بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
ایرج شكری

رهبر مجاهدین دچار بحران روحی است و این بحران در واقعیت گریزیها و توّهمات شدیدی که بیشتر و بیشتر در آن فرو می رود دیده می شود. توّهم این بار به وضوح در پیامی از او که در قسمت شانزدهم «گزارش ارتش آزادیبخش ملی» آمده است، خود را نشان می دهد. او در پیام یاد شده به آغاز «کارزار سرنگونی شماره 3 » اشاره می کند و از «یکانهایی فدایی» نام می برد و در این مورد توضیح می دهد که دو دوره کارزار قبلی از کجا شروع و به کجا ختم شده است. بنا بر فرمایشات «رهبر مقاومت»، کارزار شماره یک از زمان خارج شدن سازمان مجاهدین از لیست تروریستی شروع شده که این دوره به نخستین حمله به لیبرتی ختم می شود، کارزار شماره 2 از این مقطع تا «کهکشان اشرف» واعتصاب غذای بعد از آن، ادامه داشته و حالا کارزار شماره سه از پایان اعتصاب غذا شروع شده است. لابد باید منتظر بود که بازهم خمپاره یا کاتیوشایی به جایی در لیبرتی فرود بیاید، تا ایشان باز هم با اسم گذاری و معرفی آن به عنوان «حماسه» دیگری در «کارزار سرنگونی»، آغاز مرحله دیگری در «کارزار سرنگونی» را اعلام کند.

مساله یی که «حضرت سر» در پیش گرفتن این روش برای بازی نقش رهبر سازش ناپذیر و همیشه پیروز ، به آن توجه ندارد این است که وقتی کسی برنامه یی مرحله بندی شده را اعلام می کند، طبعا باید پیشاپیش هدف هر مرحله یی روشن باشد و بعد از دستیبابی به هدف یک مرحله، مرحله بعدی شروع بشود. اما از آنجا که ایشان در موقعیت و شرایطی نیست که برای ادعایی که دارد( سرنگون کردن رژیم با ارتش آزادیبخش ملی! که وجود خارجی ندارد) برنامه و روش و هدف مرحله یی تعیین کند، و از آنجا که به خاطر قدرت پرستی و انحصار طلبی و فرصت طلبی و خود محور بینی و واقعیت گریزی، مجاهدین مظلوم را در شرایط فاجعه بار و تلخی قرار داده است که تنها کاری که «می توانند وباید» بکنند، تحمل سنگ و بلایی است که از رویدادها و از زد و بندهای رژیم با صاحبان منافع در منطقه ، به سرشان می ریزد، کارزارهایی که او اعلام کرده است، هرکدام با رویدادهایی همراه بوده است که تصمیم    حضرتش، اولا نقشی در آن نداشته (یا اگر شروع داشته پایان و نتیجه آن با حوادث تعیین شده است). ثانیا این رویدادها هیچ تغییری به نفع مجاهدین را همراه نداشته است. اما جناب ایشان همچنان با خونهای ریخته شده «صورت خود را سرخ نگاه می دارد» و ادعای رهبری «کارزار سرنگونی» می کند.  حتی مساله خارج شدن نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی که اینقدر برای حضرت «رهبر مقاومت» و «مهر تابان آزادی» مهم بود و مدعی و شاکی بودند که این نامگذاری سنگ اندازی و مانع بزرگی برای پیشبرد امر سرنگونی رژیم است، حاصلش را می بینم چیست. این سوال که اگر از لیست تروریستی بیرون آمدید، تازه بر می گردید به شرایطی که قبلا در آن قرار داشتید و خلاصه چکار می خواهید بکنید که حالا نمی توانید بکنید، از این رهبران همیشه پیروز شده بود ولی اینها که به هیچ سوالی جواب نمی دهند. سوال کردن از اینها گویی تشکیک در وحدانیت الهی است! اگر با ادعاهای خودِ رهبر خاص الخاص آنچه را که داده با آنچه که گرفته مقایسه کنیم، ایشان به ناچار شهری را از داده است که آن را «دژاستراتژیک مقاومت» می نامید  و چنانکه در پیام دی ماه  87 تاکید کرده بود، مدعی بود که «اگر اشرف بایستد، دنیا در برابر رژیم پایداری خواهد کرد». در برابر این، مجاهدین مستقر در اشرف به کمپ لیبرتی منتقل شدند که پناهجو شمرده شوند و شرایطی هم که در آغاز رهبری مجاهدین برای رفتن به لیبرتی قرار داده بود، مثل  بر افراشتن پرچم سازمان ملل در آنجا و... مورد اعتنا قرار نگرفت و اینان چاره یی جز کوتاه آمدن نداشتند. ادعاهای مسعود رجوی در مورد وزن و نقش اشرف در مقاومت مردم  البته از بیخ و بن پوچ و ناشی از همان خودبزرگی بینی بود که شعار «ایران رجوی – رجوی ایران» از آن در آمده بود. اشرف همانگونه که من در یکی از نوشته ها اشاره کرده بودم در سالهای اخیر «شهرک سینمایی» شده بود برای تولید فیلمهای تبلیغاتی برای دستگاه مسعود رجوی ؛ زمانی که اشرف تحت حفاظت آمریکائیها بود این تبلیغات تصویر سازی آینده یی بود که رهبر مجاهدین مالک الرقاب ایران و نفرات ارتشش همه در دستگاه قدرت مطلق صاحب مقام می شدند. این دوره با راه انداختن رژه نفرات با یونیفورم و مدال های آویخته به سینه «تیمساران» و امرای آینده ارتش مالک ایران شده و نیز راه انداختن کارناوال و جشن  به مناسبت سالگرد انتخاب مریم به عنوان «رئیس جمهور ایران»! همراه بود. اقدامی بشدت نابحردانه و مسخره که به خاطر بی اعتنایی آشکار به حاکمیت دولت عراق و ایجاد مشکل برای آن در روابطش با رژیم و تهدید منافعش از این طریق، تحریک آمیز بود.

نیاز به توضیح ندارد هیچ دولتی اقدامات گروهی پناهنده را که بخواهد در آنجا رژه نظامی راه بیاندازد و مراسمی اینجنین برای سرنگون کردن رژیم کشور همسایه خط و نشان بکشد تحمل نمی کند. حالا آن دولت اگر دولت مالکی و رژیم کشور همسایه هم جمهوری اسلامی باشد، آن وقت واقعا سلامت عقل مبتکران چنین نمایشاتی جای سوال و تردید بزرگی پیدا می کند.  بعد از سپرده شدن حفاظت اشرف به عراقیها، تولیدات این شهرک سینمایی  ویدئوهای مصائب و فاجعه هایی بود که تحت هدایت و با فرمان مسعود رجوی در «بیابیا» گفتن به دشمن و فرستادن مجاهدین بی سلاح به رویارویی گرازهای نیروهای مسلح مالکی رخ داد، که مورد اولش در مرداد 88  به خاطر جلوگیری از استقرار پاسگاه پلیس در اشرف اتفاق افتاد و بار دوم در فرودین 90 برای مقابله با حصار کشی و محدود کردن منطقه تحت اختیار مجاهدین. این هردو فاجعه، قابل اجتناب بود، اگر مسعود رجوی واقعیت گریز و خود محوربین و خود خواه نبود. هم چنانکه آن رویا رویی ها مانع انجام آنچه عراقیها می خواستند انجام دهند نشد. در این زمینه در مقاله های «کالبد شکافی یک فاجعه...»،«انا فتحنای واقعیت گریزان متکبر»، «من متهم می کنم »  و «کدام آرمان کدام آرمان گرایی» و مقالات دیگر توضیح داده ام.

از دلایل و نشانه های دیگر تشدید بحران روحی رهبر مجاهدین، تشدید اوهام است، در آنجا که مخاطب پیام ایشان «لشکرهای فدایی» هم قرار می گیرند. چون ایشان قبل از این به یکانها و واحدهای ارتش ازادیبخش فرمان «برپا» داده بود و حالا این «یکانها» تبدیل به «لشکرهای فدایی» شده است. اگر به فرمایشات و تحلیلها و پیامهای حضرتش که همه تاریخساز و حماسه آفرین بودنده اند(البته رد خیلی از آنها را در هیج آرشیوی از آنچه در رسانه های مجاهدین قابل دسترسی است دیگر نمی توان یافت، حتی از این گزارش اخیر ارتش آزادیبخش هم فقط پوسته یی روی سایت مجاهدین در این تاریخ- 2 فوریه - قرار دارد و روی آن کلیک می کنید، پیام اشتباه بودن لینک ظاهر می شود به همراه لینک سایت سازمان مجاهدین )، ایشان عنوان «لشکرفدایی اشرف» را برای آن صد نفر مانده در اشرف که 52 تن از آنان توسط رژیم سلاخی شدند، بکار برد و بعد از آن برای آن صد نفری که آغاز گر اعتصاب غذای نوبتی در لیبرتی بودند. یعنی برای نفرات خالص و خلّص مجاهد و آماده برای شرکت در عملیات پرخطر و البته بی سرانجام. حالا سوالی که پیش می آید این است که چرا این رهبر معظم که چنین زمینه و امکان سازمان دهی نیرو در داخل را داشت(چون ساکنان «زندان لیبرتی» حرکتی جز خود زنی نمی توانند بکنند)، چرا این همه سال فرصت را از دست داد؟ چرا این «لشکرهای فدایی» را در فردای تظاهرات دانشجویان در تیر 78 به راه نیانداخت تا کار رژیم را از آن زمان تا آستانه انتخابات سال 88 یعنی در ده سال، یعنی در یک دوره زمانی «بلند مدت» در داخل آن دوره کوتاه مدتی که قرار بود سه سال بیشتر نباشد و تا حالا سی دوسال از آن گذشته است، ساخته باشد؛ تا دیگر «ویروس سبز»، در داخل و خارج ملت را در نظر ایشان به «مریخی ها» به روایت فیلمهای تخیلی قرن گذشته تبدیل نکند، تا در داخل توده های میلیونی، بدون مداخله «ارتش طلسم اختناق شکن» ایشان چند بار با «شکستن طلسم اختناق» به خیابان نریزند و شعار «یا حسین میرحسین» و «این لشکر حسین است/ یاور میرحسین است» و «جمهوری ایرانی»(در برابر جمهوری اسلامی با دسته دمکراتیک ایشان) ندهند؟ آیا آدمی که چنان زمینه یی در داخل داشت که با یک فرمان «برپا» دادن به «یکانها»ی «ارتش آزادی» همه آنها را «به خط» بکند و بعد از یکسال هم از میان آنها «لشکرهای فدایی» گلچین و سازمان دهی بکند، منتظر بیرون آمدن از لیست تروریستی آمریکا بود؟ اگر جواب بله باشد که چنین آدمی مطلقا نمی تواند «رهبر مقاومت» باشد. او عروسک خمیه شب بازی است که سر نخش دست آمریکاست. اگر جواب نه باشد بازهم با توجه به سالهای پر شمار خالی گذشته و از دست رفته، که هیچ توضیحی هم برای آن ارائه نشده، یقینا دارای توانایی و صلاحیت هدایت مبارزات مردم ایران با رژیم آخوندی برای، سرنگون کردن رژیم نیست. حالا اگر فردا آمریکا گفت اگر دست از پا خطا کنی و دست به عملیات مسلحانه در داخل بزنی دوباره اسم تشکیلاتت به لیست تروریستی خواهد رفت و کلیه دفترها و تشکلهای وابسته هم فعالیتشان ممنوع خواهد شد و فشارها به روی شما از قبل هم بیشتر خواهد شد، حضرت چه سیاستی پیش خواهد گرفت؟ لشکرهای فدایی را برای استراحت و مرخصی به کجا خواهد فرستاد!؟

البته کسی نمی تواند انکار کند که مسعود رجوی از زمان آغاز مبارزه مسلحانه با رژیم(به هنگام یا نابهنگام بودن آن بحث دیگری است) ضربات زیادی از رژیم دریافت کرده است که بهای بسیار سنگین و خونینی داشته است اما او توانسته تشکیلاتش را حفظ کند(باز هم مساله روشهای بکار برده شده و ریزشها بحث دیگری است). حتی بعد از ضربه سنگین و بسیار خونین فروغ جاویدان، مسعود رجوی می توانست آینده ای و شانسی برای بازیگری در صحنه سیاسی و در معادله منافع قدرتها در منطقه برای خود و تشکیلات و نفرات تحت امر خود در ذهن خود ترسیم کند، اگر چه تابلوها و نقش زنی ایشان احتمال رنگ واقعیت یافتنش نزدیک به صفر بود. چنان که فاصله زمانی آتش بس در جنگ عراق و ایران و زمین گیر شدن و قفل شدن ارتش طلسم شکن ایشان در پشت مرز تا سقوط و برچیده شدن رژیم صدام حسین این حقیقت را نشان داد. خمپاره زنی های پراکنده در داخل هم تاثیر و کارکرد مثبتی برای برانگیختن «قیام» مردم علیه رژیم نداشت. امّا از بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین، او دو ضربه بسیار سنگین دریافت کرده است که به دلیل حضور در عراق و از حوادث و رویدادهای مربوط به عراق بوده، بدون این که در برابر بهای سنگین آن ضربات، رژیم متحمل ضربه یی شده باشد، برعکس همراه این ضربه ها از آسمان برای رژیم نعمت بارید و جای رژیم صدام حسین را دست پروردگان رژیم در راس تشکلهایی مثل مجلس اعلای(انقلاب) اسلامی آخوند حکیم و حزب الدعوه مالکی، و نیز دو تشکل کردی که رابطه بسیار حسنه با رژیم داشتند و تشکل تحت رهبری جلال طالبانی قبلا به نیابت رژیم، خون مجاهدین را ریخته و تنی چند از آنان را هم دستگیر و به رژیم تحویل داده بود، گرفتند. آن دو ضربه بزرگ و خُرد کننده که می توانست تعادل روانی هرکس دیگری هم که مثل مسعود رجوی رویایِ انحصار قدرت و «بردن مهر تابان، امانت مردم ایران!» به عنوان رئیس جمهور ایران به تهران با سرنگون کردن رژیم توسط ارتش خودش را داشت، بهم بریزد، یکی خلع سلاح مجاهدین توسط ارتش آمریکا بود و دیگری تخلیه اشرف. در مورد اول همچنان که این را هم قبلا مورد بحث قرار داده ام، اگر شخص مسعود رجوی، درک درستی از مسائل بینی المللی و منافع آمریکا و موقعیت رژیم در شرایط پیش آمده و نیز میزان حمایت واقعی مردم از خودش داشت(حمایتی که به شدت سقوط کرده و نه تنها هیچ نسبتی با آنچه در آستانه سی خرداد داشت ندارد، بلکه به خاطر قلدرمنشی ها و خود محوربینی ها و شعارهای انزجار برانگیز و کارهای مسخره، نظر منفی نسبت به مجاهدین بین ایرانیان گسترده است)، باید در می یافت که دوره امید داشتن به  احتمال نقش آفرینی برای ارتش آزادیبخش او بپایان رسیده است و باید با رسیدن آمریکائیها به بغداد و سقوط رژیم صدام حسین، انحلال ارتش آزادیبخش را اعلام می کرد. این امر دو فایده بزرگ می توانست برای مجاهدین در بر داشته باشد، یکی این که مسعود رجوی نشان می داد که این فهم و درک سیاسی را دارد که می داند که با جرج بوش و ارتش آمریکا، نمی توان همان رابطه و بده بستانی را برقرار کند یا مدعی داشتن آن بشود که با صدام حسین و به خاطر شرایط جنگ عراق با ایران و با هدف و ادعای پایان دادن به «جنگی که خمینی خواهان ادامه آن بود» شروع شده بود. این اقدام اگر صورت می گرفت، این پیام را به افکار عمومی ایران می داد که مجاهدین نمی خواهند «در رکاب» آمریکا و بعنوان «بلد» و راهنمای آمریکا، وارد جنگی که آمریکا ممکن است با رژیم شروع کند، بشوند. مسعود رجوی باید این را درک می کرد که نیرویی که به صفت ارتش کلاسیک در اختیار دارد ، در برابر توانایی های قدرت نظامی عظیم و پیشرفته آمریکا، واقعا چیزی نیست که آمریکا برای حمله به رژیم روی آن حساب کند.* گیریم که این نیرو در مجموع دارای دوهزار تانک و توپ و خودروزرهی بود(که البته تقریبا همه آنها دیگر در زمان حمله آمریکا کهنه شده بودند و تکنولوژی قدیمی و بیشتر از نوع روسی داشتند)  همچنان که بمباران پایگاههای مجاهدین خود روشن ترین گواه این مساله است. این ادعای افسر مسئول خلع سلاح مجاهدین که مجاهدین بزرگترین ارتش زرهی و مکانیزه دنیا را داشتند(در  یکی از ویدئوهای «موسسان چهارم - کارزار سرنگونی» گنجانده شده) ، و مسعود رجوی هم آن را  با خرسندی خاطر مورد تاکید قرار داده است، حرف مفت و بی ربطی است، چرا که بنابر آن ادعا، یعنی ارتش مجاهدین به لحاظ زرهی و مکانیزه بودن از ارتش چین یا کره شمالی یا روسیه بزرگتر بوده است. از اینها گذاشته اگر خواست و آرزوی مسعود رجوی شرکت در جنگی علیه رژیم در کنار آمریکا بود، باز هم در صورت وقوع جنگ آمریکا با رژیم و تمایل آمریکا برای بکار گرفتن مجاهدین در آن، اعلام انحلال ارتش آزادیبخش مساله و مانعی برای آن نمی توانست باشد و حتی تسلیح دوباره مجاهدین امری بسیار ساده و به راحتی قابل عملی شدن بود. همچنین در صورت اعلام انحلال ارتش آزادیبخش، اگر جنگی بین آمریکا و رژیم در می گرفت،دادن اجازه ترک عراق و ورود به ایران به مجاهدینی که اعلام انحلال ارتش خود را کرده بودند، از سوی آمریکا، در افکار عمومی نمی توانست مذموم شمرده شود. نفع بزرگ دیگر اعلام انحلال ارتش آزادیبخش این می توانست باشد که اعلام علنی و رسانه یی انحلال ارتش آزادیبخش اولا مساله «خلع سلاح» شدن ارتش مجاهدین را منتفی می کرد و آنها سلاحهای ارتشی را که منحل شده بود و دیگر کاربردی نداشت تحویل می دادند و دیگر این که احتمالا می توانست مانع از اقدام جنایتکارانه بوش و بلر در بمباران پایگاههای مجاهدینی بشود که جنگی با آمریکا و انگلیس نداشتند و حتی مختصات جغرافیایی پایگاههای خود را به مراجع ذیربط آمریکا داده بودند و اقدام آنان به لحاظ حقوقی می توانست مثل بمباران عمدی مردم عادی و در زمینه جنایت علیه بشریت مورد بررسی قرار بگیرد، اگر چه حمله به پایگاههای مجاهدین و کشتن گروهی از آنان، چیزی جز جنایت جنگی نبود که رهبری مجاهدین تمایل به شکایت علیه از خود نشان نداد.

  ضربه دوم مساله تخلیه اشرف بود. نگارنده در تاکید بر این که ماندن در عراق سیاست غلطی است و مجاهدین کاری در عراق ندارند و ادعاهای مربوط به مبارزه با بنیاد گرایی حرف مفت و نامربوطی است و مداخله و ورود به تضادهای سیاسی داخلی عراق کار غلطی از سوی رهبری مجاهدین بوده است و این که اگر مجاهدین سیاست ترک عراق و تاکید بر آن را پیش می گرفتند، رژیم نمی توانست روی خلاف این خواست آنان یعنی ماندن مجاهدین در عراق و در اشرف پافشاری کند، بارها نوشته ام. اما رهبر مجاهدین که طی سالیان دراز گذشته در عمل بادهنکجی و پرخاشگری مستمر به منتقدان نشان داده است که جنگش با رژیم« خصوصی» است با هدف هپروتی قرار گرفتن در جایگاهی که هم در برگیرنده موقعیت خمینی به عنوان امام «امت مسلمان» که فتوا هایش جای قانون بنشیند و هم قرار گرفتن در جایگاه مالک الرقاب و شاه که حتی بحث در برابر«اراده و اوامر» ایشان، در حد بحث «حوزوی» در برابر نظرات «امام امت»، امکانپذیر نباشد. او در دنیای ذهنی خودش زندگی می کند. آن هدف و آن دنیای ذهنی «رهبر مقاومت» را ادبیاتی که او هم علیه منتقدان بکار گرفته و می برد- که در پیام دی 87 و پیام های یکسال گذشته او منعکش است- و هم در دست بر نداشتن از رفتار  امپراطور گونه و شاهانه، و پیشاپیش برای خود نقشی تاریخساز و سرنوشت ساز قائل شدن، که در ادا و اطوارهایی مثل پخش سفمونی شماره پنج بتهون به عنوان نشانه آغاز بیانات و پیامهای «داهیانه و دوران ساز و تاریخساز و سرنوشت ساز» او نمایان است و هم در کارهای نمایشی به شدت مسخره شلیک توپهای عهد بوقی با توپچی های ملبس به لباس سربازان دو قرن پیش فرانسه و استخدام موتور سیکلیت سوار های مسافرکش برای اسکورت ماشین حامل «رئیس جمهور مقاومت» و هم  در بکار گرفتن القاب و استعاره برای  بانو... و خلاصه تمایلات آشکار تافته جدا بافته بودن «نسل برتر» بودن ایشان و اطرافیان مشخص است. فردیت و «منِ» و خودخواهی مسعود رجوی  در فشردگی و سنگینی، مثل ستارگان مرده ای الکترون خود را ازدست داده و تماما از جنس پرتون می شوند و در اثر در هم فشردگی شدید وزن مخصوص(وزن یک سانتیمتر مکعب) بعضی آنها به میلیونها تُن هم می رسد است او حاظر به پذیرش اشتباه نیست..

مساله دیگری که از سرچشمه های رفتارهای خود سرانه و قلدرمنشانه  رهبری مجاهدین است، مساله یی «بینشی» یا ناشی از باوری است که او به «پیروزی محتوم» خود دارد و نیز این نگرش فرصت طلبانه است که «برنده ها را محاکمه نمی کنند». خُب وقتی کسی پیروزی را برای خود حتمی بداند و نیز دارای این نگرش باشد که «برنده ها را محاکمه نمی کنند» و وقتی برنده شد(که آن را حتمی می داند) کسی نمی تواند او را در مورد عملکردش مورد سوال قرار بدهد، طبیعی است که او هرکاری دلش خواست می کند و هر حرفی دلش خواست می زند بدون این که کمترین مسئولیت برای پاسخگویی در برابر انتقادات را بپذیر و یا اصلا به کسی اعتنایی بکند. او درهمین پیام ضمیمه «گزارش ارتش آزادیبخش» گفته است که «این نبرد تا پیروزی ادامه دارد». مهدی خدایی صفت که یکی از کسانی است که به مناسبت سالگرد آزادی آخرین دسته زندانیان سیاسی در انقلاب سال 57 در ستایش از مسعود رجوی مطلبی نوشته که در کنار مطالب دیگر به همین مناسبت در سایت مجاهدین درج شده بود، تلاش کرده که این گفته رجوی را اصلاح بکند و بگوید که مسعود رجوی مبارزه اش را با یقین داشتن به پیروزی و حتمی بودن پیروزی پیش نمی برد بلکه منظورش از پیروز چنین و چنان است که البته در ماست مالی کردن مفهوم گفته مسعود رجوی، تنها مبالغه های بیشتر و بی ربطی از مسعود رجوی به مطلب سراسر مبالغه و ستایش آمیز خود افزوده است که آخرین جمله آن که آخرین جمله نوشته اوست خود گواهی ذهنی بودن و به کلی در عالم دیگری بسر بردن مریدان مسعود رجوی است که البته خیلی از آنها به صفت شخصی آدمهای مبارز و دارای شخصیتی متین و قابل احترام بوده اند، اما عمل کردن و پیروی و تایید کردن خط و سیاستهایی که در    چارچوب تشکیلاتی که مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی آن را به ابتذال کشیدند، طبعا، چهره آنها آلوده کرده و می کند. چنان که ایشان هم مطلبی در زدن اتهام خط گرفتن روحانی و دکتر قصیم از وزارت اطلاعات قلمی فرمودند. مهدی خدایی صفت در جملات پایانی نوشته اش که با تیتر از «با مسعود از بند قصر و اوين تا بند سين»در سایت مجاهدین درج شد نوشته است «اما راستی معنای سوگند تا پيروزی چيست؟ آيا بدين معنی است که او هرکاری را به شرط پيروزی انجام می دهد؟ نه، نه، هرگز! پيروزی البته که ايده آل است اما او هرگز به شرط پيروزی نه کاری را شروع می کند و نه ادامه می دهد. او هرآنچه را که ضروری و واجب است و وقتش رسيده محقق می کند و قيمتش را هرچه هست می پردازد، جدای از اين که نتيجه چه باشد! اينها که البته مسايل همه جمع و منافع کل سازمان است. ولی او برای رستگاری حتی يک نفر، برای پاسخ به نياز حتی يک مجاهد، خود را به آب و آتش می زند و حتی تا پای به خطر انداختن جان و هستی خود قيمت می دهد. اين مرام اوست و هيچ محاسبه ديگری او را از چنين صدق و فدايی باز نخواهد داشت. اين است راز و رمز پيروزی، اين است کلان هديه 30 دی تنها اميد و روشنايی برای دنيايی که در آتش بنيادگرايی می سوزد». می بینم که اولا این چمله پردازی ها در کمتر از دو ماه مانده به پایان سال سرنگونی، مطلقا منطبق با مفهوم «کارزار سرنگونی» نیست که مسعود رجوی مدعی پیش بردن آن است. ثانیا ایشان ولخرجی زیادی در مورد مسعود رجوی با وارونه کردن جهت رنج و شهادت مجاهدین کرده است، چرا که این مجاهدین بوده اند که در اجرای فرمانهای او در «بیابیا» گفتن به دشمن، جلوی خود روهای عراقی خوابیده اند و با دست خالی، برای هیچ پوچ و فقط برای ارضای حس خودمحوربینی و خودبزرگ بینی و شاخ و شانه کشیدن و نعره رهبری زدن مسعود رجوی، جلوی گلوله گرازهای عراقی رفته اند. دیگر این که آخرین جمله فرمایش ایشان دقیقا مصداق آن مثلی است که می گوید موش تو سوراخ نمی رفت، یک جارو هم به دمش بسته بود. طرف در بین اپوزیسیون کشور خود مطرود و در افکار عمومی در انزوا قرار داد و در دستگاه نظری هم در برداشت از قرآن و اسلام و عاشور از بعضی آدمهای مذهبی که سابقا حامی خمینی  بوده اند و ادعای انقلابی گری و رهبری و از جور حرفها از آنها شنیده نشده مثل محمد مجتهد شبستری و مثل احمد قابل و حتی از آن  بابایی که هم از خبرگزاری فارس فحش می خورد و اتهام پونز چسباندن به پیشانی دختران بدحجاب دریافت می کند و هم از اپوزیسیون خارج کشور دائما بر او می تازند، عقب تر است، ادعای مبارزه با بنیاد گرایی می کند. این هم البته ادعایی برای برای خوشایند غربی هاست و الا در عمل می بینیم که در عراق چه می گذرد.

حرف آخر و نتیجه یی که می خواهم از آنچه یاد آوری شد بگیرم این است که وضع مسعود رجوی مثل آدمی است که معشوق یا موجودی که برایش فوق العاده عزیز بوده مرده است، اما او نمی خواهد مرگ او را باور کند. جنازه را نگهداشته و اجازه دفن نمی دهد. خُب چه باید کرد، در تاخیر طولانی جنازه گندیده و مسعود رجوی هرچند وقت یکبار با زنده انگاشتن و ستودن او با او حرف زدن، هم به خودش لطمه می زند و آدمی دچار اختلال روانی جلوه گر می شود و هم به آن جنازه که دیگر باید دفن شود بی حرمتی می شود.

کاملا روشن است که در چنین وضعی تنها کاری که باید کرد و اجتناب ناپذیر است و نباید به ماتم زده بودن و وضع روانی نا مناسب شخص عزیز از دست داده نگاه کرد، این است که با جنگ و دعوا هم که شد، جنازه را باید دفن کرد و او را وادار کرد که واقعیت را بپذیرد. او تنها می تواند خاطره آن را، آن هم به با حالتی معقول برای خود نگهدارد و دست به کارهای مسخره یی مثل انتشار عکس شهدا با یونیفرمهای نظامی مزیبن به مدال نزند و از فیلمهای رژه و مانورهای دوران صدام استفاده نکند.  این کاریست که باید با انتقاد از ادعاهای پوچ مسعود رجوی در مورد «یکانهای ارتش آزادی» و «لشکر های فدایی» کرد. و باید به او یاد آور شد که ارتشی در کار نیست و در مورد تمام ادعاها نادرست، باید پیوسته گزارشی واقعی از آنچه اتفاق افتاده و می گذرد نوشت. از آنجا که نداشتن شهامت اخلاقی در پذیرفتن اشتباه در مسعود رجوی، عامل مهمی در تشدید مصائب مجاهدین است، باید با انتقادات مستمر رهبری مجاهدین را واداشت که دست از سر به زیر برف فروکردن بردارد و به واقعیت آنچه در ایران و بیرون از ایران می گذرد نگاه کند. او در همین پیام ضمیمه گزارش ارتش آزادیبخش در قسمت شانزدهم، از «پیمان شکنان» نام می برد، حال آن که پیمان شکن تر و مزوّر تر از او کسی نیست. باید او را واداشت که به ادعاهای گذشته خود و ارزیابیهای غلطی که کرده بود (دوران راهگشایی برای ارتش آزادیبخش حدود 18 سال پیش، جرقه و موتور 5 سال پیش و سال سرنگونی که در آن قرار داریم) توجه بکند و دست از توّهم بردارد. خلاصه نباید گذشت که رهبر در توّهم فرو برود و در عین حال کسی هم جرأت «جیک زدن» نداشته باشد. باید با انتقاد مستمر، پایان دوران حرفهای مسخره و کارهای مسخره را به رهبری مجاهدین تحمیل کرد.

متن پیام مسعود رجوی ضمیمه بخش شانزدهم گزارش ارتش آزایبخش که با عنوان زیر منتشر شد.

کارزار سرنگونی شماره 3 ، 26 آذر به موسسان چهار م و لشکر های فدایی

*****

«از خاتمه اعتصاب غذای جهانی، از روز اول دیماه  وارد کارزار سرنگونی شماره 3 می شویم 

کارزار شماره 1 پس از خروج از لیست تروریستی شروع شد و سوگند خوردیم که این سلسله کارزارها را تا هر زمان که به درازا بکشد، ادامه بدهیم، کازار شماره 2 پس از نخستین حمله موشکی به لیبرتی در شب عید امسال، با آدماده باش سال 92 شروع شد. در حمله موشکی دوم و سوم به لیبرتی و سپس در کهکشان اشرف به اوج رسید. اکنون در پایان اعتصاب غذای تاریخی که بالاترین و در عین حال گزنده ترین قدرت نمایی سیاسی و ایدئولوژیک برای دشمن ضد بشری و مزدوران و همکیشان و هم خطان بود، و به هزاران زبان در تخطئه آن می کوشیدند، کارزار شماره 3 را از اول دی آغاز می کنیم. منطق راهنما «همان کس نخارد»[کس نخار پشت من، جز ناخن انگشت من] است. کسی از بیرون ما و یاران ما و خلق ما، قرار نبوده و نیست که برای ما آزادی یا حقوق بشر بیاوردو فرزندان ایران و عراق و سوریه باید آزادی و حقوق بشر را با رنج و خون و پرداخت بها، بنویسند و به مدعیان هم بیاموزند. این جاست که قطب بندی و تعمیق جدی صفوف انقلاب و ارتجاع از یکدیگر تکمیل می شود و این لازمه تکامل و مبارزه رهایی بخش خلقهاست.

این سلسله کارزار ها در میان آتش و خون، درمیان توطئه و محدودیت و فشار و محاصره در رویارویی جبّاران ، غدّاران و پیمان شکنان، بی امان، پیش می رود. دشمن و مزدوران قد و نیم قد آن برآنند، مرز سرخ حصار حیاتی پیکار آزادی و هویت ایرانیان آزاده ومیهن پرست را انکار کنند؛ اما تا یک مجاهد اشرفی و یاران اشرف نشان هستند، این آرزو را به گور خواهند برد و این نبردیست تا پیروزی.»

۱۳بهمن ۱۳۹۲ - ۲ فوریه ۲۰۱۴   

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*سرازیر شدن خشم سپاه و رهبر به سوی روحانی، آینده نا روشن او و سایه جنگ
*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن