حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
فیروز نجومی

حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!

سرکوب بی امان معترضین به نتیجه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در خرداد ماه 88، بفرمان ولی فقیه، جلوه الله، به 9 دی، انجامید، روزی که ساندیس خوران و اجرت بگیران بیت رهبری در سراسر ایران جمعآوری و سوار بر اتوبس های دربست به نقاط مختلف تهران بزرگ سرازیر میشوند تا در جشن پیروزی خیر بر شر، حق بر نا حق، بقای  وحدت و نابودی "منافق " و نهایتا غلبه "اصولگرایان " و یا پیروان خالص و پاک و پایدار ولایت بر "اصلاح طلبان،" شرکت نمایند و حمایت وسیع ترین اقشار مردم را از حکومت اسلامی به معرض نمایش بگذارند، چنانکه گویی لکه ننگی که جنبش اعتراضی میلیونها میلیون مردم، بر دامن مقدس ولایت نشانده است  پاک شدنی ست. گویی که شرکت جمعیتی بزرگ و انبوه همچون گله حیوانات، در 9 دی ثابت میکند که آنچه در انتخابات 88 بوقوع پیوست، یعنی تغییر ناگهانی میلیون ها میلیون  مردم "بدهکار " به مردم "طلبکار،"  اصلا بوقوع نپیوسته است. یعنی که "تقلبی " در شمارش آرا صورت نگرفته است، رای مردم به سرقت نرفته  و دامن ولی فقیه را ننگین نساخته است. که جوش و خروش و خیزش مردم برای کسب ابتدایی ترین حقوق خود، مطالبه آرای خویش "فتنه " ای بوده است برساخته دست جهانخواران غربی برهبری آمریکا، "شیطان بزرگ."

 از آن پس گفتمان فتنه بر تمام گفتمانها سلطه اندخت. رسانه ها و مطبوعات وابسته و حتی مستقل به ریشه های قرآنی فتنه و عبور از آن پرداختند. مثلا یکی از تف لیسان ولایت ضمن نشان دادن ریشه قرانی فتنه از پیامبر اسلامی "حدیثی " نقل میکند که گفته است:

هنگامیکه فتنه همانند شبی تاریک و سیاه بر شما واقع شد، و حقایق را پوشاند ، پس بر شما است که به قرآن تمسک جویید.

آری آن زمانی که مردم از تسلیم و اطاعت سر باز زنند و حق خود را مطالبه کنند، شبی تاریک و سیاه واقع میشود و حقایق را وارونه میسازد: طلبکار را بدهکار نموده و بدهکار را طلبکار، ظالم را نیز مظلوم جلوه دهد و ستمگر را ستمکش. البته که عبور از فتنه تنها از طریق بازگشت به "راه مستقیم، " راهی که قرآن ما را بسوی آن فرا میخواند، راه تسلیم و اطاعت و فرمانبری، امکان پذیر میسادزد، نه تمرد و سرکشی، نه سرپیچی و شورش و "اغتشاشات " خیابانی.

اما کیست که شب تاریک و سیاه را بر کشور حاکم کرده است؟ آنکه قهر و خشونت بکار میگیرد که مطالبات مردم را انکار نموده و  نفس ها را در سینه ها حبس مینماید و یا آنان که در برابر رای مطلق ولایت به مقاومت برخاسته اند؟ براستی در این صحرای کربلا حسین کیست و یزید کدام است؟ آنکه ابزار خشونت و انتقام ستانی و تنبیه و مجازات را در اختیار دارد و دست به کشتار و سرکوب جنبش اعتراضی مردم میزند و رهبران آنان را در خانه و کاشانه خود به اسارت در میآورد و یا آنانیکه در برابر تقلب در انتخابات و سرقت رای مردم به مقاومت برخاسته است؟ چه کسی حقیقت را می پوشاند و شب تاریک و سیاه  را بر جامعه حاکم میکند؟ آنانکه با مشت آهنین دهان ها را میکوبند و مردم را وادار بسکوت و خاموشی میکنند و یا آنانکه زیر بار حکومت مطلق فقیه نمیروند؟

روشن است که "حقیقت" تنها از دهان قدرت خروج مییابد، بویژه قدرتی که به نفس دین آلوده شده باشد.

پنج سال است که ماشین تبلیعاتی، قضائی، امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی، راه اندازی شده است تا سرکوب و کشتار مردم معترض را در سال 88 بعنوان فتنه توجیه کنند. امامان جمعه برفراز منبر در حالیکه لوله تفنگ را در دست میفشرند، به لعن و نفرین رهبران مردم معترض میپردازند که چه رسواییها که ببار نیاورده اند. چه اگر فتنه در نطفه خاموش نمیگردید، غیرت و ناموس و تعصب را بیکباره به آتش میکشاند و کشور همچین دوشیزه ای تازه یه بدوران شباب رسیده مورد تجاوز نیروهای بیگانه جهانخوار استکبارگر، قرار میگرفت. "فتنه گران " مو بمو نقشه دشمن را باجرا در میآوردند. به امر و دستور آمریکا و انگیس و اسرائیل عمل میکردند، دستوراتی که پیشا پیش در بی بی سی و صدای آمریکا و اسرائیل پخش میگردید. امامان جمعه در اتهام زنی به فتنه گران از هیچ دریع نداشتند و ندارند. امامان جمعه بر فراز منبر خطابه سران فتنه را محکوم، محاکمه و همانجا به دار مجازات میآوزند.

در پاسخ به محاکمه محکوم دست و دهان بسته، حداقل یک نمایند مجلس شورای ولایت، علی مطهری که وجدانش را هنوز به موهومات تسلیم نکرده و خود را بحیوانی سراسر تسلیم و اطاعت تقلیل نداده است رسما به حضرت ولایت نوشت، یا پایان حص رهبران جنبش اعتراضی مردم و یا محاکمه. تکلیف متهمین را "قانون " باید تعین کند. اخیرا نیز گفته است که حصر این سه نفر "استبداد " است. مهمتر از این یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری نیز، فرصتی بوچود آورد برای آشکار ساختن این واقعیت که فتنه گران آنند که بر مسند قدرت قرار گرفته اند و بر جایگاه یزید نشسته اند. بهمین دلیل بیش از 19 میلیون به رئیس جمهوری رای دادند که قول داد به حصر رقیبان انتخابات دوره گذشته پایان بخشد.

هماکنون کمتر کسی هست که نداند سارق بزرگ "رای مردم"  هیچ کس دیگری نمیتواند باشد مگر ولی فقیه. چون او بود که بر فراز منبر مقدس در حالیکه رگهای گردنش نزدیک به انفجار بود، به دفاع از پاکی و تقدس حکومت اسلامی برخاست و با گشودن دروازه های دوزخ،  از کسانی که رای ولی فقیه را به چالش میکشیدند با خشونت و بیرحمی ای بی سابقه ای انتقام ستانی  را آغاز نمود. حصر رهبران معترض به نتایج انتخابات، تدبیر فقیهی عالم و دانا، با گذشت زمان به باطلاقی تبدیل شده است است که با هر دست و پایی دستگاه ولایت در قعر آن فرو تر رود.

اگر در آغاز شک و تردید وجود نداشت که چه کسی فرمان حصر چالشگران رای مطلق ولی فقیه را صادر کرده است، هم اکنون نشانه هایی در دست است که نظام بگونه سعی دارد که مسئولیت این فرمان شرم آور را از دوش ولایت فقیه برگیرد. امامان جمعه که تا چندی پیش بر فراز منبر  در شیپور فتنه  سخت میدمیدند، و سران جنبش اعتراضی را بر فراز منبر بدار مجازات میآویختند، امروز آوای دیگری سر میدهند. علم الهدی، امام جمعه مشهد بعنوان مثال برای اولین بار فتوا صادر میکند که:

  دستگاه‌های امنیتی و قضایی باید موضوع رفع حصر موسوی، رهنورد و کروبی را بررسی کنند و سپس محاکمه آنان آغاز شود.

چنانکه که گویی فرمان حصر را حضرت ولایت صادر نکرده است و در این سه سال گذشته در حمد و ستایش جرات و حسارت ولی فقیه فتنه شکن خطبه ها نخوانده است. علم الهدی در یک مصاحبه در 5 دی گفته است که دلیل حصر خانگی موسوی، رهنورد و کروبی برای "پیشگیری" از جرم بوده و نه "در راستای پیگرد جرم". او حصرشدگان را "باغی" خواند و مدعی شد که آنان با طرح تقلب در انتخابات، حقی مازاد از حق خود مطالبه کرده‌اند. البته  بدرستی معلوم نیست که چگونه مجازات مطالبه حقی مازادر بر حق خود تعین میشود، در دادگاه قانون و یا به فرمان فرمانروایی خود سر و خودکامه؟

  اینجا قصد رمز گشایی این سخنان مبهم و گمراه کننده را نداریم. چه پاسخ او به شان قانونی حصر چیزی نیست مگر گریز از پاسخ. چه اصلا معلوم نیست که جرمی صورت گرفته است یانه. چون حصر سران فتنه از ارتکاب جرم جلوگیرکرده است. از واپس کلام علم الهدی و دیگر سران نظام بوی حقیقت به مشام میرسد. که سران متهم به فتنه مرتکب جرمی نشده اند و خوف از آزادی آنها و ادامه تظاهرات خیابانی، به حصر آنان منجر شده است و تا خداوند خامنه ای نفس میکشد، آن سه تن در حصر خواهند ماند. حتی رئیس جمهوری که قول آزادی آنها را از اسارت داده است، می پذیرد که آزادی رهبران جنبش اعتراضی بسی بسیار خطرناک است.

اما هنوز هستند کسانی در حلقه قدرت، از جمله احمد خاتمی که به تم "رافت اسلامی " باز میگردد و حصر را نشان "رافت " و مهربانی نظام میداند، در غیر اینصورت، آنها باید در دادگاه بجرم "محاربه " محاکمه شوند که مجازات آن چیزی نیست جز اعدام، همچنانکه وی اظهار میدارد:

کسانی که دستور داده باشند که مردم به خیابان‌ها بریزند و بیانیه داده باشند و دعوت به شورش مسلحانه کردند، کُلت دست گرفته و تیراندازی کرده باشند، از نظر فقهی حکم محاربه است.

پس از برای حفظ جان آنان و جلوگیری از عدام آنها فرمان حصر صادر شده است. یعنی که به رحمت و عطوفت ولایت است که آنها هنوز زنده اند.

رئیس قوه قضائیه، جوجه آیت الله، صادق لاریجانی که مهارتی خاصی در تف لیسی ولایت دارد، به تمسخر و تحقیر منتقدین حصر پرداخته و از شان قانونی بودن آن دفاع میکند و اصلا فرمان حصر میرحسین موسوی و همسرش و مهدی کروبی را "مصوبه "شورای امنیت ملی " میداند. این در حالی ست که دیر زمانی ست که فرمانده پلیس کشور، اسماعیل احمدی مقدم صریحا، اعلام نموده است که حصر سران فتنه بفرمان شخص ولایت فقیه صورت گرفته است. لاریجانی در ادامه سخنانش گفت که "ما " هراسی از محاکمه نداریم. ما تمام اسناد خیانت آنها را در دادگاه روی خواهیم کرد. و در پاسخ سوال خود که پس چرا تا کنون محاکمه برپا نگردیده است افزود که برای فتنه گران نتیجه محاکمه مهم نیست. انها میخواهند حرفهای خودشان را بزنند و یک فتنه دیگری برپا کنند.

جوجه آیت الله لاریجانی، ناخواسته و یا نفهمیده حقیقت را بر زبان میراند. که حکومت دچار خوف است، خوف نه از محاکمه سران فتنه بلکه پی آمدهای آن، از خروش و خیزش دوباره مردم. این بار اولی نیست که رژیم دین به نقطه بازگشت ناپذیر میرسد. همچنانکه در مذاکرات هسته ای نظام ولایت راهی ندارد جز بازگشتی بسی دردناک یه آغاز، در اینجا نیز با ادامه حصر سران جنبش اعتراضی، چیزی جز افزودن بر خرمن نا رضایی های مردم و احتمال بیداری، خروش و خیزش آنها چیز دیگری نیست. چرا که تا کی میتوان یک ملت را فریب داد و مجبور نمود که در فریب زندگی کنند؟

آنچه در سال 88  بوقوع پیوست، نظام ولایت را متوجه این واقعیت ساخت که نظامی ضد ضربه نیست. اگرچه توانسته است ابزار قهر و قدرت و فریب و ریاکاری، دین و قدرت را در انحصار در آورد و جوش و خروش اعتراض  آمیز مردم را سرکوب و خاموش سازد.،اما حقیقت آنست که نظام ولایت در آن گیر و دار زخمی عمیق بر داشته است و بیش از گذشت 5 سال آن زخم نه تنها شفا نیافته است بلکه مثل یک دمل چرکین بر پیکر نظام نشسته است و همه اعضایش را به فساد و عفونت کشانده است. ممکن است که باین زودیها رو به قبله نشود، اما تا دیر زمانی از درد چرک و عفونت آن زخم عمیق بخود میپیچد و بکمک دستگاه های تنفسی بزندگی نکبتبار خود ادامه دهد.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف