شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
ایرج شكری

بعد از سرنگونی رژیم رژیم شاه بزرگترین سوال و نگرانی آن روزها این بود که چه کار باید کرد که دوباره اختناق در جامعه حاکم نشود و دوباره انتقاد از عملکرد حکومت با زندان و داغ و درفش پاسخ داده نشود، کافیست روزنامه های آن دوماه باقی مانده از سال 57 و چنده ماه بعد تا خط و نشان کشیدن حضرت امام در اواخر مرداد 58 و اظهار تاسف او  چرا از اول چوبه های دار در میدانهای بزرگ و برای درو کردن مسئولان  و احزاب و سازمانها و  نشریه ها راه نیانداخته است نگاهی بکنیم، به خوبی می توان آن فضای سیاسی را دید.http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=4269

 از طرف دیگر حضور بسیار فعال نیروهای چپ و لائیک در جامعه، کک به تنبان امام خمینی انداخته بود، به ویژه این حضور فعال به نوعی می شود گفت متراکم و قابل دیدن، در راه پیمایی عظیم روزکارگر (اول ماه مه) در اردیبهشت 58 و دوسه هفته بعد از  آن در بزرگداشت صدمین زادروز دکتر مصدق، حضرت امام را بسیار پریشان خاطر کرد چنان که در دوسه روز اول  خرداد در چند سخنرانی از اهل قلم و مقاله یی که می نویسند نالید و به عنوان متال در دیدار با نفرات کمیته های قزوین ضمن نالیدن از رنجی که از اهل قلم می کشد گفت«...ما امروز گرفتار سرنیزه نیستیم گرفتار قلمها هستیم مقاله ها به جای مسلسل به روی اسلام بسته شده است«» در همان روزها در یک سخنرانی در سوم خرداد که در رونامه کیهان5 خرداد درج شد، بعد از بارها تاکید بر این که اینهایی دم از ازادی میزنند مسیرشان مسیر اسلام نیست و آزادی را بدون اسلام می خواهند و بعد از بارها از طرف مردم تاکید کردن بر این که شما برای اسلام خون دادید و جوانها تان را دادید، خط و نشانش را برای روشنفکران کشید و در واقع جهاد علیه روشنفکران را در همان سخنرانی اعلام کرد؛ وقتی که گفت ماباید با اینها مبارزه یی بکنیم بدتر از مبارزه یی که باشاه کردیم و آن را وظیفه کوتاه مدت مردم قرار داد و با گفتن « الّلهُمَّ قَد بَلَّغتُ » بر خدایی بودن این تکلیف و این مبارزه بدتر از مبارزه با شاه تاکید کرد.  http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=8163

آن روزها کسانی چون دکتر بهشتی در اهمیت این یک جمله و این سخنرانی یاد آور شدند که جضرت امام این جمله را قبل از تنها در اعلامیه یی که به مناسبت مخالفتش با اصلاحات شاه صادرکرده بود بکار برده بود، همان موضع گیری که در آن نوروز سال 42 را عزا اعلام کرده بود*. سالی که آبستن ماجرای 15 خرداد 1342 بود. ماجراهای بعد از انقلاب تا امروز را همه می دانیم . به رغم تمام حقه های آخوندی برای سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم و «انقلاب فرهنگی»  در اردیبهشت 59 برای تصفیه دانشگاهها از استادان و دانشجویان دگراندیش و بعد کشتار و سرکوبی عریان دگراندیشان و منتقدان، اکنون، جوانلت آگاه و دانشجویان و کارگران پیشرو که بیشترین فشار وستم را از اختناق و سانسور را تحمل کرده و می کنند بیش از همه و بیش از هر دوره دیگری  به اهمیت آزادی اندیشه وبیان و به خطر مصیبت بار رهبران مقدس و اختناق تحت لوای دین و «حفظ انقلاب» واقفند. من این نکات را از آن بابت بیان کردم که بر این نکته تاکید کنم اساسی ترین مساله برای استقرار دموکراسی تضمین آزادی اندیشه و بیان و انتشارات است. البته این آزای بیان بی تردید شامل تبلیغ فاشیسم و ایدئولوژیهای نژاد پرستانه نمی شود.  نکته دیگر این که ما (ایرانیان پناهنده و مهاجر) در این سالهای طولانی اقامت در کشورهایی  که در آن دموکراسی حاکم است، تجربه کرده ایم که چگونه خبرنگاران از طریق رسانه های برخوردار از آزادی بیان و «آزادی بعد از بیان»، در میزگردها و مصاحبه با رهبران سیاسی و مقامات کشور، به قول معروف مو را ازماست بیرون می کشند و پوست طرف را می کنند تا در جواب سوال طرح شده جواب درست بدهد و مهمل نگوید. اگر به مهمل گویی پافشاری کرد بعد، تاوانش را با انتقاد و اعتراضاتی که از سوی محافل سیاسی و انجمنهای مختلف می شود (و آنها هم توسط رسانه های برخوردار از آزادی بیان منعکس می شود) رو به رو می شود که درنهایت بر اعتبار آن آدم مسئول در افکار عمومی اثر می گذارد و اگر چنین آدمی نتواند اشکال کار یا ناتوانیها خود را بر طرف و یا سطح نازل شناخت خود از مسائل جامعه و انتظارات مردم را اصلاح کند و ارتقا بدهد، بی تردید از از صحنه سیاست به بیرون رانده خوانده شد. به ترتیب است که در دمکراسی کوتوله های سیاسی و خود محور بینها امکان پیدایش و رشد و نما ندارند، با توجه به مجموعه این نکات است که از نظر من نقش مطبوعات و رسانه های آزاد در جامعه دموکراتیک برای تضمین درصد بالای سلامت قدرت سیاسی غیر قابل صرفنظر کردنی است و اهمیت مطبوعات و انتشارات  از نظر من به اهمیت وجود و پزشک دارو برای سلامت شهروندان است. اما گروهی هست  که هنوز مثل این که نه هیچ درسی از گذشته و نه هیج تجربه مفیدی از سالها اقامت در کشورهایی که دموکراسی در آن حاکم است نگرفته است. البته بحث ما جنبه سیاسی مساله است و بحث نابرابری های اجتماعی و طبقاتی نیست و همه می دانیم که در موارد متعدد در همین کشورها به اشغال کارخانه ها یا ایجاد راه بندهای اعتراضی با بکارگرفتن نیروی پلیس پایان داده شده است. گروه مورد اشاره،همانی است که مدعی بود «اگر از سرنوشت شاه و خمینی درس نگیرد پس از چه چیز درس خواهد گرفت». اینها از قضا، هنوز به قدرت نرسیده و آن هم در پهنه یی به گستردگی همه جایی که ایرانیان از ستم رژیم گریخته در آن مقیم هستند، می خواهند ضابطه و معیار و حد و حدود اظهار نظر برای دیگران را تعیین کنند. آن ماده واحده در اجلاس میان دوره یی شورا دردیماه سال 88 به تصویب رسید، آینه تمام نمای قلدرمنشی و میل به خفه کردن هر انتقادی با برچسب زنی به منتقدان بود. حالا یکی در مطلبی- با عنوان «انتقاد»، «اتهام»، «تخریب» و «تائید»- «معادله» مهملی درست کرده و محور تئوری و معادله خودش را یافتن فرمولی برای یگانه سازی منتقدان مجاهدین با دشمنان مجاهدین و عوامل رژیم قرار داده است و در این تلاش فرمول خود را چنین بیان کرده است « پرسش اصلی بر این پایه استوار است که کدام "مواجهه" با رفتار و عملکرد "مجاهدین خلق" با "استقبال"، "تقدیر" و "تائید" رژیم آخوندی مواجه می شود؟!این مهم به منظور شناخت صحیح و "اصولی" خاستگاه و "ماهیت" مواجهه فوق و مهم تر از آن نیروی انتقاد کننده / اتهام زننده / تخریب کننده و صد البته نوع مواجهه و "پاسخ دهی" مجاهدین خلق حائز اهمیت است.» این آدم مثل آن یکی که دو سال پیش در آبان 88 در مطلبی با تیتر«پیرامون فرا فکنی جدید ایرج شکری..»  با کف برلب آوردن هیستریک در واکنش به مقاله من «من متهم می کنم» هرچه میخواست نا مربوط به من گفت، در مطلب دیگری با عنوان «زخمهای ما و نمکهای آنها»،  در گروه بندی کسانی که در رویدادهای اخیر اظهار نظر کرده بودند، اسم مرا را با اکبر گنجی و یک روزنامه نگار مبلغ و حامی اصلاح طلبان حکومتی در یک ستون قرار داده بود. حال اگر از او بپرسند که خُب ایرج شکری که مقاله هایش قابل دسترس به برای همه هست، تنها با مجاهدین در نیافتاده و از آن گذشته نظر و قضاوتش را در مورد رژیم و روحانیت هم همه می توانند در مقاله های متعدد او بخوانند و ببینند او می خواهد سر به تنشان نباشد و نظر مساعدی هم نه به« رهبران جنبش سیز» و نه این جنبش ندارد و حتی گروههای سیاسی را از حمایت کردن از فراخوان موسوی و کروبی برای راه پیمایی 25 بهمن پرهیز داده بود، چرا باید چنین آدمی با انگیزه و هدف خوش آمد رژیم به انتقاد از مجاهدین بپردازد، من نمی دانم چه پاسخ خواهد  داد. اما در همین نوشته نظریه پردازد بیچاره یکجا «یکخُرده» کم آورده و سعی کرده آن را رفع و رجوع بکند، یکجا هم کلا نکشیده و «در گِل مانده» و متوقف شده است. آنجا که یکخرده کم آورده است، مربوط است به نقل مطالبی از نوشته های علی ناظر در انتقاد از مجاهدین در سایت وزارت اطلاعات و برای رفع رجوع این مساله، به کامل درج نشدن مطلب علی ناظر و «تکه پاره شدن» آن استناد کرده است. حالا بماند این که همین ها سه چهار سال پیش نفس علی ناظر را هم می خواستند ببرند و هرجا نشسته بودند دیدگاه را «دیدگاه رژیم» نامیده بودند و او هم یک یا دوبار از جمله یکبار در مطلبی اگر درست یادم مانده باشد با تیتر «آوای وحش» به آنها هشدار داد که «غلط زیادی» نکنند و نامربوط نگویند. آنجا که گفتم « در گِل مانده » است، مربوط است به آخرین مقاله من که اظهار تعجب کرده است با این که پنج روز از انتشار آن می گذرد در سایتهای وزارت اطلاعات درج نشده است و می پرسد چرا؟ اما معادله ساز که باید یک تزی هم برای این چرا داشته باشد جوابی به این چرا نداده است. حالامن می پرسم خب چرا؟ چرا سایتهای وابسته به وزارت اطلاعات که ایشان می شناسد، آخرین مطلبی مرا که نقدی بود بر مقاله «مشکل استثنا با قاعده» نوشته آقای دکتر هزارخانی و در آن سیاستهای مجاهدین به ویژه رویداد تلخ و درد ناک رویارویی فروردین ماه مجاهدین مستقر دراشرف با گرازهای مسلح عراقی و از آن مهم تر، مستقیمآ  شخص مسعود رجوی مورد انتقاد قرار داده بودم، و طبق معادله ایشان باید رژیم خیلی خوش می آمد، اما درج نشده است؟ نکند نظریه پرداز ما در سیر وسیاحت های دیالتیکی و یا عرفانی و یا «فلسفیدن» یک شبح خیلی عظیم و وحشتناک به عنوان پاسخ آن چرا دیده است که نتوانسته نه آن را از ذهن دور و پاک کند و نه این که اگر به یقین رسیده باشد آن را بیان کند. مگر نه این که آن مقاله در اصل انتقاد از نوشته آقای دکتر هزارخانی بود. این آن ویژگی است که احتمالا باعث درگل ماندن عقل و ازکار افتادن فکرش شده است. شک بزرگی که مثل غولی وحشتناک در برابرش ایستاده این است که نکند دکتر هزارخانی هم«بعله»، او هم باید یا نفوذی یا مورد نظر لطف وزارت اطلاعات باشد چرا که چون مخاطب  آخرین مقاله من او بوده است، برای رژیم و وزارت اطلاعاتش خوشایند نبوده است که انتقاد از دکتر هزارخانی را درج کند! هان؟ مساله این بوده؟ بله؟ این نبوده؟ پس چی بوده؟ بالاخره آن معادله مشکل گشا برای چسباند همه به وزارت اطلاعات رژیم، چرا در یافتن پاسخ به این «چرا» یکباره مهمل شد و جوابی پیدا نکرد؟ اما جواب من به این آدم که قبلا مطلبی در توضیح و توجیه این که چرا مجاهدین به انتقادات بی اعتنا هستند و تایید آن روش نوشته بود، این است که اولا من اصلا نه به سایتهایی که متعلق به وزارت اطلاعات رژیم هست( و مجاهدین با یک سیاست روشن مشخص آنها را بزرگ کردند و سبب اندکی شناخته شدن آنها در محیط خارج کشور شدند،همین سیاست شانتاژ که در مقاله «علی فرهنگ » بکار گرفته شده است) نگاه می کنم و نه اهمیتی به آن چه می نویسند می دهم. آن سایتها ویژه جنگ روانی – تبلیغاتی با مجاهدین است و به خاطر همین مطالبی که عنوان می کند برای من فاقد اهمیت «اطلاعات و اخبار» است که برای بررسی مسائل و رویدادها به عنوان مواد و عناصر لازم برای دریافتن چند و چون اتفاقات لازم است. اما برای حل «رفع گیر» و رفع سردرگمی این معادله ساز و نظریه پرداز سیاسی – امنیتی – تبلیغاتی  که به وضوح اِشل و «رده»اش از آن «آ- مهدی» عربده کش دو سال پیش، بسیار پایین تر است، باید یاد آوریهای بکنم. در پاییز 88 به خاطر مطالبی که در انتقاد از سیاستهای رهبری مجاهدین بعد از ماجرای یورش مرداد ماه به اشرف نوشته بودم و در پژواک ایران درج شد در ستون نظرکاربران که در آن زمان در پژواک ایران گشوده شده بود، حمله و عربده کشیی های علیه من صورت گرفت و از آن  یکی به اسم مهدی اصرار داشت که مطلبی که من نوشته ام مناسب ایران دیدبان و کیهان است وباید در آنها منتشر می شد و نه پژواک ایران. البته فشارهاشان بر پژواک ایران کارگر نشد و در همان روزها -  بعد از اظهارات مهدی که من او را آ- مهدی می نامیدم-، یکی از مطالب من در ایران دیدبان درج شد. طبعا این باعث شادی و جست و خیز بسیار آ-مهدی و هم مسلکانش بود. من در آن زمان در جدلهایی که در ستون نظر کاربران بود، به این عربده کشیها پاسخ دادم و یاد آورشدم که مجاهدین هم به جدلها و تضادهای کارگزارن و مهره های رژیم علیه یکدیگر، خیلی اشاره می کنند و این دلیل بر هم سنخ بودن و همسو بودن مجاهدین با این یا آن فرد و گروه از رژیم ولایت فقیه نیست. به جز این در پی درج مطلبی از من در ایران دیدبان در یادداشت کوتاهی به عنوان لبیک وزارت اطلاعات رژیم به درخواست آ- مهدی یاد آور شدم که هدف دستگاه اطلاعاتی رژیم با این کارها تشدید اختلافات مجاهدین و دیگران و یک جنگ تبلیغاتی است و بعد هم در مقاله یی با عنوان «دیالوگ انتقادی با سربازان امام زمان» http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=17401

 

 که در پاسخ به مطلبی که ایران دیدبان به آن یادداشت کوتاه من نوشته بود و مدعی شده بود که هدف  گردانندگان آن روشنگری است و... پاسخ دادم و در قسمت پایانی آن زیر سوتیتر «نکته پروتکلی درج مطالب من»، یاد آور شدم که:« نظرات من نسبت به خمینی جنایتکار و مصائبی که برای ایران آفرید و پسماندهای رژیمش از هر رنگ و جناحی روشن است، علاوه بر آن من اقدام رسول الله در ازاله بکارت از دختر بچه 9 ساله که عایشه نام داشت و جماع با او را آن هم در 54 سالگی و در آستانه رسیدن به سن "شیخوخیت"، عملی زشت و شنیع می دانم. [...]با این توضیح و با یاد آوری این که من چند مورد از انتقادات سربازان گمنام امام زمان را که دست اندر کار سایت ایران دیدبان هستند پذیرفتم( ازجمله این که فحاشی در انتقاد کار خوبی نیست، سانسور انتقادات بد است،  این که درست است که ما هنوز پراکنده ایم و این ضعف ماست...) از این پس، درج مطلب و نوشته یی از من در ایران دیدبان و سایتهای زنجیره یی به معنی اطلاع دست اندرکاران و گردانندگان آنها از مواضع و انتقادات من در مورد خمینی و رسول الله و پذیرفتن آن از سوی آنهاست». من از درج مطلب ماقبل آخر خود در یکی از سایتهای زنجیره یی تبلیغات علیه مجاهدین از طریق دوستی اطلاع پیدا کردم. به خاطر همین آن نکته پروتکلی را که به آن اشاره کردم در بالای مقاله «کدام آرمان و کدام آرمانگرایی»، در وبلاگ خودم قرار دادم. این تنها پاسخ آن چراست که نظریه پرداز ما از پاسخ به آن درمانده است.  خوب معادله ساز در گل مانده نگاهی به آن مقاله در وبلاگ من که به آن یکی دو عکس و یک ویدئو تبلیغاتی مجاهدین و چند خط به عنوان نظر خودم در مورد آن ویدئو اضافه کرده ام بکند. با آن شرطی که من گذاشته ام هرسایت وزارت اطلاعاتی رژیم اگر خواست مطلبی از من درج کند دیگر پذیرفتن آن دیدگاه من در مورد خمینی و رسول الله است که در این صورت برای من مایه خرسندی خاطر است. به هرحال من تسلیم هیچ شانتاژ و قلدرمنشی و نسق گیری نمی شوم. هر آنچه را که لازم به نقد کردن باشد در حد داشتن  فرصت و نیرو، خواهم نوشت. من هیچ راه فنی هم برای کنترل و مانع شدن از درج نوشته من در سایتی که مایل نیستم در آن درج شود، نمی شناسم. و حال نباید گفت که آن جمله پایانی خیلی بی سر و ته مقاله، که گفته است« معادله "انتقاد"، "اتهام"، "تخریب" و "تائید" ساده است. می بایست مواردی بیان شود که در مکاره بازار مزدوران، خریداران "دست به نقد" را به استقبال"، "تقدیر" و "تائید" وا می دارد. همین و بس»، دریدگی است، چون نوشته مرا همطراز و همسان گفته ها و نوشته های کسانی قرار داده است که عوامل مستقیم و شناخته شده رژیم هستند که کاری جز تلاش برای زمین کوبیدن مجاهدین ندارند.

شاعر موش گیر و حفره بند، نفرت از مردم و توهین به من  

فحاشی و نامربوط گویی در واکنش به مقاله «کدام آرمان...» من این فقط این یکی نیست، شاعری که من بیست و دو سال پیش با او به خاطر یک نوشته که در آن به عنوان یک شاعر «انقلاب کرده» و در آتش رفته، در ظاهر انتقاد از خود به تحقیر همه شاعران و اهل قلم پرداخته بود، و دنبال موش و حفره در وجود خود و دیگران بود و همه را هم بدهکار رهبری مجاهدین می دانست مورد انتقاد قرار داده بوم، اخیرا با ایستادن بر سر جنازه شهیدی و از رویدادهای اخیر اشرف و خطاب به پدر وی، با اشاره به عبارتی از آخرین مقاله من که نوشته بودم "جلوی گلوله رفتن برای ماندن در عراق، یا مرگ یا آزادی نیست" و با اشاره به یورش نیروهای مسلح عراقی به اشرف و برای آنها مشابه «عاشورا»یی خصم قرار دادن، «خفتگان» را مورد حمله قرار داده و چنین نوشته است:« رذالت این "خفته چند" "خواب در چشم ترم می شکند"» و افزدوده است« بعد حضرات عوض چشم باز کردن به جنایتی که اتفاق افتاده فریاد برمی دارند اصلا چرا در اشرف ایستاده اید؟  و در حق کسانی هم که با دست خالی آن حماسه شگفت را خلق کرده اند با لودگی می نویسند: "جلوی گلوله رفتن برای ماندن در عراق، یا مرگ یا آزادی نیست". معنای سیاسی حرف این جماعت چیست؟ به غیر از این که به اشرفیها پیام می دهند که میدان را خالی کنند؟ و راستی مگر اینها حرفی به غیر حرف رائد یاسر" دارند که در بحبوحه خونریزی صبا از تو می خواست سنگرت را ترک کنی و به آنها بپیوندی؟ »**. در چند خط پایین تر از آن، از «حضرات خفته» و«جماعت خفته» یاد می کند و یکی از آن حضرات هم کسی است که جایی گفته است «سازمان تبهکار مجاهدین مسئول کشته شدن 500 هزار نفر هزار نفر هستند و باید خودشان را منحل کنند». ملاحظه می کنید طرف رذالت را هم برای من بکار برده است و هم برای کسی که سازمان مجاهدین را تبهکار نامیده و اتهام مسئولیت پانصدهزار نفر را به مجاهدین زده است  و این دستپخت یک مسلمان عاشورایی خیلی خالص و خلّص است که رهبران عقیدتی اش «مسعود و مریم» هستند و در مکتب آنها تربیت شده و انقلاب ایدئولوژیکش و تنور رفتنش هم کاملا همراه با سوختن »ناخالصی» های عقیدتی و «فردیت» همراه بوده است. دستپختی که برای«مآکول» کردن برای مخاطبان بیرون از دایره ایدئولوژی خودشان، سُس فراوانی هم از شعر و گفته شاملو و محمود درویش به آن زده است. اما من گمان نمی کنم که این دستپختی که فقط بوی سوختگی و دود می دهد، با صد برابر سُس بیشتر از این طمع و رنگش بشود تغییر داد و برای افکار عمومی ماکول کرد. چطور می شود انتقاد مرا که دلایلش را هم در مقاله آورده ام با حرف آدمی که سازمان مجاهدین تبهکار و مسئول مرگ 500 هزار نفر می داند در یک کاسه ریخت و« رذالت» را برای نوشته من و او یکسان بکار برد و انتظار داشت، مردم و افکار عمومی به چنین مسلمانان انقلابی اعتماد بکنند و از آنها وحشت نکنند. اگر کاری بنیادش بر تصمیم غلط و اهداف غلط  و رویکرد غلطی نسبت به مساله یی باشد دیگر در ارزیابی سیاسی «حماسه» بودنش، چیزی را تغییر نمی دهد. بیست و دو سال پیش وقتی من در جدل قلمی که در نشریه راه آزادی متعلق به جمعیت داد آقای گنجه ای منتشر شد، به این شاعر یاد آور شدم به خاطر تحقیر شاعران و اهل قلم باید ازمردم طلب بخش کند، پاسخش این بود که « من طلبکاری مذبور را از خدا خواهم کرد» http://iradj-shokri.blogspot.com/2010/11/1369.html

 

حتی قبل از آن من با این جماعت به شدت متفرعن شده با «نفخته فیه من روحی» توسط رهبران متکبّر که خود را برفراز مردم و طلبکار از ملتی با سه هزار سال تاریخ می دانند،با این نوع ئگاه و برخوردهاشان به مسائل جدل داشتم. در ضمن نوشته من اعم از این که اصلا در دسترس اشرفیها باشد یا نباشد، مخاطبش بالایی ها بودند و پیامش به آنها بود که دست از گریز از واقعیت بردارید و اشتباهات خود را بپذیرید بی جهت روشهای غلط و فاجعه بار خود را هم عاشورایی معرفی نکنید و فرمان بیابیا گفتن به گرازهای مسلح عراقی، به مجاهدین ندهید که این روش امام حسین نبود که دائم اقدام خود را پیروی از او جلوه می دهید. حالا بماند این که اصلا شیوه عاشورایی ربطی به شرایط کنونی جامعه 70 میلیونی ایران ندارد و نمی توان از آن الگویی برای انقلاب ساخت.

باز هم به این آدمها یاد آوری می کنم که دست از این روش برچسب زدن و اهانت و چسباند عناصر منتقدی که در صف مردم و اپوزیسیون رژیم هستند، به رژیم، که روشی غیر شرافتمندانه است، بردارید. به جای این تلاشهای مذبوحانه که خودتان را مفتضح و منفور و منزوی در افکار عمومی می کنید، به جای حمله به فرد، نظرات و دیدگاههای او را مورد نقد قرار بدهید و اگر راست می گوید و حق با شماست پنبه نظرات اورا بزنید و نشان بدهید که استدلالها و انتقادات طرف پا در هوا و بی معنی است و آن چه رهبری مجاهدین کرده و می کنند فلان و فلان دستاوردها را در ضربه زدن به رژیم داشته است و به همین دلیل «فتح مبین» است. نمیشود که یک نفر که خود را«رهبر مقاومت» می داند و«سرنوشت ساز» بودن فرمایشاتش با سمفونی شماره پنج بتهون و «سرنوشت به در می کوبد» آن آغاز می شود، هر چند ماه  یکبار، ارزیابیهای مبنی بر پیروزهای بزرگ ناشی از تصمیماتش، غلط از آب در بیاید و اگر یکی آمد و از آن انتقاد کرد فحش وبرچسب بخورد. حالاگیرم که ما هم «ماستها را کیسه کردیم» و دیگر انتقادی ننوشتیم، تغییری در واقعیت رخ می دهد؟ آقایی که چند ماه پیش در مساله یی که نباید واردش می شد شده بود و با روشن شدن نتیجه انتخابات گفت مالکی جزغاله شد، حال چرا فرمان بیابیا می دهد و مجاهدین را با دست خالی جلوی زره پوش و مسلسل مزدوران مالکی می فرستد و تا آنها «جزغاله» شوند؟ از این کار اولا چه چیزا عاید اشرفیها شده است، جز شهادت 35 نفر و زخمی شدن و درد کشیدن دویست نفر یا بیشتر با نتیجه از پیش معلومِ عدم توانایی در متوقف کردن سیاستهای مالکی در مورد اشرف؟ ثانیا چه چیزی نصیب مردم در مبارزه با رژیم می شود، چه چیزی جز داغها برجگر از آن کشتار وحشیانه، و به استقبال مرگ رفتن بیهوده در گوشه یی بیابانی دور از میهن خود، با نیروهای یک دولت دیگر که به کارگزاری از طرف رژیم مجاهدین را به گلوله می بندد؟ برای چه؟ برای جلو گیری از حصار کشیدن در قسمتی از اشرف! چه عاملی سبب این بود که رهبری مجاهدین نتواند بفهمد که قرار داد امنیتی آمریکا با عراق قابل بازگشت نیست و آمریکا به خاطر مجاهدینی که به قصد کشتن همه شان به سرشان بمب ریخته و هنوز هم آنها را در لیست تروریستی دارد، به نقض اعمال حاکمیت دولتی که با «هزار مشکل» و با نزدیک به 5 هزار کشته و نزدیک به هزار میلیارد دلا هزینه تازه دارد آنجا مستقر می کند تا بتواند از آن باتلاق خارج شود، دست به کاری نخواهد زد که خدشه به «اعمال حاکمیت» از سوی دولت عراق، که مالکی نخست وزیر و اعمال کننده آن است وارد کند. من معتقدم رهبری مجاهدین دقیقا می دانست که معنی بازگشت حفاظت اشرف به نیروهای آمریکایی همین است و از روی عدم آگاهی از این مساله نبود که این درخواست را می کردند، دقیقا به همین خاطر می خواستند (این البته یک وجه خواستشان بود و ماندن در اشرف امکان رژه نمایشی ارتش و کارهای نمایشی دیگر را هم داشت)، شفیته قدرت و بازی قدرت بودن که قطب نمای جنگ خصوصی رهبری مجاهدین با رژیم است، مانع از ارزیابی درست آنان از وزن و موقعیت خودشان در معادله آمریکا- عراق- رژیم شد. اصرار کنونی برماندن در اشرف تحت حفاظت نیروهای سازمان ملل به جای گزینش انتقال از عراق به اروپا و آمریکا که اخیر با امضای ساکنان اشرف درخواست شده، آن هم با هم همین هدف است. چرا وقتی عراق قبول کرده بود که شهدای رویدادهای 19 فروردین بدون پرچم و مراسم با شرکت تعداد محدود افراد دفن شود، خانم رجوی از اینجا پیام داد که اشرفیها این شرط  را نمی پذیرند و باز هم به آمریکا متوسل شد که این مساله را حل کند؟ عراق هم برای «نشان دادن اقتدار» پایش را در یک کفش کرد که اصلا آنها در اشرف نباید دفن شوند وباید در جای دیگری دفن شوند و حالا دوباره شکایت سرداده اند که عراق اجازه دفن کشته ها را نمی دهد. آیا آن روز که این خانم از اینجا آن خط را می داد، فکر این را کرده بود که با تکیه به کدام نیرو و اهرم اعمال فشار به عراق چنان فرمانی را صادر می کند و پی آمدهای احتمالی آن چیست و برای آنها چه راه حلهایی دارد؟ حالا ما نمی دانیم در اشرف سردخانه ای برای نگهداری سی و پنج جنازه وجود دارد یا مثلا سردخانه مواد غذایی را تخلیه و به اینکار اختصاص داده اند که بی ترید مشکل ساز است به ویژه اگر مساله به طول بکشد. تابستان سوزان با حرارت بالای 50 درجه حرارت بغداد نزدیک است. این رهبران وقتی فرمان صادر می کند باید توجه داشته باشند همه فرمانهایشان، مثل خوابیدن جلوی خودروهای نظامی و با دست خالی جلو زره پوش مسلسل رفتن به اراده مجاهدین مظلوم بستگی ندارد، بلکه باید شرایط و امکاناتی فراهم شود که اراده و جانبازی اشرفی ها آن را نمی تواند عملی کند. دفن جنازه را که با جنگ و درگیری نمی شود انجام داد. از طرف دیگر اکنون دولت عراق به اصل دفن جنازه ها مخالفت ندارد، بلکه مخالف دفن آنان در اشرف است، کسی که کز نکرده می برد و فرمان صادر می کند، حالا که روی سگ مالکی بالا آمده، با کدام منطق و با تکیه بر کدام قانون و با استفاده از کدام اهرم اعمال فشار به دولت مالکی می خواهد آن را وادار به تسلیم شدن برای و دادن اجازه دفن همراه با مراسم در اشرف بکند؟ چرا این همه در ارزیابیهای خودشان در توّهم سیر می کنند و مصیبت و مسآله برای مجاهدین می آفرینند؟

منابع و توضیحات:

مطلب علی فرهنگ:

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=32366

    ** مطلب حمید اسدیان:

http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=22166

 

* اعلامیه خمینی برای تحریم نوروز سال ۱۳۴۲

بسم الله الرحمن الرحیم

انالله و اناالیه راجعون

روحانیت اسلام امسال عید ندارد. دستگاه حاکمه ایران به احکام مقدسه اسلام تجاوز کرده و به احکام مسلمه قرآن قصد تجاوز دارد، نوامیس مسلمین در شرف هتک است و دستگاه جابر با تصویبنامه‌های خلاف شرع و قانون اساسی می‌خواهد زن‌های عفیف را ننگین و ملت ایران را سرافکنده کند.

 

دستگاه جابر در نظر دارد تساوی حقوق زن و مرد را تصویب و اجرا کند. یعنی احکام ضروریه اسلام و قرآن کریم را زیر پا بگذارد، یعنی دخترهای هجده ساله را به نظام اجباری ببرد و به سربازخانه‌ها بکشد، یعنی با زور سرنیزه دخترهای جوان عفیف مسلمانان را به مراکز فحشا ببرد.

هدف اجانب، قرآن و روحانیت است. دست‌های ناپاک اجانب با دست این قبیل دولت‌ها قصد دارد قرآن را از میان بردارد و روحانیت را پایمال کند. ما باید به نفع یهود امریکا و فلسطین هتک شویم، به زندان برویم، معدوم گردیم، فدای اغراض شوم اجانب شویم. آنها اسلام و روحانیت را برای اجرای مقاصد خود مضر و مانع می‌دانند، این سد باید به دست دولت‌های مستبد شکسته شود.

موجودیت دستگاه، رهین شکستن این سد است. قرآن و روحانیت باید سرکوب شود. من این عید را برای جامعه مسلمین عزا اعلام می‌کنم، تا مسلمین را از خطرهایی که برای قرآن و مملکت قرآن در پیش است آگاه کنم. من به دستگاه جابر اعلام خطر می‌کنم. من به خدای تعالی از انقلاب سیاه و انقلاب از پایین نگران هستم.

دستگاه‌ها با سوء تدبیر و با سوءنیت گویی مقدمات آن را فراهم می‌کنند. من چاره را در این می‌بینم که این دولت مستبد به جرم تخلف از احکام اسلام و تجاوز به قانون اساسی کنار برود و دولتی که پایبند به احکام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد بیاید. بارالها من تکلیف فعلی خود را ادا کرم: «اللهم قد بلغت» و اگر زنده ماندم تکلیف بعدی خود را به خواست خداوند ادا خواهم کرد. خداوندا، قرآن کریم و ناموس مسلمین را از شر اجانب نجات بده. روح‌الله الموسوی الخمینی .

14 اردیبهشت 1390 – 04 مه 2011

http://iradj-shokri.blogspot.com

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*متوقف و له کردن یک خودرو انفجاری داعش با تانک توسط ارتش مصر در شمال سینا
*سرازیر شدن خشم سپاه و رهبر به سوی روحانی، آینده نا روشن او و سایه جنگ
*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن