حقوق دان روشنفکرو روشن‌فکر حقوق دان بخش نخست
نیره انصاری

اساساً واژه روشنفکر/روشنفکران در مورد کسانی اطلاق می‌شود که اکثراً به کار فکری اشتغال داشته و از همین راه در امر رشد و انکشاف عرصه های گوناگون فرهنگ و پویایی جامعه سعی و تلاش می تمایند. بر این اساس به حیث جامعه شناسی، روشنفکران آن قشر اجتماعی ای تلقی می‌شوند که در توسعه و پیشبرد فرهنگ جامعه نقش مستقیم و تأثیرگذار را ایفاء می کنند.

 به سخنی دیگر روشن‌فکر به فردی گفته می‌شود که مراعات کننده عقلانیت در حل و فصل مسائل دارای سنجشی دقیق و فکر انتقادی باشد و به مثابه پیشگام جامعه نقش در امور مربوط به مصالح و منافع علیای جامعه ادا نموده و به گونه‌ای از خود واکنش نشان دهد.

 برخی از اندیشمندان اجتماعی بر این باورند که روشنفکر هیچ اندیشه‌ای را به صورت دگم و تقلید نپذیرفته، بل، پس از بررسی دقیق و ارزیابی انتقادی، آن را می پذیرد. 

بدین سان لازمه روشنفکری، قضاوت آزاد و روشنگرانه است؛ و این امر زمانی محقق می‌گردد که روشنفکر، نه از مجرای مواضع فکری تنگ نظرانه و صرفاً تعصباتِ ایدئولوژیک بل، در پرتو دید وسیع و همه جانبه به مسائل و قضایا بنگرد و در مورد خود، محیط و مشخصات زمانش آگاهی دقیق وجود داشته و خود را مکلف بداند که به حیث عضوِ رسالت مند جامعه، جامعه خود را از آنچه هست به سوی آنچه که باید باشد، یعنی به سوی ترقی و تعالی به حرکت و جوشش و جنبش در آورد!


روشن‌فکر باید بیانگر واقعیات، هواخواه فرهنگِ تحمل و گفتمان اجتماعی باشد و همواره با استفاده از «سلاح علم و معرفت» در مقابله با بد اندیشان، خیانتکاران و مستبدانِ خودکامه قرار داشته و تمام توان معنوی خود را در خدمت جامعه قرار دهد، نه اینکه جامعه را فدای امتیاز طلبی ها، هوس بازی‌های سیاسی خویش سازد. 

به بیانی دیگر، ادامه حیات مؤثر و بقای روشنفکران و نهضت های روشنفکری بدون «مردم» و جدا از پیکر جامعه امکان‌پذیر نیست.
هر زمان روشنفکران به طور افراطی و یکجانبه درگرداب حزبیت و قومگرایی و قبیله گرایی و عصبیت های ناشی از آن متوقف گردند، به همان میزان و پیمانه از موضع اصلی خویش فاصله گرفته و عرصه فعالیت‌های ترقی خواهانه و روشنگرانه و مردمی را بر روی خود تنگ و تنگ تر خواهند نمود.

بر این پایه می‌توان به ضرس قاطع گفت؛ مهمترین و اساسی‌ترین اوصاف روشنفکران می‌تواند همانا، طرح و ایجاد اندیشه‌های نو و انتقاد از آن اندیشه‌ها و رسم و آئینی که سودمند جامعه نیست، ترقی خواهی، آزادی خواهی، عدالت پسندی، احترام به مصلحت های عمومی، انجام کار فکری دوام دار، انتقاد از وضع ناهنجار سیاسی و اجتماعی، عدم وابستگی به تعلقات طبقاتی، تفکر و رعایت عقلانیت در امور مربوط به جامعه، سیاست، فرهنگ، رهایی از منازعات و کشمکش های سیاسی به منظور «کسب قدرت»، سهم گیری در رشد و انکشاف فرهنگ و انتقال آن به نسل های آینده، شناخت و تشخیص مشکلات اجتماعی و ارائه نظریه‌های شایسته در جهت رفع آنها، تشخیص اساسی‌ترین نیازمندی های جامعه و راه‌های برآورده شدن این نیازها و ایضاً پیش‌بینی مسیر آینده حیات اجتماعی و...باشد.
پیرو آنچه که در پیش گفته شد، «نظرگاه این قلم بر این پایه استوار است که روشنفکران بایستی با درک دقیق از ماهیت و اوصاف روشنفکری و روشنگری، رسالت خویش را در امر پیشرفت و تعالی جامعه، تنویر اذهان مردم و توده ها به صورت عمومی در تحقق آرمانی که در بالا برشمرده شد به انجام رسانده و تلاش در مسیر پویایی جامعه را در دستور کارو جزو برنامه عمل و زندگی خویش قرار دهند. اگرچه تحقق این امر در نظام های مطلقه و استبدادی آسان نیست و مراجع قدرت برای تنویر اذهان جامعه اهمیت قائل نبوده و یا آن را خلاف منافع خویش تلقی نموده و گاهی هم روشنگری را بدعت نمی پندارند.»
از همین رو، نقش روشنگران به مثابه افراد آگاه و بیدار جامعه، در چوکات نهادهای مدنی و سازمان های اجتماعی غیر سیاسی و یا در حالت متعلق بودن به احزاب و تشکل های سیاسی، به صورت عمومی به مثابه افراد متعلق به یک قشر اجتماعی به نحوی از انحاء بر سیاست جامعه اثرگذار بوده و در پویایی و بیداری شعور اجتماعی و سیاسیِ افراد، و نهایتاً در تنظیم شیرازه حیات اجتماعی و احساس ملی نقش بسزایی ایفاء می کنند.

« در حقیقت به باور این قلم آنچه برای یک هنرمند به حیث [ زمان ومکان ] ضرورت می یابد، همانا مشخص نمودن رابطه ی عشق و مقاومت در برابر [سیاست ] است. حتا آن هنگام که عشق در معرض خطرِ نیرنگ های سیاسی است!» حال آنکه سیاست نوعی رویه ی حقیقت است، اما رویه ای که محور آن جمع است. بدین معنا که کُنش سیاسی حقیقت را از نظر آنچه جمع توانایی اکتساب آن را دارد، به آزمون می گذارد. برای نمونه: اینکه آیا می‌تواند * برابری * را با تمام وجود بپذیرد؟
آیا می‌تواند آنچه را ناهمگون است یکپارچه نماید؟
آیا می‌تواند بپذیرد که تنها یک جهان در کار است؟
در حقیقت گوهر سیاست را می‌توان در این پرسش گنجاند: هنگامی افراد گِرد هم می آیند، امور را سامان می دهند، فکر می‌کنند و تصمیم می گیرند، قابلیت انجام دادن چه کارهایی را دارند؟
در سیاست، مساله بر سرِ پی بردن به این قضیه است که آیا شماری از مردم یا در‌واقع انبوه مردم توانایی ایجاد برابری را دارند؟
البته این رابطه بحث انگیز میان سیاست و عشق نیز وجود دارد؛ میان سیاست به مثابه طرز تفکر جمعی و عملی و قدرت به عنوان ابزار مدیریت و نظارت در اختیار دولت همان رابطه بحث انگیز موجود است که میان عشق به منزله ی نوعی « ابداع عنان گسیختهِ »، ـ دو/ زن و مرد»  و خانواده به مثابه واحدِ بنیادین مالکیت و خودمحوری!
به بیانی دیگر نمی‌توان و نباید سیاست را با هنر و یا عشق را با سیاست به اشتباه مترادف یکدیگر تلقی نمود. زیرا « سیاستِ عشق » و یا « سیاستِ هنر» عبارتی بی‌معنا و فاقد مفهوم است. در‌حقیقت برخلاف عشق و هنر، در سیاست تماماً مبارزه علیه دشمن بر سازنده کُنش است. دشمن بخشی از ذات و جوهر سیاست را تشکیل می دهد. سیاستِ اصیل دشمن واقعی خود را شناسایی می نماید زیرا که رقیب مطلقاً بیرون از تعریف عشق می‌ماند و جایگاهی در آن ندارد.

 تفاوت عمده ای میان این دو گروه را می توان اینگونه ارزیابی کرد که یک روشنفکر ممکن است نویسنده باشد و نویسندگی می‌تواند در اصل لحظه‌ای باشد که یک رخداد، وجود را کنار می‌زند و از آن عبور می کند. معنا اینکه از لحظه‌ای از تاریخ به لحظه پس از آن؛ آنچه را نقاط مقاومت و آفرینش در نظر می گیرد، و به بیانی ساده تر، هر چیزی را که از دید « نویسنده» سزاوار راه یافتن به ترکیب بندی تصویر باشد را رسام نموده و به ثبت می رساند. برای نمونه می‌تواند دستان پینه بسته کودکان کار را مخالف ترکیب بند تصویر قلمداد کند و یا تصاويري اززنان و مردان کارتن خواب صحنه‌های دل انگیز رخدادی را تیره و تار نماید! [به اقتضاي مصلحت از آن تصاوير عبور مي كند!]
یک روشنفکر باید بیانگر واقعیات جامعه و....تشخیص اساسی‌ترین نیازمندی های جامعه و راه‌های برآورده شدن این نیازها و ایضاً پیش‌بینی مسیر آینده حیات اجتماعی و...باشد. درمقابل مستبدان بایستد و...در حقیقت اقدامات عملی یک روشنفکر مربوط به «جامعه »ای است که از آن برخاسته است. ( البته ممکن است در خصوص جامعه های دیگر نیزبی تفاوت نمانده و مسائل را تحلیل نماید) اما یک محقق و پژوهشگر بیشتر به نحوی« گلوبال و جهانی» حرکت می کند. بیشتر به پدیده ها و چرایی وجود آن ها می پردازد به دیگر سخن کوشش های یک محقق می تواند فرامرزی باشد. یک محقق ممکن است از مسائل و رخدادهای سیاسی دوری گزیند. افزون بر این یک نویسنده محصول گزینش خوانندگان جامعه اش است و نمی تواند این چنین عمل نماید!

نخستین رگه های نهضت روشنفکری قرنها پیش از عصر روشنگری یعنی در دوران رنسانس، یافت می شود که در آن نخستین مقولات روشنفکری شکل می گیرد. خردگرایی، رهایی از سنت فکری و مرجعیت کلیسا، تکیه بر عقل و تجربه بشری، نقد اندیشه، شکاکیت (اسکپتیسیزم)، علم گرایی افراطی و پشت کردن به ماوراء الطبیعه همه از ویژگیهای دوران پس از رنسانس است. از همه مهمتر رواج الحاد و بی دینی و انواع مکاتب دینی ضد کلیسایی (چرا که برخی از اندیشمندان می خواستند در عین مخالفت باکلیسا، به نوعی دین خودساخته یا خدای تنهای غیر کلیسایی پایبند بمانند مکتبهای دئیسم و تئیسم از این دسته اند).

با پیشرفتهایی که در علوم و صنایع پدید می آمد، انسان را بیش از گذشته باور کردند و وی را بر آنچنان مسند رفیعی این تحولات در قرن 17 و 18 که به عصر خردمشهور شد با رعت بیشتری دنبال گردید و مقولاتی چند نیز بر آنها افزوده شد. بحثهای تازه پیرامون آزادی، طبیعت، جامعه، قانون، حقوق انسانی، حکومت، ترقی، مالکیت و... رواج یافت. و بدینسان قرن 18 به نام عصر روشنگری(Enlightenment) شناخته شد.

  1. عقل گرایی (راسیونالیسم)

عقلگرایان می خواستند پاسخ تمام پرسشهای انسان را خود بیابند، بدون اینکه جایی برای ولایت فکری گذشتگان و مرجعیت و وثاقت کلیسا، باقی بگذارند. به گفته کانت مهمترین شعار دوره روشنگری این بود: «جرائت دانستن داشته باش»این شعار عمدتا در مقابل کلیسا و اقتدار و حاکمیت فکری اش بود که جرئت دانستن و تحقیق را از مردم و دانشمندان سلب می کرد. مبادا چیزهایی بیاموزند که با اندیشه های کلیسایی در تعارض آید. کانت در مقاله کوتاه«روشنگری چیست » چنین می گوید: «روشنگری بیرون شدن انسان از کمینه گی است که خود بر خویش تحمیل کرده است... شعار روشنگری این است که جسارت بورز و بدان! شجاع باش و از فهم خود بهره گیر»و گلدمن چنین می نویسد: «من دستاورد اصلی روشنگری را یعنی بیرون شدن انسان را از کمینه گی خود کرده خویش میان امور آیینی جای می دهم.

از همین اندیشه است که سنت روشنگری بر می خیزد و مبارزه با هر تقدسی که تا آن زمان به طور سربسته پذیرفته شده بود آغاز می شود. اینک می گویند جرائت چون و چرا داشته باش! نقادی اندیشه و ظهور فلسفه نقدی (کانت) و شکاکیت نیز فرزندان مشروع و نامشروع همین اندیشه اند. بی مهری به عواطف و احساسات انسانی نیز نتیجه عقلگرایی خشک است و ثمره اش بعدها به پا شدن نهضت رمانتیسیزم به عنوان آنتی تز آن شد تااینکه حق احساس را از عقل بازستاند. ویلیام و وردز ورث چنین می سرود: «کافی است این همه علم، این همه فن، آن کتابهای عقیم را ببندید، در عوض دلی پاک بیاورید که بفهمد و ببیند. 

    1. انسان گرایی(اوماتیسم یاهومانیزم)

در مغرب زمین حاکمیت سیاسی، مشروعیت خویش را از دین به دست می آورد. نظامهای پادشاهی و کلیسا دست در دست یکدیگر داشتند و دین و سیاست کاملا به هم آمیخته بودند. افزون بر صحنه های سیاست، در عرصه فرهنگ نیز اقتدار مطلق از آن دین و دستگاه روحانیت مسیحی بود.تاریخ مغرب زمین، آکنده از جنگها و خونریزیهایی است که به انگیزه های دینی و مذهبی به پا شده است.پیوند کلیسا با حکومت چنان محکم بود که پادشاه مشروعیت و بخشی از اقتدار خود را از کلیسا و شخص پاپ دریافت می کرد. تاج شاهی به دست پاپ بر سر سلطان نهاده می شد و از این طریق بر تمامی فجایع و زشتیهای حکومتهای استبدادی و ظالم مهر صحت دینی زده می شد. مردم نیز حق هیچگونه اعتراضی نداشتند ومی بایست به عنوان یک تکلیف دینی از پادشاه ظالم اطاعت کنند. زیرا پادشاه را پدر مردم معرفی می کردندوکتاب مقدس هم اطاعت پدر راواجب می شمرد:«عزت نهید و فرمان برید پدرتان را و مادرتان را»که با تفسیری غلط از این فرمان، لزوم اطاعت از پدر به عنوان یک حق موروثی برای پادشاه شناخته می شود.

در آئین مسیحیت انسان به عنوان موجودی شناخته می شود که ذاتا گناهکار است و شرارت از وجودش سر می کشد. بدی او تا آنجاست که حتی نمی تواند مستقیما برای رفع این شرمساری قیام کند و در محضر خدا حاضر شود و عذر تقصیر بطلبد و نیاز به توسل به آباء کلیسایی است.

جرمی بنتام مکتب سودگروی (یوتیلیتا ریانیسیم) را که معتقد است باید حداکثر خوشی و آسایشی را برای حداکثر افراد تامین کرد، بوجود آورد.

فرد گرایی(ایندیویدوالیسم)

 نیز از دیگر مقولات فکری روشنگری است که به دنبال نابود سازی شرایط هر نوع حاکمیت غیر بر فرد است.اصل را بر عدم ولایت انسان یا دستگاهی بر افراد می گذارد. «آزادی اندیشه حاکم عصر می شود» (دنی دیدرو) و به «میثاق اجتماعی»که خود یکی دیگر از مقولات این عصر است نیاز می افتد. برابری افراد بشر مورد تاکید واقع می شود. زن از آزادی بیشتری برخوردار شده، ارج و قرب می یابد و از خانه به خیابان کشیده می شود. عیش و عشرت بی محابا و رها از قیود دینی و اخلاقی رایج می گردد.

    1. طبیعت گرایی (ناتورالیسم)

ظهور ناتورالیسم در قرن 18 و رشد آن همپای شیوع داروینیسم در قرن 19 و ابتدای قرن 20 بود. این مکتب چیزی بیرون از طبیعت را نمی پذیرد و آن را دارای نظام و حیات پویش عقلانی می داند. حق آن است که طبیعت اقتضاء کند. این نهضت به صورت اعتراض علیه پیشداوری ها و قرار دادهای اخلاقی ظهور می کند. حوزه زبان و قلم را با چیزهایی می آراید که تا آن زمان در اندیشه و هنر جایی نداشته. بی هیچ حجب و حیاء و با بیانی عریان زشتی ها، فجایع، کژیها، بی عدالتیها، جاه طلبیهای فردی واجتماعی راعیان می سازد.

در نظر روشنگرایان ماوراء طبیعت چیزی جز وهمیات زائیده تخیل و ابزار کشیشان برای جلوگیری از به کار افتادن تعقل بشری و راه بردن او به رموز طبیعت، نیست.

اگر قانون و ولایتی هست و اگر انسان را اخلاقی باید، همه از این جهان مادی بر گرفته می شود. هر چه به طبیعت نزدیکتر باشد بر حق تر است.

از همین روست که روسو آن وحشی نجیب را می ستاید و او را بهتر از دهقان بی - دست و پا و مطیع می داند. زیرا او به طبیعت آزاد خویش نزدیکتر است و این یکی دربند جامعه ای تدبیر شده گرفتار آمده و از طبیعت دورتر است. دنی دیدرو نیز ابتدایی ترین مردم روی زمین همچون اهالی تاهیتی را که به سادگی از قوانین طبیعت پیروی می کنند از مردمان متمدن به قوانین نیکو و اخلاق نزدیکتر می داند.

در تمام علوم نهضتی طبیعت گرایانه به پا شد. از مسئله معرفت و فلسفه و ریاضیات گرفته تا علوم اجتماعی و روانشناسی و تاریخ، از متافیزیک و علوم دینی تا اخلاق و حقوق همه از نو مورد بررسی طبیعت باورانه قرار گرفت.

با اکتشافات تازه در قرن 17 و پیشرفتهای اجتماعی بزرگ که ناگهان پیش آمده بود کم کم متفکران به اندیشه پیشرفت و تکامل رهنمون شدند و این پرسش مطرح شد که آیا بشر در طول تاریخ خود رو به پیشرفت و ترقی بوده است یا انحطاط و سقوط؟مثلا آیا یک نویسنده قرن هفدهم می تواند آثاری همسان یا برتر از نویسندگان بزرگ یونان و روم خلق کند؟ نزاع میان گذشته گرایان و نوجویان بالا می گیرد. اوایل قرن هجدهم نوگرایان بر افکار عمومی مسلط می شوند. (البته روشنفکر واجد اندیشه پیشرفت قرن 18 فاقد آن نظام فکری سامان یافته ای بود که در قرن 19 با نظریه تکامل داروین پدید آمد. 

اگر بخواهیم تعریفی از روشنفکر به معنی اتم آن ارائه دهیم کاری است نه چندان دشوار . تمامی مقولاتی که باید در وصف روشنفکر برشمریم از یک اصل اساسی عقلگرایی استنباط می شود. با این حال می توان چهار مقوله دیگر را نیز به آن افزود و بقیه ویژگیهای روشنفکر واقعی را تحت آنها به نظم در آورد.مهمترین شرط روشنفکری عقل و بصیرت است.

 از این رو لازم می آید که روشنفکر اهل تامل و تدبر و عاقبت اندیشی باشد. با خرافات و اندیشه های باطل و پوچ و خیالات واهی بستیزد و در امور خویش روشمند باشد. پایبند لوازم عقل بوده و از تبعیت بی منطق از دیگران بپرهیزد. اهل رفق و مدارای با جاهلان باشد و با اهل فضل و دانش هم نشین. تمایز تعبد منطقی و تعبد بی منطق را به خوبی بشناسد و همانطور که از دومی پرهیز می کند بر اولی ملتزم باشد. زیرا که خود در همه چیز تخصص ندارد و به ناچار باید به اهل فن مراجعه کند و از آنان تقلید نماید و این همان تقلید ممدوح است. در مقابل تقلید مذموم است که روشنفکر باید به سختی از آن اجتناب کند، همچون تقلید در مسائل اصلی تفکر و اعتقاد و جهان بینی. بدون تردید می توان گفت انسانهایی که چشم به دهان و قلم دیگران می دوزند تا اعتقاد و مرامشان را از آنان بگیرند و بدون کار فکری و تامل کافی همه را می پذیرند از روشنفکری بسی دورند. 

همینطور کسانیکه از آن طرف به افراط رفته و بدون داشتن صلاحیت کافی به اصطلاح می خواهند ادای روشنفکران را در آورند و مستقلا اندیشه کنند، در وادی ای قدم می گذارند که توان طی آن را نداشته و در همان قدمهای اولیه تحقیق، به بیراهه کشیده می شوند و بی عقلی خویش بر اهل عالم نمایان می سازند. 

روشنفکر واقعی باید در عین حال با سنتهای غلط نیز در افتد. با جهالت مردم مبارزه کند، خرافات را کنار گذاشته و مردم را به تعقل و خرد ورزی سوق دهد. 

عده ای از این مجموعه روشنفکران در خدمت دولت و قدرت هستند که «روشنفکران دولتی» خوانده می شوند و عده ای هیچ وابستگی به قدرت و دولت ندارند و عمدتا در جبهه مقابل آن و نقاد هستند که «روشنفکران مستقل» نامیده می شوند.اما در یک تقسیم بندی کلی، روشنفکران به دو دسته «روشنفکران حکومتی» و «روشنفکران غیرحکومتی» و «مستقل» تقسیم می شوند. 

مبنای این امرچنین است که مخاطبین چون عاقل اند باید بپذیرند زیرا این مسائل ایدئولوژی محور و ...نیست. بل، استلزامات عقلی ست. حکم عقلانیت بنیادین حقوقی است بدون اینکه عقلانیت سیاسیِ جزیی نگر باشد.

در مقام بیان استدلال این موضع هیچ انگاره ای نباید داشته باشد یعنی باورهای پیشینه و قبلی نباید داشته باشد.

تمام مخاطبین حوزه ملی ایران (شهروندان ایرانی) باید تابع این رأی باشند از حاکمین تا ایرانیانی که درکشورهای دیگرند. زیرا به استلزام عقل این رأی را بپذیرند.

 

براین اساس یک حقوق دان مستقل می‌تواند در بستر امر حقوقی عمل سیاسی انجام دهد. این نظریه چگونه قابل اثبات است؟ 

- هر حاکمیتی ماهیتش نمایندگی است ساحت آن وکالت است.

- نماینده نمایندگی را برای آنچه که در وکالتنامه خود در بخش «موضوع وکالت اخذ می‌شود اختیارات وکیل به ذات وکالت است که این امر در قرارداد وکالت، نسبت به «حقوق و تکالیف وجود دارد. این حق و تکالیف کجا مورد تعریف واقع می‌شود ؟ در قوانین و نظامنامه های حقوقی و قضایی. حال اگر از حاکمیت بخواهیم حقوق و تکالیف خود را روی میز بگذارد همه اسنادی را که دارد از جمله حقوق و تکالیف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را ارائه می دهد.

 

حال اگر کسانی پیدا شوند که قانون اساسی تدوین کنند که تنها برمبنای عقلانیت محض یک نظام جمهوری را تعریف کنند؛ در‌واقع آن قانون اساسی که تدوین می‌کنند پیشاپیش رأی آورده است زیرا جمهوریت امر معقولی است  و در حقیقت و تنها ذات اسلامیت است که حذف شده و نه جمهوری[ت] آن. زیرا که جمهوریت ذات هر حکومت معقولی است.

براین اعتبار تمام آن‌ها که در ایران هستند، هنگامی که نماینده حقوقی اشان را ازدست می دهند؛ وکالت بطور ضمنی به چه کسانی می رسد؟ 

و یا چه دانشی در این شرایط استثناییِ خاصِ تاریخی، موجبات وکالت این نمایندگان را فراهم می آورد؟

تنها دانش حقوقی است!

در حقیقت در کشور ایران حقوق دانان هم مسئولند و هم موجه!

وجاهت عقلی دارد که آنان فرایند گذار از این شرایط را با تاسیس یک حکومت جمهوری اعلام نمایند. اگرچه هماکنون هم می‌توانند اعلام جمهوری کنند  یعنی مجلس موسسان تاسیس کرده و عملن وارد نوشتن و تنظیم قانون اساسی جمهوری شوند.

(ادامه دارد...)

 

نیره انصاری، حقوق دان، متخصص حقوق بین الملل و کوشنده حقوق بشر

9،9،2020

19،6،1399
















منبع:پژواک ایران


نیره انصاری

فهرست مطالب نیره انصاری در سایت پژواک ایران 

*گرداندن متهمان در خیابان؛ قوانین داخلی و اسناد بین المللی [2021 Jul] 
*جایگاه قاضی در استانداردهای بین المللی  [2021 Jun] 
*۲۶ ژوئن، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه  [2021 Jun] 
*سقوط دولت استفان لوون در سوئد  [2021 Jun] 
*حکومت هیچ نیست، مگر دستیار حکمران/مردم  [2021 Jun] 
*تعارض بین عقلانیت مجلس و شورای نگهبان/ انتصابات [2021 Jun] 
*فقد قوانین حمایتی از محیط بانان در ایران  [2021 May] 
*مسئولیت دولتها نسبت به بحران در خاورمیانه!  [2021 May] 
*شورای نگهبان و حیطه قانون گذاری [2021 May] 
*اول ماه می روز جهانی کارگر [2021 May] 
*سازمان دول یا سازمان ملل؟ [2021 Apr] 
*حاکمیت قانون اساسی و چه باید کرد  [2021 Apr] 
*تحلیلی بر چگونگی تنظیم و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی و ایرادهای وارده بر آن  [2021 Apr] 
*اخراج کودکان متولد در سوئد [2021 Apr] 
*قرارداد 25 ساله نظام اسلامی با چین و کشتی های صیادی ترال نابودی صیادان نوار جنوب ایران!  [2021 Apr] 
*شکنجه در ایران: بررسی حقوقی و  بهداشتی [2021 Mar] 
*نقدي بر مقاله «قانون اساسي خواهان دموكرات» [2021 Mar] 
* شکنجه و قوانین بین‌المللی  [2021 Mar] 
* بايكوت و ممنوعيت خريد و ورود واكسن كرونا توسط آرهبر جمهوري اسلامي!  [2021 Feb] 
*حقوق شهروندی و Statelessness در حقوق بین الملل [2021 Feb] 
*نقدی بر مجازات های صلب و رجم در قوانین اسلامی و مقایسه آنها با استانداردهای حقوق بشری بین المللی [2021 Jan] 
*قانون درباره ی موضوع استراق سمع/EAVESDROPPNING چه میگوید؟ [2021 Jan] 
*«لایحه صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در مقابل خشونت» [2021 Jan] 
*بایکوت خرید و ورود واکسن توسط یک فرد سایکوپات و روانپریش  [2021 Jan] 
*جانشینی خامنه ای و جدال روحانی و مجلس [2020 Dec] 
*گروگانگیری در حقوق بین‌الملل [2020 Dec] 
* روز جهانی معلولان(3 دسامبر) و مشکلات زنان معلول [2020 Dec] 
*تجاوز به عُنفِ زنان در جنگ در حقوق بین‌المللی کیفری  [2020 Nov] 
*سیاست انکار و تهدید! آبان 98  [2020 Nov] 
*سیاست انکار و تهدید! [2020 Nov] 
*نظام انتخاباتی در امریکا، دموکراسی یا الیگارشی؟  [2020 Nov] 
*«حق» مقدم بر «اصل» مناقشه ارمنستان و آذربایجان  [2020 Nov] 
* تروریسم وطنی و قرارداد بارسلونا(1995) [2020 Oct] 
*(FIDH) ائتلاف جهانی علیه مجازات اعدام (WCADP) [2020 Oct] 
*«دولت یعنی ما»!  [2020 Sep] 
*روشن‌فکر حقوق دان، انقلاب حقوقی و تدوین قانون اساسی نوین فصل پایانی [2020 Sep] 
* حقوق دان روشن‌فکر، قتل نویدافکاری و انقلاب حقوقی! فصل دوم  [2020 Sep] 
*«عدالت جنسیتی» مدل خانم معصومه ابتکار!  [2020 Sep] 
*از قربانیان نرون تا جلادان اسلامی در ایران!  [2020 Sep] 
*حقوق دان روشنفکرو روشن‌فکر حقوق دان بخش نخست  [2020 Sep] 
*تعرض جنسی جرم ست!  [2020 Sep] 
*رد تحریم تسلیحاتی نظام فقاهتی ومکانیسم ماشه!  [2020 Aug] 
*منافع ملی و ممنوعیت هر نوع تجاوز به منابع طبیعی [2020 Aug] 
*نافرمانی مدنی و ارتش مردمی  [2020 Jul] 
*آشنایی با فرهنگ اصطلاحات سیاسی/حقوقی « منافع ملی؛ National Interest» [2020 Jul] 
* از محفل های مطالعه تا ابهامات قتل اولوف پالمه دموکراسی [2020 Jun] 
*جرم سیاسی و بیستم ژوئن،سی ام خرداد روزجهانی حمایت از زندانیان سیاسی [2020 Jun] 
*پدرسالاری، زن کُشی!  [2020 Jun] 
*جنگلها پیش از ملتها و بیابانها پس از ملتها! [2020 Jun] 
* نظام فقاهتی در ایران حامی قتل های خانوادگی!  [2020 Jun] 
*جنگ خاموش آب بین ایران و افغانستان آب در برابر مهاجران! [2020 May] 
* روز جهانی کارگر، کارگر از قرون وسطا، کرونا ویروس و بیکاری زنان  [2020 May] 
*از تخلفات پزشکی تا گفتار وزیرامور خارجه آمریکا در مورد خلیج فارس [2020 May] 
*حاکمیت جهانی، کرونایوروس و بیوتروریسم سفید! [2020 Apr] 
*حاکمیت جهانی، کروناویروس و بیوتروریسم سفید!  [2020 Apr] 
*گلوبالیزیشن و حاکمیت دولت ها  [2020 Apr] 
*کرونا ویروس و مسئولیت حقوقی و... نظام فقاهتی در ایران [2020 Apr] 
* روز جهانی رفع تبعیض نژادی(21 مارش) بخش پایانی  [2020 Mar] 
*روز جهانی رفع تبعیض نژادی (21 مارش)  [2020 Mar] 
*کرونا ویروس اسلامی و حق بر حیات و حق برسلامت [2020 Mar] 
*قانون صنعت ملی شدن نفت  [2020 Mar] 
*روز جهانی زن، دیه [نا]برابر زن در حوادث از جمله سرنگونی هواپیما با شلیک موشک [2020 Mar] 
*به مسلخ رفتن حق دفاع توسط نظام فقاهتی  [2020 Mar] 
*بایکوت انتخابات/ انتصابات اسفندماه (98)  [2020 Jan] 
*(24 ژانویه) روز جهانی وکلای در خطر  [2020 Jan] 
*«خطای انسانی» و دروغهای نماینده خدا!  [2020 Jan] 
*از خشونت و کشتار تا حکومت نظامی در ایران  [2020 Jan] 
*از رؤیای هلال شیعی تا شورای امنیت سازمان ملل متحد  [2020 Jan] 
*اینستکس ناکارآمد!  [2019 Dec] 
*شر اهریمنی یا موجود شیطانی آبان(1398)  [2019 Dec] 
* تقاضای حقوق دانان و وکلای خارج از ایران در خصوص ارجاع پرونده نقض حقوق بشر در ایران به «شورای امنیت  [2019 Dec] 
*دستور شلیک کور یا کشتار جمعی! [2019 Dec] 
*معترضان اغتشاشگر واشرار نیستند! بخش پایانی  [2019 Dec] 
*معترضان اغتشاشگر و اشرار نیستند [2019 Dec] 
*اصل صلاحيت قضاییِ جهاني « اجرای عدالت»!  [2019 Nov] 
* قتل عام ارامنه و گذار از عصر کهن به عصر جدید!  [2019 Nov] 
*اندیشه های نوین کوروش بزرگ در پارگراف هایی از منشور  [2019 Oct] 
*بمب فسفری، آتش بس و ژینوساید نوین!  [2019 Oct] 
*آوارگی کردهای روژاوا و حمله نظامی ترکیه به این منطقه [2019 Oct] 
*وارداتِ چمدانی دارو به ایران!‏  [2019 Oct] 
*10اکتبر2019 روز بین المللی ضد مجازات اعدام و گندیدگی در قانون [2019 Oct] 
*آشنایی با اصطلاحات حقوقی و سیاسی سوسیالیسم و کمونیسم  [2019 Sep] 
*از گرسنگی ایرانیان تا قرارداد2016 ح.ا و چین ‏  [2019 Sep] 
*جدال بر سر ثروت یا دعوای طلبگی!‏  [2019 Aug] 
*تعظیم دولتمردان سوئدی به اسلامگرایان!  [2019 Aug] 
*پیش گفتاری، در راستای طرح پیشنهادی دو نهاد نظارت بر قانون اساسی و دادگاه عالی قانون اساسی [2019 Aug] 
*قانون در ایران، مرگِ زندگی است! و تجاوز به « حق دفاع از ملت» [2019 Aug] 
*حیثیت و پول (90) ساله پَر!‏  [2019 Aug] 
* تهدید و توسل به زور از منظر حقوق بین الملل و تهدید آمریکا توسط حسن روحانی! [2019 Jul] 
* جادو و اهل هوا و قانون [2019 Jul] 
*حاکمیت قانون در برابر حکومت خودکامه [2019 Jul] 
*اهدای اعضای محکومان به اعدام الگو برداری از چین  [2019 Jul] 
*دیه برابر زن و مرد  [2019 Jul] 
* خطر جنگ و نقش حقوق بین الملل در حل منازعات بین‌المللی  [2019 Jun] 
*رد لایحه اصلاح قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مرد خارجی توسط شورای نگهبان [2019 Jun] 
*(20 ژوئن)، یادروز جهانی پناهندگان وهمبستگی با پناهجویان [2019 Jun] 
*عدم تفکیک جرائم در زندانها و قتل زندانیان سیاسی  [2019 Jun] 
*بررسی جرم اسیدپاشی از نگاه فقه و قانون و قانون عدم ممنوعیت خرید و فروش آن  [2019 Jun] 
*از بی حقوق کارگران اقلیت دینی، ظلم بر وکلا تا روز جهانی محیط زیست ‏ [2019 Jun] 
*قاتل خودی بهره مند از وکیل گزینشی! کارگر وآموزگار اما فاقد حقوق!  [2019 May] 
*اظهارات مشاوررئیس جمهور ترکیه و پیوند آن با کنفرانس یالتا! [2019 May] 
*حضور نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس و دروغ [آقا] ی خامنه ای  [2019 May] 
*از متحدانِ جنگ نیابتی تا بن‌بست جمهوری اسلامی [2019 May] 
*پیکاسو و اثری ضدجنگ! [2019 May] 
*خشونت و ترور و گسترش حاکمیت خدا!  [2019 May] 
* بازداشت و محکومیت جولیان آسانژ در لندن و حقوق خبرنگاران [2019 May] 
*(۱مای) روز جهانی کارگر از قرون وسطا، تا دستمزد کارگران در سال ۹۸ [2019 May] 
*سپاه تروریست معاهده وستفالیا مرگ امپراتوری مقدس  [2019 Apr] 
*مرمت کلیسای نتردام در پاریس و واگذاری غار علیصدر در همدان  [2019 Apr] 
*پُتکِ امنیت و مصلحتِ نظام یا اِشغالِ نظامی و قانون اساسی [2019 Apr] 
*بیماری‌های عفونی پس لرزه های سیل  [2019 Apr] 
*از تسلط سپاه بر اقتصاد ایران تا قرار گرفتن در لیست تروریستی آمریکا [2019 Apr] 
*حکایت «خود ببری، خود بدوزی، خود بپوشانی» و انفجار مین ها در مناطق سیل زده! [2019 Apr] 
*تقارن12فروردین 1358جمهوری اسلامی‎ با روزکشتار ایرانیان( دوره هخامنشیان) توسط قوم یهود  [2019 Apr] 
* سیل ویرانگر در استان گلستان و فساد و سوء مدیریت نظام اهریمن [2019 Mar] 
*از ملی شدن صنعت نفت توسط دکتر محمد مصدق تا جدال در نامگذاری خیابانها  [2019 Mar] 
*عدالتِ سربدار!  [2019 Mar] 
*نقدی بر مقاله:«قیم صغار...!»به قلم آقای محمدرضا روحانی، وکیل محترم دادگستری [2019 Mar] 
*عروسان داعشی، چالشی تازه برای اروپا و امریکا  [2019 Mar] 
*تجاوز به حق دفاع از (۱۳۵۸) تاکنون [2019 Feb] 
*اعدام جوان دچار اختلال عقلی ‏  [2019 Feb] 
* بحث بر سر رد لوایح قانون مبارزه با پولشویی و حمایت از تروریسم در مجمع تشخیص مصلحت نظام [2019 Feb] 
*از اعتراضات در زندان قرچک ورامین تا عفو عمومی [2019 Feb] 
*‏(۲۴ ژانویه) روز جهانی وکلای در خطر  [2019 Jan] 
*از کنفرانس یالتا در جنگ دوم جهانی تا کنفرانس ورشو [2019 Jan] 
*دو شورای نگهبان  [2019 Jan] 
*تفسیر مواد اعلامیه جهانگستر حقوق بشر [2019 Jan] 
*مخالفت با رد لایحه ممنوعیت ازدواج کودکان [2019 Jan] 
* ازچرایی خشونت بر زنان در فقه تا لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت  [2018 Dec] 
*تفسیر ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر [2018 Dec] 
* به مناسبت (10) دسامبر روز جهانی حقوق بشر  [2018 Dec] 
*از تجاوز به عُنفِ زنان در جنگ در حقوق بین‌المللی کیفری تا نادیا مراد برنده جایزه نوبل صلح(2018)  [2018 Nov] 
*اعدام وحیدمظلومین و ایرادهای وارده ی قضایی در پرونده [2018 Nov] 
*علت اصلی کمبود دارو، فساد دولتی [2018 Nov] 
*از اشغال سفارت آمریکا تا دور دوم تحریم ها علیه جمهوری اسلامی  [2018 Nov] 
*از حقوق بشر کوروش تا حقوق بشر جمهوری استبدادی اسلامی  [2018 Nov] 
*از آزادی بیان تا قتل روزنامه نگاران در ایران و ترکیه [2018 Oct] 
* ادعای پیروزی جمهوری اسلامی از حکم دادگاه لاهه! [2018 Oct] 
*براندازی یا فروپاشی  [2018 Oct] 
*تروریسم در حقوق بین الملل‎ از فرقه حشاشین( حسن صباح) تا حمله مسلحانه در شهر اهواز  [2018 Sep] 
* ازمجازات اعدام در قرن هجدهم تا اعدام سه جوان کرد [2018 Sep] 
*تاریخ پُر دست انداز فاشیسم! فاشسیم و راسیسم در آلمان بعد از جنگ جهانی دوم [2018 Sep] 
* صنعت سکس از هندوستان تا مشهد (مقدس!)‏  [2018 Sep] 
*جان باختن فعالان محیط زیست در آتش سوزی مریوان و مسئولیت حقوقی و کیفری سپاه پاسداران  [2018 Sep] 
*قانون مبارزه با پولشویی(Financial Action Task Force )/FATF ومخالفت شورای نگهبان/ نظارت استصوابی  [2018 Aug] 
*فاجعه سینِما رکس آبادان جنایت علیه بشریت  [2018 Aug] 
* چگونگی الحاق دوباره بحرین به ایران  [2018 Aug] 
*نقش نظام مالی آمریکا بر جهان و تحریم های تازه علیه ایران  [2018 Aug] 
*شوراهای محلی شهری؛Local Goverment در حکومت سکولاردموکراتیک  [2018 Aug] 
* فرزند خواندگی و ازدواج سرپرست با فرزندخوانده در جمهوری اسلامی!  [2018 Aug] 
*تصویب قانون حمایت لایحه کودکان و نوجوانان و ایرادهای حقوقی وارده بر آن!‏  [2018 Jul] 
*تهدید آمریکا توسط حسن روحانی! و تهدید و توسل به زور از منظر حقوق بین الملل  [2018 Jul] 
* رژیم حقوقی دریای خزر وسهم مبهم ایران  [2018 Jul] 
*بحران آب در سیستان و بلوچستان و سیاست آبی افغانستان:آب در برابر مهاجران! [2018 Jul] 
* بحران آب در جنوب ایران و قرارداد انتقال آب شیرین از ایران به کویت [2018 Jul] 
*ِ باخت ِ نظام پاتریمونیال( پدرمیراثی) به خودش [2018 Jul] 
*جرم سیاسی [2018 Jun] 
* مرز آزادی بیان کجاست؟  [2018 Jun] 
*وکلای دولتی!‏ ‏ [2018 Jun] 
*‏از تجاوزجنسی به کودکان زیر سن قانونی (18) سال و پیوند آن سند2030 سازمان یونسکو ‏  [2018 Jun] 
* نقش روشن‌فکر ونویسنده متعهد [2018 Jun] 
*قانون اساسی، شهروند عصر جهانی [2018 May] 
*از جداسازی و تقسیم بخش‌هایی از شهرستان کازرون تا مرگ صنعت نشر ‏در ایران  [2018 May] 
*قانون اوفک ‏ [2018 May] 
*‏ زمین‌های بایر و لم یزرع موسوم به اَنفال، شکستن سنگ مزارها و همچنین فروش نُخستین اقامتگاه ‏رضاشاه در تبعید ‏  [2018 May] 
*پیامدهای خروج آمریکا از برجام  [2018 May] 
*آشنایی با فرهنگ اصطلاحات سیاسی ‏« پوپوليسم؛populism‏»‏ ‏ [2018 May] 
*پیش نویس قانون اساسی ایران آینده (بخش دوم) [2018 Apr] 
*پیش نویس قانون اساسی ایران آینده [2018 Apr] 
* خاورمیانه در سایه روابط بین الملل - نقش ایران و روسیه در بحران سوریه [2018 Apr] 
*بررسی حقوقی اعدام بهمن ورمزیار [2018 Apr] 
*وضعیت حقوقی سوریه از منظر حقوق بین الملل و مسئولیت مداخله دولت ها در این کشور [2018 Apr] 
*تصویب قانون ازدواج با کودکان درکشور اروپایی سوئد!‏ ‏  [2018 Apr] 
*تدوین یک حکم شرعی «تعدد زوجات، چندهمسری و پولیگامی،Polygamy‏ در ‏پارلمان کشوراروپایی سوئد!‏ [2018 Apr] 
*بررسی ابعاد حقوقی رابطه همزیستی موسوم به ازدواج سفید در ایران [2018 Apr] 
*امپراتوری هخامنشی و مدنیت و عدالت در اندیشه ی ایرانی  [2018 Apr] 
*کار فرهنگی و ادبیات علم ستیز« اقتصاد مال خر است»!  [2018 Mar] 
*وضعیت بحرانی آب و محیط زیست در ایران و عوامل عقب ماندگی انرژی پاک در ایران [2018 Mar] 
*آزادی زن، آزادی جامعه!  [2018 Mar] 
*حاکمیت مذهب شیطان در ایران  [2018 Feb] 
* حق رای رأی؛ حق یا تکلیف؟ بخش نخست  [2018 Feb] 
*پیش‌زمینه ی قانون اساسی نوین سکولار دموکراتیک در ایران آینده  [2018 Feb] 
* فایده باوری، دموکراسی و رشد شخصیت انسان  [2018 Feb] 
*آشنایی با فرهنگ اصطلاحات حقوقی و سیاسی [2018 Feb] 
*طراحی استمرار طلبان!‏ [2018 Feb] 
*ازحق رأی زنان انقلاب سفید تا رفع حجاب اجباری!‏ ‏ [2018 Jan] 
*حاکمیت قانون در برابر حکومت خودکامه بخش پایانی [2018 Jan] 
*سوگندنامه بقراط و مسئولیت مدنی و کیفری پزشک ناظر قطع عضو! [2018 Jan] 
*همانی جمهوری اسلامی با آلمان نازی!‏  [2018 Jan] 
*حق تعیین سرنوشت تجزیه طلبی نیست!‏  [2018 Jan] 
* تعارض اصولی از قانون اساسی با ولایت فقیه!‏  [2018 Jan] 
* بررسی جرائم «هاشمی شاهرودی عراقی» توسط دادستان کل آلمان!‏ ‏ [2018 Jan] 
*‏ تخریب اموال عمومی از منظر قانون تا نگرانی [آقا] ی روحانی!‏  [2018 Jan] 
*آشنایی با فرهنگ اصطلاحات سیاسی آزادی در سخنرانی فرانکلین دلانو روزولت [2018 Jan] 
*از بی حقوقی مسیحیان تا لغو نمایندگی سپنتا نیکنام درجمهوری اسلامی!‏ [2017 Dec] 
*رضاضراب و دیگر یقه سفیدها بخش پایانی قوانین و مجازات ها  [2017 Dec] 
*رضا ضراب و دیگر یقه سفیدها! بخش چهارم  [2017 Dec] 
*رضاضراب و دیگر یقه سفیدها! بخش سوم  [2017 Dec] 
*رضا ضراب و دیگر یقه سفیدها! بخش دوم [2017 Dec] 
*‏ ‏ رضا ضراب و دیگر یقه سفیدها!‏ بخش نخست [2017 Dec]