کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
ایرج شكری

آقای دکتر هزارخانی در مطلبی تحت عنوان «مشکل  استثنا با قاعده» که در سایت همبستگی ملی درج شده است، ضمن مورد توجه قرار دادن فشارهای بین المللی که مجاهدین متحمل شده اند، مقابله  اخیر مجاهدین در اشرف  با نیروهای عراقی را(که تصمیم وسیاستهای رهبری سازمان مجاهدین با تاکتیک «بیابیا گفتن» به دشمن مسلح  و به استقبال درگیری با نیروهای دشمن رفتن از عوامل تعیین کننده وقوع آن است) مورد ستایش و در قالب آرمانگرایی قرار داده است. نکات دیگری هم در نوشته ایشان هست که ضمن ارادت  و احترام  فراوانی که برای ایشان قائلم، لازم به توجه و بحث دیدم. آقای دکتر هزارخانی قبلا در سخنانش در مجلس یادبود قرباینان یورش گرازهای عراقی به اشرف، با اشاره به شرایطی که زمینه آن یورش بود، گفت که «اشرفی ها تا به حال خودشان اصرار داشتند در شهری که با دستهای خودشان ساخته اند، بمانند. از این پس، اما، ولو به هر دلیل نخواهند، مجبورند آن جا بمانند و از شهرشان دفاع کنند، زیرا نوری مالکی و گله مزدورانش، به نیابت از جانب خامنه ای آنها را در همان جا به جنگ طلبیده اند. این همان موقعیت تازه یی است که جنایت اخیر مالکی و مزدورانش ایجاد کرده و به ضرورت یک بعد عراقی به مبارزه اشرفیها می دهد. تفصیلش باشد برای بعد». در مقاله آقای دکتر من چیزی که توضیح دهنده آن اجبار به ماندن در اشرف باشد ندیدم، بر عکس خود ایشان هم یاد آور شده است که مجاهدین راه حل ترک عراق را هم مطرح کرده اند(به این هم خواهم پرداخت). بنابر این پس اجباری در کار نیست به ویژه آن که این طرف عراقی است که « پاشو تو یه کفش کرده» که مجاهدین باید تا آخر سال میلادی جاری عراق را ترک کنند.

جلوی گلوله رفتن برای ماندن در عراق، یا مرگ یا آزادی نیست

 از طرف دیگر آقای دکتر هزارخانی رفتار مجاهدین را، در قالب «آرمانگرایی» که اکنون بنا بر توضیحی که ایشان داده است دیگر خیلی های به آن باور ندارند و نایاب هم هست، قرار داده و اشاره یی هم به چریکها در زمان شاه کرده است. آقای دکتر هزارخانی رویارویی مجاهدین با عراقیها را عمل کردن به شعار یا مرگ با آزادی به خواننده ارائه می کند. در حالی که دیگر نه آن «آرمانگرایی» که دستگاه رهبری مجاهدین در یک دگردیسی انحطاطی بعد از انقلاب ایدئولوژیک «آرمان» و آرزوی سازمان قرار داد-گرفتن رهبری غصب شده انقلاب- مسأله آرمانی مثل آزادی و استقلال برای مردم است و نه آن زیر چرخ خودروهای نظامی خوابیدن و جلو بیل لودر قرار گرفتن در مرداد 88 برای جلوگیری از استقرار پاسگاه پلیس در اشرف و نه این یکی حرکت دلخراش اخیر، عمل به شعار یا مرگ یا آزادی بود. این دو رویداد، اجرای فرمان رهبری خود محور بین در «بیابیا گفتن» به نیروهای انتظامی و مسلح کشور ثالثی بود که مجاهدین بعد از سقوط رژیم صدام هنوز  حاکمیت آن را در عمل قبول ندارند و به موضعگیری های تند علیه مالکی پرداخته اند تا آنجا که مسعود رجوی بدست نیاوردن اکثریت در پارلمان توسط جناح مالکی را«جزغاله شدن مالکی» نامید و حتی خانم رجوی به همبستگی با تظاهرات عراقیها علیه مالکی در موضع برانداز قرار می گیرد و با آیه قرآنی«و سیعلم الذین ظلموا...» او را تهدید به انتقام و کیفر یافتن می کند و در سخنان خود در مجلس یاد بود شهدای اشغال اشرف در مقام قیم عراقیها، حاکمیت عراق را سرقت شده توسط رژیم می داند. در حالی که مالکی رقیبی مثل ایاد علاوی هم دارد که اتفاقا دو کرسی بیشتر از او در پارلمان کسب کرده بود و چند ماه هم طول کشید تا بالاخره یک دولت ائتلافی تشکیل بدهند. به هر حال دست نشاندگی مالکی یا غصب حاکمیت عراق توسط او مطلقا برای مجاهدین وظیفه وارد شدن به جنگ برای سرنگونی دولت او را با هزینه هایی که می تواند داشته باشد و نمونه اش را دیدیم تعیین نمی کند، و چون نه تنها تاثیر مثبتی در اعتلای مبارزه مردم با رژیم ندارد، بلکه همان گونه که از واکنش نشان ندادن آنان نسبت به رویا رویی اشرفیها و شهادت دلخراش آن تعداد از «قیام آفرینان» که ویدئو های آن را هم حتما دیده اند، می توان دریافت از این قبیل رویا رویی ها تنها ممکن است حیرت زده و متآسف باشند که چرا مجاهدین وارد چنین جدالی شده اند.  

آرمانی خصوصی، خلاصه شده در یک اسم برای احقاق حق رهبر

آرمان مجاهدین، آرمانی است که مسعود رجوی بعد از انقلاب ایدئولوژیک در اسم خودش خلاصه کرد و بعد هم همسر و شاگرد اول انقلاب ایدئولوژیکش را به عنوان «رئیس جمهور برگزیده مقاومت و مهرتابان آزادی» به آن اضافه کرد و همه تلاششان روی کسب انحصاری قدرت با تکیه به بر حمایت غربیها متمرکز شد و مردم و افکارعمومی هم نه به عنوان منبع لایزل کسب اعتبار و پشتوانه که با برخوردی از حمایت آن می توان رژیم را سرنگون کرد، بلکه به عنوان محتاج و نیازمند «رهبری مریم و مسعود» در محاسباتشان قرار گرفت و اگر جوانانی که در اعتراض به کودتای انتخاباتی به خیابانها ریختند و با نیروی انتظامی درگیر شدن«اشرف نشان» نامیده شدند، با همین نگرش قیّم مابانه و با این «آرمان» است. آرمانی که برای خودشان مساله بود و نبود است نه برای دیگران. اگر آدم نخواهد روی از واقعیت برگرداند، به روشنی می توان اثرات منفی آن به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک را که مطلقا نمی توانست برای مردم دارای ضرورت قابل درک باشد و آن پرخاشگریها و نابردباریها را بر افکارعمومی دریافت. رهبری مجاهدین به قدرت نرسیده با سالها پافشاری به شعارهای خودمحوربینانه و خودپرستانه انزجار برانگیز که مورد انتقاد بسیار از سوی دوستانشان و نیز از سوی اوپوزیسیون بود، چهره یی قدرت پرست و قلدرمنش از خود در افکارعمومی ایجاد کردنده اند که آن «آرمانگرایی» در راه تحقق خواستهای همان رهبری و  در اجرای فرمان «بیایبا»ی همان رهبری صورت می گیرد.

«این همانی کردن» تأسف آور آقای دکتر

آقای دکترهزارخانی « ضمن تفکیک گروههای مختلفی که خواهان این هستند که مجاهدین اشرف را ترک کنند، «به کسانی که از راه دلسوزی برای مقاومت و دغدغه خاطر برای حفظ جان اشرفیها مصرانه خروج آنها از عراق را پیشنهاد می کنند»، یاد آوری کرده است که« خود مجاهدین در میان راه حلهایی که برای پذیرششان آمادگی دارند، یکی هم راه  حل خروج از عراق را قرار داده و آن را اعلام کرده اند، البته با شرایطی که برایش گذاشته اند، چون هیچ دلیلی ندارد که شرایط را جنایتکاران معین کنند» و در پایان تاکید کرده است که:« صرفنظر از این که رزمنده یی که سینه‌اش را سپر گلوله می کند، کسی نیست که برای حفظ جان حاضر به پذیرش هر شرطی باشد، گمان می کنم پذیرش هر نوع شرط تحمیلی یا حتی پذیرش خروج بی هیچ قید و شرط، یک مقاومت رزمنده و سرسخت را تبدیل به ”بوت پیپل” می کند و این نهایت آرزوی رژیم است. برای این کار هم جمع موسوم به ”خانواده های مجاهدین” مدتهاست پشت در اشرف عربده می کشند گویا اخیرا خانم سینگلتون هم به آنها ملحق شده است. واجب کفایی را همانها انجام خواهند داد، نیازی به مشارکت اپوزیسیون نیست». اولا من متاسفم که آقای دکتر به طور «تلطیف شده» منطق «این همانی» و همسو قرار دادن خواست اپوزیسیون، با اجیرشدگان رژیم و دشمنان مجاهدین را بکار گرفته است. امیدوارم برداشت من غلط باشد اما درآنجا که با اشاره به آن جمع موسوم به خانواده های مجاهدین و نام بردن یک چهره ضد مجاهد فعال، می گوید که «نیازی به مشارکت اپوزیسیون» نیست، من اینطور برداشت کردم. منطق «این همانی» را مجاهدین از زمان «انقلاب ایدئولوژیک» علیه منتقدان خود بکارگرفتند و با قرار دادن گروههای اپوزیسیون چپ که منتقد آن طلاق «پاکبازانه» و آن ازدواج پیامبرگونه بودند، با شاه الهی ها و خمینیست ها در یگ گروه، انزجار زیادی نسبت به خود در میان اپوزیسیون و بخش زیادی از ایرانیان برون مرزی برانگیختند و من در آن زمان این روش آنان را با نوشتن نامه به نشریه مجاهد مورد انتقاد قرار دادم و می دانم که آقای دکتر هم، آن گونه « در یک جوال ریختن» ها را روش درستی نمی دانست. به هرحال پافشاری کسانی چون من در غلط بودن خط ماندن در عراق و تاکید به خروج از عراق به خاطر امنیت مجاهدین و عدم پرداخت هزینه سنگین انسانی که محاسبه غلط ناشی از خود خواهی رهبری ببار آورده و باز هم خواهد آورد، با خواست آن جمع که با بلندگوهای کارگذاشته شده در اطراف اشرف به شکنجه روانی مجاهدین مشغولند و شعارهایی برای نابودی اشرف می دهند و تلاششان به زانو در آوردن ساکنان اشرف و فرار و پیوستن کسانی از آنان به اینهاست، واقعا همسو نیست و نمی شود آن را«مشارکت» در اقدام آن جمع نامید.

دودوزه بازی و پنهان کاری رهبری مجاهدین   

در مورد این که مجاهدین خروج از اشرف را هم باشروطی که تعیین کرده اند یکی از راه حلها قرار داده اند، توجه آقای دکتر را به این نکته جلب می کنم که اولین باری که مجاهدین در این مورد مساله را به اطلاع افکار عمومی رساندند، اطلاعیه 5 مرداد 88 خانم رجوی بود که گذشته ازاین که به نظر می رسید که تاریخ زیر اطلاعیه یک روز عقب تر از زمان نگارش آن گذشته شده که وانمود شود قبل از یورش نیروهای عراقی به اشرف نوشته شده است، انتخاب اول را رفتن به ایران با تضمین آزادی و امنیت مجاهدین در ایران قرار داده بود. خُب با اطلاعی که همه از اوضاع ایران و شوهای تلویزیونی ابراز ندامت خادمان و مقامات بلند پایه سابق همین رژیم و حتی به ندامت کشاندن آدم نیمه زنده یی مثل سعید حجّاریان دارند، آن «شرط و شروط» بیشتر به جوک و شوخی شبیه بود و نه شرطی برای طرح جدی مساله خروج از عراق. شرط دیگر را آقای رجوی چندی بعد مطرح کرد و آن دریافت دویست میلیون دلار  برای آنچه مجاهدین در اشرف هزینه کرده اند بود و در این مورد بر حل این مساله براساس مواد 52 و 53 کنوانسیوانهای لاهه  تاکید کرد. این هم مساله یی نیست که با رو هوا ماندن، به شکل راه حل در بیاید، بلکه مجاهدین باید رسما در این مورد در مراجع صلاحیتدار قضایی طرح دعوا بکنند تا اولا بشود آن را به صورت دعوایی حقوقی به طرف عراقی تفهیم کرد و بعدا برای قبولاندن این راه حل به طرف عراقی و دریافت زیان تخلیه اشرف تلاش کرد.آقای رجوی هم در طرح این پیشنهاد چندان جدی نبود. آنچه اخیرا خانم رجوی در پاسخ  به سخنان دبیرکل شورای وزیران عراق مطرح کرد (اطلاعیه شماره 71 اشغال اشرف) و اسامی چند ژنرال آمریکایی را ذکر کرد که مجاهدین به آنها گفته بوده اند که اگر آمریکا نمی تواند حفاطت آنان را به عهده بگیرد حاضرند عراق را ترک کنند و به آمریکا بروند(1)، افکارعمومی از  آن بی خبر بود. شاید این پیشنهاد را با هدف تقرّب هرچه بیشتر با آمریکاییها که مجاهدین را تروریست می دانند گفته مطرح کرده باشند. اگر ما فکر کنیم آمریکا ممکن است نگران کسانی باشد که قبلا بمبارانش کرده بود و بازهم نامشان را در لیست گروههای تروریسی حفظ کرده است، باید خیلی از واقعگرایی به دور باشیم.  به هرحال آنچه بعد از امضای قرارداد امنیتی بین آمریکا و عراق از مجاهدین دیده شده است، تحصن ها و تلاشهای بی وقفه مجاهدین برای حفاظت اشرف توسط آمریکا بوده و نه ترک عراق و این سیاستی بوده است که من برغلط بودن آن در نوشته های خود تاکید کرده ام. نفع بزرگ اینکار که برای جناب رجوی بیش از آن دویست میلیون دلار مورد ادعا ارزش دارد این است که زیر حفاظت آمریکا قرار گرفتن، خارج شدن از حیطه اقتدار و اعمال حاکمیت عراق است  و مثل نشان دادن مشت گره کرده با انگشت شست برآمده در مفهوم ایرانی آن(مفهوم فرنگی آن اوکی OK  است» به رژیم و دولت مالکی است و این رضایت خاطر بسیار برای کسانی دارد بیش از پانزده سال است که سالروز انتخاب مریم به عنوان رئیس جمهوری آینده ایران را جشن می گیرند و برای او لقب «مهر تابان آزادی» بکار می برند و مبتکر شعار«ایران – رجوی، رجوی ایران» بوده اند. تحت حفاطت آمریکا قرار گرفتن برای اینان نه به خاطر امنیتی بلکه از همین جنبه  وارد بازی قدرت شدن و «قدرت نمایی» و «یک برگ» در این بازی بودن بسیار ارضا کننده است.  حدود دو سال پیش، بعد از بیش از صد روز تحصن «خانواده ها و هواداران مقاومت»،  در شهرهای بزرگ در کشورهای مختلف از جمله در نیویورک و واشگنتن برای تحت حفاظت آمریکا قرار گرفتن اشرف، وقتی سرانجام رایان کراکر سفیر آمریکا در بغداد به یکی از رسانه ها گفت که عراق به آمریکا اطمینان داده است که مجاهدین به ایران بازگردانده نخواهند شد، آقای رجوی در اطلاعیه یی(10 دی 87) غریو سرداد که «غیر ممکن ممکن شد» و منتقدان ماندن در عراق را به باد توهین و تحقیر گرفت(2). دست اندر کاران تبلیغات مجاهدین هم  برای به مردم باوراندن دروغی که خودشان باورکرده بودند ، یک آرم و پرچم ویژه اشرف، همراه پیام « رهبر مقاومت» منتشرکردند. من نمی دانم اگر دو سه سال پیش غیرممکن ممکن شده بود، پس این اوضاع چیست.

راه انداختن رژه نظامی در اشرف توسط «ارتش آزادیبخش ملی»، چنان که گویی انگار نه انگار که دیگر دوران صدام حسین گذشته است و هرگز بر نخواهد گشت، کار نسنجیده و تحریک آمیزی بود که امروز تاوان آن را مجاهدین باید بادست خالی به جلوی زره پوش رفتن بپردازند. در دستگاه سیاسی عراق به غیر از دست پروردگان رژیم که دشمن مجاهدین هستند، دیگرانی که دشمن مجاهدین نیستند و مجاهدین آنها را خیلی حلوا حلوا می کردند و می کنند، تنها به شرط بی درد سربودن حضورشان و این که«تهدیدی برای امنیت رژیم» نباشند، حاضر به پذیرفتن آنها در خاک عراق هستند و نه بیشتر . توجه داشته باشیم که یکی از آن افرادی که در دایره حامیان مجاهدین و پذیرش حضور آنان در عراق قرار دارد، اکنون معاون نخست وزیر است(صالح مطلک). خُب چطور می شود چشم به این مساله بست که این مردک در حد برچیدن بلندگوهای اطراف اشرف و حتی در حد مساله انسانی رساندن مجروحان حمله اخیر به بیمارستان ، هیچ حرکتی و اقدامی نکرده یا نتوانسته بکند. آیا همین خود دلیلی بر غلط بودن محاسبات سیاسی رهبری مجاهدین از اوضاع عراق نیست؟ تازه در عراق مسائلی هست که ممکن است سبب بلوا و کشمکهایی بشود که اصلا ربطی مبارزات مردم ایران با رژیم ندارد و مساله مجاهدین هم نیست و آن مسائلی مثل مالکیت منابع نفت کرکوک و گاز تکریت و مسائل قومی است حالا اگر یک کشمکش داخلی در این زمینه ها در بگیرد مثل اشغال کویت مجاهدین نیز از عواقب آن در امان نخواهند بود. با توجه مسائل یاد شده ملاحظه می شود مساله پیشنهاد خروج از عراق از سوی مجاهدین را که آقای دکتر خواسته منتقدان ماندن در اشرف به آن توجه بدهد، به شکلی تا کنون مطرح شده دودوزه بازی و ظاهر سازی بوده است و الا اگر آن راه حل جدی بود، لازم نبود که کسانی با دست خالی به رویا رویی با زره پوش مسلسل فرستاده شوند.

انعطاف مجاهدین و آزادی عقید و بیان و آن مصوبه شورایی

آقای هزارخانی گفته است « مجاهدین در عرصه سیاست، از قضا انعطاف پذیر و اهل تعامل‌اند. مطالباتشان در این زمینه هیچ وقت ماکزیمالیستی نیست، به قول امروزیها ”حداقلی” است. این حداقل هم، خودشان بارها اعلام کرده‌اند، آزادی اندیشه و بیان است.» اما کارنامه مجاهدین در زمینه باور به آزادی اندیشه و بیان نمره قبولی ندارد. اگر مجاهدین در این زمینه حساسیت لازم داشتند و از اهل قلم و روشنفکران و هنرمندان داخل کشور که آنها بودند که پیوسته از این بابت در رنج بودند، حمایت می کردند، الان در این زمینه می توانستند گروهی پیشتاز در افکار عمومی جلوه گر شوند. آقای دکترخود از نزدیک شاهد جدلهای من با مجاهدین  در این زمینه بوده است و نوشته های من در ستون «یادداشت و گزارش» هفته نامه ایران زمین که خود آقای دکتر سردبیری آن را به عهده داشتند، گواه بر لزوم توجه به اهمیت این مساله بود. صرفنظر از بی تفاوتی چشمگیر مجاهدین بر آنچه بر اهل قلم در کشور روا می شد و نگاه منفی دستگاه رهبری مجاهدین به روشنفکران که وارد آن نمی شوم و هنوزهم «زبان خودم را نگهمیدارم» برای این که زمان و شرایط طوری است که مطرح کردن آن را اضافه کردن مساله یی بر مساله ها که اکنون ضرورتی ندارد می دانم، ماده واحده یی که به عنوان مصوّبه اجلاس میان دوره یی شورا در دیماه دوسال پیش انتشار یافت(3)، برای همیشه باعث شرمساری مجاهدین و شورا خواهد بود. در آن مصوبه، همان خط و روشی بکار گرفته شده که «حضرت امام» در اوائل انقلاب برای تهیج و بسیج توده های نا آگاه علیه دگر اندشان بکار می گرفت و همه تلاشش این بود که آنها را  دست اندر کار توطئه و دشمن اسلام و خائن بنمایاند و در همان مناسبات و رابطه و ضابطه یی «مصوبه شورا» شده که  خامنه ای با « حکم حکومتی» به مجلس رژیم برای کنار گذاشتن طرحاصلاح قانون مطبوعات از دستور مجلس، عمل کرد. اگر چه مطمئنم که آقای دکترهزارخانی نمی تواند متبکر چنین مصوبه یی باشد، بلکه تروشات ذهن امثال آن آقای «پاکباز» است که خود را محور و مرکز مشروعیت و مشروعیت دادن می دانند وگویا با تایید  یا متهم و محکوم کردن ایشان به نمایندگی از تشکیلات مربوطه است که کسی یا گروهی مشروع یا نا مشروع می شود و «نامشروعها» و خائن ها طبعا مشمول کیفر و مجازاتی هستند که به طور غیابی احکام مجازاتشان در دستگاه ایدئولوژیک عالیجنان صادر می شود تا بعد از «انقلاب نوین مردم ایران» وقت اجرایش برسد! با همین نگرش است که درج انتقاداتی از عملکرد رهبری مجاهدین و سیاست ماندن در عراق، در رسانه ها، در آن مصوّبه ضدیت با اشرفیان و خیانت به مبارزات مردم ارزیابی شده است و «مراوده با آنان»، یعنی ارسال مطلبی برای درج (که از سوی یکی دو عضو شورا آنهم با هدف شکستن انزاوی مجاهدین صورت می گرفت)، «مشروعیت دادن» به آنها شناخته شده و بهمین دلیل ممنوع شده است.  صد افسوس که این رفتار مستبدانه به اسم مصوّبه شورایی بیرون می آید که آقای دکتر عضو برجسته آن است، هم چنان که بیانیه های دیگر شورا هم در برگیرنده هم استبداد رای و هم واقعیت گریزی هایی از  دستگاه رهبری مجاهدین است و مثلا گاه در ماده اول آن التزام به برنامه و مصوبات شورا از اعضا گرفته شده و مزورانه با تاکید تصویب شده «به اتفاق آراء» منتشر می شود. اعتبار کسی چون آقای دکتر هزارخانی که مورد احترام بسیار در جامعه روشنفکران و اهل قلم است، با توجیه عملکرد غلط مجاهدین از سوی ایشان، خدشه دار می شود. من مطمئنم که افق دید دکتر هزارخانی بلندتر و گسترده تر از آن است که اکنون در قالب تنگ توجیه خواستها و رفتارهای خود محوربینانه و واقعیت گریزانه رهبری مجاهدین ضایع شده است. درست است که آنچه در اشرف گذشت چنان دلخراش بود که روح آدم را ترک بیاندازد، اما سالهاست که دستگاه رهبری مجاهدین از عواطف دیگران سوء استفاده می کند. کسانی که مجاهدین را همراهی می کنند باید به خاطر داشته باشند که مسئولیتشان در برابر افکار عمومی بیشتر از مسئولیتی است که به عنوان یک همراه و همرزم در برابر مجاهدین دارند. من بر این نکته تاکید دارم که خود خواهی و خود محوربینی رهبری مجاهدین که با واقعیت گریزی همراه است، اشرفی ها را در این شرایط قرار داده است و الا اگر لااقل بعد از امضای قرار داد امنیتی عراق و آمریکا، آن تحصن ها برای خروج مجاهدین از عراق، برگزار می شد و نه تحت حفاظت آمریکا قرار گرفتن اشرف، الان مجاهدین مستقر در اشرف در این وضع نبودند و دلیلی هم ندارد که فکر کنیم اگر مجاهدین با این سیاست و به اصرار خودشان از عراق به کشورهای اروپایی یا آمریکا و کانادا منتقل می شدند به «بوت پیپل  people - Boat  » (4)تبدیل می شدند. اکنون نیزهمچنان که قبل نوشتم درخواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد و این «بوت پیپل »شدن نیست.  مزاحمتها و درنده خویی دار و دسته مالکی و شیعیان دست پرورده رژیم در عراق در آینده هم تجدید خواهد شد و تنها یک اظهار نگرانی یا تاسف آمریکائیان و اروپائیان چیزی از تلخی و سنگینی آن نخواهد کاست هم چنان در حوادث اخیر تجربه کردیم. به هرحال مجاهدین باید دست از دلخوش داشتن به کارهای نمایشی پوچ در اشرف بکشند. بازهم تکرار می کنم عراق نه جای مناسبی برای مجاهدین است و نه تضمینی برای مجاهدین در عراق خواهد بود. کاری هم نیست که مجاهدین درعراق برای مبارزه مردم با رژیم بکنند.

مشکل اصلی عدم پذیرش شکست  است

به هر حال مساله آنجاست که رهبر مجاهدین حاظر به پذیرش اشتباه و شکست نیست و آدم شکست خورده یی که حاظر به پذیرش شکست خود نباشد و واقعیت را نپذیرد نمی تواند موقعیت خویش را درست ارزیابی کند. چنین آدمی به موجودی لبریز از نفرتی ویرانگر تبدیل می شود که می خواهد هرآنچه را که خلاف میل اوست و هرکس که او را شکست خورده می داند، با هر امکانی که بدست می آورد منهدم کند و از میان بردارد. به وضع کنونی اشرف و آن رویارویی ها  هر چقدر هم که رادی بلند جنگ مکتبی و عقیدتی حسینیان زمان با یزیدیان زمان بپوشاند، یا نام حماسه میهنی به آن بدهند، یا دوستانی مثل آقای دکتر آن را آرمانگرایی ارزیابی کند، به وضوح می بینیم برای افکار عمومی غیرقابل درک است و حتی با رویکرد منفی همراه است. پذیرش شکست به معنی دست کشیدن از مبارزه نیست. برای برآورد وضعیت و جمع بندی و ارزیابیهای درست از توان و امکانات و سازمان دهی مبارزه با روشها و سیاستها های جدید و مناسب، لازم است. تا این واقع بینی در رهبری مجاهدین پیدا نشده است، آنها خود و افراد تشکیلات را از چاه و چاله یی به چاه و چاله یی دیگر خواهند انداخت، هم چنانکه از رویدادهای تلخ و دلخراش مرداد 88 به رویداهای بسیار دلخراش تر فروردین 90 و عواقبش رسیدیم.   سیاست غلطی که نتیچه اش، چیزی جز «خوردن چوب پیاز» نبوده است. کافیست در نظر آوریم که اگر سی و چهار نفر در خیابانهای تهران در تظاهرات و در درگیری با نیروهایی انتظامی جان باخته بودند، چه تاثیری در جامعه و چه انعکاس بین المللی می توانست داشته باشد.   

در پایان سوالی هم از آقای دکتر هزارخانی که بازهم تلاش کرده است از عملکرد مجاهدین دفاع کند دارم و آن این که با توجه به نزدیک بودن ایشان به رهبری مجاهدین، برای افکار عمومی علت عدم انتشار تبریک و پیام سال نو از سوی جناب مسعود رجوی را بازگو کند. چون با اظهارات خانم رجوی در مجلس بزرگداشت شهدای اشرف که گفت مسعود قبل و بعد از عید با مجاهدان ساکن اشرف تماس داشته است و با توجه به یکی دو پیامی که بعدا ایشان فرستاده است، معلوم نیست دلیل تبریک نگفتن عید چه بوده است. با مردم قهر کرده است؟ ایشان اگر به علت بیماری هم نمی توانسته با صدای خودش تبریک بگوید، تبریک کتبی ایشان را مثل بعضی از پیامهایش گوینده های رادیو تلویزیون مجاهدین می توانستند قرائت کنند. این مساله ابهام بزرگی در رابطه ایشان با مردم و افکار عمومی را سبب می شود. لازم است توضیحی برای این مساله داده شود.

 

منابع و توضیحات:

1-  اطلاعیه 71«... ساکنان اشرف در مذاکرات دو روزه خود با ژنرال اودیرنو در ۱۹ و ۲۰اردیبهشت ۱۳۸۲ اعلام کردند که پس از گردآوری سلاحهایشان در صورتی‌که ایالات متحده قادر به حفاظت از آنها در عراق نیست، آمادگی دارند که به آمریکا بروند. این مطلب در صورتجلسه مذاکرات ثبت شده و در سالهای بعد هم مرتباً با ژنرالهای مسئول حفاظت از اشرف از جمله ژنرال میلر، ژنرال براندنبورگ، ژنرال گاردنر، ژنرال استون، آدمیرال رایت و ژنرال کوانتاک که تا پایان سال۲۰۰۹

 2 -  «پيام رهبر مقاومت به ايستادگان شهر شرف و ياران ايستاده در تحصن

سه شنبه، ۱۰ دي، ۱۳۸۷ - ۱۸:۰۳

با درود و سلام و با تبريك پيروزي،شما و مريم در اشرف پيروز شديد. گفته بوديم اگر اشرف بايستد، جهان به ايستادگي در برابر ديكتاتوري دين فروش برمي خيزد.

اينك اشرف پرشكوه با ياران نستوه در كارزاري به غايت فشرده و سخت و سنگين سرفراز مي شوند. نام ايران و ايراني و نام شهر شرف و پايداري را درهمه جا به اوج مي برند. از ژنو تا نيويورك و واشنگتن، از كانادا تا استراليا و ايتاليا، از انگلستان تا فرانسه و آلمان، از سوئد تا نروژ و فنلاند، از بلژيك تا دانمارك و هلند، از يمن تا مصر و لبنان، از اردن تا فلسطين و عراق....اين فرياد رساي هر ايراني و شوراي ملي مقاومت ايران، براي آزادي است كه در همه جا طنين مي اندازد، ميگسترد و ريشه مي دواند.از دانشگاهها و كارخانه ها تا سلسله جبال البرز. بيچاره آخوندهاي افسار گسيخته كه پاسخي جز دشنه و دسيسه و دار نمييابندبگير، ببند، بكش، گور خود كني به دست خود...از فرداي خيزش شيعيان در عراق عليه حاكمان مرتجع در ايران، رژيم پليد آخوندي چنگالها و دندانها تيز كرد. به گفته خودش، كمر به قصاص و قتل عام اشرفيان بست. سفلگان و دريوزگان بارگاه ولايت كه در برابر غداران و جباران جز تسليم نياموخته اند، زانو زدند. با زبانهاي گنديده و مسموم و با سوداهاي شوم براي اشرفيان، به مجاهدان آزادي تاختند. به جاي جلاد، «بي دنده و ترمز» قرباني را هدف قراردادند و به جاي ظالم، سنگ را به مظلوم زدند. بگذار در ساحل امن، در هاون رژيم آب بكوبند تا در هزار توي خفت و ذلت و در عقده هاي فرومايگي و حقارت، بپوسند. هيهات كه 6سال پيش، در محرّم حسيني،گفته بوديم كه «وقتي ديو تنوره ميكشد، وقتي كه دژخيم سر از پا نميشناسد، رمز ماندگاري و اعتلا، كلمه فداست.... مجاهدين از بنيانگذارانشان تا اعضا و هوادرانشان در تمام ايران و در سراسر جهان اين درس را به خوبي آموخته اند كه تاريخ خلق و ميهن خود را چگونه بنويسند. هيچ كس بيش از ما به خطراتي كه از هر سو ما را در بر گرفته احاطه و اشراف ندارد. اما عزم جزم كرده ايم تا اگر زمانه صد بار از اين هم خطيرتر و پر فتنه تر باشد، با تأسي به پيشواي آرماني مان، درسهاي جديدي از مقاومت و ايستادگي عرضه كنيم». خوشا اشرفيان صديق و پاكباز و سرداران و سالاراني كه غزل خوانان، دست افشان و پاكوبان، درس بزرگ مقاومت و ايستادگي عرضه كردند. يا ليتني كنت معكم...و خوشا ياران و هم چنين پشتيبانانِ بدون مرز عدالت و حرّيت بشري كه در كارزاري شگفت و ستايش انگيز، با « فانوس» رنج و خون مردم ايران و فرزندان رشيد آنان در چهارگوشه جهان بر سر ميدانها و خيابانها «جاركشيدند» و غيرممكن را ممكن ساختند.

در ميان پردة خون، عشق را گلزارها

عاشقان را با جمال عشق، بي چون، كارها

عقل گويد: شش جهت حّد است و بيرون راه نيست

عشق گويد : راه هست و رفته ام من بارها

مسعود رجوي»

3-  ماده واحده«در شرايط خطير كنوني كه حمايت و پشتيباني از مبارزان اشرف يك وظيفة عاجل ملي و يك تكليف انساني بين المللي است, همسويي با ولايت مطلقه فقيه در ضديت بافرزندان رشيد و مقاوم مردم ايران در اشرف و تلاش براي تضعيف و تخطئه آنها و ناديده گرفتن حقوق قانوني وحقوق مكتسبة آنان كه راه كشتار رزمندگان آزادي را هموار مي‌كند, خيانت به مبارزات وآرمانهاي آزاديخواهانة ملت ايران است. بنابراين اعضاي شورا, رسانه هايي را كه آشكارا با مجاهدان اشرف خصومت مي‌كنند مورد تحريم قرارمي‌دهند و هر نوع همكاري و مراوده با آنهارا برخلاف مصالح عاليه مردم ايران وقيام عليه ديكتاتوري مذهبي و تروريستي مي‌دانند».

  People - 4  -Boat  پناهندگانی که با قایق و در شرایط رقت باری از کشور خود می گریزند. این واژه بعد از سال  1976 در رسانه ها در مورد ویتنامی ها یی که با قایق و در شرایط رقت بار از آنجا فرار می کردند و روزها و هفته ها بدون آب و آذوقه در اقیانوس سرگردان بودند و گاه توسط ناوهای جنگی کشورهای مثل فرانسه یا آمریکا در حال انحام مآموریت گشت زنی بودن نجات می یافتند. در یک مورد که من خود سرگذشت یکی از این قایقهای بزرگ را خواندم، آن پناهندگان نگون بخت که مدت بسیار طولانی در آبها سرگردان بودند ابتدا با خوردن اجساد مردگان و بعد با کشتن افراد مریض و رو به مرگ و خوردن جسد آنها توانسته بودند به زنده بمانند.

7 اردیبهشت 1390 – 27 آوریل 2011
 
مقاله مشکل استثنا با قاعده :‌ منوچهر هزارخانی

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*سرازیر شدن خشم سپاه و رهبر به سوی روحانی، آینده نا روشن او و سایه جنگ
*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی
*نکته یی برای یاد آوری –2
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد
*نکته یی برای یاد آوری
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی
*تاریخسازی مسخره
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا
*از کجا به اینجا رسیدیم
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف
*در ضرورت توضیح واضحات
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی
*اعتراض من به قلدرمنشی بود
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد
*شروری در صف اوپوزیسیون
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی
*آخوند مسخره از اخوان مسخره
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری
*این سخن را درنیابد گوش خر
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی:
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت
*خوابگردی در فراموشخانه زمان
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن