از فریب آزادی تا بازگشت نظام استبدادی!
فیروز نجومی

در چهل سال پیش از این، بر فراز بام ها و در دل شب ها، آیا فریاد الله  اکبر بود که بگوش میرسید و یا زنده باد آزادی؟ آیا این باور به آزادی بود و یا اکبر بودن الله که مردم را به اعتراض و مقاومت  در برابر نظام شاهی بر فراز بامها میکشانید؟ آیا میتوان گفت مردم در آغوش کشیدن "آزادی" را هدف و سوی خود قرار داده بودند و از فریاد الله اکبر استفاده ی ابزاری میکردند؟ اگر چنین استدلالی هم وجود داشت تنها میتوانست در احساس و عواطف پخته شده باشد، نه در خرد و محاسبه ی عقلانی. زیرا که وسیله ی برگزیده، فریاد الله اکبر، هرگز مردم را به مقصد ی که در پی آن بودند، نمیرساند. در چنین صورتی بدشوراری میتوان اتهام فریبکاری را به آیت الله خمینی، مرد دین و ایمان و بظاهر وارسته، رهبر انقلاب، نسبت داد. که با خدعه و نیرنگ، با قول و قرار مبنی بر تایید و تصدیق آزادی ها برای تمامی مخالفین، از جمله کمونیست ها، "مردم آزادیخواه " و "آزادی طلب " را فریفته، بجای آنکه یک جامعه ی آزاد و دمکراتیک بسازد، به قم رفته و به حفظ دین بپردازد و به عهد خود وفادار بماند، آمد و بنیان حکومت ولایت مطلقه ی فقیه و یا استبداد مضاعف دین و قدرت را پی ریزی نمود. پس اگر استبداد باز گشته است، بآن دلیل است که مردم  را فریب آیت الله خمینی را خوردند: قول آزادی داد اما دیکتاتوری به ارمغان آوردد.
 
در اینکه قشر دینکاران، یا قشری که اخیرا در تظاهرات مردمی "مفتخوار" شناخته شده اند، آنان که در پی اجتهاد، عمر خود را در درون حوزه های علمیه میگذرانند، از جمله آیت الله خمینی، فریبکار و از دروغ گویان بزرگ تاریخ هستند، مجادله ای نیست. اما، خمینی بر قله ی قدرت صعود نکرد بآن دلیل که قول دروغین در باره آزادی و احترام به حقوق بشر داده بود و مردم را فریفته بود، برهانی که بسیاری از تحلیلگرانی بومی در توجیه بازگشت استبداد بکار میگیرند. باور به این اتهام تاریخی به خمینی، نسبت تعهدد بآزادی بوی و آنرا علت ظهور استبداد دین و قدرت خواندن، باوری ست که باید با شک و تردید بآن نگریست. زیرا که این باور بیشتر افسانه   است تا بیان واقعیت، به همین دلیل هم براحتی پذیرفته میشود. چرا که وجدان ما را آسوده نگاه میدارد. که گناه از ما نبود که خریدار جنس تقلبی بودیم. این فروشنده بود که در تقلب بسیار ماهر بود. این بدان معنا ست که در تعبیر و تفسیر تاریخ و یا بازگشت دو باره نه استبداد بلکه استبداد مضاعف دین و قدرت به تحریف واقعیت میپردازیم. خواستهای خود را بجای واقعیت می نشانیم. آنها که تاریخ را به یک قول و قرار دروغین تقلیل میدهند،  بخود همچون قربانی ای زبان بسته و بی گناهی مینگرند که قربانی دروغگویی یک رهبر شده اند، نه قربانی ساده لوحی و فرصت طلبی خود و همچنین حرص و آز قدرت.
 
 واقعیت، اما، آن است که قول و قرار خمینی مبنی بر پاس داشت آزادی، از قصد و نیت فریب مردم ایران بر نخواسته است. چرا که فریب خورده را نیازی به فریب نیست. فریب خمینی ریشه در دین دارد نه در سیاست، در سرگذشت رشد و نمو اسلام باوری، بعنوان یکی از ضروری ترین انگیزه های زندگی بشری. مضاف بر این، آزادی های سیاسی، تکثر احزاب و حتی برخورداری کمونیست ها از آزادی را نباید بازتاب یک فریب خواند، بلکه باید بر خاسته از آنچه در نزد خمینی آزادی تلقی میشده است، دانست. البته مطبوعات و سازمان ها و احزاب سیاسی از سخنان خمینی مبنی بر عدم مخالفت وی با آزادی، تعبیر خود را ارائه میداند و هنوز هم میدهند، نه لزوما بر اساس فهم و درک خمینی از آزادی.
 
خمینی هرگز فکر نمیکرد که اسلام اصلا هیچ تضاد و خصومتی با آزادی داشته باشد. آزادی از دیدگاه خمینی چیزی نمیتواند باشد مگر آزادی در "تسلیم" و "اطاعت." خمینی بر این باور، ایمان راسخ داشت که اسلام برای ابنای بشر چیزی بجز آزادی نیاورده است، اما، آزادی در اطاعت. آزادی را الله به بشر اهدا فرموده است که با تسلیم شدن به احکام الهی به انسانیت برسد. بدین لحاظ بود که خمینی، آزادی را حتی به " مشرکین " و "منافقین " هم اهدا نمود. این فریاد الله اکبر مردم  بر فراز پشت بام ها در سیاهی شب ها بود که بگوش خمینی رسیده بود، نه آوای "زنده باد آزادی." او مجبور نبود که برای جلب حمایت مردم و کسب قدرت از آزادی سخن براند. اگر راند منظورش آزادی اسلامی بود که اگر هم فهمی از آن وجود داشت، بعید بنظر میرسد که آنرا میتوانست بر سر زبان خود جاری سازد. به جرات میتوان گفت تا زمانیکه بخاک فرانسه وارد شود، آزادی در قاموس خمینی مفهومی بیگانه بود. تا آن زمان نه پرسشی در باره آزادی از او شده بود و نه مجبور بود در باره ی آن چیزی بگوید. گفتمان خمینی نشان میدهد که او هرگز به آزادی نیاندیشیده بود. وقتی در نجف و در باره ی حکومت اسلامی درس میگفت، در باره نظم الهی سخن میراند، در باره نظم فرمانروایی و فرمانبری، نه رابطه ی انسان و آزادی. شاگردانش هم کوچکترین کنجکاوی ای در این باره نداشتند، آرمان آنها، تسلیم بود و اطاعت.
 
در پاریس بود که خمینی خود را از بند و زنجیر صدام حسین، رها یافته و مواجهه با آزادی میدید. مطبوعات و خبرنگاران جهان بسوی او شتافتند که در باره ی چیزی  ا ز  او سوال کنند که درمورد آن چیزی نمیدانست، و هرگز در تمام دوران اجتهاد با آن برخورد نکرده بوده است. اما او هرگز تردیدی نداشت که آزادی واقعی را فقط میتوان در دامن اسلام یافت. تنها خمینی و پیروان او نیستند که آزادی را یک فرآورده ی اسلامی تصور نموده و اسلام را  با آزادی آشتی پذیر میدانند. بسیاری از اصلاح طلبان هم اکنون به همزیستی مسالمت آمیز اسلام و آزادی، باور دارند. آزادی از منظر اصلاحطلبان نو، نمکی ست که آش شله قلمکار ولایت و ریاست بران احتیاج دارد. البته که چنین آمیزشی میتواند امکان پذیر باشد اگر دستگاه عریض و طویل حوزه های علمیه وجود نداشت و نیز اگر دین در دل مردم جای داشت، نه بر سرمنبرقدرت، منشا خشونت و بیرحمی، اگر دین خصوصی و شخصی بود و نه مصون  از نقد و نفی.
 
خمینی در سخنرانی معروف خود، پس از ورود خود به ایران، در بهشت زهرا، همان سخنرانی ای که در آن قول آزادی میدهد و قرار مجانی کردن آب و برق را اعلام میکند، نشان داد که نگاه او به مردم ایران، نگاه یک ارباب است به رعیت. او اگر مردم ایران را چیزی بیشتر از رعیت می انگاشت خطاب به آنان هرگز نمی گفت که "ما شما را انسان میکنیم،" چنانکه گویی مردم همه ی عمر خود را در حیوانیت بسر برده بودند. او به موجوداتی قول میداد که در اندیشه اش تا انسان شدن فرسنگها فاصله داشتند. البته افزودن "به شما عظمت میبخشیم"  در پیوست شما را انسان میکنیم، از خامی و خشونت نفهته در سخنان "ارباب" خمیهی هیچ نمیکاهد. اگر خمینی خود را در آن مقطع زمانی،خدای یکتا و یگانه، همچون الله نمیدید، اما، چیزی طول نکشید که حکومت الله را بر روی زمین برپا نمود، حکومتی دشمن آشتی ناپذیر آزادی.
 
واقعیت، اما، این است که مردم قول و قرار خمینی را مبنی بر آزادی و رایگان سازی آب و برق و غیره را شنیدند، ولی توهین او را نشنیده گرفتند. چرا که توهین بزبان زهد و تقدس، تواضع آورد و فروتنی و حواس پنجگانه را بخواب میبرد. آنچه در اینجا دارای اهمیت است، آنست که نگاه خمینی به انسان و آزادی های انسان، نگاهی ست بر خاسته از اصل و اصول اسلام. هرچه بیشتر و عمیق تر خود را به بند و زنجیر احکام شرعی ببندی، و خود را در عبودیت غرق نمایی، انسان والا تر وآزادتری هستی. و بر عکس اگر خود را از باور به اسطوره ها و افسانه، احکام کهنه و زنگ زده ی دین، آزاد سازی به حیوان نزدیک تری شوی. خمینی سخت بر این باور بود که شاه زنجیر شریعت را از دست و پای مردم بر گرفته و آنان را آزاد ساخته و به حیوان تبدیل کرده بود. به این دلیل بود که او در نظر داشت  از ما ایرانیان انسان بسازد، تا از حیوانیت دست برداریم، دل از مادیات برکنیم و ترک "اباحیگری" و "لذت جویی" کنیم.
 
ظهور این ابر شوم و سیاه بر آسمان ایران، البته که آزادیخواهی مردم ایران را نیز بزیر سوال میبرد.یعنی که آزادی خواهی بیشتر از سر تعارف و مقابله بر مردم ایران نسبت داده میشود.  چون فرض بر آن است که خمینی مردمی را فریفته است که آزادیخواه بوده اند. که مطالبات مردم، آزادی خواه بود ه است و به همین دلیل خمینی خیلی زیرکانه با مطالبات مردم خود را همراه کرده  و بعدا بر دوش همین دروغگویی ها به قدرت رسید.
 
امروز، اما، باید بپرسیم که چه میشد اگر در روزگاری که به فروپاشی نظام شاهی انجامید، "مردم آزادیخواه " ایران بر فراز بامها، در دل شبهای تاریک، بجای الله اکبر، فریاد بر میآوردند "زنده باد آزادی؟ " آیا  دچار همین سیه بختی میشدیم؟ یعنی نتیجه، زیاد تفاوتی نداشت؟ همچنان روزگاری تیره و تار داشتیم؟ در این مورد میتوان به حدس و گمان پرداخت. اما واقعیت آن است که مردم به افسانه الله اکبر باوری دیرینه داشتند و هنوز هم دارند، باوری که از نیاکان خود بارث برده اند. مردم ایران شیفته ی امام خمینی نشده بودند بان دلیل  که او مظهر آزادی بود. بل بآن دلیل بود که او بر عکس شاه نماد تقدس بود و قدرت، نماد زهد و تقوا بود و جذبه و هیبت. مردم او را جلوه ی "رب العالمین " میدیدند. اگر بودند کسانی که آمدن تاریکی و ظلمت و یا ظهور استبداد مخوف مضاعف دین و قدرت را میدیدند، یا سکوت نمودند و یا کسی صدای شان را نشنید.
 
بعبارت دیگر، مردمی که در دامن ارزشها اسلامی پرورش می یابند و به افسانه های الله اکبر و لا اله الا الله باور دارند، نمیتوانند با آنچه نماد یکتایی، نماد قدرت است، احساس بیگانگی کنند و از گشودن آغوش خود بر روی آن خود داری کنند. مردم به تسلیم و اطاعت خو گرفته اند نه اصل و اصول آزادی. دین اسلام، انسان را بسوی آزادی فرا نمی خواند، بلکه فراخوانی ست بسوی تسلیم و اطاعت. نیاز به آزادی در چنین شرایطی اگر بروید، نمیتوان انتظار داشت که روزی به باروری برسد، بویژه اگر آزادی اساسا به یک مفهوم منفی و زیانبار تعریف و تبیین بشود، پدیده ای غربی، فساد زا و انحطاط آور، ، موجب بی بند و باری و کفرگرایی و تباهی.
 
اما  تنها مردم عادی نبودند، بیگانه با آزادی. روشنفکران، هنرمندان، دگر اندیشان، سازمان ها و احزاب سیاسی و دانشجویی نیز توجه چندانی  به مسئله ی آزادی نداشتند. جلال آل احمد با قلمی تیز و دیدی انتقادی و تاثیر گذار، اندیشه ی "غربزدگی " را قبل از امام شدن خمینی به فرهنگ و ادبیات ارائه نموده بود، عارضه ای که بنظر او اصالت ملی و دینی ما را تهدید میکرد. به استقبال غربزدگی، کی بود که نشتابید. درد شناسایی شده بود. حال آنکه سخن غربزدگی، سخن تایید و تصدیق بازگشت به دین و سنت بود و نه آزادی. این سخن آزادی ستیز غربزدگی بودکه نفوذ و تاثیر عمیقتر یافت. در نتیجه غربزدگی، در واقع، سخن از آزادی را هرچه بیشتر دشوار ساخت.  دکتر علی شریعتی، مجتهد مدرن و تحصیل کرده دانشگاه سوربن فرانسه، وقتی اسلام گرایی را در دانشگاه ها مد کرده بود، در باره ی آزادی که داد سخن نمیداد. او، هم با نظام سرمایه داری در ستیز بود و هم با مارکسیسم. در منظر او "تشیع سرخ "جهاد،" "شهادت،" و "شیعه ی علوی"، ناجی مسلمانان ایران و جهان بود. سینما گران تجاری را که باید معماران اصلی فرهنگ توده ای خواند، بازگشت به سنت بعنوان راه نجات از کجروی ها و فساد اخلاقی را  به نمایش در میآوردند و تعصب و غیرت را میستودند. فیلم قیصر بکارگردانی مسعود کیمیایی و بازیگری بهروز وثوقی، ناصر ملک مطیعی و پوری بنایی را میتوان آغاز دینی شدن فرهنگ توده ای تلقی نمود. عدم حضور آزادی در ادبیات و فرهنگ را باید ناشی از ظهور اسلامگرایی، زمینه ساز ظهور امامت و ولایت و یا استبداد مضاعف دین و قدرت دانست در بهبوحه شتاب بسوی تمدن غرب.
 
اسلام گرایی، نه آزادیخواهی، در حالی رشد و توسعه نموده و در داخل و خارج روشنفکران و دانشجویان را بخود جلب میکرد که جامعه ی ایران تحت حکومت شاهی بسوی غرب و تجدد خواهی، شتاب گرفته بود. در این میان ملی گرایان و مارکسیست ها نیز درگیر مبارزه با نظام سرمایه داری جهانی و امپریالیسم بودند. آزادی و اندیشه به آزادی، بعنوان یک پدیده ی بورژوایی محکوم میگردید. به جرات میتوان گفت که مارکسیست لنینیست های انقلابی کمتر از اسلام گرایان، آزادی ستیز نبوده اند. بنگرید که چه کسانی محمد مسعود، ناشر "مرد امروز،" قهرمان آزادی بیان را بقتل رساندند. تجربه شوری و اروپای شرقی و چین نشان میداد که سوسیالیسم و آزادی نیز باهم دشمنی های بسیار دارند، کشورهایی که مارکسیست های بومی از آنها آموزش و الهام میگرفتند. حزب توده، پایه گذار کمونیسم در ایران که رسما خود را بخشی از حزب کمونیست شوروی میدانست، خدمتگزار اجنبی بود، نه آزادی. انقلابیون چپ همآنقدر میتوانستند دل برای آزادی بسوزانند که احزاب کمونیست کشورهای سوسیالیستی.
 
بنابراین، نمیتوان آزادیخواه بود و بطور مداوم در امتداد تاریخ استبداد را تولید و باز تولید نمود. استبداد از بسیاری چیزها ریشه میگیرد، ولی ریشه ی اصلی آن را باید در دین اسلام یافت. یکی از وجوه بارز کشورهای اسلامی، عدم آزادی ست و سلطه استبداد که قدمتی 1400 ساله، اگر نه 2500 ساله در کشور ما، برطبق برخی از محققیق تاریخ باستانی. بنابراین، نظام استبدادی در تاریخ ما پیشین است نسبت به ظهور بورژوازی و استعمار خارجی و امپریالیسم جهانی. ما در نظام استبدادی زاده میشویم و با ارزش های استبداد زا و باور به احکام تغییر ناپذیر الهی، به بلوغ و سپس سنین پیری میرسیم. پس سنجیده آن است که نیم نگاهی هم به شناخت خود و مردم خود بیاندازیم، قبل از آنکه تیره بختی ها سیه روزی زمان حال  را ناشی از قول و قرار های دروغین خمینی بدانیم، به خود بازگردیم و به کیستی و چیستی خود بنگریم که در دامن چه ارزشها و باورهایی پرورش یافته ایم. به قضاوت بنشینیم که این خوی آزادی در ما بوده است و یا خوی استبداد، کدام بوده است سبب مصیبت و تاریکی. بدون آگاهی باین "استبداد خوئی" و مبارزه با آن بازگشت استبداد پس از فروپاشی حکومت دین، چندان تعجب آور نخواهد بود.
 
واقعیت آن است که ما ایرانیان شیفته ی آزادی هستیم با خوی استبدادی. این است که به آزادی عشق میورزیم، اما تحمل دگر اندیش و دگر باور و دگر باش و استبداد شکن و دین ستیز را نداریم. از فروپاشی نظام ارزشی و اخلاقی شریعت اسلامی که استبداد زا ست به هراس افتیم، بجای آنکه به نشر ازادی بپردازیم، به بهانه های مختلف به سانسور نقد دین در گفتمان خود میپردازیم، آنهم نه در دامن خفقان و خفگی حاکم بر داخل بلکه در سرزمین غرب، و در دامن آزادی، آنهم به بهانه های قواعد اختراعی. این بدان معنا ست که اگر در دامن آزادی خوی استبدادی ما را فرو نمیگذارد، چه انتظاری میتوان داشت از مردمی که گلوگاه شان را چنگال خفقان فشرده است. شاید که این خود نگری، ما را از این واقعیت آگاه سازد که  ستیز و خصومت نهادینه شده در ما نسبت به آزادی ست که استبداد را تولید و دوباره باز تولید میکند. از رو در رویی با این واقعیت نباید بخود هراس دهیم بلکه باید برای بر انداختن نظام ارزشها و باورهای استبداد زا بپا خیزیم. چرا که آنچه که امروز بر ما سلطه افکنده است، ساخته ی دست مردم ایران است و تنها با تغییر و دگرگونی مردم است. که ایران تغییر میابد و دگرگون میشود.
فیروز نجومی
Firoz Nodjomi

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*نقد تمدن غرب و حکومت اسلامی! [2018 Oct] 
*آزادی و خود فرمانبری!  [2018 Oct] 
*‏ افول کتاب در جامعه اسلامی!‏  [2018 Sep] 
*زورگیری تاریخی!  [2018 Sep] 
*عاشورا: ایدئولوژی فرمانروایان!  [2018 Sep] 
*کتاب آسمانی و سرنشینان ‏زمینی!  [2018 Sep] 
* بساط روحانیت را باید برچید! ‏  [2018 Sep] 
*از فریب آزادی تا بازگشت نظام استبدادی! [2018 Aug] 
* دروغ امروز یا حقیقت فردا؟  [2018 Aug] 
*آخوند باید گم بشه!  [2018 Aug] 
* اعتماد بر باد رفته! [2018 Aug] 
*گفتمان آزادی، گفتمان آلترتاتیو [2018 Jul] 
*نجات در رهایی ست از هژمونی دین!‏  [2018 Jul] 
*نگاهداشت حرمت دین!  [2018 Jul] 
*از استبداد سیاسی تا استبداد مضاعف دین و قدرت! [2018 Jul] 
*فرا رسیدن قیامت ‏ و لغو احکام اسارت و بندگی!‏ ‏  [2018 Jun] 
*بر فراز منبر قدرت! [2018 Jun] 
*به یک طوفان عظیم نیازمندیم!‏  [2018 Jun] 
*خروج امام عج از غیبت و دستیابی باسلحه کشتار جمعی! [2018 May] 
*پارسی بودیم، مسلمان شدیم  [2018 May] 
*درب این زندان را باید از بیخ و بن برکند! [2018 May] 
*بر سر میز گفتگو: اسلام و آزادی!  [2018 Apr] 
*رها یافتگان و افول نظام!‏  [2018 Apr] 
*ولی فقیه: سقوط نظام تدریجی ست!‏  [2018 Apr] 
* از تسلیم و اطاعت و فرمانبری تا استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی  [2018 Apr] 
* حقارت است و خواری آنجا که آزادی نیست!  [2018 Mar] 
*تغیر نسل بستر خیزش مردمی [2018 Mar] 
*اسلام، دین انسان ستیز!  [2018 Mar] 
* اسلام، دین زن ستیز!  [2018 Mar] 
*اسلام، دین عدالت ستیز [2018 Mar] 
*بدفاع از آزادی در پرستش و پوشش!  [2018 Feb] 
*عالم برزخ [2018 Feb] 
*حکومت اسلامی ‏ نمیخواهیم نمیخواهیم!‏  [2018 Feb] 
*آزادی حق انسان است! [2018 Feb] 
*دوران حکومت آخوندی ‏ بسر آمده است [2018 Jan] 
*«کیش اهریمنی» [2018 Jan] 
* اکنون بحال روحانیت ‏ باید خون گریست!‏  [2018 Jan] 
* اراده معطوف به رهایی و آزادی  [2018 Jan] 
* از جایگاه شیطان فرود آی، ای فقیه [2017 Dec] 
*الله: اسطوره مهربانی یا خشونت و انتقام ستانی؟  [2017 Dec] 
*خشونت و زوال دین  [2017 Dec] 
* نجات‏ در ستیز با دین نهفه است [2017 Dec] 
*احمدی نژاد و مصادره گفتمان تظلم خواهی و عدالت و آزادی [2017 Dec] 
* سه رویداد بزرگ [2017 Nov] 
*نیستگرایی و بقای نظام! [2017 Nov] 
*«تغییر رژیم» [2017 Oct] 
*حق برگزیدن بآزادی و زوال انسان [2017 Oct] 
*هنر وارونه سازی حقایق [2017 Oct] 
*درد از بیگانگی با انسان بر میخیزد!‏ [2017 Oct] 
*رهایی بدست ملت است! [2017 Sep] 
* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]