بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
ایرج شكری

 چرا با دکتر هزارخانی گفتگو نکردم

در صفحه ۶ بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت»، در «سندی» که دست نوشته ای از دکتر قصیم است و مربوط به زمانی است که مریم رجوی و دستیارانش می خواستند به اخراج خودسرانه و خلاف اساسنامه و غیابی من از شورا، مهر شورایی بکوبند، به«فرصت عالی آمدن آقای دکتر هزارخانی» به خانه من برای «دلجویی» اشاره و یادآوری شده است که من در آن زمان فراموش کردم «که چه کسی با چه وزنی و به چه منطور نیکی قدم رنجه کرده است». در مورد آمدن دکتر به خانه من مساله این بود که مریم رجوی و مسئولان سازمان مجاهدین کاری مستبدانه و خودسرانه و خلاف اساسنامه و آیین‌نامه شورا (نفرستادن بیاینه شورا به من برای اظهار نظر) کرده بودند و آن را با تاکید بر «تصویب به اتفاق آراء» انتشار داده بودند و بعد از این که آن خلاف را یاد آوری کردم، دست به خلاف بزرگتری زدند و با قلدرمنشی آمیخته به بلاهت، یک نامه ۵ صفحه ای پر از دروغ پردازی و تحریف و مهملات به عنوان پاسخ به من فرستادند. آنها حاضر به پذیرش اشتباه و عذرخواهی نبودند، و الا مساله از اول با یک عذر خواهی و این که اشتباه شده است، حل شده بود.

آقای دکتر هزارخانی تلفنی قراری با من گذاشت و به خانه من آمد و این زمانی بود من در حال نوشتن پاسخ به آن نامه ۵ صفحه ای دبیر ارشد شورا  بودم. وقتی دکتر آمد گمانم ده روز یا بیشتر از ارسال نامه دبیر ارشد شورا به من گذشته بود. ایشان به عنوان فرستاده دستگاه رهبری مجاهدین آمد. دکتر هزارخانی به من گفت که آنها می پرسند که چکار می خواهید بکنید(یعنی من چه تصمیمی دارم). من به آقای دکتر گفتم «آقای دکتر چرا اینها از شما مایه می گذارند، چرا کسی از خودشان نیامد»، دکتر گفت می گویند شما با آنها ضد شده اید، به خاطر این است از من خواستند بیایم. من گفتم آنها هستند که خلاف اساسنامه و آئین نامه شورا عمل کرده اند و جواب نامه مسالمت جویانه مرا(نامه ای که به مریم رجوی نوشته بودم)* با قلدرمنشی جواب داده اند. من به آقای دکتر گفتم شما به آنها بگویید که من در حال نوشتن جواب هستم. دلیل این که من با آقای دکتر هزارخانی به عنوان فرستاده دستگاه رهبری جبّار مجاهدین، وارد صحبت نشدم دقیقا به خاطر ارج و منزلت و «وزنی» بود که برای او قائل بودم و میانجی کردن و واسطه قرار دادن او را برای ماستمالی کردن رفتار قلدرمنشانه و خودسرانه یی که اعزام کنندگان او مرتکب شده بودند، سوء استفاده رهبری مجاهدین، مخصوصا مریم رجوی به عنوان جانشین مسئول شورا و مهدی ابریشمچی به عنوان بالاترین مسئول سازمان مجاهدین حاضر در شورا، از منزلت  دکتر هزار خانی می دانستم. منزلتی که پیش همه ما داشت. به ویژه به خاطر سالها همکاری تحت سرپرستی و مسئولیت او در انتشار نشریه شورا که از نیمه سال ۶۵ تهیه گاهشمار آن بعهده با من بود و بعد در نشریه ایران زمین، رابطه صمیمانه و احترام آمیزی بین ما بود و من ارادت بسیار به ایشان داشتم و در سالهای قبل از ترک شورا، هر سه چهار ماه یکباری از او برای شام دعوت می کردم خانه من بیاید.

مصاحبت با دکتر برایم همیشه دلپذیر بود. بعد از ماجرای آن مقاله من که در آن پیشنهاد تشکیل جبهه همبستگی برای آزادی و دموکراسی را داده بودم و لحن و نحوه برخورد مسعود رجوی با من در آن مکالمه تلفنی از بغداد* و بعد چگونگی تصویب و اعلام آن طرح، دیگر قویا به این نتیجه رسیده بودم که رهبر خودپرست و خود شیفته* و خودبزرگ بین مجاهدین، هیچ احترامی برای هیجکس قائل نیست و اگر هم وانمود می کند که ارج و منزلتی برای کسی قائل است، مزوّرانه و ناصادقانه و فرصت طلبانه است و این نگرش و رفتار آنها در مورد دکتر هزارخانی هم صادق بود. رد کردن بحث با دکتر به عنوان فرستاده مجاهدین، به خاطر تجربه و مشاهدات من از دو سه مورد رفتار ناپسند و خودخواهانه و قلدرمنشانه نسبت به دکتر از سوی رهبری مجاهدین هم بود. به نظر من دکتر هزارخانی در دستگاه بشدت آلوده و گندیده از خودخواهی مسعود رجوی، بشدت مورد استثمار معنوی و ارزشی قرار گرفت و «هدر» رفت و بیهوده فرسوده شد.

دو سه مورد در زمینه قدر نشناسی و عدم ارج گذاری به کسی مثل دکتر در رفتار رهبری خود شیفته و تازه به دوران رسیده مجاهدین در خاطرم «حک شد»است، یکی مربوط به گفتگویی است که با مسعود رجوی بر سر مساله حذف اسم شاملو از مصاحبه من با دکتر هزارخانی که در نشریه شورا (دوره دوم  شماره ۱۱ فرودین ۱۳۷۳) داشتم. قبلا به این مساله اشاره کرده بودم که به خاطر مخالفت دوتن از مجاهدین (محسن"ابولقاسم" رضایی و حسین مهدوی) که به عنوان نمایندگان مسئول شورا در تحریریه نشریه شرکت داشتند، با بودن اسم شاملو در یکی از سوالهای من در مصاحبه با دکتر هزارخانی و استفاده از «حق وتو» یی که داشتند برای حذف آن، من ضمن انتقاد از آقای دکتر هزارخانی که اصلا چرا گفتگوی من با خودش در مورد فرهنگ و هنر و روشنفکران را برای بحث و اظهار نظر به تحریریه آورده است، جلسه تحریریه را تحریم کردم و نامه ای هم به ایشان به عنوان مسئول نشریه نوشتم که در آن از عملکرد مجاهدین انتقاد کرده و یاد آور شدم که من از این ببعد در آنچه به مسائل فرهنگی و اجتماعی مربوط است به آن«وتو» که «نامشروع» نامیدمش، تن نخواهم داد**.

سال بعد از این ماجرا، در تابستان۷۴، اجلاسی از مسئولان کمیسیون ها در بغداد برگزار شد که من و چند نفر دیگر را هم به عنوان میهمان و ناظر به آن دعوت کرده بودند. جلسات این این گردهمایی اگر درست به یادم باشد هفت روز طول کشید. من از طریق گردانندگان جلسه پیغام داده بودم که می خواهم چند دقیقه ای با مسعود رجوی در مورد کار نشریه شورا صحبت کنم. در حاشیه یکی از نشست ها، این فرصت فراهم شد و در حالی که محسن(ابوالقاسم) رضایی هم کنار من بود من ماجرای حذف اسم شاملو از مصاحبه ام با دکتر را با مسعود رجوی مطرح کردم و گفتم اعمال حق وتو از طرف دوستانش در این مورد کار نادرستی بود.

انتظار من از «مسعود رجوی»، کسی که در نیمه خرداد سال ۶۰ در پاسخ به پیامی که گروهی از نویسندگان و شاعران(از جمله شاملو) به مناسبت سالگرد شهادت بنیانگذاران سازمان مجاهدین فرستاده بودند، پاسخ را خطاب به شاملو فرستاده بود و از او با عنوان« شاعر شاعران، خورشید درخشان آسمان ادب ایران» نامبرده بود(مجاهد شماره ۱۲۳ – ۱۴ خرداد ۱۳۶۰)، این بود که این عمل دوستان خود را تقبیح کند، اما من با برخوردی رو به رو شدم که واقعا برایم عجیب و دور از انتظار بود. او از محسن رضایی سوال کرد که مساله مصاحبه من با دکتر هزارخانی، مربوط به قبل از رفتن «شریف» و دکتر هزارخانی به دیدار شاملو(وقتی به سفر خارج کشور آمده بود) بوده است، یا بعد و اضافه کرد که اگر بعد از آن بوده که این که دیگر اهمیتی نداشته است و همانجا اضافه کرد که «من مریم را به خاطر فرستادن شریف به طور جدی مورد انتقاد قرار دادم، دکتر هزارخانی رفته بود کافی بود حالا[شاملو] این را می تواند همه جا خرج کند»).

من واقعا از این حرف او به قول معروف «خشکم زد» که این بابا چه می گوید، این مسعود رجوی است که چنین دچار خود بزرگ بینی بیمارگونه شده است؟ چطور این آدم نمی فهمد که شاملو بزرگتر از آن است که نیازی به «خرج کردن» اعزام فرستاده از سوی مجاهدین و درخواست از او برای ماندن در کنار حضرت ایشان را داشته باشد. از طرف دیگر متوجه شدم که یک نوع «اشرافیت» و تافته جدا بافتگی، برای خود و دم دستگاهش قائل است و در آن بینش منحط و ارزشگذاری ناشی از تازه به دوران رسیدگی، حتی دکتر هزارخانی فرو دست شمرده می شود. (البته این «تافته جدا بافته» بودن از زمان انقلاب ایدئولوژیک در تبلیغاتشان موج میزد) حال آن که برای کسانی چون من قبل از قرار گرفتن در روابط و مناسبت مجاهدین و شورا، دکتر هزارخانی «پرچم شورایی» بودن شورا بود و حضور او و بعد از او کسانی مثل آقای متین دفتری بود که به شورا جلوه یک تشکل فرا گروهی و غیر ایدئولوژیک و اعتبار می داد(اگرچه رفته رفته متوجه شدم که این برداشت من، با واقعیت آنچه جریان داشت نمی خواند). و الا مسعود رجوی که نمی توانست و نمی تواند به تنهایی با خود و سازمانش و با آفریدن مهرتابانش، ادعای تشکیل «آلترناتیو دموکراتیک» بکند و یا با  جمع کردن عده ای مطیع دور خودش ادعای تشکیل «پارلمان در تبعید» بکند. اگر هم بکند جز خودش کسی قبول نمی کند(هم چنان که خیلی از ایرانیان ضد رژیم و جمهوریخواها از سالها پیش بر«زائده» سازمان مجاهدین بودن شورا تاکید می کردند).

مسعود رجوی در همانجا در ادامه صحبت هایش گفت - این عین جمله خود اوست- که:«در زمان شاه از سرهنگ به پایین با مردم بودند، حالا کارمندها برای رژیم کار می کنند». بعد من گفتم که اگر اینطور است شما چند وقت پیش در یکی از صحبتها شعری از شفیعی کدکنی ذکر کردید، او در دانشگاه تدریس می کند. مسعود رجوی گفت اگر در دانشگاه تدریس می کند نباید شعری از او را بکار می گرفتم. این همه استاد معلم اخراج کردند، چرا او را اخراج نکردند. معلوم است که کسی که چنین دیدی نسبت به جامعه و مردم دارد، و کارمند ها را هم در خدمت رژیم می داند، نمی تواند نه مسائل مردم و جامعه را درک کند و نه با مردم ارتباط برقرار کند و به راههای سازماندهی مبارزات آنها فکر کند.

مسعود رجوی از مردم متنفر است و این اتهام نیست که او واقعا آنها را مثل همان«اهل کوفه» می داند  و خود را «حسین» زمان و هر سال در ماه محرم و در مراسمی که به مناسبت عاشور برگزار می شود، با قرائت زیارت عاشورا نفرت و بیزاری خود را نسبت به آنها اعلام و این نفرت را به بدنه سازمان هم تزریق می کند. او خیلی وقت است از مردم متنفر است. شاید اولین بار به نحو بسیار آشکار و در برابر دوربین این نفرت را زمانی که از فرانسه به عراق رفت و در آنجا به زیارت مرقد امام حسین رفت و کنار ضریح امام حسین سه بار هل من ناصر ینصرنی گفت که دفعه سوم آن با غیظ و غضب شدید و در عین حال بی معنی و انزجار برانگیزی همراه بود، نشان داد. حالا همین آدم مدعی مبارزه برای سرنگون کردن رژیم با«انقلاب نوین» است، انقلابی که طبعا باید نیروی بنیان کن خود برای درهم کوبیدن رژیم با تمام نهاد های سرکوبگر آن را، از توده های بپاخواسته بگیرد، می بینیم که ایشان به کجاها دخیل بسته و چه می کند.

من بعدا در یادداشت و گزارش هفته نامه ایران (زمین شماره ۸۰ دوم بهمن- ۱۳۷۴)، با یاد آوری اهمیتی که از سوی رئیس جمهور و دولت فرانسه به شهروندانی که گروگان گرفته شده بودند و تلاش برای آزادی آنها و بعد به استقبال آنها به فرودگاه رفتن و نیز مورد خبرنگاری که زمانی توسط دولت ببرک کارمل به اتهام جاسوسی در افعانستان دستگیر و محکوم به زندان شده بود و با فشار میتران رئیس جمهور فرانسه آزاد و به مسکو فرستاده شد و میتران هواپیمای کنکورد اختصاصی رئیس جمهور را برای آوردنش فرستاد، نازل و سخیف بودن آن دیدگاه مسعود رجوی را که گفته بود رفتن مهدی ابریشمچی پیش شاملو را حالا او(شاملو) همه جا «خرج خواهد کرد» به طور ضمنی و با کنایه مورد انتقاد قرار دادم(۱). آن وقت همین آدم(مسعود رجوی) وقتی شاملو درگذشت  خطابه بلندی در ستایش از او خواند و اورا شایسته جایزه نوبل دانست.

مورد دیگر، رفتار ناشایست مسعود رجوی با دکتر هزارخانی زمانی بود که دکتر به خاطر آن که بعد از سالها، مادر سالخورده اش به فرانسه و برای دیدن او آمده بود به اجلاسی که در بغداد تشکیل شد نرفت. مادر سالخورده دکتر به سختی قادر به راه رفتن بود اغلب با صندلی چرخدار جا به جا می شد. مدتی بعد یک اجلاس میاندوره ای در اور سورواز تشکیل شد که مسعود رجوی هم از عراق تماس تلفنی با جلسه داشت. او در آن جلسه با لحن عصبی و سرزنش آمیز به دکتر گفت که آن همه به شما تاکید کردم بیایید نیامدید حالا از روی عکسها در آورده اند(منظورش رژیم بود) که شما در اجلاس حضور نداشته اید. دکتر هم در پاسخ گفت من که به شما عرض کردم چرا نمی توانم بیایم. تاریخ این رویداد متاسفانه به طور دقیق یادم نیست اما بعد از رئیس جمهور شدن خاتمی یا در اواخر تابستان ۷۶ و یا در نیمه سال ۷۷ بود. مدتی بعد از آن جلسه میاندوره ای من دکتر را دعوت کردم شام به خانه من بیاید. من ضمن صحبت ها به دکتر گفتم که آن رفتار مسعود رجوی خیلی زشت و ناشایست بود و از طرف دیگر مطمئن هستم که دروغ می گفت که رژیم از عکسها در آورده است که شما در آن اجلاس نبوده اید، چون اگر اینطور بود حتما رژیم در نشریاتش یک داستانی برای آن سرهم می کرد و از آن استفاده می کرد و از این گذشته اگر به فرض هم اینطور بوده باشد، باید آن را به طور خصوصی با شما مطرح می کرد نه در آن جلسه و با آن لحن. دکتر گفت که من به او گفته بودم که من این احساس را دارم  که آخرین باری است که من مادرم می بینم. بعد هم اضافه کرد که ما از این اجلاس ها بازهم خواهیم داشت. من واقعا تعجب کردم از این که دکتر قبلا به رجوی یاد آوری کرده بوده است که به چه دلیل نمی تواند در اجلاس شرکت کند، اما آن آدم خودخواه بیمار، آن رفتار ناشایست را در آن جلسه با دکتر داشت.

مورد دیگر رفتار ناشایست و انزجار برانگیز آموزش یافتگان مکتب رجوی نسبت به دکتر هزار خانی، مربوط به زمانی بود که به که من مطلبی در مورد مرگ سعیدی سیرجانی در ایران زمین نوشته بودم. ماجرای نحوه دستگیری و مرگ سعیدی سیرجانی در زندان از جمله مرگهای مشکوک و قتل های اسرار آمیز و سربه نیست کردنهای روشنفکران بود که چهار سال بعد در شروع ریاست جمهوری خاتمی با از پرده برون افتادن نقش «عناصر خودسر» در وزارت اطلاعات رژیم، اسم قتلهای زنجیره ای گرفت. من مطلب کوتاهی در یادداشت و گزارش نوشته بودم، دکتر هزارخانی به من گفت یک مقاله جداگانه برای آن بنویسم. در آن زمان اول خبر مفقود الاثر شدن او در ایران شنیده شد، بعد که اعتراض های شدیدی در خارج کشور به این مساله نشان داده شد، وزارت اطلاعات تحت اداره آخوند فلاحیان جنایتکار ناچار دستگیری او را گردن گرفت، البته با اتهاماتی نظیر مبادرت به لواط در جلساتی تحت عنوان «کشک و بادمجان خوری» که اتهامی از ابتکارات فلاحیان و دستیارش سعید امامی بود. در یک رویداد بیسابقه، دو نامه سرگشاده اعتراض با امضاهای بسیار درست یادم نیست که یکی بیش از سیصد یا بیش از پانصد امضا و یک نامه دیگر بیش از صد امضا از افراد با گرایشها و سوابق گوناگون داشت. در آن مقاله که با تیتر «درگذشت سعیدی سیرجانی؟» در ایران زمین شماره 28 دهم آذر 73 درج شد، در آغاز یاد آور شده بودم که « رسانه های خبری از قول رژیم اعلام کردند که سعیدی سیرجانی مورخ و محقق و نویسنده، در بازداشتگاهی در تهران به سکته قلبی در گذشته است. اما کیست که باور کند که در این کارزار تهدید و توهین نسبت به نویسندگانی که بیانیه یی در اعتراض به سانسور رژیم انتشار دادند، در گذشت سعیدی سیرجانی  مرگ دریک بازداشتگاه، مرگی طبیعی و ساده بوده است؟» در پایان هم نکاتی از کتاب «بیچاره اسفندیار» را نقل کرده بودم که در آن به وضوح رژیم را با این جملات «فرمانروایان روزگار ما هم برای دوام سلطهً خود، نسل جوان را یاد میدانهای جنگ به خون می کشانند یا در صفهای جیره بندی، برخاک می کارند»، به انتقاد گرفته بود.

 اتفاقا از قبل قرار بر تشکیل یک اجلاس میاندوره ای بود که برابر بود با فردای انتشار نشریه. جلسه که تشکیل شد، مهدی ابریشمچی که به خاطر «پاکبازی» در انقلاب ایدئولوژیک، به مظهر « تعصب انقلابی»تبدیل شده و منبع و محور جّباریت و نسق گیری و پرونده سازی عیله هرچه منتقد و «غیرخودی» است، و دنائت و عقدهای پنهان در ضمیرش را با آن «اعتراف گیری» مستهجن منتشر شده در زمستان سال قبل به نمایش گذاشت، ضمن ابراز نفرت «زیارت عاشورایی» و ناسزا گفتن به سعیدی سیرجانی(سیرجانی نامه سرگشاده یی به رفسنجانی نوشته بود و توجه او «مسائل واقعی» کشور را مورد حمایت قرار داده بود و شاید در همان نامه یا در نوشته دیگری انتقادی هم از مجاهدین به خاطر رفتن به عراق کرده بود) با خشم و برافروختگی به انتقاد از مقاله یی که من نوشته بودم پرداخت. من به این آدم مستبد پرونده ساز بیشرم که «بیانیه تفصیلی» اخیر شورا  با «فرمول بندی»ها و برچسب زنی های رذیلانه ای که از صاحب شخصیتی نظیر شخصیت و منش و بینش حسین شریتعمداری ساخته است، ساخته ذهن اوست و تحت مدیریت و او تهیه شده است، یاد آور شدم که آقای دکتر هزارخانی مسئول و سردبیرنشریه مطلب را دیده و خوانده و درج کرده و یاد آور شدم که دو نامه با صدها امضاء در کیهان لندن در اعتراض به مساله دستگیری او درج شده بود و حالا اعتراضات زیادی هم علیه مرگ او در زندان شده است نمی شد که ما که ادعا می کنیم «آلترناتیو دموکراتیک» رژیم هستیم، در این مورد سکوت بکنیم. حرف من تمام نشده خانم (ص.ش) که مسئول اجرایی نشریه بود، بادی در گلو انداخت گفت:«شما از سعیدی سیرجانی به عنوان شهید یاد کردی ما تحمل کردیم». من که از پر رویی او واقعا شگفت زده شده بودم گفتم خانم این نشریه که دیروز منتشر شده و در دست همه است و این هم نویسنده مقاله که من باشم حی و حاظر اینجا هستم، من در کجای این مطلب از سعیدی سیرجانی به عنوان شهید یاد کردم؟ حرفم تمام نشده یکی دیگر از جای دیگری از سالن شروع کرد. این صحنه ها در حضور«مهرتابان آزادی» می گذشت و ایشان کلمه ای در تقبیح رفتار زشت و بیشرمانه مریدان خود نگفت و از ناراحتی دکتر هزارخانی که نزدیک اونشسته بود، هیچ احساس شرمندگی و ناراحتی نکرد. دکتر سرش را پایین انداخته بود چیزی نگفت. لابد فکر می کرد که با کسانی با سطح فهم و شعوری چنین نازل و چنین بی شرم و نزاکت، با آن مهر تابان آزادی که در تظاهر به احترام به دکتر گوی سبقت از همه می ربود و حالا «لالمونی» گرفته بود، سنگین تر بود که حرفی نزند. گمان می کنم آن لحظات از تلخ ترین خاطرات زندگی او بوده باشد. چرا که آن پاچه ورمالیدگی ها در انتقاد از مطلب درج شده -که چیزی نبود جز محکوم کردن یک جنایت شنیع رژیم-، در واقع به سر دکترهزارخانی به عنوان مسئول و سردبیر نشریه می ریخت و بیگمان این بسیار برای او ناگوار بود.

عناصرخود شیفته بیمار و تازه به دوران رسیده یی مثل مهدی ابریشمجی و مسعود و مریم رجوی هیچ ارج و منزلتی برای هیچکس قائل نیسیتند. البته به نظر من این واکنش دکتر واکنش مناسبی نبود. دکتر کلا باید قدر و منزلت خود را خودش پاس می داشت و باید در می یافت که وزن و اهمیت اجتماعی او آن اندازه بالاست که تنها خروج او از شورا، به معنی فروریختن کل آن شورای ادعایی بود و او می توانست با تهدید به استعفا این عناصر مستبد دریده را سرجای خودشان بنشاند. او باید همانجا تودهنی مناسبی به نماینده «سازمان پرافتخار مجاهدین» در شورا می زد و به او یاد آور می شد که هنوز نه چیزی به دار است و نه ببار و چیزی از «حق» جناب ایشان و سازمانشان هم به کسانی داده نشده و مساله فقط محکوم کردن یک جنایت وزارت اطلاعات رژیم است. اما دکتر هزارخانی یک روشنفکر و محقق و مترجم و یک شخصیت فرهنگی- سیاسی محترم بود که شاید در خمیره اش هیچگونه آمادگی و هیچ عنصری برای برخود و رویارویی با باند نسق گیرها و عربده کشها و پاچه ورمالیده های نظیر مهدی ابریشمچی نبود.

این را هم باید اضافه کنم که دستگاه رهبری مجاهدین با دنائت و خباثت «نزول خور» ها از بعضی شرایطی که افراد در آن قرار داشتند، سوءاستفاده می کردند و البته با این کار و با استثمار مستبدانه و خیانتبار از اعتبار کسانی به آنان اعتماد کرده بودند، به خودشان صدمه زدند که منزوی بودن غم انگیز و حقارت بارشان در بین ایرانیان و مطرود بودنشان در افکار عمومی که در رویدادهایی که سرفصلهایی تاریخی در 20 سال گذشته بودند خود را نشان داد، به خوبی این امر را ثابت می کند.

 

ضمیمه ها:

  *- در مورد نامه من به مریم رجوی این نامه در مقاله «بیانیه تفصیلی شورا و یاد آوری علی الحساب من» ضمیه است و در همان مقاله نامه ای هم به مسعود رجوی ضمیمه است که در آن  به مکالمه با مسعود رجوی اشاره شده است و نیز در مقاله «بیانیه تفصیلی "شورای ملی مقاومت" و تحریفات مربوط به اخراج خود سرانه در آن نامه 21 صفحه ای پاسخ به نامه دبیرخانه شرح بیشتری آمده است. مسعود رجوی در آن مکالمه چنان نعره می زد که گفتم اگر با او به طور جدی وارد بحث بشوم ممکن است دچار سکته قلبی بشود. اما وقتی داد زد که «می خواهی باج  به بورژوازی بدهیم، جمع کن دکانت را»، به او گفتم «اگر اینطور باشد که تمام فعالیت های بخش دیپلماسی خودتان زیر سوال می رود» بعد او صدایش را آورد پایین. حالا وقتی به آن چند بار سوال مسعود رجوی که آیا می خواهم استعفا بدهم در آن مکالمه و بعد سه سال بعد در اختلافاتی که پیش آمد و باز هم از از طرف مریم از من می پرسیدند که آیا می خواهم استعفا بدهم یا نه فکر می کنم و این بساطی که برای روحانی و قصیم راه انداختند را از نطر می گذرانم نتیجه می گیرم که این ها حتی برای هر استعفایی پرونده برچسب و اتهام زنی آماده دارند و فقط بسته به این است که طرف بی سرو صدا برود یا انتقاد و اعتراض خود را بیان کند. اگر انتقادی کرد همین بساط که برای این دو راه انداختند به راه خواهد افتاد. در ضمن من در مکاتباتم به رهبری شرور مجاهدین یاد آور شده بودم که اگر بنا بر اخراج من گذاشتند باید همچنانکه عضویتم به اطلاع عموم رسیده است اخراجم نیز به اطلاع عموم برسد. اما اینها که حالا رذیلانه در آن بیانیه تفصیلی به برچسب زنی پرداخته اند، اخراج مرا از مردم و از خودم مخقی نگه داشتند. شاید به خاطر ترس از انتشار مکاتباتی بود که داشتم و آن نامه ۵۲ صفحه در انتقاد از عملکرد مسعود رجوی بود.

** - چرک نویس آن نامه ای را که بعد از بحث و جدل من با نمایندهای مسئول شورا(مسعود رجوی) در تحریه نشریه شورا که با استفاده از حق وتو اسم شاملو را از مصاحبه من با دکتر هزارخانی حذف کردند؛ به دکتر هزارخانی نوشته بودم در بین کاغذ ها و نوشته پیدا کردم که در متن آن در اینجا آمده است.

 

  آقای دکتر هزارخانی،

مسئول ارجمند نشریه شورا

با احترام به اطلاع می رسانم، به دلیل آنچه در آخرین نشست تحریریه شورا در ۲۴ فروردین(۷۳) گذشت، از این پس در جلسات تحریریه شرکت نخواهم کرد. من فکر می کنم که گزافه گویی نمی کنم که اگر بگویم به اندازه کافی عقلم می رسد که ضرورتها و ملاحظات مربوط به پیشبرد امر مقاومت را درک کنم و فکر می کنم در این زمینه انعطاف کافی داشته ام. من هیچوقت مثلا در مورد مسائل مربط به سیاست خارجی و روابط بین المللی، بر نظر خودم پافشاری نکرده ام، هیچوقت در مورد مسائل مربوط به برداشتهای مجاهدین از دین و مذهب وارد نشده ام یا اگر موردی بوده، با رعایت نظر آنان بوده است. حتی در همان جلسه در مطلبی که راجع به جشنهای نوروزی مقاومت نوشته بودم، آن قسمت که فکر می کردم ممکن است با برداشت مجاهدین از برگزاری جلسات متفاوت باشد، پیشاپیش خودم گفتم که ماندن یا حذف آن بسته به نظر دوستان مجاهد است. اما این که من در سوالی از شما از شاملو به عنوان شاعر نامدار اسم ببرم و بعد صرفا به خاطر حساسیت دوستان این اسم و عنوان حذف بشود، از نظر من مطلقا قابل قبول نیست. این به نظر من یک سانسور زشت و عریان بود.

بگذریم از این که نامدار بودن یانبودن هنرمند یا شاعری را «حساسیت» دوستان تعیین نمی کند، کما اینکه سعی بخش تبلیغات در چند سال گذشته برای مطرح کردن آن شاعر«مبارز» به جایی نرسید و توجه به این مساله هم نداشتند که وقتی از سه چهار خبر تلفن خبری، یکی تبریک آن شاعر[ف. گ] به مسئول شورای ملی مقاومت مثلا در مورد نامه نمایندگان پارلمان ایتالیا به وزیر خارجه آن کشور برای حمایت از شورای ملی مقاومت است، این در واقع «خرج کردن» مسئول شورا به نفع آن شاعر بود و نه بالعکس. به هرحال اگر قرار باشد ما حساسیت داشته باشیم، به نظر من باید بیشتر از همه روی این مساله متمرکز باشد که اولا[رویکردها و اقدامات ما] هرچه بیشتر به محبوبیت و مطلوبیت مقاومت در میان مردم و ایرانیان در داخل کشور بیانجامد و در ثانی به این حساسیت داشته باشیم که مبادا دچار لغزشها و انحرافاتی بشویم که به نوعی یا در زمینه یی، در آینده، داستان شاه و خمینی به نحوی تکرار شود. مقاومتی که محور مبارزه دیپلماتیک اش با رژیم، مساله نقض حقوق بشر است و شهید دکتر کاظم رجوی را شهید بزرگ حقوق بشر می نامیم، حقوق بشری که آزادی  عقیده و بیان از اصول برجسته آن است، باید بیشترین  ظرفیتها ها را در همین زمینه از خود نشان بدهد، نه این که زبان و قلم مرا از بیان اسم شاعری که به رغم نظر دوستان، نامدار هست- آن هم پس از آن موضع گیری صریحی که او راجع به آزادیهای اجتماعی کرده بود- ببندند و مانع شوند.

بنابر این، از آنجا که بر اساس ضوابط بیان شده برای ماهنامه شورا، نویسندگان مطالب مسئول نوشته های خویشند و نظر شورای ملی مقاومت با اطلاعیه و بیانیه و نظر نشریه شورا، با اعلامیه یا سرمقاله آن بیان می شود، و از آنجا که برخلاف نظر دوستمان آقای محسن(ابوالقاسم) رضایی دبیر ارشد شورا، که اصرار داشت به من بباوراند که من«توباغ » نیستم، ولی من «توباغ هستم» و شعور دارم و «حالیم هست» که چه چیزی را باید ملاحظه کرد. من مشروعیتی برای این حق وتو قائل نیستم و از این پس به آن تن در نخواهم داد. هرجا دوستان بخواهند در نوشته من بنا به میل و سلیقه خودشان (مثل مورد مصاحبه با شما)، حق وتو اعمال کنند، بدون بحث و جدل، نوشته را پس خواهم گرفت، از همین رو مصاحبه من با آقای دکتر قصیم هم با در نظر گرفتن آنچه عرض کردم می تواند چاپ شود. یعنی جز موارد مربوط به ویراستاری، اگر قرار شد سوالی را که من در مورد شعر در این بحث مطرح کرده ام، بنا بر حق وتوی دوستان حذف شود، من مخالف چاپ آن هستم.

در مورد مطالبی که برای نشریه شورا خواهم نوشت، شما و آقای معصومی هرنوع ملاحظاتی را می توانید داخل یا مطلبی را حذف کنید، البته به جز مواردی که مربوط به تایید یا تقبیح فرد یا گروهی می شود. درمورد مطالبی که سایر دوستان برای نشریه شورا می نویسند، من اظهار نظر نخواهم کرد. لطفا متن این نامه را به اطلاع دوستان در تحریریه و دبیران شورا برسانید.

با ارادت و احترام- ایرج شکری

  خرداد ۷۳ – ۱۵ ژوئن ۱۹۹۴

 1- تصویر یادداشت و گزارش مورد اشاره و  تصویر مقاله یی که در مورد سعیدی سیرجانی نوشته بودم ضمیمه است. 

پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۲ - ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۳

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*متوقف و له کردن یک خودرو انفجاری داعش با تانک توسط ارتش مصر در شمال سینا
*سرازیر شدن خشم سپاه و رهبر به سوی روحانی، آینده نا روشن او و سایه جنگ
*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن