شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
ایرج شكری

 

به تازگی در آمریکا، بردلی منینگ  سرباز آمریکایی که اسنادی از ارتش آمریکا، از جمله فیلم صحنه های به رگبار بستن غیر نظامیان از هلیکوپتر را که دو خبرنگار هم در بین آنها بود، به ویکی لیکس داده بود، به 35 سال زندان محکوم شد. اما سازمان های مردم نهاد و بسیاری از آمریکائیان، از آغاز دستگیری او، اقدام بردلی مینیگ را اقدامی مجرمانه نمی دانستند و خواهان آزادی او بودند و حتی بعضی اقدام او را شجاعانه و خودش را قهرمان می دانستند. جرم او افشای جنایت و عملکردهایی از ارتش آمریکا بود که احساس شریک بودن در آن آزارش می داد. در عمل او با این کار خود به مردم و حتی به ارتش آمریکا خدمت کرده بود. به این دلیل که آنچه در آن فیلم دیده شد، جنایت وحشیانه یی بود که باعث ننگ و شرمساری هر ارتش و دولت و ملتی می تواند باشد که نظامیانش به چنان جنایتی دست می زنند، بنابر این با افشای آن تصمیم گیران و برنامه ریزان در دولت و ارتش آمریکا، باید بفکر پیدا کردن روشهای کنترل و برقراری ضوابطی می افتادند که مانع از تکرار جنایاتی هولناک و شرم آور از آن دست شود. اگر چه ارتش امریکا در خلال جنگ جهانی دوم با بمبارانهای شبانه و هولناک 67 شهرهای ژاپن در مارس1945 که زنده در آتش سوزاندن ساکنان و ویران کردن آنها را به همراه داشت و بعد بمباران اتمی هیرو شیما و ناکازاکی و بعد جنگ ویتنام،کارنامه بسیار قطوری از جنایات ننگین دارد. رویداد دیگر که چندی پیش از خبرهای اول رسانه ها بود، افشای اسنادی از سوی یک کارشناس جوان آژانس امنیت ملی آمریکا، به نام ادوارد اسنودن در مورد اقدامات غیر قانونی آن سازمان و دولت آمریکا در دست درازی به اطلاعات خصوصی و شنوند غیرقانونی مکالمات شهروندان بود. این اقدام او باعث خشم دولت آمریکا شد و آن جوان - ادوارد اسنودن- که از آمریکا گریخته بود در صدد گرفتن پناهندگی برآمد و دولت آمریکا تمام تلاش خود را برای دستگیری و بازگرداندن او به آمریکا و مانع شدن از پناهندگی او را به کار بست. جدیت آمریکا برای دستگیری او چنان بود که  به خاطر این احتمال که رئیس جمهوری بولیوی که در سفری به روسیه در مسکو به سر می برد، ممکن است به او پناه داده باشد و او را که تلاش برای یافتن کشوری برای پناهندگی به مسکو رفته بود، همراه خود به بولیوی ببرد، در یک اقدام بیسابقه و خلاف عرف دیپلماتیک و به ویژه آنچه در شأن رئیس یک کشور است و بر خلاف مصونیت دیپلماتیک که رئیس جمهوری بولیوی از آن برخوردار بود، با فشار به کشورهای اروپایی هواپیمایی رئیس جمهوری بولیوی را که در راه بازگشت از مسکو به بولیوی بود وادار به فرود اجباری در وین برای بازرسی آن کرد(فرانسه و پرتغال هم اجازه عبور آن را از آسمان خود نداده بودند) و این خشم اِوو مورالس رئیس جمهوری بولیوی را برانگیخت و از سوی کشورهای مختلف نیز تقبیح شد. البته آمریکا تا کنون موفق به بازگرداندن ادوارد اسنودن نشده و روسیه موقتا به او پناهندگی داده است. پدر او در مصاحبه ای گفت که به پسرش افتخار می کند و او را قهرمان می داند. و بنا بر اخبار و گزارشهایی که در این زمینه منتشر شد، بسیاری از آمریکائیان نیز اقدام اسنودن را تایید کرده و آن را شجاعانه دانسته اند و بسیار مؤثر در تغییر رفتا دولت و نهادهای امنیتی و به نفع دموکراسی می دانند*. البته در طرف مقابل هم از سوی مقامات مسئول از اقدام شنود و کنترل پیامها دفاع شد و مدعی شدند که این کار مانع از انجام حدود پنجاه اقدام تروریستی شده است. حال و وضع جولیان آسانژ بنیانگذار ویکی لیکس افشاگر سیاست های پنهانی به ویژه انجه مربوط به آمریکاست را هم همه می دانند و این که او هم به خاطر این اقدام خود با اتهامات بی ربطی مثل تجاوز جنسی مواجه شد و اکنون در سفارت اکوادور در لندن پناهنده است. روش رهبری مجاهدین در واکنش به نامه سرگشاده ایرج مصدقی به مسعود رجوی که در بخشی از آن عملکرد مستبدانه نسبت به هواداران و اعضا و در بخشی دیگر ندانم کاریها و سیاست های غلط رهبر این تشکیلات مورد انتقاد قرار گرفته و در این زمینه اطلاعات زیادی در اختیار افکارعمومی قرار گرفته است، شباهت زیادی به برخورد جبّارانه و سرکوبگرانه دولت آمریکا نسبت به آن دو شهروند آمریکایی افشاگر خودسری ها و رفتار مجرمانه نهادهای وابسته به قدرت، دارد. منتها چون در حال حاظر دستگاه رهبری مجاهدین مشروعیت و امکان قانونی تنیه و مجازات ایرج مصداقی را ندارد، روش غیرشرفتمدانه و رذیلانه برچسب زدن به وی در نوشته های متعد در سایت های وابسته به مجاهدین و با امضاهای اکثرا مستعار و ناشناس و در مصاحبه های تلویزیونی از سوی عناصر مسئول سازمان مجاهدین که عنوان و مسئولیت شورایی هم یدک می کشند بکار گرفته شده و می شود و برنامه های تلویزیونی، همراه  است با تماس های تلفنی هواداران و مریدان کف برلب در این مصاحبه ها که آنها توهین و تهدیدها (از جمله بند از بند جدا کردن در صورت پیش آمدن فرصت و شرایط مناسب) به ایرج مصادقی روا می دارند و از سوی مقام حاظر در استودیو مثل جناب مهدی خان ابریشمچی نفر دوم سازمان مجاهدین، جلوی دوربین«سیمای آزادی- تلویزیون ملی ایران»،مورد تایید و تشویق قرار می گیرند. این خود مجازات خشونتبار و مستبدانه ای است که علیه ایرج مصداقی اعمال می شود. مهرتابان آزادی اینان- که در غیاب مسعود رجوی عهده دار مسئولیت او در شوراست، 9-8 سال قبل به خاطر انتقاد درونی و غیر علنی که من از عملکرد رهبری مجاهدین التبه در نقش مسئول شورایی او کرده بودم، ، با پا گذاشتن در جای پای شاه و خمینی و در یک اقدام خودسرانه و مستبدانه، بیانیه سالانه شورا (سال 83) را به من که عضو شورا بودم و هیچگونه عمل خلاف اساسنامه و آئینامه داخلی انجام نداده بودم و هیچ انتقاد و اعتراضی در مورد من از هیچ کس به دبیرخانه داده نشده بود، برای اعلام نظر و رای به من ارسال نکرد و اینان در واکنش به ایراد من در مورد کهنگی برنامه دولت موقت در آن مجموعه انتقادات 52 صفحه ای از عملکرد مسئول شورا که همراه با پیشنهاداتی هم بود، با قلدرمنشی و برای نشان دادن گردن کلفتی و صاحب قدرت بودن خود، آن بیانیه را با تاکید «تصویب به اتفاق آرا» منتشر کردند. بیانیه یی که در سطرهای آغازین آن از اعضای شورا «التزام به برنامه و مصوبات» شورا گرفته شده بود. بعد هم در برابر اعتراض من به آن اقدام خودسرانه و شورا شکنانه راه ارعاب و پرونده سازی رذیلانه پیش گرفتند که در آن زمان اقدام من در انتشار نامه سرگشاده به هموطنان** سبب از دست رفتن فرصت از دست اینان برای جمع کردن لشکر و گرفتن امضاء برای انتشار به موقع پرونده سازی و اتهام زنی های تنظیم شده شان شد و به خاطر همین با آن که در آن نامه 52 دو صفحه یی به مسئول شورا اعلام کرده بودم که در صورتی که تصمیم به اخراج من گرفته شود، باید همچنان که قبلا عضویت من در شورا به اطلاع عموم رسیده است، اخراج من هم به اطلاع عموم برسد، اما اخراج توطئه گرانه من، به دلیل انتشار پیشاپیش آن نامه سرگشاده اعتراضی، از افکار عمومی پنهان نگه داشته شد. اما در «بیانیه تفصیلی» در مورد استعفای آقایان دکتر قصیم و روحانی، توطئه گران پنهانکار 9 سال پیش، حالا اقدام به شکر خوری در برابر عموم کرده و دست به برچسب زنی زده اند.  وجه دیگر برخورد مجاهدین با منتقدان به روش جناح اصوالگرای طرفدار ولی فقیه و حزب اللهی رژیم شبیه است. زمانی که خاتمی برای گشایش اندکی در رفتار رژیم با شهروندان، با این منطق که «مردم تنها صاحب تکلیف نیستند بلکه صاحب حق هم هستند» به میدان آمد و یکی از شعارهایی را هم که برای حفظ بقای رژیم مطرح کرد این بود که ما باید روشی پیش بگیریم که «معاند برانداز را به مخالف و مخالف را به منتقد و منتقد را به موافق تبدیل کنیم»(نقل به مضمون)، یکی از مقاله نویسان رسالت که اگر درست به یادم مانده باشد امیر محبیان بود، در مقاله یی ضمن مخالفت با این رویکرد او «تور قانونی» را برای جارو کردن مخالفان و منتقدان مطرح کرده بود و گفته بود که باید قراردادن چهارچوبها و ممنوعیت های قانونی برای انتقاد و مخالفت کاری کرد که منتقدان به لحاظ قانونی مخالف و مخالفان برانداز شمرده شوند(این را من در انتقاد یکی از اصلاح طلبان از آن مقاله دیدم). تکلیف براندازان هم که خب روشن است . اکنون رهبری مجاهدین با اتهامات رذیلانه به منتقدان و از جمله آن دو عضو و مسئول کمیسیون مستعفی شورای ملی مقاومتِ تحت انقیاد مجاهدین و تلاش ابلهانه چسباندن آنان به وزارت اطلاعات، در عمل همان خط را پیش گرفته و دارد «زور می زند» با تحریف مواضع منتقدان، آنها را در ردیف دشمنان مجاهدین و همراهان رژیم (برابر با آنچه رژیم معاند و براندازمی داند) نشان بدهد. البته در این مورد هم باز امکان قانونی برای مجازات ندارد ولی تهدیداتش را به شکل های گونا گون می کند. بعد از تهدید به بند از بند جدا کردن مصداقی در برنامه تلویزیونی با حضور مهدی ابریشمچی و تمجید و تشویق تهدید کننده توسط او، اینبار در تعاونی شلغمکاران مرید دیگر رهبری مجاهدین، ضمن نوشته ای که کلی نامربوط نثار اسماعیل وفا یغمایی کرده است، به نویسنده این سطور هم اخطاری در مورد احتمال رو به رو شدن به چاقوکشها کرده است(اسماعیل وفا مطلبی در این مورد نوشت)***. نفرت و خشمی که در نوشته های که شلغمکاران کفن پوش مسعود رجوی نسبت به دو عضو مستعفی به ویژه دکتر قصیم نشان می دهند و اورا متهم به خنجر زدن از پشت می کنند، آنگونه است که اگر امکان و میدان بیابند، با قصیم و روحانی همان می کنند که حزب اللهی ها و بسیجیان رژیم خمینی با یک نماینده مجلس به اسم شرع پسند نماینده کرج کردند که در اعتراض به نارساییها و بی عدالتی ها به طور «علنی» استعفایش را از تریبون مجلس اعلام کرد. (ایرج مصداقی در مورد این رویداد و مقایسه آن با واکنش دستگاه مریم و مسعود با دو عضو مستعفی مقاله یی نوشته است***). وضع و حال کسانی مثل زید آبادی و تاج زاده و بهزاد نبوی و کسان دیگری از همراهان و خادمان و کارگزاران سالهای طولانی رژیم که تنها به خاطر انتقاد از روشهای غلط و آنچه به زیان بقای نظام می دانستند، به محکومیت های طولانی محکوم شده و در زندان بسر می برند، شباهت زیادی بین نحوه برخورد مجاهدین با همراهان معترض و منتقد شده، با روش دستگاه ولایت فقیه را نشان می دهد.

مساله روانشناختی در موضعگیری و سیاست های رهبری مجاهدین

 من به این نتیجه رسیده ام که شخصیت رهبری مجاهدین در قالبی بتن آرامه ای- که بتن آن خودخواهی است و میله گرد آن تازه به دوران رسیدگی -، قالب گرفته شده است و از این روش و رفتاری که دارد بیرون نخواهد آمد. برای اینها راه انداختن این «کنفرانس»ها و جمع کردن چند سخنران با پرداخت «حق القدم» و حق المنبر یا حق المیکرفن، حتی عناصر بد نامی مثل میشل آلیوماری وزیر خارجه اسبق در دولت سارکوزی(او در زمانی که بعد از خود سوزی آن جوان تونسی  زمین زیر پای بن علی دیکتاتور تونس از تظاهرات و قیام مردم در حال لرزیدن بود، پیشنهاد ارائه تجربه و کارآیی های فرانسه برای مهار و خاموش کردن قیام مردم تونس را در مجلس ملی فرانسه داد که خشم و نفرت زیادی علیه او برانگیخت)، احساس «مهم بودن» و احساس «در قدرت بودن» می دهد و این در برابر رژیمی که «رهبری را غصب کرده» به آنها رضایت خاطر می دهد. همچنان که مسعود رجوی گاه و بیگاه وقتی فرصتی می یابد به این که این و آن در میان سران رژیم زمانی در دوران مبارزه علیه شاه هوادار مجاهدین بوده اند و یا افتخار می کردند اگر می توانستند به مجاهدین کمک مالی برسانند و...( که حال دیگر این یاد آوری ها، به کاری مثل همآغوشی با مرده برای ارضای شهوت شبیه است)از همین نیاز به احساس مهم بودن در برابر رژیم و احساس رضایت خاطر از این طریق ناشی می شود. شاید درک این امر کمی مشکل باشد که اگر رهبر مجاهدین از احساس مهم بودن در برابر رژیم احساس رضایت خاطر می کند، پس آن نامه ها به مجلس خبرگان یا به رفسنجانی و خود را «حقیر» نامیدن در پیام به آنان خلاف این نیست؟ پاسخ این است که نه خلاف آن نیست. اتفاقا به دلیل همان احساس مهم بودن و صاحب وزن تاثیر گذار و صاحب نقش تعیین کننده بودن است که یک چنین تناقضی به دلیل غوطه ور بودن در اوهام و احولات روانی ناشی خود بزرگ بینی، چنان حرکاتی صادر می شود و گمان می کند می تواند با پیام خود به رفسنجانی روی تصمیم گیری او تاثیر بگذارد! باید توجه داشت که او همیشه «بالائیها» را به حساب می آورد و اراده آنها را تعیین کننده می داند. پاییینی ها در تحلیل های او به ندرت مورد ممکن است با گوشه چشمی مورد توجه قرار بگیرند.  وجه دیگری از انعکاس بیرونی این مشکل روانی(خود را مهم دیدن) رهبری مجاهدین را هم می توان در همان رژه هایی دید که باپوشاندن یونیفورم های رنگارنگ به تن اشرفیان و مدال آویختن به سینه آنان و راه انداختن رژه یا مراسم سالروز و یاد بود «پرشکوه» و با طبل شیپور در اشرف دید(همچنان که در اسکورت و طبل شیپور راه انداختن و توپهای کرایه یی دو قران پیش شلیک کردن در سر راه مریم به استخدام سیاهی لشکر سینمایی به در نقش توپچی). من این را بارها یاد آور شده ام که هیچ صاحب عقل سلیمی در موقعیت یک سازمان سیاسی مبارز و پناهنده سیاسی، دست به این کارهای مسخره و پوچ نمی زد. اندکی فهم سیاسی و آگاهی از مساله قدرت و دولت، این نکته را مثل روز در برابر چشمان هر صاحب اندکی فهم قرار می داد که نمی شود در یک کشورخارجی، گروهی به عنوان ارتشی که هدفش برانداختن کشور بزرگ و قدرتمند همسایه این کشور است و از قضا گردانندگان و مقامات دولتش نمک پروردگان آن کشور همسایه هستند، با لباس فرم نظامی و با طبل شیپور رژه راه بیاندازند و ضمن سخنرانی ها در مراسم برگزار شده، رژیم کشور همسایه را تهدید به سرنگونی بکند. معلوم است که این کار را هیج دولتی تحمل نمی کند. رهبری مجاهدین دچار توّهم شدید در مورد وزن و «اهمیت» خودش در نزد آمریکائیها بود و گمان می کرد که همیشه «تحت حافظت» آنها خواهد ماند و می تواند به ریش رژیم و نوچه اش در بغداد بخندند. اما اوضاع خیلی زود آن گونه شد که می دانیم. اما واقعیت گریزی رهبری مجاهدین و نیاز به ارضای خود مهم بینی- که رجز خوانیها و «تحلیلهای نیمه کاره» و تخّیلی (مثل جرقه و موتور) و شاخ و شانه کشیدن های فاجعه بار مرداد 88 و 19 فرودین 90، جلوه های بیرونی برآوردن نیاز این مشکل روانشناختی «خود مهم بینی» است- هم چنان ضایعه آفرین است و اینان به نظر می رسد که به هیچوجه حاظر نیستند، دست به یک «خودکاوی» و«خودشناسی» بزنند و به قُبح و زشتی بعضی رفتارها خود و به مسخرگی بعضی دیگر بیاندیشند و انتقاد از خود بکنند و از اوهام دست بردارند و چشم به واقعیت بگشایند. ولی به هرحال سال توفانی و پر صاعقه 93، سال «منبر شکن» و شاخ تکّبر و دماغ پرباد شکن در راه است. صخره ها و تخته سنگ ها بر شاخ تکّبر و دماغهای پرباد کوبیده خواهد شد. سالی که توفان آن عریان کننده بلاهتِ حرف مفت زنهای آویزان از رویاهای خود خواهد بود و هیچ امکانی هم برای پوشاند عریانی بلاهت خود نخواهند داشت.  من تردید ندارم که اگر از حالا تا پایان سال حتی اگر ماهی یکبار در ایران انقلابی صورت بگیرد، در هیچکدام نقشی از رهبری مجاهدین دیده نخواهد شد، چون اینها سالهاست که از مردم بریده اند، نه تنها بریده اند بلکه حتی متنفرند. مردم را اهل کوفه می دانند که امام حسین را تنها گذاشتند و به یزیدان «تمکین» کردند و در برابر جنایت آنان «سکوت» کردند. مسعود رجوی از کارمندان کشور هم متنفر است و آنها را کارگزاران رژیم می داند. اینها از ورزشکاران کشو که مدال آوردنشان را دارای «استفاده تبلیغاتی برای رژیم» می دانند، اصلا دلِ خوشی ندارند. از هرچه اهل قلم است منزجرند و هرچه در ایران تولید فرهنگی و هنری است«مال رژیم» می دانند. به طور مثال واکنش اینها در برابر اسکار گرفتن فیلم «جدایی نادر از سیمین» این بود که مطلبی از عنصر فرصت طلبی از هودارانشان را که ادعای سینماگر بودن دارد، در همبستگی ملی درج کنند که در آن به تعریف از خودش و به نفی وتخطئه جایزه اسکار فیلم فرهادی پرداخته بود. اینها فرمولهایی هم به هودارانش یاد داده اند که با آن فرمولها، با منتقدان برخورد کنند، از جمله این که شورا و مجاهدین را قبول ندارید چه کار به آنها دارید خودتان بروید بهترش را تشکیل بدهید، یا این که ظالم را رها کرده اید و گلوی مظلوم را گرفته اید، یا سنگ را به سر مظلوم می کوبید(همان مظلومی که نزدیک به سی سال به هیچ انتقادی نه جواب درستی داد نه ترتیب اثری، از جمله در پافشاری به شعار مردم کوب و هیتلری ایران رجوی - رجوی ایران و یا انتقاد به تشبیهات و استعاره های که در مورد مریم بکار می برد، مهرتابان آزادی و...). ما منتقدان باید رفتار و گفتار و تحلیل های اینها را پیوسته مورد نقد و برسی قرار بدهیم و به دهن دریدگیها و هتّاکی ها هم باید جوابی محکم و دماغ و دندان شکن بدهیم. چون معتقد نیستم که آدم اگر با چاقوکش یا لات بی سر و پایی رو به رو شد، باید حتما با او هم محترمانه برخورد کند. باید با زبانی حرف زد که گمان نکند که از او ترسیده ای، چون این امر او را جری تر خواهد کرد. باید اینها را از برچسب و اتهام زدن پشیمان کرد. البته در انتقادها، باید سرچشمه انحرافات که همان انقلاب ایدئولوژیک و عملکرد طراحان آن و نیز نقش ثلاثه مزوّر جبّار در انحرافات و مسائل جاری است، در مرکز توجه قرار بگیرد.

سال1393 منبر شکن و عریان کننده بلاهت و حرف مفت در راه است

مساله آخر این که اگر چه برخلاف این تهدید های جدی و نفرت افشانی و کینه توزی زنجیر گسیخته یی که مورد ترویج و تبلیغ و تشویق و تشجیع تلویزیونی هم قرار می گیرند، رهبری مجاهدین خیلی خوب می داند که اجرای «حکم شرعی» در مورد ما مهدورالدم ها، اینجا (در کشورهای اروپایی یا در آمریکا و کانادا یا در هرجای دیگری که در سفر و گذر باشیم) در صورت کشف توسط پلیس و شناخته شدن آمر و عامل بشدت به زیانشان و به زیان جبران ناپذیر برای آنان است و به خاطر همین امکان این که بخواهند غلطی بکنند ضعیف است، ولی با این حال از آنجا که پول کلان دارند که ریخت و پاش های فروان در برگزاری تجمعات و خرجی که برای اقامت دعوت شدن و اجیرشدنگان و سایر مسائل دیگر می کنند، نشان از بازدهی فراوان منابع درآمد و کسب و کارهاشان دارد که ربطی به «گلریزان»ها ندارد، با این پول و آن تشکیلاتی که آن جمعیت «از همه رنگ» را برای تجمع ویلپنت می آورد، می توانند عناصری ز اوباش از هر ملیتی را برای انجام انتقام گیری از ماها استخدام کنند. این ها در این مورد هم امکان دارد از رژیم الگو برداری بکنند(که غیر ایرانی هایی را برای اقدام علیه مخالفان خود بکار گرفت).  بنابراین من پیشاپیش این هشدار را به دوستان می دهم که این فرض و احتمال را از نظر دور ندارند. اما ما در برابر این احتمال جا نخواهیم زد. ما انتقادات خودمان را مطرح خواهیم کرد و حرف خودمان را خواهیم زد. این اخطار را هم به دستگاه رهبری مجاهدین می کنم که دست از این روش منحوس ارعاب و ترور شخصیت و تهدید توسط نوچه ها و تشویق توسط «نماینده سازمان پر افتخار مجاهدین در شورای ملی مقاومت» و کسانی مثل سید المحدثین(وزیر خارجه آقای رجوی) بردارند. از سرنوشت شاه و خمینی قرار بود عبرت بگیرند که نگرفته اند. مریم و مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی، مسئول این هتاکی ها و تهدید ها هستند. کیست که نداند که در رژیم آخوندی اگر خمینی یک تَشَر به حزب اللهی ها می زد که حق حمله به تظاهرات و تجمعات را ندارند، کسی از آن اراذل و اوباش جرأت نمی کرد به تظاهرات حمله کند. و کیست که نداند اگر خامنه ای یک تشر به لباس شخصی ها بزند که حق حمله به خوابگاهای دانشجویان و به تجمعات دانشجویان و تجمعات دیگر و ایجاد مزاحمت برای مردم ندارند، آن سگان آستان ولایت دیگر در خیابانها دیده نخواهند شد. اخطار من به رهبری مجاهدین این است که اگر اتفاقی برای هریک از ماها بیافتد، مهدی ابریشمچی و مریم رجوی مظنون درجه اول به عنوان آمر حادثه خواهند بود و روشن است که در صورت حادثه یی ما هم بیکار نخواهیم نشست و علیه این دو مسئول برنامه ریز سیاستگذار و رهبری کننده و مشوق خشونت ورزی، به مراجع قضایی شکایت خواهیم کرد. روشن است که در صورت کشیده شدن مساله به مراجع قضایی آنها زیان خواهند کرد. بنا بر این همچنان که حدود 9 سال پیش، هم در انتقادها و هم هشداری که در مورد واکنش به رفتار خودسرانه در نامه به مریم رجوی داده بودم****، هشدار و اخطاری که از سر احساس مسئولیت و نیز با هدف توجه دادن او و دستیارانش  به خطاهایشان و اصلاح کجرویهاهاشان بود، لازم دیدم این هشدار را به آنها بدهم و یاد آوری کنم که متوقف کردن این عربده کشی ها و متوقف کردن تبلیغ و تشویق کینه ورزی و هتّالکی به نفع خودشان است. اولا این کارها آنها را بیش از پیش در نظر مردم منفور می کند، ثانیا عربده کشی ها و اتهام زنی ها و تهدیدها، عوارض مصیبت بار ناتوانی رهبری مجاهدین را از تحلیل و ارزیابی درست شرایط و عوارض ویرانگر سیاست و تصمیمات غلط گذشته که خود ناشی از خودخواهی خرد سوز و تکّبر ضایع کننده شعور این رهبری است، نه می تواند بپوشاند نه برطرف کند. من این دو رویداد مهم (نامه سرگشاده ایرج مصداقی به مسعود رجوی-گزارش 92 و این استعفای دو عضو و مسئول کمیسیون شورای ملی مقاومت) را مثل دو کشیده سنگینی به چهره رهبری مجاهدین می بینم که «تنبیه اتودینامیک»ی بود برای آن قلدرمنشی و «گردن کلفتی» نشان دادن در برابر انتقادات من در نزدیک به ده سال پیش، که با عدم ارسال بیانیه سالانه شورا به من برای اظهار نظر و منتشر کردن آن با تاکید«تصویب به اتفاق آراء» نشان دادند. دو کشیده ای که صدایش طنین جهانی داشت. هم در داخل به گوش مردم رسید و هم در خارج در سطح کانون های سیاسی و دیپلماتیک به گوش همان کسانی رسید که رهبری مجاهدین سالهاست برای صاحب نقش و صاحب نفوذ و «تنها آلترناتیو دموکراتیک» رژیم بودن معرفی کردن و قبولاندن خود به آنان،«کفش آهنی» بپا کرده و بی وقفه دویده است و پولهای کلان و وقت و نیروی کلان صرف کرده است. اثرات ضربه این دو رویداد را با فحاشی و تهدید و ارعاب، نمی توان ترمیم کرد. اگر نزدیک به ده سال پیش به جای آن گردن کلفتی کردن، به انتقادات توجه می شد و اشتباهات پذیرفته می شد و روشها در تبلیغات و ارتباط با ایرانیان بازبینی و اصلاح می شد، حتما رهبر مجاهدین این گونه تنبیه نمی شد. رهبری مجاهدین تا از عرش و اوج افلاک پایین و به روی زمین یا به قول ایرج مصداقی «به فرش» نیاید و جا و نقش خود را به عنوان رهبر یک سازمان و تشکل سیاسی که به حمایت مردم و افکار عمومی ایرانیان نیاز دارد و از آن اعتبار می گیرد، نبیند، هرچه زمان بگذرد در پی سرابی که سالهاست برای رسیدن به آن می دود و «خون عرق می ریزد»- سراب انحصار قدرت و مالک الرقاب ایران و ارباب مردم شدن وبا مخالفان و منتقدان خود مثل عاملان «ریختن خون حسین و یارانش» و «تمکین کنندگان و سکوت کنندگان در برابر یزید»، برخورد کردن و مجازات کردن و انتقام گرفتن-، بیشتر و بیشتر به اعماق بیابانی که در آن یاری رسانی نخواهد یافت ره خواهد سپرد و فرسوده و از پا افتاده از نظر مردم به کلی محو خواهد شد. انتظار افکار عمومی از مسعود رجوی انتقاد از خود صادقانه و عذر خواهی از مردم به خاطر خود بزرگ بینی ها و سیاست های غلطی که به بهای خون و رنج فراوان برای مجاهدین تمام شده(به ویژه در این 4 سال گذشته) و رفتار و گفتار توهین آمیز و حرمت شکنانه با منتقدان و حرفها و کارهای بی معنی و سبک و استفاده از القاب و استعاره در مورد همسرخود و او را بر فراز مردم قرار دادن، است. این مساله(انتقاد از خود و عذر خواهی از مردم) را من از چند سال پیش چند بار یاد آور شده ام، همچنان که ضرورت از اوج افلاک به روی زمین آمدن را. خیلی سالها پیش از این زنده یاد کمال رفعت صفایی هم در سال 1368 در سروده خود«در ماه کسی نیست» این را گفته بود:

! برجی که از تو گریختم

شکسته در خویش و

                     ! ایستاده بر مناره ی اندام دیگران

پیش از آن که در ماه مستقر شوی

بر همین زمین

                ! فرودگاهی مهیّا کن

زیرا

     ماه

        قرارگاه خدایان را

                            در خویش ویران کرده است

*******

: منابع

 :* *مقاله در مورد افشاگریهای بزرگ منینگ و اسنودن

http://www.radiozamaneh.com/93473#.Uh9XeqwU-So

 **نامه سرگشاده و اعتراضی من به رفتار خودسرانه مریم رجوی در مهره 1383

http://iradj-shokri.blogspot.fr/2013/06/9.html

: ***مقاله ایرج مصداقی در مورد استعفای شرع پسند و واکنش رژیم

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-53607.html

****متن نامه من به مریم رجوی در مورد عدم ارسال بیانیه سالانه به من برای اعلام نظر و تذکر من در مورد خلافکاری مجاهدین در این مورد و اخطار به واکنش نشان دادن به این کار در صورت با اطلاع و تصمیم مریم بودن آن اقدام  در لینک زیر آمده است:

http://iradj-shokri.blogspot.com/2013/09/blog-post.html

 

 ۹شهریور ۱۳۹۲ - ۳۱ اوت  ۲۰۱۳

 

http://iradj-shokri.blogspot.fr/

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن