میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
ایرج شكری

این نوشته را به مهدیه گلرو تقدیم می کنم و دستهایش را می بوسم که در نوشته کوتاهش هم رنج زنان و دختران ایرازمین را از عملکرد جباران ددمنش رژیم ولایت فقیه به نحو درخشانی نشان داده بود و هم بر اراده زنان و دختران ایرانی در دفاع از حرمت انسانی و کسب حقوق مدنیشان تاکید کرده بود. این هم چنین آن را به «طاووس» نازنین نبز تقدیم می کنم که به مسائل بزرگ و مداخله در آنها می اندیشد.

«پیغمبر اکرم (ص) فرمود که در معراج دیدم که زنانی را به پستانها آویخته بودند و تازیانه می زدند و زنانی که به موهای سرشان آویخته بودند و تازیانه می خوردند، پرسیدم از جبرئیل که اینها چه کسانی هستند؟ جبرئیل فرمود گروهی از زنان امت تو!گفتم امت من؟ گفت بله . گفتم اینها چه کرده اند؟ گفت اینها افرادی هستند که  موهای سرشان را از نامحرم نمی پوشانند». مرتضی مطهری* 

روز شنبه 18 خرداد داشتم مطالب خبرنامه  دانشجویان دانشگاه امیرکبیر را مطالعه می کردم ، در آن بین مطلبی نوشته  خانم مهدیه گلرو خیلی بر من اثر گذاشت. او در در مطلبی کوتاه هم تصمیم و اراده زنان ایران را به برای کسب حقوق شهروندنی و مدنی خویش به نمایش گذشته و هم به خوبی و به شکل کوبنده روش و بینش ارتجاعی و سرکوبگرانه حاکمیت علیه زنان را  به نقد کشیده و رنجی که از این بابت به زنان تحمیل می شود را نیز در برابر خوانندگان به نمایش گذاشته است. هم چنان که در یادداشتی که در زیر نوشته ایشان به عنوان نظر خواننده مطلب گذاشتم، نوشتم هم دلم شاد و لبریز از غرور شد که بعد از سی سال سرکوب و توهین و تحقیر زنان و دختران ایران، در آنان چنین کوهی سر برافراشته از ایمان به هویت انسانی خویش و نپذیرفتن تحقیر وستم سر بر آورده است، هم دلخون شدم از این که این چه کابوسی است که مردم ایران و نسل جوان و به ویژه زنان ایران در آن گرفتار آمده اند و گویی پایانی ندارد. گفته بودم یادداشتی برای تقدیم به ایشان خواهم نوشت و این آن یادداشت است. مهدیه اشاره یی به نظر مطهری در مورد قدرت حجاب کرده است و با بیانی کوبنده عطای«ارزشی» مروجان برده سازی زنان تحت پوشش عفاف و نجابت را به نقد کشیده است؛ و نیز رنج و اهانتی که از بینش و رفتار زن سیتزانه رژیم به زنان میرسد را، در برابر دیدگان خواننده قرار داده است؛ در آنجا که گفته « راست است این فرمایش استاد مطهری که حجاب قدرت فراوانی دارد و این شد عاقبتمان که مجبور شدیم مروارید شویم در صدف هرچند از قفس صدف خفه شویم».  و هم در انجا که گفته است «به هر حال با گذشت بیش از یکسال از سعی نیروی انتظامی در ایجاد امنیت برای جامعه با حکومت نظامی و تعریف قفسی جدید برای زنان، اینبار مسئله از این حرف ها گذشته و بحث انسان بودن زیر سوال رفته و بازگشت به دوره برده داری متصور می شود».

 مطلبی از مطهری که در بالای این نوشته آمده است به خوبی نمایانگر درجه خشونت وعمق عقب ماندگی در بینش ایدئولوگهای رژیم اسلامی  نسبت زنان است. تاز این مطهری کسی است که از او عنوان برجسته ترین مبلغ و نظربه پرداز دین مدار که نگاهی «امروزی» به مسائل دین و جامعه داشته، ستایش می کنند و درهمین اردیبهشت ماه گذشته به مناسبت سالگرد ترور او توسط گروه فرقان چه سخنرانیها درستایشهای  بسیار مبالغه آمیز و ابلهانه از از انجام شد و چه مرکبها از قلمها جاری شد و از جمله جناب محمد قوچانی هم در مقاله یی با «عنوان ما کجا استاد کجا» به ستایش از او و نظرات او البته به خاطر روشن کردن مرزهای«اسلام » و جلوگیری از «التقاط» آن با چپگرایی پرداخت. حالا با توجه به همین فرمایشات «استاد» مطهری خب معلوم است که «سرداران» ی که از فیلترهای مختلف ایدئولوژیکی گذشته و سالها  آموزش  درسهای چنین مکتبی را دیده و تست و امتحان گذرانده اند، تا چه اندازه ممکن است به زن به عنوان یک انسان مستقل  و یک شهروند با ویژگی  زنانه اش نگاه کنند. مساله محوری و اصلی مردم ایران با این حاکمیت سرکوبگر واقعا ناشی از تضاد و کار وسرمایه به یا جدال طبقه کارگر  استثمار شونده با طبقه سرمایه دار و بهره کش نیست، هم چنانکه ویژگی فرهنگی این نظام سیاسی  با ویژگی یک نظام سیاسی مبتنی بر مناسبات سرمایه داری از هر نوع که می خواهد باشد یکی نیست. این رژیم یک رژیم ایدئولوژیک بشدت عقب مانده و عهد بوقی مذهبی از شعیه شیعه است و  بنیانگذار این رژیم و وارثانش قصد داشتند با معیارهای عشیره یی ایران در سالهای آخر بیستم را اداره کنند( و اکنون هم تلاش می کنند هم روش را ادامه دهند اگر چه در برابر جامعه پویای ایران ناچار به عقب نشینی شده اند). هیچ چیز به اندازه قوانین جزایی رژبم با مجازاتهایی مثل قطع دست و از حدقه در آوردن چشم و سنگسار کردن و تعیین جبران آسیب های جسمی با دینار و درهم و بز وشتر نماینگر عقب ماندگی آنان و بیگانگیشان با جامعه و مردم ایران نیست. مبتکر این قوانین هم باز یکی از به اصطلاح با سواد ترین آخوندها یعنی بهشتی معدوم بود.  ما در سالهای گذشته از دست اندر کاران این رژیم شنیده ایم که گفته اند انقلابشان انقلاب فرهنگی بوده فرهنگشان اسلام بوده و اسلام برایشان کار حزب و تشکیلات را هم در منسجم کردن مردم انجام داده است. واقعیت اما این است که انقلاب سال 57 اگر  دارای همان محتوایی  بود که که این آقایان  هنوز هم  مدعی آنند، دیگر آن همه خط و نشان کشیدن از اول کار و بعد بگیر ببند و کشتار راه انداختن و کش دان یک جنگ ویرانگر به مدت 8 سال برای استفاده از شرایط جنگی برای سرکوبی مردم لازم نمی شد. واقعیت این است که مردم ایران با حاکمیت در یک جدال فرهنگی بسر می برد، فرهنگ وبینش حوزوی از اسلام با زندگی عرفی مردم که اسلام را در فرهنگ ایرانی خود حل کرده بودند و کنار هم زندگی می کردند و با هم کنار می آمدند، نمی خواند. آخوندهای مستبد درنده خود سلاح و شلاق را در رابطه خدا و مردم وارد کردند. این یکی از بزرگترین تفاوتهای دین و مذهب مردم با مذهب حکومتی آخوندی است. اتفاقا بهترین معیار برای شناخت این افتراق و این تضاد را با نگاهی به مساله زن نه به عنوان مساله یی اجتماعی بلکه نگاه آخوندی و حوزوی  به زن با هویت جنسی آن در برابر مرد، و تفاوت آن با آن چه در فرهنگ ایرانی و ادبیات کلاسیک ایران در این زمینه وجود دارد، ی شود یافت. ادبیاتی  که در واقع هم تجلیگاه و هم به گمان من مهم ترین عنصر تشکیل دهنده هویت ملی و فرهنگی ماست.  راستی در فرهنگ حوزه زن چگونه مورد توجه قرار گرفته است و مطالبی که از«علما»ی بزرگ این طایفه و این کاست در این زمینه وجود دارد چیست؟ فکر می کنم نباید خودمان را برای یافتن پاسخی در این مورد خسته کنیم و ببینم که مثلا از کتابهای خطی تا سایتهای اینترنتی در مورد آن چه چیزی یافت می شود. به طور نمونه نگاه یکی از « نوگرا» ترین و برجسته ترین صاحبنظر فرهنگ حوزه  و «فیلسوف شیعه» در بالای این نوشته آورده شده است. حالا  یکی دو نمونه هم می شود اضافه کرد. مثلا این که کسی از مومنان به اسلامی حوزوی، محرم و نا محرم بودن با دختر نوزاد یک ماهه یی که او را به فرزند خواندگی پذیرفته  مساله است و از «آیت الله العظمی» صافی گلپایگانی  در مورد حل این مساله سئوال می کند، و حضرتش در پاسخ این حکم را می دهد که چاره محرم شدن فردی  که آن دختر یک ماهه را به فرزند خواندگی پذیرفته این است که پدر ایشان آن بچه یک ماهه را به عقد خود در بیاورد تا کودک یکماهه زن بابای او شده  و محرمیّت بین آندو برقرار شود(1). چنین بینش و نگاهی به زن  خیلی حیوانی و حتی نازلتر از حیوانی است. و این آیت الله العظمی با این افکارش کسی است که امثال علی لاریجانی به دستتش بوسه می زند(2)، همان کسی که بعد از دوره دولت موقت اولین مدیرعامل تلویزیون شد و چند سال وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی و بعد چند سال مدیرعامل صدا و سیما بود  و با همکاری سعید امامی و حسین شریعتمداری برنامه هویت را  تولید و پخش می کرد و در ماجرای قتلهای زجیره یی آخوند حسینیان را در برنامه چراغ نشاند که از سعید امامی تجلیل و از قتل قرباینان اظهار خرسندی کند. حسین صفار هرندی قاطرچی وزیر ارشاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شده  چنان از همان آیت الله دچار هیجان می شود که اشکش سرازیر می شود و اینها گردانندگان درجه اول این رژیم منحوس هستند. در واقعیت امر در فرهنگ حوزه رابطه بین زن و مرد تنها با چند واژه قابل شرح و بیان است « دخول، جماع، انزل ،منی ،غسل». شاید یکی دو واژه دیگر هم به این چند واژه بشود اضافه کرد ولی نه بیشتر. در فرهنگ حوزه شعر و ادبیاتی در مورد رابطه زن و مرد وجود ندارد، البته تا دلتان بخواهد نوحه و ذکر مصیبت می شود یافت اما  نه شعر و نوشته عاشقانه در مورد رابطه زن و مرد یا شرح هجران و شوق دیدار در رابطه  بین و زن و مرد.  جالب توجه این که همان چند واژه هم مربوط به اموری است که ناشی از اقدام و فعل مرد است.

 

 

 

 

 

 

 

نگاه ایرانی انسانی به زن

 

 اما ادبیات کلاسیک ایران لبریز از توصیفهای زیبا و رمانتیک و لبریز از شور و اشیتاق یا غم افسردگی از دوری یا جدایی در نگاه مرد عاشق به زن است که هسته مرکزی و البته نه چندان پنهان این احساسات غریزه جنسی است که شکل تلطیف شده انسانی  به خود گرفته  که شادی و شور یا غم و رنجش  همه رمانتیک و شاعرانه است. حتی توصیفهای «خشن» از محبوب، هم زیبا است، چرا که چنین توصیفی هایی بخاطر خشونت واقعی در رفتار معشوق  نیست بلکه شکل مبالغه آمیز از توصیف حالتی برای شرح اوج اشتیاق و شیفتگی عاشق است. مثلا وقتی حافظ می گوید:« یارب این بچّه ترکان چه دلیرند به خون/ که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند» یا « بوی شیر از لب همچون شکرش می آید/ گرچه خون می چکد از شیوه چشم سیهش» و یا « چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر/ترک مستست مگر میل کبابی دارد» واقعا خشونتی در این توصیفات وجود ندارد چون استعاره است و مبالغه یی است برای شرح اوج شیفتگی عاشق مثلا در برابر چشمان معشوق. هم چنین است مساله دیدار پنهانی بین عشاق که در ادبیات کلاسیک جرم و گناهی نابخشودنی از نظر شاعر و راوی داستان شمرده نشده است اگر چه در شرایط زمانی مربوط به حکایتی که شاعر به آن می پردازد، به خاطر ممنوعیتهای موجود و با به خاطر مخالفتهایی که سر راه عاشق و معشوق وجود داشته، دیدار پنهانی  پذیرفته نبوده و حتی می توانسته برای عاشق و معشوق عواقب سختی داشته باشد.  گاه مبالغه هایی هم از شور و دلدادگی در توصیف در دیدارهای پنهانی بکار رفته که اگر قرار باشد با نتیجه قابل تصور در دنیای واقعیت برای برخی از اقدامات بیان شده در آن توصیفها سنجیده شود، از حالت رمانتیک و احساسی آن خارج شده و به کمدی مسخره یا حتی صحنه رعشه آوری تبدیل می شود. مثلا یکی از این صحنه ها مربوط به دیدار پنهانی زال با رودابه در شاهنامه است. بعد از این که قرار ملاقات پنهانی رودابه با زال توسط کنیزان و خدمتکارانی که رودابه مامور این کار کرده بود، گذاشته می شود، در زمان مقرر، زال به پای دیوار کاخ می رسد. دراین هنگام رودابه در بالای بام کاخ منتظر اوست. رودابه برای این که زال از دیوار کاخ بالا رفته خود را به او برساند کیسوانش را با ز می  کند و از زال می خواهد از آن گرفته و خود را به او برساند:

کمندی گشاد او ز سرو بلند

کس از مشک زان سان نپیچد کمند

              خم اندر خم و مار بر مار بر

بران غبغبش نار بر نار بر

بدو گفت بر تاز و برکش میان

بر شیر بگشای و چنگ کیان

بگیر این سیه گیسو از یک سوم

ز بهر تو باید همی گیسوم

که البته زال نمی پذیرد و از کمند استفاده می کند و بعد به کنار محبوب خود می رسد و با هم گفتگو می نشینند که از جمله فردوسی چنین توصیف کرده است:

همی بود بوس و کنار و نبید

مگر شیر کو گور را نشکرید

در پایان این دیدار که تا سحرگاهان طول می کشد دو دلداه پیمان وفاداری می بندند و عهد می کنند که هیچکدام کس دیگری را به همسری برنگزیند. نکته خیلی در خور توجه این در این ماجرا است که این رودابه است که از شنیدن وصفی که از زال می شنود بدون این که او را ببیند دلباخته او می شود و برای پیام رساندن به او  و قرار دیدار گذاشتن پیشگام می شود.  این داستان با تعلیمات «امام راحل» و با فرهنگ حوزه اگر ارزیابی شود، در همان مصرع «همی بود بوس و کنار و نبید(شراب)» چیزی جز «اشاعه فحشا» نیست و فردوسی برای اینکار باید تعزیر شود.« دانی که چه چنگ عود چه تقریر می کنند/ پنهان خورید باده که تعزیر می کنند/ناموس عشق و رونق عشاق می برند/عیب جوان و سرزنش پیر می کنند» و تردیدی نیست که اگر کسی امروزه بخواهد داستانی مشابه دیدار رودابه و زال را بنویسید وزیر ارشاد اسلامی نه تنها اجازه انتشار کتابش را نخواهد داد بلکه بعید هم نیست با طرح شکایتی از طرف وزارت ارشاد، شاعر و یا نویسنده  روانه دیدار با قاضی مرتضوی بشود. نکته دیگری که در این نقل کوتاه که از داستان رودابه و زال شد وجود دارد این است که که اگر برای این داستان یک زمان وقوع واقعی فرض بکنیم و مثلا در نظر بگیریم داستان 3 هزار یا دوهزار سال پیش اتفاق افتاده، حتی در آن زمان هم عقل دختری که از شنیدن وصف زال عاشق او شده بوده این قدر می رسیده که بفهمد اگر پهلوانی با جثه زال از کیسوان او آویزان شود تا خود را به بام کاخ برساند، اگر سرش از تن کنده نشود، حتما پوست سرش غلقتی کنده می شود و چیز که در دست مرد محبوش می ماند دسته مویی است که به پوست خون چکان سراوچسبیده است. اما هیچ خواننده یی موقع خواندن توصیف آن صحنه که زال پای دیوار کاخ است و دختر گیسوان خود را می گشاید تا او از آن گرفته و خود را به بام کاخ برساند برساند، به این صحنه که با توصیف هنرمندانه من! سالن کالبد شکافی پزشکی قانونی در فیلمهای جنایی و وحشتناک مثل «سکوت بره ها» را به یاد می آورد، فکر نمی کند بلکه مجذوب زیبایی تصویری که برای شرح آن  شور و اشتیاق شده، می شود. در ادبیات کلاسیک ما موارد بسیاری وجود دارد زن اظهار نظر می کند و تصمیم گیرنده است. مثل دید و نگاه حوزوی که  بی شعر و بی شور و بدون کمترین عنصر زیبایی شناسانه از رابطه زن و مرد نیست که رابطه بین دو جنس موجود انسانی با «دخول» شروع و به «غسل» ختم می شود، وبحث«علمی» در این زمینه هم ناظر است به نتایج ناشی از رفتار مرد و زن تنها فعل پذیر است. در ادبیات کلاسیک فراوان است شعر هایی که در آن عاشق کلامی می گوید و معشوق به آن پاسخ می گوید.این گفتگوها در غزلهای حافظ نمونه های بسیار زیبایی دارد که در آنها گاه معشوق نظر لطف و مهر دارد و گاه طعنه می زند و عاشق را از خود می راند. مثلا در عزلی می خوانیم:

 به لابه گفتمش  ای ماه رخ چه باشد اگر/ بیک شکر زتو دلخسته بیاساید

به خنده گفت حافظ خدا را مپسند/ که بوسه ی تو رخ ماه را بیالاید

اما در غزل دیگری پاسخ مهربانانه تر از این است:

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت/ گفتا تو بندگی کن کو  بنده پرور آید.

این نگاه ایرانی – انسانی به کشش و جاذبه بین دو جنس، در ادبیات معاصر با تولد یک زن شاعر که درخشش ویژه یی در آسمان شعر و ادب ایران دارد، وارد مرحله تازه یی می شود و فصلی در آن به نام یک شاعر زن گشوده می شود، فروغ فرخزاد. او در بیان احساس و شور زنانه بی پرواست و وارد  مرحله می شود  که باید به آن «تابوشکنی» گفت . تابو شکنیهایی که بعد در شعرهای سیمنین بهبانی هم دیده می شود. تلاشهای رژیم آخوندی برای مهر شیطانی زدن به فروغ فرخزاد، با محبوبیت فروغ در بین نسل جوان آگاه، بویژه دختران جواب دندانشکن خود را از مردم و فرهنگ ایرانی دربافت کرده است. شعرهای تابو شکنانه سیمین بهبانی خشم جنون آمیز دست اندر کاران «فرهنگی» رژیم آخوندی را برانگیخته است.  محبوبیت این زن پرشور شورشی در بین مردم و نسل جوان آگاه تناسب مستقیم با خشم آخوندها از او دار که طبعا این خشم علاوه بر شعرهای تابو شکنانه  ناشی از جسارت او در انتقاد هم بوده و هست. فروغ شور عشق و تمنای زنانه را در شعر «عاشقانه» با بی پروایی بیان کرده است و در بیتهایی از شعر عشقانه به نحو بی سابقه یی تابو شکنی کرده آنجا که می گوید« آه ای بیگانه با پیراهنم/ آشنای سبزه زاران تنم»و«ای تشنج های لذت در تنم/ ای خطوط پیکرت پیراهنم» و سیمین بهبهانی در مجموعه شعر دشت ارژن در شعر زیبای کولی واره، ترس از  حکم سنگسار حکام شرع را تحقیر و عشق ورزی را توصیه کرده و تابو شکنی را در شعر «رگبار بوسه» به نحو آخوند کشی به نمایش کذاشته است؛ انجا که می گوید«پیمانه سیمین تنم پر می عشق است/زنها از این باده که مرد افکنم امشب». به غیر از شعرهای این دو زن شاعر، زن وزیبایی و عشق در شعر شاعران معاصر با جلوه ایرانی – انسانی خود تجلی یافته است که در شعر شاعران نو پرداز معاصر نمونه های بسیار زیبایی می توان دید. در آن میان شاید چند سطری ازقسمت آغازین شعر آبی و سیاه حمید مصدق مناسب تر از همه برای نقل باشد، چرا که آن عاملی که در نگاه شاعر دنیایی از زیبایی آفریده و ستوده شده، همان عاملی است که از اول پیدایش رژیم منحوس آخوندی عاملی شیاطنی و گناه آفرین شمرده شده که زنان ملزم به پنهان کردن آن هستند و توهین و تحقیر بسیاری در این سی سال به خاطر عدم رعایت معیارهای تعیین شده در پوشاندن و پنهان نگهداشتن آن،علیه زنان و دختران ایران زمین روا  شده است. این عامل چیزی جز موها و گیسوان زن نیست:

 

گیسوان تو پریشاننر از اندیشه من،

 

گیسوان تو شب بی پایان.

جنگل عطر آلود.

شکن گیسوی تو،

موج دریای خیال.

کاش با زورق اندیشه شبی،

از شط گیسوی مواج تو، من

بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم.

کاش بر این شط مواج سیاه،

همه عمر سفر می کردم.

گمان نمی کنم که نیازی به توضیح داشته باشد که یک چنین نگاهی به گیسو و موی زن اصلا در فرهنگ حوزوی – حبوانی که روج الله موسوالخمینی،  چند ماهی از قدرتش نگذشته تلاش کرد به مردم ایران تحمیل کند، جایی داشته باشد. اگر این گونه بود زنان به خاطر آن این همه مورد تحقیر و آزار قرار نمی گرفتند

حکومت اللهی اسلامی جهنمی برای انسان ایرانی

آن چند ماه اعتصابات سراسری منجر به قیام 22 بهمن و سرنگونی شاه، فرهنگ و مناسباتی بین مردم خلق کرده  بود که واقعا قبلا سابقه نداشت، فرهنگ و روابطی  که مطلقا با آنچه رژیم روضه خواهان طی 30 سال گذشته تلاش کرده به عنوان الگو و معیار برآمده از«انقلاب اسلامی» به مردم ایران تحمیل کنند ببگانه بود. یک ویژیگی بسیار برجسته این فرهنگ و مناسبات جدید، برداشته شدن برخی محدویتهای ناشی از فرهنگ سنتی و مردسالارانه بود که بدون این که قانونی برای آن تدوین شده باشد، وجود داشت و خود را به زنان تحمیل می کرد. طبعا بخشی از این محدویتها هم ناشی از نگرانیهایی از روابط ناسالم  می توانست باشد. اما با جوشش اعتراضات و حرکت مردم علیه رژیم سلطنتی، تحولی شگرفی در جامعه و روابط مردم به وجود آمده بود. زنان هم مثل مردان در آن مبارزه حضور داشتند و دیگر دیر و زدو به خانه رفتن و این که کجا و با چه کسانی بوده اند، قید و بندی نبود که آنها را از شرکتشان در مبارزه باز دارد. در بستر و زمینه همین مناسبات و فرهنگ پدید آمده درماههای انقلاب بود که صدها جوان و نوجوان مشتاقانه به گرد سازمانهای انقلابی حلقه زده و درگروههای هوادار به فعالیت پرداختند. بخشی را هم البته خمینی مسخ و حذب کرد و از آنان حزب اللهی ساخت . خاطره یی از آن روزها که من هر وقت به یاد می آورم و به شرایط کنونی و این فشار و سرکوبی که علیه جوانان و به ویژه دختران جوان وجود دارد فکر می کنم، قلبم درهم فشرده و روحم افسرده می شود، مربوط به یک سفره پیاده از تهران به شمال از طریق کوه و جنگل در تابستان سال 1358 است. در آن زمان یکی از پسر عموهای من که دانشجو بود به من گفت با گروهی از دانشجویان یک سفره پیاده از گاجره به شمال و به نوشهر برنامه ریزی کرده اند و گفت که اگر مایلم باشم می توانم همراه آنان بروم. من البته خیلی دلم می خواست به چنین سفری بروم. اگر چه در طول ماههای انقلاب و بعد از آن دیگر به کوه پیمایی در شمال تهران نرفته بودم و بدنم آمادگی چنین سفری نداشت، اما نمی توانستم از آن چشم بپوشم. سفر قرار بود پنج روزه به پایان برسد. من 8-7 سال از بچه های گروه بزرگتر بودم. اینها همه هوادار سازمانهای کمونیستی بودند. در بین این گروه 17 نفره 4 تا دختر هم بودند. روز چهارم در اثر اشتباه، مسیر را در جنگل گم کردیم و عصر به جایی که قرار بود برسیم نرسیدیم. قرار شد در همانجایی که هستیم اطراق کنیم و در مشورت در این که همانوقت یک نفر در اطراف محل اطراق  به جستجوی مسیری برود یا صبح، به این نتیجه رسیدیم که صبح اینکار انجام شود بهتر است، صبح یکی از بچه ها که قبلا هم تجربه چنین سفری را داشت راه افتاد و رفت تا مسیر را پید کند و حدود یک ساعت بعد برگشت و گفت  که مسیر را پیدا کرده است. نیم ساعتی که راه پیمودیم، کسی از فاصله نسبتا دور ما را صدا اوهم جوانی بود حدود بیست ساله مثل بچه های اکیب. سرپرست اکیپ یکی را تعیین کرد که برود نزد او که در پایین و در داخل دره حرکت می کرد صحبت کند و بیند چه می خواهد و کیست. عضو اکیپ ما با آن جوان  برگشت و ما فهمیدیم که  جوان هم دانشجوی یکی از مدارس عالی تهران است و می گوید که عضو یک گروه  سی و دو نفره است که سه روز است در جنگل گم شده اند و می خواست بداند که ما در مسیرهستیم یا  ماهم راهمان را گم کرده ایم. خلاصه کنم چون ما درمسیر بودیم و بنا به برنامه عصر همانروز به پایان سفر در نزدیکی نوشهر می رسیدیم، هرچه مواد غذایی برایمان باقیمانده بود، برای گروه گمشده اختصاص یافت و چند تن از بچه ها که ورزیده تر بودند به همراه آن جوان عازم محل گروه گمشده شدند. آن جوان دانشجو هم چنین گفته بود که دوتن از استادانشان در محل دانشگده منابع طبیعی که  جایی نزدیک نوشهر و در داخل جنگل بود قرار بود مننطر آنها باشند. دو سه تا از بچه ها هم برای خبر کردن و کمک گرفتن به سوی دانشکده منابع طبیعی راه افتادند و ما در همان حوالی در محلی اطراق کردیم. یکی از بچه های ورزیده علی شانه چی جوانی خندان بود که گویی خستگی نمی شناخت و هر وقت جلودار می شد در خواستهای متعدد از سوی بچه های اکیپ به سوی سرپرست اکیپ روانه می شد که خواهان آهسته کردن سرعت حرکت بودند. من به شوخی می گفتم این مثل این که جای قلب یک راکتور اتمی در سینه دارد. یک دستمال در دست می گرفت و هی با آن صورتش را که خیس عرق بود باد می زد و گویی از راه رافتن هیچ گاه احساس خستگی نمی کند. او بعدا توسط رژیم درنده خوی آخوندی اعدام شد.  درد سرتان ندهم بچه های گم شده که رسیدند دیدیم نمی از آنها دختر بودند و چند تایی هم دختران 16- 15 ساله و دبیرستانی بودند. از آن طرف هم دو تن از استادان به همراه مواد غذایی و نوشیدنی که بار دو قاطر کرده بودن رسیدند. همان گروه گمشده هم این دو استاد همگی به گرایشات کمونیستی تعلق داشتند. اکثرا هوادار سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و تعداد هم هوادار سازمان پیکار و یکی دو گروه دیگر. منطور من از یاد آوری این خاطره این بود که بگویم جامعه ایران در سرنگونی رژیم شاه در آستانه تحول بزرگی از نظر فرهنگی و دگونی روابط اجتماعی قرار داشت که خانواده ها اجازه می دادند دخترانشان با گروهی پسر روانه سفری شوند که چند شب و روز بدور از نگاههای مراقب و پاییده شدن باید در کوه و جنگل می گذراندند.( در آن سفر دختر ها روسر به همراه داشتند و هروقت که به دهی نزدیک می شدیم روسری به سر می کردند). منتها خمینی از آغاز به رویا رویایی به این تحول برخاست و تهدید هایش را مبنی بر اجرای احکام اسلام و قرآن و به هر قیمتی که شده از جمله با وظیفه فوری و کوتاه مدت قرار دان مبارزه یی شدید تر و بدتر از مبارزه با شاه، با روشنفکران برای مردم( سخنان مندرج در کیهان 5 خرداد 1358) و نیز درو کردن رهبران گروههای سیاسی و دست اندرکاران مطبوعات مستقل با سر مشق قرار دادن گردن زدن 700 تن از یهود بنی قریظه توسط امیرالمومنین (سخنرانی مندرج در کیهان 27 مرداد 1358) و تعطیل کردن تمام احزاب و گروهها و ایجاد فقط یک حزب، که او حزب الله نامیدش، هدفش را عملی کرد(**). تحت رهبری چنین اهریمنی بود که از میان انبوه مقلدان و پیروانش، آنگونه که در شعر زیبای«همای» و در کار بسیار زیبای موسیقی گروه مستان آمده «هر کس و ناکس خدا» شد(3). یکی از این ناکسان و بی پدر مادر ها احمد عزیزی بود که در همان اوائل بعد از سرنگونی رژیم سلطنتی، مدتی سرپرستی دفتر مرکزی خبر و بعد مسئول قسمت اخبار رادیو و شد. دست اندر کاران رژیم از آغاز دنبال بهانه و پرونده سازی برای اخراج کارکنان مبارز که تن به آمریت از راه رسیدگان نمی دادند شدند و در این میان البته تحت فشار قرار دان زنان با تحمیل حجاب به آنان بهانه کاملا دم دستی بود زودتر شروع شد. این فرومایه  در برابر این سوال زنان  خبرنگار  که چرا ما باید روسری سر بکنیم گفته بود برای این که موهای زنان تحریک کننده است. دکتر ابراهیم یزدی سال قبل در مصاحبه یا اظهار نظر بدون ذکر نام به کسی اشاره داشت که در پایان ماجرای گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا او را به فرودگاه فرستادند تا اجازه ندهد هواپیمای حامل گروگانها تا زمانی که ریگان وارد کاخ سفید نشده پرواز کند. آن شخص همین احمد عزیزی بود. این موضوع البته مساله سری نبود همان وقت هم اخبار از حضور احمد عزیزی در فرودگاه و به تاخیر افتادن پرواز هواپیما خبر داد. وی بعدا سالها قائم مقام دکتر ولایتی وزیر خارجه بود و مدتی هم سفیر رژیم در آلمان. فرومایگان از این قماش و آن «سرداران» و امثال احمدی نژاد ها نژادها همه محصول دستگاه ایدئولوژیک و افکار سیاهی  هستند که خمینی پلید در زیر آن عمامه سیاهش که نشانه نسب بردنش از رسول الله بود به ایران آورد. ایدئولوژی و افکاری که بدتر از وبا و ایدز به جامعه و مردم ایران آسیب رساند و بیشتر از زمین  لرزه و سیل فاجعه آفرید. راه و روشی که روحانیت مرتجع و مستید و رژیم مردم ستیز و زندگی سوز و آزادی کش شیعه در ایران سی سال  است پیش گرفته و همچنان ، با تشدید فشارها بر مردم وبه ویژه زنان ایران ادامه می دهد، گواه آن است که دست یافتن به آزادی به ویژه آزادی زنان و برچیده شدن حجاب اجباری برده ساز، بدون گذشتن از روی نعش روحانیت مرتجع شیعه و سرداران سرکوبگر و سربازان گمنان امام زمانش ممکن نیست.

 

 

منابع و توضیحات:

 

مینیاتور کار استاد فرشچیان است و رستن نام دارد. 

.

*- اظهارات مرتضی مطهری در اول مقاله از کتاب « از شهریاری آریایی به حکومت الهی سامی- نوشته محمد رضا فشاهی،چاپ اول 1379  نشر باران سوئد صفحات 224 و 225 نقل شده است. فشاهی منبع  خود را صفحه 23 کتاب اثبات و جود خود که نه نام ناشر داشته نه تاریخ انتشار ذکر کرده است» -

 

** من به دانشجویان عزیز توصیه می کنم متن این دو سخنرانی را خمینی را که به خوبی نشان دهنده سرچشمه مصائب امروز جامعه ایران است، تکثیر و توزیع کنند.

 

http://iradj-shokri.blogspot.com/2008/04/1.html  -1

 

http://iradj-shokri.blogspot.com/2008/05/12-1359-12-1340.html-2     

 

. 3- کار بسیار زیبا و کم نظیراز گروه مستان با عنوان «دیدار با دوزخیان» با شعر و تنظیم سعید جعفر زاده«همای» در دولینک زیر می شود شنید. اولی دارای همراه ویذئوی از کنسرت است

 

http://www.radiopishgam.com/index.php?option=com_xevidmegafx&func=detail&id=4    

    

http://www.mastan-homay.blogfa.com

 

    وبلاگ من

http://iradj-shokri.blogspot.com

 

 

24 خرداد 1387 – 13 ژوئن 2008     

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*سرازیر شدن خشم سپاه و رهبر به سوی روحانی، آینده نا روشن او و سایه جنگ
*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن