گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
فیروز نجومی

 

گفتمان رفسنجانی همیشه گفتمان ریاکاری بوده است و هنوز هم. چرا که گفتمان “اسلام ناب محمدی” ست . نباید به آنچه رفسنجانی بر فراز منبر بر زبان میراند گوش فرا داد، بلکه باید به آنچه در پیرامون او میگذرد و بوقوع می پیوندد، نظری انداخت: خشم و خشونت، تحقیر و تجاوز، تیغ و تازیانه، بگیر و ببند و آدم ربایی و خون و آتش، ویژگی برجسته ی نظام اسلامی از آغازین ترین لحظه ی ظهور ش بر مسند قدرت، چه در دوران رسالت محمد و چه در دوران امامت خمینی در سی سال پیش از این. هم چنانکه محمد دعوت خود را بر اساس گفتمان لا الله الا الله آغاز نمود و دین خود را با لبه تیز شمشیر در دل مردم فرو نشاند و اسلام را توسعه و گسترش داد، امام خمینی نیز بر بنیان «کلمه وحدت» بود که جوخه های اعدام و دار مجازات بر پا ساخت و تیغ و تازیانه را بشکل گشت های ارشادی حاکم ساخت. اما رفسنجانی این واقعیت را با تردستی و مهارت ساحران وارونه نموده و اظهار میدارد که رسالت محمد بر اساس گفتمان مهر و محبت آغاز گردیده است و نظام اسلامی نیز برهبری امام خمینی از آن الگو گرفته است.

درست است که رفسنجانی پس از هشت هفته غیبت در امامت نمازهای جمعه (26 تیر 88)، در خطبه سیاسی، خود را در کنار مردم قرار داد. اعتماد مردم را شرط حکومت و اساس نظام اسلامی خواند و پیشنهاد ترمیم و بازگشت اعتماد مردم به نظام ازجمله، دلجوئی از آسیب دیدگان و آزاد سازی اسیران را صادر نمود. اما اشکال در آن است که او خود را بخش عمده ی نظامی که خود یکی از معماران اصلی آن بوده است نمیداند. گفتمان مرگ بر منافق و کفر و باطل از جمله کمونیست و دمکرات و ملی گرا و نابودی آنها و همچنین مرگ بر آمریکا را فراموش نموده است. حال که فربه و مرفه و چاق و چله گردیده است، گفتمان او تبدیل شده است به گفتمان مدارا و مذاکره و آزادی بیان و بکار گیری عقل و خرد در حل تضادها و خصومت های مادی و معنوی و یا دینی و سیاسی. البته او این گفتمان اخیر را نه تنها بدعت در الگو سازی نمیداند، بلکه مدعی ست که مدارا و مذاکره و صلح و آشتی از ویژگیهای دوران رسالت بوده است. رفسنجانی مدعی ست که «بنا بر گفته قرآن یکی از صفات پیامبر این بود که بر مردم مهربان و با حرص به دنبال منافع و سعادت آنها بود و قلبی مملو از رحمت برای نیروهای اسلام داشت.» این خصلت بر جسته محمد، بنا بر قول رفسنجانی، یعنی لطف و عطوفت سرشت محمد بوده است که سبب گردید « که مردم مدینه گروه گروه برای بیعت آمدند شرایط خود را مطرح کردند و پیامبر نیز مطالبات خود را ارائه دادند و توانستند افکار اصیل اسلام را برای مردم توضیح دهند.» بهمین سادگی و نرمی نظام اسلامی بر مبنای خدا پرستی و مردم خواهی بخود شکل گرفت. رفسنجانی چنین نتیجه گیری میکند که: « اساس کار این است که پیامبر نه با زور و قدرت بلکه با رحمت بین جامعه اسلام بود و با کمک آنها دشمنان را سر جای خود نشاند و یک وحدت و الفت در میان آنها ایجاد کرد.» رفسنجانی میگوید این الگویی بوده است که انقلاب اسلامی از آن الهام گرفته و توانسته است سی سال آرمانهای اسلامی را به پیش براند.

گفتمان رفسنجانی گفتمان ریاکاری ست بدان دلیل که حقایق تاریخی را یا تحریف میکند و یا وارونه شان میسازد و یا هر دو را با هم انجام دهد. تنها به آن دلیل که بتواند در بازی قدرت بازنده نشود. بی جهت نیست که امروز خود را در برابر خشم و خشونت قرار میدهد و به تبلیغ صلح و همزیستی، صبر و حلم و حتی آزادی بیان می پردازد. بوی انقلابی عظیم به مشام ش رسیده است. او کوه آتش فشانی را مشاهده میکند که دهان گشوده است و میغرد و میخروشد. او قصد آن دارد که بر این کوه منقلب و متلاطم سر پوش گذارده و آرام ش سازد. باین امید که تاریخ به خوشنامی از او یاد خواهد کرد بدلیل همراهی اش با مطالبات و خواسته های مردم در تبعیت از پیامبر اسلام. بعید هم  نیست که رویای رهبری جنبش را هم در سر  بپرور اند و با ایستادگی و مقاومت در برابر قدرت خود را  شایسته کسب آن بداند.

رفسنجانی الگویی از جامعه اسلامی در دوران رسالت بدست میدهد که پنداری اسلام عاری از خشم و خشونت بوده است و خون و خونریزی. حال آنکه واقعیت آن است که گفتمان وحدت و یا  گفتمان لا الله الا الله به ضرب شمشیر بوده است که حاکم گردیده و مورد پذیرش مردم قرار گرفته است، نه با گفتگو و مذاکره. طبری از ابن عباس نقل میکند که سران قوم قریش از جمله ابو لهب به ابو طالب، عموی پیامبر شکایت کنند که محمد به خدایان آنها ناسزا گوید. به صلاح خواهد بود اگر او را از این کار باز دارد. ابو طالب به محمد میگوید: برادر زاده قومت از تو شکایت دارند که ناسزای خدایان آنها میگویی. پیامبر در پاسخ میگوید که: میخواهم کلمه ای بگویند که عربان مطیعشان شوند و عجمان باجگزارشان باشند. سران قوم خطاب به محمد میگویند: ده کلمه گوییم، آن کلمه چیست؟ پیامبر گفت: لا اله الا الله.(تاریخ طبری ص 870، جلد سوم). بعبارت دیگر گفتمان پیامبر بر خلاف تعبیر و تفسیر رفسنجانی گفتمان مصالحه و مذاکره نیست بلکه گفتمان لا الله الا الله، گفتمان وحدت است و جایی برای کثرت و دگر اندیشی ندارد، مطلق است و چون و چرا ناپذیر. یعنی در پی تسلیم است و اطاعت. بهمین دلیل گفتمان محمد گفتمان خشم بود و خشونت.

مورخان و مفسران دوران رسالت، همه بر این واقعیت تاریخی توافق دارند که پیامبر اسلام در طول دهسال حکومت خود، بیش از شصت بار به لشگر کشی دست زده است و بنام خدا بسیاری را به هلاکت رسانده و ثروت و غنایم قابل ملاحظه ای بدست آورده است. فرماندهی بیش از نیمی از این لشگر کشی ها را، پیامبر خود شخصا بعهده داشته است. البته که محمد برای خشنودی خدا بود که شمشیر میزد زیرا که خدا خود فرمان جهاد را صادر کرده بود و نابودی مردمی  که حاضر نبودند ایمان آورده، حقایق اسلام را درک نموده، به  فرمان خدا تسلیم شده و از اوامر ش اطاعت کنند، صادر نموده بود و  قاتلوا فی سبیل الله را تکلیف شرعی ایمان داران خوانده بود.%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c

یعنی که محمد در تمام دوران رسالت خود از صلح و مذاکره خود داری کرده است. یا تسلیم و اطاعت و شهادت به وحدت الله بود، یا باید مال میدادی و یا جان و گاهی هر دو باهم. پیامبر اسلام  آزادی در ایده و عقیده و در بیان و نیز نقد و انتقاد و دگر اندیشی را هرگز بر ناتبیده است. در ست بعد از غارت کاروان قریشی های مکه است که محمد دستور قتل دو شاعری که او را هجو کرده بودند صادر میکند. یکی آسما، دخت مروان بوده است که در حالیکه یکی از پنج فرزند  خود را شیر میداد با شمشیر فرستادگان محمد بشکل فجیعی بقتل میرسد. بهمین شیوه نیز شاعر دیگری بنام ابو آفاک منهدم گردید. بعبارت دیگر، نابودی دگر اندیشان، و انهدام مخالفین تحت عنوان کافر و منافق ریشه در دوران رسالت دارد.

نظام اسلامی که آقای رفسنجانی، خود یکی از پایه گذاران آن بوده است در پی الگویی ساخته شده است که اساس آن خشم و خشونت بوده است و جهاد و شهادت. این خشم و خشونت و کشتار ی که هم اکنون در خیابانهای شهرهای ایران بوقوع می پیوندد ادامه سی سال خونریزی، حبس و شکنجه، اعدام و بدار آویختن و تنبیه و مجازات در انظار همگان است. سی سال است که جوانان بطور روز مره در جامعه اسلامی بوسیله گشت های ارشادی مورد تحقیر و توهین قرار میگیرند. یعنی که خشم و خشونت مداوم رمز بقای سی سال حکومت اسلامی بوده است. در هیچ زمانی نه آقای رفسنجانی و نه هیچیک از رهبران نظام اسلامی( باستثنای خاتمی اگر او را در زمره ی رهبران نظام بشمار آوریم) از کثرت و ازادی بیان و دگر اندیشی سخنی به میان نیآورده اند. او بگونه ای سخن میراند که گویی که خشم و خشونت، شمشیر زنی و خونریزی در حکومت اسلامی از همین دیروز یعنی بعد از 22 خرداد 88، آغاز گردیده است. او نه خود را مسئول این اوضاع میداند و نه ولایت فقیه را. در واقع تصمیم ولی فقیه را مبنی بر صدور فرمان فرصت 5 روزه برای باز شماری آرا به شورای نگهبان را مورد تایید قرار میدهد. این شورای نگهبان بوده است که نتوانسته است از آن فرصت طلایی استفاده کند و سبب گردیده است که این آشوب بر پا شود.

درست است که به ولی فقیه هشدار میدهد که نمیتوان بدون اعتماد و حمایت مردم به حکومت ادامه داد. اما واقعیت این است که مردم هرگز به نظام اسلامی اعتمادی نداشته اند. مگر سکوت علامت اعتماد است و رضا؟ سی سال سکوت مردم، نتیجه سرکوب و تحقیر دائمی و روزانه بوده است. چگونه ممکن است مردمی که از ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی خود، یعنی حق گزینش، محروم گردیده اند، به نظام حاکم بر آنها اعتماد داشته باشند. آقای رفسنجانی بنظر میرسد که به خداوند خامنه ای یاد آوری میکند که «تردید» نسبت به نظام بوجود آمده است. حال آنکه واقعیت چیزی بجز این است.  رفسنجانی خلاف بعرض فقیه اعظم میرساند. مردم نسبت به این نظام تردید ندارند. مردم سکوت را شکسته اند، راه پیمایی میکنند، چوب و چماق، چاقو و قمه و تیر و تفنگ را بجان میخرند که فریاد بر آورند که ما این نظام، نظام اسارت و بندگی، نظام اسلامی، نظامی که ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی را نفی میکند نمیخواهیم. مردم تردید ندارند به آنچه میخواهند و آنچه مطالبه میکنند.

اما رفسنجانی در عین آنکه سعی میکند که جایی در کنار مردم برای خود باز کند، از قدرت و همنشینی با قدرت نیز غافل نمی ماند و با خداوند خامنه ای هم صدا میشود که همه چیز را به «قانون» باید واگذار نمود. اما فراموش میکند که این ولایت فقیه است که قانون است. که قانون همه چیز را به ولایت فقیه واگذار کرده است. این قانون مقرر میدارد که ولایت فقیه تابع هیچ قانونی نیست اما همه قوانین باید تابع امر و فرمان او باشد. یعنی قانون، قول ولی فقیه است. مردم این قانون را هرگز نخواسته اند و نمیخواهند. اگر این مطالبات بر سر زبانها رانده نمیشود بآن دلیل است که لبه تیز شمشیر را مردم همیشه بر گردن خود احساس کرده اند و هنوز هم میکنند. خامنه ای و احمدی نژاد و شرکای حوزه ای شان بخوبی میدانند به محض آنکه شمشیر برنده را از روی گردن مردم برگیرند، بساط ولایت فقیه در هم کوبیده خواهد شد. این است که اینبار نه مردم بلکه همردیفان و همقطاران رفسنجانی هستند که گفتمان او را گفتمان ریا کاری میخوانند، چون نظام اسلامی بر اساس خشم و خشونت بوجود آمده است و پایدار مانده است و از این پس نیز تنها با تکیه بر نیروی قهریه و سرکوب و تحقیر است که میتواند بقای خود را تامین کند. این یک اصل اسلامی است و اصول گرایان هرگز از این اصل حاضر نخواهند بود که انحراف یافته و یا کوتاه بیایند. اصول گرایان برهبری خامنه ای و احمدی نژاد بر خلاف هشدارهای رفسنجانی، سعی میکنند با تکیه بر گرگ های درنده ای که در خیابان ها رها ساخته و به جان و مال مردم حمله برده و هر جنبنده ای را تکه پاره میکنند، بر عمر حکومت خود بیافزاید. ولی تاریخ نشان خواهد داد که آنها دچار اشتباه بزرگی هستند و به نیروی خروشنده مردم کم بها داده اند.

fmonjem@gmail.com

https:\\www.firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف