تلویزیونی است که تنها بعد از یک نظر سنجی علمی و کارشناسی می توان تا حدوی به تاثیرات آن در افکار عمومی به نفع یا به زیان این یا آن کاندیدا پی برد. اما من فکر می کنم این انتخابات دو رقیب اصلی دارد یک میرحسین و دیگر حاج محمود. فرمانده سابق سپاه که «نخودی» این بازی است و بود و نبودش فرقی نمی کند و عددی نیست. از سوی دیکر برداشت من از اوضاع کنونی این است که در مناظره حاج محمود با آن دو کاندیدای دیگر، هم از بردش که تضعیف رقیب است و هم از خوردنش از طرف مقابل یک «پورسانتاژ» ی به طور خود کار به نفع موسوی در این بازی به سوی او سرا زیر خواهد شد، در مجموع به گمان من اگر نتیجه این نمایش انتخاباتی، نتیجه یی کم و بیش شبیه بار دوم کاندیدا شدن خاتمی داشته باشد و میرحسین موسوی در همان دوراول رای گیری، رقبا را پشت سر بگذارد، هیچ تعجبی ندارد و این امر محتمل است. البته در صورت وقوع چینین رویدادی، جناح اصلاح طلب طبعا بهره برداریهای خودش را خواهد کرد که «این منم طاووس علیین شده» اما حقیقت روشن تر از آن است که بشود آن را در ابهام فرو برد و واقعیتهای جامعه ایران کوبنده تر از آن است که بشود آن را در هیاهوی محو کرد. حقیفت چیست؟ ایا مردم به حمایت رژیم برخاسته اند، یا این رژیم است که از آن ادعاهای دادن درس مسلمانی و آنها را در قالبهای ایدئولوژی گندیده خود محصور کردن و به نیازهای آنها بی اعتنایی کردن و اقتصاد را مال خر دانستن کوتاه آمده است؟ آبا این مردمند که دست از هویت ملی و تاریخی خود برداشته اند یا کارگزاران و گردانندگان این رژیم منحوس که همه پرونده سنگین و ننگینی از سالهای سیاه دهه 60 دارند، حالا چاره حفط نظام از خطر انفحار خشم خلق را گزیدن تاکتیک «گرگ در پوستین شبان» یافته اند که البته ناچارند ما به ازای این تاکتیک، بهای استراتژیک سر فرود آوردن در برایر هویت ایرانی را بپردازند و از آن عرشی که در اول انقلاب سیر می کردند پایین بیاییند و خود را همدل مردم و همرنگ جامعه ایران نشان بدهند. یک عامل که به عنوان شاخصی بیانگر این واقعیت، تعییر رویکرد عوامل رژیم به مساله روشنفکر و روشنفکری است. روشنفکر و روشنفکری به طور اعم در نزد مردم مفهمومی با بار مثب بوده و هست. اما دست اندر کاران این رژیم منحوس از آغاز سر ستیز با روشنفکران و تخطئه آنها را داشتند. بیست سال پیش روزنامه جمهوری اسلامی در چند عنوان مقاله دنباله دار برای تخطئه روشنفکران ایران از زمان مشروطه تا کنون تلاش می کرد و محمد خاتمی هم در کتاب از شهر دنیا تا دنیای شهر مثل هر آخوند متکبری از جناب مردم به داوری در مورد روشنفکران کشور که یک پسوند بی دین هم به آن اضافه کرده پرداخته است وعیله روشنفکران حکم صادر کرده و ازجمله گفته است:« جامعه ما دینی است و طبیعی است که بی دینان مدعی روشنفکری در این جامعه پایگاه و در دل مردم جایگاهی نداشته باشند و نداشته اند... روشنفکر بی دین بخواهد یا نخواهد و بداند یا نداند آب به آسیاب دشمن می ریزد، دشمنی که مخالف استقلال  ما است و با فرهنگ اصیل و دیانت و آزادگی این ملت سر ستیز دارد»( از بیم موج ص 199و200). اما حالا جبهه گیری ضد روشنفکری فتیله اش نه تنها کلا پایین کشیده شده بلکه از سوی عناصری از جبهه موسوم به اصلاح طلب به طور مثبت با آن برخورد می شود و حتی در یکی از ویدئوهای تبلیغاتی میرحسین موسوی که در یوتیوب قرار دارد نظر مردی را گنجانده اند که می گوید به میرحسین موسوی را می دهد چون او«روشنفکر است» اما روشن است که تا رژیم ولایت فقیه برقرار است، از عقب نشینی های این یا آن جناج رژیم چیز زیادی گیر مردم نخواهد آمد و پرداخت مطالبات مردم «قطره چکانی» خواهد بود و از سوی دیگر آنچه را که مردم از این طریق بدست می آورند، دستگاه ولایت فقیه با قوه قضاییه و سپاه پاسداران و بند 209 اوین می تواند از چنگ آنان خارج کند. نکته یی که میماند این است که نقش اوپوزیسیون در این میان چه باید باشد. من همچنان معتقدم اوپوزیسیون ترقیخواه که نه بلندگویی در داخل و نه حضور علنی در داخل دارد، باید همواره سیاست تحریم انتخابات و پافشاری بر حداکثر مطالبات و باز پس گرفتن هر آنچه را که در انقلاب سال 57 خمینی و آخوندها ملاخور کردند، دنبال کند. این تناقضی با گرایش موجود در جامعه برای شرکت در انتخابات با هدف نه احمدی نژاد ندارد. مردم در شرایط موجود خودشان بهتر می توانند تشخیص بدهند که به کاندیدای چه جریان و گروهی رای بدهند تا به اگر در انتخابات برنده شد، بتواند به عنوان ضربه گیر در برابر جناح هار برای آنان عمل کند و اندکی فضای تنفسی برای آنها به وجود بیاورد. نتیجه انتخابات به نفع این یا آن جناح مطلقا در بر دارنده تفاوت 180 درجه یی به نفع یا ضرر مردم نیست اگر چه به هرحال تفاوت هایی ممکن است مثلا در زمینه کاهش سانسور فیلم و کتاب از سوی جناح موسوم به اصلاح طلب دیده شود. به هر حال چهار سال بعد از هر انتخاباتی جناح بازنده برای تشویق و جلب مردم برای پیروزی به جناح رقیب چاره یی جز مطرح کردن مطالبات بیشری که مردم خواهان آن هستند ندارند. اما وارد شدن اوپوزیسیون خارج کشور به بازی انتخابات به نفع این یا آن جناح هزینه کردن اعتبار خویش برای هیچ است. چرا که پیامهای آنان را گروه معدودی( به نسبت جمعیت رای دهنده) از طریق ایترنت یا به طور دهان به دهان دریافت می کنند و از سوی دیگر این دریافت کنند بیشتر کسانی هستند که به بخش آگاه و نخبگان تعلق دارند. طرفدارای از این یا آن جناح رژیم با هر توجهیی که باشد به گمان من برای بخش آگاه که خود می تواند در ملاء خود تاثیر گذار باشد در بر دارنده پیام مثبت و انگیزاننده یی نیست. اگر اوپوزیسیون خارج کشور به طور مثال حمایت از میرحسین را حتی با منطق نه به احمدی نژاد، سیاست و موضع خود قرار بدهد، پس افق بلند و روشن تر و خارج از این رژیم را در کجا باید جستجو کرد. به خاطر همین تا قانون اساسی ولایت فقیه برقرار است، من سیاست تحریم را سیاست درستی می دانم. در پایان این مطلب دوشعر ضمیه است که یکی شعری است به عنوان «سنگ صبور» که شاعر آن را به محمد خاتمی «تقدیم» کرده بود نشان دهنده امیدی بود که بسیاری به خاتمی بسته بودند اما با کارنامه یی که او در 8 ریاست جمهوریش دارد روشن است که امانت دار رای آنان نبود و شعر دیگر را که «اس اس لام عزیز» عنوان آن است، چندی پیش در اینترنت دیدم که طنز گونه یی است و خشم و نفرت ایرانیان را از این رژیم منعکس می کند و خواندنش خالی از لطف نیست.


 
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803090813  * 

** مقاله محمد باقر ذوالقدر

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=613587 


سه شنبه 5 اسفند 1376  اطلاعات(بین المللی)- صفحه 7  شعر معاصر ایران..

سنگ صبور      مرتضی امیری اسفندقه

با تو بگذار که بی فاصله صحبت بکنیم

از توان و تپش قافله صحبت بکنیم

همزبان! مساله این است که ما تنهائیم

با تو بگذار از این مسأله صحبت بکنیم

ما و یک سینه سخن- حوصله کن- سنگ صبور!

تا از این دل، دل بی حوصله صحبت بکنیم

گاه از آن دست بگوییم که تاول زده است

گاه از پای پر از آبله صحبت بکنیم

توشه ای بدرقهً را ه کن ای روح رحیل

جای آن است که از راحله صحبت بکنیم

گله داریم از این فاصله باخیل خواص

بار عامی بده از این گله صحبت بکنیم

£

بله گفتیم و هنوز آن بله در ما جاری است

نه نگو- گوش کن- از این بله صحبت بکنیم

با از راز نگهداری آن «آری» پاک

می توانیم در این مرحله صحبت بکنیم

£

بین ما باش و به ما جرأت فریاد ببخش

تا ببینیم تو را و یله صحبت بکنیم

ما نه چوپان دروغیم، بیا تا با تو

راست از قصۀ گرگ و گله صحبت بکنیم

نه تو شاهی و نه ما شاعرک درباریم

مرگمان باد و مباد از صله صحبت بکنیم

نه مگر گفت خدا:« اقرب من حبل ورید»

با تو بگذار که بی فاصله صحبت بکنیم

 

 

اس اس لام عزیز» » 

یک مشت گدای عرب از راه رسیدند،

در میهن پر رونق ما خانه گزیدند،

با روزضه و با روزه، در این باغ پر از گل،

چون گاو دویدند و چریدند و خزیدند،

با چوب و چماق و قمه  و دشنه و چاقو

سر ها بشکستند و شکم ها بدریدند !

گفتند که این منطق «اسلام عزیز» است،

اینان که سیه کار تر از شمر و یزیدند،

بستند ز نفرت در دانشکده ها را،

استاد و مبارز همه در بند کشیدند،

آنگاه به صحن چمن دانش و فرهنگ،

هر جمعه ، چنان گلهً گوساله چریدند!

با چرک و شپش لشگر جرار گدایان،

از سامره و کوفه و بیروت رسیدند،

روزیکه جوانان وطن در صف پیکار،

لبخند زنان ذائقه ً مرک چشیدند،

امروز سرافراشته در عین وقاحت،

این مرده خوران مدعی خون شهیدند!

اینک همه با غارت این مردم بدبخت،

گویی شرف گشمده را باز خریدند،

با  زور و ریاکاری و دزدی و تقلب،

برقامت دین جامعهً تزویر بریدند،

موسیقی شان، شیون مرگ است و گدایی،

این کوردلان دشمن شادی و امیدند!

کوته نظران قاصد دوران توحش،

بر سقف جهان تار خرافات تنیدند،

جز مفت خوری، مرده خوری نوحه سرایی،

مردم هنر دیگری از شیخ ندیدند!

اکنون که سفیهان همه در مسند جاهند،

اکنون که فقیهان همه چرمنگ و پلیدند،

در میهن ما «منتطق اسلام» چماق است،

دزدان همگی پیرو این دین مبین اند،

هرچند که هرگز فقها، تخم ابوجهل،

زین شعبده ها خبر نبینند و ندیدند!

آیت الله کامیبز

پ-14 خرداد 1388- 4 ژوئن 2009

  http://iradj-shokri.blogspot.com

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن