سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
ایرج شكری

سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز

ابطال انتخابات دیگر باطل شد! باید شعار رفراندم را به میان مردم برد

پیامدهای نمایش انتخاباتی ریاست جمهوری دوره دهم، بی شک آثار ویرانگر برای نظام ولایت فقیه وآثار آینده ساز برای مبارزات مردم تحت سرکوب نظام پلید آخوندی در بر داشت. تاثیراتی که به نظر نگارنده این سطور، غیر قابل بازگشت و ترمیم است. این تاثیرات بر رژیم ضد ایرانی و مردم ستیز ولایت فقیه  را می توان به طور خلاصه اینطور خلاصه کرد:

  1-  شکسته شدن «قداست» ولی فقیه

ولی فقیه بنا بر قانون اساسی دست پخت مجلس خبرگان قانون اساسی در سال 58 و در بازنگری قانون اساسی کمی قبل از مرگ خمینی در سال 68، به عنوان جانشین امام زمان بر نقش و جایگاهش تاکید شده است. در اصل 5 قانون اساسی(اصلاح شده) که به این موضوع اختصاص دارد آماده است:« در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبّر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار می گردد». بنابراین، رهبر جانشین معصوم که نظرش بالاتر از هر قانون و حقی است و «فصل الخطاب» است، به رغم خط و نشان کشیدن هایش در نماز جمعه 29 خرداد و اعلام آمادگی برای مردن در راه اسلام با مخاطب دادن «آقا امام زمان، صاحب انقلاب و کشور»، در روز شنبه 30 خرداد تودهنی بسیار سنگینی هم از یاران دیروز«امام» و مقامات بلند پایه سابق نظام- کروبی و میرحسین موسوی و به طور ضمنی خاتمی خورد(چون او در مخالفتی با ایستاند در برابر ولی فقیه نکرد و پیامی و نصیحتی در اطاعت از رهبر منتشر نکرد)- و هم از مردم، همان«امتی» که در حد «صغار» در تئوری ولایت فقیه خمینی به شمار آمده اند و هم چنان در نظام ضد ایرانی و مردم کش ولایت فقیه امت شمرده می شوند. در مقابل سگان پاسدار ولایت خون گروهی از جوانان را در سی خرداد 88 به زمین ریختند تا آن دد عمامه سیاه جانشین معصوم، پوزه اش را در آن فرو برد، تا کمی از خشم جنون آمیزش نسبت به مردم شورشی، که در فضای خفقان، به امید اندکی هوای تازه و دریافت اندکی از حقوق پایمال شده شان به حمایت کاندیدایی برخاسته بودند که ولی فقیه نظر موافق به او نداشت، فرو بنشیند. اکنون با تایید نهایی صحت انتخابات توسط شورای نگهبان، اگر چه انتخابات باطل نشد، اما آنچه روی داد ضربه به مراتب سنگین تری از عقب نشینی کردن ولی فقیه و پذیرفتن ابطال انتخابات بود. چرا که اگر خامنه ای با توجه اعتراض هر سه رقیب احمدی نژاد به نتیجه انتخابات - که در این میان اعتراض موسوی و کروبی به نتیجه اعلام شده، همراه با اعلام نپذیرفتن آن بود-، به عنوان «مقام معظم رهبری» به تصمیم فردی یا با مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، ابطال انتخابات را اعلام می کرد، همین اندازه که امروز پیام کروبی و موسوی خاتمی، ادعانامه یی علیه عملکرد او و ارگانهای برگزیده و متصل اوست، همینها خطابه هایی در ستایش نقش رهبر به عنوان عمود خیمه نظام صادر می کردند. اما از این پس واقعا دیگر ستایش از او یا با احترامات فائقه از او یاد کردن کاری بشدت مهوع خواهد بود که هرکدام از این سه عنصر رژیم ولایت فقیه به آن مبادرت کند، اشمئزاز و انزجار شدیدی علیه خود ببار خواهند آورد.

  2- به پایان رسیدن دوران هم خدا، هم خرما

2-به پایان رسیدن دوران هم از آخور طویله اوژیاس که نظام جمهوری اسلامی نام دارد، و بر اساس احکام اسلام ناب محمدی و مدیریت روحانیت شیعه اداره می شود، خوردن و هم از کیسه مردم، با همسو نشان دادن خود در تحقق خواست آنان. دیگر نمی شود هم بر حفظ «ساختار نظام مقدس» جمهوری اسلامی پافشرد و حفظ اسلامیت نظام با جبّاری در رأس آن در مقام ولی امر مسلمین را اصل لایتغییر دانست، و هم مدعی شد که در همین نظام «میزان رآی مردم است» و مردم را با تظاهر به اعتقاد داشتن به «مردمسالاری» و تلاش برای تحقق آن پای صندوقهای رای کشاند و از این نمایش،هم پز برخورداری نظام از حمایت مردم را داد. از زمان برگزاری نمایش انتخابات سال 76 که کاندیدایی با حرفهای تازه در لزوم توجه به حقوق مورد تایید قرار گرفته ولی اجرا نشده مردم در قانون اساسی نظام ولایت فقیه به صحنه آمد، بخشی از مردم بدون توهمی در مورد ماهیت کاندیدا، برخی هم شاید با توهم و امیدی برای اندکی تغییر وضع، به پای صندوقهای رای رفتند، تا به کاندیدایی که تعارفاتی در مورد حقوق مردم کرده بود، پشتوانه یی در برابر جناح رقیب بدهند و در این میان خودشان در صورت روی کار آمدن کاندیدای مورد حمایتشان، ضربه گیری در برابر جناح هار رژیم داشته باشند. برنده انتخابات شدن محمد خاتمی در دفعه دوم کاندیدا شدنش، که باز هم یا نتیجه کوبنده یی بر 9 رقیب ریز ودرشتی که جناح هار موسوم به اصول لگرا در برابر او به صف کرده بود به امید این که لااقل انتخابات را به دور دوم بکشد(چیزی آخوند فلاحیان جنایت کار که یکی از کاندیدها بود آرزو می کرد)، چیزی جز نشان دهنده همین واقعیت نبود.یعنی بکار گرفتن روش بی درد سر رأی دادن، برای تقویت جناح مغلوب در برابر جناح هار و استفاده از آن به عنوان ضربه گیر و اندکی مهار شدن جناح هار. در آن زمان، در برآوردهای قبل از انتخابات که از سوی جناح رقیب بیشنر روی آن تبلیع می شد و خیلی هم غیر محتمل به نظر نمی رسید، خاتمی با کاهش آراء زیاد نسبت به دفعه اول رئیس جمهور شدنش نشان داده می شد. اما خاتمی با 77 درصد آراء برنده نمایش انتخابات شد و 9 رقیب او از جناح هار که توکلی و شمخانی هم در بین آنها بود کمتر از 25 درصد آراء را به دست آوردند.

اما در این تجربه بزرگ تظاهرات خودجوش و آرام مردم که بدون سازماندهی و در نهایت آرامش و نظم برگزار شد و توسط اراذل «لباس شخصی» پاسدار نظام ولایت به آشوب و به خون کشیده شد، لااقل متناسب با تعداد شرکت کنندگان در این راهپیمائیها و تظاهرات و تاثیرات انعکاس آن در داخل چه از طریق دیدن گزارشهای خبری تلویزیونهای فارسی زبان خارج کشور و چه از طریق تاثیر ارتباطات فردی و شفاهی و دهان به دهان بر مردم ایران، دیگر کاملا منطقی است که بخش وسیعی از مردم به یقین قاطع رسیده باشند که در چاچوب نظام جمهوری اسلامی که هیچ قاعده و قانونی محترم نیست و پرسابقه ترین خدمتگزاران این رژیم هم حقوقشان توسط ولی فقیه حتی با سناریو مفتضحانه زیر پا گذاشته می شود و امید بستن به «تغییر» خام خیالی و ساده لوحی است. جملاتی از آخرین پیام کروبی  و خاتمی به معیار بسیار خوبی برای ارزیابی فضای سیاسی و روانشناختی اجتماعی حاکم برجامعه، بعد از تایید نهایی نتیجه این «انتخابات » است. کروبی گفته است:« در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم». خاتمی هم در سخنانی در جمع خانواده های  گروهی از بازداشت شدگان گفته است:«  بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند، اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت».این یعنی پایان کارآیی وعده های سرخرمن برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای. یعنی پایان دوران هم حفظ قانون اساسی نظام ولایت فقیه را خواستن و در چارجوب عمل کردن و هم اعتماد مردم را، هم خدا را خواستن و هم خرما را، هم از آخور طویله اوژیاس که نظام جمهوری اسلامی نام دارد، خوردن ، هم از کیسه مردم. آن دوران به سر رسید.

3- میرحسین موسوی اکنون نقش باز دارنده پیش گرفته.

اگر چه میرحسین موسوی با امتناع از پذیرفتن نتیجه انتخابات مثبت عمل و این تنها امتثاز مثبت در کارنامه سیاه اوست، اما با توجه به پیامدهای اعتراضات مردم و خیزش مردم علیه جباریت ولی فقیه و شورای نگهبان، موضع و تاکید او بر حفظ قانون اساسی و در چارچوب آن به مردم وعده احقاق حقوقشان را دادن، نقش باز دارنده یی است که او پیش گرفته است. ایستادگی موسوی در برابر تقلب بزرگ انتخاباتی به نفع احمدی نژاد، برنامه ریزی شده با اذن و تایید ولی فقیه،عاملی برای تهیج و بسیج مردمی بود که از سرکوب تحقیر این رژیم منحوس به تنگ آمده اند و می خواستند فریادی بزنند و اعتراضی به پایمال شدن حقوق خود بکنند، اما این اعتراض که تجلی شکوهمندی بود از رفتار سیاسی دموکراتیک و ظرفیت این مردم تحت ستم و سرکوب برای حضور شایسته و متمدانانه در عرصه فعالیت سیاسی، با به خاک و خون کشیده شدن راه پیمایی و تظاهرات آرام آنان، که شهادت مظلومانه ندا آقا سلطان، در چشم جهانیان به سند زندهً بیداد و ددمنشی رژیم ولایت فقیه علیه مردم شد، اوضاع را به مسیری رانده است که دیگر ابطال انتخابات نمی تواند بستر مناسبی برای حرکت مردم و خواست مناسبی برای برانگیختن و به صحنه آوردن گسترده آنان باشد. اکنون خواست حداقلی برای کشاند مردم به صحنه مبارزه شعار برگزار رفراندوم برای تایید ولایت فقیه یا مخالفت با آن و برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان باید باشد. این خواست در جمله « رفراندم دوباره» در همین تظاهرات اعتراضی توسط مردم مطرح شده بود که در عکسی هم دیده می شود. رفراندومی که طبعا باید تحت نظارت بین المللی برگزار شود. این راهی مسالمت آمیز و بسیار کم هزینه برای گذار از این رژیم ضد ایرانی و سرکوبگر به نظامی دموکراتیک، هم برای مردم و کشور است و هم برای دست اندرکاران این رژیم منحوس. چون اگر اوضاع با انقلابی دیگر عوض شود، آن وقت عواقب وخیمی برای دست اندرکاران این رژیم به ویژه نیروهای سرکوبگرش خواهد داشت و در این میان طبعا کشتار شهروندان و آتش سوزیها و ویرانیهای هم ببار خواهد آمد. میر حسین موسوی هم به طور ضمنی در آخرین پیام خود(بیانیه شماره 9)، خواسته به یاد دست اندرکاران رژیم بیاورد که عدم انعطاف رژیم شاه در برابر خواستهای مردم که به ادعای او از زبان خمینی بیان می شد، منجر به ساختار شکنی توسط مردم شد و همه می دانند که چه پیامدهایی برای رژیم شاه داشت:« به ياد آوريم كه ملت ما در انقلاب اسلامى به دليل عدم انعطاف در قبال خواسته‌هاى به حقش، كه از زبان امام راحل بيان مى‌شد، مجبور به ساختارشكنى گرديد. به همه نهادهاى تصميم‌گير در نظام توصيه مى‌كنم كه چون شوراى نگهبان عمل نكنند و مجارى را براى اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زيرا كه بسته شدن اين راه، تهديد ساختارشكنى را به عنوان تنها بديل مطرح خواهد كرد، و اين بديلى است كه همة ما هزينه سنگين آن را مى‌دانيم و قاطعانه با آن مخالفيم». اما او در همین پیام با برحذر داشتن مردم از «ساختار شکنی» و ادعای پوچ ظرفتتهای قانون اساسی خاک به چشم مردم می پاشد او در این زمینه گفته است:« مبادا كسى فريب شعارهاى ساختارشكنانه را بخورد. اينجانب قويا با چنين وسوسه‌اى مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسى ما همچنان داراى ظرفيت‌هاى ارزشمند تحقق نايافته‌اى است كه بايد با فعاليت همه نخبگان روحانى و دانشگاهى و انديشمندان كشور اجراى آنها به صورت مطالبه‌اى ملى درآيد». اما کیست که نداند بنایی که خمینی پی ریخت، با دشمن اسلام و مردم نمایاندن اندیشمندان و روشنفکران کشور واستفاده انحصاری از رادیو تلویزیون کشور و بستن راه ورود آنان به مجلس خبرگان، بر اساس « اسلام ناب محمدی» پی ریخت جناب میرحسین موسوی می تواند به فقط با مرور دوباره دوسخنرانی خمینی در سوم خرداد58 و 26 تیرماه همانسال *دست از تجاهل بردارد و به مردم دروغ نگوید. با اختیاراتی که در قانون اساسی به ولی فقیه داده شده  و حتی دولت و مجلس هیج امکانی برای تاثیر گذاری در اختیارات ولی فقیه یا رهبر ندارند. رهبر هم چنان که تا کنون نشان داده است، باد در دست داشتن قوه قضائیه و نیروهای نظامی و انتظامی و سایر اختیارات، هر اقدام ضد مردمی را بدون هیچ باز خواستی انجام می دهد.از جمله مساله بسیار مهم، اداره رایوتلویزیون کشور است که رئیس آن را رهبر انتخاب می کند و سی سال اعتراض مردم نتوانسته در تغییری در عملکرد آن بدهد. یک نگاه به اختیارات رهبر در ماده 110 قانون اساسی رژیم، نشان دهنده این است که نه دولت و نه مجلس واقعا در مسائل مهم در برابر اراده رهبر هیج اهرم قانونی برای ایستادگی و مخالفت ندارد، قسمتی از اختیارات رهبر اینها هستند: تعیین سیاستهای کلی نظام پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ اعضای ثابت و متغییر این مجمع را هم رهبر انتخاب می کند. انتخاب رئیس قوه قضائیه. انتخاب فقهای شورای نگهبان. (شش حقوق دان شورای نگهبان با معرفی قوه قضائیه توسط مجلس انتخاب می شود). این فقهای شورای نگهبان می توانند مصوبات مجلس را وتو کنند و اختلاف بین مجلس و شورای نگبهان هم با تصمیم  مجمع تشخیص مصلحت نظام به نتیجه قطعی و لازم الاجرا می رسد. همان مجمعی که اعضایش را رهبر انتخاب می کند. انتخاب رئیس ستاد مشترک ارتش، فرمانده سپاه پاسداران و فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی . اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها. تعیین سیاستهای کلی نظام نظارت بر حسن اجرای آنها (از جمله برقرای رابطه  یا عدم رابطه با آمریکا). اعلام همه پرسی و... ملاحظه می شود که مثلا اگر رهبر نخواهد، هیچ همه پرسی در کشور صورت نخواهد گرفت این که موسوی در همین پیام داشتن کانالهای مستقل تلویزیونی در داخل و خارج کشور را جزو مطالباتی آورده که دنبال خواهد شد، ناشی از همین دست خالی بودن در برابر اختیارات رهبر است. دو سه سال پیش هم خبرهایی شنیده می شد که گویا حاج آقا کروبی خیال به راه انداختن تلویزیونی مستقل دارد که قرار بود در دوبی مستقر شود. با توجه به موارد یاد شده از اختیارات رهبر و عملکرد رژیم تا کنون، به روشنی می توان دید هرگونه ادعای تحقق حقوق مردم، بدون ساختار شکنی وعده بی پشتوانه یی بیش نیست. ولی اگر میرحسین و دیگران این جرأت را به خود دادند و خواهان برگزاری رفراندم برای خروج از نظام ولایت فقیه و استقرار یک نظام عرفی و لائیک بشوند در آن صورت من معتقدم باید از این خواست حمایت کرد. اما هیچ توهمی در این زمینه ندارم و برعکس معتقدم که همه جناحها و باندهای رژیم، حفظ ماهیت اسلامی و صفت اسلامی رژیم را به مصالح مردم ایران ترجیج خواهند داد. خود میرحسین با تعصب تاکید کرده «بايد به اسلام باز گرديم، اسلام ناب محمدى كه تحجر را بر نمى‌تابد و تا قيام قيامت براى معضلات جديد بشريت پاسخ‌هاى بكر و نو دارد».از این اسلام ناب محمدی از اغاز ظهور امام خمینی در ایران تا کنون مردم ایران جز دروغ و فریب و سرکوبگری چیزی ندیده اند. «اسلام ناب محمدی» برای ایرانیان یاد آور جلادانی چون خلخالی و سید اسدالله لاجوری و محمدی گیلانی، تعطیلی گسترده روزنامه های مستقل؛ با یورش به احزاب و سازمانهای سیاسی و با اعدامهای گروهی بدون محاکمه دستگیر شدگان، با جنگ ویرانگر 8 ساله برای صدور انقلاب، همراه است. خود این جناب مهندس زمانی که نخست وزیربود، در سرکوبی منتقدان برای خودش محدودیتی نمی شناخت و از جمله در واکنش به انتقادات«جمعیت دفاع از آزادی و حاكمیت ملت ایران» که متشکل از جبهه ملی و نهضت ازادی و عناصری از ملی مذهبیها تشکیل شده بود، آنها را متهم به خط گرفتن از آمریکا برای اجرای برنامه یی نظیر نیکاراگوئه (که منجر به روی کار آمدن ویولتا چامورا و کنار رفتن دولت ساندینیستها شد) کرد، و این گروه مورد آزار و سرکوبی قرار گرفتند و جمعیت تعطیل شد. یک بار هم بعد از یک بمباران هوایی شبانه توسط عراق (در تبریز یا ارومیه) که سبب کشته شدن تعداد زیادی از مردم شد، او منافقین (مجاهدین) را متهم کرد که شبانه با چراغ قوه به هواپیماهای عراقی برای بمباران محل علامت داده اند! اینها تصاویر و خاطره های ماند در اذهان میلیونها  ایرانی از دوران برقراری و اجرای اسلام ناب محمدی تحت زعامت خمینی روح خدا! ذریه رسول الله در ایران است.

4- دفن نفوذ مرجعیت و بی اعتباری آن

اگر چه مرجعیت شیعه در تمام این سالها در برابر بیداد گریهای نظام اسلامی به مردم نه تنها در اکثر موارد سکوت کرده بلکه در مواردی هم به صراحت به تایید آن پرداخته است، اما سکوت اخیر در مورد کشتارهای خیابانی و تایید و حمایت از خامنه ای، دیگر هیچ اعتبار و آبرویی برای آنها باقی نگذاشته است. از روحانیت مرتجع شیعه البته غیر از این هم نباید انتظاری داشت. تازه آنجا هم که اعتراضی می کنند باز، اعتراضشان با حفظ مصلحت «اسلام» است. پیام اخیر آیت الله طاهری نمونه گویایی در این زمنیه است. این آخوند مرتجع در پیامش در حمایت از موسوی این گونه یاد کرده است«سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت ترین دوران های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود». گروههای محارب و خدمت موسوی در تثبت انقلاب! یعنی همان دوران اعدامهای دگر اندیشان در گروههای دهها و گاه دویست سیصد نفری و متلاشی کردند آنان. این آن چیزی است که آخوند طاهری مورد ستایش قرار داده است. همچنین سوابق برخی آخوندهایی که اکنون در ببن اصلاح طلبان درون حاکمیت جای گزینده اند، آلوده به سرکوبگری و جنایت است. یکی از آخوندها یوسف صانعی است که عنوان آیت الله العظمی را هم به دمش بسته است. این عالیجناب وقتی دادستان تهران بود، خودش همراه فوجی از پاسداران و کمیته چی ها برای سرکوبی کارگران شرگت کانادادرای روانه شد. وزمانی هم که میرحسین موسوی در مقام نخست وزیر برای جذب متخصصان خارج کشور دانه می پاشید و تعارفاتی می کرد، او در نماز جمعه اخطار کرد که «ایران، ایران فکل کرواتیها و میهمانی دادنها نیست، ایران ایران تشیع جنازه ها و عزا داریهاست». یکی دیگر از آیت الله های «اصلاح طلب حسین موسوی تبریزی» دادستان کل انقلاب در زمان آغاز کشتارهای دهه 60 است. وی در آن زمان که مجاهدین خلق بعد از سرکوبی تظاهرت سی خرداد راه پیمایی و تظاهرات پراکنده یی برگزار می کردند ، در یک مصاحبه تلویزیونی در مورد نحوه برخورد با آنان گفت، اینها محاکمه لازم ندارند اگر چهارتا پاسدار شهادت بدهد که این فرد در راهیپیمایی بوده همانجا در روی پیاده روی می توانند اورا اعدام کنند. با این حکم و دستور بود که موارد متعددی افراد بیگناه که برای کاری عادی و یا خریدی در خیابان و در مسیر تظاهرات بودند، دستگیر و بلافاصله اعدام شدند و فریاد و التماس آنان که در تظاهرات نبوده اند و برای خرید کفش در آن محل بوده اند، به جایی نرسیده بود. اکنون جناب ایشان در جبهه مشارکت ایران اسلامی فعال است و رئیس خانه احزاب است. از طرف دیگر می بینم که نه نامه نوشتن میرحسین موسوی به مراجع قم سبب خروشی از آنان علیه تقلب انتخاباتی شد و نه حرام اعلام کردن کشتن و سرکوبی مردم توسط آقای منتظری تغییری در رفتار دستگاه سرکوب و قوه قضائیه در پی داست. در عمل خمنیی با ولایت فقیه و اسلامی که به ایران آورد، و با عملکرد به شدت ارتجاعی و ضد مردمی اش و تایید خمینی از سوی «مراجع»،هیچ حرمتی و نفوذ کلامی برا ی مرجعیت باقی نمانده است.

  مفهوم یکسان الله اکبرهای دیروز و الله و اکبرهای امروز

بنا برگزارشهای مختلف، مردم از زمان راهپیمایی ها و تظاهرات علیه تقلب انتخاباتی، شبها در بیشتر نقاط تهران بالای بامها رفته و مثل روزهای انقلاب سال 57 شعار الله و اکبر سر می دهند. اکنون این شعار گاه همراه با شعار مرگ برگ دیکتاتور هم هست. در روزهای انقلاب در سال 57 در تظاهرات پراکنده خیابانی شعار عمومی مردم مرگ بر شاه بود و مرگ بر آمریکا. آخوندهای مردم ستیز فرصت طلب که تنها با بکار گرفتن سرکوبی گسترده و کشتار دگراندیشان تا کنون برقدرت مانده اند، بسیار از این مساله سوء استفاده کرده و مدعی شده اند که مردم با شعار الله و اکبر در برابر «طاغوت» ایستادند و ... خلاصه به این امر به عنوان غیر قابل انکاری برای اسلام خواهی مردم استناد کرده اند. اما واقعیت این است که دیروز هم مثل امروز آن الله و اکبر گفتنهای شبانه، روشی بود برای اعلام حضور یکپارچه در برابر رژیم دیکتاتوری تا دندان مسلح که در خیابانها به روی مردم آتش می گشود. مردم عموما آمادگی مبارزه مسلحانه ندارند و حتی ممکن است در مواردی بدون ترس از مرگ و زیرشلیک گلوله در تظاهرات حاظر شوند؛ موردی که من در مقاومت هوادران سازمان چریکهای فدایی خلق در ماجرای انقلاب فرهنگی در ایستادگی برای حفظ دفتر دانشجویان پیشگام دیدم اما شلیک برای کشتن حتی در شرایط قیام  کاری است که از همه مردم  ساخته نیست. اما مردم اظهار مخالفت و اعتراض به روشهای بی خطر یا کم خطر را به ابتکار خود پیدا می کنند. در انقلاب سال 57 بکار گرفتن شعار الله اکبر صرفا ابتکاری بود برای بیان مخالفت با دیکتاتوری شاه از یکسو و همبستگی گسترده در این ابراز مخالفت از سوی دیگر. اگر الله و اکبرهای این روزها نشانه اسلام خواهی باشد، الله و اکبرهای آن روزها هم بوده و اگر تنها نشانه مخالفت و اعتراض به دیکتاتوری و همبستگی در این مخالفت باشد، آن رزها هم جز این معنایی نداشت. این را خود مردم بهتر می دانند.

اسلامیت نظام آفت حقوق مردم و ضروت رفراندم

در 19 بهمن سال گذشته، محمد رضا باهنر از عناصر جناح هار موسوم به اصولگرا، ضمن سخنانی در قم به مناسبت سی امین سالگرد استقرار رژیم گفت « قضيه دوم خرداد به تعبيري يك زلزله پنج ريشتري بود كه ضمن پيشگيري از وقوع يك زلزله هشت ريشتري به نيروهاي ارزشي و اصولگرا تلنگر زد». به نظر نگارنده این مناسب ترین تشبهی است که می شود در مورد نقش اصلاح طلبان درون حاکمیت کرد. با این یاد آوری که به دلیل تحمل سی سال فشار و تحقیر و اختناق و مشاهده کشتار ارزنده ترین فرزندان ایران زمین، هیچ چیز این رژیم را از زلزله مرگباری که آتشفان خشم خلق همراه آن خواهد بود، نجات نخواهد داد. زلزله این چند روز گذشته بی گمان شدیدتر از ماجرای دوم خرداد بود که در آن خونی هم به زمین ریخته نشده بود. اکنون بحران بسیار شدیدی در بالای حاکمیت و خشم نارضایی بسیار گسترده در جامعه حکم فرماست. بحران چنان است که سایت آفتاب نیوز وابسته به مجمع تشخیص مصلحت تا روز سطور ( روز 11 تیر) اخبارش در 23 خرداد متوقف شده و در نوار متحرک بالای صفجه اول آن خبر مربوط به فیلتر شدن آن اعلام می شد در روز12 تیر (موقع نگارش این سطور) دیگر به کلی غیر قابل دسترس شده و باز نمی شد.. این که بعد از صدور این سه پیام که در واقع ادعا نامه ای بود علیه ولی فقیه و نهادها و دستگاههای متصل به وی مثل قوه قضائیه و صدا وسیما و دستگاه امنیتی، جناح شکست خورده و دو چهره انتخاباتی آن که شعار ایستادگی وادامه اعتراض می دهند، و در عین حال نمی خواهند «ساختار شکن باشند»، گام بعدی را چگونه خواهند برداشت چندان روشن نیست. تنها میرحسین موسوی در بیانیه شماره 9 اشاره دارد که «گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشتهرا از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد...».این هم طرحی است پا در هوا بدون هیچ پشتوانه یی. مثلا اگر در همان آغاز کار، به این جمعیت اجازه فعالیت ندهند این نخبگان به چه روشی متوسل خواهند شد؟ می دانیم که این رژیم به کانون نویسندگان کشور اجازه فعالیت رسمی و قانونی نمی دهد .تازه به فرض هم که اجازه فعالیت هم یافته اصول قانون اساسی اگر قرار بود محترم شمرده شود و اجرا شود، که دیگر معطل نمی ماند و خصوصا باید قبل از همه ولی فقیه پیگیر آن می شد. بنابر این می توان این نتیجه را گرفت که میرحسین و حاج آقا کروبی، در حال رجز خوانی دست به عقب نشینی در برابر ولی فقیه زده اند تا به عقب نشینی خود شکلی« آبرومندانه» بدهند. روشن است که آنان بین جبهه مردم و جبهه «نظام اسلامی»،  هیچوقت نظام را رها و به جبهه مردم نخواهند پیوست. همصدایی با مردم تنها با هدف تضمین منافع بلند مدت نظام و حفظ آن از«گرایش به ساختار شکنی» از سوی مردم صورت می گیرد و این بازی و دست انان برای مردم در همین تجربه باید کاملا رو شده باشد. اما جناح موسوم به اصلاح طلب با اصرار به حفظ ساختار و پرهیز دادن مردم از گرایش به ساختار شکنی آب در هاون می کونبد و فقط خیزش مردم را برای مدتی می توانند به سوی فرسایش و خاموشی ببرند. خیزشی که طبعا در زمانی دیگر و با امواج بسیار بلندتری برخواهد خواست و هرچه سر راهش باشد خواهد رفت. اگر این اتفاق تا کنون به تاخیر افتاده به خاطر عدم امکان سازمانیابی مردم زیر سرکوب شدید بوده است که کم کم راه آن را خواهند یافت و بی گمان تجربه تظاهرات اخیر درسهای گرانبهایی برای آنان در خود داشته است. راه کم هزینه برای خروج کشور ازاین نظام مذهبی ارتجاعی ضد ایرانی، که به صرف و صلاح خود این به اصطلاح اصلاح طلبان طرفدار مردمسالاری هست، این است که خواست و مصلحت مردم و کشور را فدای دگمها و ایدئولوژی مهمل خود نکنند. رفراندم برای تغییر نظام کم هزینه ترین و سالم ترین راه تغییر وضع کنونی است. اگر آنان خود این شعار را بر گزینند، جنب و جوشی شاداب تر و گسترده تر از حرکت در اعتراض به تقلب انتخاباتی و در خواست ابطال آن در جامعه پدیدار خواهد شد که بی تردید از حمایت بخش بزرگی از ایوزیسیون و حمایت گسترده بین اامللی برخوردار خواهد بود. اگر هم همگی به اتهام ساختار شکنی و ضدیت با ولایت فقیه دستگیر بشوند، باز هم موج عظیمی از حمایت مردم و ایوزیسیون مجامع بین المللی را با خود خواهند داشت و اگر هم چند سالی در زندان بگذرانند بهای ناچیزی خواهد بود برای رهایی مردم از نظام جباری که خودنیز در تحکیم آن با پایمال کردن حقوق مردم نقش داشته اند. ابنان هم چنان که در ایستادگی در برابر ولی فقیه زیان نکردند و حمایت عظیم ایرانیان را در داخل و خارج کشور با خود داشتند، اگر شعار رفراندم، را برگزینند به لحاظ تاریخی در سرنوشت کشور و مردم گامی بزرگ و سازنده برداشته اند و برای خود نیز در پیشگاه تاریخ آبرو خریده اند.

منابع :

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=8163  - *

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=4269 

بیانیه موسوی

http://www.autnews.us/node/289

پیام کروبی

http://www.autnews.us/node/280

پیام خاتمی

http://www.autnews.us/node/303

پ- 12 تیر 138 – 2 ژئیه 2009

http://iradj-shokri.blogspot.com/ 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن