زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
ایرج شكری

کس نیاید به پای دیواری

که در آن صورتت نگار کنند

گرترا در یهشت باشد جای

دیگران دوزخ اختیار کنند    سعدی

این مطلب را برای در پاسخ به  یادداشتی که آقای سیف در زیر مطلب من در سایت عصر نو گذاشته بود آماده کرده بودم که اکنون چون مطلب برداشته شده، احتمالا درج نخواهد شد و من هم گله یی ندارم. برای روشنگری و برای هرچه محستحکم کردن و گسترده تر کردن صفوف مبارزه علیه رژیم جهل و جنایت آخوندی این یادداشت را به سایت پژواک ایران می فرستم که در صورت تمایل مسئولان محترم درج شود. متن یادداشت سیف هم در زیر این مطلب آمده است.

آقای قاسم سیف در زیر نوشته من(با عنوان جو سیاسی در سی سال پیش چنین بود وخمینی این بود) در قسمت نظر کار بران یادداشتی گذاشته است و در حالی که در آن به ما درس دموکراسی می دهد، خودش به «عصر نو» سانسور کردن مرا توصیه می کند.  هم متاسف وهم خوشحالم که ایشان در همان اوائل مطلب قضاوت خیلی «متعادل و منطقی» خودشان را کرده اند و تکلیف خواننده را برای داوری در مورد تفکراتشان روشن کرده اند، آنجا که نوشته اند که نوشته های من(ایرج شکری) نا متعادل و غیر منطقی  و سیاه نمایی از عملکرد خمینی و رژیم جمهوری اسلامی است و مطالب خمینی را «متعادل منطقی و محکم و دارای بسیار جنبه های زیبای دیگر» یافته اند. و بیشتر متاسفم البته که به صراحت گفته است که خمینی - آن «ابلیس پپروز مست» را - که شاه را به روشنفکران و کسانی که نمی خواستند مجیز او را بگویند ترجیج می داد، (چون شاه به  زیارت می رفت و اسم خدا را می آود و اینها نه)، و به صراحت برای مردم تکلیف شرعی تعیین کرد که باید با اینها مبارزه یی بکنید بدتر از مبارزه یی که با شاه کردید، و اللهم قد بلغت را برای تاکید بر آن بکار برد، همان خمینی را که تجلیل مردم و گروههای سیاسی از دکتر مصدق را «برای یک مشت استخوان میتنگ راه انداختن» نامید، آدم متعادل و منتطقی می داند و حرفهایش را دارای خیلی  «زیبائیها» می داند که لابد این هم یکی از آنهاست. این دیدگاههای ایشان برای داوری در مورد «آزاد اندیشی» و انصاف ایشان کافییست. اما بازهم بد نیست من نکاتی را برای خوانندگان محترم یاد آوری کنم. یکی این که واقعا با کدام ترازو و معیاری می شود رفتار مرا به خاطر مقاله هایی که نوشتم ،چنان جنایتکارانه و ضد انسانی ارزیابی کرد و از  جنایات خمینی هم به مراتب زشت تر دانست که سبب روسفیدی او شود؟ کسی که دسته دسته مبارزان آزادی و عدالتخواهی را به جوخه های مرگ سپرد، کسی که با نزدیک ترین یارو مرید خود؛ وقتی زبان انتقاد از جنایات علیه زندانیان سیاسی گشود، آن رفتار را پیش گرفت که با منتظری کرد، کسی که جنایت بزرگ کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 و هشت سال پافشاری بر جنگ ویرانگر را که دهها هزار کشته نظامی و بسیجی و نزدیک به یک ملیون نفر کشته تلفات غیر نظامی و ویرانی دهها شهر و چند صد هزار معلول به جا گذاشت، برای رفتن به  قدس از راه کربلا در کارنامه خود دارد.  نکند اینهایی هم  که دارند به ویران کردن گورستان خاوران اعتراض می کنند، دارند سیاه نمایی می کنند؟ من نمی فهم با کدام معیار، جنایتکار گفتن به جنایتکاران اهانت است، متعفن گفتن به نهاد و جمعیتی که از سال 57 به بعد پشتیبان تمام تبهکاریهای این رژیم اسلامی بوده اند و برای سیاستهای سرکوبگرانه رژیم توجیه شرعی درست کرده اند، اهانت است. نگاه کنید به اظهارات آخوند مهدی دانشمند که مورد انتقاد آقای عبدالستار دوشوکی قرار گرفته است.این آخوند متکبر متهتک، با اهانت به سنیان و حرامزاده خواندن آنان و لعنت فرستادن به خلیفه دوم  آیا  مساله یی از کشور را حل می کند و یا کمکی به روشن بینی و افزایش آگاهی مردم می کند یا که نه به تعصبی ابلهانه دامن می زند که می تواند فتنه و فاجعه آفرین باشد. این آدم یکی از مدرسین همان مراکز متعفن است. مکارم شیراز که آیت الله العظمایی از همان گنداب است و در زمان شاه مجله مکتب اسلام را در می آورد و ظاهرا آخوندی با نگاه بازتری بدنیا به نظر می آمد، وقتی احمدی نژاد تعارفی برای امکان حضور زنان در استادیوم ورزشی برای تماشای فوتبال کرد، فورا صدای عتراض خود را بلند کرد و با آن مخالفت کرد.نگاه کنید به اظهارات آخوندهایی که عنوان مرجع تقلید به خود بسته اند من از آنها انتقاد کرده ام(*)آیا آن تفکرات متعفن نیستند، این که برای «محرم» شدن نوزاد دختر دو ماهه با کسی که او را  بفرزندی می پذیرد او باید آن بچه را به نکاح پدر خودش در بیاورد تا آن بچه به عنوان زن بابا برای او محرم شود اصلا از بیخ و بن متعفن نیست. لابد انتقاد از «حضرت امام خمینی» به خاطر «منطق زیبایش» در مورد جایز بودن تفخیذ با بچه شیرخواره توسط مردی که او را به نکاح خود در آورده (مندرج در تحریر الوسیله جلد سوم) ، هم بی منطق است و سفید کردن روی سیاه روح الله الموسوی الخمینی است. (معنای تفخیذ یعنی اصطکاک دادن و مالیدن آلت تناسلی توسط مرد بین رانهای کودک و روی فرج او، برای لذت شهوانی است. خمینی با قید اگرچه کودک شیرخواره باشد آن را بعد از نکاح جایز شمرده است و دخول در او را منوط به داشتن 9 سال تمام دانسته است؛ البته 9 سال قمری). من نمی دانم کجای نوشته من سیاه نمایی این رژیم سراپا جنایت است. سند مهندسی اسلامی ساخته تخیل من یا تهمت از سوی من به نظام اسلامی نیست. خودشان در رونامه چاپ کرده بودند. غیر از ایشان دیگران هم دیده اند. آدم واقعا باید از جنس خمینی باشد و یک همسنخی با خمینی داشته باشد که چیز زیبایی هم در افکار این جبار خونریز مرتجع ببیند، همان کسی که برای تحریک مردم محروم علیه علیه سازمان چریکهای فدایی خلق و گروههای چپ آنها را متهم به آتش زدن خرمنهای کشاورزان می کرد. بنا بر این گمانم بهتر است ایشان در وجود خوشان دنبال «دیوو دد» بگردند.

اما به نظر می رسد این «سیف الاسلام» و ستایشگر «زیبائی های» افکار و گفتار خمینی، بیش از هرچیز از یادآوری راه پیمایی حدود 500 هزار نفری در روز کارگر در 11 اردیبهشت 58  در نوشته من گزیده شده است که مساله استالین و شوروی را یاد آوری کرده است. این چه ربطی به نوشته من دارد. مگر من در آن نوشته از اتحاد شوروی بحث و دفاع کرده بودم. تازه جنایات استالین دلیلی برای رو سفیدی خمینی نمی شود، هم چنان که جنایات بسیار هولناک رژیم خمینی سبب روسفیدی محمد رضا شاه و ساواکش نمی شود و تنها می شود گفت که خمینی صدها بار جنایتکاتر از شاه بود. اعدامهای شاه حساب و کتاب داشت و چنان بی حساب و کتاب نبود که ملا حسنی هم در خاطراتش از اعدامهای بعد از 30 خرداد به عنوان اعدامهای «فله یی» نام برده چرا که با  این  که  خودش برای دستگیر فرزندش که هوادار چریکهای فدایی خلق بوده پاسداران را خبر کرده بود،اما گمان نمی کرده که او اعدام شود چون او جرمی مستحق اعدام مرتکب نشده بود. ایشان که دارد به عصر نو خط می دهد که نوشته های مرا درج نکند و بعد دارد به من درس گرفتن از فرهنگ دموکراسی اینجا را می دهد که ،بدون توهین و انگ زدن به دیگران به دیگران اجازه بیان نظراتشان را بدهم، من چه امکان و اختیاری برای مانع شدن از اظهار نظر دیگران را دارم . اگر منطورشان رژیم و کارگزاران آن است آنها که همه جور امکان تبلیغاتی از جمله هفت کانال تلویزیونی در داخل و چند کانال تلویزیونی که چندتایی از آنها هم 24 ساعته هستند را در اختیار دارند. اما ایشان از کدام دیالوگ و  از کدام «ما» صحبت می کند، اگر ایشان دنبال بحث و دیالوگ با رژیم است. من نیستم. من با جنایتکارانی که خون انسان بزرگی  مثل شکرالله پانژاد و هزاران جوان و نوجوان را زمین ریختند و به کشتار زندانیان سیاسی دست زدند، گفتگویی ندارم. من چیزی جز نفرت وفریاد و مشت گره کرده نشان دادن به آنان ندارم و این را وظیفه خودم و وظیفه هر ایرانی ترقیخواه و آزادیخواه و مبارز، به خصوصا آنهایی که آن روزها دیده اند می دانم که نگذارند شعله این نفرت به خاموشی و سردی بیانجامد نگذارند که ظلمی که به آن قربانیان مظلوم دهه 60 رفت فراموش شود، نسل جوان را با فریادهای اعتراض و مشت گره کرده خود از جنایات خمینی و آخوندهای مرتجع مطلع و خشم و آشتی ناپذیری با این رژیم را در آنان دامن بزنند. جنایاتی چنان هولناک که منتظری هم به آن معترض شد و می دانیم که خمینی و آخوندهای دور برش ؛ کسانی که تا روز قبل از عزل او، او را- امید امت و امام می نامیدند- چه رفتار و برخوردهایی با او کردند. نرم ترین و «خوش صبحت ترین» دست اندکاران رژیم مثل خاتمی که ریاکارانه سنگ مردمسالاری را به سینه می زند تا زمانی که جنایات خمینی و شرکت خودشان در نامردمیها و مردم کشیهای دهه 60 را را محکوم و از مردم ایران عذر خواهی نکرده اند، برای من هیچ حرفی برای گفتن ندارند. من زمان اعتصاب غذای اکبر گنجی مطلبی در محکوم کردن آزار او و خانواده اش نوشتم و یکی از مقالات او را  هم با مقدمه کوتاهی برای باز خوانی برای دوسه سایت فرستادم که درج شد. چون او بهای افشاگری در مورد تاریکخانه اشباح را می پرداخت و به خاطر همین نفرت خود را از او به عنوان یکی از کارگزاران سابق رژیم، در برابر ظلمی که به او می شد و لزوم دفاع از او کنار گذاشتم. اما در مورد مهندسی اسلامی جامعه که گویا ایشان از آن اطلاع و در آن تخصص دارد، من نمی دانم اگر جمهوری اسلامی با عملکرد سی ساله اش- که علاوه بر آن چه به آن  اشاره شد، سبب « سونامی اعتیاد» و گسترش بی سابفه فحشا در ایران شده، و بنابر تحقیقات دانشگاهی منتشر شده در ایران،11 درصد از زنان تن فروش در تهران با اطلاع و اجازه همسرانشان به این کار  مبادرت می کنند-، نمونه حی و حاضر آن مهندسی نیست پس این وضعیت ناشی از کدام مهندسی است؟ این که این اسلامگرای متعصب ستایشگر خمینی گفته است با این که به جمهوری اسلامی رای داده ولی باید اسم این جمهوری را ایرانی می گذاستند، معنی آن این است که او تمام جنایات رژیم آیت الله ها را در ایرانی بودن دانسته و نه اسلامی بودن رژیم، این علاوه  بر این که یک دروغ آشکار است یک توهین بزرگ هم به مردم ایران و ایرانیان است. اما در مور نیاز به اسلام شاید ایشان این نیاز را داشته باشد ولی برای کشور داری ما نیازی به اسلام در هیچ زمینه یی نداریم. تا آنجا که اسلام به عنوان رابطه یی بین فرد با آنچه که خدا گفته می شود مربوط است و تعرضی به حقوق دیگران ندارد و با اعمال وحشیانه خود آزاری مثل قمه زنی همراه نیست و تا آنجا که به عنوان چارچوپ از پیش ساخته برای قانونگذاری تحمیل نشود، حق مردم است که به آن باور داشته باشند و به احکام آن هر طور که می خواهند عمل بکنند و یا نکنند. اما ما هیچ نیاز به اسلام نداریم، هم چنانکه بعد از سقوط امپراطوری ساسانی نداشتیم و جنبش برابری خواهانه مزدکیان اگرچه رهبر و پیروانش قتل عام شده بودند می توانست جایگزین آن دینی که به فساد و استبداد در بار ساسانی آلوده شده بود شود. هم چنانکه خرمدینان از آن تاثیر پذیرفته بودند و بابک خرمدین، قهرمان مقاومت ایرانیان در برابر سپاه خلیفه مسلمین، طی 20 سال جنگ بیش از 500 هزارتن از آنان را کشت. اما اشغال ایران و حکمرانی تازیان غازی که وسیله تبلیغ اسلامشان شمشیر بود و توهین و تحقیر ایرانیان زرتشتی ویرانگری عمیقی در ایران به جا گذاشت که خلاصه یی از اوضاع آن زمان در کتاب دو قرن سکوت استاد زرین کوب ذکر شده است. من این یادداشت را با ذکر نکاتی از دیدگاهای میزا آقا خان کرمانی اندیشمند آزاده و شهید زمان مشروطه که رژیم آخوندی اسمی از او نمی برد به پایان می برم. این نکات از کار تحقیقی ارزشمند« از شهریاری آریایی به حکومت الهی اسلامی » محمد رضا فشاهی گرفته شده است. میرز اقا خان کرمانی نقش اسلام را در ایران ویرانگر می دانست و در این زمینه معتقد بود که « اسلام در زمینه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی تاثیر منفی بر جامعه ای ایران نهاده است و برای مثال در زمینه ی سیاست، میان ایران زرتشتی و ایران اسلامی، تفاوتی عظیم و جود دارد. در ایران قدیم، برای هر مساله یی حکم و قانونی وجود داشت و اگر چه مجلس ملی وجود نداشت، اما رایزنی و مشورت در امور مهم کشوری، در سطح سه مجلس از خردمندان و نجبا انجام می گرفت. اما در ایران اسلامی و سایر کشورهای مسلمان، سیاست عبارت بود از اطاعت کامل از ولی امر و مخالفت با ولی در حکم مخالفت باقرآن بود. در ایران باستان به ویژه در عصر هخامنشیان،احترام به مذاهب و اعتقادات فکری ملل دیگر، یکی از اصول کشورداری بود، درحالی که در عصر اسلام چنین نبود». به باور میزا آقا خان کرمانی:« در زمینه فکری نیز ذهنیت ایرانی هیچگاه بادین اسلام سازش نداشته، و ایرانیان از راههای گوناگون مانند بازگشت به تفکرات و سنتهای ایران باستان، تشیع، عرفان و غیره قلعه مستحکم اسلام را سوراخ نموده و برای تنفس سر از اطاعت اسلام برتافتند به همین جهت آنچه در ایران به اسلام شهرت دارد شباهتی  با اسلام قرن اول هجری ندارد».او در زمینه اسلام موجود در زمان خویش نیز از جمله گفته است:« تقلید مردم از فقها، عقل مردم را از کار انداخته است. تقیه  یا علم کتمان به فلسفه رسمی شیعیان مبدل گردیده است. ریشه ی این بیماری نیز همان هراس و ایمان آوردن به زور شمشیر است. تقیه باعث رواج دروغ و حیله در ملت، و اختلاف و فساد اخلاق آنها گردیده است. این روش یا فلسفه ی شوم، چنان در روحیه و رفتار ایرانیان جایگزین گردیده که تمام ایرانیان از هر گروهی که هستند، در امر نفاق و حیله گری و دروغرنی مهارت عجینی یافته اند. ایرنیان که در دوران باستان دروغزنی را گناهی بزرگ می دانستند، در دوران اسلام از بیم جان، به این حربه پناه بردند و روزگار خویش راه سیاه نمودند». اندیشمند شهید کرمان در مورد فقه و نظراتان فقیهان گفته است:« بیست و پنج سال از زندگی من بدون وقفه به مطالعه فلسفه و عرفان و غیره گذشت. علمای ایرانی نظیر غزالی، در تحقیر عقل انسان تا آن درجه پیش رفتند، که خود آنها قوه تفکر با  قوه متفکره را از دست دادند. درحالی که هرچه غربیان به چنگ آورده اند، به برکت همین عقل بوده است. میرداماد با ترکیب تفکر یونانی و هندی و اساطیر ایرانی در ذهن و خیال خود، چنان آشی پخته که هیچ کس نمی داند نام آن چیست و طعم آن کدام است. تا آثار ملا صدرا و سبزواری و احسایی و رشتی و محمد اخباری و کریم آخان کرمانی به دقت مطالعه نشود، ماهیت یافته های آنها معلوم نخواهند شد. من که خود آشپزهای این آش را دیده و بافندگان این پارچه ها را شناخته ام، می گویم که هربخت  برگشته ای که از این آش خورد، مثل خود من، گرسنه و فقیر و معنوی و سرگردان شد و هیچ مجهول بر او معلوم نگردید». وی در مورد سطح دانش علمای دینی و طلاب، در دورانی که خود می زیسته گفته است«علمای مذهبی ایران، جغرافیای آسمان و جهان هورقلیا را با تمام کوچه ها و خانه های آن، مانند کف دست خود می شناسند، اما از وجود یانام شهرها و دهات اطراف خویش بی اطلاعند. تحت تاثیر تعلیمات روحانیون عزاداری برای امامان و افسردگی ناشی از آن تا آنجا رواج پیدا نموده، که ریشهً شادمانی را در میان ملت خشکانده است. کار ایرانیان عبارت است از گریه کردن برای مظلومانی که در هزار سال پیش زندگی می کرده اند و هیچ خویشاوندی با ایرانیان ندارند. حال آن که اگر به جای یک سال گریه برای آن مظلومان، یک روز به موقعیت خود فکر می کردند، قادر بودند ظلم را از ایران بر انداخته و صاحب عزت و شرافت و  تمدن و ثروت شوند. در حالی که فیلسوفان جهان برای پیشرفت و تکامل و عدالت اجتماعی کوشش می نمایند، علمای مذهبی ایران، مردم را به ظهور نزدیک امام دوازدهم مژده می دهند که بیاید و عدل و داد را برقرار سازد. حال آن که ما در زمان حیات آنها چه  خیری بردیم که در زمان غیبت ی ظهور آنها ببریم؟». (از شهریاری ساسانی به  حکومت الهی اسلامی- نشر باران، سوئد – چاپ اول 1379)

http://iradj-shokri.blogspot.com/2008/04/1.html     *-

    پ24 بهمن 1387- 12 فوریه 2009 
     

سیروس (قاسم) سیف

    آقای شکری. 
آقای ايرج شکری:  
اولا، بزرگداشت سی امين سال انقلاب شکوهمند مردم ايران را به شما تبريک می گويم. 
ثانيا، تشکر می کنم از شما به خاطر اينکه سبب خير شده ايد و سخنرانی های آقای خمينی را( "سخنرانی سوم خرداد1358. در برابر گروهی از بانوان" و" سخنرانی پنجم خرداد 1358 چاپ شده در کيهان، با تيتر- اما استراژی مبارزه را اعلام کرد-") را که من به دنبال آن بودم، در پائين مطلبتان آورده ايد. 
ثالثا: با خواندن مطلب شما و خواندن متن سخنرانی های آقای خمينی که در پائين مطلبتان آورده ايد، بسيار تعجب کردم. چون مطلبی که شما در بالا نوشته ايد و در آن به آقای خمينی وجمهوری اسلامی حمله کرده ايد، مطلبی است بسيار نامتعادل، غير منطقی، متزلزل و- دارای بسياری جنبه های زشت ديگر- اما ، متن سخنرانی های آقای خمينی که شما خواننده را برای اثبات نقطه نظرهاتان، به آن ارجاع داده ايد، بسيار متعادل، منطقی، محکم و – و دارای بسياری جنبه های زيبای ديگر- ی است که انسان را درست به جهت متضادی هدايت می کند که هدف شما از نوشتن مطلبتان، يعنی کوبيدن آقای خمينی و جمهوری اسلامی بوده است! البته،- بين خودمان بماند- اين فکر هم به ذهنم خطور کرد که نکند اقای شکری باطنا از طرفداران مخلص آقای خمينی و جمهوری اسلامی است و غرضش از اين نوع سياه نويسی های غير متعادل و غير منطقی و متزلزل- منظورم همه ی آن نوشته هائی است که تا به حال، از شما، در همين سايت عصر نو خوانده ام- رو سفيد کردن غير مستقيم آقای خمينی و جمهوری اسلامی باشد. و صد البته، از اينکه ميان اپوزسيون، يک فرد ديگری را هم يافته ام که معتقد به انقلاب پرشکوه مردم ايران، به رهبری آقای خمينی و جمهوری اسلامی باشد و در همان حال تبعيدی ای باشد که به شدت مردم و آقای خمينی و جمهوری اسلامی را که خلاف مطالبات انقلاب، يعنی ( استقلال، آزادی و جمهوری) است نقد کند. ولی، آقای شکری، به گمان من، برای روسفيدکردن آقای خمينی و جمهوری اسلامی، نيازی به سياه گوئی و سياه نويسی ها نيست. چون، بازهم به گمان من، وسائل ارتباط جمعی اپوزسيون ايران، بخصوص اپوزسيون خارج از کشور، از جمله همين سايت عصر نو که معتقد به "آزادی انديشه و بيان بدون حصر و استثنا" است فکر می کنم که اگر شما، حتا به طرفداری از عملکرد جمهوری اسلامی،- بخصوص به عنوان يک تبعيدی- حرفی برای گفتن داشته باشيد، از چاپ مطلبتان خودداری کند. چون ما، به همين دليل به خارج از کشور تبعيد شده ايم. به همين دليل که امکان گفتگوی آزاد و فعال با همديگر نداشته ايم. و حالا که در اينجا و در درون يک جامعه ی دموکراتيک زندگی می کنيم، فرصت آن را داريم که بدون توهين کردن به ديگران، وبه پيروی از ادبيات دموکراتيک اينجا، بدون ترس از انگ خوردن، انديشه ی خودمان را بيان کنيم و به ديگران هم اين فرصت را بدهيم که نظر خودشان را بگويند. شايد که به مرور، ديکتاتوری های تاريخی نهادينه شده در ما، جايش را به گفتگوی دموکراتيک بدهد و به جمهوری اسلامی ديکتاتور- البته نه به قول شما- ، نشان بدهيم که منظور ما، از آزادی انديشه و بيان بی حصر و استثنائی که می گفتيم، همين است که داريم به آن عمل می کنيم و شما ملاحظه می فرمائيد. 
رابعا: شما، البته، می دانيد که انقلاب وارث خوب و بدها و زشت و زيبائی های قبل از خودش است. ديکتاتوری نهادينه شده ی قبل از هر انقلابی، در درون خود همان انقلاب و انقلابيونش هم هست! نيست؟! شوروی را، ديکتاتوری عاقل، منطقی و محکم پرولتاريا نبود که ويران کرد. ديکتاتوری نامتعادل غيرمنطقی و متزلزل تزاری بود که خودش را در پس واژه ی سوسياليزم پنهان کرده بود. اجرای طرح مهندسی اجتماعی مارکسيست لنينيستی بعد از انقلاب اکتبر، ساختمان جامعه ی عقب نگهداشته شده ی تزاری را به چنان مرتبتی رساند که چشم در چشم امپرياليزم جهانی بدوزد و سينه در سينه و پنجه در پنجه او بايستد و هل من مبارز بطلبد، اما مگر آن عناصر ديکتاتورزده ی نامتعادل غيرمنطقی متزلزل، می گذاشتند. انقلاب ايران هم وارث عناصر تاريخی ديکتاتورزده ی خودش بود و هنوز هم هست. اسلام برای اداره ی يک جامعه، مهندسی خاص خودش را دارد. البته، با مهندسی اجتماعی مارکسيستی متاوت است. با همه ی اين ها، اگرچه من به جمهوری اسلامی ايران، رأی آری داده ام، اما در همان زمان هم راضی نبودم که حکومت ايران، حکومت جمهوری اسلامی ناميده شود. بايد اسم حکومت پس از انقلاب را می گذاشتند "حکومت ايرانی" تا انسان ايرانی در پروسه ی عمل، عناصر تاريخی اش بيرون بزنند و محک بخورند، بعدش برسد به فهم و خواست جمهوری و پس از آنکه جمهوريت در او نهادينه شد و دموکراسی مادی ناشی از جمهوريت را تجربه کرد و ملول از "ديو ودد" درون و بيرونش، ميان روز روشن، با چراغی در دست، راه افتاد به دنبال پيدا کردن "انسان". آنوقت، تازه می رسد به درک نيازش به "اسلام

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن