کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
ایرج شكری

خامنه ای پیامی به مناسبت مراسمی که برای تشییع و دفن جنازه های غواصان و تعداد دیگری از کشته شدگان جنگ با عراق برگزار شد، فرستاده است که به خوبی نشان دهنده اهمیت حضور «جنازه شهدا» در صنحه  برای ولی فقیه به ویژه در شرایط پر اضطرابی که او پاسدارنش قرار داند می باشد. پاسدارانی که بابت شرکتشان در آن جنگ پوچی که خمینی برای گسترش دامنه «ولایت» خود به فراسوی مرزها، 8 سال بر ادامه آن پافشاری کرد و مریدانش هم با او همراه شدند- خود را مالک کشور و مردم می دانند و هیچ حد و مرز و قاعده قانونی در تحمیل اراده و نظر، برای خود نمی شناسند چنان که 24 تن از آنها وقتی خاتمی رئیس جمهور بود یک نامه جمعی و سرگشاده به او نوشتند که و تهدید کردند که کاسه صبرشان لبریز شده است و امروز هم در مساله اتمی برای دولت و مذاکره کنندگان تکلیف تعین می کنند و خط و نشان می کشند و... .

پیام خامنه ای به روشنی نشان دهنده ارزش جنازه ها و و جنازه گردانی ها و نیاز شدید دستگاه خامنه ای و پاسدارانش به  استفاده از احساسات و عواطف مردم از طریق حضور دائمی جنازه های کشته های جنگ در «صحنه» و نمایش دائمی آن به عنوان سند مالکیت خودشان بر«انقلاب اسلامی» است. طبیعی است که مردمی که زیر همین سقف سنگی که رژیم روی سرشان زده است زندگی می کنند، با هر اختلافی که باهم داشته باشند، در زمینه هایی احساس و عواطف یکسانی داشته باشند از جمله مثلا برنده شدن تیم فوتبال ایران در مسابقات بین المللی و طبیعی بود که یک واکنش عاطفی نسبت به پیدا شدن و بازگردان اجساد قربانیان جنگی که بیش از ربع قرن از پایان آن می گذرد، نشان بدهند. خصوصا عواطف و همدردی کسانی که یا در زمان جنگ متولد نشده بودند و یا خیلی خردسال بوده اند و چیزی از بهای کلانی که مردم برای ادامه آن جنگ به خاطر جنون خودبزرگ بینی خمینی و اسلام گستری او و دستیارانش پرداختند به یاد نمی آورند، می تواند در چنین رویداد برانگیخته شود. اما خامنه ای و پاسدارانش، از چنین عواطفی بهره برداری و «کاسبی» بزرگی می کنند و همچنان که اشاره شد، با مالک «انقلاب اسلامی» و میراث دار «خونهای داده شده برای آن» دانستن خود، به دهن رقبا می زنند و به حقوق مردم دست درازی می کنند و به برای «حفظ انقلاب و نظام» که «حاصل خونهای شهیدان» است، زندان و شکنجه گاهها برپا کرده اند و دستگاه سانسور و سرکوب شان نفسها و زبانها را می برد.

دفن کردن جنازه ها در دانشگاهها و در جاهایی از مکانهای تاریخی در شهرها- آن گونه که چندی پیش در میدان امیر چخماق یزد کردند-، برای بهره برداری از همین «حضور همیشه در صحنه» جنازه «شهدای دفاع مقدس» است که همه در راه «اسلام» بوده است. نباید فراموش کرد که سپاه پاسداران،«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» است. ایران بی ایران! اینها با آریو برزن و بابک دو قهرمان بزرگ تاریخ ایران در دفاع از میهن در برابر دشمنان و متجاوزان، بیگانه و از آن دو بیزارند. سرچشمه هویت برای اینان داستانهای مربوط به دوران پیامبر و مسائل مربوط به جانشینی او و رویداد کربلا با روایت و بیان آخوندی آنها است. عکسهای عزیز جعفری فرمانده سپاه پاسداران، در بازدید از نمایشگاهی(چند سال پیش) به اسم «کوچه های بنی هاشم» گویای این تعلق و هویت است. او با چنان بهت و حیرت و مجذوبیّت به آن آدمکهای بی چهره نگاه می کرد که اصلا گویی در دنیای دیگری است. در او را  حالتی می بینم که دماوندی از بهت و بلاهت و تحجر و خرافات است. 

این طلبکاری بابت «خون دادن در راه اسلام» را خمینی از همان آغاز قبضه قدرت بنا نهاد. من بارها به گفته های او در آن حرفهای سوم خرداد 58 اشاره کرده ام و از یاد آوری آن خسته نمی شوم و رجوع به آن را برای شناخت درست و بدون گرد و غبار زمان و تحریفاتی که از این سو و آن سو در بیان شرایط و فضای اجتماعی - سیاسی زمانی که خمینی به عنوان امام همراه یک جامبوجت از انواع اقسام شارلاتانها در ایران فرود آمد، لازم می دانم. خمینی در آن سخنان که واکنش پر از عصیبت و پرت و پلا گویی و خشم بود به تجمع عظیم دوسه روز پیش از آن در بزرگذاشت صدمین سالگرد زاد روز دکتر مصدق و سخنرانی هایی که در آن مراسم در ستایش از خدمات مصدق و آزادی و استقلال و دموکراسی و حقوق مردم شده بود، بارها به این که مردم برای اسلام خون داده اند و جوانانش را داده اند تاکید کرد و دیگران را حتی با اذعان به آزادی خواهی و دموکراسی خواهی شان، به خاطر «اسلام» خواه نبودشان، دشمن دانست و مردم را به مبارزه با آنان دعوت کرد.

خمینی در این سخنان که در کیهان 5 خرداد 1358 درج شده است از جمله گفت:« اگر رژيم[شاه] به احكام اسلام عمل مي كرد، همان كه ما مي گفتيم او هم مي گفت ما كه با او دعوا نداشتيم. اين خونهايي كه ريخته شده است نه براي اين[بود] كه رژیم از بين برود، براي اين[بود] كه اسلام تحقق پيدا كند. مقصود[از] رفتن رژيمهاي فاسد، مقصود[از] قطع ايادي آنها اين است كه ايران بشود يك مملكت اسلامي، حكومت اسلامي باشد. برنامه ها برنامه هاي اسلامي باشد. اگر بنا باشد كه حكومت ورژيم سابق از بين رفت لكن يك رژيم غير اسلامي ديگري آمد، خونهاي جوانهاي ما هدر مي رود» خمینی تاکید کرد که: «دشمن ما فقط محمد رضا نبود. هركس كه مسيرش اسلام نباشد دشمن ما است. با هر اسم كه مي خواهد باشد. هركس جمهوري را بخواهد دشمن ما است براي اين كه دشمن اسلام است. هركس اسم جمهوري را دموكراتيك بگذارد اين دشمن ما است براي اين كه اسلام را نمي خواهند. ما اسلام را مي خواهيم. ما اين همه فداكاري كرديم جوانهاي ما اين همه در مبارزات وارد شدند، زحمت كشيدند و رنچ كشيدند و خون دادند براي اين كه اسلام را مي خواستند.آن كه اين نهضت را پيش برد آن بود كه مي گفت من شهادت را فوز مي دانم،[آیا می گفت] شهادت را برای دموکراتیک فوز می دانم، شهادت را براي مسير چپ يا راست فوز مي داند؟ بچه های ما براي آن كه همان جمهوري كه در شوروي هست، همان جمهوري كه كمونيستها مي خواهند ما دنبالش فرياد بزنيم؟ ما خون داديم براي آن جمهوري؟

ما خون داديم براي جمهوري غرب؟ ما را براي اسلام خون داديم. جوانهاي ما براي اسلام خون دادند» هم چنان که در این جملات خمینی پیداست «خون دادن» ها از نظر او فقط از طرف مسلمانها و در راه اسلام بود و اصلا گویی هیج  صدایی و هیچ مبارزه و مبارزی در ایران در دوران شاه وجود نداشته است. این انحصار طلبی تا امروز و در رفتار و ادعاهای دست اندرکاران رژیم، به ویژه ولی فقیه و پاسداران و جناح هار (و حتی در مورد جنگ با ندیده گرفتن نقش ارتشیان میهن پرست)، به قوّت خود باقی است. خمینی پلید در همان سخنرانی چهر بی نقاب و کینه توز خود را نسبت به مصدق، با بی اهمیت دانست مساله ملی کردن نفت و با «یک مشت استخوان» خواندن دکتر مصدق خفته در خاک و نستب به اهل قلم  و روشنفکران، با ترجیح دادن شاه به آنان( به این خاطر که شاه اگر ریایی هم بود اسم خدا را می آورد و به زیارت می رفت اما اینها نه) و مبارزه با آنان را به عنوان «حجت خدا»  و «وظیفه کوتاه مدت» به مردم ابلاغ کردن، نشان داد. خمینی در این مورد گفت:« این برنامه کوتاه مدت شما است که باید با تما اینها مبارزه ای بکنید بدتر از آن مبارزه ای که با شاه کردید. دشمنی بعضی از این طوایف برای اسلام کمتر از دشمنی او نبود. او در عین قدرتش باز اسم خدا را می آورد، باز زیارت می رفت ولو به طور ریا بود. اما اینها ریایی هم حاظر نیستند. اینها همچون فرار می کنند از اسلام وقرآن و احکام اسلام که حاظر نیستند دروغ هم بگویند ولو خلاف هم باشد بگویند و بروند. بعضی از این نویسنده هی ما حاضر نیستند برای جلو بردن مقصدشان بک کلمه اسللام بکار ببرند ولو برای این که ما را بازی بدهند. ما با اینها باید همان مبارزه ای را بکنیم که بار محمدرضا کردیم برای این که توطئه در کار است. نه قضیه آزادی. آزادی [بله]، لکن توطئه نه. جمع آوری قشرها را در هم و برهم و راه انداختن [ آنها] به هر بهانه ای، برای هر استخوانی میتینگ راه انداختن و [به ] دنبال آن با اسلام مخالفت کردن قابل تحمل نیست».

باری، خامنه ای هم امروز همان خط را دنبال می کند و چندی پیش هم به صراحت گفت که اسلام با پلورالیسم، سازگار نیست. باری، اهمیت جنازه گردانی اخیر برای خامنه ای  و  سوء استفاده او از عواطف مردم برای قربانیان جنگ و همدردی با بازماندگان آنها را، در این جملات پیام او به خوبی مشهود است:« و سپاس بی پایان، پروردگار حکیم و مهربان را که در لحظه های نیاز این ملّت خداجوی و خداباور، بشارتهای تردیدناپذیر را بر دلهای بیدار نازل می فرماید و غبارها را می زداید. و سلام بر شما ملّت بزرگ، وفادار، آگاه و مسئولیت پذیر که خطاب لطیف الهی را به درستی می شناسید و می نیوشید و پاسخ می گویید. حضور پرمضمون امروز شما در تشییع این دردانه های به میهن بازگشته یکی از به یادماندنی ترین حوادث انقلاب است». اما به گمان من این پیام فرصت طلبانه چیزی را عوض نمی کند و مردم منزجر و خسته از سیاست بازی ها و جاه طلبی های مصیبت بار او و دارو دسته اشراری که سی و هفت سال است با اختناق و سرکوب به مردم و کشور حکم می رانند و دستگاه لبریز از فسادشان ثروت کشور را بباد داده و می دهند و فقر و اعتیاد و بیکاری و نا امیدی نسبت به آینده حاصل عملکردشان است، پیوسته در فکر برچیدن نطام ولایی هستند و خواهند بود و از یاد نخواهند برد که پرچمدار و فرمانده  به خون کشیدن تظاهرات مسالمت آمیز آنان برای اندکی تغییر در چهارچوب همین نظام در سال 88 خامنه ای بود و طبیعی است که آرزوی  به زمین کوبیدن او  متلاشی کردن این رژیم ضد ایرانی زندگی سوز و مردم ستیز را همواره در دل خود خواهند داشت.

 در زیر متن پیام خامنه ای که خبرگزاری فارس آن را به نقل از «پایگاه خبر رسانی» خامنه ای منتشر کرده است و نیز متن کامل سخنان خمینی در 3 خرداد 58 مندرج در کیهان 5 خرداد 58 امده است. امیدوارم این سخنرانی خمینی که به روشنی نشان می دهد او چه آخوند پلید و تاریک اندیش مرتجعی بود، به طور گسترده از طریق شبکه های اجتماعی تکثیر بشود و تا نسل جوان به ماهیت خمینی و پیروانش بهتر پی ببرند.

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۷ ژوئن ۲۰۱۵

******************** 

پیام خامنه ای به مناسبت تشییع جنازه غواصان 

بسم الله الرحمن الرحیم

صلوات و سلام خدا بر شهیدان عزیز که مشعل توحید را با ایثار خود بر فراز میهن اسلامی برافروختند. و صلوات و تحیات خدا بر شهیدان مظلوم غواص که با ظهور و حضور خود این فروغ خاموش نشدنی را مدد رساندند و پرچم یادهای عزیز و گرانبها و ذخیره های معنوی امت را با شکوهی هر چه تمام تر در کشور برافراشتند.

سلام بر دستهای بسته و پیکرهای ستم دیده شما و سلام بر ارواح طیبه و به رضوان الهی، بال گشوده ی شما. سلام بر شما که بار دیگر فضای زندگی را معطّر و جان زندگان را سیراب کردید؛ و سپاس بی پایان پروردگار حکیم و مهربان را که در لحظه های نیاز این ملّت خداجوی و خداباور، بشارتهای تردیدناپذیر را بر دلهای بیدار نازل می فرماید و غبارها را می زداید. و سلام بر شما ملّت بزرگ، وفادار، آگاه و مسئولیت پذیر که خطاب لطیف الهی را به درستی می شناسید و می نیوشید و پاسخ می گویید. حضور پرمضمون امروز شما در تشییع این دردانه های به میهن بازگشته یکی از به یادماندنی ترین حوادث انقلاب است. رحمت خدا بر شما.

و سپاس بی حد از خدای مالک دلها و سلام بی پایان بر حضرت بقیه الله روحی فداه که صاحب این ثروت عظیم است.

 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیدعلی خامنه ای

 26 خرداد 

****************************

سخنان خمینی مندرج در کیهان 5 خرداد 58 با تیتر «امام استراتژی انقلاب را اعلام کرد»  

 

بسم الله الرحمن الرحيم

همانطور كه دولتها گاهي برنامه طويل المدت و برنانمه كوتاه مدت دارند الان ملت ما بايد كه برنامه طويل المدت و يك برنامه عاجل قليل المدت داشته باشند. برنامه قليل المدت اينست كه اين انقلاب را و اين نهضت را كوشش كنند محفوظ باشد. اين انقلاب اگر محفوظ نباشد و اگر خداي ناخواسته نهمضت ما نتواند با وحدت كلمه به پيش برودهمين اشكالاتي كه شما اشاره كرديد ممكن است كه پيش بيايد و دست هايي كه در كار است براي اين كه نگذارند اين نهضت به ثمر برسد اين ريشه هاي گنديده كم كم باهم اجتماع كنند وهمدديگر را پيدا كنند و با هم متحد بشوند و ما هم خداي نخواسته به توهم پيروزي رو به سستي و سردي برويم و مشغول به اين بشويم كه حالا من گرفتاري دارم، گرفتاريهاي شخصي از قبيل كار نداشتن بيكار بودن مقروض بودن و خانه نداشتن و امثال گرفتاريهايي كه اقشار دارند.

اگر ما الان در اين موقع كه هستيم و در اين موقع حساس كه مملكت ما شايد از همه اوقاتي كه پشت سر گذاشته است الان حساس تر باشد، اگر ما مشعول كارهاي شخصي خودمان بشويم و از آن نظري كه اول داشتيم و آن توجهي كه همه باهم داشتيم و اين نهضت را تا اينجا رسانديم اگر غفلت كنيم ممكن است- البته حالا چيزي نيست ولي ممكن است- كه دشمن ها با توطئه و نقشه هايي كه دارند و منافعشان از دستشان رفته است، اين اقشار مختلفي كه هستند اينها باهم اتحاد پيدا كنند و موجب زحمت بشوند و خداي نخواسته از پيشرفت نهضت جلوگيري كنند.

برنامه دراز مدت و كوتاه مدت

برنامه قليل المدت و عاجل كه حالا ما برايش مكلف هستيم اين است كه با توجه به اين كه پيروزي كه ما پيدا كرديم در اثر وحدت كلمه و اين كه همه اقشار دست به دست هم و با فرياد واحد گفتيم ما اين سلطنت كثيف را نمي خواهيم و ما يك سلطنت الهي و يك جمهوري الهي مي خواهبم كه احكام الهي در آن تحقق پيدا كند همه گفتيم جمهوري اسلامي بايد همين معنا را حفظ كنيم و در خلال اين معنا يك توجه خاصي هم ملت ايران به جمعيت هايي كه در شرف تشكيل هستند يا تشكيل شدند و دارند تشكيلات خودشان را بيشتر مي كنند يك توجهي به اينها بكنيم و به ببينم كه اينها مسيرشان مسیر ملت است يا مسيرشان با ملت فرق دارد. علامت اين كه مسيرشان همان مسير ملت باشد اين است كه در صحبتهايي كه مي كنند و مقالاتي كه مي نويسند در ميتينگهايي كه مي دهند همانطوري كه ملت هرجا باهم مجتمع بشود و هرجا ميتبنگ ميخواهد بدهد و هروقت قلم دست نويسندگان ملت مي افتد اينها همه فرياد مي زنند و مي نويسند جمهوري اسلامي، اگر اين جمعيتهايي كه حالا در شرف تكوين است يا تكوين شده است ودارند خودشان را تقويت مي كنند و مردم را از اطراف جذب مي كنند، اگر اينها هم همين مطلب را، بگويند جمهوري اسلامي مضايقه يي نيست از اين كه اينها هم هر كدام يك اجتماعي داشته باشند. ملت هم با آنها و آنها هم با ملت هستند. اما اگر ديديد كه در حرفهايشان از خدا خبري نيست، از اسلام هم خبري نيست، هيچ به جمهوري اسلامي هم فكر نمي كنند، و هيچ دمي از جمهوري اسلامي نميزنند و از اين كه ملت همه با هم راي دادند به اتفاق كلمه كه ما جمهوري اسلامي مي خواهيم، اگر شما ديديد اين جمعيت هايي كه الان مشغول فعاليت هستند، جمهوري كه مي گويند، يا[فقط] جمهوري مي گويند، يا جمهوري دموكراتيك مي گويند يا جمهوري دموكراتيك اسلامي مي گويند، اين همان معنايي است كه دشمنان ما مي گويند. دشمنان ما از جمهوري نمي ترسند، از اسلام مي ترسند. از جمهوري صدمه نديدند از اسلام صدمه ديدند. آن كه تودهني به آنها زد جمهوري نبود، جمهوري دموكراتيك هم نبود جمهوري دموكراتيك اسلامي هم نبود، جمهوري اسلامي بود. علامت اين كه شما بفهميد مسير آن جمعيت هركه مي خواهد باشد اگر چنانچه جمعيتي باشد كه درپيشاني او از نماز خواندن پينه بسته نظير خوارج كه پيشاني شان از شدت طول سجده پينه بسته بود، لكن حق را كشتند. اگر اشخاصي باشند كه صد در صد ملي به خيال شما يا به خيال خودشان هستند؛ اگر اشخاصي باشند كه دم از آزادي مي زنند؛ دم از استقلال مي زنند، لكن در نوشته هايشان از خدا خبري نيست؛ از اسلام خبري نيست؛ از جمهوري اسلامي خبري نيست، اينها همانطور كه شيطان از بسم الله مي ترسد اينها از اسلام مي ترسند. علامت اين كه شما اشخاصي را بشناسيد كه از مسير شما شما خارج است از مسيراین ملتي كه خونش را در راه اسلام داد، جوانهاي ما كه خون دادند و به خيابان ريختند، بانوان كه به خيابان ريختند و تظاهر كردند با مشت گره كرده اين دشمن بزرگ را از بين ببرند بايد ديد كه اينها اشخاصي بودند كه دموكراتيك بودند و مسلك شان دموكراتيك بود؟ اينها جمهوري مي خواستند مثل جمهوري كه شوروي مي خواهد، شوروي هم جمهوري است مثل جمهوري كه ساير ممالك دشمن ما مي خواهد. آمريكاهم جمهوري است. ملت ما كه خون خودش را ريخت و فرياد كرد الله اكبر و فرياد كرد جمهوري اسلام، اسلام اينها را وادار كرد به يك چنين جانباري و خون ريزي و فدايي دادن، يا آن معنائي كه شورويها مي خواهند؟ يا آن معنايي كه آمريكائيها مي خواهند؟ يا آن معنايي كه اسرائيل مي خواهد؟

جمهوري اسلامي فقط دو كلمه

اينهايي كه مي گويند جمهوري و اسلامي را دنبال آن نمي گذارند و فقط اين دو كلمه كه من از اول فرياد زدم كه

ماهمين دو كلمه را مي خواهيم؛ جمهوري اسلامي. اگر ديديد يك كلمه اي اضافه شد، بدانيد كه مسيرشان باشما مخالف است. اگر كلمه اسلام هم پهلويش گذشتند، مي خواهند شما را بازي بدهند. اگر ديديد يك كلمه اي از‌آن افتاده و گفتند جمهوري بدانيد مسيرشان با شما مختلف است. اينها مي خواهند شما را بكشانند به ‌آن مطالبي كه بر خلاف اسلام است. بر فرض كه مخالف با رژيم سابق هم باشد و بسياري از آنها هم هستند لكن ما فقط مطلب مان كه اين نبود كه رژيم سابق از بين برود، آن مقدمه بود. مطلب مسلمان اين نيست كه فلان طايفه از بين بروند. از باب اين كه رژيم مانع بود از اين كه اسلام در خارج تحقق پيدا كند و احكام اسلام تحقق پيدا كند و به قرآن عمل بشود، از اين جهت ما با رژيم مخالفت كرديم. اگر رژيم هم به احكام اسلام عمل مي كرد، همان كه ما مي گفتيم او هم مي گفت ما كه با او دعوا نداشتيم. اين خونهايي كه ريخته شده است نه براي اين[بود] كه رژیم از بين برود، براي اين[بود] كه اسلام تحقق پيدا كند. مقصود[از] رفتن رژيمهاي فاسد، مقصود[از] قطع ايادي آنها اين است كه ايران بشود يك مملكت اسلامي، حكومت اسلامي باشد. برنامه ها برنامه هاي اسلامي باشد. اگر بنا باشد كه حكومت ورژيم سابق از بين رفت لكن يك رژيم غير اسلامي ديگري آمد، خونهاي جوانهاي ما هدر مي رود. ما زحمت كشيديم و اين سد را از بين برديم و ديگران آمدند همان مطالب سابق و همان حرفهاي غير اسلامي را در خارج به آن تحقق دادند.

هركس مسيرش، مسير اسلام نباشد دشمن ماست

برنامه ملت ما و برنامه طويل المدت(خمینی در پایان مطلب برنامه طویل المدت را چیزی تعین کرده است) اين است كه دشمن را شناختند و از ميدان رد كردند حالا هم دشمن را بشناسند و از ميدان ردش كنند. دشمن ما فقط محمد رضا نبود. هركس كه مسيرش اسلام نباشد دشمن ما است. با هر اسم كه مي خواهد باشد. هركس جمهوري را بخواهد دشمن ما است براي اين كه دشمن اسلام است. هركس اسم جمهوري را دموكراتيك بگذارد اين دشمن ما است براي اين كه اسلام را نمي خواهند. ما اسلام را مي خواهيم. ما اين همه فداكاري كرديم جوانهاي ما اين همه در مبارزات وارد شدند، زحمت كشيدند و رنچ كشيدند و خون دادند براي اين كه اسلام را مي خواستند.آن كه اين نهضت را پيش برد آن بود كه مي گفت من شهادت را فوز مي دانم،[می گفت] شهادت را برای دموکراتیک فوز می دانم، شهادت را براي مسير چپ يا راست فوز مي داند؟ بچه های ما براي آن كه همان جمهوري كه در شوروي هست، همان جمهوري كه كمونيستها مي خواهند ما دنبالش فرياد بزنيم؟ ما خون داديم براي آن جمهوري؟ ما خون داديم براي جمهوري غرب؟ ما را براي اسلام خون داديم. جوانهاي ما براي اسلام خون دادند.

برنامه قليل المدت ملت ما و شما جوانان ما كه از راه دور آمده ايد و زحمت كشيديد آمديد، شما آمديد به كشوري كه دموكراتيك است بينيد؟ يك نفر آدمي كه مايل به شوروي است ببينيد؟ يك نفر آدمي كه آمريكائي است ببينيد؟ انگليسي است ببينيد؟ يا آمديد يك نفر آدمي كه مسلمان است ببينيد ؟ يك نفر آدم كه دعوت به اسلام مي كند ببينيد؟ اين همه زحمت كشيديد يك نفر روسي را ببينيد؟ يك نفر انگليسي را ببينيد؟ يك نفر آلماني را ببينيد؟ شما كه براي اين جهت نيامديد. شما آمديد پيش يك نفري كه با شما همدرد است. اسلام را مي خواهد، همآن كه شما مي خواهيد او هم مي خواهد. بايد بشناسيد علامتش هم همين است كه من عرض مي كنم. روزنامه ها را بخوانيد اينهائي كه فرياد مي زنند بايد دموكراسي باشد، اينها مسيرشان غير از ما است. اينهائي كه اسمي از اسلام نمي آورند و اجتناب مي كنند از اين كه اسم بياورند. در عمرشان بسم الله الرحمن الرحيم را نمي خواهند بگويند. اگر نوشته هاي اينها را بخوانيد ببينيد كه از جمهوري اسلامي اصلا صحبتي نيست. اينهائي كه از اين فداكاري كه روحانيون كردند و قدم را روحانيون برداشتند[ صحبتي نمي كنند]. 15 خرداد روحاني قدم برداشت و بايد تعطيل بشود براي روحاني و نهضت روحانيت. اينهائي كه مي بينيد اجتناب از اين دارند حتما با اسم ديگر روي آن باشد اسلام نباشد هرچه مي خواهد باشد،

ملي كرن نفت پيش ما مطرح نيست

اينها مي خواهند سرپوش بگذارند روي مقاصد خودشان آن مقاصدي كه برخلاف مسير ما است به اسم يك نفري كه ملي است. مسیر ما مسیر نفت نیست. این اشتباه است. ما اسلام را می خواهیم. اسلام که آمد نفت هم مال خودمان می شود. مقصد ما اسلام است مقصد ما نفت نیست. اگر یکنفر نفت را ملی کرده است اسلام را کنار بگذارند برای او سینه بزنند.

روحانیین را می خواهند کنا ر بگذارند.

هرکس را که دیدید با هر اسمی ؛ هر هیأتی را دیدید با هر اسمی؛ هر جمعیتی ار دیدید باهر اسمی؛ هر نویسنده ای را دیدید با هر اسمی؛ هر کسی که دعوی می کند که ما حقوق دان هستیم و دعوی چیزی می کندبه بینید مقالاتشان چگونه است. در روزنامه ها مقالاتی که می نویسند؛ وقتی که اجتماع می کنند که کردند به بینید که با اسلام چطور مخالفت می کنند. به بینید این اجتماعات از چه نوع جمعیتی تشکیل می شود.،به ببینید چه مردمی در این اجتماعات جمع می شوند و خودشان را متصل می کنند، و بعد هم از اسلام هیچ خبری نیست. به ببینید چه چه جمعیت هایی هستند که روحانیین را می خواهند کنار بگذارند. هما نطور که در صدر مشروطیت روحانی کار را کرد و اینها زدند و کشتند و ترور کردند. همان نقشه است. آنوقت سید عبدالله بهبهانی را کشتند مرحوم نوری را کشتند و مسیر ملت را از آن راهی که بود برگرداندند به مسیر دیگر. الان همان نقشه است. که مطهری را می کشند. فراد هم شاید من را و پس فردا هم یکی دیگر را. مسیر[ آنها] غیر مسیر ماست. مسیر ما اسلام است و ما اسلام را می خواهیم. ما آزادی که اسلا م در آن نباشد نمی خواهیم. ما استقلالی که در آن اسلام نباشد نمی خواهیم. ما اسلام می خواهیم و آزادی که در پناه اسلام است. استقلالی که در پناه اسلام است ما می خواهیم . ما آزادی و استقلال بدون اسلام به چه دردمان می خورد. وقتی اسلام نباشد. وقتی پیغمبر اسلام مطرح نباشد، وقتی قران اسلام مطرح نباشد هزار آزادی باشد- ممالک دیگر هم آزادی دارند-، ما آن را نمی خواهیم.

من حجت را دارم تمام می کنم برای ملت ایران

دشمن خودتان را بشناسید ما توطئه را می شکنیم. من حجت را دارم تمام می کنم برای ملت ایران . من می بینم بدبختی هایی که ازدست هم این اشخاصی که فریاد آزادی می کشند. برای ملت ایران بدبختی دارم می بینم. بدبختی ملت ما آن وقتی است که ملت ما از قرآن جدا باشد. از احکام خدا جدا باشد. از امام زمان جدا باشد. ما آزادی را در پناه اسلام می خواهیم. استقلال در پناه اسلام می خواهیم. اساس مطلب اسلام است. من اینها را به شما معرفی کردم. با این اشخاصی که با اسلام کاری ندارند، روحانیت را هم کاری ندارند، می خواهند یک مملکت غربی درست کنند برای شما آنهایی که حسن نیت دارند، نیت سوء ندارند نمی خواهند رژیم دوباره برگردد با او هم بد هستند؛ اینها می خواهند یک مملکت غربی برای شما درست کنند[که] آزاد هم باشید و مستقل هم باشید اما نه خدایی در کار باشد و نه پیغمبری و نه امام زمانی و نه قرآنی و نه احکام خدا، نه نمازی و نه چیزی.

هرجا که گفتند جمهوری بدانید توطئه است

شما که شهادت را برای خودتان فوز می دانید برای این است که مثل سوییش بشوید؟ شما قرآن را می خواهید، شما برای اسلام قیام کردید. این همه رنج و زحمت که روحانیت می برد برای اسلام است. هرجا که گفتند جمهوری بدانید که توطئه است که اسم اسلام را نیاوردند. هرجا که گفتند جمهوری دموکراتیک، بدانید توطئه می کنند. بدانید منهای اسلام است، آزادی منهای اسلام است. استقلال منهای اسلام است. این همه تبلیغاتی که اهل قلم می کند نمیدانم اهل بیان تبلیغاتی که می کنند که ما از آن دیکتاتوری فارغ شدیم دیکتاتوری عمامه و کفش آمده اینها ضد اسلام هستند. آخوند دیکتاتور نیست آخوند می خواهد مردم آزاد باشد. آخوند می خواهد استقلال باشد. آخوند با توطئه مخالف است نه با آزادی. اینها می خواهند روحانیت را کنار بگذارند.

آنهایی که حسن نیت دارند، حسن نیت به این معنا که نیتشان این است که رژیم سابق نه خارحیها هم نه. اما چی ؟ اما اسلام هم نه. آنهایی که به خیال خودشان حسن نیت دارند، نه رزیم سابق را می خواهند – با آن دشمن هستنند- و نه اجانب را می خواهند با آنها هم دشمن هستند و نه اسلام و آخوند را. اسلام و هرچه وابسته به اسلام است. آخوند یعنی اسلام ؛ روحانیین با اسلام در هم مدغم اند. آن که با روحانیین به طور کلی – نه با یک آخوند نه با من، هرکس به من هرچه بگوید مانعی ندارد- آن که با عنوان روحانیین و آخوند مخالف است آن دشمن شماست. او آزادی را ممکن است برای شما تامین کند، استقلال هم ممکن است برای شما تامین کند، اما استقلالی که در آن امام زمان نیست، آزادی که در آن قرآن نیست، آزادی که در آن پیغمبر اسلام نیست. ملت ما خونش را برای دین داده برای آزادی و خدا داده .

روحانی آزادی در پناه اسلام می خواهد

ملت ما تبع حضرت سید الشهدا شد. او خونش را برای چه داد. حکومت می خواست؟ استقلال و آزادی می خواست؟ او خدا را می خواست. او می خواست که اسلام در خارج تحقق پیدا کند. روحانی اسلام می خواهد، روحانی آزادی در پناه اسلام می خواهد.

این برنامه کوتاه مدت [ شماست] که شما بشناسید اشخاصی که مسیرشان مسیر خداست، مسیر اسلام است، مسیر امام زمان است. راه شناختن به این معنا است که اگر گفتند جمهوری اسلامی بدانید راه، راه شماست و اگر از این کلمه احتراز کردند، اگر دیدید که با روحانیت شما موافقند بدایند با قرآن هم موافقند بدانید با اسلام هم موافقند. اگر گفتند اسلام منهای روحانیت بدانید با اسلام موافق نیستند؛ اینها را برای گول زدن می گویند. برای این که این دژ را [که] بشکنند،دنبالش اسلام[هم] رفته است دیگر محتاج به چیزی نیست. اسلامی که گوینده اسلامی ندارد، این اسلام نیست. اسلام که در کتاب نیست. کتابش را هم از بین می برند. آن کسی که روحانیت را می خواهد از بین ببرد کتاب روحانیت را هم می خواهد از بین ببرد؛ کتاب روحانیت را هم می خواهد بریزد دور. اگر روحانیت از بین رفت تمام کتب دینی ما به دریا ریخته می شود؛ آتش زده می شود.

من حجتی که خدا برایم دارد ادا کردم

این برنامه کوتاه [مدت] برای شما ملت است؛ اللهم قد بل لقد(اشتباه از کیهان است؛ اللهم قد بلغت- به تشدید ل صحیح است) من رساندم بشما ملت، من مطلب را بشما گفتم و باید هم گفته بشود. من مسائلی [را] که می دانم و می فهم وظیفه ام این است که بگویم و گفتم. من حجتی که خدا برایم دارد ادا کردم. این برنامه کوتاه مدت شما است که باید با تما اینها مبارزه ای بکنید بدتر از آن مبارزه ای که با شاه کردید. دشمنی بعضی از این طوایف برای اسلام کمتر از دشمنی او نبود. او در عین قدرتش باز اسم خدا را می آورد، باز زیارت می رفت ولو به طور ریا بود. اما اینها ریایی هم حاظر نیستند. اینها همچون فرار می کنند از اسلام وقرآن و احکام اسلام که حاظر نیستند دروغ هم بگویند ولو خلاف هم باشد بگویند و بروند.

نویسنده ها کلمه یی از اسلام بکار نمی برند

بعضی از این نویسنده هی ما حاضر نیستند برای جلو بردن مقصدشان بک کلمه اسللام بکار ببرند ولو برای این که ما را بازی بدهند. ما با اینها باید همان مبارزه ای را بکنیم که بارمحمدرضا کردیم برای این که توطئه در کار است. نه قضیه آزادی. آزادی [بله] لکن توطئه نه. جمع آوری قشرها را در هم و برهم و راه انداختن [ آنها] به هر بهانه ای، برای هر استخوانی میتینگ راه انداختن و [به ] دنبال آن با اسلام مخالفت کردن قابل تحمل نیست.

برنامه طویل المدت برای همه ملت ایران

برنامه طویل المدت برا شما جوانها، برای شما خانم و برای همه ما این است که اگر شما ها یک انسان مهذب باشید مقاصد اسلامی را پیش می برید. اگر این خانمها بچه های مهذب بار بیاورند بچه های اسلامی بار بیاورند شما دین تان و هم دنیایتان محفوظ است. اگر خدای نخواسته در دامن اینها بچه های غیر مهذب و بچه ها غیر اسلامی پیدا بشود و در کفالت شما جوانها و بچه های غیر اسلامی و غیر مهذب پیدا بشوند و در دبستانهای ما که بچه ها می روند، مهذب و مودب به آداب اسلامی نباشیند و در دبیرستانهای ما که جوانهای ما میروند تهذیب در کار نباشد، ادب اسلام در کار نباشد و از علوم و احکام اسلام خبری نباشد، روبه زوال است یعنی هم اسلام بباد می رود و هم کشور.

برنامه طویل المدت و دراز مدت این است که شما خودتان را تهذیب کنید و بچه هایتان را. برای آتیه، شما کشور لازم دارید برای بچه های خودتان و اسلام برای بچه هایتان. شما حالا به واسطه این که مودب شدید به آداب اسلام برای حالا کار می کنید، لکن اولاد شما اگر چنانچه مهذب نباشد و مودب به آداب اسلام نباشد، فردا برای اسلام هیچ کاری نمی کند و کسی که ایمان نداشته باشد کسی که به خدا اعتقاد ندشته باشد کسی که به روز جزا اعتقاد نداشته باشد این برای کشورش مفید نخواهد بود. ممکن است یکی دوتا پیدا بشود اما ما حجت مان بر سر توده مردم است. مردمی می توانند کشور خودشان را حفظ کنند، مردمی می توانند مملکت و ملت خودشان را نجات بدهند که معنویت داشته باشند. اگر معنویت در کار نباشد و همه مربوط به مادیت باشد هر جا آخور بهتر است سر آن آخور می روند، ولو این که آن آخور را آمریکا برایش درست بکند.

اینهایی که به مملکت ما خیانت کردند و همه چییز ما را بردند، اینها برایشان فرق نمی کرد که آمریکا به آنها مادیت بدهد یا از یک را ه دیگری باشد. راه صحیح و غیر صحیح پیش آنها فرقی نمی کند. آنها اتومبیل می خواهند حالا این اتومبیل از دست پیغمبر به آنها برسد یا از دست ابوجهل برسد فرقی نمی کند. به او کاری ندارند به اتومبیل کار دارند.

اینهایی که به مملکت ما خیانت کردند و مملکت ما را به تباهی کشاندند اینها آنها بودند که ایمان نداشتند. اگر در بین آنها یکنفر ایمان داشت آن یکنفر این کارها را نمی کرد. آنهایی که خوردند و بردند ما را به تباهی کشاندند، آنهایی بودند که به اسلام کاری نداشتند؛ اعتقاد ندادشتند به ماوراء طبیعت اعتقاد نداشتند؛ به معنویت عقیده نداشتند. آنها می گفتند همین چها روز زندگی مرفه تر بهتر است؛ از هر راهی که می خواهد باشد.

وظائف استاد معلم و نویسنده در برنامه طویل المدت

برنامه طویل المدت ملت ما، برنامه دراز مدت ما این است که بچه های خودمان اینهایی را که تحت تربیت آنها است،معلمهای ما؛ پدر های بچه های ما؛ معلم های بچه های ما؛ استادهای بچه های ما؛ نویسنگان برای بچه های ما؛ گویندگان برا بچه های ما؛ اینها معنویات را به این ملت بفهمانند. آنها را با معنویات آشنا کنند.

این مادر که بچه در دامن او بزرگ می شود، بزرگترین مسئولیت را دارد و شریفترین شغل را دارد. شریف ترین شغل در عالم بزرگ کردن یک بچه و تحویل دادن یک انسان است به جامعه. این همان بود که خدای تبارک و تعالی در طول تاریخ برایش انبیاء را فرستاد. در طول تاریخ از آدم تا خاتم انبیاء آمدند انسان درست کنند. شعل مادری، مع الاسف اجانب این شغل را پیش ما مبتذل کردند و مادرهای بچه های ما را از بچه ها جدا کردند. این شغل بزرگ را مبتذل کردند که از دامن مادر بچه صحیح بیرون نیاید و بعد که به دبستان می رود و بعد که تحت حمایت پدر می آید پدر راهم یک کار بکنند که توجهش به بچه نباشد. تربیت نکند. بعد هم در دبستان و دبیرستان و بعد در همه جا و بالاتر از آن، اینها می خواهند انسان در این کشورها نباشد. اگر انسان در این کشورها باشد دست آنها کوتاه خواهد شد. می خواهند مسلمان صحیح مومن بالله، آن که شهادت را فوز می داند در این مملکت نباشد. دیدند اینهایی که دست آنها را کوتاه کردند همین ها بودند که زن و مرد در خیابانها ریختند و فریاد کردند اسلام. اینها از اسلام می ترسند.

آن برنامه قلیل المدت وکم مدت و این برنامه دراز مدت و این مطلبی است که به شما عرض می کنم و شما برادرها و خواهرهای من از قول من عرض کنید که مطلب این است. بعد هم که انشاء الله می خواهید وکیل تعیین کنید، برای هر محلی که می خواهید، وکیلی تعیین کنید که به جمهوری اسلامی اعتقاد داشته باشد.

وکیلی که جمهوری اسلامی نخواهد به درد شما نمی خورد

اگر وکیلی باشد که پیشانیش پینه بسته است از شدت سجده ولیکن جمهوری اسلامی را نمی خواهد، این به درد شما نمی خورد. و اگر وکیلی باشد که[حتی] بدانید [که] دشمن با رژیم منحوس بوده و دشمن با آمریکا و شوروی بود ولکن جمهوری اسلامی نمی خواهد این وکیل را انتخاب نکنید.

وکیلی که تعیین می کنید آن است که به جمهوری اسلامی عقیده داشته باشد، نه چهار روزی که حالا می خواهد وکالت بکند، بگوید جمهوری اسلامی.

ما یکنفر داشتیم می خواست وکیل بشود. می گفتند که این آدم در ایامی که می خواهد رای بگیرد نماز می خواند. این طور نباشد، خودتان فهمدیده باشید، بین خودتان زندگی کرده باشد و فهمیده باشید که مسیر[او] همان مسیری است که شما دارید. اگر یکنفر آدمی باشد که فیلسوف زمان باشد؛ یک آدمی باشد که تمام عالم را درتحت سیطره علمی خودش برده باشد لکن جمهوری اسلامی را نمی خواهد ان را تعیین نکنید.

خداوند انشاءالله شما را حفظ کند و موید ومنصور کند و این راه را هم ما باهم انشاءالله ادامه بدهیم.

(کیهان 5 خرداد 1358)

http://iradj-shokri.blogspot.fr

 

 

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن