آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
فیروز نجومی

بسیاری هستند که فکر میکنند که «سگ زرد برادر شغال» نیست و در صحت این مثل بسی مجادله کنند. مثلا میگویند، فقها ، علما، آیت الله ها، حجت الاسلام ها و مراجع تقلید، هریک رای و نظر خود را دارند. بعضی سخت و برخی نرم اند. بین این و آن باید تفاوت گذاشت، که استنتاجی ست  نه دور ار حقیقت. که ساختار حوزه های علمیه و یا نهاد فقاهت و یا قشری از جامعه که به قشر "روحانیت " شهرت یافته است، بگونه ای شکل گرفته است که اقتدار دینی حتی در بالاترین مرجع تقلید هم تمرکز نیافته و همیشه بومی و یا منطقه ای تداوم پیدا کرده است، بر عکس روحانیت در کیش کاتولیک که اقتدار دینی در دست پاپ تمرکز یافته است و دارای سلسله مراتب رسمی در سراسر جهان است.  بنابراین، اختلاف در نظر و یا در  فهم و تفسیر این حکم و یا آن قول فقهی، امری عادی و طبیعی ست، همچنانکه در کلیسای کاتولیک نیز بوده و هنوز هم هست. بهمین دلیل بین حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای و مصباح یزدی، تفاوت بسیار است. در تقویت برهان خود نیز بعید خواهد بود که به اختلاف آیت الله خمینی، و آیت الله منتظری، اشاره نکنند. اگر مخالفت منتظری با فرمان امام خمینی مبنی بر قتل عام در زندان ها در سال 67 رخ نمیداد، شک مدار که تعدادی به مراتب بیشتر از بهترین جوانان این آب و خاک به خون خود غلتیده بودند.

 

 درست. اما، اگر از موضوع فقه و احکام شریعت اسلام خروج یابیم و وارد عرصه سیاست و حق و حقوق بشر از جمله "آزادی " و "مسئولیت،" شویم، آنگاه باید گفت سگ زرد برادر شغال است. یعنی که رئیس جمهور، حسن روحانی، همانگونه به آزادی و مسئولیت مینگرد که مثلا آخوند جنتی، فرشته مقرب بارگاه ولایت و از همه مهمتر خود حضرت ولایت و کلیه علما و فقها به آزادی مینگرند. مثلا آیا میتوان نظر حسن روحانی را در باره آزادی  یکی دانست با موضع مصباح یزدی که بسیار صریح و روشن  و ادامه اندیشه آیت الله نوری در دوران مشروطیت است. مصباح یزدی  به درستی اعتراف میکنند که واژه "آزادی " واژه ای اسلامی و شرعی نیست. که چیزی جز بیان حقیقت  نیست. حال آنکه، رئیس جمهور در سخنرانی خود در جشن مطبوعات  صریحا اعلام میکند که دولت، معتقد به آزادی مسئولانه  است.

 

این نگارنده بر آن است که « آزادی مسئولانه» نیز  بجز نفی مودبانه آزادی  چیز دیگری نیست. که خود نوعی دشمنی ورزیدن با آزادی ست، دشمنی ای که همیشه سعی میکند در استتار نگاه دارد. درست است، رئیس جمهور گاهی شهامت بخرج میدهد و از مرز نا آزادی میگذرد، اما، بمحض ورود به عرصه آزادی، بسرعت میگریزد و به جایگاه خود باز میگردد. او میخواهد نو و کهنه را با هم در آمیزد و الگویی موفقی از همساز ی نا آزادی ها با آزادی ها و یا معجونی از شریعت و خواست بشر امروزی به مردم ایران و جهان ارائه دهد. از این جهت نیاز به آزادی برای برانداختن فساد و تباهی اعتراف میکند، اما، او نه آزادی بلکه «آزادی مسئولانه» است که میخواهد.

 

سخنان حجت الاسلام دکتر روحانی در جشن مطبوعات، بازتاب دوگانگی نگاه او ست نسبت به آزادی. برغم ارزشی که بر آزادی، بویژه آزادی بیان مینهد وی وقتی اعلام میکند که دولت خواهان آزادی مسئولانه است  نشان میدهد  که مثل همه همقطاران ش نه بویی از آزادی برده است و نه از مسئولیت. چرا که مسئولیت تنها میتواند از آزادی بر خیزد. در نبود آزادی، مسئولیت چیزی نیست مگر اسارت. یعنی که مسئولیت زمانی موجودیت پیدا میکند که آزادی وجود داشته باشد. تنها زمانیکه آزادی وجود ندارد، میتوان از آزادی مسئولانه سخن گفت،.چنانکه گویی به دفاع از آزادی سخن میگوید، حال آنکه آزادی مسئولانه چیزی نیست مگر آزادی در فرمانبری.

 

آقای رئیس جمهور از آزادی مسئولانه چنان سخن میراند گویی که حکومت اسلامی مهد آزادی ست. آنقدر از آزادی سوء استفاده شده است که حال باید درپی نوع مسئولانه آن بود. جا آنکه چگونه میتوان از مسئولیت سخن راند در حالیکه آزادی در خاک و خون خود غلتیده است. چگونه میتوان فردی را که در بند است، اسیر و گرفتار است، مسئول دانست؟ براستی آقای رئیس جمهور خطاب به چه کسانی، در چه زمانی  از آزادی سخن میگوید. آیا با آزادگان و آزاد اندیشان و یا بندگان و فرمانبران؟ چگونه میتوان یک دربند،  یک زندانی، یک اسیر را مسئول دانست و آز آنان مسئولیت خواست. آنکه آزاد نیست مهم نیست که در چه مرتبه ای از زهد و تقوا و ساختار قدرت گرفته باشد نمیتواند مسئولیت پذیر باشد. اگر کمی با دقت بنگری مشاهده کنی که ما در واقع در جامعه ای زندگی میکنیم که هیچکس مسئول هیچ چیز نیست. 

 

 روشن است که فردی که آزاد نیست نه خود را مسئول میداند و نه توانایی پذیرش مسئولیت را دارد، صرفنظر از جایگاه اجتماعی، چه روزنامه نگار باشد یا یک دانش آموز و دانشجو و یا آموزگار و استاد. آیا یک زندانی میتواند مسئولیت پذیر باشد. زندانی اما نمیتواند از پذیرش مسئولیت سر باز زند، چون دهان بسته، چشم بسته، دست بسته، یعنی که در اسارت نمیتواند نه بگوید. نمیتواند در مقابل قدرت مطلق فرا قانونی نا مسئول زندان بان به مقاومت برخیزد و یا به نفی سخن گوید. چون اسیر است چاره ای دیگری ندارد مگر پذیرش مسئولیت. در نبود آزادی، مسئولیت یعنی تشدید اسارت.

 

فقها و علما، آیت الله ها و حجت الاسلام ها، از جمله رئیس جمهور و یا هر کس که در راه اجتهاد گام بر میدارد نهایتا، مسئول نیستند و مسئولیت نیز احساس نمیکنند بآن دلیل که آزاد نیستند. از آزادی میگریزند. آنها ترجیح میدهند که بزمین بنگرند، نه به چپ و نه به راست.  در اصل اجتهاد چیز نیست مگر آموزش علم "بندگی " و " عبودیت. "  آنها داوطلبانه خود را به الله،  پیامبر وی، محمد و کتاب قران، تسلیم کرده و خود را به اسارت احکام شریعت اسلام در آورده اند، احکام بلا تغییر و مطلق. تمامی غرایز و خواهش ها نفسانی را به زنجیر شریعت کشیده اند. در نتیجه آنها از برگزیدن بر اساس اراده آزاد و انسانی، بیزار اند. از منظر بندگان اسلام، بویژه علما و فقها، آزادی چیزی ست ذاتا شیطانی، بیانگر تمام آنچه شر و زشت است در وجود انسانی، لذت میجوید و لهو و لعب جسمانی. نمی شناسد هیچ قید و بندی را. آزادی، تقلیل انسان است به حیوان.  بمنظور آنکه حیوان که آزاد فرض میشود و گرفتار غرایز نفسانی، بتواند به مقام انسان برسد باید یو غ شریعت را بر گردن نهد هم عقل و هم غریزه را به پیش داده ها، به قواعد  کهنه و پوسیده دوران ابتدایی بشر، تسلیم نماید. به فرمان خدا و پیغمبر و امام و ولی فقیه است که انسان میتواند به رستگاری برسد، نه در آزادی.

 

 مجتهدین بزرگ از خود میگذرند که به خدا برسند. در قاموس فقاهت، انسان وقتی به کمال میرسد که در بندگی و عبودیت به مرتبه نمادین برسند. باین دلیل از آزادی میگریزند که در منجلاب فساد و فریبکاری غرق نشوند.

 

بی جهت نیست که روحانیت و در راس آن ولایت خود را مصون از مسئولیت میدانند. که هیچیک مسئولیت پذیر نیستند. کدام یک از علما و فقها از جمله ولایت که قدرت را در دست خویش متمرکز ساخته اند، خود را مسئول مدیریت وضع کنونی جامعه میداند، جامعه ای که در جهان شهرت ش را در برپا داشتن مجازات اعدام بطور روزانه و در ملا عام، کسب کرده است. اجساد آویخته از دکل جرثقیل های عظیم، نماد کذبی ست بسی بسیار بزرگ مبنی بر رحیم و رحمان بودن الله و یا شریعت رحمانی.

 

آیا خداوند خامنه ای تاکنون، پس از 20 سال حکومت مطلقه، مرتکب خطایی، هر چند نا چیز، شده است در مدیریت جامعه و یا در مقام فرمانروای کل؟ حضرت ولایت  و همقطارانش همچون خداوندگار یکتا و یگانه، الله، عاری از هرگونه مسئولیت اند، به آن دلیل است که هرگز بوی آزادی به مشام شان نرسیده است. آنها در اسارت به کمال رسیده اند. چگونه میتوان آنها را مسئول دانست. آنها نه به آزادی بلکه در اسارت و بندگی زندگی گذرانده اند. هرچه که انجام داده اند با هر نتیجه ای، چه خوب چه بد بر اساس خواست ارباب بزرگ، خداوند یکتا بوده است. اگر هست کسی مسئول اینجا، نه حضرت ولایت و قشر فقاهت بلکه خدایی ست که یگانه است و یکتا، الله.

 

در واقع مسئولیت گریزی محور گفتمان خطبه های امام جمعه ها از راس تا زیر است. همین بس که به خطبه های حضرت ولایت و یا امام جمعه ها بر فراز منبر و درسهای فقهی نظر افکنی. آنها پیوسته، «مسئولین» را مورد خطاب و مواخذه قرار میدهند. گاهی آنها را شماتت میکنند که چرا کوتاهی اینجا و غفلت آنجا شده است.  فی المثل آخوند جنتی، فرشته مقرب، در یکی از خطبه های خود مسئولین را مواخذه میکند که چرا  در مبارزه با "بد حجابی، " "شل " میایند؟  البته این در حالی ست که خود بر مرتبه های بلند قدرت، آنجا که تصمیم های بزرگ و سرنوشت ساز اتخاذ میشود، تکیه زده اند. یا قانون گزارند یا رئیس و وزیر و دبیر این سازمان و آنها نهاد دولتی اند. یعنی که مسئولین درجه اول نظام کسی نیست مگر ولایت و امام جمعه ها و آیت الله و حجت الاسلامها و زیر شاخه ها آنان.

 

اخیرا نیز شاهد بوده ایم که چگونه بلند مقام ان کشور چگونه از دیدار خانم اشتون با مخالفین رژیم از جمله خانم گوهر عشقی، مادر جوان آزادی خواهی که زیر پنجه ماموران ولایت جان باخت و نیز خانم نرگس محمدی، فعال حقوق بشری، همه اظهار بی اطلاعی نمودند. آیت الله محمد صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، بس از آنکه خانم اشتون چند روز در کشور پرسه زده و به سر زمین خود بازگشت نموده است، به "مسئولین " هشدار میدهد که نمیتوانند هر کس را به کشور بیاورند و ببرند. افرادی همچون صادق لاریجانی که مراتب اجتهاد را گذرانده و کنترل یکی از پرقدرت ترین نهاد جامعه را در کف دارد، چگونه میتواند به خود بعنوان یک مسئول بنگرد، در حالیکه در بندگی و عبودیت نسبت به الله، مدارج عالی را پیموده است؟ به چنین شخصیت مقدسی  مسئولیت نمی چسبد

 

حضرت ولایت، خداوندگار خامنه ای در آخرین دیدار خود با رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، "وظایف خطیر مسئولین " را، بنا بر گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبری، یک بیک چنین  بر میشمارد:

 

«واقع بینی و دیدن نقاط مثبت فراوان در كنار برخی نقاط ضعف»، «افتخار به نسل جوان مؤمن و انقلابی»، «استفاده از ظرفیت های بی شمار داخلی و ملی»، «غفلت نكردن از دشمنی دشمنان»، «مرزبندی صریح و شفاف با جبهه استكبار»، «نترسیدن از دشمن»، «تكیه به مردم و تقویت حركت جهادی»، «حفظ و تقویت وحدت ملی»، «توجه به فرهنگ دینی و انقلابی»، و «گفتمان سازی»، از وظایف خطیر مسئولان نظام در سطوح مختلف است.

 

حضرت ولایت نه تنها خود را از مسئولیت پذیری مصون میسازد بلکه اعضای خبرگان را نیز مصونیت از مسئولیت می بخشد. قدرت قانونی نظارت بر رهبری را از خبرگان صلب میکند و قدرت نظارت بر مسئولین را بدانها واگذار میکند. خداوند خامنه ای، که فرمانروای کل و نهایی جامعه است، جامعه ای که هیچ چیز در آن بگردش در نیاید مگر به امر او، جامعه ای که تنها تصمیم گیرنده و تنها سخنگوی ملت، هیچکس دیگری نیست مگر خداوند خامنه ای، فارغ از هر گونه مسنولیتی ست. او نه مسئول خوشامدگویی به تحریم های اقتصادی ست و نه مسئول ادامه غنی سازی هسته ای بهر قیمتی، که نهایتا اقتصاد کشور ورشکسته  و جامعه را بسوی فسا و تباهی کشانده است. او نه مسئول کاهش 70 درصدی پول ملی  و سربه آسمان کشیدن ارزش ارز و طلا، غارت های بزرگ میلیاردی، تورم 40 درصدی، بیکاری 25 درصدی، کاهش سرمایه گذاری داخلی و خارجی، افزایش فقر و عقب ماندگی و سر انجام فرو افتی 7 درصد رشد سالیانه  به چیزی نزدیک به 6 درصد زیر صفر، هیچیک ربطی، نه به "رهبر معطم " دارد و در واقع نه به مسئولینی از جمله محمود احمدی نژاد و گروه مافیایی زیر فرمان او.

 

این بدان معنا است که آنجا که آزادی نیست همچنانکه ملاحظه شد مسئولیت هم وجود ندارد. مسئولیت تنها میتواند در آزادی زاییده شود. "آزادی مسئولانه " در نهایت چیزی نیست مگر اطاعت و فرمانبری. آزادی مسئولانه از همان نوع مسئولیت  هاست که حضرت ولایت کمی بیش در دیدار با خبرگان رهیری بر شمرد، مثل «واقع بینی و دیدن نقاط مثبت فراوان در كنار برخی نقاط ضعف». اینجا مخاطب حضرت ولایت کسی نیست مگر فرمانبر، کسی که مسنول است و اطاعت
میکند. باید از این خبر دهد و نه از آن.

 

این جاست که سگ ززد برادر شغال میشود. حسن روحانی همانقدر بنده و فرمانبر است که همه آنانی که یو غ شریعت را بگردن خود انداخته و از آن جهت حق بر مردم یافته اند. آزادی مسئولانه یعنی آزادی در فرمانبری. حسن روحانی، نمیتواند در دامن حوزه های علمیه پرورش یافته باشد و «خود فرمانبر» و یا «خود آئنین،» یعنی آزاد باشد. چراکه «خود فرمانبر» هرگز خرقه زهد بگردن نمی افکند و تن به عبودیت و بندگی نمیدهد. مثل روحانیون راه کمال را در عبودیت و بندگی نمیجوید. فرد آزاد فرمانبر نیست و از هیچکس جز خود فرمان نمی گیرد، چون تنها او ست که مسئول است. فرد آزاد، فرمانبری را دون شان انسان میداند. بی جهت نیست که اسلامیست ها دشمن آشتی ناپذیر آزادی اند. چه فرد «خود فرمانبر» مستقل است نه "مقلد " نه  تابع و نه پیرو.  در پی تغییر وضع موجود برای کشف مرزهای جدید آزادی ست و ساختار یک جامعه آزادی و انسانی.  تنها «خود فرمانبر» است که می تواند مسئولیت بپذیرد، چون ذاتا اندیشمند و خرد ورز است و با بکار بست آنها ست که راه خود را میجوید. بهمین دلیل وقتی رئیس جمهور از آزادی مسئولانه سخن میگوید در واقع درخواست فرمانبری از فرمانبران میکند. محروم ان از آزادی. اما، نسل آینده به نسل «خود فرمان» بران به نسل آزادگان تعلق دارد.

 

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmai.com

firoznodjomi.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]