شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
ایرج شكری

من با مجید شریف سال 1364 و زمانی که به عنوان هوادار شورا، در انتشار ماهنامه شورای ملی مقاومت همکاری را شروع کردم شناختم. آن طور که در نشریه آزادی متعلق به جبهه دموکراتیک ملی (شماره  15 و 16 پاییز و زمستان 77) در مطلبی به مناسبت قتل او بدست سربازان گمنام امام زمان آمده است، او یکی از دونماینده جمعیت اقامه (که بعدا به جمعیت دفاع از استقلال ایران با اسم اختصاری جمعیت داد تغییر نام داد) در شورا بود و بعدا  که در سال 65 به دلیل اختلاف از آن جدا شد  به عنوان شخصیت مستقل تقاضای عضویت در شورا کرده بود و این تقاضا را آقای گنجه ای با «حق وتو»یی که سازمانها و تشکلهای عضو شورا در آن زمان داشتند وتو کرده بود( آقای گنجه ای گردانند آن «جمعیت» بود که خیلی سال است که دیگر نه اسمی از آن هست و نه نشریه یی) من او را در محل تحریریه شورا که در حومه پاریس بود می دیدم و گاه موقع برگشت به خانه بخشی از راه را در قطار با هم بودیم. دیدار ما خارج از محل تحریریه شورا  یکبار زمانی بود که فیلم آخرین امپراطور ساخته برتوله چی که خیلی مورد بحث و تمجید در رسانه ها قرار گرفته بود، در سینماها به نمایش در آمده بود و او از من دعوت کرد که به دیدن آن برویم و بار دوم وقتی بود که او فرانسه را به قصد سوئد ترک می کرد( سال 66) که در آنجا مقیم شود و من او را به نهار در یک ر ستوران دعوت کردم.

مجید شریف آدم پرکاری بود. دکترای جامعه شناسی را در فرانسه  از دانشگاه استراسبورگ دریافت کرد، در گزارش نشریه آزادی که پیشتر به آن اشاره شد، آمده است که موضوع تز دکترای او«بررسی انتقادی و تحلیلی تمامیت خواهی خدا سالارنه» بود. او یکبار که در مورد موضوع تز دکترایش سوال کردم  گفت که این مساله را مورد توجه قرار داده است که این رژیم یک رژیم نا کامل یا نا تمام inachevé )  ) است. او نظراتی در مورد چگونگی و شرایط لازم برای استقرار دموکراسی در ایران داشت و طبعا مایل بود  این نظرات را مطرح کند و به میان مردم ببرد، نبودن امکان چنین کاری در آن زمان، به گمان من عامل مهمی در تصمیم تاسفبار او به بازگشت به ایران تحت سلطه آخوندها بود ، تصمیمی که اگر سرانجامی چنین درد ناک هم در پی نداشت، باز هم در هرحال کاری اشتباه از سوی او بود که پناهنده سیاسی بود و آدم شناخته شده یی بود. به علاوه می بینم این رژیم به سر خودیهایی که هیچ تردیدی در حسن نیت و ایمانشان به جمهوری اسلامی و بقای آن نیست – کسانی مثل سعید حجاریان و تاجزاده و نبوی و دیگران- چه آورده و می آورد در زمان بازگشت او نابردباری دگراندیشان توسط رژیم، امر ناروشنی نبود. مجید شریف از تاثیر حضور خود در ایران ارزیابی مبالغه آمیز و غلطی داشت و این ارزیابی غلط هم عامل دیگری در تصیمیم به بازگشت به ایران بود. این ارزیابی را می شود از خلال جملاتی از «بیانیه بازگشت به میهن» او که تاریخ «بهار 1374» را دارد دریافت«... برای رفتن دلایل بیشتری دارم تا برای ماندن: آنچه باید  بیاموزم آموخته ام ، آنچه باید ببینم دیده ام و آنچه باید دریابم دریافته ام. گرچه هنوز در اینجا چیزها برای دیدن و آموختن و دریافتن هست، برای کاربستن و بهره رساندن نیز نوبتی باید و فرصتی! و آنگاه که آتش شوق و نیاز دیدار مجدد از هر دو سو زبانه کشد، دیگر چندان مجال و رخصت درنگ و تأخیر نیست، چه، "چراغی که به خانهً شرق رواست، به غربت غرب حرام است"!». مساله اختلافات او با گروهی که او پویش را با همکاری آنها منتشر می کرد، ضربه روحی شدید برای او بود. خود او در صفحه 12 نامه اش ضمن یاد آوری بد عهدی از سوی کسانی که بعد از جدا شدنش از آنها امکانات پویش را در اختیار گرفتند، بهایی که برای آن ماجرا - که آن را «پیمان شکنیها و ناجوانمردیهای همکاران سابق» نامیده است-، می پردازد را « مادی معنوی  و روحی و جسمی» ذکر کرده است. این عوامل، اقامت در خارج کشور را- که همراه با فشار سنگین مشکلات مالی هم بود-، توانسته بود برای او طاقت فرسا کند. زمانی که او در سوئد بود  و بعد هم که به فرانسه آمد با هم مکاتباتی داشتیم و یکبار من فتوکپی مطلبی را که در انتقاد از نوشته یی از کاظم مصطفوی نوشته بودم و در نشریه راه آزادی که متعلق به جمعیت دفاع از دمکراسی و استقلال ایران(جمعیت داد) متعلق به آقای جلال گنجه ای درج شده بود، همراه با فتوکپی بعضی گزارشها و بعضی مطالب ترجمه شده و درج شده درآن نشریه را برای او فرستادم. او نامه یی (در 14 صفحه در قطع نصف  4A- ) برایم نوشته بود که آزردگیش را از آنچه در پویش اتفاق افتاده بود و او آنرا رفتاری «ناجوانمردانه» علیه خود نامیده بود و نیز شکنندگی و حساسیت روحی او را می شد از آن دریافت. چنان که با اشاره به سطوری از نوشته من در مطلب درج شده در نشریه  راه آزادی متعلق به جمعیت (داد) با عنوان «خاکی و آسمانی» *نوشته بود که در بعضی از جملات  آن در حالی که«اشک چشمانم و لرزه در دلم»  مکث کردم. او در این زمان از سوئد به فرانسه برگشته بود. و نشریه یی هم به اسم "هبوط " منتشر کرد که شماره اول آن را هم همراه همین نامه برایم فرستاده بود. مکاتبه ما از مدتی قبل از تصیمیم او به بازگشت به ایران قطع شد. در اینجا قسمتی از متن صفحه اول نامه را می آورم. نامه تاریخ 12 سپتامبر 91 را دارد. تصویر نامه نیز ضمیه است.

« 12/09/90

دوست عزیز ایرج شکری سلام. نامه ات را چند روزی است دریافت داشته ام. می خواستم زودتر پاسخ بگویم، منتها صبر کردم نسخه های بیشتری ازکتابی** که حدود یکماه پیش ازاین در سوئد منتشر شده است بدستم برسد تا یکباره نسخه یی از آن را هم برایت پست کنم.

از ارسال فتوکپی مطالب راه آزادی بسیار سپاسگزارم. از خواندن آن مطالب بهرهُ فراوان بردم و بخصوص آخرین مطلب تو،"خاکی و آسمانی" که باید اذعان کنم که در بعضی از عبارات و پاراگرافهای آن مکث فراوان کردم، در حالی که اشک در چشمانم و لرزه در دلم بود و از آن جمله آنچه دربارهً در آتش رفتن و هویت جدید کسب کردن نوشته بودی و نیز ملاحظاتت در مورد کارهای که در داخل کشور می شود که به نوعی تایید مطالب مقاله ات در «آزادی»***در مورد فیلم و سینما بود. و البته فکر می کنم طرح این مطالب و مسائل در آن فضای یی که در آن بسر می بری و به خصوص در نشریه یی چون راه آزادی، هرچقدر هم که با "ملاحظات" همراه باشد، در حد خود شهامت خاصی می طلبد، چون به منزله ً به زیر سوأل بردن بسیاری از "بدیهیات" و "مقدسات" است، در جوار و در میان متولیان آنها! همچنین آنچه در مورد الزامات و شرایط "مبارزه حاد و رادیکال اجتماعی " نوشته بودی، متین و مقبول بود...»  

 

زمانی که مجید شریف از همکاری با نشریه شورا کناره گرفت و به سوئد رفت و در آنجا با همکاری چند تن نشریه پویش را منتشر کرد، هنوز کامپیوتر چنین پیشرفته و در دسترس همگان نبود و اینترنت هم وجود نداشت. برای انتشار یک نشریه کارهایی مثل تایپ کردن و صفحه بندی و بعد چاپ کردن و بعد توزیع  و پست کردن آن به مشترکان لازم بود که هم هزینه بردار و هم بسیار وقتگیر بود. بعد از آن هم  مساله یافتن مشترکان و دریافت آبونمان برای پر کردن جای هزینه های پرداخت شده باید حل می شد.  طبعا برای یک نفر انجام این کارها حتی اگر مثلا به کار صفحه بندی هم وارد بود، کاری می شد، بسیار وقت گیر و فرساینده، و بازدارنده از کار اصلی  که نوشتن و انتشار دیدگاهها، در مورد مسائل مختلف بود. پیدا کردن افرادی با انگیزه و توانایی برای همکاری در این زمینه هم خود مساله یی مهمی بود، چنان که اختلافات او با جمعی که در انتشار پویش با او همکاری می کردند، سبب جدا شدن وی از آنان شد. اما امروز با وجود وبلاگ نه مشکلی مثل صفحه بندی و چاپ نشریه وجود دارد نه مشکل پست کردن و نه مشکل جمع کردن آبونمان که در موارد متعدد در آن زمان با تاخیر یا فراموشی در پرداخت از سوی مشترکان همراه بود. تازه گستردگی  و سرعت انتشار نوشته یی در اینترنت، اصلا با انتشار و ارسال پستی آن در قالب نشریه  به مشترکان قابل مقایسه نیست.  در آن زمان طولانی بودن فاصله بین نوشته شدن یک مقاله برای نشریه یی تا رسیدن آن به دست خواننده در شکل نشریه، اغلب رنگ کهنگی به مطلب می زد. با اشاره به نکات یاد شده است  که من بر این باورم که اگر امکانات کنونی اینترنت  در آنزمان وجود داشت، مجید شریف به ایران نمی رفت و آدمکشان خمینیست نمی تواستند آنگونه بیرحمانه داس مرگ صیقل خورده در کارگاه اسلام ناب محمدی را بر زندگیش فرود آورند. در این طرف خود محور بینانی می خواستند بما ها بقبولانند که مجید شریف (همانطور که در خبرهای ساخته شده از سوی وزارت اطلاعات رژیم نقل شده بود)، خودش به طور طبیعی و به دلیل ایست قلبی درگذشته است. چون از نظر اینان مجید شریف به آغوش رژیم رفته بود و خودی بود و دلیل نداشت که رژیم او را سر به نیست کند. یعنی خودخواهی و خود محور بینی در اینان تا آن حد است هیچ مشکلی ندارند که برای ارضای آن، وزارت اطلاعات رژیم را هم از جنایتی که کرده تطهیر کنند. جسد مجید شریف را  که روز 28 آبان کشته بودند و در خیابان لارستان پیدا شده بود به عنوان ناشناس به پزشکی قانونی منتقل کرده بودند و پدر و مادرش گمان می کردند که برای مراسم تشیع علامه جعفری به مشهد رفته است و پس از این متوجه می شوند به مشهد نرفته است و بعد از یک هفته بی خبری وقتی پدر مادرش به پزشکی قانونی مراجعه می کنند ، جسد او را در آنجا شناسایی می کنند که تاریخ انتقالش به آنجا همان بود که ذکر شد. بنا بر  اظهارات مادرش که در ماهنامه پیام امروز شماره 34، آبان 78 درج شد(و در نشریه آزادی جبهه دموکراتیک ملی ایران شماره 19 و20 – پاییز و زمستان 1378 نقل شده است)، کسی به اسم امیری از وزارت اطلاعات مکرر به او تلفن می کرده و مزاحمش می شده است و قراری هم از جمله در 30 شهریور 77 با او در هتل استقلال داشته است. بنا بر همین گزارش بعد از ملاقات یاد شده او به یکی از بستگانش گفته بوده که در ملاقات در هتل تهدید شده است که به نحوی که قهرمان نشود، او را خواهند کشت. بنا بر همین گزارش گویا عوامل وزارت اطلاعات او را برای نوشتن مطالبی بر ضد مجاهدین خلق تحت فشار گذاشته بوده اند. به هر حال سربه نیست کردن و قتل دژخیمانه او هم کشتن«چراغ»ی بود  در کنار انواع جنایت و درنده خوئیهایی که کار سی ساله شب پرستان و آخوندهای بی پدر مادر و کارگزاران امنیتی و قضایی و انتظامی آنان بوده است . اما می بینیم که شب غمزده میهن پر از ستاره هاست و بیشک مردم ایران مرگ این رژیم اهریمنی را هم چون سرنگونی رژیم جبّار محمد رضاشاه جشن خواهند گرفت، با دست افشانیها و پایکوبیها و با انفجار شادیشان در انفجار نور افشانی و آتشبازی در جشن مرگ اهریمنان.

منابع و توضیحات:   

* این مطلب همراه توضحیی در وبلاگ درفش درج شده است. لینک مطلب:

http://iradj-shokri.blogspot.com/2010/11/1369.html

**  اسم کتابی که او منتشر کرده بود «باز اندیشی ضروری در مبارزهً سیاسی و طرح نهاد های دمکراتیک» بود.

*** اشاره او مقاله یی است از من که با عنوان « پاره ای از مسائل سینمای امروز ایران» در  شماره10 و 11نشریه آزادی (مرداد- اسفند 1368)  متعلق به جبهه دموکراتیک ملی نوشته بودم.

اول آذر 1389 – 22 نوامبر 2010   

http://iradj-shokri.blogspot.com

 

********

خاکی و آسمانی – د. ناطقی

راه آزادی دوره دوم – شماره 6 ، مرداد 1369

دوست ارجمندم آقای کاظم مصطفوی در پاسخ به انتقادی که از سر دلتنگی از نوشته ایشان کرده بودم- دلتنگی از این که از مطلب ایشان (موشها و حفره ها) اینطور استنباط کرده بودم که شاعران باید بروند کشکشان را بسابند و هیچ جنبه ً  مثبتی درکار شاعر و شعر امروز نمی توان یافت -  پاسخی « نه از سر دلتنگی » بلکه بیشتر از سر عصبانیت داده است، روشی که من هیچ آنرا مفید نمی دانم. چون او هم ایجاد التهاب و تزریق تعصب به خواننده (به خصوص خوانندگان هوادار مجاهدین) را به کار گرفته و هم مطالبی را عنوان کرده که اصلا ربطی به آن چه که من در مورد«موشها و حفره ها» نوشته بودم نداشت؛از جمله مطرح کردن  این که هرکس با مجاهدین و مقاومت بوده «در منطق شرف به نسبت یک به صد هزار دریافت کرده» و این که « پس بهتر نیست بدون این که منّتی بابت بودنمان با مقاومت  بر سر آن بگذاریم، صادقانه اعتراف کنیم که این ما هستیم که برای نپوسیدن و له نشدن، زیر عدم ادای مسئولیتهای انقلابی و انسانی مان، بسا بیشتر به " مقاومت" و "مجاهدین" و در رأس همهً آنها "رهبری مجاهدین" نیازمندیم؟». دوست عزیز من در کجای نوشته ام گفته بودم شما(شاعران همراه با مجاهدین)، منّت بر مقاومت بگذارید؟ چکیده حرف من این بود که به قول معروف:«توسر مال نزیند»، امّا اگر منظور دیگری هست، چرا به صراحت بیان نمی شود؟ چند پهلو حرف زدن جز ایجاد ابهام و سوء تفاهم، نتیجه مثبتی نمی تواند داشته باشد. در واقع منیّت و تفرعن «فردی» که ظاهرا به پای آرمان و تحقق هدف «جمعی» فدا وقربانی شده است، به شکل «منیّت جمعی و گروهی» تظاهر می کند. «منیّت فردی» که معمولا خود را در هاله ای از تواضع و فروتنی استتار می کند، وقتی تکیه گاه و زمینهً ظهوری به وسعت « منیّت گروهی » می یابد، دیگر هیچ نیازی به آن گونه تواضع و فروتنی فردی ندارد. چون در ظاهر از خودش سخن نمی گوید، بلکه از یک جمع و گروه سخن می گوید. پس ایراده بر آن وارد نخواهد شد.

در چند سال گذشته، همین «منیّت گروهی» در اکثر موارد، در برخورد با منتقدان و مخالفان ( اعم از این که طرف مقابل محق بوده یا نامربوط می گفته)، در برخی نوشته ها، گفته ها، شعارها و تبلیغات مجاهدین سنگینی کرده و راه همدلی و همزبانی را بر بسیاری از ایرانیانی که منطقا باید حامی و هوادار مقاومت و مجاهدین باشند، بسته و دشوار کرده است. تبلیغات* بجای این که برای روشن کردن نقاط ابهام و جلب تعداد بیشتر ایرانیان و افشای مستدل و منطقی مخالفان باشد- که بنابراین می باید با «دلایل قوی و معنوی» صورت می گرفت – بیشتر برای خواباندن خشم و خنک کردن دل (یا جگر!)، و در جهت ارضای «منیّت گروهی»، صورت گرفته است. نتیجه آن – برخلاف آن همه صبوری و بردباری و گشاده رویی در «درون» مقاومت که در رو به رو شدن با مصائب و مشکلات مبارزهّ مسلحانه و کار روزانهً طاقت فرسا حاکم است- در بیرون،ارائه چهره یی پرخاشگر، متفرعن و کم ظرفیت از مجاهدین بوده است. به گمان من اگر این «منیّت گروهی» ترک نشود و به پای منافع انقلاب و خلق، فدا و قربانی نشود، نه تنها دستاوردهای فرهنگی مجاهدین زمینه چندان وسیع تری از محدودهً «اجتماع گروهی» برای گسترش خود نخواهد یافت، بلکه «همین منیّت  گروهی» مانع از آن خواهد شد که مجاهدین(به فرض کسب قدرت) در آن «ابتلای بزرگ»، یعنی پس از کسب قدرت سیاسی، بتوانند، به کارنامه درخشانی که شایسته وبایسته شان است، دست یابند. البته فدا کردن «منیّت گروهی» بزرگترین فدا وقربانی و به مثابه یک انقلاب فرهنگی عظیم خواهد بود.

من در نوشته قبلی خود(از سر دلتنگی) نوسیندهً داستان «موشها و حفره ها» را به عنوان یک آدم اهل فن مورد انتقاد قرار داده و تنها در یک جا به مجاهد بودن او اشاره کرده بودم، اما متاسفانه دوست ارجمندم کاظم مصطفوی در پاسخ خود دیدگاههای مجاهدین را در مورد مسائل مقاومت مطرح کرده و خود نیز به عنوان مجاهد به صحنه آمده است، که پاسخ دادن به برخی از آنها وارد شدن به بحث و جدل به بحث و جدل در زمینه دیدگاههای ایدئولوژیک است که اختلاف نظر ما با هم در این زمینه زیاد است و مسلما مطرح کردن آن در حال حاظر هم به نتیجه ای منجر نخواهد شد، و هم این که زمان برای این کار مناسب نیست.

 حال بپردازیم به نوشته کاظم مصطفوی . داستان موشها و حفره ها این طور تمام می شود که شاعر«موش» آفرین که یکی از آخرین موشهای پیدا شده در شعرش را زیر لیوانی محبوس کرده است، برای این که دیگر شعرهایش «موش» نداشته باشد، به جنگ شعرهای ناسروده خود می رود و برای این کار اسباب و اثاثیه و دفتر و کتابهای خود را به آتش یم کشد، و خود نیز به میان آتش می رود، بوی گوشت سوختهً بدن شاعر که «بوی آشنایی است» بلند می شود،«بوی موشهای گندیده له شده». یعنی شاعر موجودی تا این حد متعفن بوده است. وی همچنان در درون آتش می ایستد تا استخوانهایش هم می سوزد. در یان موقع دودی آبی رنگ ازشبح شاعر بر می خیزد، شاعر استخونهایش را در آتش می تکاند و ز آن سوی آتش بیرون می آید وب طرف اتاق می رود تا با «موش» - که در زیر لیون محبوس بوده و به شاعر گفته بود به هیچوجه از دست موشها خلاصی نخواهد  داشت، حرف بزند اما می بیند که از موش خبری نیست و «در لیوان دود آبی رنگی ته نشین شده». حالا چطور می شود نتیجه گرفت که شاعر آدم دیگری شده است. البته «موش» دود شده اما این معنی «آدم دیگری شدن» شاعر را به خواننده نمی رساند. یا لاقل اثری که پایان داستان در ذهن من گذاشت چنین نبود. چون به محض این که شاعر لیوان را بر دارد، «دود» در فضای همان اتاق ناپدید خواهد شد(و احتمالا بوی ناخوشایندی هم به جا خواهد شد). اما اگر شاعر بعد از به آتش رفتن و بیرون آمدن از آن، می آمد و در زیر لیوان مثلا پروانه یی با بالهای رنگین و زیبا می دید که با برداشتن لیوان در پهنه بی کرانهً آسمان به پرواز در می آمد و نگاه شاعر را، در امتداد رنگین کمان مسیر پروزاش، تا افقهای دور دست، به دنبال خود می کشید، با چنین حسن ختامی ، می شد نتیحه گرفت که این در آتش رفتن و سوختن، تولدی چنین فرخنده و زیبا در پی دارد. فکرش را بکنید که یک جوان یا نوجوان از درون یا بیرون مقاومت، که علاقه یی هم به شعر و داشته و ذوق شعر سرودن داشته باشد، اگر آن داستان «موشها و حفره ها» بخواند، چه اثری روی او می گذارد؟ به گمان من، چنین کسی از هرچه شعر و شاعرست، حالش بهم می خورد.

کاظم مصطفوی معتقد است که «باید تابن استخوان ایمان بیاوریم که همه مان آلوده به لجن ارتجاع – در شکلهای گوناگون – بوده و هستیم و اوّلین کارمان این است که در یک مبارزهً حاد رادیکال و اجتماعی خودمان را هم پاک و هم رها کنیم». من در این مورد که همهً ما به لجن ارتجاع در شکلهای گوناگون آلوده هستیم، با کاظم مصطفوی موافقم و حتی معتقدم این آلودگیها، آلوگیهای قرون و اعصار ، هم آلودگیهای ارتجاعی نوع دوره آریامهری  و هم ارتجاع نوع خمینی را شامل می شود. این هم کاملا امکان پذیر است که یک فرد یا نیروی انقلابی هم در مورد یا مواردی تمایلات و یا مواضع ارتجاعی داشتع باشد. اختلاف نظر من با کاظم مصطفوی در بر سر «موشها و حفره ها» بیشتر در این است که، راه درست مقابله با  چنین تمایلات ارتجاعی، این نیست که کسی این لجن را به صورت خود بمالد و بعد دیگران را به سر سفره اش دعوت کند.

اما در مورد مبارزهً حاد رادیکال اجتماعی» - که من معنی آن را درست نفهمیدم و فکر می کنم نیاز به توضیح دارد – اگر منظور مصطفوی کل اجتماع و مبارزه برای دگرگون کردن مناسبات آن است، اولا این زمانی امکان پذیر است که «ما» در اجتماع حل شده باشیم و در درون آن باشیم تا بتواینم چنین مبارزه ای را به پیش ببریم. چرا که ماهیّت هر نیرو با نوع روابطی که با پدیده ها و موضوعات بیرون از خود برقرار می کند؛ تبین می شود(**) . ثانیا این مبارزهً رادیکال اجتماعی وقتی واقعی تر و با تاثیرات گسترده همراه خواهد بود که «ما» قدرت سیاسی را در دست داشته باشیم. حال آن که در حال حاظر مبارزهً «ما» مبارزه ای سیاسی- نظامی آنهم به طور عمده از بیرون جامعهً خودمان است. از این باید نتیجه گرف که فعلا و تا زمان به دست آوردن قدرت سیاسی، «ما» درتبلیغات خود علاوه بر هدف بهم پیوسته تر و گسترده تر کردن صفوف دوستانمان، باید شکاف و تزلزل در صفوف دشمنانمان را هم در نظر داشته باشیم. اگر روشهایی به کار بگیریم که مخالفان و دشمنان، بهتر بتوانند در برابر ما صف متحد تشکیل دهند، بعدا با هر عنوان برحقی هم که آنها را مورد حمله قرار دهیم، هدر دادن انرژی است و به عبارتی «سرنا را از سرگشادس دمیدن» است.

کاظم مصطفوی لطفی هم به من ابراز داشته و اظهار علاقه کرده است که من هم «در آتش» بروم. امّا من اولا باید بگویم برادر! صحبت از شعر و شاعری بود، چرا «پیاز» را قاطی «میوه ها» کردی. از آن گذشته من مطمئنا خصوصیات سوزاندنی بسیار دارم، که حتما دیگران موارد بسیار بیشتری را که برای خود من نامکشوف است بهتر می بینند، اما اگر چه از خودم نا امیدت می کنم، باید بگویم:«مانیستیم داداش». می دانی چرا؟ برای این که من معتقدم در آتش  رفتن وقتی خوب است  که کسی عمیقا ایمان داشته باشد که هویت جدیدی کسب خواهد کرد و در پی کسب آن باشد. پس اگر چنین اعتقاد و علاقه یی نداشت، بهتر است که همان ناخالصیها را حفط کند، اما برای خودش دارای هویتی باشد، هویتی که ضعفها و جنبه های منفی آن هم جزء آن است. از اینها گذشته، چنانچه موضوع را در محدودهً همان ادبیات و هنر بررسی کنیم، من نمی دانم از شاعران و بزرگان ادب ایران که آثارشان جزئی از گنجینه ادب پارسی است، مگر چند نفر و چند درصد آنها در آتشی از نوع که کاظم مصطفوی به سوختن در آن دعوت می کند، وارد شده اند؟

چون آتش مورد نظر آقای کاظم مصطفوی در ارتباط و متاثر از شرایط کنونی، یعنی وجود رژیمی سفاک و مقاومتی خونین در برابر آن (که آقای مصطفوی عضوی از این مقاومت است) از یکسو، و از سوی دیگر متاثر از تحولات درونی سازمان مجاهدین است. این دومی که اخیرا مرحلهً دیگری از آن با تغییراتی در راس سازمان مجاهدین پشت سر گذاشته شد – پنج سال پیش ( در مرحله اول) به کورهً گدازان و پرتاب از آبشار نیاگارا تشبیه شده بود- حتما انگیزه اصلی به آتش رفتن آقای مصطفوی است. تحولات مذکور البته برای اکثر غیر مجاهدین نه چندان قابل درک بوده است نه انگیزاننده، بلکه برای بعضی اثرات ضد انگیزه یی داشته است. بنابراین، به نظر من به آتش رفتنی از نوع، قابل تعمیم به بیرون از سازمان مجاهدین نیست.  

در این دهساله که مجاهدین درگیر مبارزه ای خونین و شکنجه های باور نکردنی حتی در مورد فرزندان خردسال خود بوده اند، پنجاه میلیون مردم ایران هم زیر خفقان و سرکوب به زندگی خودشان ادامه داده اند. در یک چنین دوره هایی ازتاریح هر جامعه یی نیز، زندگی افراد جامعه، نیازهایی در ابعاد گوناگون دارد که پاسخ به آنها نه بر عهدهً انقلابیون است و نه در توان و در حد امکاناتشان. از سوی دیگر پاسخ دادن به چنین نیازهایی حتی تحت ضوابط تحمیلی یک حکومت ارتجاعی و ضد انقلابی، الزاما عملی ضد انقلابی و ارتجاعی نیست. به طور مثال ، مترجمی در همین اوضاع و احوال دوسه اثر از کارهای سلمان رشدی را ترجمه کرده است، یکی از آنها هم از طرف وزارت ارشاد رژیم به عنوان بهترین ترجمه، جایزه گرفت. گمانم یک سال بعد از این ماجرا بود که سلمان رشدی از طرف خمینی حکوم به مرگ شد. آیا می شود گفت که چون رژیم به ترجمه اثری جایزه داده است، پس این کار در خدمت رژیم بوده؟

نمونه دیگر این که، محمود دولت آبادی بنابر تاریخی که در جلد آخر اثر درخشان و عظیم خود «کلیدر» ذکر کرده است آن را در 20 فروردین سال 62 به پایان رسانده است. یعنی در تمام روزها و ماههای خونین بعد از خرداد سال 60 و تمام سال 61، سالهای کشتارها و اعدامهای سیاسی دستجمعی توسط رژیم خمینی ، او مشغول نوشتن قسمتهای آخر کتابش بوده است. حالا چون او به طور مستقیم و آشکارا موضع سیاسی نگرفته و در سفر اخیر به خارح هم هیچ حرفی علیه رژیم نزده است، ما می توانیم کار و زحمتی را که او پانزده سال را صرف آن کرده و اثر درخشانی به گنجینه ادبیات فارسی افزوده است، ندیده بگیریم؟

آن دعوای «مکتبی»، «غیرمکتبی» دورهً رجایی را مصطفوی حتما به یاد دارد. آخوندها اگر می خواستند استخدام کنند- فرق نمی کرد چه حرفه ای باشد -  از او امتحان «فقهی » بعمل می آوردند. غیر مکتبی را، اگر یکانه متخصص رشته خودش هم بود قبول نداشتند. همین آخوندها در سال 67 به یک عده از هنرمندان سینما و موسیقی درجه دکترای افتخاری دادند. هنرمندانی که سالها عرصه را از هر طرف برآنها تنگ کرده بودند. التبه هنوز هم هنرمندان و روشنفکران زیر فشار و اختناق هستند، اما این در واقع رژیم ارتجاعی بود که  در برابر حرکت خرد کننده تاریخ مجبور شد چند گامی به عقب بنشیند و در برابر هنرمندان و نویسندگان و روشنفکران متعهدی که دلشان با مردمشان بود و خودشان را به رژیم نفروختند، سر تعظیم  فرود بیاورد. به خاطر همین من نقش و اهمیت فوق العاده ای برای رنج و تلاش چنین هنرمندان و روشنفکرانی قائلم که تحت حاکمیت رژیم ارتجاعی و با تحمل شرایط سخت و فشارهای گونان، مقاومت فرهنگی چشمگیری را در سطح ملی در برابر ارتجاع آخوندی، محقق ساخته اند.

در واقع به نظر من اگر قرار باشد «دسته گلی» داده شود بابد به آنها داد؛ چرا که انقلابی جان برکف که خود را فدا می کند تا راه را برای رهایی و رشد و شکوفایی خفق خویش باز کند، انتظاری برای خود  از کی ندارد. امّا کسانیکه نتوانستند یا نخواستند مبارزه انقلابی را انتخاب کنند، چنانچه شرافتمند و در کنار مردم باقی ماندند، شایسته است که انقلابیون آنها را در جبهه خود بدانند و به آنها ارج بگذارند.

نکات دیگری هم در نوشته کاظم مصطفوی هست که باید به آن پرداخت. ایشان نوشته است من روشن نکره ام تناقض «موش ها و حفره ها» با نوشته اودر مورد «بهداد » در کجاست. در حالی که من فکر می کنم به نحو خیلی روش این موضوع را در چند خط بیان کرده ام و حالا هم تکرار می کنم در آنجا (مطلبی از مصطفوی با عنوان «بهداد» که نام شاعر مجاهد شهیدی است) هرچه خواننده شعر را در دارای قدر و منزلت می یابد، در «موشها و حفره ها»، حال آدم از هر چه شعر و شاعر است- مثل موشهای له شده و گندیده هستند- بهم می خورد.

کاظم مصطفوی ایرادها و انتقاد مرا «اتهام» تلقی کرده و خواسته آنها را ثابت کنم. من در نوشته قبلی خود هیچ اتهامی به کاظم مصطفوی نزده ام. اما یاد آوری می کنم که وقتی در یک اثر هنری – اعم از داستان، فیلم یا نمایشنامه -  زبان سمبلیک و تمثیلی به کار گرفته می شود، جای هرگونه تعبیر و تفسیر برای مخاطبان  باقی می ماند، بنا بر این من برداشت خود از آن داستان را بیان کرده ام. آنجا که گفته ام «ممکن است موشی هم در شعر اسماعیل وفا یغمایی یا کاظم مصطفوی باشد»، این را در حد یک احتمال (ممکن است)، بیان کرده ام آنهم به خاطر «تاثیر مثبت»! تبلیغ منفی خود کاظم مصطفوی بود. فکر کردم چنانچه در مورد بی «موش» بودن شعرهای دوستان خودم تعصب نداشته باشم بهتر است.

امّا در آنجا که نوشته ام مگر اسماعیل وفا یغمایی، و کاظم مصطفوی قرار بود چکار بکنند که نکرده اند – که کاظم مصطفوی  سعی کرده همین را به عنوان چرتکهً محاسبات  و مطالب من به خواننده ارائه کند- منظورم این بود که این دو که از چهره های فرهنگی مقاومت هستند (صرفنظر از جنبهً قوت و ضعف صرفا فنی کارشنان) اگر مثل همان شاعری هستند که وجود و ماهیتش  مثل «موش له شده و گندیده» متعفن بود،(فشراموش  نکنیم که زیر تیتر مطلب نوشته بود «به خودم و اسماعیل و بقیه ...»)، پس نمونه های خوب که قابل سرمشق قرار گرفتن باشند کجا هستند؟ البته  حال بعد از خواندن  «نه از سر دلتنگی»( پاسخی که مصطفوی به نوشته من داده بود) من می توانم این طور نتیجه بگیرم -   اگر او خیلی دوست داشته باشد از من مچ بگیرد، این اتهام را به او وارد می کنم – او در این که نوشته بود:«به خودم و اسماعیل و بقیه...»، صمیمی نبوده است، بکله منظورش فقط «بقیه ...» بوده اند. شتر سواری دولا دولا  یعنی همین. چون  کاظم مصطفوی در پاسخ خود در یکجا می گوید به آتش رفتن لیافت می خواهد، و در اول مطلب هم می گوید :«به تازکی یکبار دیگر به آتش اندرون شده و مسلمان بیرون آمده» یعنی خودش پاک و پاکیزه است(در این مورد من بحثی ندارم). و بالاخره آن که کاظم مصطفوی با بازی با کلمات و نوعی آکروباسی ادیبانه، طلب آمرزش را – که در واقع ، عذر خواهی (یعنی بدهکاری) است و نه طلبکاری-، طلبکاری معنی کرده  و گفته است که طلبکاری مزبور را از خدا خواهد کرد و نه از بندگان او». دوست ارجمندم آقای کاظم مصطفوی شاید خود را فقط در برابر خدا پاسخگو بداند، اما از نظر من، آن چیزی قابل ارزیابی است که در روی همین کرهً خاکی مسأله یی را حل کند. به خاطر همین من طلب آمرزش  از بندگان خدا را دارای منزلت میدانم. یعنی  این که «بندگان خدا»، به صرف انسان بودنشان باید به حساب بیایند و به آنها حساب پس بدهند. نباید گذاشت هیچ طلبی از مطالبات «بندگان خدا»، به خدا و قیامت حواله شود و یا آنها خودشان آن را به چنان امید هایی رها کنند، به قول حافظ:

آسمان کشتی ارباب هنر می شکند

تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم

----------------   

*  آنچه به عنوان تبلیغات مورد انتقاد قرار گرفته است، آن بخش از تبلیغات مجاهدین است که در خارج کشور، در دسترس قرار داشته که به طور عمده تبلیغات مکتوب را شامل می شود.

 ** - به قول آنتونیو گرامشی « ماهیّت انسانی " مجموعهً پیچیدهً روابط اجتماعی" است.( آنتونیو گرامشی – درباره آموزش و فرهنگ ، ترجمه  م.سرخ رودی و و. آروین – تجدید چاپ دیماه 1364 -  انتشارات نوید، آلمان غربی)

منبع:پژواک ایران


ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*ارتشی ها و مشکوک بودن سقوط هواپیمای حامل فرماندهان ارتش در مهرماه ۱۳۶۰ [2017 Oct] 
* تودهنی مردم به متشرّعان مستبد ضد ایرانی و منزلت شجریان در نزد مردم [2017 Sep] 
*‎ ‎روحانی و سپاه و جناح هار، و ناتوانی او در حل یک مساله ساده بی خرج  [2017 Aug] 
*متوقف و له کردن یک خودرو انفجاری داعش با تانک توسط ارتش مصر در شمال سینا [2017 Jul] 
*سرازیر شدن خشم سپاه و رهبر به سوی روحانی، آینده نا روشن او و سایه جنگ  [2017 Jun] 
*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏  [2017 Jun] 
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی [2017 May] 
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی [2017 May] 
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها  [2017 May] 
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰ [2017 Apr] 
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی  [2017 Mar] 
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا [2017 Mar] 
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟ [2017 Mar] 
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن  [2017 Mar] 
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او [2017 Feb] 
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد [2017 Jan] 
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد  [2017 Jan] 
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد [2016 Dec] 
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ  [2016 Dec] 
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم [2016 Dec] 
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏ [2016 Nov] 
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی [2016 Oct] 
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم [2016 Oct] 
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی [2016 Aug] 
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏ [2016 Aug] 
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است [2016 Aug] 
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی  [2016 Aug] 
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد [2016 Jul] 
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن  [2016 Jul] 
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم [2016 Jun] 
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم [2016 Jun] 
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان [2016 Jun] 
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن [2016 May] 
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی [2016 Apr] 
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین  [2016 Apr] 
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها  [2016 Mar] 
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران [2016 Mar] 
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است [2016 Feb] 
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی [2016 Feb] 
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان [2016 Feb] 
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری [2016 Jan] 
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن [2016 Jan] 
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه  [2016 Jan] 
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان [2016 Jan] 
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء [2016 Jan] 
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر [2016 Jan] 
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه [2015 Dec] 
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی [2015 Dec] 
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب  [2015 Nov] 
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها [2015 Oct] 
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان [2015 Oct] 
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی [2015 Oct] 
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او [2015 Oct] 
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها [2015 Sep] 
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه [2015 Sep] 
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟ [2015 Sep] 
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی [2015 Sep] 
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92 [2015 Sep] 
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر  [2015 Aug] 
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند [2015 Aug] 
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی [2015 Aug] 
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام [2015 Aug] 
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی  [2015 Aug] 
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.  [2015 Jul] 
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود [2015 Jul] 
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی [2015 Jul] 
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است. [2015 Jul] 
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد [2015 Jul] 
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی [2015 Jun] 
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است  [2015 Jun] 
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی [2015 May] 
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد [2015 Apr] 
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟ [2015 Apr] 
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام  [2015 Apr] 
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد [2015 Mar] 
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن [2015 Mar] 
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.  [2015 Mar] 
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب [2015 Mar] 
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد [2015 Mar] 
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی [2015 Feb] 
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری [2015 Jan] 
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد [2015 Jan] 
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی [2014 Dec] 
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود [2014 Nov] 
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت [2014 Nov] 
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان [2014 Sep] 
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن [2014 Sep] 
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه [2014 Aug] 
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی [2014 Aug] 
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ [2014 Aug] 
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست  [2014 Aug] 
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم [2014 Jul] 
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه [2014 Jul] 
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین [2014 Jul] 
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان [2014 Jul] 
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط  [2014 Jun] 
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور [2014 Jun] 
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران [2014 Jun] 
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد  [2014 Jun] 
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده [2014 May] 
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه  [2014 May] 
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار [2014 Apr] 
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران [2014 Apr] 
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی [2014 Mar] 
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی [2014 Feb] 
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن [2014 Feb] 
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت [2014 Jan] 
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی [2014 Jan] 
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است [2014 Jan] 
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی [2014 Jan] 
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان [2014 Jan] 
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر [2014 Jan] 
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی [2014 Jan] 
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت» [2013 Dec] 
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه [2013 Nov] 
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی [2013 Nov] 
*نکته یی برای یاد آوری –2 [2013 Oct] 
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد [2013 Oct] 
*نکته یی برای یاد آوری [2013 Oct] 
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف  [2013 Oct] 
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟ [2013 Sep] 
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت [2013 Sep] 
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود  [2013 Sep] 
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی [2013 Aug] 
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی [2013 Aug] 
*تاریخسازی مسخره [2013 Aug] 
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟ [2013 Jul] 
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند [2013 Jul] 
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا [2013 Jul] 
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان [2013 Jul] 
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند [2013 Jul] 
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع  [2013 Jul] 
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من [2013 Jul] 
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد [2013 Jul] 
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست [2013 Jul] 
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من [2013 Jul] 
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی [2013 Jun] 
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی [2013 Jun] 
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها [2013 Jun] 
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا [2013 Jun] 
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها [2013 Jun] 
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید [2013 Jun] 
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا [2013 Jun] 
*از کجا به اینجا رسیدیم [2013 Jun] 
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین [2013 Jun] 
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است [2013 May] 
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب [2013 May] 
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی» [2013 May] 
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه [2013 May] 
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری  [2013 Apr] 
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر [2013 Apr] 
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری [2013 Mar] 
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری [2013 Mar] 
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین [2013 Feb] 
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام [2013 Feb] 
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران [2013 Feb] 
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی [2012 Dec] 
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر [2012 Dec] 
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها [2012 Nov] 
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون» [2012 Nov] 
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده [2012 Nov] 
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی [2012 Oct] 
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار [2012 Oct] 
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند [2012 Sep] 
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم [2012 Sep] 
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن [2012 Aug] 
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت  [2012 Jul] 
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد [2012 Jun] 
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران [2012 Jun] 
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی [2012 Apr] 
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم  [2012 Mar] 
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم  [2012 Mar] 
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد [2012 Jan] 
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان  [2012 Jan] 
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر [2011 Dec] 
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله  [2011 Dec] 
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز  [2011 Dec] 
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی [2011 Nov] 
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی  [2011 Nov] 
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟» [2011 Nov] 
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم [2011 Oct] 
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین [2011 Oct] 
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات [2011 Sep] 
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه [2011 Sep] 
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه [2011 Sep] 
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند [2011 Sep] 
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده  [2011 Aug] 
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور  [2011 Aug] 
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی [2011 Aug] 
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف  [2011 Jul] 
*در ضرورت توضیح واضحات [2011 Jul] 
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف [2011 Jun] 
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین  [2011 Jun] 
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی [2011 Jun] 
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی [2011 May] 
*اعتراض من به قلدرمنشی بود [2011 May] 
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین [2011 May] 
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟  [2011 Apr] 
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود [2011 Apr] 
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد [2011 Apr] 
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم [2011 Mar] 
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است [2011 Mar] 
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم  [2011 Mar] 
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی [2011 Mar] 
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه  [2011 Mar] 
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها [2011 Feb] 
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها [2011 Feb] 
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد [2011 Feb] 
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند [2011 Feb] 
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها [2011 Feb] 
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد  [2011 Jan] 
*شروری در صف اوپوزیسیون [2011 Jan] 
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد [2011 Jan] 
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها [2011 Jan] 
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم  [2011 Jan] 
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات  [2010 Dec] 
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود [2010 Dec] 
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی [2010 Dec] 
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی [2010 Dec] 
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد  [2010 Dec] 
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی [2010 Dec] 
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد [2010 Dec] 
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است [2010 Dec] 
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار [2010 Dec] 
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود [2010 Nov] 
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی [2010 Nov] 
*آخوند مسخره از اخوان مسخره [2010 Nov] 
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی [2010 Nov] 
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت [2010 Oct] 
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز [2010 Oct] 
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان [2010 Oct] 
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ [2010 Oct] 
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران [2010 Sep] 
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر [2010 Sep] 
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و... [2010 Sep] 
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود [2010 Aug] 
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر [2010 Aug] 
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی [2010 Aug] 
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا [2010 Aug] 
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر  [2010 Aug] 
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است [2010 Aug] 
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها [2010 Aug] 
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش [2010 Jul] 
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا [2010 Jul] 
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم [2010 Jun] 
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام  [2010 Jun] 
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر [2010 May] 
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ... [2010 May] 
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه ! [2010 May] 
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند [2010 May] 
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی  [2010 May] 
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید [2010 Apr] 
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی [2010 Apr] 
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی [2010 Apr] 
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری [2010 Mar] 
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته [2010 Mar] 
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او [2010 Mar] 
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم [2010 Jan] 
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت» [2010 Jan] 
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری [2009 Dec] 
*این سخن را درنیابد گوش خر  [2009 Dec] 
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی [2009 Nov] 
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف [2009 Nov] 
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان [2009 Nov] 
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ» [2009 Nov] 
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت [2009 Nov] 
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی» [2009 Nov] 
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی [2009 Nov] 
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم [2009 Nov] 
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا [2009 Nov] 
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود  [2009 Nov] 
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها [2009 Oct] 
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال [2009 Oct] 
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن  [2009 Oct] 
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت [2009 Oct] 
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر  [2009 Oct] 
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم [2009 Oct] 
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی [2009 Oct] 
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش [2009 Oct] 
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی [2009 Sep] 
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم [2009 Sep] 
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»  [2009 Sep] 
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران  [2009 Sep] 
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد [2009 Aug] 
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان [2009 Jul] 
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند [2009 Jul] 
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»  [2009 Jul] 
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و... [2009 Jul] 
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور [2009 Jul] 
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی  [2009 Jul] 
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز [2009 Jul] 
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند  [2009 Jun] 
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست [2009 Jun] 
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها [2009 Jun] 
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس [2009 Jun] 
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم  [2009 Jun] 
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی: [2009 Jun] 
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد  [2009 Jun] 
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز  [2009 Jun] 
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست  [2009 May] 
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»* [2009 May] 
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی  [2009 Apr] 
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین  [2009 Apr] 
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3) [2009 Mar] 
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)  [2009 Mar] 
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*  [2009 Mar] 
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)  [2009 Mar] 
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری  [2009 Mar] 
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها  [2009 Feb] 
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان  [2009 Feb] 
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود  [2009 Feb] 
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد  [2009 Feb] 
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا [2009 Jan] 
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی [2009 Jan] 
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری [2009 Jan] 
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان [2009 Jan] 
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت [2008 Dec] 
*خوابگردی در فراموشخانه زمان [2008 Dec] 
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند  [2008 Dec] 
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی  [2008 Nov] 
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد [2008 Oct] 
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها  [2008 Oct] 
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک [2008 Aug] 
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت [2008 Jul] 
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران  [2008 Jun] 
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی [2008 May] 
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰ [2008 May] 
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم [2008 May] 
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم [2008 Apr] 
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن [2008 Apr]