نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
ایرج شكری

 

وضع وخیم مجاهدین در عراق اوضاع آشفته عراق - هنوز دستفشانی و پایکوبی و «شور و فتور» دستگاه رهبری مجاهدین، به خاطر «پیروزی بزرگ» در پی اعتصاب غذای «غرور آفرین» که در پی «صدور حکم دادگاه اسپانیا»(کدام حکم؟ چیزی جز ثبت شکایت علیه مشاور امنیتی مالکی نبود و ارتباطی هم به اعتصابی نداشت که برای باز گرداندن ربوده شدگان کشتار اشرف شروع شد)، و اعلام پایان اعتصاب غذای نوبتی صد روزه (بدون هیچ مرگ میری در بین اعتصاب کنندگان)، فروکش نکرده، بلای دیگری از آسمان «سرزمین امام حسین» به شکل کاتیوشا و خمپاره، توسط سپاهی از عاشقان آن حضرت و خادمان رژیم جهوری اسلامی به نام «جیش المختار» ، بر سر مجاهدین محبوس در کمپ لیبرتی باریدن گرفت و بنابر اخبار منتشر شده از سوی مجاهدین سه کشته و پنجاه نفر زخمی به جا گذاشت و بنا بر اخبار بعدی حال سه تن از زخمیها وخیم اعلام شد و تازه ترین خبر متاسفانه از جانباختن یکی از زخمی ها حکایت دارد. این جنایت البته مثل مورد قبلی جنایت جیش المختار، توسط آمریکا و اروپا محکوم شد و تردید نیست باز هم اگر اتفاق بیفتد محکوم خواهند کرد، بدون این که از تعارف کم بکنند و بر مبلغ بیافزایند و حرکتی متناسب با این تهدیدها از سوی وزارت خارجه و ارگانهای اجرایی این کشورها برای انتقال هرچه زود تر مجاهدین صورت بگیرد.

یکی دو روزی قبل  از این رویداد در یک بمبگذاری نزدیک کلیسایی در بغداد 35 نفر کشته شدند و روزی بعد از این رویداد، در یورش نیروهای مالکی به خانه یک نماینده سنی مجلس از ائتلاف العراقیه برای دستگیری او، برادر و خواهر او کشته شد و 50 نفر هم زخمی شدند. در حال حاضر درگیری های شدیدی در استان الانبار و در فلوجه بین نیروهای دولتی و معترضان مالکی و نیز با نیروهای القاعده به اسم داعش که خوهان برقراری «دولت اسلامی شام و عراق» است در جریان است و به گزارش صدای آمریکا در روز شنبه 4 ژانویه ارتش عراق از جت های جنگنده در حمله به شبه نظامیان القاعده استفاده کرده است و 5 ژانویه در خبرها آمده بود که فلوجه از کنترل نیروهای عراق خارج شده و شبه نظامیان القاعده کنترل شهر را به دست گرفته اند . و در چنین اوضاعی که سگ صاحبش را نمی شناسد، آمریکا و اروپا جز همین مالکی و حفظ «ثبات» نیمبند عراق، آلترناتیو دیگری برای عراق ندارند.  آمریکا درمانده در اوضاع افغانستان و عراق، با تمام اختلافاتی که با رژیم دارد، حمایت رژیم از دولت مالکی را کمک بزرگ  و شایانی در جهت استقرار دولتی در آن کشور می داند که نبود آن، خلاء و هرج و مرجی خواهد بود که دیگر در آن هیچ کاری نمی تواند بکند و ورطه مرگباری دهان خواهد گشود که دوباره می تواند هزینه های صدها میلیارد دلاری را برای رسیدن به همین شرایط کنونی را ببلعد و قربانیان و ویرانیهای زیادی هم به جا بگذارد. 

دست و جیب خالی و میز قماری که رجوی در آن پذیرفته نمی شود

رهبر مجاهدین وزن ناچیز چون پرکاه خود را در معادله روابط و منافع آمریکا با رژیم و با عراق در حالی کوهی از سرب تصور می کند که هیچ گونه نشانه یی از اثر و حضور  و تاثیر گذاری در حرکت مردم در داخل کشور توسط او و مهرتابانش دیده نمی شود و این را هم اعتراضات مردم علیه تقلب انتخاباتی در سال 88 به خوبی در برابر جهانیان قرار داد و هم نبودن نشانه واکنشی اعتراضی نسبت به آنچه در عراق بر مجاهدین مستقر در اشرف و در لیبرتی گذشت و می گذرد. البته سایت مجاهدین اطلاعیه های متعدی  به اسم «دانشجویان» دانشگاههای مختلف در محکوم کردن کشتار اشرف منتشر کرد ولی خُب... این هم از جنس همان پیروزیهای بزرگ بود. مردم در شهرهای مختلف در اعتراض به عملکرد رژیم، گاه در مورد مسائلی مثل تغییر پیش شماره تلفن شهرشان از سه شماره به چهاره شماره که پیش شماره روستاها ست یا تغییر مسیر راه در دست احداثی که از کنار شهرشان می گذشته است یا ابطال نتیجه انتخابات،دست به اعتراض و شورش و درگیری با نیروی انتظامی زده اند و گاه این اعتراضات  حتی با آتش زدن خانه امام جمعه شهر همراه بوده است، مثل اعتراضات مردم فرویدن کنار در اسفند82 به ابطال نتایج انتخابات مجلس(مجلس هفتم) در آن شهر توسط شورای نگبهان.

رهبری مجاهدین سالها با ارزیابیها و تحلیلهای خود محوربینانه و پیش گرفتن رفتار و سیاستهای غلط و رفتار مستبدانه  و برگزیدن شعار انزجار برانگیزی مثل ایران رجوی - رجوی ایران یا شعار سبک و مسخره مریم مهرتابان –  می بریمش به تهران، یا برگزاری مراسم تحویل سال نو با پخش تلاوت قرآن و تبدیل مراسم سال تحویل به مجلس ترحیم و شب هفت (کاری که آخوندها نکرده اند)  و نیز بی تفاوتی و عدم انعکاس تلاشهای گروههای مختلف  مختلف مردم  برای دریافت حقوق خود از رژیم(اعتراضات کارگران برای دستمزد کم و بیش مورد توجه بوده)  چهره یی بشدت متکّبر و خودشیفته با رویای مالک الرقاب ایران شدن از خود نشان داده و با نابردباری و پرخاشگری و هتاکی در برابر انتقاد و نسبت به منتقدان که چهره ارائه شده از تشکیلات ایشان و توسط دستگاه تبلیغاتی ایشان است - آخرین نمونه به شدت نفرت انگیز آن اخیرا به شکل یک «کارهنری» توسط «هنرمندان ارتش آزادی» و «سیمای آزادی» او ارائه شد که در آن به دوعضو مستعفی و ایرج مصداقی و یغمایی به شدت اهانت شده -، خود را از چشم مردم انداخته و منزوی کرده اند.

خود محور بینی و دخیل بستن به کاخ سفید و «بور شدن»به جای برآورده شدن نیاز

 وضع نگران کننده و رقت انگیز امروز مجاهدین ناشی از عملکرد آدم خودبزرگ بین و و خودشیفته ای است که نخواست و نتوانست به ارزیابی واقعگرایانه از شرایط بنشیند و ناشی از رجزخوانیها و خود بزرگ بینی هایی است که بسته شدن اشرف و اخراج مجاهدین از عراق را «خوابهای پنیه دانه ای» رژیم می دانست» و نیز پذیرفته شدن به عنوان «پادو» در اجرای سیاست های آمریکا در منطقه ( به ویژه در دوران ریاست جمهوری بوش و تیم جنگ طلب همراهش) را به عنوان تنها شانس دستیابی به قدرت از طریق وارد شدن به کشمکش آمریکا با رژیم می دید و به نحو بلاهتباری به جنگی بین آمریکا و رژیم امید بسته بود(که اگر هم در می گرفت به هیچ وجه نمی توانست سقوط رژیم و جایگزین شدن مجاهدین به عنوان قدرت بلامنازع در ایران را نتیجه بدهد) اما با آگاهی از دافعه چنین گرایشی در افکار عمومی از صراحت در بیان آن اجتناب می کرد. در عوض ادعای مسخره دیگری می کرد و آن این که مدعی بود حضورش در عراق برای جلوگیری از رشد بنیاد گرایی در عراق و بلعیده شدن آن توسط رژیم است.

یادمان هست که سرکار «سیدة النساء العالمین» زمان و مهر تابان آزادی،چطور بر ماندن مجاهدین در عراق به خاطر مبارزه با بنیادگرایی تاکید می کرد. مسعود رجوی که خود در عمل می دید هیچگونه ارتباطی با جامعه ایران ندارد و پیامهایش بی جواب می ماند ( این را به خوبی در تظاهرات و اعتراضات 6 روزه دانشجویان در سال تیر ماه سال 78، بعد از این که هر روز طی تظاهرات با لباس نظامی در تلویزیون مجاهدین ظاهر شد و به آنها خط و دستور العمل می داد که :«مسلح شوید، مسلح شوید، مسلح شوید» و با بی اعتنایی جوانان و دانشجویان به فراخوان او برای پیوستن به «ارتش آزادیبخش)، دریافته بود)، بعد از سقوط صدام حسین، دخیل بستن به کاخ سفید و پادویی برای آمریکا را تنها شانس تحقق رویای خود می دید و نتیجه را اکنون می بینم: بی مصرفی مجاهدین برای کاخ سفید و سپردن حفاظت مجاهدینی که در زمان اشغال عراق بنابر کنوانسیون ژنو(وظایف نیروی اشغالگر در مورد ساکنان مناطق اشغال شده)، حفاظتشان را برعهده گرفته بود، به عراق و چندی بعد هم انتقال آنها به لیبرتی که شرطی شده بود برای در آمدن سازمان مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا. 

اینها نشانه وزن و اعتبار تمام «دارایی و توانایی» ایشان برای دستگاه اجرایی آمریکا است. حالا با شرایطی که پیش آمده، هر چند وقت یکبار فریاد خطر در راه بودن فاجعه انسانی می کشند، اما در همین حال از آنجا که شعور رهبری مجاهدین زیرتکبّر و خودبزرگ بینی تغلیظ شده مختل شده است، باز هم دم از «وحشت رژیم از سرنگون شدن توسط مجاهدین و ارتش آزادیبخش» می زند و از آن مضحک تر و رقت انگیز تر این که مسعود رجوی شکار و اعدام مجاهدین در اشرف و تکه پاره شدن آنان با خمپاره و کاتیوشا در لیبرتی را- بدون این که از اینطرف کمترین امکان واکنش و مقابله یی وجود داشته باشد-«کارزار سرنگونی» می نامد.

مسعود رجوی به خاطر واقعیت گریزی و نداشتن شهامت اخلاقی برای پذیرش اشتباهات خود، راه خطا و غلط دیگری هم پیش گرفت که آن هم ناشی از خودبزرگ بینی بود و وارد مسائلی شد که اولا او به عنوان مسئول یک گروه از مخالفان رژیم جمهوری اسلامی(کشور همسایه عراق) ، که در شرایط بعد از سقوط صدام که تنها موقعیت قانونی که می توانست در آن کشور داشته باشد، «پناهجو» شناخته شدن بود، نباید وارد آن می شد و نه مردم ایران علاقه ای به آن دارند: وارد شدن در تضادها و اختلافات سیاسی در عراق و جانب اپوزیسیون دولت مالکی را گرفتن که چهره های شاخص آن از تعقیب و سرکوب مالکی در امان نیستند، چنانکه الهاشمی معاون رئیس جمهوری کشور به اتهام دست داشتن در اقدامات ترویستی و «مدیریت گروههای ترور» غیابا به اعدام محکوم شده و فراری است. یادمان هست که مسعود رجوی چه ارزیابی مبالغه آمیزی از آن اکثریت پارلمانی که ائتلاف العراقیه تنها با یک کرسی اضافی بدست آورده بود و نقش ائتلاف العراقیه می کرد. یادمان هست که می گفت«مالکی جزغاله شد».

روشن است شعار دادن و  دست به تبلیغات زدن  برای به زیر کشیده شدن دولت مستقر(مالکی) از قدرت، توسط یک گروه «پناهنجو»ی خارجی که حضورش در عراق خود یادگاری از دوران صدام حسین است، برای حکومت فعلی که صدام حسین را به دار کشید، نمی توانست جز به فشار بیشتر و خراب شدن بیشتر وضع به زیان مجاهدین نتیجه یی داشته باشد. به اینها باید اقدامات مسخره یی مثل راه انداختن رژه در اشرف و جشن سالگر انتخاب مریم به عنوان رئیس جمهوری ایران را گرفتن را هم اضافه کرد که این دو رفتار برای دولت عراق و رژیم تحریک کننده و برانگیزاننده خشم و کینه ورزی هرچه بیشتر آنان به مجاهدین مستقر در اشرف و جزم کردن عزم آنان برای برچیدن اشرف و اخراج مجاهدین از عراق بود. 

 

نعره کارزار سرنگونی، نعره یی برای ارعاب و خفه کردن گلادیاتورهای ناراضی

  مسعود رجوی رهبر مجاهدین در برابر انتقادات زیادی که به سیاست فاجعه بار ماندن در اشرف و عراق صورت گرفته است، مدعی بود و هنوز هم هست که آنچه «آنچه در اشرف و لیبرتی می گذرد عین نبرد سرنگونی است»! البته او این اظهارات را هم چنان که در نوشته های قبلی اشاره کرده ام، با توهین به منتقدان همراه کرده است. مثل پیام 12فرودین 92  و قبل از آن، هتاکی به منتقدان ماندن در عراق در آن پیام پیروزی پوچ سال 87 که ممکن شدن غیر ممکن و در اختیار گرفتن اشرف را اعلام می کرد* .

مسعود رجوی در پی دیدار مصلحی وزیر اطلاعات وقت رژیم در12 فروردین سال جاری از عراق و تاکیدش بر اخراج مجاهدین از عراق، در پیامی که از تلویزیون مجاهدین پخش شد، باز هم ضمن رجز خوانیهای پوچ و تکرار ادعای بی ربط و بی معنی «آنچه در لیبرتی و اشرف می گذرد عین نبرد سرنگونی است»، منتقدان  سیاست مصیبت بار ماندن در عراق را مورد هتاکی قرار داد  و آنها را «اذناب» رژیم دانست. او در آن پیام که توسط گوینده یی خوانده می شد و به صورت «کلیپی» تهیه شده بود گفت هم چنان که قبلا هم گفته بود:« ثابت شد اخراج مجاهدین از عراق و بستن اشرف خواست و دیکته و دخالت و جنایت همین رژیم و اذناب آن است». او اشاره هایی هم به گذشته و به «عملیات مروارید» کرد و از آن بی اثری اقدامات خامنه ای بر مجاهدین را نتیجه گرفت و با اشاره به اظهارات مصلحی در عراق در مورد لزوم تعیین تکلیف مجاهدین، تاکید که:«آنچه در اشرف و لیبرتی جریان دارد،به رغم لودگیها و لجن پراکنی های رژیم و سگهای زنجیری اش تحت هر نام و عنوان، عین نبرد سرنگونی است. تصدیق ناگزیز بحران سرنگونی در رژیم ولایت، اذعان به درماندگی و وحشت در برابر ارتش آزادی و قیام و مقاومت و کابوس بی پایان در برابر تنها جایگزین مردمی و دموکراتیک است ».

در این کلیپ که با عنوان «مسعود رجوی - پاسخ به خلیفه در هم شکسته ارتجاع و سر دژخیم اعزامی به بغداد »* که کامل آن نزدیک یک ساعت است، به اظهارات و تاییدات کسانی چون سناتور توریسلی و نیوت گینگریچ رئیس سابق کنگره آمریکا و رودی جولیان شهردار سابق نیویورک، در مورد «تنها آلترناتیو دموکراتیک» رژیم بودن مجاهدین، استناد می کند و این بخش با صدای خودش پخش می شود. اخیراً نیز بعد از حمله به لیبرتی او پیامی به «موسسان چهارم ارتش آزادی» فرستاده و باز فرمایشاتی از همان نوع، این که «وحشت رژیم زهر خورده در مرحله سرنگونی از تکثیر اشرف و درماندگی آن در برابر جایگزین دموکراتیک پیاپی به اثبات می رسد و جای انکار باقی نمی گذارد» بیان کرده و حرفهایی هم از گفتگوهای خصوصی رژیم با مالکی در سفر اخیرش به تهران (ایشان در بالاترین ارگانهای سیاسی رژیم آدم دارد!) نقل کرده است.

بنا بر ادعای رجوی مقامات رژیم به مالکی و فالح فياض گفته اند که:« محاهدین در لیبرتی هم همان هستند که در اشرف بودند و  لیبرتی اشرف دیگری است که فقط نقطه اش عوض شده» بعد خودش با استناد به همین جملات می افزاید:« این یکی را درست می گویند تا وقتی در دنیا حتی یک مجاهد بازگشت ناپذیر باقی است، کارزار سرنگونی ادامه دارد و به همین خاطر اگر دشمن گمان می کند که با حملات تروریستی و بحرانهای زنجیره ای جدید می تواند از کهکشان و آتشفشان اشرف خلاصی پیدا کند، کور خوانده است »*. و این جملات به خوبی نشان دهنده آن است که ایشان در دنیا و «کهشکان» خودش سیر می کند و نیز ترجیح می دهد که مجاهدین را تا آخرین نفر در همین شرایط به اسم «کارزار سرنگونی» به کشتن بدهد، اما مطلقا حاضر نیست به بررسی عملکرد خود و پذیرش اشتباهات خود بپردازد.

برای مسعود رجوی «کاربرد» و کارایی مهمی که مجاهدین مظلوم می توانند داشته باشند، کشته شدن در درگیری های پوچ برای رجز خوانی های اوست. این را از ماجرای آغاز درگیری با نیروهای عراق با بسته شدن دروازه اصلی اشرف توسط نیروهای عراقی که در عمل واکنش دولت مالکی بود به تبلیغات دستگاه رهبری مجاهدین که گویی در اشرف «آب از آب» تکان نخورده و همه چیز مثل سابق در اختیار مجاهدین است که با انتشار گزارش سفر دکتر هزارخانی به آنجا صورت گرفت آغاز شد، تا ماجرای خونین و دلخراش دو درگیری در اشرف در مرداد 88 و 90 می توان دید. برای مسعود رجوی داوری افکار عمومی در مورد گفتار و تصمیماتش اصلا اهمیتی ندارد. فراموش نکرده ایم که مساله دفن کشته شدگان درگیری 19 فروردین 90 را که عراق اجازه نداد در گورستان اشرف دفن کنند و در این سوی دنیا کسانی چون من و حتما در ایران و در بین خانواده های مجاهدین خیلی ها نگران این بودند که جنازه قربانیان آن فاجعه در گرمای بغداد چه وضعی پیدا کرده است، رهبری مجاهدین سه ماه بعد از دفن آنها، فیلمهای مراسم دفن آنها را انتشار داد و در این مورد هیچ توضیحی هم داده نشد که چرا انتشار خبر و تصاویر ویدئویی دفن قربانیان مظلوم آن ماجرا با سه ماه تاخیر صورت گرفت . من این مساله را در یادداشتی با عنوان « شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند»* مورد انتقاد قرار دادم.

آنچه رجوی در پیام اخیر خود «مجاهدین بازگشت ناپذیر» نامیده ، همان مریدانی هستند که بدون تشکیلات و بدون وصل بودن به مراد هیچ اند و خود را پرت شده به خلاء وحشتناکی می بینند و به همین دلیل «وصل» به «سازمان بودن» و مردن در بدترین شرایط اما وصل به تشکیلات بودن را بهتر از پرت شدن به خلائی می دانند که از آن وحشت دارند. التبه مجاهدین بازگشت ناپذیر معنی دیگری هم دارد، یعنی هرکس نخواست قربانی سیاست های پوچ   رجزخوانی های بی پشتوانه رهبر شود، پیشاپیش، برچسب بریده بودن را خورده است. آدم خود محور بین واقعیت گریزی که همیشه مسئولیت شکستهای ناشی از ارزیابیهای غلط و سیاستها و تصیمهای غلط خود را به دوش پایینی های تحت فرمانش که از فداکاری و ایثار و شهادت کوتاهی نکرده انداخته است، آدمی که «اشرف» را «دژ استراتژیک مقاومت» می نامید و به تاکید تکرار کرده بود که:« اگر اشرف بايستد، جهان به ايستادگي در برابر ديكتاتوري دين فروش برمي خيزد»(ازجمله پیام 10دی 87)، بعد از این که واقعیت گریزی و پافشاری نابخردانه و پرهزینه خونین اش برای خنثی کردن توافق امنیتی آمریکا با عراق و خارج کردن حفاظت اشرف از اختیار عراق و ماندن در اشرف با دو درگیری مرداد 88 و فروردین 90 نتیجه نداد و بعد از که این ناچار شد در برابر تصمیم آمریکا، که خارج کردن اسم سازمان مجاهدین از لیست تروریستی را مشروط به ترک اشرف و رفتن لیبرتی کرده بود تسلیم شود و بعد از این که تلاشش برای واقعیت گریزی و نشان دادن ادامه حضور در اشرف، با نگهداشتن صد نفر«لشکر فدایی اشرف»، باضربه سنگین و خونین و کشتار مظلومانه 52 مجاهد، و انتقال باقی مانده نفرات «لشکر فدایی اشرف» به لیبرتی،به برچیده شدن نهایی اشرف انجامید، حالا باید برای جلوگیری از «ریزش ایمان مریدان» و بی اعتمادی و حتی انزجار آنان نسبت به خودش، از این داستان سازی ها و داستانسرایی ها در مورد گفتگوهای رژیم با مقامات عراقی بکند که: «لیبرتی هم ا شرف است نقطه اش عوض شده»! عجبا که در تحلیل های جناب ایشان و در تصویر سازی های تبلیغاتی، هم اشرف دژ استراتژیک است، هم ترک آن و رفتن به لیبرتی را با ساختن یک حرف «وی» بزرگ انگلیسی و نیز نشان دادن آن با دو انگشت موقع ترک آخرین دسته به سوی لیبرتی(موقع انتقال همه اشرف نشینان) آن را نشانه پیروز می نمایاندند.

اما  مهدی ابریشمچی هم در یک برنامه تلویزیونی در دو سال پیش و بعد از کشتار فروردین 90 و در آستانه برگزاری گردهمایی ویلپنت که برای جلب شرکت کننده در آن سخن می گفت، از بین المللی شدن مساله اشرف و اهمیت آن  سخن می گفت و تاکید داشت که طرف مقابل مجاهدین جابجایی اشرف را «کور خوانده » و در آن موفق نخواهد شد*. لیبرتی را هم «زندان» می نامند و هم «اشرف دیگر که نقطه اش عوض شده». اگر لیبرتی برای رهبر اشرف دیگر باشد، طبیعی است که ترک آن و انتقال به کشور ثالثی باید به اندازه ترک اشرف برایش ناگوار باشد که هست. چون با ماندن در عراق و در لیبرتی است که ایشان می تواند دائم ادعای در مرکز«کارزار سرنگونی» و در میدان بلا  حظور داشتن مجاهدین و «در ساحل امن» بودن دیگران را بکند و از این طریق باور کاذب و انگیزه کاذب و شخصیت قهرمانی کاذب به مریدان و «ربات» های خود بدمد.  سرهم کردن این فرمایشات، هم برای ارعاب و خفه کردن صدای ناراضیان است و اینکه هر تصمیمی که رهبری گرفته درست بوده و هر بهای خونینی که پرداخت شده برای «سرنگونی رژیم» بوده است و هم تلاشی است از سوی مسعود رجوی برای روحیه دادن به مجاهدین مظلومی که می بینند که تمام فداکاریها و جانفشانهایشان، به خاطر ارزیابیهای پوچ و سیاست های غلطی که همه به تصمیم و اراده مسعود رجوی بوده است به باد رفته است و خود در تله مرگباری گیر افتاده اند.

مسعود رجوی در آغاز پیام اخیر خود جملاتی بیان کرده است مبنی این می داند که ساکنان لیبترتی «همچون آهن و پولاد»  در انتظار شلیک شدن موشکهای بیشتر هستند. این حرف آدم را یاد آن حرف خمینی می اندازد که در جریان موشک زدن عراقی ها به شهرهای بی دفاع، که خانه های مردم را بر سرشان ویران می کرد و پیر و جوان و زن و کوک را به خاک و خون می کشید، گفت «ملت ما به این موشکها می خندد».

مسعود رجوی قدرت انحصاری می خواهد نه دموکراسی

خُب روشن است که مگالومن خودشیفته و متوّهمِ واقعیت گریزی مثل مسعود رجوی، با خشم افسار گسیخته برای «بند از بند جدا کردن» منتقدان که در آن پیام تبریک پیروزی « غیرممکن ممکن شد» در 10دی 87 او در برابر همگان روشن است، و از طرفی آلترناتیو بودن خودش را از اظهارات این یا آن مقام سابق یا نمانیده مجلس آمریکا نتیجه می گیرد، در درشتگویی و هتاکی هایش به منتقدان سیاستهای فاجعه آفرین خود، آنها را «سگهای زنجیری رژیم» می نامد، و در هپروتی که سیر می کند، باور دارد که رژیم از ارتش آزادیبخش موهوم او وحشت دارد، آدمی که در سالهای گذشته نشان داده که چقدر شیفته و دلبسته «نقش ایوان» است و چقدر شیفته مظاهر و جلوه های قدرت است و این عشق کور کننده حتی مانع درک مسخرگی بعضی از کارها مثل استخدام سیاهی لشکر سینمایی و کرایه توپهای قرن  17 و 18 و شلیک آنها به افتخار عبور موکب مبارک «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» در مسیر رفتن به محل تجمعی در استادیومی ورزشی در یک کشور خارجی،می شود، آدمی که ماموریت «ارتش آزادیبخش» را بردن همین رئیس جمهور به تهران «با چنگ و دندان هم که شده» قرار داده بود و یقین به عملی کردن آن داشت، نمی تواند به ائتلاف سیاسی و «پارلمان در تبعید» و  به شور و مشورت و «شورا» و به کار جبهه ای و ائتلافی اعتقاد و رغبتی داشته باشد.

من دیگر بر این باورم که او اصلا اعتقادی به مساله استقرار دموکراسی در ایران نداشته و ندارد است. من در ماجرای پیشنهاد تشکیل جبهه همبستگی برای «استقرار دموکراسی و آزادی در ایران » که  در مقاله یی برای نبرد خلق در مرداد 81 داده بودم (در آن نشریه درج نشد) و واکنشها و عملکرد خود او در مورد نحوه مطرح شدن و تصویب قبض روح شده آن به اسم «جبهه همبستگي ملي براي سرنگوني استبداد مذهبي » تصویب شد(البته خودم هم به آن رای دادم چون تکان کوچکی بود به کسی که تاکید دارد کوهها هم از جا بجنبد او از جای خود نخواهد جنبید) ، و بعد عملکرد کل دستگاه در برابر نامه انتقادی درونی من به مسعود رجوی که جا گذاشتن در جای پای شاه و خمینی بود، به این یقین قطعی رسیدم. آن مقاله و ماجرای آن پیشنهاد در مطلبی که من با عنوان « بیانیه تفصیلی "شورای ملی مقاومت" و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من» آمده است.

در ضمن باید به خاطر داشت که او برای پنهان کردن ضعف و ناتوانی خودش از آن چیزی که ادعای آن را دارد، یعنی رهبری بودن که توانایی و هنر و فهم به حرکت در آوردن مردم است، و نیز به خاطر ارضای خودخواهی عظیمی که دارد، نگرش«زیارت عاشورا»یی به امر انقلاب را برگزیده و خود را در جای امام حسین و رسالتش گرفتن انتقام خون به ناحق ریخته شده و انتقام گرفته نشده ثارالله، و رژیم و کارگزارانش را یزیدایان و مردم ایران را مثل اهل کوفه می بیند و حتی کارمندان کشور را هم کارگزار و همراه رژیم می داند و روشنفکران و هنرمندان و سینماگران را به هم به طورکلی در خدمت رژیم و«پاسداران فرهنگی» رژیم برچسب زده بود و در بغداد نشسته و برای اهل قلم «مشروع و نا مشروع» تعیین می کرد. اگر در موردی مثل بعد از صدور آن اطلاعیه «ما نویسنده ایم»، پیامی در محکومیت سانسور و فشار به نویسندگان صادر فرموده اند، مزوّرانه و برای حفظ ظاهر بوده است نه از روی باور به ارزش کار نویسندگان کشور و احترام به آنان چون اگر سکوت می گرد برایش خیلی بود. مثل مورد مرگ شاملو که بزرگذاشت او مزوّرانه و برای حفظ ظاهر و مردم  فریبی بود و اینان شاملو را بدتر از صد تا پاسدار می دانستند کما این که مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور منتخب اینان، پیامی در مورد شاملو نفرستاد.

ثانیا همان گونه که اشاره شد، ایشان خواهان انحصار قدرت در هیات مالک الرقابی با ترکیب شاه و امام است. دیگران باید بر میل مبارک ایشان گردن بگذارند و اوامر ایشان را اطاعت کنند. اگر او اعتقادی به مردم داشت و حمایت مردم (آلترنایتو بودن در افکار عمومی ایرانیان) را عامل و منشاء اعتبار خود می دانست و نه نظر بعضی نمایندگان گنگره و مقامات سابق آمریکائی را، باید به انتقادات توجه می کرد و مثلا در مورد شعار انزجار برانگیز و هیتلری ایران رجوی – رجوی ایران یا در مورد پحش تلاوت قرآن در مراسم تحویل سال نو این همه سال به انتقادات دهن کجی نمی کرد . نگارنده این سطور بعد از سالها برخورد عاطفی و بعد «انشاء الله گربه است» گفتن و بعد، قلدرمنشی و رفتار مستبدانه و جا در جای پای شاه و خمینی گذاشتن در برابر انتقاد از سوی اینان دیدن، به این ارزیابی در مورد «رهبر مقاومت» رسیدم که توضیح دادم.

اگرچه در بین گروههای چپ بودند که در تحلیل و انتقاد از انقلاب ایدئولوژیک، این مساله را که مسعود رجوی خواهان قرار گرفتن «برفراز توده هاست» و از «اقتدار مردم» متنفر است مورد توجه قرار داده بودند و همینطور زنده یاد کمال رفعت صفایی در شعر در ماه کسی نیست*، یاد آور شده است که او از «اقتدار مشترک» منزجر است و دنبال «اقتدار مجرد» است. اکنون به یقین می توان گفت که از او و دستیارانش انتظار رفتار واقعبیانه داشتن و اشتباهات خود را پذیرفتن و پاسخگویی درست به جای اتهام زنی به منتقدان، خود توّهمی بیش نیست هم چنان که موضعگیرها و واکنشهاهاشان نسبت به آن دو عضو مستعفی، آینیه تمام نمای استبداد وحشتناکشان است. نوچه مریدانش ضمن اهانت و فحاشی به آن دو و ایرج مصداقی و یغمایی، در مواردی اهانت هایی هم به من کرده اند که یکی دو مطلب در پاسخ به موارد یادشده را نیمه کار رها کرده ام که شاید آنها را در فرصتی بپایان برسانم.

اکنون زمان آزمون گذر از رجزخوانی به اقدام رسیده است

 مسعود رجوی نیاز به مراجعه به روانشناس و روانپزشک دارد تا از خوابگردی و هپروت و به ویژه از این خودبزرگ بینی و خودشفیتگی بیمارگونه بیرون بیاید و چشم به واقعیت بکشاید. اکنون اشرف بعد از کشتار 52 نفر از آن صد نفر «لشکر فدایی اشرف»- که در واقع نقشی مثل سرایدار و «ماشین بپا» به آنان سپرده شده بود تا حضور مجاهدین در اشرف به این بهانه تدوام یابد و «فرمانده کل ارتش آزادیبخش هرگاه به مجاهدین پیامی می فرستد و بحثی را مطرح می کند، آن را برای مجاهدین مستقر «در لیبرتی و اشرف» بفرستد و به این وسیله تداوم در دست داشتن آنچه را «حضرت سر» بنا بر میل و اراده مبارکشان «دژ استراتژیک مقاومت» می نامید را یادآور شود و نیز امید پوچ بازگشت دوباره به اشرف را زنده نگه دارد، دیگر برچیده شده است. گیریم که «حضرت سر» همچنان که در پیام خود بعد از کشتار اشرف ادعا کرد، هزار اشرف دیگر هم در گوشه و کنار دنیا بپا بکند، نه آن هزار اشرف و نه این اجتماعات «صد هزار نفری»  و «انترناسیونال» آفریقایی و اروپای شرقی و هرجای دنیایی که مهرتابان در اینسوی دنیا تشکیل می دهد، نقش و تاثیری در پیشبرد سرنگونی رژیم نخواهد داشت، همچنان که تاکنون اینگونه بوده است، چون «رهبر مقاومت» نزد ایرانیان جایی را که ادعا می کند ندارد، چرا که اهداف «رهبر مقاومت» خصوصی و شعارهاشان مسخره و منزجز کننده است و به همین خاطر بارها در اعتراضات و تظاهرات بزرگ مثل شورش و تظاهرات دانشجویان در سال 78 و اعتراضات به تقلب انتخاباتی در سال 88 به روشنی  ثابت شده که در جامعه ایران منزوی هستند. به همین دلیل آن «هزار اشرف» تنها می تواند هزار بار بیشتر از آنچه در اشرف هزینه شد، از دست دادن و فرسودن و هدر دادن نیرو منابع مالی را به همراه داشته باشد. حالا اصلا فرض کنیم همانطور که فرموده اند، این کشتارهای یک طرفه تدوام یابنده «عین نبرد سرنگونی» است.

به راستی اگر وضع همینطور ادامه پیدا کند و هرچند وقت یکبار عده یی از مجاهدین کشته و مجروح شوند، بدون این که کمترین امکان مقابله داشته باشند و بدون این که نشانه ای از تاثیر آن در رویدادها در داخل دیده شود، این روند به تضعیف و سرنگونی چه چیزی، جز «منبر» رهبر صوتی، و بی خاصیتی بیش بیش و «غروب»مهرتابان و سیدة النساء و «گوهر یکدانه گریه شام و سحر» حضرتش، می تواند منجر شود؟

جناب فرمانده کل «ارتش آزادی» که قبلا به یگانهای ارتش خود در داخل کشور برپا داده است، و بعدا در فروردین سال جاری در پیام به «ولی فقیه طلسم شکسته و سردژخیم ارتجاع» این رجز خوانی را کرد که:« اقدامات رژیم علیه مجاهدین، دست مجاهدین را برای دفاع جانانه از خود و جنگ مسلحانه آزادیبخش در داخل میهن اشغال شده باز تر می کند »* اکنون در شرایطی قرار گرفته که باید از «رجز خواندن» به سوی «عمل کردن» گام بردارد. دیگر اقدامی وحشیانه تر و محکوم کردنی تر از کشتار اشرف؟ اروپا و آمریکا و مراجع بین المللی با قاطعیت آن را محکوم کردند. حال دیگر زمان «عملیات آزادیبخش مسلحانه» در داخل است. دیگر «رهبر مقاومت و فرمانده کل ارتش آزادیبخش»برای این که نشان بدهد که در حالت خواب و بیداری نیست و از بالای ابرهای خیال و از دنیای مجازی خود ساخته، فرمایشاتش صادر نمی شود و در واقعیت هم بر نیرو و حمایتهای «خلق قهرمان» تکیه دارد، باید  تعارف یا محظور یا هرچه را که روشن نیست که چه بوده که «دست» ایشان را برای شروع «جنگ مسلحانه آزادیبخش» در داخل «می بسته»، کنار بگذارد و به یگانهایی که در حالت «برپا» و آماده باش و گوش به فرمان برای آغاز جنگ آزادیبخش برای سرنگونی هستند، فرمان «آغاز عملیات و در آوردن دمار از روزگار رژیم» را صادر بکند.

والا اگر باز هم چند ماهی و سالی بگذرد و خبری از جنگ آزادیبخش مسلحانه نباشد و تنها فیلمهای مانور و رژه با تسلیحات در دوران صدام حسین و رژه با یونیفرم های رنگارنگ در دوران حفاظت اشرف توسط آمریکائیها و تصاویری از «گذشته پرشکوه»! همراه پیام و سخنرانی «رهبر مقاومت» و کارگزارنش با وعده و ادعای سرنگون کردن قریب الوقوع رژیم از تلویزیونشان پخش بشود، در افکار عمومی، مثل بعضی نظامیان از ایران گریخته «ارتش شاهنشاهی» که هنوز هم به خاطره ارتش شاهنشاهی آویزانند و رویای بازگشت آن دوران را دارند، سالمندان رقت انگیزی ارزیابی خواهند شد که نمی خواهند واقعیت را و این که دوره و تاریخ مصرفشان گذشته است را باور کنند و دائما با ورق زدن و تماشای تصویر روزگار گذشته مطلوب ، خود را تخدیر می کنند و نشئه می شوند و در هپروت خود به پرواز در می آیند و هرچند وقت یک بار پرت و پلاهایی می گویند. اما پیام اخیر مسعود رجوی به طور ضمنی نشان دهنده آن است که او در یافته است که فقط همین گلادیاتورهایی را که در لیبرتی محصور هستند در اختیار دارد و رویایی مالک الرقاب شدنش قابل تعبیر شدن نیست، اما در عین حال در همین پیام هم نشان داده است که حاظر به پذیرفتن اشتباه نیست و عزم جزم دارد تا به کشتن دادن آخرین نفر از گلادیاتورها و مریدانی که در اختیار دارد، نعره «کارزار سرنگونی» سر بدهد. این دیگر با ساکنان کمپ لیبرتی است که چه سرنوشتی برای خود رقم بزنند.

ساکنان کمپ لیبرتی باید تحلیلها و ادعاها و اقدامات گذشته رهبران را مرور و ارزیابی کنند

ساکنان کمپ لیبرتی لازم  است که وضع کنونی خود را با زمانی که اشرف تحت حفاظت آمریکائیها بود و مسعود رجوی آن لباسهای افسری را به تن آنها کرد و مدال به سینه شان زد و شمشیر افسری به دستشان داد و آن رژه های «پرشکوه»، شکوه پوشالی، را راه انداختند، مقایسه بکنند و آنچه را که در آن زمان به آنها گفته شده بود(تردید نیست برای پوشاندن آن لباس ها و برگزاری آن رژه ها حتما «نشست» برایشان گذاشته بوده اند و احتمالا چشم انداز پیروزی نزدیک البته در «رکاب آمریکا» و قبضه تام و تمام قدرت توسط مجاهدین را برای آنها ترسیم کرده بوده اند)  مرور کنند تا خود مسخرگی عظیم آن کارها و آن «شکوه» پوچ و صاحبان آن تخیّلات بلاهت بار را که آن مسخرگی ها زاییده فکر و ابتکار آنها بود را بهتر بشناسند و نیز بیاندیشند که  که اصلا آن کارها و آن حرفها و چه ربطی به مبارزه مردم با رژیم داشت و آیا مردم در انتظار ارتشی بودند که بعد نزدیک به بیست سال بی عملی، برایشان رژه و مراسم تشریفاتی برای سالگردهای تشکیلاتی به راه بیاندازد، یا این که آن کارها نوعی ارضای حسرت و شهوت مسعود رجوی و دستیاران نزدیکش مثل مهدی ابریشمچی و مریم رجوی، برای قبضه مطلق قدرت بود و آنها(نفرات بدنه) با تصاویری که در این رژه ها می ساختند وسیله یی بودند برای آن «خود ارضایی» : مالک ایران و ارباب و ولی مردم ایران شدن و قبضه انحصاری قدرت.

مجاهدین محبوس در لیبرتی، لازم است تمام ارزیابیهای مسعود رجوی در پیام های صوتی از زمان ظهور صوتی او را بیاد بیاورند و ببینند که چند درصد از ارزیابیهای او به واقعیت نزدیک بوده و چه مقدار از پیش بینی های او درست از آب در آمده و چه مقدار پوشال و توّهم آمیخته با خود محوربینی و شیره مالیدن به سر خودش و آنها بوده است. بیاد بیاورند ارزیابی او را در مورد«جرقه و موتور» در پیام مربوط به تحلیل اوضاع بین المللی وداخلی در پیام8 آذر 87*، بیاد بیاورند همه مواردی را که او به عنوان پیروزی ارزیابی کرده است و مقایسه کنند با مسائلی که با آن رو به رو شده اند و با واقعیتی که با آن دست به گیربانند و از رهبران و رده بالائیها بپرسند که حاصل جانفشانیهای آنان در فاجعه های مرداد88 و فرودین 90 که در اجرای فرمان رهبری و با «بیابیا» گفتن به دشمن صورت گرفت، در کدام پیروزی و دستاوردی که ضربه به دشمنان و ایجاد پیوند و حمایت گسترده بین مردم و آنان و برانگیختن مردم برای سرنگونی قهرآمیز رژیم بوده، متجلی شده و می توان دید. قیام آفرین نامیدن اشرفیان یک دروغ بزرگ است.

اشرفیان خود به خوبی می دانند که رهبرانشان از اعتراضات میلیونی مردم به کودتای انتخاباتی 88 شوکه شدند و مطلقا انتظار آن را نداشتند. از رهبران بپرسند که در اعتراض به تقلب انتخاباتی سال 88 که چنان خیزشی پیدایش شد همه مردم دنیا دیدند که مردم بدون ارتش آزادیبخش رجوی «طلسم اختناق» را شکستند و به شکل میلیونی به خیابانها آمدند و «شعار رای من کو» و یا «حسین میرحسین» سردادند و چند ماه بعد هم در روز عاشور به خیابانها ریختند و شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «این لشکر حسین است یاور میرحسین است» دادند، چطور شد برخلاف ارزیابیهای رهبر مجاهدین آن وضع پیش آمد؟ از مهدی ابریشمچی بپرسند، چرا سازمان مجاهدین با آن همه مصیبتی که دیده و آن همه جانفشانی در عراق در برابر توطئه ها و فشارهای رژیم خمینی و مالکی، چرا این همه منزوی است. از او بپرسند که چرا کسانی مثل روحانی و دکتر قصیم، که سخنرانان و مدافعان پرشور مجاهدین و شورا در اکثر تحصن ها و تظاهرات (به جز کنفرانسها و اجتماعاتی که رهبری مجاهدین برای مهمانان و سخنرانان خارجی برگزار می کردند) بوده اند، بعد از سی سال همکاری تصمیم به استعفا می گیرند.

به مهدی ابریشمچی یاد آور شوند که اگر این دو آن طور که سازمان مجاهدین (با پرونده سازی بیشرمانه و البته با همکاری ننگین آدمی مثل مهدی سامع)، ادعا می کنند از رژیم خط گرفته اند، اگر رژیم را به مجاهدین ترجیح داده اند(در حالی که عمل ایندو نشان می دهد علیه رژیم هستند) چگونه می شود امیدی به حمایت مردم در داخل کشور از مجاهدین و «ارتش آزادی» مجاهدین داشت؟ این ها مسائلی است که مجاهدین محبوس در لیبرتی لازم است به آنها فکر کنند و نباید از فکر کردن و سوال کردن و جواب درست خواستن بهراسند. اگر سوال کردند و جواب مسئولان قانع کننده نبود(که نخواهد بود) اگر به جای پذیرفتن این از هدف منحرف شده و که ارزیبایهای غلطی کرده اند و تصمیمات غلطی گرفته اند که بهای آن را مجاهدین با رنج و شهادت پرداخته اند، اگر  به ارعاب و توهین و برچسب زدن یا در «دیگ» فرو کردن  متوّسل شدند، نباید در تودهنی زدن به آنان و ترکشان تردید و درنگ بکنند.

*منابع و توضیحات:

 

: هتاکی مسعود رجوی به منتقدان در پیام غیرممکن ممکن شد

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2013/06/httpwww.html

: متن کامل شعر در ماه کسی نیست زنده یاد کمال رفعت صفایی

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2013/03/blog-post_12.html

: پیام به مؤسسان چهارم بعد از حمله 5 دی 92 به لیبرتی

http://www.youtube.com/watch?v=iypborVYzAQ

: نقد بیانیه تحلیلی مسعود رجوی و نشانی متن کامل آن در پژواک ایران

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2013/04/8-87-87-normal-0-21-false-false-false.html

شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2011/09/normal-0-21-false-false-false-fr-x-none_08.html

چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف(همراه با بخشهای از ادعاها و توجیهات مهدی ابریشمچی در مورد درستی بودن در عراق و دستاوردهای مجاهدین و این دشمنان «جابجایی اشرف را کور خوانده اند» است):

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2011/06/normal-0-false-false-false-en-us-x-none_27.html

یکشنبه ۱۵ دی - ۵ ژانویه ۲۰۱۴

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

 

منبع:پژواک ایران


ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*‎ ‎روحانی و سپاه و جناح هار، و ناتوانی او در حل یک مساله ساده بی خرج  [2017 Aug] 
*متوقف و له کردن یک خودرو انفجاری داعش با تانک توسط ارتش مصر در شمال سینا [2017 Jul] 
*سرازیر شدن خشم سپاه و رهبر به سوی روحانی، آینده نا روشن او و سایه جنگ  [2017 Jun] 
*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏  [2017 Jun] 
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی [2017 May] 
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی [2017 May] 
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها  [2017 May] 
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰ [2017 Apr] 
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی  [2017 Mar] 
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا [2017 Mar] 
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟ [2017 Mar] 
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن  [2017 Mar] 
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او [2017 Feb] 
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد [2017 Jan] 
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد  [2017 Jan] 
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد [2016 Dec] 
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ  [2016 Dec] 
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم [2016 Dec] 
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏ [2016 Nov] 
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی [2016 Oct] 
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم [2016 Oct] 
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی [2016 Aug] 
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏ [2016 Aug] 
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است [2016 Aug] 
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی  [2016 Aug] 
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد [2016 Jul] 
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن  [2016 Jul] 
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم [2016 Jun] 
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم [2016 Jun] 
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان [2016 Jun] 
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن [2016 May] 
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی [2016 Apr] 
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین  [2016 Apr] 
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها  [2016 Mar] 
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران [2016 Mar] 
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است [2016 Feb] 
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی [2016 Feb] 
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان [2016 Feb] 
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری [2016 Jan] 
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن [2016 Jan] 
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه  [2016 Jan] 
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان [2016 Jan] 
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء [2016 Jan] 
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر [2016 Jan] 
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه [2015 Dec] 
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی [2015 Dec] 
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب  [2015 Nov] 
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها [2015 Oct] 
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان [2015 Oct] 
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی [2015 Oct] 
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او [2015 Oct] 
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها [2015 Sep] 
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه [2015 Sep] 
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟ [2015 Sep] 
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی [2015 Sep] 
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92 [2015 Sep] 
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر  [2015 Aug] 
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند [2015 Aug] 
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی [2015 Aug] 
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام [2015 Aug] 
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی  [2015 Aug] 
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.  [2015 Jul] 
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود [2015 Jul] 
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی [2015 Jul] 
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است. [2015 Jul] 
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد [2015 Jul] 
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی [2015 Jun] 
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است  [2015 Jun] 
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی [2015 May] 
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد [2015 Apr] 
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟ [2015 Apr] 
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام  [2015 Apr] 
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد [2015 Mar] 
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن [2015 Mar] 
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.  [2015 Mar] 
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب [2015 Mar] 
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد [2015 Mar] 
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی [2015 Feb] 
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری [2015 Jan] 
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد [2015 Jan] 
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی [2014 Dec] 
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود [2014 Nov] 
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت [2014 Nov] 
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان [2014 Sep] 
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن [2014 Sep] 
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه [2014 Aug] 
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی [2014 Aug] 
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ [2014 Aug] 
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست  [2014 Aug] 
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم [2014 Jul] 
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه [2014 Jul] 
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین [2014 Jul] 
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان [2014 Jul] 
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط  [2014 Jun] 
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور [2014 Jun] 
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران [2014 Jun] 
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد  [2014 Jun] 
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده [2014 May] 
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه  [2014 May] 
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار [2014 Apr] 
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران [2014 Apr] 
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی [2014 Mar] 
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی [2014 Feb] 
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن [2014 Feb] 
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت [2014 Jan] 
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی [2014 Jan] 
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است [2014 Jan] 
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی [2014 Jan] 
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان [2014 Jan] 
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر [2014 Jan] 
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی [2014 Jan] 
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت» [2013 Dec] 
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه [2013 Nov] 
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی [2013 Nov] 
*نکته یی برای یاد آوری –2 [2013 Oct] 
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد [2013 Oct] 
*نکته یی برای یاد آوری [2013 Oct] 
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف  [2013 Oct] 
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟ [2013 Sep] 
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت [2013 Sep] 
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود  [2013 Sep] 
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی [2013 Aug] 
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی [2013 Aug] 
*تاریخسازی مسخره [2013 Aug] 
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟ [2013 Jul] 
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند [2013 Jul] 
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا [2013 Jul] 
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان [2013 Jul] 
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند [2013 Jul] 
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع  [2013 Jul] 
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من [2013 Jul] 
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد [2013 Jul] 
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست [2013 Jul] 
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من [2013 Jul] 
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی [2013 Jun] 
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی [2013 Jun] 
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها [2013 Jun] 
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا [2013 Jun] 
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها [2013 Jun] 
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید [2013 Jun] 
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا [2013 Jun] 
*از کجا به اینجا رسیدیم [2013 Jun] 
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین [2013 Jun] 
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است [2013 May] 
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب [2013 May] 
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی» [2013 May] 
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه [2013 May] 
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری  [2013 Apr] 
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر [2013 Apr] 
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری [2013 Mar] 
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری [2013 Mar] 
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین [2013 Feb] 
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام [2013 Feb] 
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران [2013 Feb] 
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی [2012 Dec] 
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر [2012 Dec] 
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها [2012 Nov] 
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون» [2012 Nov] 
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده [2012 Nov] 
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی [2012 Oct] 
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار [2012 Oct] 
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند [2012 Sep] 
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم [2012 Sep] 
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن [2012 Aug] 
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت  [2012 Jul] 
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد [2012 Jun] 
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران [2012 Jun] 
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی [2012 Apr] 
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم  [2012 Mar] 
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم  [2012 Mar] 
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد [2012 Jan] 
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان  [2012 Jan] 
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر [2011 Dec] 
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله  [2011 Dec] 
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز  [2011 Dec] 
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی [2011 Nov] 
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی  [2011 Nov] 
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟» [2011 Nov] 
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم [2011 Oct] 
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین [2011 Oct] 
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات [2011 Sep] 
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه [2011 Sep] 
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه [2011 Sep] 
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند [2011 Sep] 
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده  [2011 Aug] 
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور  [2011 Aug] 
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی [2011 Aug] 
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف  [2011 Jul] 
*در ضرورت توضیح واضحات [2011 Jul] 
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف [2011 Jun] 
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین  [2011 Jun] 
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی [2011 Jun] 
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی [2011 May] 
*اعتراض من به قلدرمنشی بود [2011 May] 
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین [2011 May] 
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟  [2011 Apr] 
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود [2011 Apr] 
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد [2011 Apr] 
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم [2011 Mar] 
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است [2011 Mar] 
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم  [2011 Mar] 
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی [2011 Mar] 
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه  [2011 Mar] 
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها [2011 Feb] 
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها [2011 Feb] 
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد [2011 Feb] 
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند [2011 Feb] 
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها [2011 Feb] 
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد  [2011 Jan] 
*شروری در صف اوپوزیسیون [2011 Jan] 
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد [2011 Jan] 
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها [2011 Jan] 
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم  [2011 Jan] 
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات  [2010 Dec] 
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود [2010 Dec] 
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی [2010 Dec] 
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی [2010 Dec] 
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد  [2010 Dec] 
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی [2010 Dec] 
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد [2010 Dec] 
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است [2010 Dec] 
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار [2010 Dec] 
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود [2010 Nov] 
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی [2010 Nov] 
*آخوند مسخره از اخوان مسخره [2010 Nov] 
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی [2010 Nov] 
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت [2010 Oct] 
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز [2010 Oct] 
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان [2010 Oct] 
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ [2010 Oct] 
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران [2010 Sep] 
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر [2010 Sep] 
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و... [2010 Sep] 
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود [2010 Aug] 
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر [2010 Aug] 
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی [2010 Aug] 
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا [2010 Aug] 
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر  [2010 Aug] 
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است [2010 Aug] 
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها [2010 Aug] 
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش [2010 Jul] 
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا [2010 Jul] 
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم [2010 Jun] 
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام  [2010 Jun] 
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر [2010 May] 
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ... [2010 May] 
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه ! [2010 May] 
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند [2010 May] 
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی  [2010 May] 
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید [2010 Apr] 
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی [2010 Apr] 
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی [2010 Apr] 
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری [2010 Mar] 
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته [2010 Mar] 
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او [2010 Mar] 
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم [2010 Jan] 
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت» [2010 Jan] 
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری [2009 Dec] 
*این سخن را درنیابد گوش خر  [2009 Dec] 
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی [2009 Nov] 
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف [2009 Nov] 
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان [2009 Nov] 
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ» [2009 Nov] 
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت [2009 Nov] 
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی» [2009 Nov] 
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی [2009 Nov] 
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم [2009 Nov] 
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا [2009 Nov] 
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود  [2009 Nov] 
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها [2009 Oct] 
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال [2009 Oct] 
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن  [2009 Oct] 
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت [2009 Oct] 
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر  [2009 Oct] 
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم [2009 Oct] 
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی [2009 Oct] 
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش [2009 Oct] 
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی [2009 Sep] 
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم [2009 Sep] 
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»  [2009 Sep] 
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران  [2009 Sep] 
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد [2009 Aug] 
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان [2009 Jul] 
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند [2009 Jul] 
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»  [2009 Jul] 
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و... [2009 Jul] 
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور [2009 Jul] 
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی  [2009 Jul] 
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز [2009 Jul] 
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند  [2009 Jun] 
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست [2009 Jun] 
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها [2009 Jun] 
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس [2009 Jun] 
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم  [2009 Jun] 
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی: [2009 Jun] 
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد  [2009 Jun] 
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز  [2009 Jun] 
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست  [2009 May] 
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»* [2009 May] 
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی  [2009 Apr] 
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین  [2009 Apr] 
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3) [2009 Mar] 
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)  [2009 Mar] 
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*  [2009 Mar] 
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)  [2009 Mar] 
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری  [2009 Mar] 
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها  [2009 Feb] 
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان  [2009 Feb] 
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود  [2009 Feb] 
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد  [2009 Feb] 
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا [2009 Jan] 
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی [2009 Jan] 
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری [2009 Jan] 
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان [2009 Jan] 
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت [2008 Dec] 
*خوابگردی در فراموشخانه زمان [2008 Dec] 
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند  [2008 Dec] 
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی  [2008 Nov] 
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد [2008 Oct] 
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها  [2008 Oct] 
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک [2008 Aug] 
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت [2008 Jul] 
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران  [2008 Jun] 
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی [2008 May] 
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰ [2008 May] 
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم [2008 May] 
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم [2008 Apr] 
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن [2008 Apr]