روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
ایرج شكری

هاشمی رفسنجانی بعد از خمینی مهمترین شخصیت رژیم خمینی ساخته جمهوری اسلامی، در دهه 60 و نیز یک   مقام محوری در جمهوری اسلامی بعد از دوران مرگ خمینی بوده است. اما از بعد مرگ خمینی وگزینش خامنه ای به عنوان ولی فقیه و رهبر نظام، که شخص رفسنجانی خود در این انتخاب نقش هدایتگر داشت، خامنه ای با استفاده از «اختیارات قانون اساسی برای رهبر» گامهای بلند به سوی محکم کردن پایه های قدرت و اقتدار خود برداشت، در آغاز کار موسوی اردبیلی را از قوه قضائیه کنار گذاشت و محمد یزدی را به ریاست قوه قضائیه منصوب کرد. شورای نگهبان دارای «حق وتو» که فقهاییش رهبر منصوب می کرد، با نظارت استصوابی بر انتخابات مجلس اسلامی و مجلس خبرگان با دست باز دست به غربال کردن کاندیداهای دو مجلس می زد و به این ترتیب با شروع کار ولی فقیه جدید، اکثریت مجلس شورای اسلامی که در زمان خمینی با «خط امام» بود، به نحو «چرب تر» به طرفداران فقه سنتی(بعدا خودشان را اصولگرا نامیدند) تعلق گرفت.
خامنه ای دامنه اعمال نظر و عمل رفسنحانی را بعد از «ارتحال» امام رئیس جمهور شده بود، در دو زمینه مهم سیاست خارجی و امور مربوط به نیروهای مسلح را محدود کرد و بعد از پایان یافتن دو دوره ریاست جمهوری رفسنجانی دامنه نفوذ و اعمال نظر او پیوسته محدود و محدودتر شده چنان که از رویدادهای انتخابات سال 88 به این سو گویی او با سقوط آزاد در حال فروافتادن به اعماق دره ذلت و تحقیر در رژیم آخوندی است. کنار گذاشته شدن او از ریاست مجلس خبرگان رهبری از صحنه های مهم بازی غم انگیز سرنوشت این «استوانه انقلاب و یارامام خمینی» است. او از اول روی کار آمدن خمینی از آخوندهای بسیار نزدیک به او بود و بعد از مرگ بهشتی در انفجار دفتر حزب جمهوی اسلامی، در واقع مدیر اصلی و تعیین کننده اصلی خط و سیاست رژیم چه به لحاظ داخلی و چه سیاست خارجی رفسنجانی بود.
خمینی بدون راه دادن تردیدی به خود، منتظری را که «امید امت و امام» و «قائم مقام رهبری» لقبش داده بودند، وقتی از چگونگی اداره کشور و غلط بودن پافشاری در جنگ و خشونت وزارت اطلاعات علیه زندانیان سیاسی «که روی ساواک را سفید کرده بود» و اعدامهای دسته دسته زندانیان انتقاد کرد، با تحقیر وادار به استعفا کرد و کنار گذاشت. خمینی به خامنه ای زمانی که رئیس جمهور بود و اظهار نظر و تفسیر بی ربطی در خطبه های نماز جمعه 10دیماه 66 در مورد فتوا و دیدگاه او(خمینی) از اختیارات دولت در مورد قرار دادن شرایط  الزام آور برای کارفرمایان کرده بود، تودهنی زد و تاکید کرد که برداشت خامنه ای از نظر او در مورد اختیارات حکومت اسلامی که از قول خمینی محدویتهایی را برای آن قائل شده بود، خلاف نظرا اوست و خامنه ای از ولایت فقیه هیچ چیز نفهمیده است، اما رفسنجانی همیشه مورد تایید خمینی بود و هیچ وقت مورد عتاب و سرزنش خمینی قرار نگرفت. اکنون نزدیک یک دهه هست که او واقعا توسری خور «حضرت آقا» است و این توسری خوری او در سه چهار سال گذشته بیشتر و بیشتر شده است.
در ماجرای انتخابات سال 88 به خاطر نامه سرگشاده اش به «مقام معظم رهبری» و هشداری که در آن به احتمال برافروخته شدن آتش گسترش یابنده داده بود، خشم دستگاه و بارگاه و ریزه خواران سفره ولایت فقیه را علیه خود برانگیخت و در ردیف «خواص بی بصیرت» قرار گرفت و حتی برخی از کسان از اردوی احمدی نژاد او را مسئول راه افتادن «فتنه» و تظاهرات بعد از انتخابات دانستند.
رفسنجانی در آن نامه که در واکنش به اتهاماتی که محمود احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی به وی زده بود به خامنه ای نوشت، تلاش کرده بود که اولا خود را دارای چنان محبوبیت بین مردم بنمایاند که اهانت و اتهام به او سبب خشم وبرآشفتن آنان می شود-  آنجا که نوشته بود:« بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاه‌ها مشاهده مي‌كنيم»- و بعد با یاد آوری این که بعد از به «دیار باقی شتافتن»  خمینی و بهشتی از یاران و همنسگران « شما مانده‌ايد و من و معدودي از ياران و همفكران قديم»، از او خواسته بود که: « ازجناب‌عالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنه‌هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح مي‌دانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد». از بعد از انتخابات اهانتهای فراوان نسبت به او خانواده اش از سوی «نیروهای ارزشی» روا شد که نمونه بسیار زشت و همراه با درندگی و دریدگی از سوی یک حزب اللهی بود که فیلم کوتاه صحنه های ضبط شده آن روی یوتیوب قرار گرفت و خیلی ها را با مفهموم بسیجی و حزب اللهی و«نیروی انقلابی اسلامی» و مرید «امام خامنه ای» که به شکل عینی آشنا نبودند، به طور مستند آشنا کرد.
رفسنجانی در انتخابات دوره 9 ریاست جمهوری که که احمدی نژاد برای بار اول کاندیدای ریاست جمهوری شده بود، یکی از دلایل کاندیدا شدنش را حضور بعضی «کوتوله های سیاسی» ذکر کرد که او گمان می کرد با کاندیدا شدنش، شکست و بیرون پرت شدن آنها را رقم زده است و کوتوله سیاسی البته در درجه اول محمود احمدی نژاد بود. اما رفسنجانی«از سرپنجه شاهین قضا غافل بود» و نتیجه طور دیگری شد آن کوتوله سیاسی رئیس جمهوری اسلامی شد. از بعد از انتخابات سال 88 رفسنجانی مورد حمله های متعددی از سوی کسانی قرار گرفته است که واقعا در بین کارگزاران نظام کسی نبودند. یکی از آنها غلامحسین الهام از اطرافیان محمود احمدی نژاد بود. کتابهایی هم علیه رفسنجانی نوشته شده است. روند تو سر رفسنجانی زدن به تازگی با بازداشت دخترش فائزه برای سپری کردن 6 ماه زندان و پسرش مهدی که مورد محاکمه قرار خواهد گرفت، به ضربه های سنگین و جانکاهی برای او تبدیل شده است.
 اختلافات هاشمی رفسنجانی با خامنه ای به دوران خمینی بر می گردد که در آن زمان رفسنجانی با این که رسما رئیس مجلس بود و در قدرت اجرایی نقشی نداشت اما در عمل گرداننده و تصمیم گیرنده اصلی در مهمترین امور رژیم که عبارت از جنگ و سیاست خارجی بود، او بود.
رفسنجانی برای موافقت گرفتن از خمینی در مواردی که به اختیارات رهبری مربوط بود مشکلی نداشت. خامنه ای با این که رئیس جمهور و رئیس شورای عالی دفاع بود و نفر دوم بعد از خمینی در بالا سر نیروهای مسلح بود ، اما در عمل چرخ پنجم گاری بود. نخست وزیرشدن میرحسین موسوی هم که گرداننده امور اجرایی کشور بود از سوی «خط امیها» که حمایت خمینی را با خود داشتند به او تحمیل شده بود. با تیره تر شدن افق کسب پیروزی نظامی در جبهه ها خامنه ای در تاریخ 12 خرداد 67 در نامه ای به خمینی از او خواست که اداره امور کلیه نیروهای مسلح را با اختیارات لازم به یک نفر واگذار کند و «دادگاه نیروهای مسلح موظف باشد که در تعقیب قضایی متهمان و اجرای محکومیتها به طور کامل ز نظر وی تبعیت کنند»*. خود وی در این نامه تاکید کرده بود «تنها فرد مناسب برای این مسئولیت مهم» هاشمی رفسنجانی است.
خمینی هم در پاسخ به این درخواست خامنه ای، حکمی برای رفسنجانی به عنوان جانشین فرمانده کل قوا، باتمام اختیارات صادر کرد و برای هماهنگی کامل ارتش و سپاه و تمرکز صنایع نظامی و امکانات پشتیبانی و«حذف یا ادغام سازمانها و تشکیلات غیر ضروری»* و امور تبلیغی و فرهنگی نیروهای مسلح به او اختیار تام داد. این البته هدیه یی مسموم و پوست خربزه ای بود که خامنه ای زیر پای رفسنجانی انداخت، چون در آن زمان دیگر روشن بود که نه تنها پیروزی بر عراق و سرنگونی صدام امکانپذیر نیست بلکه اوضاع به زیان رژیم در حال چرخش است. در آنزمان عراق که با خرید هواپیماهای فرانسوی نیروی هوایی اش را تقویت کرده بود، توانسته بود نیروگاه برق نکا در مازندران را در چهار خرداد 67 بمباران کند و این دوردسترین هدف در داخل ایران بود که در شعاع عملیاتی هواپیماهای عراقی قرارگرفت. بنا بر گزارش بی بی سی از آن رویداد به کشته شدن 28 نفر و زخمی شدن تعداد نامعلومی شد و در همان روز 4  خرداد رادیو رژیم خبر داد که بعد از درگیری شدید از بامداد آن روز با نیروهای عراقی در در شلمچه جریان داشته «رزمندگان اسلام به ناچار از بخشی از مواضع متصرفه عقب نشینی کردند»* .
چند روز بعد،  روز 16 خرداد67 رفسنجانی در یک مصاحبه رادیو تلویزیونی در مورد برنامه های خود در مسئولیت جدیدی که به او واگذ شده است گفت:«... بایستی سازمان مناسبی برای نیروهای مسلح تأسیس شود. در این رابطه ارتش دارای یک سری سازمان تثبت شده قدیمی است و یک سری کارهایشان نیز با سپاه یکی است و بایستی سازمان این دو نیرو یکی شود»* و یاد آوری کرد:«البته تغییر پیش خواهد آمد ولی با فوریت سازمانها ادغام نخواهند شد وبرای مدتی طولانی مستقل خواهند بود و فعلا تغییراتی که در حکم امام آمده ه است انجام خواهد شد». اما به رغم یاد آوری این موضوع، خامنه ای چهار روز بعد در نماز جمعه گفت: «من اعلام می کنم سازمان ارتش و سپاه محفوظ می ماند و ارتش یا سپاه از بین نخواهد رفت...»*. خامنه ای بعد از ولی فقیه شدن، سیاست خود در مورد نیروهای مسلح را با برتری دادن به سپاه و تقویت روز افزون آن به اجرا گذاشت. یک اقدام او که باعث شگفتی و ناباوری در آن روزها شد، ارتقاء درجه پاسدار شمخانی به درجه سرلشکری و بعد دادن فرمانده نیروی دریایی با در جه معادل آن در آن نیروی (دریادار)  به او در 8 آبان 68  بود.
اقدامی که بی تردید برای فرماندهان و پرسنل نیروی دریایی ارتش شوک شدید و تحقیر کننده یی می توانست باشد به ویژه این که این انتصاب که درست یکماه قبل از سالگرد عملیات مروارید در 7 آذر 59 که در آن نیروی دریایی و پرسنل ناوچه پیکان حماسه یی از میهن پرستی و شجاعت همراه با بکار گرفتن دانش نظامی آفریده بودند. از زمان انتخابات سال 76 و شروع حرکت موسوم به «اصلاح طلبان» به وضوح نقش مداخله جویانه روز افزون سپاه و اظهار نظر و اعمال فشار فرماندهی سپاه در سیاست را شاهد بوده ایم. از نوشتن نامه مشترک (1) 24 فرمانده سپاه بعد از رویداد های 18 تیر 78 به خاتمی و تهدید او به این که «کاسه صبرشان به پایان رسیده و تحمل بیشتر از آن در صورت عدم رسیدگی» به خواستهایشان را ندارند، تا مخالفت با گشایش فرودگاه جدید تهران (که اسم خمینی پلید را روی آن گذاشته اند) با اقدام کودتا گونه بستن باند فرودگاه  و به خطر انداختن جان مسافران هواپیمایی که قرار بود در آن فرود آید ، تا اظهارات سریع ذوالقدر بعد از انتخاب محمود احمدی نژاد در انتخابات سال 84 مبنی بر این که نتیجه یی که در انتخابات به دست آمد، حاصل طرحی سه مرحله ای بوده است که روی آن خیلی کار شده بود و اظهار نظرهای متعدد فرمانده کل سپاه و کسان دیگری از فرماندهان سپاه مثل «سردار جوانی» از آن جمله است.
اگر چه در مواردی مثل واکنش محمد رضا خاتمی به شرط و شروطی که سال قبل فرمانده سپاه در سخنانی برای فعالیت اصلاح طلبان حکومتی گذاشته بود، فرماندهان پاسداران تودهنی دریافت کرده اند، ولی آنها تاکید دارند که سپاه «پاسداران انقلاب اسلامی» هستند و رویارویی و برخورد با هر آنچه را که خطری برای «انقلاب اسلامی» می دانند، وظیفه قانونی خود می دانند. به اینها البته باید خودسرهای سپاه در بعضی بازداشتها و داشتن بندهایی ویژه یی در زندان اوین را هم افزود.
رفسنجانی در انتخابات خبرگان سال قبل نیز مورد تحقیر بسیار حتی از سوی کسی مثل پاسدار قاطرچی صفار هرندی، دستیار سابق «برادر حسین» در روزنامه کیهان و وزیر ارشاد کنار گذاشته شده حاج محمود، آن«کوتوله سیاسی» قرار گرفت و در انتخاب ریاست خبرگان نیز، از آن کنار زده شده. در خبری در 12 مهر آمده بود که رفسنجانی در دیدار گروهی از «زنان اصلاح طلب و خانواده شهدا»، یاد آور شد که «این وضع که تمام فرهیختگان و دلسوزان کشور ناراضی باشند، قابل داوم نیست» امّا نگفته مثلا چطور خواهد شد؟
در نامه سرگشاده اش به خامنه ای که پیشتر به آن  اشاره شد، اخطار و هشدار از احتمال به وخامت گراییدن وضع، از خشم آن بخشی از مردم که منظورش حامیان و طرفداران او بودند(اگرچه این حامیان در خیال او وجود داشتند نه درواقعیت) داده بود. امّا مصاحبه اخیر(روز یکشنیه 16 مهر) با روزنامه «آرمان روابط عمومی»(2) به وضوح گویا این است که او به گوشه یی رانده شده است و هیج اختیار و امکانی برای اعمال نظر در امور را ندارد و همه چیز به نظر«مقام رهبری» بستگی دارد. وقتی او می گوید:« من در حال حاضر مثل گذشته در جريان مسائل كشور، آن‌گونه كه اتفاق مي‌افتد، نيستم. بيشتر از طريق رسانه‌ها و گاهي از طريق بعضي ملاقات‌ها مطالبي را مي‌فهمم» یا این که می گوید دیگر خامنه ای را هفته ای یکبار نمی بیند بلکه ماهی یکبار می بیند(که ممکن است ماهی یکبار هم نبیند) این به وضوح نشان دهنده کنار گذاشته شدن کسی است که قدرتمندترین شخصیت سیاسی در دوران حیات خمینی بود. درعین حال او با این اعترافات و نشان دادن دست بستگی اش و این که کاندیدا شدنش در انتخابات گذشته ریاست جمهوری رژیم به خاطر جلوگیری از این وضعی است که به وجود آمده است بود که او آن را پیش بینی می کرد، می خواهد اعلام کند که هیچگونه مسئولیتی در آنچه پیش آمده است نداشته است(3).
از آنچه یاد آوری شد به وضوح می توان دید که رفسنجانی در تاریک ترین و سیاه ترین دوران عمر خود قرار دارد و این مرد قدرتمند دسته اشراری که سی و سال است هزاران جنایت و خیانت علیه مردم ایران مرتکب است، اکنون در مصاحبه خود با آرمان روابط عمومی در مورد رفتار با فررندان دستگیر شده اش ضمن اعلام نارضایی از این که اتهاماتی که هنوز ثابت نشده در مطبوعات و رسانه های رژیم روی آن تاکید می شود، مدعی است که خواهان اجرای رفتار قانونی و بدون تبعیض با فرزندانش است و اگر خلاف عمل شود مداخله خواهد کرد. به راستی آیا این همه ظلم وستم و جنایت علیه مردم ایران که هنوز هم ادامه دارد، حتی بنا بر همان قوانینی که رفسنجانی خواهان رعایت آن است، قانونی بوده؟ این وکلایی که دستگیر و به زندان طویل مدت محکوم شده اند، آن منتقدان از ایوزیسیون قانونی رژیم، کسانی مثل زید آبادی و تاجزاده و مومنی و طبرزدی و دیگران این محکومیتی که تحمل می کنند واقعا مبنای قانونی دارد؟ ملاحسنی که عشق و ایمان دیوانه وارش به «اسلام و امام و انقلاب» بر همگان روشن است و خودش پسرش را که عضو یاهوادار سازمان چریکهای فدایی خلق بود دستگیر و تحویل کمیته ها داده بود و در کشتارهای اسلامیِ کفار و منافقین و محاربان با خدا و رسول؛ تحت زعامت و ولایت و هدایت و فتوای امام روح الله الموسوی الخمینی، به فوریت اعدام شد در کتاب خاطراتش، از اعدامهای آن دوران که پسر جوانش را پرپر کرد و به کام مرگ فرستاد، به عنوان اعدامهای فله یی یاد کرده و یاد آور شده که فرزندش مرتکب جرمی که مستحق اعدام بوده باشد نشده بود.
برخلاف آن چه اخیرا در مطلبی در مورد دستگیری فرزندان رفسنجانی دیدم که در آن گمان نویسنده مطلب این بود که دستگیری فرزندان رفسنجانی با هدف «سفید کردن» کارنامه او و دادن اعتباری به او صورت گرفته است ، نگارنده گمان نمی کنم که حتی اعدام فرزندان رفسنجانی، اعتباری به این رهبر سابقا مقتدر دسته اشرار، در  نظر مردم بدهد و یا جایی برای او برای اعمال نفوذ در تحولات رژیم باز کند. همچنان که تحصن و خطابه های«پرشور» استعفای نمایندگان به اصطلاح اصلاح طلب مجلس اسلامی دوره ششم مثل بهزاد نبوی که در دو سه ماهی مانده به پایان مجلس دوره ششم می خواستند روغن ریخته را خرج مسجد بکنند، همدلی مردم را با آنان بر نیانگیخت. هم چنان که اگر بهزاد نبوی را رژیم اعدام می کرد، او یک قربانی تصفیه شده در دعوای خودی ها می شد و نه قهرمانی در نظر مردم، چنان که قطب زاده هم که حتی متهم شد که در یک طرح براندازی که در آن هدف قرار دادن جماران- محل اقامت خمینی- با توپ، هم در آن طرح بوده شرکت داشته، بعد از اعدامش  جایی جز این نیافت. من حتی فکر نمی کنم که اگر امروز خامنه ای بمیرد، شانس زیادی برای رفسنجانی برای کسب موقعیت سابق و سیاستگذاری و سکانداری رژیم به وجود بیاید و مثلا جا و موقعیتی مثل تنگ شیائوپینگ مغضوب دوران مائو، بعد از مرگ رهبر، پیدا کند. اصولا بحران بسیار عمیق و خواستهای مردم در زمینه های حقوق شهروندی چنان گسترده است در چارچوب نظام اسلامی جوابی ندارد. هر نوع پشتک وارویی که این یا آن باند و دسته رژیم بزند، باز موج بلند دیگری از اعماق جامعه برخواهد خواست و ارکان رژیم را به لرزه خواهد انداختن و دوباره دست اندرکاران ضمن تکیه بر دستگاه سرکوب برای مهار مردم به تصفیه های دیگر در بین خود خواهند پرداخت و در نتیجه رژیم برای مقابله مردم ضعیف تر خواهد شد زمان آن خواهد رسید که زیر امواج خشم و اعتراضات مردم بکلی از هم بپاشد.  دوران رفسنجانی و یاران درجه اول امام با دریدن یک دیگر به پایان می رسد. بامرگ خامنه ای اگر به همین زودی اتفاق بیافتد، دست بالا را «حزب پادگانی» و کسانی خواهند داشت که خود را زمینه ساز ظهور امام زمان  و بی نیاز از ولی فقیه می دانند. سیاست حذفی در ذات و در بینش و منش آخوندی - اسلامی قرار دارد.
منابع و توضیحات:
* - مطالب نقل شده یی که با ستاره مشخص شده است، گاهشمار ماهنامه شورای ملی مقاومت مورد استفاده  قرار گرفته است
1- در لینک زیر متن کامل نامه 24 فرمانده سپاه که قالیباف فرمانده نیروی انتظامی وقت و شهردار کنونی هم در شمار آنها بود آمده است.  
این نکته هم جا دارد که یاد آوری شود که به عنوان یک اصل انضباطی که به نظر می رسد در تمام ارتشها برقرار است، نوشتن نامه جمعی ممنوع است و نظامیان اعتراضات خود را باید در مرحله اول بر اساس سلسله مراتب به فرمانده مستقیم خود اطلاع و ارائه بدهند و بعد در مدت معینی اگر پاسخی دریافت نکردند یا پاسخ را مناسب نیافتند به فرمانده بالاتر و از گذشته از این نظامیان از اظهار نظر در مسائل سیاسی چه مسائل داخلی و چه خارجی برای نظامیان ممنوع است مگر در رژیمهایی که پستهای سیاسی و نظامی به هم آمیخته شده باشد که ویژه دیکتاتوری های نظامی است. اما در رژیم خر تو خر آخوندی از اول روی کار آمدن خمینی همه کار به دستنان نظام آخوندی در همه زمینه ها به ویژه مسائل سیاست خارجی اظهار نظر می کردند. البته منهای ارتش که هنوز بعد از گذشت بیش از سی سال کلا در مقایسه با پاسداران «شهروندان درجه دوم»، هستند. خر تو خری هم اکنون هم در رژیم جاری است و مثلا رئیس قوه قضائیه بیشتر از وزیر خارجه در مسائل سیاست خارجی اظهار نظر می کند و یا رئیس ستاد فرماندهی کل قوا- گروهبان گارسیای نظام- سرلشکر فیروز آبادی یا پاسدار شوت و بیشعور نقدی و قاسمی یا پاسدار جوانی همه گاه و بیگاه در مسائل مربوط به سیاست خارجی اظهار نظر می کنند، اظهار نظر هایی که رجز خوانی های ابلهانه ای بیش   نیستند. 
  http://armandaily.ir/?News_Id=15818     متن کامل مصاحبه رفسنجانی با روزنامه آرمان- 2
3 - یاد آوری این نکته هم بد نیست که در پایان جنگ و پذیرفتن آتش بس( جنگی که برای رژیم آنگونه که گردانندگانش از میرحسین موسوی گرفته تا خامنه ای و رفسنجانی و دیگر اشرار ریزو درشت رژیم، آن را جنگی ایمانی و آرمانی و حیثیتی می دانستند، چنان که خمینی در پیامش به مناسبت مراسم حج و به زائران کعبه در6 مرداد سال 66، پایان دادن به آن را«خیانت به آرمان بشریت و رسول خدا» نامید)، این خامنه ای بود که وقتی چند ماه بعد از آتش بس در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان که مشروح آن روز 15 آذر67 از رادیو رژیم پخش شد،در پاسخ به سوال نیش داری که در آن یاد آوری شده بود که:«وقتی مسئولان این همه دچار تناقض گویی هستند و مثلا یک روز قبل از پذیرفتن قطعنامه موضعشان 180 در جه با زمان اعلام آتش بس تفاوت داشت، آیا توقع اعتماد[مردم] به ایشان امری بعید[بیهوده و بی معنی] نیست؟» به کلی از خود سلب مسئولیت کرد و گفت:«قطعنامه را که ما قبول نکردیم، قطعنامه را امام قبول کرد. آتش بس را امام قبول کردند. مسئولیت ما نیست. جزء وظایف رهبر است... تاقبل از تصمیم امام ماهم خبر نداشتیم» در حالی که خمینی در همان پیامی که به نوشیدن جام زهر معروف شد، یاد آور شده بود که «به نظر تمامی کارشناسان سیاسی – نظامی سطح بالای کشور که به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارد»، تصمیم به پذیرفتن آتش بس گرفته است. همان خمینی که یکسال قبل از آن تاکید کرده بود که «تب جنگ تنها با سقوط صدام» فرو خواهد نشست و قطع جنگ را خیانت به آرمان بشریت و رسول خدا دانسته بود.
   مهر 1391 – 8 اکتبر 2012 17
 
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

از آنچه یاد آوری شد به وضوح می توان دید که رفسنجانی در تاریک ترین و سیاه ترین دوران عمر خود قرار دارد و این مرد قدرتمند دسته اشراری که سی و سال است هزاران جنایت و خیانت علیه مردم ایران مرتکب است، اکنون در مصاحبه خود با آرمان روابط عمومی در مورد رفتار با فررندان دستگیر شده اش ضمن اعلام نارضایی از این که اتهاماتی که هنوز ثابت نشده در مطبوعات و رسانه های رژیم روی آن تاکید می شود، مدعی است که خواهان اجرای رفتار قانونی و بدون تبعیض با فرزندانش است و اگر خلاف عمل شود مداخله خواهد کرد. به راستی آیا این همه ظلم وستم و جنایت علیه مردم ایران که هنوز هم ادامه دارد، حتی بنا بر همان قوانینی که رفسنجانی خواهان رعایت آن است، قانونی بوده؟ این وکلایی که دستگیر و به زندان طویل مدت محکوم شده اند، آن منتقدان از ایوزیسیون قانونی رژیم، کسانی مثل زید آبادی و تاجزاده و مومنی و طبرزدی و دیگران این محکومیتی که تحمل می کنند واقعا مبنای قانونی دارد؟

" charset="utf-8" dir="rtl" style="text-align:right" > facebook
Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن