دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
ایرج شكری

در واکنش به مطلبی از من که با عنوان «یادداشتی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات به درخواست آ مهدی» در پژواک ایران درج شد (و آن سایت را همان گونه که اهداف و عملکرد آن برای آن دسته معدود از فعالان سیاسی که ممکن است به آن سری بزنند روشن است، سایت ویژه جنگ تبلیغاتی علیه مجاهدین(و نه جنگ روانی) معرفی کرده ام) مطلبی در ایران دیدبان درج شده و در آن هدف آن سایت نه راه انداختن «جنگ روانی» بلکه « هدف از انتشار مطالب و مقالات انتقادی اپوزیسیون نسبت به مجاهدین، ارائه ی یك چراغ و راهنما برای اعضاء و سمپاتهای مجاهدین است كه تحت سانسور شدید و القائات ایدئولوژیك گروه قرار دارند تا دریابند كه[...]»این البته انجام«فریضه امر به معروف» از سوی سربازان گمنام امام زمان است. در این مطلب نکات دیگری هم هست که به آنها هم اشاره می کنم و بعد پاسخی به آنها خواهم داد. نکته بعدی، «انجام فریضه نهی از منکر» است که سربازان گمنام امام زمان نوشته اند «دیگر این كه جناب شكری به سیاق مجاهدین این اقدام را شگرد دستگاه جنگ تبلیغاتی وزارت اطلاعات دانسته اند و حركتی از روی دشمنی قلمداد كرده اند؛ بسیار خب، حتی اگر این گونه است، از موضع یك دشمن سئوال می كنیم شما (مجموع دشمنان جمهوری اسلامی و در رأس آن گروه تروریستی رجوی) كه ادعای آزادی و دموكراسی تان گوش فلك را كر كرده است چرا نمی توانید مثل انسانهای بالغ به گفتگو با هم بپردازید؟ 
 
سی سال است كه اندر خم كوچه ی همبستگی با هم در جا زده اید، كسی جز فحاشی و لجن پراكنی از هر دو سو چیزی ندیده است! آیا این نمایشی از شأن و شخصیت شماها نیست؟»

نکته سوم و چهارم در زمینه جنگ تبلیغات قابل ارزیابی است که در آن آمده است« آیا همین مقدار كافی نیست تا مردم بفهمند كه شما چه دروغ گوهای ناشی ای هستید كه آزادی و دموكراسی را وسیله ای برای رسیدن به قدرت ساخته اید؟ 
 
مگر می شود كه مدعی آزادی و دموكراسی از برقراری مناسبات متمدنانه و معقول در روابط خود عاجز باشد و آن وقت بخواهد آن را برای مردم و یك كشور به ارمغان بیاورد»

نکته یی هم حاشیه یی است که می شود به عنوان تست (آی کیو) یا تست ضریب هوشی سربازان گمنام امام زمان به آن نگاه کرد، این «تست ضریب هوشی» که در آغاز مطلب آمده است، شادی کشف یک اشتباه تایپی در نوشته من و ارائه آن به عنوان یک غلط املایی و سطح نازل زبان فارسی ایرج شکری، به خواننده، و حال کردن ناشی ازاین کشف، خود را می نمایاند که درپایان اشاره کوتاهی به آن خواهم کرد.

پاسخ به امر به معروف

پاسخ من به نکته مربوط به امر به معروف این است که خب چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. شما ها می خواهید در مبارزه با سانسور اعمال شده توسط مجاهدین هوادران آنها را از القائات ایدئولوژیک نجات بدهید، و خودتان هم مدعی هستید که «عددی هم» نیستند، پس این اقدام خدا پسندانه مبارزه با سانسور را در ام القرای اسلام انجام دهید و بگذارید کسانی مثل کروبی و خاتمی و میرحسین موسوی- که از آغاز تشکیل «رژیم الهی جمهوری اسلامی» در بالاترین سطوح سیاسی به خدمت مشغول بوده و مورد تایید ضحاک زمان خمینی خونریز ایرانی ستیز بوده اند- بیایند در رادیو تلویزیون، و همانطور که در کشورهایی که کم و بیش دموکراسی در آنها برقرار است رایج است و مثل آن چه در مناظره تلویزیونی کاندیداها گذشت، در کنار رقبای خود از جناج ذوب در ولایت، نظرات خود را بیان کنند تا این همه شایعه سازی و خطر «جنگ نرم» و «ناتو فرهنگی » نظام را تهدید نکند. کجای دنیا می شود دید که بزرگترین گروه اپوزیسیون (منظورم ایوزیسیون قانونی و رقیب جناح در قدرت است) از حق ارائه نظرات خود در رادیو تلویزیون کشور برخورد دار نباشد، و در عین حال آن رادیو تلویزیون دائما علیه آنها دروغپردازی و شایعه سازی بکند؟ در کجای دنیا می شود دید که بررگترین گروه ایوزیسیون که رهبرانش از خادمان سابق همان نظامند و حضورشان در صحنه سیاسی و انتخابات هیچ دلیل و انگیزه یی جز حفظ نظام و جلوگیری از فروپاشی آن ندارد، نشریه نداشته باشد، اما روزنامه یی مثل کیهان که توسط یک شکنجه گر توابساز اداره می شود و سایتهای «ارزشی» روزانه ، دائما انواع اتهامات را به آنها بزند؟ ظاهرا برگذاری آن مناظره تلویزیونی با پیامدهای اعتراض به تقلب در انتخابت، «پشت دست» حضرات را داغ کرده تا دیگر از این ناپرهیزی ها نکنند.

پاسخ به نهی از منکر

در مورد فریضه نهی از منکر البته این انتقاد بر ما اپوزیسیون خارج کشور وارد است که چرا سی سال است نتوانسته ایم دور هم جمع شویم این از ضعفهای غیر قابل انکار ماست. اما این را هم باید اضافه کنم که یک عامل بزرگ این پراکندگی طولانی، عدم حضور ما در بین مردم و در میهن خودمان است که آن هم ناشی از روش جنایتکارانه ایست که روح الموسوالخمینی از آغاز تکیه زندنش به قدرت در سر می پروراند و سرانجام نیز آن را عملی کرد و کمر به «به درو کردن» مخالفان و «برپا کردن چوبه های دار در میدانهای بزرگ» بست (1)و ما ناچار به ترک وطن شدیم و اگر مانده بودیم بسیاری از ماها، در روزهای سیاه سالهای آغازین دهه 60 که داشتن چند سکه دوریالی (که برای تلفن کردن از تلفن های عمومی مورد استفاده بود) مدرک جرم شمرده می شد، دستگیر می شدیم، سرنوشتی شبیه زنده یاد شهید سعید سلطان پور پیدا می کردیم که سر سفره عقد گرفتندش و یکی دو ساعت بعد با اتهامات واهی- که اگر واقعی هم بود سزاور حکم اعدام نبود ،اعدام شد(2).  انتقاد از فحاشی به یکدیگر که گاه در اصطکاک بین مجاهدین و برخی منتقدان دیده می شود( در مورد ارکستر ارعابی که برای من به راه انداخته شده و پاسخهای من هم بود) آن هم البته قابل انتقاد است. من در این زمینه هم نظر سربازان گمنام امام زمان را تایید می کنم. اما در عوض این راهم باید یاد آوری کنم که ما یکدیگر را گاز نگرفتیم، آنهم در جلسه یی که می دانستیم دوربین در حال ضبط جلسه است، آن گونه که شیخ اژه ای در مقام رئیس دادگاه ویژه روحانیت و عضو هیأت نظارت بر مطبوعات، با پرتاب قندان به طرف سر عیسی خیز و گاز گرفتن شانه او عمل کرد وحتی قصدکندن بیضه او را با دست نیز داشته که موفق نشده بود. این ماجرا هم سر این اتفاق افتاده بود که گویا عیسی سحر خیز (که به یمن دموکراسی گسترده در ام القرای اسلام درسایه «اصل  مترقی ولایت فقیه» الان چند ماه است در زندان است) نظرش در مورد مقاله یی در مجله یی این بوده که حق با نویسنده مقاله است که از نگاه جامعه شناختی فشار به جوانان و ایجاد محدویتهای گونا گونان را سبب تشدید انحرافات در بین آنها می دانسته است و این شیخ اژه را به خشم آورده بود. شیخ اژه ای به خاطر همین «ویژگی ممتاز» در نشان دادن واکنش اسلامی و مکتبی سریع به بینش غیر مکتبی، توسط رئیس جمهور نورانی و مورد حمایت امام زمان، به عنوان وزیر اطلاعات انتخاب شد تا تصدی امور و فرماندهی سربازان گمنام اما زمان را، در بگیر ببند و زندانی و شکنجه و سربه نیست کردن ناراضیان به عهده بکیرد. از مجاهدین هم برخوردهای غیر دموکراتیک نسبت که به کسانی که قبلا با آنها همکاری می کرده یا عضو مجاهدین بوده اند و بعد منتقد شده اند( مثل من)، دیده شده است ولی مجاهدین با خوراندنواجبی کسی از اعضای سابق خود را به دیار عدم نفرستاده اند، کاری که در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی توسط سربازان گمنام امام زمان برای از میان برداشتن یکی از سرداران بلند مرتبه امام زمان، سعید امامی، به خاطر احتمال برملا کردن دستهای بالاتریها در قتلهای زنجیره یی صورت گرفت. داستان رفتار شنیع و غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات با همسر سعید امامی هم که خود حکایت دیگری از «رفتار متمدنانه» از سوی سربازان گمنام امام زمان با کسی است که در سناریویی برای رهانیدن مقامات بالا( از قبیل فلاحیانِ شاه کلید و دری نجف آبادی و خودِ « حضرت آقا» که بالای سر این جانیان بود و آنها زیر نظر او احکام اسلام را اجرا می کردند)، از اتهام جنایتی که مرتکب شده بودند، برای قربان کردن انتخاب شده بود تا اعتراف کند که سعید امامی در ماموریت برای اسرائیل آن جنایات را مرتکب شده است. به او می گفتند، به جگرت نمی زینم به جگر گوشه است می زنیم. به او می گفتند بگو افراد را چگونه به سعید وصل می کردی، می گفت من کسی را به سعید وصل نکرده ام، آملی می گفت چرا سعید اینجا وای می ایستاد، کاظمی اینجا و تو [این وسط] سعید و کاظمی را را از عقب و جلو بهم وصل می کردی.

  پاسخ به نکات تبلیغاتی

نکته سوم و چهارم را که باید در زمینه تبلیغات به آن نگاه کرد، بکار بردن روش ضد تبلیغات برای کالای رقیب در مارکتینگ و بازاریابی است که از ابتکار آمریکاییهاست، و آن این است که ما بد جلوه داده شده ایم تا کالای سربازان گمنام امام زمان، که سی است آن همه قربانی در ایران ببار آورده است خوب جلوه داده شود. ماها به دروغگویی متهم شده ایم و از نوع ناشی آن و این که آزادی و دموکراسی را وسیله یی برای رسیدن به قدرت ساخته ایم و گفته اند که« مگر می شود كه مدعی آزادی و دموكراسی از برقراری مناسبات متمدنانه و معقول در روابط خود عاجز باشد و آن وقت بخواهد آن را برای مردم و یك كشور به ارمغان بیاورد». پاسخ به این سوال کاملا مقعول و منطقی را در بخشی از پاسخهای من به سوالات در بالا می شود دید، اما باید گفت «رطب خورده منع رطب چون کند». من شخصا سعی می کنم با چشم و گوش باز به گردش مبارزات حزبی وسیاسی هم در کشور محل اقامت و هم در سایر کشورها (از طریق اخبار و گزارشها) توجه کنم و درس بگیرم ولی مساله این است که ما شانس تنفس کردن در فضای باز و در دموکراسی را نداشته ایم. فضایی که در آن قرار داریم، چه کشور فرانسه باشد یا سوئد، یا جای دیگر، ملاء طبیعی و فضایی که باید در آن کار سیاسی، که لازمه اش تماس با توده های مردم کشورمان و توضیح و تبلیغ برنامه ها و اهدافمان و جلب حمایت آنان است، نیست. مبارزات ما برای براندازی نظام منحوس و ضد ایرانی جمهوری اسلامی که برای کشتن مخالفانش به دفعات با استفاده از تمام امکانات دولتی و برخورداری از امتیازات و مصونیت های دیپلماتیک، تروریست اعزام کرده و آنها را به خاک خون کشیده است، با مبارزه حزبی در این کشورها قابل مقایسه نیست و شباهتی به مبارزات سیاسی در این کشورها  ندارد. این شرایط خواه ناخواه دیوارهایی بین گروهها سیاسی را به وجود می آورد که اگر اینان در بین مردم خود بودند نمی توانست به این شکل به وجود بیاید چون در آنجا همه کس با همه کس در انواع رابطه ها با هم در تماس هستند و «مرز بندی سیاسی»، اولا نمی توانست جنبه تعین تکلیف و شکل فتوای شرعی پیداکند، ثانیا مرز بندی سیاسی نمی توانست چنان سایه پررنگی داشته باشد که دوستی ها را بخشکاند، و بعضی ها هم خود را محق بدانند با هرزه زبانی و برچسب زنی های ناجوانمردانه و غیرشرفتمدانه منتقد را به خیال خود از میدان بدر کنند، چون خیلی زود انعکاس منفی آن را در همان روابط متنوع می دیدند و نمی توانستند خود را به نفهمی بزنند یا ندیده و نشنیده بگیرند چون به ضررشان بود. به علاه در بین مردم بودن اجازه نمی داد که کس یا کسانی دیوارها را آنقدر بالا ببرند که از آن قلعه و دژ بسازند. چون این باعث منزوی شدن خودشان می شد. گروههای اپوزیسیون خارج کشور از جمله مجاهدین اگر در شرایطی که برای مبارزه مسالمت آمیز سیاسی لازم است و در میهن خود قرار داشتند، خیلی از این گژرفتاریها پیش نمی آمد، هم چنانکه تجارب قبل از سی خرداد1360 و قبل از آغاز کشتار گروههای سیاسی - که با تأسی به «امیرالمومنین آن مرد نمونه عالم» در گردن زدن 700 تن از یهود بنی قریظه در یک روز، از سوی خمینی صورت گرفت-(3)، گواه آن است. حالا پرسیدنی است آیا رابطه در درون گروههای نظام جمهوری اسلامی خیلی متمدنانه است؟ آن استاد اخلاق دولت حاج محمود نور افشان، نبود که در مورد اصلاح طلبان گفت:«اين نكبت‌ها را مثل دستمال كاغذي كه باهاش پشت بچه‌ها را تميز مي‌كنند و مي‌اندازند اون ور، بياندازيد اون ور. خودتان هم آن‌ور نرويد»(4). ادعاهای ما هرچه که هست، در حال حاضر برای بسیج مردم دربراندازی نظام ضد ایرانی و مردم کش جمهوری اسلامی است و باید روی همین متمرکز شود، به خاطر همین است که انحراف از این هدف و دادن شعارهایی و زدن حرفهایی که شبهه دعوا بر سر لحاف  ملا ایجاد کند، مرا به شدت برمی آشوبد. من یکبار در بحث در مورد ایرادتی که به روشهای تبلیغاتی داشتم به یکی از کاردهای بالای مجاهدین گفتم که مساله توافق در روشها، خیلی مهمتر از توافق در هدفها هستند. چون اختلاف در روش است که می تواند افراد و گروههای هم هدف را از یک دیگر دور کند. البته مساله ارزیابیها و بینشها هم اهمیت خاص خود را دارد. با توجه به این مساله می توان بگویم که روشهای تبلیغاتی ما مناسب شناساندن اهداف ما نبوده اند و از این اشکال هم البته نظام جمهوری اسلامی سود فراوان برده و ما زیان بسیار کرده ایم. از جمله من در این زمینه در جدل قلمی در نظر کاربران توضیح داده ام که لشکر کشی و دادن نسبتهای ناروا و برچسبهای ظالمانه و اهانت به شرف و حیثت مبارزاتی افراد، در افکار عمومی اثری مخرب به زیان بکارگیرندگان این روش دارد. اصلا ایران سایت ایران دیدبان را کسی نمی شناخت، مجاهدین با روشهای غلط خود آن را شناساندند. با این حال همانطور که یاد آور شدم انگشت شمارند از نیروهای سیاسی که بخواهند وقتشان را برای بازدید از آن، هرچند اندک، صرف کنند، بیشتر هوادران خود مجاهدین از کنجکاوی به آن نگاه می کنند. به هر حال، حتی اگر این را هم بپذیریم که مردم ما را قبول ندارند، ولی این «جنبش سبز» و آن ماجرای کهریزک و این شعار جمهوری ایرانی که نه «کک»، بلکه گویی عقرب و رطیل به تنبان دست اندرکاران نظام از سپاه پاسداران و جناح هار ذوب در ولایت گرفته تا دست اندرکاران خودِ«جنبش سبز» انداخته حاکی از چیست؟ محبوبیت جمهوری اسلامی بین مردم؟

دو نکته هاشیه یی

من به دو نکته حاشیه یی اشاره می کنم و با یک توصیه و با تاکید بر یک نکته مطلب را تمام می کنم.

نکته یی که در آغاز گفتم می شود به عنوان تست ضریت هوشی سربازان گمنام امام زمان به آن نگاه کرد، کشف آن غلط تایپی من که کلمه فحاشی را فحشاشی تایپ کرده بودم و آنان از این کشف به وجد آمده و آن را به عنوان سطح نازل سواد فارسی من به خواننده معرفی کرده اند و لابد از این بابت کلی حال کرده اند. در نوشته های من متاسفانه از این گونه اشتباهات به رغم باز خوانی مطلب و اصلاح آن باز هم پیدا می شود  و ادعایی هم در زمینه سواد فارسی ندارم. اما راستی کدام آدم شش کلاس درس خوانده ای ممکن است معنایی در کلمه فحشاشی ببیند و آن را با فحّاشی اشتباه کند سربازان گمنام امام زمان این گونه آن را بحساب آورده اند؟ این ناشی از خود برتر بینی  پیروان خمینی است که به طور خیلی برجسته آن را در اظهارات آن دلقک معرکه گیر ارتجاع، فحرالدین حجازی در مقاله دیکتاتوری پرولتاریا(5)به خوبی منعکس است و می گفت نمی خواهد پنیه هاروارد و دانشگاههای معروف دیگر را بزند و در عملکرد رجایی مرتجع و بحث تخصص و مکتب در زمان نخست وزیری و در عمل هم به ظهور رسید. حاشیه دیگر مربوطه به کلمه «جنگ روانی» است که من آن را بکار نبرده ام سربازان گمنام امام زمان آن را هم شاید به عنوان «تصحیح اشتباه» من بکار گرفته و بعد هم قپموز در کرده اند که مجاهدین عددی نیستند که آنها برایشان جنگ روانی راه بیاندازند. من واژه جنگ تبلیغاتی را کار برده ام. دلیلش هم این است که اولا جنگ روانی دو طرف دارد و طرف ثالثی معمولا ندارد، مثل جنگ روانی بین آمریکا و رژیم بعد از انتخاب مجدد جرج بوش به ریاست جمهوری و احتمال حمله آمریکا به ایران. خب در آن شرایط تهدیدات و برخی مطالبی که از طریق سیمور هرش درز داده می شد، چنان بود که احتمال جنگ، خطری جدی به نظر می رسید. هدف از این جنگ روانی در آن زمان واداشتن رژیم به توقف غنی سازی بود. به هرحال آن دوره بدون دست آوردی برای آمریکا سپری شد. اما در تبلیغات سربازان گمنام امام زمان علیه مجاهدین( و نه جنگ روانی) اولا در موارد متعددی پای طرف ثالثی به میان کشیده می شود و از آن سو این طرف ثالث مورد «ابراز احساسات ویژه»! از سوی مجاهدین قرار می گیرد. دیگر این که البته از سوی مجاهدین در حال حاظر امکان جنگ روانی علیه رژیم وجود ندارد، چون پشتوانه آن که باید تهدیدی جدی در زمینه یی خاص باشد ندارند. نه به لحاظ نظامی، نه به لحاظ سیاسی. در طرف مقابل، تا آنجا که به سایت ایران دیدبان مربوط می شود، آن هم فاقد چنین موقعیتی است. به این دلیل که نقل انتقادات این یا آن و خاطره نویسی های کسانی کلا دیگر مبارزه با رژیم را کنار گذاشته اند و زیر چتر ایران دیدبان رفته اند و هدفشان تنها شده مبارزه تبلیغاتی با مجاهدین ، نمی تواند کمترین خاصیت جنگ روانی را داشته باشد، چون بلوفی را که بتواند به شکل تهدیدی جلوه گر کند، در خود ندارد چرا که اساسا متعلق به گذشته است و به خاطر همین هم فقط می تواند کار برد تبلیغاتی داشته باشد؛ صرف از نظر از این که این تبلیغات اصلا خاصیتی برای تاثیر گذاری در افکار عمومی داشته باشد یا نداشته باشد. آن چه هم که مربوط به تهدیدات جدی و توطئه های رژیم از طریق زد وبند با عراق است که می تواند اثرات جنگ روانی داشته باشد، در آن هم این سایت اولا تنها یک رسانه است و نه مرجع تصمیم گیری ثانیا اخبار آن هم در اکثریت قریب به اتفاق موارد قبلا از منابع دست اول به اطلاع مجاهدین و دیگران می رسد و این سایت تنها انعکاس دهنده دست دوم آن است. به توجه همین دلیل من آن را سایت جنگ تبلیغاتی و نه «جنگ روانی» علیه مجاهدین نامیدم.

  توصیه به سربازان گمنام امام زمان

توصیه من به سربازان گمنام امام زمان این است که خودشان فکر بکنند و توجه داشته باشند که ماها به لحاظ فیزیکی همه یکی و همه میرا هستیم. مرگ بالاخره سراغ همه خواهد آمد و به قول زنده یاد خلیل رضایی پدر رضایی ها عزرائیل با تاریخ تولد سراغ آدم نمی آید، با شماره شناسنامه می آید. همه ما روزی خواهیم مرد از سرباز گمنام امام زمانش گرفته، تا منی که این سطور را نوشته ام. با مرگ برای ما همه چیز پایان می یابد(لااقل در این دنیا با آن دنیایش من کاری ندارم و اعتقادی هم به آن ندارم) اما مردم ایران هیچوقت نمی میرند و نخواهند مرد. به خاطر همین ویژگی دوران رنجها برای آنها بسیار طولانی تر از دوران رنج برای افراد است. هم چنانکه شادیهای بزرگ و نیکی ها و خدمتهای بزرگ هم در حافظه ها می ماند. مصدق درگذشت و برای او همه چی تمام شد. اما یاد و نامش به رغم سانسور 25 ساله رژیم شاه و به رغم توهین های بیشرمانه شخص خمینی به او و آن همه تلاش برای تخریت چهره او از آغاز جمهوری منحوس اسلامی، او هچون یک خدمتگزار برای مردم ایران زنده است. اما دوران رنج برای مردم می تواند در رنج افراد مختلف از نسلهای پی در پی تدوام یابنده باشد. در این سی سال کسان بسیاری چه در زندانها و در شکنجه گاهها وچه به شکلهای گوناگون از ستم این رژیم رنج بردند و حالا دیگر زنده نیستند و دیگر رنج و شادی برای آنها پایان یافته است. اما مردم ایران از ستمهای این رژیم هم چنان در رنجند و این رنج اکنون دونسل را به طور کامل در بر گرفته و نسل سوم از آثار آن مصون نیست. پایان این دوران پر رنج همانطور که در تظاهرات مردم و در شعار جمهوری ایرانی دیده می شود جز با برچیده شدن رژیم ولایت فقیه که با خدعه و نیرنگ خمینی به مردم تحمیل شد و با شقاوت و کشتار ادامه یافت ممکن نیست. این امر البته دیر یا زود صورت خواهد گرفت، چون اگر این رژیم برآورنده خواستهای مردم و تضمین کننده حقوق آنان بود، این گسترش دان دامنه بساط سرکوب و این همه خشونت علیه مردم که با زیر پا گذاشتن اصول قانون اساسی همین رژیم صورت می گیرد لازم نبود. آن هم بعد از آن سلاخیها و کشتارهای دهه 60 . آن چه می تواند، تغییر این وضع را تسریع کند، حذف خامنه ای از مسند قدرت است. من معتقدم نقش باز دارنده خامنه ای و استبداد او  مثل نقش ناصرالدین شاه قاجار در دوران مشروطه است. حذف او می تواند مانع بزرگی را از سر راه تغییرات دموکراتیک در ایران بردارد. توصیه من به سربازان گمنام امام زمان این است که «حضرت آقا» را بفرستند به دیدار یادگار امام حاج  احمد آقا، همانگونه که او را فرستادند به پیش پدرش، یا خودشان او را از آن اوج منیّیت نمرودی و تخت خلافت بکشند پایین تا راه برای تغییر و تحول بدون انقلاب و خونریزی، باز شود. اگر چنین اتفاقی بیفتد، طبعا مردم آمادگی بخشش بسیار در مورد کسانی که به آنها ظلم روا داشتند خواهند داشت و در غیر این صورت، بعید است با وقوع یک انقلاب، که پیش قراوالهای آن در رویدادهای بعد از انتخابات از راه رسیدند، شعله های آتش خشم مردم مظلوم را بشود مهار کرد. ممکن است تکرار آن وضع پیش بیاید که پیروان خمینی در آن روزهای بعد از سرنگونی شاه و وضعی که برای کاگزاران آن رژیم و عناصری مثل شکنجه گران ساواک پیش آمد، دائم تکرار می کردند «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ‏»(قرآن سوره الشعرآء)

  نکته پروتُکلیِ درج نوشته های من

نکته یی راهم که می خواستم بر آن تاکید کنم این است که نظرات من نسبت به خمینی جنایتکار و مصائبی که برای ایران آفرید و پسماندهای رژیمش از هر رنگ و جناحی روشن است، علاوه بر آن من اقدام رسول الله در ازاله بکارت از دختر بچه 9 ساله که عایشه نام داشت و جماع با اورا آن هم در 54 سالگی و در آستانه رسیدن به سن«شیخوخیت»، عمری زشت و شنیع می دانم. گویا در زمان پیامبر هم از دواج  دختران در سن کمتر از دوازده سالگی رایج نبوده است. بنا بر شواهد تاریخی وقتی پیامبر برای بردن عایشه از خانه پدرش به خانه خود مراجعه کرده بود، قبل از ظهر بوده و آن بچه مشغول تاب بازی بوده است. پیامبر اورا بغل می کند و به خانه می برد و همان وقت بچه را که همسرش بوده به رختخواب می برد و...زفاف می کند. من گفته ام که لازم است که بعد از برچیده شدن بساط نظام ضد ایرانی و ضد انسانی ولایت فقیه، بحث در مورد اسلام در رادیو تلویزیون از همین نقطه و مساله شروع شود. یعنی پاسخ به این سوال از طرف شرکت کنندگان در بحث که اقدام رسول الله را تایید می کنند یا آن را محکوم می کنند، تا بر مردم معلوم شود هرکس و گروهی در رابطه با مسائل انسانی و اخلاقی چه تمایلات و بینشی دارد و این که اگر این کار(زفاف یک مرد 54 ساله با یک دختر بچه 9 ساله) اکنون نمی تواند قابل تایید باشد، پس چرا نتوان سایر موارد از احکام اسلام و «سیره نبوی» را مورد نقد و انتقاد قرار داد و رد کرد. چرا باید مردم ما امروز پیرو احکامی باشند که 1400 سال پیش بنیان نهاده شده و آن هم برای در جامعه یی که تردیدی نیست که در آن زمان نسبت به ایران ساسانی بسیار عقب مانده بوده است. با این توضیح و با یاد آوری این که من چند مورد از انتقادات سربازان گمنام امام زمان را که دست اندر کار سایت ایران دیدبان هستند پذیرفتم( ازجمله این که فحاشی در انتقاد کار خوبی نیست، سانسور انتقادات بد است،  این که درست است که ما هنوز پراکنده ایم و این ضعف ماست...) این پس، درج مطلب و نوشته یی از من در ایران دیدبان و سایتهای زنجیره یی به معنی اطلاع دست اندرکاران و گردانندگان آنها از مواضع و انتقادات من در مورد خمینی و رسول الله و پذیرفتن آن از سوی آنهاست.

«نمیرم از این پس که من زنده ام»- که تخم سوأل را پراکنده ام

به امید بکار گرفتن مراجع معظم تقلید در خندان مردم و ایجاد فرصت خدمت به مردم  و شرکت در آبادی ایران،برای روحانیت شیعه با اشتغال آنان، در راه سازی و استخراج معادن و حفر کانال قابل کشتیرانی از چهاه بهار تا سمنان و از سمنان تا خرمشهر.

  

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=8075   1 و 3

http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=4269-  2   

http://www.3000weblog.blogfa.com/post-70.aspx    - 4

http://iradj-shokri.blogspot.com/2007/05/29.html5-

26 آبان 1388- 17 نوامبر 2009 پ

http://iradj-shokri.blogspot.com

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن