کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
ایرج شكری

 

این مطلب را چهار سال پیش من چند روز بعد از رویارویی مجاهدین با نیروهای عراقی در 6 مرداد در اشرف نوشتم. این مطلب قبلا در پژواک ایران درج نشده است. آن اتفاق و نیز فاجعه  دلخراش 19 فروردین 90 که مسعود رجوی برای هرکدام یک اسمی از نوع «تاریخساز» بودن در دفتر خودش ساخته و روی آنها گذاشته است، می توانست پیش نیاید اگر که مسعود رجوی این همه خودمحوربین و خود خواه و از مرحله پرت نبود و وارد تضاد های منافع آمریکا و رژیم  از یک سو و اپوزیسیون عراق با مالکی و رژیم در عراق نمی شد و با ارزیابی هپروتی از وزن و تاثیر گذاری خود و گروه تحت فرمانش در این تضادها، رجزخوانی های بی ربط نمی کرد و اگر مبارزه برای آزادی مردم و میهن از استبداد و ارتجاع را به یک جنگ خصوصی برای کسب رهبری «غصب» شده تبدیل نمی کرد و... به هرحال همه بیاید داریم که چگونه مسعود و مریم، بعد از آن فاجعه دلخراش، ندای «انا فتحنا لک فتحا مبینا» سردادند.

می دانیم که صدها نفر از بین آنها که اکنون در لیبرتی هستند، هنوز از رنج زخمهای در گیری با عراقیها و  عوارض اعتصاب غذای طولانی رویداد های مرداد 88 و نیز زخمهای فاجعه فروردین 90 رهایی نیافته اند. فراموش نکرده ایم که رهبری خودخواه و جبّار مجاهدین، بعد از چهل روز معطل کردن جنازه های37 تن شهدای 19 فرودین را در گرمای بالای50 درجه سانتیگراد اطراف بغداد، به خاطر تهیه تابوت های مجلل و و دوختن لباس مخصوص تشییع جنازه برای افراد«ارتش آزادیبخش» که ابتکار منحصر بفرد فرماندهی چون ایشان است و دفن جنازه و تهیه فیلم و ویدئو مفصل و از آن، اما خبر دفن آن جانباختگان را که اسم و رسمشان اعلام شده بود و همه می دانستند چه کسانی هستند و نیز فیلمهای درگیری و صحنه ها دلخرش آن را هم خیلیها دیده بودند، با تاخیر سه ماه به اطلاع افکار عمومی رساندند و هیچ وقت هم هیچ توضیحی این مورد بی اعتنایی به رنج و درد بستگان و دوستان آن جانباختگان، نداند و نگفتند که چرا به رغم آن همه نگرانی که از متلاشی شدن آن جنازها در گرامای شدید حومه بغداد و اشرف وجود داشت و همه نگران سلامت و بهداشت اشرفیان هم بودند، چرا تا سه ماه بعد از دفن آن جنازه ها، فیلم و تصویر آن را نگه داشته بودند و با تاخیر سه ماه خبر دفن آنها داده شد.

اکنون چهار سال بعد، سوال از مریم رجوی «مهرتابان آزادی» و نیز امام در غیبت جسمی و حضور صوتی، جناب مسعود رجوی، این است که آن «انا فتحنا لک فتحنا مبینا» که می گفتید، کجا و در کدام دستاورد متبلور می شود؟ در این وضع اشرفیان منتقل شده به لیبرتی بعد از آن کشتارها؟ اگر حرف مفت و نامربوط نبود و با ارزیابی واقعگریانه و با «ارتباطات» و «حمایت»ی که در داخل کشور دارید، اظهار نظر می کردید و شعار می دادید، بما بگویید که آن «قیام آفرینان»، از بعد از آن دو فاجعه درد ناک خونین یا به قول خودتان «حماسه»، چند بار سبب قیام آفرینی شده اند و آن قیام ها کدام بوده است؟ ما که حتی یک اعتراض چشمگیر خیابانی که شما راه انداخته باشید ندیده و نشنیده ایم. چرا به خاطر عرض اندام و رجزخوانی بیجا و بی خاصیت، رهبری مجاهدین چنان بهای سنگینی به دوش مجاهدین گذاشت؟ چرا مسئولیت و اشتباهات و تقصیر خود را نمی پذیرید و تا کی می خواهید با به ادعاهای نامربوط دل خوش کنید و خود را در افکار عمومی ایرانیان و افکارعمومی خارج روز به روز از مرحله پرت تر و بی مصرف تر در مسائل و مربوط به ایران  نشان دهید؟

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2009/08/6.html

 

شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۲ - ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۳

****************

ایرج شکری

 

اطلاعیه یی با مقدمه حذف شده و پنهانکاری

در اقدامی که خطر وقوع آن به ویژه بعد از محاصره اشرف توسط نیروهای مسلح پلیس و ارتش عراق حس می شد، و تنها زمان آن نا معلوم بود، دولت عراق برای به دست گرفتن کنترل اشرف، مجاهدین مستقر در اردوگاه را روز 6 مرداد مورد یورش وحشیانه و بیرحمانه قرارد داد و هنوز معلوم نیست که این ماجرای غم انگیز چکونه خاتمه خواهد یافت و در پایان چه به سر مجاهدین بی دفاع خواهد آمد که در این ماجراهرچه می کشند از خود محوربینی و واقعیت گریزی رهبر به خاطر پافشاری در ماندن در عراق و در اختیار داشتن شهر اشرف،می کشند. خواستی که بنا بر هیچ معاهده و قانونی قابل تحمیل کردن به دولت عراق نیست و به علاوه اکنون 7 سال بعد از سقوط رژیم صدام و با توجه ویژگیهای خیزش مردم در ایران، به وضوح روشن است که آن همه اصرار برای ماندن در عراق، هیچ خاصیتی در پدید آمدن اوضاع کنونی در ایران نداشته است. این مسائل بعدا مورد بحث قرار خواهد گرفت، اما اول بپردازیم به آن دو اطلاعیهً بعد از حمله نیروهای عراقی به اشرف، یکی از سوی خانم مریم رجوی و دیگری به فاصله یک روز بعد از آن از سوی جناب مسعود رجوی.

در پی این یورش، ابتدا سایت سازمان مجاهدین بعد از ظهر روز 6 مرداد اطلاعیه یی از شورای ملی مقاومت با سربرگ و آرم شورا منتشر کرد که در آن آمده بود، خانم رجوی «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» که به دعوت... در رم بسرمی برد،«روز گذشته بیانیه مهمی در مورد بازگشت ساکنان اشرف، تحت شرایط مشخصی به ایران، صادر کرد»(تاکید ازمن). در این اطلاعیه یاد آوری شده بود که «مفاد این بیانیه ده روز پیش در اختیار مقامات آمریکایی و عراق قرار داده شده است»(1)

 به اطلاعیه دبیرخانه تاریخ 5 مرداد زده شده بود (بنابرین روز صدور پیام مریم رجوی می شود4 مرداد). ساعتی که روی انتشار بیانبه در سایت مجاهدین خورده بود، ساعت 12 و 28 دقیقه و 56 ثانیه روز 6 مرداد یعنی روز آغاز درگیری بود(که البته باید وقت محلی کشور استقرار سایت مجاهدین باشد)*. در اینجا قبل از ورد به بحث در متن بیانیه دو سه سوال مطرح می شود. اولا در عصر اینترنت که طبعا خانم رجوی در هرکجا تشریف داشته باشند، اکیپ همراه ایشان حتما به آن دسترسی دارند و اگر اشتباه نکنم(!) رم هم یکی از شهرهای دنیاست که اینترنت در آن قابل دسترسی است، به ویژه در محل اقامت«رئیس جمهور برگزیده مقاومت»،این سوال مطرح می شود که چرا بیانیه «بسیار مهم» خانم رجوی که در رم تشریف داشتند، با یک روز تاخیر، طی اطلاعیه دبیرخانه شورا، به اطلاع افکار عمومی می رسد؟ حتی اگر فرض کنیم هیچکس از دبیرخانه شورا همراه ایشان نبوده است باز هم فرستادن آن بیانیه به دبیر خانه در زمان صدورش کاملا امکان پذیر بوده و فاصله انداختن یک روزه برای انتشار یک پیام بسیار مهم، قابل فهم نیست. دیگر این که چرا همین اطلاعیه که با تاخیر یک روزه صادر شده نیز، درهمان روز روی اینترنت قرار نگرفته است و در فردای آن و آن هم نه اول وقت بلکه ساعت نزدیک 12 و نیم ظهر روی اینترنت قرار گرفته است؟ چه توضیحی برای این تأخیر است؟ باز معلوم نیست که مساله اصلی چه بوده و سیاستمداران بسیار زرنگ ما!

چه بازی می خواستند با افکار عمومی بکنند. نتیجه یی که من می توان بگیرم آن است که با این تاریخ زدن(عقب کشیدن) و آن جملات، می خواستند به افکار عمومی بقبولانند که این تصمیم مربوط به قبل از حمله است. چون شرایطی که در بیانیه آمده چیزی نبود که نه آمریکائیها و نه عراقیها به آن اهمیتی بدهند یا واکنشی نشان بدهند. این را هم لازم به یاد آوری می دانم که من اطلاعیه شورا مربوط به بیانیه خانم رجوی و خبر حمله نیروهای عراقی به اشرف را ابتدا در سایت مجاهدین دیدم،. بعد رفتم به سایت همبستگی ملی که آن هم در اصل متعلق به مجاهدین است -البته با «صفحه آرایی» دیگر- نه آن بیانیه و نه خبر حمله نیروهای عراقی هنوز روی سایت همبستگی نبود. دوباره بعد از یک ربع به سایت همبستگی سر زدم اطلاعیه مریم رجوی و اخبار حمله را دیدم. اما آن جملات مقدماتی مربوط به سفر به رم و این که گفته شده بود « روزگذشته» صادر شده و « ده روز پیش مفاد آن در اختیار مقامات عراقی و آمریکایی قرار گرفته است»(2) ،در آن نبود همچنان که در انتهای اطلاعیه، محل صدور که رم بود حذف شده بود.

در سر زدن دوباره به سایت مجاهدین که به فاصله کمی صورت گرفت اصل اطلاعیه در صفحه اول نبود و خلاصه یی از آن قرار داشت و واکنش مریم رجوی به حمله، که همان جملات مورد اشاره از آن نیز حذف شده بود(3). در واقعیت امر بیانیه مریم رجوی در همان روز 6 مرداد صادر شده بود و نویسندگان اطلاعیه که قرار بود اطلاعیه را بار تاریخ یک روز قبل منتشر کنند، در ذهن خود مساله را قاطی کرده و در اول اطلاعیه نوشته بودند «روز گذشته». آن اطلاعیه اولیه از لیست آرشیو اطلاعیه ها وپیامهای مریم در سایت مجاهدین حذف شده است. اما لینک آن در مرجع شماره یک در زیر همین نوشته آمده است. سوال دیگر این است که به چه دلیل پیشنهاداتی که به آمریکایی ها و به عراقیها داده شده بود، ده روز از افکار عمومی مخفی نگه داشته شد؟ مگر نمی گویند بسیار مهم بود، این «بسیار مهم» چرا باید از افکار عمومی ده روز پنهان نگه داشته شود؟

باز هم مانوری زیانبار، بازهم توّهم

اما در مورد متن بیانیه شروطی قرار داده شده که از اول معلوم است که رژیم وقعی به آن نخواهد گذاشت چون روشن است که رژیم با مجاهدین وارد قرار و مدار و شرط و شروط نمی شود، جز کشتن و تواب سازی به چیز دیگری راضی نیست. دیگر این که در بیانیه، پذیرش پیشنهاداتی را از سوی رژیم مطرح کرده اند که خواننده حیرت می کند که این بیانیه نویسان گویا اصلا از اوضاع ایران خبر ندارند که شرط تضمین آزادی بیان برای مجاهدینی که به ایران برخواهند گشت، گذاشته اند. آنها آزادی بیان برای خودیهایی که سالها خادم این رژیم بوده اند، را رعایت نمی کنند(نمونه اش باز داشت کسانی چون بهزاد نبوی و اعتراف گیرهای اخیر است)، چطور می شود کسی از اوضاع ایران خبر داشته باشد و یک چنین انتظاری داشته باشد و چطور ممکن است این اندازه دور از واقعیت بود که انتظار داشت به فرض چنین قولی از سوی رژیم به صلیب سرخ، و دولت آمریکا و ... اینها تضمین کننده آن باشند، در حالی که رژیم هر قانون و تعهدی را هر وقت خواسته زیر پا گذاشته است و شهروندان خارجی را هم در ایران هروقت خواسته به اتهام واهی دستگیر کرده و مدتی در زندان نگه داشته است.

از اینها گذاشته اگر در آمریکا و صلیب وسرخ بین المللی آن اراده بود که نگذارند به حقوق مجاهدین تجاوز شود، این کار را در عراق می کردند و نمی گذاشتند که چنین رفتار وحشیانه یی در مورد مجاهدین صورت بگیرد. این که خواسته اند در صورت عدم پذیرش شرایطشان از سوی ایران، عراق بر اساس قطعنامه پارلمان اروپا عمل کند و در پیام مسعود رجوی هم به آن تاکید شده است،  می شود به احتمال قریب به یقین گفت که هدف و خواست اصلی رهبری مجاهدین و نظرشان اجرای ماده 4 قطعنامه پارلمان اروپاست که در آن آمده است:« پارلمان اروپا از شوراي اتحاديه اروپا و كميسيون اروپا و كشورهاي عضو مي خواهد كه همراه با دولتهاي عراق و آمريكا و كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل و كميته بين المللي صليب سرخ در جهت يافتن استاتو و موقعيت قانوني درازمدت كه براي قرارگاه اشرف و ساكنان آن رضايتبخش باشد، تلاش كنند»**.

این ماده که بی تردید با تلاش مجاهدین در این قطعنامه گنجانده شده، حضور دراز مدت مجاهدین در اشرف را مد نظر قرار داده است و به خاطر همین هم رهبری مجاهدین خواهان اجرای آن است. اما اولا پارلمان اروپا مرجعی نیست که بتواند عراق را ملزم به رعایت شرط و شروطی بکند. اگر پارلمان اروپا دارای چنان موقعیتی بود که نباید این حمله صورت می گرفت. به علاوه پارلمان اروپا بیانیه را به شورای اروپا منتقل کرده بود و اگر قرار بود پشت این بیانیه اراده و اقدامی نشان داده شود، باید قاعدتا شورای اروپا قدمی بر می داشت. در ثانی مساله مهم در تعهد مربوط به منع جا به جایی اجباری(نان رفولمان) که رهبری محاهدین  با تفسیر به رأی بسیار متوّهمانه، می خواهد از آن معنی ملزم کردن عراق به واگذاری اشرف به محاهدین را بیرون بکشد، ناظر بر تعهد نیروهای اشغالگر در  عدم جا به جایی اجباری ساکنان سر زمین اشغال شده بنابر کنوانسیون ژنو است که آمریکا هم به آن متعهد است و به هرحال تازمانی که  نظام و حکومت جدید در عراق استقرار نیافته بود، آن را در مورد مجاهدین رعایت کرد اما بعد از توافق سال قبل مبنی بر سپردن مسائل امنیت ملی عراق به دولت عراق، حفاظت اشرف هم به عراق منتقل شد.

خلاصه این که دیگر آن موضوع «عدم جا به جایی اجباری» به مساله حضور یک جمعیت پناهنده خارجی در یک اردوگاه که اساسا حضورشان مربوط به شرایطی خاص بوده که دورانش سپری شده و حالا دیگر نظام مستقر در آن کشور، خواهان پایان دادن به حضور آنان است، مربوط نمی شود(در نظر بیاوریم به فرض اگر صدام حسین از مجاهدین می خواست که دیگر اشرف و عراق را ترک کنند آنها چکار می کردند؟ با عراقیها درگیر می شدند؟). خلاصه این که  پیام خانم رجوی (یا منتسب به ایشان) با این هدف بوده که بگویند ما شرایطی برای بازگشت به ایران دادیم ولی رژیم نپذیرفت پس در عراق می مانیم ( باتوهم در مورد عدم جا به جایی اجباری) که البته مثل پیام جناب رجوی به مجلس خبرگان، یک مانور پرضرر بود.

اگر چه ظاهرا این هم از اهداف صادر کننده بیانیه-البته در عالم توهمات- بوده است که این تاثیر را در افکار عمومی(به ویژه در کشورهای خارجی) بگذارند که چنان به محبوبیت و نفوذ گسترده خود و به تاثیر حضور خود در بین مردم در کله پا کردن رژیم مطمئن هستند که چنین پیشنهادی را می دهند، ولی خب واقعیت آن چه در ایران می گذرد چیز دیگری را نشان می دهد ( به آن هم اشاره خواهم کرد) که با توهمات به تصویر کشیده شده توسط رهبری مجاهدین در سرود« ای تومنادی آزادی» در مورد محبوبیت جهانی مریم در نزد «جانهای شیفته» و... خیلی فاصله دارد، از زمین تا آسمان. و اما در پیام جناب مسعود رجوی در آغاز آمده است:«خامنه اى ولي فقيه ارتجاع از طريق پسر خوانده مسلكي اش در عراق، انتقام قيام مردم ايران را از اشرف كه آن را كانون استراتژيكى نبرد براى آزادى مى‌داند، گرفت» و بعد ضمن درخواست از هموطنان برای حمایت از اعتصاب غذای مجاهدین ساکن اشرف، خواستهایی را مطرح کرده است که از جمله آنها واگذاری حفاظت اشرف به سربازان آمریکا تا تعیین تکلیف نهایی است.

اولا این خواست چیزی نیست که عملی بشود، چرا که همانطور که پیشتر هم اشاره شد، بنا بر معاهده و توافق امضا شده بین عراق و آمریکا، در واگذاری حفظ امنیت ملی به عراقیهای، حفاظت اشرف کلا به عراق سپرده شده است. تنها تعهدی که عراق به آمریکا داده است که البته مهم است، عدم باز گرداندن اجباری مجاهدین به ایران یا کشوری است که در آنجا خطراتی برای مجاهدین باشد. حمله به اشرف همزمان با حضور رابرت گیت وزیر دفاع آمریکا در عراق، حتما با هدف نشان دادن استقلال عمل دولت مالکی از آمریکا صورت گرفته است. دیگر این که در مورد «کانون استرتژیک مبارزه برای آزادی بودن اشرف» از نظر خامنه ای، شاهدی برای این ادعا نیست. البته خامنه ای از هر فرصتی برای انتقامجویی از مجاهدین استفاده خواهد کرد. در این زمینه توضیحات بیشتری خواهم داد.

حالا باز گردیم به آن چه در عمل و در واقعیت در این ماجرای جانسوز مجاهدین و مساله عراق مشاهد می شود کرد:

1-حمله نیروهای سرکوبگرعراقی به مجاهدین همزمان با حضور رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا در عراق (که گفته می شد در نگرانی از احتمال پیدا شدن تشنج بین کردها و حکومت مرکزی به آنجا سفر کرده بود)، با هدف فرستادن پیامی از سوی دولت مالکی( که به احتمال زیاد خط دادن و توصیه های برادران مشاورش در جمهوری اسلامی در آن نقش داشته)، انجام شده است. این پیام که دولت عراق مستقل از خواست آمریکا در کشورش عمل می کند و مجاهدین دیگر نمی توانند در عراق بمانند. حرفی که بارها مقامات عراقی آن را بر زبان رانده بودند و مجاهدین آن را«خوابهای پنبه دانه یی» نامیده بودند.

پیروزی چون حباب ترکید اما گریز از واقعیت پا برجاست

2- بعد از تحصن طولانی هواداران مجاهدین و خانوادهای آنان در خارج کشور در سال گذشته برای حفاظت اشرف توسط نیروهای آمریکایی که تا زمان اعلام نظر سفیر آمریکا در بغداد، این تحصن در برابر مقر سازمان ملل در نیویورک 126 روز طول کشید و در جاهای دیگر هم به همین اندازه طولانی برگزار شده بود(درواشینگتن در برابر کاخ سفید 109 روز) ، رایان کراکر سفیر آمریکا در عراق، 8 ژانویه 2009 اعلام کرد که «عراق متعهد شده است که گروه اپوزیسیون ایرانی که مستقر در عراق هستند، به اجبار اخراج نخواهند شد»، آسو شیتدپرس که این خبر را منتشر کرده بود یاد آور شد که «سفارت آمریكا در ماه دسامبر اعلام كرد كه نیروهای آمریكایی در قرارگاه اشرف باقی میمانند تا به دولت عراق در اجرای تعهداتش مبنی بر رفتار انسانی با ساكنان اشرف بعداز انتقال براساس موافقتنامه امنیتی كمك نماید».

 سفیر امریکا همچنین یاد آور شده بود که این گروه تروریست شناخته می شوند و عراق خواهان اخراج آنان است. این خبر  در سایت مجاهدین هم درج شده بود(4). در پی پیام سفیر آمریکا مسعود رجوی در پیام تبریک پر شوری به تحصن کنندگان و هواداران مقاومت(بدون هیج اشاره ای به اظهارات سفیر آمریکا یا به اصل دستاوردی که مجاهدین داشته اند) از نقش پیروزمند مریم تجلیل کرد و منتقدان سیاستهایش را (از جمله سیاست ماندن در عراق و خطراتی که ماندن در اشرف مجاهدین را تهدید می کند)، این گونه مخاطب قرار داد« سفلگان و دريوزگان بارگاه ولايت كه در برابر غداران و جباران جز تسليم نياموخته اند، زانو زدند. با زبانهاي گنديده و مسموم و با سوداهاي شوم براي اشرفيان، به مجاهدان آزادي تاختند. به جاي جلاد، "بي دنده و ترمز" قرباني را هدف قراردادند و به جاي ظالم، سنگ را به مظلوم زدند. بگذار در ساحل امن، در هاون رژيم آب بكوبند تا در هزار توي خفت و ذلت و در عقده هاي فرومايگي و حقارت، بپوسند[...] هيهات كه 6سال پيش، در محرّم حسيني، گفته بوديم كه وقتي ديو تنوره ميكشد، وقتي كه دژخيم سر از پا نميشناسد، رمز ماندگاري و اعتلا، كلمه فداست.... مجاهدين از بنيانگذارانشان تا اعضا و هوادرانشان در تمام ايران و در سراسر جهان اين درس را به خوبي آموخته اند كه تاريخ خلق و ميهن خود را چگونه بنويسند. هيچ كس بيش از ما به خطراتي كه از هر سو ما را در بر گرفته احاطه و اشراف ندارد. اما عزم جزم كرده ايم تا اگر زمانه صد بار از اين هم خطيرتر و پر فتنه تر باشد، با تأسي به پيشواي آرماني مان، درسهاي جديدي از مقاومت و ايستادگي عرضه كنيم»(5).

جناب رجوی در این پیام نتیجه گرفته بود که هوداران مجاهدین و حامیانشان «غیرممکن را ممکن ساختند». اکنون باید پرسید واقعا چنین واکنشهایی ناشی از درک و شناخت سیاسی درست است یا ناشی از توّهم و عدم تعادل در دوسو. هم در شادی و مبالغه در پیروزی و هم در خشم و اهانت به دیگران. آیا این بود معنی آن پیروزی بزرگ که در اظهارات سفیر آمریکا کشف کرده بودند؟ حمله سربازان عراقی به قرارگاه اشرف و مجاهدین ساکن آن و تماشاگر بودن سربازان آمریکایی مستقر در آنجا به توحش عراقیها؟ آیا این بود معنی آن غیرممکنی که ممکن شده بود و چنان مطئمن از آن بودند که آرمی هم برای شهر اشرف طرح کرده و همراه پیام درج کرده بودند؟(6) آیا این است نقش آن رهبری ذیصلاح که دائم از مجاهدین «فدا» و ایثار و پایداری می طلبد، و آن همه ایثار و فدا و زحمت و شهادت را باسیاست های غلط و با خود خواهی در « تنور» یک جنگ شخصی سر مساله رهبری می سوزاند و آن را با رنگ ولعاب ایدئولوژیک می پوشاند؟

 آیا جز این است که با تحلیل های غلط ناشی از خود خواهی و واقعیت گریزی، اکنون مجاهدین به مهلکه یی افتاده اند که در دنده چرخهای سیاستهای رژیم درعراق گیر کرده و کشته و مجروح می دهند و رهبر باز از آنان «فدا» و مقاومت و پایداری می طلبد؟ خمینی با پذیرفتن واقعیت و دست برداشتن از ادامه جنگ،که آن را به نوشنیدن جام زهیر تشبیه کرد رژیمش را نجات داد، ایا رهبری مجاهدین هم چنان می خواهد اگر کوهها هم جنبیدند، او از جایش نجنبد تا با اراده گرایی ناشی از خودخواهی اش مجاهدین را در اشرف یکجا به کام مرگ  برای هیج بفرستد؟

خواستهایی که حمایت حقوقی از آن ممکن نیست

3- محض رضای خدا یا شیطان به ما بگویند براساس کدام معاهده بین المللی می شود کشوری را ملزم کرد منطقه وسیعی مثل اشرف را به گروهی پناهنده واگذار کند که خودشان آنجا را بگردانند، آنهم گروه پناهنده یی که با گروههای تشکیل دهنده ساختار قدرت در کشور مذکور، تخاصم دیرینه داشته اند و اکنون نیز حاکیمیت کشور مذکور را قبول ندارند و در امور داخلی و سیاست خارجی آن کشور(روابطش با آمریکا و با رژیم ) دخالت می کنند (پیام 10 اسفند آقای رجوی موارد متعدی از این مداخلات را در برابر دارد) (7). از همه مهم تر به به افکار عمومی بگویند براساس کدام معاهده بین المللی کشوری حق دارد در خاک خود، ارتشی متشکل از اپوزیسیون کشور همسایه را که هدفش سرنگونی رژیم آن کشور همسایه است در خود بپذیرد؟ حالا بماند که در مورد مجاهدین این رهبری مجاهدین است که می خواهد این شرط را به یک دولت همسایه رژیم که از قضا رابطه دوستانه با آن دارد تحمیل کند.

رهبری مجاهدین نمی خواهد این واقعیت را بپذیرد که به هرحال چرخ بازیگر به وفق مراد آنها نگشت. رژیم صدام حسین سرنگون و خودش هم اعدام شد و ایوزیسیون رژیم بعثی - که از بد روزگار برای مجاهدین- برخی دست پرورده و برخی هم کمک گیرنده های سابق از رژیم هستند در آن کشور به قدرت رسیده اند و دیگر اوضاع به گذشته بر نمی گردد وعراق دیگر جای مناسبی برای مجاهدین نیست، چه رسد به این که به عنوان «ارتش آزدیبخش...» در آنجا حضور داشته باشند و رژه برگزار کنند. مجاهدین حتی دو روز قبل از این حمله یعنی روز 4 مرداد در سایت خود عکس و گزارش کوتاهی از برگزاری مراسمی در همبستگی با «قیام مردم ایران» درج کرده بودند که در آن باز هم گارد احترام با لباس رسمی ورنگین در مراسم شرکت کرده بود(8)، اقدامی که هیچ خاصیتی برای تاثیر در افکار عمومی نداشت. این قبیل مراسم نمایشی تنها به درد «خود ارضایی» اشتیاق سوزان رهبران، به قدرت و انحصار قدرت می خورد. اما برای مقامات عراقی که قبلا هم اخطار کرده بودند مجاهدین مستقر در اشرف نباید از یونیفورم نظامی استفاده کنند، طبعا تحریک کنند و خشم برانگیز بود.

رهبری مجاهدین یکی از اهداف و دستاوردهای «فروغ جاویدان» را این اعلام کرد که آن عملیات نشان دهنده این بود که ارتش آزادیبخش زائده جنگ نیست. خب حالا که دیدیم بود و هیچ عملیاتی بعد از آتش بس انجام نشد و عملیات مروارید هم دفاعی بود در برابر حمله رژیم و از آن زمان 20 سال می گذرد! رهبری مجاهدین از آنجا که فقط طنین صدای خود را شنیده و حاضر به شنیدن هیچ نظری غیر از خواست خودش نبوده و اوضاع را آن طور که دلش می خواسته از پشت عینک خودش دیده است، خود رایی در او رسوب کرده است و گمان می کند می تواند اراده خودش را که هیچ قانون و معاهده یی برای دفاع از آن نیست، یعنی حضور در یک کشور بیگانه به عنوان ارتش براندازی کشور همسایه آن، به دولتها و مجامع بین المللی تحمیل کند. رهبری مجاهدین، هم خواهان رعایت حقوق مجاهدین به عنوان پناهنده در عراق است هم می خواهد در آنجا به عنوان نیروی برانداز و ارتش آزادیبخش، منطقه ای را که خود شهر کوچکی است در اختیار داشته باشد و خود مختارانه در انجا عمل کند، در حالی که با این روش در واقع خودش غیرقانونی عمل می کند. چطور مجامع بین المللی می توانند از این خواست دفاع کنند؟ مجاهدین که یک گروه خارجی در عراق هستند، حتی اگر سند مالکیت اشرف را با خریدن آن از همین حاکمیت کنونی در دست داشتند، حتی اگر فعالیتشان نه سیاسی بلکه مثلا اقتصادی یا صنعتی بود، اگر دولت عراق تشخیص می داد که حضورشان «منافع ملی» یا «امنیت ملی» آن کشور را به خطر می اندازد و باید آن کشور را ترک کنند، یا اصلا به هر دلیل دیگر مایل به حضور آنها در عراق نبود، چاره یی جز ترک آن کشور نداشتند و تنها می توانستند ارزش دارائیها و زیانهای مالی را مطالبه بکنند. اگر ایستادگی می کردند طبعا دولت آن کشور می توانست به مقابله با آن گروه خارجی و دستگیری آنها بپردازد. آیا در عالم واقعیت و بنا بر اصول حقوقی شناخته شده، غیر از این می بود؟ البته خوشبختانه در شرایط کنونی مجاهدین به هرحال در عراق گروهی پناهنده هستند که آن کشور بنا به تعهدی که با آمریکا داده است، آنها را به اجبار به ایران یا کشور ثالثی نخواهد فرستاد اما دیگر حضور مجاهدین را در آن کشور نمی پذیرد و برای این مساله هیچ راه حلی جز خروج مجاهدین از عراق نیست

تئوری بافی برای توجیه ماندنِ در عراق و هزینه های دود شده

4- رهبری مجاهدین بعد از سقوط رژیم صدام، با تئوری بافی و ادعاهای عجیب، حضورشان درعراق را «مانع رشد بنیاد گرایی» در آن کشور و «مانع بلعیده شدن عراق توسط رژیم» قلمداد کرده و مدعی شده اند که «رژیم آخوندی در عراق تعیین تکلیف می شود»! در حالی که در آنچه مربوط به ممانعت از رشد بنیاد گرایی است (و من قبلا در مطالبی به آن اشاره کرده ام)، اگر حضور آنان در عراق در این زمینه می توانست تاثیری داشته باشد باید در طی اقامت طولانی در آن کشور در دوران صدام که امکانات بیشتری داشتند و تماس بیشتری هم با مردم عراق داشتند، این تاثیر گذاشته می شد نه حالا و با این همه محدویت و با آن وضع آشفته عراق که نه سنیان و نه شیعیانش از اسلام مجاهدین تاثیر نمی پذیرند. کافیست یکبار به گزارشهای مصور روز عاشورا در عراق نگاه بکنی و دسته های قمه زن را ببینی تا از یاد نبری که لااقل چند دهه در آن کشور کارفرهنگی توسط روشنفکران عراقی لازم است تا آن مردم تازه از فشار بعثیها رها شده کمی بخود بیایند و تعادلی در رفتارشان برقرار شود. اکنون پرسیدنی است که حاصل آن دو و نیم یا سه و نیم میلیون امضا از مردم عراق جمع کردن و آنهمه میهمانی به شیوخ عشیره های عراقی دادن و آن حمایتهای حقوق دانان عراقی و... به چه کار آمد و کجا قرار بود به درد شما بخورد؟ آن 50 نماینده هم که معترض اقدام دولت مالکی در حمله به مجاهدین بوده اند در حالی که نماینده مجلس هستند،کاری از دستشان در پارلمان که قاعدتا دولت در برابر آن مسئول است و باید پاسخگوی اقدامات خود باشد، بر نمی آمده و در یک اقدام غیر معمول نامه به دبیرکل سازمان ملل برای رسیدگی به این مساله نوشته اند(9)

 

در رابطه با تاثیر پذیری و ارتباط مردم ایران از «اشرفیان»

خانم رجوی در پیامش در مورد شرایط بازگشت به ایران، مدعی شده است که « همزمان با قيام مردم ايران براي آزادي، ساكنان اشرف، اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران در عراق كه با پايداري 7ساله خود الگويي براي پايداري و مقاومت مردم و جوانان ايران در برابر فاشيسم مذهبي شده اند...». خب این الگو سازی با واقعیتی که در اعتراضات مردم مشهود است و همه به طرق گوناگون از آن مطلع اند، نمی خواند. البته در استواری و پایداری مجاهدین و ساکنان اشرف در شرایط بسیار دشواری که حتی هیچ ارتباطی به مساله و هدف آنها که مبارزه با رژیم آخوندی بوده نداشته است، یعنی شرایط بسیار سخت دوجنگ آمریکا علیه رژیم صدام حسین و پیامد های آن تردیدی نیست. اما متاسفانه ارتباط مجاهدین با مردم و نسل جوان به دلیل سیاستهای غلط رهبری و سرنا را از سرگشادش دمیدن و به دلیل شعارها و تبلیغات غلط و پافشاری برآنها در مدت بیش از دو دهه، به دلیل نابردباری در برابر انتقادات و اهمیت ندادن به آثار و عوارض منفی آن در افکار عمومی، چیزی نبود که در رویدادهای اعتراضی تداوم یافته و گسترده اخیر نشانه و نمودی داشته باشد. از وقتی که مجاهدین خلق ایران، به «سربازان مریم و مسعود» تبدیل شدند، ارتباط با «خلق قهرمان» هم کم کم بریده شد و همه کارها «بنام مسعود و مریم» آغاز شد و انجام گرفت.

اعتراضات اخیر مردم اولا شعارهای خودش و کانالهای ارتباطی و سازمانیابی خودش و خلاصه رنگ خودش را دارد. اگر چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن آنچه می گذرد داشته باشیم، می بینم که همین تظاهرات مربوط به چهلم ندا وشهدای 30 خرداد در روز 8 مرداد، علاوه بر تهران، با اعلام قبلی در چند شهر و در مکانهای از قبل تعیین شده انجام شد. دیگر این که در تهران بعد از تظاهرات بهشت زهرا باز هم چنانکه از قبل پیش بینی شده بود، در نقاطی از تهران تظاهراتی برگزار شد که در مواردی هم با پرتاب گاز اشک آور توسط پلیس به سوی مردم همراه بود. آن وقت در چنین شهر شلوغی هیچ گزارشی از این که لااقل یک گروه «بزن و در رو» چند نفره، یک اقدام اعتراضی به خاطر رفتار ضد انسانی دولت عراق، در برابر سفارت عراق انجام داده باشد، مثلا تخم مرغی یا بطری حاوی رنگ به طرف آن پرتاپ کرده باشد، یا شعاری روی دیوار آن نوشته باشد یا شعاری در نزدیکی سفارت به نمایش گذاشته باشد، دیده و شنیده نشد.

تعجبی هم ندارد. بالاخره مبارزه با «رشد  بنیاد گرایی» در عراق به نیابت خود خواسته از طرف غرب، و هم و غم را صرف این کردن که «عراق توسط رژیم بلعیده نشود»، اینها مساله مردم نبود که از طریق آن بشود با مردم ارتباط برقرار کرد. از این رهبران باید پرسید حاصل این هفت سال(بعد از سقوط رژیم صدام) ماندن در عراق برای مردم ایران و در مبارزات مردم ایران چه بود؟ این که مردم مچ بند و سر بند سبز ببندند؟ در این مورد که جناب مسعود رجوی در پیام 7 مرداد خود گفته است که «خامنهاى ولىفقيه ارتجاع از طريق پسر خوانده مسلكىاش در عراق، انتقام قيام مردم ايران را از اشرف كه آن را كانون استراتژيكى نبرد براى آزادى مى‌داند، گرفت»، این ادعا که خامنه ای اشرف را کانون استراتژیکی نبرد برای آزادی می داند، ادعای درستی نیست اگر چه در انتقام جویی و کینه توزی آخوندها علیه مجاهدین هیچ تردیدی نیست. آنها می خواهند انتقام آیت الله های منفجر شده در عملیات انتحاری دهه 60 و ضربه هایی مثل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری را که به مجاهدین نسبت می دهند، بگیرند. اکنون کانون تهدید استراتژیکی مبارزه مردم علیه نظام ولایت فقیه در داخل کشور است و یک کانون هم نیست بلکه جزیره های متعددی است که گویی در اینجا و آنجا ظاهر می شود. چند روز پیش (3 مرداد) پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در سخنانی گفت « مهمترین تهدید علیه انقلاب اسلامی را از داخل می‌دانیم» (10)

دو پیشنهاد برای اقدام فوری از سوی رهبری مجاهدین برای دور کردن خطر از مجاهدین

نکته یی که هم در پیام خانم و هم در پیام آقای رجوی توجه را جلب می کند این است که در این دو پیام از ساکنان اشرف و مجاهدین اسم برده شده است و اصلا عنوان رزمندگان ارتش آزادیبخش بکار نرفته است. این خود یک گام به پیش در واقع گرایی است، اما گامی بسیار کوچک با توجه با فاصله عظمیی که رهبران از واقعیت حاضر دارند. من در آبان سال 82 ( 6 سال و چند ماه پیش) ،در نامه یی 52 صفحه یی به جناب رجوی در انتقاد از عملکرد  ایشان به عنوان مسئول شورا، تاکید کرده بودم که «ارتش آزادیبخش مقوله یی متعلق به گذشته است» و پیشنهاداتی برای پیش برد مبارزه در شرایطی که بعد از اشغال عراق توسط آمریکا به وجود آمده بود ، داده بودم که متاسفانه به جای توجه به آن برخورد خصمانه یی با من صورت گرفت که وارد آن نمی شوم. اما با توجه به نکاتی که از شرایط کنونی ایران ذکر شد، که بی تردید آن «تنها آلترناتیو دموکراتیک» را( که خود معمارش هم هیچوقت آن را جدی نگرفت) به طور کلی به حاشیه رانده است و با توجه به شرایطی که مجاهدین در عراق در آن قرار دارند، پیشنهاداتی برای کاهش خطراتی که مجاهدین مستقر در اشرف را در شرایط کنونی تهدید می کند و برای کاهش التهاب و تشنج جوّ موجود بین دست اندرکاران حکومت عراق و مجاهدین دارم که امیدوارم مورد توجه و اقدام از سوی آقای رجوی قرار بگیرد:

۱- مساله یی که خیلی فوریت دارد و ضروری است که آقای رجوی بلادرنگ به آن اقدام کند، فرستادن پیامی  به مجاهدین ساکن اشرف و دستور به آنان برای پایان دادن به اعتصاب غذاست. من سال 68 نزدیک 50 روز که از خرداد تا پایان تیرماه طول کشید آنجا بودم(برای بازدید و آشنا شدن) و می دانم که در آن گرمای بالای 50 درجه در سایه، چقدر مقاومت جسمانی آدم پایین می آید. با توجه به صدماتی که گفته شد عراقیها به تاسیسات اشرف زده اند که انهدام مخازن آب با رگبار «بی کی سی» از آن جمله است، اقدام به اعتصاب غذا در آن وضع متشنج و در آن گرما، خطر گرما زدگی و احتمالا مرگ مجاهدینی را که مبادرات به اعتصاب غذا کرده اند، در بر دارد. به ویژه باید توجه داشته که شروطی که آقای رجوی گذاشته است، از جمله عهده دار شدن محافطت اشرف توسط نیروهای آمریکایی، مساله یی نیست که بشود در مورد عملی شدنش شانسی دید و به هرحال درخواستهای مطرح شده چیزی نیست که در در عرض یک یا دو هفته عملی شود. چه بسا دولت عراق به ابتکار خود یا به توصیه رژیم هر گونه سنگ اندازی و ممانعت از انجام درخواست رهبری مجاهدین را تا تعیین تکلیف قطعی- که در هر حال همانطور که یاد آور شدم چیزی جز خروج مجاهدین از عراق نمی تواند باشد- به عمل آورد و صدمه و آسیب جانی مجاهدین در اثر اعتصاب غذا را بالا ببرد. به یقین می توان گفت که در کشوری که هفته یی نیست که بمبی منفجر نشود و تعدادی کشته و مجروح نشوند، مرگ مجاهدین در اثر اعتصاب غذا هیچ مسأله یی برای دولت مالکی به وجود نخواهد آورد بلکه آنها خوشحال هم خواهند شد و از این بابت تحت تاثیر فشار رسانه یی یا افکار عمومی خارج قرار نخواهند گرفت. برای آمریکا هم هیچ مساله یی به وجود نخواهد آورد، همانطور که بمباران اشرف و پایگاههای مجاهدین نیاورد. بنا بر این تاکید می کنم که اعتصاب غذای ساکنان اشرف، اقدامی به اندازه آن خود سوزیها به خاطر بازداشت مریم،غیر لازم و با احتمال زیانهای جانی غیرقابل جبران برای مجاهدین همراه است که عواقب منفی آن دامنگیر رهبری مجاهدین خواهد شد. اگر آقای رجوی یا خانم رجوی پیام پایان دادن به اعتصاب غذا به مجاهدین مستقر در اشرف ندهند، مسئول هر نوع عواقب ناگوار احتمالی از اعتصاب غذا هستند.

۲-آقای رجوی پیامی هم به هم میهنان بفرستد و در آن با یاد آوری این که ارتش آزادیبخش در زمان جنگ و برای توقف آن -که خمینی آن را به عنوان سرپوشی برای سرکوبی مردم به کار می گرفت وعنوانها و بهانه های گونا گون برای تداوم آن از جمله فتح قدس از راه کربلا ابداع می کرد- و برای سرنگون کردن این رژیم شکل گرفت (هر توضیح دیگری که خود می دانند)، انحلال ارتش آزادیبخش را اعلام کند و همزمان این مساله را به اطلاع دبیرکل سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگان و صلیب سرخ بین المللی اعلام و نیز به اطلاع مقامات آمریکایی ذیربط در مساله اشرف در عراق برسانند و ضمن آن اعلام کنند که مجاهدین خواهان ترک عراق و پذیرفته شدن به عنوان پناهنده در کشورهای اروپایی(یا کشورهایی که حقوق بشر و حقوق پناهندگان در آن کاملا رعایت می شود) هستند. طبعا مساله دارائیهای غیر منقول مجاهدین از طریق گرفتن وکیل قابل حل است. من امیدوارم سازمانها و گروههای سیاسی و شخصیتهایی که در جریان یورش وحشیانه نیروهای عراقی به مجاهدین به حمایت از حقوق مجاهدین پرداحتند، در حمایت از این پیشنهادات به ویژه مساله قطع اعتصاب غذای مجاهدین مستقر در اشرف که به تصمیم رهبری مجاهدین بسته است، واکنش نشان بدهند و نامه هایی چه بصورت خصوصی به خود آنها یا به صورت سرگشاده منتشر کنند یا مقاله در این زمینه بنویسند. به امید سرنگونی رژیم ددمنش آخوندی در ایران.

1- اطلاعیه دبیرخانه شورا(بیانیه مریم) با مقدمه مربوط به سابقه ده روزه در مورد اطلاع به آمرکایی ها و عراقی ها، تصمیم مهم آمادگی مجاهدین برای رفتن به ایران تحت شرایط تضمین شده -  این اطلعیه در سایت مجاهدین درج شده بود، ولی همانوقت از دسترس خارج شد و با حذف مقدمه در روی سایت قرار گرفت.

http://www.mojahedin.org/pages/detailsNews.aspx?newsid=44768

۲ و ۳ - اطلاعیه دبیرخانه شورا(بیانیه مریم) با حذف مقدمه- در سایت همبستگی ملی

http://www.hambastegimeli.com/node/3105

۴- آسوشیتدپرس از اظهارات رایان کراکر در سایت مجاهدین

http://7222.selfip.com/pages/detailsNews.aspx?newsid=37563

۵ و ۶- پیام مسعود رجوی و آرم اشرف و«غیرممکن ممکن شد»

http://www.hambastegimeli.com/node/1185

۷- پیام ده اسفند مسعود رجوی:

http://www.hambastegimeli.com/node/1707

۸- گزارش و عکس مربوط به مراسمی با شرکت گارد احترام به نقل از سایت مجاهدین:

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2009/07/pm9512-451388.html

۹-50 نماینده عراقی:

http://www.hambastegimeli.com/node/3122

۱۰-  سخنان فرمانده سپاه در مورد تهدید از داخل

http://www.siasatrooz.ir/CNewsRDetail.aspx?QSCNDId=20822

*به نظرم اطلاعیه اصلی همان است که در سایت مجاهدین درج شده و بعدا در سایت همبستگی جملات مربوطه حذف شده است. اما با توجه به این که تفاوت ساعت عراق با اروپا یکساعت است و اروپا یکساعت از عراق عقب تر است و نه دوساعت(ساعت اردن برابر با اروپاست) من چیزی از علت این اختلاف ساعت نمی دانم ولی به هرحال باید مربوط به تفاوت زمان بین مکان استقرار سایت مجاهدین با سایت همبستگی باشد

قطعنامه24 آوریل پارلمان اروپا**

http://www.hambastegimeli.com/node/2209

12مرداد 1388- 3 اوت 2009

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن