«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
ایرج شكری

نظرات نویسنده مقاله« انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»، آقای علی کشگر، در مورد رهبری خمینی و پذیرفتن ولایت او توسط روشنفکران، بسیار  تحریف آمیز و آمیخته با آشفته فکری است، و اساسا ویژگی یک مقاله بررسی و تحلیل تاریخی یا جامعه شناسانه را ندارد. بلکه ایشان در جایگاه یک مدعی العموم قرار گرفته تا احکام دلخواه خویش را علیه نیروهای سیاسی که در انقلاب سال 57 به درستی خواهان برچیده شدن رژیم کودتای 28 مرداد بودند، صادر کند. از جمله ویژگیهای یک کار تحقیقی پرهیز از یکجانبه نگری و یپش داوری و استنفاده از منابع مخلتف است. ایشان از اول با نوعی کینه ورزی به چپ وجامعه روشنفکری می خواهد با استناد به گفته های خمینی ثابت کند انقلاب ایران اسلامی بود و خمینی هم به خاطرات نوشته و گفته هایی که در چند دهه قبل از سال 57 داشته است از جمله کتاب ولایت فقیه، رهبر انقلاب مذهبی در سال 57 بود. همچنین ایشان روشنفکران ایران را به طور کلی به بیسوادی و عدم اطلاع از تاریخ مشروطه متصف کرده است. بهانه صدور این احکام نیز مطلب مندرج درویژنامه آرش به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب سال 57 بوده که در آن افرادی با گراشهای گونان از مطلعان و یا کسانی که به نوعی در رویداهای سال 57 و بعد از آن فعالیتی و نقشی داشته اند بوده است اما ایشان همه را یک کاسه کرده و حکمشان را به عنوان به عنوان یک دادستان در مورد همه صادر کرده است. این بخش از گفته های ایشان خود گواه یکجانبه نگری و و پیشداوری و ادعانامه نویسی است.

«استناد محوری این نوشته به مجموعه آثار نوشتاری و گفتاری آیت الله خمینی آن هم از آغاز فعالیت های پیگیرانه و بدون توقف وی در درجه نخست از آن جهت است که نشان داده شود ـــ برخلاف ادعای کسانی که آن انقلاب را به واسطه حضور فعال و کتمان ناپذیر خود „انقلاب بهمن“ می نامند و اسلامی دانستن آن را „سوء تفاهم“ می شمارند ـــ نطفه حکومت اسلامی نه در بطن انقلاب  بهمن“ بلکه دهه ها پیش از وقوع انقلاب اسلامی بسته شده بود. بی دانشی یا بی اعتنائی ما به آن چه که به عنوان واقعیت تاریخی رخ داده است، به معنای ناپدید شدن واقعیت نیست. همچنین بر شمردن رخدادها و رویدادهای گذشته اما بی توجهی به تأثیر و معنای آینده ساز آنها یا نشانه نقص ذهنی، یا تلاشی در حفظ نامی که آسیب دیده و آبروی خود را باخته است و یا بدتر از همه کوششی است رندانه در خدمت اغراض سیاسی»

آن چه که ایشان با استناد به نشریات و فرمایشات «امام خمینی» سرهم بندی کرده است تا ثابت کند خمینی رهبر انقلاب منجر به سرنگونی شاه بود و خواست جامعه ایران هم حکومتی اسلامی و تحت قیمومیت ولی فقیه و آخوندی متججر و مرتجع مثل خمینی قرار گرفتن بود و بعدهم نتیجه بی ربط مردودی با مهر  «رفوزه شد»! بر برکارنامه روشنفکران زدن، به کلی بیگانه با شرایط قبل وبعد از انقلاب است به چند دلیل روشن

- اگر واقعا خمینی رهبری برآمده از مبارزات چند دهه بود، دیگر چرا باید نگران چند تظاهرات و تجمع می شد، می شد و در آن سخنرانی  3 خرداد 58 (توجه داشته باشید یعنی کمتر از چهار ماه بعد از وردش به ایران) آن همه اظهار نگرانی از کسانی که اسلام را نمی خواهند و دشمن و مخالف  اسلام(که اسم مستعار خودش نیز بود) و مردم هستند می کرد؟ چطور می شود مدعی شد که روشنفکران یا تمام گروهها و افرادی که خواهان براندازی نظام پادشاهی بودند، به حمایت از«انقلاب اسلامی » پرداختند و حکومت شرعی را« به تداوم تلاش برای تجدد ترجیح دادند».  اگر این طور بود چرا خمینی مبارزه با روشنفکران، به نحو«بدتر از مبازه یی» که با شاه کردند را در سخنرانی یاد شده به عنوان تکلیف مردم و برنامه کوتاه مدت آنان تعیین می کرد و ابلاغ این تکلیف را به مردم به عنوان«حجتی» که خدا برایش قرار داده بود و با گفتن «اللهم قد بلغت» مورد تاکید قرار می داد و خدا را هم شاهد می گرفت تا مردم وظیفه خود را فراموش نکنند؟

-اگر روشنفکران حکومت شرعی را پذیرفته بودند و زیر عبای خمینی خزیده بودند، چرا خمینی در همان سخنرانی 3 خرداد 58 شاه را به آنان ترجیح داد و گفت که بعضی از روشنفکران ما حتی برای پیشبرد هدف خودشان هم حاظر نیستیند یک کلمه از اسلام نام ببرند«ولو این که مارا بازی بدهند»؟

-بهانه نویسنده مقاله، برخورد با  نظرات منتشر شده در نشریه آرش به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب است که در آنها کسانی به ربوده شدن انقلاب و این که انقلاب ایران با اهداف اسلامی براه نیفتاده بود تاکید داشته اند، و به نظر من حرف درستی است. ایشان به طور کلی نقش رسانه های غربی و باران تبلیغات در مطرح او را در حقنه کردن خمینی به عنوان رهبر را و مهر اسلامی زدن به انقلاب را ندیده گرفته اند. نباید پرسید مثلا حتی در شرایط کنونی اگر افرادی خارج از این حاکمیت که کاملا به عنوان افراد غیر مذهبی شناخته می شوند، مثلا مثل آقایان فریبرز رئیس دانا و ناصر زر افشان، به اندازه شناخته شدگی شان به عنوان چهره های روشنفکری در جامعه، امکان بیان نظرات و دیدگاههای خود در مورد مسائل مختلف و ریشه یابی و راه حل آن را در میزگردهای تلویزیونی می یافتند و آزادنه بیان می کردند و این امکان چند ماه ادامه پیدا می کرد و بعد هم آنان نامزد انتخابات ریاست جمهوری می شدند، و در برنامه های تبلیغات انتخاباتی شرکت می کردند، و رقیبشان هم دکتر حاج محمود احمدی نژاد، عاشق اهل بیت و شرکت کننده در سینه زنی عاشورا یا حاج آقا کروبی یا خاتمی و میر حسین موسوی بود، باز هم حاج محمود یا حاج آقا کروبی یا خاتمی از صنوق در می آمد؟ توجه کنید که گفتم اگر آزادنه نظرشان را بیان می کردند و مثلا می گفتند اجباری بودن حجاب باید کنار گذاشته شود؛ کارگران و شاغلان کلیه حرفه ها و صنفها حق مسلمشان است سندیکا تشکیل بدهند و هیچکس حق معترض شدن به آنها را ندارند؛ تظاهرات و راه پیمایی در انتقاد از سیاست های دولت حق مردم است؛ قوانین کیفری و قصاص اسلامی مطلقا سازگار با حقوق بشرنیست و در مواردی مثل قطع دست و سنگسار ضد انسانی است و باید لغو شود؛ برای تغییر قانون اساسی و حذف یا باقی ماندن ولایت فقیه باید رفراندم برگزار شود و... در آن اولین انتخابات ریاست جمهوری خمینی خودش شخصا برای حذف مسعود رجوی از کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری (که مورد حمایت نیروهای ترقیخواه و برخی نیروهای چپ از جمله سازمان چریکهای فدایی خلق بود)، به صحنه آمد و گفت کسانی که به قانون اساسی رأی نداده اند صلاحیت شرکت در انتخابات را ندارند. در آن زمان هم اگر خمینی از رسانه رادیو تلویزیون استفاده انحصاری نمی کرد، مریدان او کمترین شانس  را برای تکیه زدن به مقاماتی که به اعتبار خمینی بر آن تکیه زدند نداشتند. حتی در شرایط کنونی این ادعا که جامعه ایران آدمی شایسته تر از محمود احمدی نژاد برای ریاست جمهوری بین کاندیدا ها ندیده بود و به همین خاطر او به ریاست جمهوری انتخاب شد، سبب خنده و تاسف خوردن به ناگاهی مدعی می شود. حتی هاشمی رفسنجانی از تبلیغات «تخریبی» که علیه او در انتخابات صورت گرفته بود«درد مندانه » شکوه سرداد و کیفر مسببین را به خدا واگذاشت. اصلاح طلبان درون حاکمیت همه از واردشدن «حزب پادگانی» به صحنه و مامورکردن بسیجیان برای گردآوردن رای دهنده به نفع احمدی نژاد ناله کردند.

- چطور می شود ادعا کرد که خمینی از چند دهه پیش تدارک انقلاب اسلامی را دیده بود و رهبر بود. این که خمینی یک تز ولایت فقیه داشت دلیل نمی شود که این تز- که خوانندگان آن جز حوزویان و گروه معدود افراد محقق و مذهبی دانشگاهی ممکن است کسان دیگری نمیتوانستند باشند-، منبطق با شرایط جامعه ایران و بیانگر خواستهای مردم بود و مورد تایید مردم ایران بود. خمینی قبل از آمدن به ایران هیچ جا حرف از برقراری ولایت فقیه در ایران و انحصار قدرت در دست خودش نزده بود. به علاو پرسیدنی است که این خمینی رهبر! از زمان کودتای 28 مرداد  1332 تا آن صدور آن اطلاعیه اعلام عزا در نوروز 42 برعلیه اصلاحات شاه و برابری زنان با مردان و عزا گرفتن برای این که دختران را از 18 سالگی به سربازی خواهند برد، چه کار کرده بود؟

- این درست که رهبری بنا بر کار آمدی و نقش هدایتگرانه و سازمانگرانه فرد و تشکیلاتی در به حرکت در آورد مردم و هدایت مبارزات مردم برای دگرگون کردن نظم موجود، به آن تعلق می گیرد، اما خمینی و شبکه آخوندی در راه انداختن اعتصابات سراسری که رژیم شاه را فلج کرد اصلا نقشی نداشتند. اگر آن اعتصابات(که بعدا رهبران وفعالانش از اولین تصفیه شدگان «پاکسازیها» رژیم  بودند و تحت پیگرد و سرکوبی قرار گرفتند) به ویژه اعتصابات قهرمانانه کارکنان و کارگران صنعت نفت نبود، آن تظاهرات خیابانی عظیم روزهای تاسوعا و عاشورا در اوائل آذر سال  57 اولاممکن بود اصلا امکان شکل گرفتن پیدا نکند ثانیا بدون آن اعتصابات سراسری، الزاما راهپیمایی ها به انقلاب و سرنگونی شاه ختم نمی شد.

- اگر واقعا آنگونه که آخوندهای حاکم مدعی اند و نویسنده مقاله با سرهم بندی کردن مطالبی از گفته های خمینی خواسته به اصطلاح مساله را تئوریزه بکند، جامعه ایران خواهان حکومت شرعی به رهبری خمینی بود، چرا خمینی در سخنرانی بهشت زهرا وعده مجلس موسسان به مردم داد و بعد زیر قول خود زد و آن را تبدیل به مجلس خبرگان قانون اساسی کرد؟ چرا از اول از آخوندهای هفت خط دوربریهای خودش مثل بهشتی و رفسنجانی یکی را مامور تشکیل دولت نکرد؟ چرا از اول اسم مجلس قانونگذاری را مجلس شورای اسلامی نگذاشت و مجلس شورای ملی گذاشت؟

- جناب تحلیلگر فراموش کرده است که خمینی آن خیمه شب بازی گروگانگیری را برای آن راه انداخت تا هم «لیبرالها»یی که دولت و قوه اجرایی را به آنها سپرده بود، و با قانون اساسی دست پخت خبرگان مخالف بودند، درشرایطی قرار دهد که از یک طرف در برابر طرفهای خارجی به ویژه آمریکا سنگ روی یخ بشوند و از سوی دیگر در برابر غوغای مرگ بر آمریکا و جو ملتهبی که به بوجود آمده بود و کنترلی بر آن نداشتند، وادار به کنار کشیدن از قدرت اجرایی شوند. بعد هم در غوغای غلیان  احساسات ضد آمریکایی مردم که دیگر هر صدایی را تحت الشعاع قرار داده بود، قانون اساسی نظام ولایت فقیه دستپخت خبرگان را به تایید مردم برساند. بعد از آن هم آن افشاگریهای آنچنانی دانشجویان پیرو خط امام علیه همکاران دولت موقت مثل میناچی و هرکس از دگر اندیشان که در میدان سیاست حضوری و اسمی داشت از تلویزیون راه افتاد. ملاقات بازرگان  با برژینسکی با اجازه خودخمینی صورت گرفته بود. این را مهندس بازرگان و دکتر یزدی بارها تکرار کردند. خمینی هیچوقت آن را تکذیب نکرد. اما آن بازی را با دولت موقت کرد و آقای عباس امیر انتظام را هم در میان با اتهام ارتباط و ساخت و پاخت با آمریکا به محاکمه که کشیده شد به زندان افتاد و دفاع مهندس بازرگان به عنوان رئیس دولت و این که امیر انتظام کاری مخفیانه نکرده است فایده یی نکرد او رنج سالها زندان جمهوری اسلامی را متحمل شد

اگر خمینی رهبر بود و چب نیز زیر عبای خمینی خزیده بود،پس آن تظاهرات500  هزار نفری روز11 اردیبهشت(اول مه روزکارگر) سال  58(سه ماه بعد از ورود خمینی به ایران) به دعوت خانه کارگر (که نمایندگان حاظر در آن اکثرشان به گروههای چب گرایش داشتند) و با اعلام حمایت سازمانهای سیاسی چب برگزار شد، ناشی از کدام تضاد بود؟ البته حزب جمهوری اسلامی هم در آن زمان در همان روز راه پیمایی گذاشت و تعداد شرکت کنندگان آن هم اگر درست به یادم مانده باشد بیش از یک میلیون نفر اعلام کردند.(مجاهدین خلق روزکارگر را در کرج برگزار کردند). اما بعدا که رژیم  کشتار نیروهای سیاسی به راه انداخت به جنگ با کارگران در مخالفت با روزکارگر رفت، هم چنان که با روز 17 مارس به عنوان روز زن نیز هنوز با زنان آگاه ایران در ستیز است.

-اگر همه دنبال خمینی و انقلاب اسلامی او بودند، پس به خاک و خون کشیدن گنبد و ترکمن صحرا از همان اسفند سال 57 و بعد بطرز وحشیانه یی از 19 بهمن 58 و قتل بزدلانه و ناجوانمردانه رهبران خلق ترکمن و فعالان کانون فرهنگی سیاسی خلق ترکمن و شوراهای ترکمن صحرا و برچیدن آن شوراها ناشی از کدام تضاد بود؟ به خاک و خون کشیدن کردستان به رغم بارها اعلام حزب دموکرات کردستان که آنها خواهان استقلال نیستند و خواهان خود مختاریند ناشی از کدام تضاد بود؟

اعتراض مردم خرم آباد به تغییر نام بیمارستانی که اسم دکتر اعظمی با هویت چب- را که توسط رژیم محمد رضاشاه به قتل رسیده بود- بر آنها گذاشته بودند و رژیم ناچار شد در برابر مردم در آن زمان عقب نشینی بکند، بیانگر چه حقبقتی است؟

- اگر روشنفکران با دنباله روی از خمینی و حمایت از انقلاب اسلامی با شاه به مخالفت برخاسته بودند، چرا خمینی در تابستان سال  58 در دیداری با اعضای کمیته های انقلاب اسلامی سر درد دلش را با آنها باز کرد گفت  « درد زیاد است ما امروز گرفتار سرنیزه نیستیم گرفتار قلمها هستیم. مقاله ها به جای مسلسل به روی اسلام بسته شده است»(1)

-اگر همه دنبال انقلاب اسلامی بودند و پرنسیب خود را به پای انقلاب اسلامی خمینی ریخته بودند و به قول آقای کشگر باده سرداده بوند(که من معنی آن را نفهمیدم. باده نه ناله است نه فریاد که سر بدهند شاید منظور ایشان باده سر کشیدن وبد مستی بوده)، چرا خمینی در آن پیام 26 مرداد 58 اظهار تاسف و در پیشگاه خدا توبه کرد از اشتباهی که کرده و از اول «چوبه های دار در میدانهای بزرگ» به پا نکره و رهبران تمام احزاب و جمعیتها و جبهه ها را و دست اندرکاران نشریات مستقل را که همه را فاسد و مفسد می خواند «درو» نکرده است . مفسدانی که او احتمال می داد که از نسل یهود بنی قریظه باشند که امیرالمومنین در یک روز 700 از آنان را گردن زد و این مثال را برای حقانیت موضعگیری خود، در ضرورت درو کردن دگر اندیشانی می گفت که در عمل نه رهبری او را قبول داشتند و نه اسلام او را و نه مهر اسلامی زدن به انقلاب را نه «امت و مقلد» بودن مردم در برابر امامت وی را.

-اگر رهبری خمینی برآمده از نقش تاریخی او بود، چرا دست به آن یورش ارتجاعی تحت عنون انقلاب فرهنگی به دانشگاهها زد و دانشگاههای کشور را تعطیل کرد تا با تصفیه دانشگاهها از استادان و دانشجویان آزادیخواه  و ترقیخواه که زیر عبای او نرفتند و امامت او را قبول نداشتند، بین دانشگاه و حوزه وحدت ایجاد کند و دانشگاههای کشور را اسلامی کند. که البته از مردم و جامعه پویای ایران شکست خورد. این همه بگیر و به بند از دانشجویان در تمام این سالها خود گواه بزرگی بر شورش علیه شارلاتنیسم خمینی و آخوندها در ادعا هایی که در مورد عدالت و آزادی نهفته در « جمهوری اسلامی » داشتند است. انها با تکیه آنها بر جهل و تعصب و تودهای محروم در ملاخور کردن انقلاب ضد سلطنتی و عدالتجویانه و آزادیخواهانه مردم ایران موفق شدند اما در برابر جامعه پویای ایران و حرکت آهسته ولی پیوسته روشنفکران مردم دوست، بیچاره اند و به ستوه آمده اند و این بگیر و ببندها چیز جز نشانه ترس و وحشت از جاری شدن سیل بنیان کن خشم مردم نیست.

لیستی از آن مصاحبه های خمینی بعد از ورود و اقامتش در فرانسه که نویسنده ارائه کرده، است؛ در واقع موجی از آن چیزی بود که وقتی خمینی در نجف بود، بعد از ماجرای آن مقاله با امضا رشیدی مطلق، رسانه های غربی به ویژه بی بی سی به نفع خمینی و روحانیت شیعه به راه انداختند و هرچه خمینی در نجف و آخوندهای قم می گفتند، در آن دروان سانسور که بعد هم همراه بود با اعتصاب بزرگ مطبوعات، به اقصی نقاط کشور می گستراندند. در آن روزهای انقلاب، اگر در مرحله یی جمع کثیری از تشکلها به حمایت از خمینی پرداختند، برای جلوگیری از افتادن شکاف در صفوف مردم در مبارزه با رژیم شاه بود و نگرانی از احتمال اقدام ارتش بود، شبیه آنچه سوهارتو در اندونزی به مبادرت کرد بود. روشنفکران و گروههای سیاسی در آن زمان از اول صف خود را از خمینی و مریدان و مقلدان و اسلام خواهان جدا کرده بودند. بعد از به قدرت رسیدن خمینی نمی خواستند گامهایی بردارند که سبب سوء استفاده خمینی بشود و آتشی را که آن آخوند شرور خونریز می خواست به پا کند، بیافروزد. نمونه فرهنگی و ادبی ماندگار این مرزبندی تاریخی را شاملوی بزرگ در شعری که به دل همه ایرانیان ضد ارتجاع نشست، در شعر «در این بست» با برشمردن صفاتی برای خمینی و دارو دسته اش و تصویر سازی از اعمالشان از خود به یادگار گذشته. او در آن شعر خمینی را به درستی  «ابلیس پیروز مست» نام نهاد و به نظر من در این شعر که خود شاهکاری از شاهکارهای شاملو است، یک مصرع آن شاهکار شاهکارهای اوست. انجا که عملکرد رژیم را به «کباب قناری، بر آتش سوسن و یاس» تشبیه کرده است. صحنه هولناکی از نابود کردن هرآن چیزیی که مظهر زیبایی و زندگی است. مثل کاری که روح الله الموسوی الخمینی، ذریه رسول الله و عبد صالح خدا و آخوندهای همراه و پاسداران و کارگزاران مرید و مقلدش، با ایران و ایرانی کردند. آن شعر را شاملو در 31 تیر ماه 58 سروده بود.

«روشنفکران» را که البته نویسنده مقاله به برای ملغمه یی بکار برده که کسانی که قربان صدفه خمینی هم می رفتند در آن قرار می گیرند، نمی شود اینطور بکار برد. روشنفکران با موضع انتقادی در برابر حاکمیت و حکومت و برای تغییر «وضع موجود» به وضع مطلوب، و با موضعی در دفاع از آزادی اندیشه و بیان رد سانسور می گیرند باید دسته بندی کرد. مریدان خمینی هیچکدام در شمار روشنفکران به مفهومی که در ایران بکار می رود نبودند و روشنفکران ایران هیچکدام مرید خمینی نبودند. خط حزب توده در دنبال روی و حمایت از خمینی هم در بین گروههای چپ مطرود بود و هم در بین روشنفکران. کسانی مثل احسان طبری با همه دانشی که داشت چون حزبی بود دیگر از جرگه روشنفکران خارج و یک فعال حزبی بود که باید سیاستهای حزب را تایید می کرد و دریغ که حزبی بود. چپ و روشنفکران ایران اگر در برابر توحش و درنده خویی آخوندی شکست خوردند به خاطر آن بود که مبارزاتشان آزادیخوهانه و ترقیخواهانه و عدالتجویانه بود و برای اعتلای فرهنگی و در جهت رفع محرومینت های مردم و پیشرفت کشور بود. و برای این کار در دوره بعد از سرنگونی نظام شاهنشاهی و خلاء قدرت قبل از هرچیز ثبات و آرامش لازم بود. البته نه به قیمت مثل بردگان مطیع بودن. خمینی و آخوندها بودند که همه جا دنبال اعمال خشونت رسمی و غیر رسمی (با دسته های اوباش حزب الله) بودند. انقلاب خیلی سریع به سرنگونی شاه منجر شد و خمینی به قله قدرت پرید. رهبران گروههای مبارز چریکی زمان شاه  در ماههای گسترش تظاهرات علیه رژیم شاه در زندان بودند. وقتی رژیم شاه سرنگون شد، یکی دو ماه بیشتر نبود که از زندان در آمده بودند.با این که آنها در زمینه سازمان دادن آن گروههای عظیمی که به خاطر مبارزات زمان شاه و اهداف عدالتخواهانه و برابری طلب گروههای چپ به آنان روی آورده بودند برنامه مناسب و تجربه و تشکیلات لازم را نداشتند، اما به خاطر اعتماد و استقبال بخش آگاه قشرهای گوناگون و حمایت روشنفکران کشور از آنان می توانستند به موفقیتهایی بزرگی در زمینه سازماندهی مردم برای دستیابی به خواسته های خویش، دست پیدا کنند. اما خمینی از آغاز در فکر «درو کردن» همه دگر اندیشان بود. نویسنده مقاله ردی کارنامه روشنفکری، به نظر می رسد خمینی را از مجموعه صیحفه نور کشف کرده، بدون این که وقایع همزمان آن موضع گیریهای خمینی را مورد توجه قرار بدهد.

خمینی و آخوندها اگر بر روشنفکران و نیروهای انقلابی پیروز شدند، به خاطر ایمان و اعتقادشان به اسلام ناب و اجرای احکام شرع و پیروی از سیره نبوی بود. آنها کاری نداشتند که این احکام و معیارها مناسب حل مسائل مردم ایران هست یا نه. این را در همان دو سخنرانی خمینی که من بارها به آن اشاره کرده ام و همچنان معتقدم از معتبرترین سندها برای شناختن واقعیت جوسیاسی موجود در کشور در زمان سرنگونی شاه و موقعیت و جایگاه واقعی خمینی در جامعه تحول خواه ایران که علیه رژیم شاه دست به انقلاب زده بود است، به روشنی می توان دید. از جمله این که در سخنرانی 3 خرداد58 به مردم القاء می کرد که شما که جوانهاتان را دادید می خواستید مملکتتان مثل سویس بشود؟ شما اسلام را می خواهید شما برای اسلام جوانهاتان را دادید (2). و در سخنرانی 26 مرداد هم با توبه در پیشگاه خدا و عذر خواهی از مردم به خاطر غفلت و کوتاهی که در که دور کردن دگر اندیشان و برپا کردن چوبه های دار در میدانهای بزگ کرده بود، تاکید کرد با ید از اول همه حزبها را تعطیل و رهبران آن را درو می کرد و فقط یک حزب و آن حزب الله و حزب مستضعفان را برای اتحاد مستضعفان جهان بوجود می آورد. او هم چنین با اشاره به گردن زده شدن 700  تن از یهود بنی قریظه در یک روز، توسط علی بن ابی طالب تاکید کرد که برای او اهمینی ندارد که در نشریات خارج برعلیه او مقاله بنویسند و او می خواهد احکام اسلام اجرا بشود (3). شخص ولی فقیه کنونی سید علی خامنه ای هم در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان به مناسبت 16 آذر در سال 67 چند ماه بعد از جنگ و درز کردن خبر کشتار زندانیان سیاسی وقتی یکی از دانشجویان در مورد دلیل اعدامها و نقض حقوق بشر و این که «این اعدامها آیا مسائله یی را هم حل کرده است» اول یک اتهام و به برچسب به  سوال کننده زد که این سوال مثل همان مطالبی است که رادیو اسراوئیل به جمهوری اسلامی نسبت می دهد و بعد اضافه کرد:« اعدام برای اجرای احکام الهی است ممکن است احتمالا مساله یی راهم حل بکند یا نکند». آخوندها با چنین ایمانی به و خدا واسلام و سرمشق قرار دادن امیر المومنین، با کشتار و سرکوب قدرت را قبضه کردند و تا کنون هم با به کار گرفتن سر کوب در قدرت مانده اند. مجموعه شرایط آن زمان از جمله همسایگی ایران نفت خیز قرار گرفته در حاشیه خلیج فارس و تنگه هرمز- مهمترین گذرگاه صادرات نفت به سوی کشورهای غربی– ، با شوروی کمونیست به کمک اخوندها آمد تا با حمایت غرب از جایگزین شدن خمینی به جای شاه، او نقش جلوگیری از «تبدیل شدن ایران به یکی از اقمار شوروی » و وظیفه زیر آب کردن سر کمونیستها و نیروهای ترقیخواه را به نام اسلام، به نحو«شایسته تر» و گسترده تر ادامه دهد. به علاوه در عمل در موارد مسائل عادی و روزمره زندگی هم خمینی در دنیای خودش و بیگانه با مردم بود. تحریم موسیقی و گوشت یخ زده بدون مشورت با دولت و پرسیدن نظر مطلعان امر، (گوشتها با ذبح شرعی کوسفندان، با حضور ناظرانی ابران به ایران صادر می شد) یا آنچه که در قوانین جزای اسلامی آمده است قوانینی که آخوند بهشتی «سید الشهدا»ی رژیم ضد ایرانی و مردم ستیز و آزادی کش ولایت فقیه هم از دست اندرکاران اصلی تدوین آن بود، این اعتقاد و ایمان به اسلام و بیگانگی با مردم و جامعه ایران به خوبی مشهود است. آنجا که جان  زن به اندازه نصف جان مرد ارزشگذاری شده، آنجا که مجازات قطع دست دزد و سنگسار و از حدقه در آورد چشم، در شمار مجازات قرار داده شده و انجا که پرداخت دیه با درهم و بز وشتر و تعیین شده است. بسیاری از کسانی که عکس خمینی را در ماه دیده بودند اگر می دانستند «حضرت امام» در رساله مهم خود تحریرالوسیله که به عربی نوشته بود، در مبحث نکاح، مساله تفخیذ و کامجویی و ارضای جنسی با دختر بچه شیرخواره را(به جز دخول) جایز شمرده است، با تف و لعنت از او رویگردان می شدند. ولی مگر چقدر جمعیت مسلمان نماز خوان نه تحریریه الوسیله که به زبان عربی بود، بلکه سایر رسالات و مهملات آخوندی را می خواندند و می خوانند؟ کسی دنباله رساله نبود. شاید بعضی از حاجی بازاریها بودند . آیا واقعا میلیونها جمعیت روستایی و شهری مسلمان، اسلام را در رساله ها آموخته بودند و اهل مرجعه به رساله بودند؟ تازه هم در روستاها و هم در شهر تعداد مسلمانانی که نماز نمی خوانند بسیار فراوانند

فرمایش «امام راحل» در واکنش به نظرات چپ در بحثهای آن اوائل انقلاب- که تاکید می کردند اقتصاد زیر بناست- مبتی بر این که الاغ هم همه چیزش اقتصاد است در شهریور سال 58 در دیدار با انجمن اسلامی کارکنان رادیو، که در بین مردم به اقتصاد مال خر است معروف شد، خود تفاوت فهم و درک و فاصله بین آن ذریه رسول الله و عبد صالح خدا ، با چب ملحد را که مساله اش برخورداری محرومان از زندگی بهتر و امکانات لازم برای رشد استعدادهاشان و برخورداری عادلانه کارگران و زحمتکشان از ثروتی که تولید می کنند بود نشان می دهد. اما خمینی برای اعمال ولایت و انحصار قدرت نیازی نه بفکر کردن به این مسائل داشت و نه پاسخ گویی به مردم. او می خواست همه چیز منطبق با معیارهای اسلامی و برداشتهای خودش از اسلام باشد و خود را هم ادامه دهنده حکومت پیامبر می دید به همین خاطر خود را در برابرهیچکس جز خدای ناپیدای بی صدای بی مکان، پاسخگو نمی دید.

حکمی هم که نویسنده مقاله صادر کرده مبنی بر این که روشنفکران باید در همان نظام آریامهری و از راههای قانونی به «کوششها دوران تجدد» ادامه می داد، باز هم نشانه بی توجهی به شرایط و مرحله یی است که جامعه در آن قرار داشت. در آن زمان دیگر نظام سلطنتی به دلیل حالت انفجاری جامعه ظرفی نبود که بشود در آن به کوشش برای تجدد ادامه داد. خیلی دیر شده بود. شاه حتی تا یک سال قبل از شنیدن صدای انقلاب- زمانی آتش و دود در حال رسیدن به کاخ سلطنتی اش بود؛ تجمع جبهه ملی در باغی در کاروانسرا سنگی کرج را با اعزام چمقدارانش به هم زد. چطور می شد در آن شرایط انفجاری پاییز و زمستان سال 57، به جای تسریع در سرنگونی رژیم امنیتی و پلیسی آریامهر، در اوهام ادامه تجدد در ادامه بقای آن رژیم فرو رفت.

خلاصه این همه سرهم بندی کردنهای نویسنده مقاله برای این بوده است که این حکم بی ربط با واقعیتهای انقلاب سال 57 را صادر کند که : «متاسفانه روشنفکری ایران در عمل دانسته، یا ندانسته راه شرعی را که دیر یا زود به استقرار قوانین دینی منجر می شد، برگزید»، و نیز با صدور حکمی شبیهه حکم مرتد و خارج از دین شمردن فرموده اند که:

« آری روشنفکر عرفی ما در برابر آیت الله خمینی خود را برهنه کرد و برای انقلاب اسلامی باده سر داد و نقطه پایانی بر حیات عرفی خود و کوشش های هشتاد ساله دوران تجدد گذاشت. متاسفانه کارنامه این نسل از „اهل فکر“ و اهل سیاست ما، در اینمورد کارنامه ردی است! و مُهر قرمز روفوزه شد! بر پیشانی آن تا سالها و قرن ها باقی خواهد ماند!». باید عرض ایشان رساند که نه قربان واقعیتهای کنونی جامعه ایران نشان می دهد که مهر ردی و باطل بر کارنامه روحانیت خورده است ونه روشنفکران ایران. خمینی و افکارش بیش از یک دهه است که دیگر به بایگانی سپرده شده است و دیگر به وضوح می شود دیده می شود که جناحهای رژیم در جدل های خود-به ویژه جناح موسوم به اصلاح طلب که از سوی جناح رقیب گاه و بیگاه متهم به  گام گداشتن در مسیر جدایی دین از سیاست می شود-، گفته های خمینی را با تفسیر خود به عنوان سندی در ادامه راه  «امام » ارائه می دهند. برای نسل جوان، برای زنان برابر طلب، برای کاگران زیر خط فقر ... یاد خمینی یاد یک بیداگر و شیاد است. منبع هدایت فکری نسل جوان باز هم جامعه روشنفکری ایران است که قربانیان چون پوینده و مختاری در بین آنان وجود دارند . تولیدات فرهنگی مورد اقبال مردم اکثرا آنهایی هستند که معیارهای تحمیل شده آخوندی را به چالش می طلبند و یا نگاه نقادانه به وضع موجود دارند. که می شود این را در فبلمهای بسیاری دید، از جمله در فیلمهایی ساخته شده توسط محسن مخملباف کارگردان سابقا حزب اللهی که با چشم گشودن به واقعیتها، رویکرد نقد نظم و معیارهای موجود را برگزید و فیلمهایی در خور توجهی مثل دستفروش و نوبت عاشقی را ساخت و سنایور فیلمی چون «روزی که زن شدم» را نوشت . هم چنین است کار بسیار ارزشمند بهمن فرمان آرا در فیلم خانه روی آب. در موسیقی، محبوب ایرانیان داخل وخارج کشور گروه مستان همای با شعرهای ارتجاع ستیز هنرمند مردمی سعید جعفر زاده «همای» است که به کلی بیگانه فرهنگ آخوندی است. خلاصه باز هم این جامعه روشنفکری ایران است که الهام بخش نسل جوان است و نشانه های آن بیتهایی از شعر مینا اسدی مقیم سوئد و شاملو ی خفته در خاک میهن در پلاکارد های دانشجویان در تظاهرات است.

درپایان به خوانندگان این سطور توصیه می کنم آن دو سخنرانی خمینی را بخوانند و تا آنجا که می توانند خواندن آن را به دوستان و آشنایان و علاقمند به مسائل سیاسی توصیه کنند . چون انتخابات ریاست جمهوری رژیم پیش روست و ممکن است باز ادعاهای دروغی در مورد دموکراسی خواه بودن خمینی ازکسانی مثل خاتمی موسوی کروبی شنیده شود. لینک دو سخنرانی خمینی که همراه مقدمه یی از نگارنده است در زیر آمده است.  

منابع و توضیجات :

1- این سخنان در کیهان 10 خرداد 58 درحج شده است. بخشی از آن چنین است.«من از شما تشكر مي كنم كه آمديد از نزديك با هم ملاقات كنيم و درد دلمان را بگوييم. درد زياد است. ما از سرنيزه ها و مسلسها فارغ شديم و اكنون سر قلمها بر ضد ماست. قلمها جاي سرنيزه آمده است. مقاله ها به جاي مسلسل به روي اسلام بسته شده[...]ما گرفتار به اصطلاح روشنفكرها هستيم . ما گرفتار آزاديخواهان هستيم [...] آنها آزادي را نمي دانند چيست و من اميدوارم يك وقت ملت ما و آزاديخواهان ما بيدار شوند و از اين غربي بودن بيرون بيايند».».

2-  لینک سخنرانی 3 خرداد 1358 خمینی

http://asre-nou.net/php/view_print_version.php?objnr=2185

3- لینک سخنرانی 26 مرداد 1358

http://iradj-shokri.blogspot.com/2008/08/blog-post_18.html

                                                    http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=3030 مقاله علی کشگر *

11 اردیبهست 1388- اول  مه  2009

http://iradj-shokri.blogspot.com

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن