خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
ایرج شكری

پیامی به تاریخ بیست بهمن از مسعود رجوی منتشر شده است که در آن او خبر از دفن مخفیانه جنازه های 52 مجاهد سلاخی شده در اشرف را داده است و این اقدام دولت مالکی و نیز بی اطلاع گذاشتن خانواده های قربانیان را  محکوم کرده است. این که او در این پیام زمان اطلاع خود از مساله دفن قربانیان کشتار اشرف را 19 بهمن اعلام می کند و بعد هم آن را به رویداد شهادت و موسی و اشرف وصل می کند، و به دنبال آن جمله پردازی هایی می کند، می تواند تاریخی انتخابی برای همین«دوخت و دوز» باشد و شاید قبل از این تاریخ از مساله آگاه شده بوده است.

او ضمن محکوم کردن جنایت دولت عراق و رژیم، باز هم گریزی به «زیارت عاشورا» زده است و در این گریز «اشکی» هم برای قربانیان ریخته و برای فرار از مسئولیتی که در وضع فاجعه باری که مجاهدین به خاطر تحلیل های مهملِ بر مبنای اوهام و آرزوها و به خاطر تصمیم هایش برای ارضای خودخواهی و خود محوربینی او در آن گرفتار شده اند، منتقدان ارزیابیهای غلط و سیاستهای غلط و تصمیمات غلط خود را با همان روشی که در زمان به ابتذال کشیدن سازمان مجاهدین با «انقلاب ایدئولوژیک» پیش گرفت- که طی آن منتقدان چپ را با لمپن های حزب اللهی و شاه اللهی و با روزنامه جمهوری اسلامی و رسانه های رژیم، در یک کیسه می ریخت و اسم آن را «جبهه متحد ارتجاع» گذاشته بود-، با لحنی توهین آمیز تر از  آنچه رفسنجانی و خامنه ای در «دوران طلایی امام» در خطبه های نماز جمعه علیه منتقدان بکار می بردند و در سالهای بعد از پیدایش گرایش «اصلاح طلبی» درون نظام، جناح ولی فقیه و «خطیبان» ولایتمدار، علیه همراهان و هم مکتبان سابق خود بکار می برند، منتقدان را «چرند بافان جبهه ولایت علیه مجاهدین و مقاومت» و «قلاده داران نظام خلافت» نامیده و ضمن زدن این اتهام به آنان که «قیمت پارس کردن آنها در ساحل عافیت را مجاهدین در اشرف و لیبرتی با گوشت و پوست و استخوان، در اعدامهای جمعی و موشکهای کوچک و بزرگ می پردازند»، خطاب به آنان گفته است که:«چی، چند، چگونه، چه گرفتی، خود به چند و چگونه فروختی؟» از این جمله بر می آید که حمله و کف برلب آوردن مسعود رجوی علیه کسانی است که او اکنون آنها را متهم می کند که چیزی گرفته و خود را فروخته اند، یعنی قبل از انتقاداتشان یا همراه حضرتش بوده اند یا منتقد او نبوده اند.

صاحب چنین لحن هسیتریک و لبریز توهین و اتهام علیه منتقدان، مدعی «رهبری انقلاب دموکراتیک» مردم ایران است و می خواهد برای مردم ایران دموکراسی بی نظیر که البته از «اسلام راستین» ایشان سرچشمه می گیرد، سوغات ببرد و در ایران پیاده کند که نظیرش در هیچ جای دنیا تا حالا برقرار نشده است! او در پایان سخنان هذیان آلودش «به مجاهدان بازگشت ناپذیر اشرفی و یاران پر مهر و وفای اشرف» گفته است که: « یادتان باشد که شهیدان کهکشان اشرف، هرکجا که تدفین شده باشند از نظر ما امانت و موقت است. هریک از ما که باقی بماند باید روزی آنها را به خاک خودمان در خاوران تهران باز گرداند و مراسم اصلی خاکسپاری با آئینهای مجاهدین و ارتش آزادی بایستی در تهران در میان توده جوانان و مردم ایران انجام شود. رود خروشان خون شهیدان، در پرتو مهرتابان مقاومت، ضامن پیروز محتوم خلق ماست».

مجاهدان بازگشت‌ناپذیر هم از ابداعات اخیر اوست برای تشدید رابطه «مریدی» و به اطاعت و پیروی بدون چون چرا واداشتن نفرات در اختیارش، برای به مسلخ فرستادن آنها و سرخ نگهداشتن صورت خود با «خون شهیدان» و ادعای کارزار سرنگونی کردن و فرار از پذیرش اشتباه و تقصیر و شکست است.  نکاتی در این فرماشات است که لازم است اطرفیان و دست اندرکاران تبلیغاتی ایشان و نیز مریدان باقی مانده در اطراف ایشان و نیز خود ایشان که این فرمایشات پرخاشگرانه و کف برلب، نگران کننده بودن بحرانی روحی او را نشان می دهد، توجه بکنند و هم کمی به فکر بهبود نوع ارتباط با بیرون و بازنگری در ادبیات و لحنی که بکار می گیرند باشند و هم خود «رهبر مقاومت» تلاش کند که بفهمد که چه وقت و چطور روح خود را به شیطان فروخت و قلاده بندگی نفس حریص را بگردن افکند و به موجودی به شدت خودخواه و فرصت طلب و قدرت پرست تبدیل شد و به هیج توصیه و انتقاد خیرخواهانه و مشفقانه توجه نکرد و با خودخواهی و خودشیفتگی  و خود محوربینی تصمیماتی گرفت که سبب رنج و مصیبت بسیار برای مجاهدین شد که رویدادهای مرداد 88 و فروردین 90 از نمونه های روشن آن است و هنوز هم «مهرتابان آزادی» که غریو «اَنا فتحنا لک فتحا مبینا» در مورد رویدادهای فاجعه بار مرداد 88 سرداد و نه خود حضرتش که در مورد فاجعه 19 فروردین 90 (با 35 کشته به طرز فجیع و بیش از سیصد زخمی)، گفته بود«فتح مبین فقط همین»، حاضر نیستند به افکار عمومی توضیح بدهند که حاصل و دستاورد تصمیم رویارویی با نیروهای عراقی در آن دو رویداد، جز فاجعه و قربانی و رنج بیهوده برای مجاهدین، چه بوده است.

ضروری است که مسعود رجوی سعی کند شهامت اخلاقی در خود به وجود بیاورد و به ارزیابی از عملکرد خود و به تحلیل روانکاوانه از رفتار خود بنشیند و به جنبه نا متعادل و هیستریک لحن خود و تاثیرات منفی آن در افکار عمومی توجه کند و تلاش کند که وضع متعادل و مناسب تری پیدا بکند وگرنه در آینده نزدیک و در ته مانده سالهای مفید عمر خود، به موجودی به کلی نامتعادل  تبدیل خواهد شد که جز صدمه به مراتب بیشتری زدن به خود و مریدانش، عملکرد دیگری نخواهد داشت.

نامرئی بودن آن حضرت، نمی تواند نقش «فیلتر»ی برای مانع شدن از تاثیر منفی لحن زشت و حرفهای نامربوط او در افکار عمومی نسبت به آن امام غایب داشته باشد. و اما در مورد چرند بافی از همین توصیه و «وصیّت» آخر او شروع می کنم تا ببینیم که آیا ایشان «چرند» گفته یا نگفته.

ایشان در این توصیه برای انتقال خاکسپاری اجساد، از قربانیان «کهکشان اشرف» سخن گفته و تصاویری که از قربانیان کشتار اشرف که همراه خوانده شدن پیام او توسط گوینده نشان داده می شود، این شبهه را ایجاد می کند که منظورش همان 52 نفر بوده، که اگر چنین باشد، این تفاوت و تبعیض بین آن 52 نفر و سایر قربانیان به خاک افتاده در عراق، فکر «چرند»ی است که قابل درک نیست. اگر مساله بازگرداندن و دفن شهدا در خاوران مطرح باشد، باید همه جانباختگانی را شامل شود که از ساکنان اشرف بوده اند و این باید دربرگیرنده قربانیان دو رویداد قبلی و نیز قربانیان موشک پرانی جیش المختار به لیبرتی و حتی دفن شدگان در قطعه مروارید اشرف هم بشود. ایشان باز هم یک«باید» نسنجیده یی صادر فرموده اند و توجه نکرده اند که اولا اگر بنا باشد این توصیه و وصیت ایشان را «حتی اگر یک مجاهد بازگشت ناپذیر زنده مانده باشد» عملی کند، این در شرایطی نخواهد بود که اولا بشود برای آن «آیین های ارتش ازادی» را به راه انداخت.

ثانیا، یک مجاهد یا صد «مجاهد بازگشت ناپذیر» چکاره اند که بتوانند در خواست باز گرداندن جنازه های افراد تشکیلاتی را بکنند که در شرایط ویژه  و در کشمکش با دولت عراق یا به شکل توطئه آمیز و با همدستی دولت عراق و رژیم، کشته شده و در آنجا دفن شده اند؟ ثالثا اینها چکاره اند که برای دفن آنها در خاوران مراسم نظامی راه بیاندازند؟ چنان مراسمی فقط در صورت انحصار قدرت توسط خود آن حضرت و مهرتابانش، امکان پذیر است. در غیر این صورت، اگر سرنگونی و برچیده شدن این رژیم حالتی مثلا مثل فروپاشی رژیم چائوشسکو داشته باشد، یا به هر شکلی که در آن مجاهدین تنها نیروی سازمانیافته و رهبری کننده در سرنگونی رژیم نباشند، آن وقت دیگر برگزاری «آیین های ارتش آزادی» برای آن جانباختگان، یعنی به تن یک عده لباس نظامی پوشاندن و مدالهایی به سینه آنها زدن و به صف کردن آنها در چنین مراسمی تازه اگر هم عملی باشد، درست مثل آن «رژه» های برگزار شده در اشرف، نمایشی مسخره و بی معنی خواهد بود.

بعد از برچیده شدن رژیم اگر قرار باشد جنازه قربانیان به خاک سپرده شده در عراق، به ایران منتقل شده و مراسمی برای آنان برگزار شود، دیگر جنازه های آنان مثل خودشان در زمان حیات جزو«اموال» جناب رجوی نخواهند بود، بلکه به خانواده ای ایشان تعلق دارد و آنها تصمیم خواهند گرفت که کجا و به چه نحوی به خاک سپرده شوند و طبعا باز گرداندن جنازها به ایران هم یا از طریق اقدام دولت و دستگاههای مسئول یا از طریق اقدام خانواده ها و در خواست آنان از نهاد های بین المللی مثل هلال احمر و نه توسط «یک مجاهد بازگشت ناپذیر باقی مانده»، می تواند عملی شود.

مسعود رجوی گویی مطلقا قادر نیست از رویا و توّهم پوچ انحصار قدرت بیرون بیایید و کمی به ذهن خود فشار بیاورد که مبارزه برای چی بود و این شیفتگی به دنگ و فنگ و پیش فنگ پافنگ و مدال ویراق و «عشق ارتش»، اصلا چه جایی در مبارزه مردم برای سرنگون کردن رژیم دارد.

او در فرمایشات خود ضمن محکوم کردن اقدام دولت مالکی به یاد خانواده های قربانیان هم افتاده است که البته جای خرسندی دارد، اما فراموش کرده که خودشان، افکار عمومی را سه ماه بعد از دفن جنازه های قربانیان 19 فروردین 90 در جریان امر قراردادند. یعنی بی اعتنا به نگرانی و عواطف خانوادهای قربانیان و نیز عواطف کسانی بودند که اخبار و تصاویر آن فاجعه را دیده بودند و این سوال پیوسته در ذهن ها مطرح بود که آن 35 یا 37 جنازه در هوای گرم عراق که مجاهدین اخباری هم از اقدامات ایذایی دولت مالکی در قطع برق و آب می دادند، چگونه نگهداری می شوند و چه وضعی پیدا کرده اند. من در آن زمان این مساله را در یادداشتی مورد انتقاد قرار دادم*.

همچنین به حساب آمدن خانواده ها از سوی رهبر تشکیلاتی که پرسش در مورد وضع و حال افراد مستقر در لیبرتی از سوی بستگانشان را با فحش و اهانت و اتهام جواب می دهد، رویداد مثبتی است؛ اگر تنها به محکوم کردن و نادرست دانستن رفتار دولت مالکی محدود نشود و از این به بعد به فکر خانواده های مجاهدین تحت امر و حاضر در تشکیلات مربوطه، باشند و سوال آنها در مورد وضع بستگانشان را با اتهام زدن و با توهین کردن جواب ندهند.

اشک تمساح ریختن مسعود رجوی برای قربانیان در این پیام، که با خشم هیستریکی تلاش کرده است منتقدان را مسبب فاجعه هایی که بر سرمجاهدین فرود آمده معرفی کند، آنجاست که در گریزی زدن به زیارت عاشورا این جمله از آن را که «کاش در این سفر رستگاری باشما بودم و رستگار می شدم» را تکرار می کند، همان آدمی که جنگ تدارک نشده ای را با الهامات «عاشورایی» راه انداخت، اما خودش از کشور خارج شد و در حالی که هر روز جوخه های اعدام رژیم، مجاهد و غیر مجاهد را به حکم حکام شرع در تهران و سایر شهرهای ایران درو می کرد و به خون می کشید که اکثریت آنان را دختران و پسران جوان و حتی دانش آموزان دبیرستانی تشکیل می دادند، و زمانی که هنوز از شهادت موسی خیابانی نزدیک ترین دوست و همسر خودش اشرف ربیعی یکسال نگذشته بود، بر امواج دریای عشق و شور و جوانی، در کشتی شادمانی نشست و داماد شد و بادبان کامجویی برافراشت، بدون اینکه یاد خانواده های داغدیده آن گلهایی که هر روز، در برابر جوخه اعدام پرپر می شدند بیافتد و این که جشن و سرور بی هنگام او، می تواند سبب آزردگی خاطر آنان شود. ایشان این فرمایشات و این اشک تمساح ریختن ها را قبلا هم بارها کرده است. او  برای فرار از مسئولیت سنگینی که در وضع فاجعه بار به وجود آمده برای مجاهدین دارد، مذبوحانه تلاش می کند که این وضعیت را ناشی از عملکرد منتقدان جلوه دهد.

سرچشمه مصائب و نیز وضع فاجعه بار کنونی مجاهدین، البته در آن مغز و تفکری است که شعار ایران رجوی – رجوی ایران ساخت و لجبازی ربع قرنی با افکار عمومی در تکرار آن را پیش گرفت، مجاهدین خلق ایران را به «سربازان مریم و مسعود» تبدیل کرد و به انتقادات دوستانه و مشفقانه در این مورد دهنکجی کرد، مراسم تحویل سال را با پخش تلاوت قرآن به مجلس ختم و شب هفت تبدیل کرد و به انتقاد سی ساله در این زمینه به نحو منزجر کننده یی بی اعتنایی کرده و بر تکرار اقدام ابلهانه یی که آخوندها هم به آن مبادرت نکرده بودند، پافشاری کرده است. اما از اینها گذشته مگر نه این است که با هوش حلزون هم می شد فهمید که بعد از سقوط رژیم صدام حسین، اوضاع در عراق برای مجاهدین هرگز به وضع سابق باز نخواهد گشت و رهبر مجاهدین باید تمام تلاش خود برای یافتن راه خروج از عراق که با به قدرت رسیدن دست پروردگان رژیم در آنجا، هر آن ممکن بود به تله مرگباری برای مجاهدین تبدیل شود، بکند. اما این آدم خود خواه خود محور بین شیفته و تشنه قدرت که در دنیای ذهنی خودش زندگی می کند و تحلیل و ارزیبابیهایش نه بر اساسا واقعیت، بلکه براساس آنچه خوشایند خاطر و ارضا کننده حس خود بزرگ بینی اوست، قرار دارد، حفاظت شده بودن از سوی آمریکا بر مبنای کنوانسیون ژنو را، مهم بودن وزن و نقش خودش برای آمریکائیها و پذیرفته شدن به عنوان خادم عمو سام تلقی کرد و گمان برد که خود و تشکیلاتش دیگر خارج از حوزه دست اندازی رژیم آخوندی و رژیم عراق است و نیز با غرق شدن در اوهام و هپروت ناشی از همین ارزیابی، پیشاپیش به تصویر سازی ملموس و قابل رویت از تحقق رویای خود با راه انداختن رژه با لباس افسری توسط اشرف نشینان پرداخت که ضمن رضایت «خاطر مبارکش» با «وصف العیش نصف العیش»، تلاشی هم بود برای فروبردن مریدان بیچاره در عوالم فرصت طلبانه یی که خودش داشت و عینی و قابل لمس کردن فردای پیروزی و انحصار قدرت توسط مجاهدین و «ژنرال» شدنشان همراه با مدالهای متعدد نصب شده بر سینه لباس نظامی شان.

این اقدام اما در صحنه جاری امور و در واقعیت، اقدامی ناشی از بلاهت منحصر به فرد و مسخرگی مطلق بود. اقدامی که در عین مسخرگی، از آنجا که ناقض حاکمیت دولت عراق و نیز سبب فشار و اعتراضهای رژیم به عراق بود، به زیان منافع دولت عراق بود که پولهایی که رژیم در عراق خرج می کرد سود می برد علاوه بر آن در بهم ریختگی ناشی از فروپاشی رژیم بعثی کمک دستگاه اطلاعاتی رژیم برای دستگاه مالکی بسیار گرانبها و حیاتی بود و به همین دلیل، آن رژه ها و رجز خوانیها و نیز «خوابهای پنبه دانه یی» دانستن تصمیم به تعطیل کردن اشرف، مورد اعتراض مقامات عراقی واقع شده و هشدار و اخطار هم در مورد خاتمه دادن به آن مجاهدین داده شده بود که مسعود رجوی به آنها می خندید.

 

چون ندانی دانش آهنگری

    ریش و مو سوزد چو آنجا بگذری

یا چو مستغرق شدی در عشق خر

  (مولوی)  آن کدو پنهان بماندت از نظر

رهبری مجاهدین در ارزیابیهای مهمل خود، گمان می بُرد؛ یا این دروغ را برای رضایت خاطر خطیر مبارکش به خودش می گفت که می تواند در تضادهای داخلی عراق تاثیر گذار باشد و حتی با روشن شدن نتیجه انتخابات پارلمانی عراق(سه چهار سال پیش) نعره پیروزی سرداد که: «مالکی جزغاله شد» و از قول یکی از شیوخ که گفت «به عمد اسمش را نمی برم» مدعی شد که نتیجه انتخابات (که مالکی تنها یک یا دو کرسی کمتر از رقیب بدست آورده بود) نتیجه اقدامات مجاهدین بوده است. البته بعدا، همانطور که شاهد بودیم، آن برتری و «جزغاله شدن مالکی» هیچ دستاوردی برای رهبری مجاهدین نداشت و می دانیم که مالکی رقبا را فلج کرد چنان که معاون رئیس جمهور با اتهاماتی که به او وارد شد غیابا محاکمه و به اعدام محکوم شد و معاون نخست وزیر که مجاهدین خیلی او را حلوا حلوا می کردند، آن گونه که رویدادها نشان می دهد، (لااقل رویداد 19 فروردین 90 می توان مورد توجه قرار داد) آدمی فاقد هرگونه اختیار و نفوذ و فاقد تاثیر گذاری در تصمیمات دولت عراق بود. به هرحال آنچه مجاهدین در اشرف و لیبرتی با موشک و انفجار و سلاخی کماندویی تحمل کردند و هر آنچه از این نوع  رویدادها اگر در آینده پیش بیاید(امیدوارم پیش نیاید) نه به خاطر انتقادات کسانی که «در ساحل امن نشسته اند»، بلکه گذشته از دشمنی دیرینه یی که بین مجاهدین و عناصر در حاکمیت حاضر در عراق که از زمان صدام وجود داشت و آنها مورد حملات لفظی و اهانت از جانب مجاهدین بودند و نیز کینه ورزی و انتقامجویی رژیم، ناشی از خط و سیاست ابلهانه و جنون آمیز پوشاندن لباس تشریفاتی نظامی و راه انداختن رژه در اشرف و ناشی از ادعاها و رجزخوانی های پوچ و ناشی از خودخواهی رهبر «نامرئی» و فرمانهای جنون آمیز«بیا بیا گفتن» و با دست خالی مجاهدین را به رویارویی گرازهای مسلح عراقی فرستادن، آن هم برای هدفهایی بی معنی، مثل جلوگیری استقرار پاسگاه یا برای مانع شدن از ایجاد خاکریز و محدود کردن منطقه تحت اختیار مجاهدین در اشرف بوده است.

مسعود رجوی که به خاطر خودخواهی بیکران و خود را بزرگتر از مردم ایران دیدن و ارزیابیهای غلط و خود را جای امام حسین گذاشتن و با نگاه «زیارت عاشورا» یی لعنت و نفرت نثار مردم کردن و تبلیغات غلط و خود محوربینانه و شعاری های خودبرتر بیانه و با سالهای دراز دهنکجی به انتقادات، انزوای شدیدی برای مجاهدین و انزجار نسبت به خودش را به سبب شده و کلا زمینه تاثیرگزاری در داخل را از دست داده است(اعتراضات 6 روزه دانشجویان در سال 78 و رویدادهای انتخابات 88 این را به خوبی نشان داد)، طبعا به «حماسه سازی» از فاجعه هایی که برای مجاهدین اتفاق می افتد و نیز یافتن سوژه هایی در منطقه که مورد توجه و مساله غربی ها به ویژه آمریکاست، و ورود و موضعگیری در آنها در همسویی با آمریکا، نیاز دارد تا مستمسکی برای ادعای «رهبر و پرچمدار» بودن  و نیز «حضور فعال» در صحنه را داشته باشد و دیگران را زانوزده در برابر نظام ولایت بنامد. حالا برای او چه اهمیتی دارد که این مسائل، مثل وارد شدن به تضادهای سیاسی داخل عراق و ادعای پوچ جلوی رشد بنیاد گرایی در عراق را گرفتن و نیز وصل شدن به اپوزیسیون بشار اسد، نه ارتباطی به مبارزات مردم در گروههای مختلف با رژیم دارد و نه اصلا مورد توجه آنهاست.

ادعا می کنند که ما می خواستیم عراق را ترک کنیم ولی راهی باز نشد. اگر شما می خواستید عراق و اشرف را ترک کنید، پس آن آرم و پرچم درست کردن برای اشرف و آن پیام غیرممکن ممکن شد در دیماه 87 و آن ادعاهای «اگر اشرف بایستد دنیا در برابر رژیم ایستادگی خواهد کرد» و سایر فرمایشاتی از این دست چه معنی داشت؟ اگر مجاهدین مستقر در لیبرتی به «جایی امن» منتقل بشوند، مسعود رجوی دیگر چگونه می تواند منتقدان را به عنوان«نشسته در ساحل امن» سرزنش کند.

اکنون سال چرند بافی های «تفصیلی» که در خلال آن با اتهام زدن به اعضای مستعفی و جدا شده، لقمه های کله گربه یی در غلطهای زیادی برداشته شد، سال شِکرخوری موزیکال توسط گوساله های پرورش یافته با معیارهای مریدی و مرادی و انقلاب ایدئولوژیک، و نیز سال آشکار شدن چهره بی نقاب مریم و مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی در نوشته مستهجن علیه منتقدان با نام مستعار «سیاوش جعفری»** مندرج در سایت «همبستگی»- ویترین رسانه نوشتاری «تنها آلترناتیو دموکراتیک» که چهر معرفی کننده اش مریم رجوی است-، و نیز سالی که در آن وعده هپروتی سرنگونی رژیم داده شد، به آخرین روزهای خود رسیده است. سال 93، سال پس گردنی های متوالی و متعدد واقعیت ها برای واقعیت گریزان متکّبر و سال نمایان تر شدن پوچی سیاستهایی مثل سینه زدن برای اوپوزیسیون رژیم اسد و نیز سال نمایان تر شدن پوچی آن«برپا» دادن به «موسسان چهارم» و سایر فرمایشات ناشی از عوالم هپروتی خواهد بود. در عمل جناح هار و وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران رژیم، بهترین یاور برای ادامه ادعاهای خود محوربینانه رهبری مجاهدین است.

اگر در داخل، دستگاه سرکوب رژیم دست از زدن اتهام «منافق» و توطئه گر بودن به منتقدان و متعرضان بردارد، دیگر دستگاه تبلیغاتی رهبر مقاومت، چیزی به عنوان «سوز و گداز» رژیم از حضور و تاثیر مجاهدین نخواهد یافت. در پایان اگر کسانی این نوشته را مثل «پارس کردن» یافتند، بدانند که این به گرگ صفتی و درنده خویی خودشان مربوط است. آنچه در این نوشته آمده است، انتقاداتی است از عملکرد رهبری مجاهدین که طرف مقابل می تواند با استدالال مردود بودن آن را برای افکار عمومی روشن کند. مثلا با استدال روشن کند که لباس افسری تن مجاهدین کردن و مدال آویختن به سینه آنان  و راه انداختن رژه با آن شکل و شمایل، کار احمقانه یی نبوده و کار درستی بوده است یا استدلال بکنند که سه ماه تاخیر در اطلاع رسانی از دفن قربانیان فاجعه 19 فروردین 90 کار دستی بوده است و نیز این که آن دو رویداد مرداد 88 و فرودین 90 دستاوردهای بزرگ سیاسی و نظامی و برای مجاهدین داشته که به کشته و مجروح و معلول شدن مجاهدین می ارزیده است. در مورد چرند بافی هم لینک یکی دو نمونه از فرمایشات «رهبر مقاومت» در زیر آورده می شود تا خوانندگان خود آن فرمایشات را مورد توجه قرار داده و قضاوت بکنند.

توضیحات:

* - لینک مقاله شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2011/09/normal-0-21-false-false-false-fr-x-none_08.html

** در مقاله به امضای «سیاوش جعفری» به خاطر آن که در سایت همبستگی درج شده بود، در واقع این مریم رجوی بود که عفت اقبال را «بی عفت» می نامید و این مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی بودند که نوشته بودند «اين بريده خائن[اسماعیل وفا یغمایی]، مانند كساني كه مدت زيادي در انبار پياز كاركند، بوي پياز ميگيرند، آنقدر با فضولات مناسبات مجاهدين و شورا حشر و نشر كرده است كه سر تا پايش بوي فضولات و مزبله، و كثافت آخوندي ميدهد. البته از نوع آخوندهاي هرزه و همه كاره اي كه روزعاشورا هم دست از عياشي برنميدارند.

اين مزبله نشين[...]تواب خائني مانند ايرج مصداقي را مقاوم جلوه ميدهد، فضولات مجاهدين و شورا يعني، كريم و قصيم و روحاني و شكري و بي عاطفه اقبال و بي عفت اقبال را به سر و روي خودش ميمالد و به دلايل روشني برخي از آنها را پاكدامن!!؟؟ و شريف معرفي كرده و به به و چه چه ميكند». همچنان که مسعود رجوی در همین پیام اخیر خود که مورد بحث نوشته حاظر است، خط اتهام زنی و برچسب زنی به منتقدان را، به نوچه ها و عربده کشهای خود می دهد که نمونه های متعددی از آنها با اسامی مختلف در سایت همبستگی و ایران افشاگر و آفتابکاران در چند ماه گذشته به صحنه آمده و عربده کشی های اهانت آمیز کرده اند که شاهد نوع «هنری آن»هم با ترانه خوانی گروه هنری ارتش آزادیبخش مسعود رجوی و تلویزیون مجاهدین موسوم به سیمای آزادی بودیم. لینک مطلب با امضای سیاوش جعفری:

http://www.hambastegimeli.com/46363

 

  - پيام مسعود رجوی در دی ۸۷ با ادعای پیروزی در اختیار گرفتن اشرف. این چرند گویی هست یا نه 

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2013/06/httpwww.html

 

-– پیام مسعود رجوی به مناسبت سرنگونی رژیم قذافی - « ارتش آزادیبخش پیروز شد، قدر لیبی در شب قدر رقم خورد». ویدئو کلیپی از شور وشادی و ....

 http://iradj-shokri.blogspot.fr/2011/08/blog-post_28.html

 

۲اسفند ۱۳۹۲- ۲۱ فوریه ۲۰۱۴

 

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*سرازیر شدن خشم سپاه و رهبر به سوی روحانی، آینده نا روشن او و سایه جنگ
*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن