نه حماس، نه اسرائیل
فیروز نجومی

هم اکنون بسیاری در اطراف و اکناف جهان، در واکنش به کشتار مردم غزه دست باعتراض زده اند که کمتر از این هم نمیتوان انتظار داشت. عموما، بدرستی، اسرائیل را مسئوول این کشتار سنگدلانه میدانند، بمباران مردم عادی از زمین و هوا و دریا و تا اینجا 1400 کشته، آخر این هم شد انصاف؟ بر سر انسانیت چه آمده است، چنانکه گویی در جنگ نقل و نبات نذری پخش میکنند.

البته آنان که بخاطر معصومیت و مظلومیت مردم غزه اشک میریزند، فراموش میکنند که "حماس،" را محکوم و مسئوولیت ش را در ایجاد وضع موجود در غزه و شوربختی مردم اش، مورد تایید قرار دهند. حماس که یک سازمان دینی- سیاسی و یا بهتر است بگوئیم اسلامی است، پیوسته جنگ را بر صلح با اشغالگران اسرائیلی ترجیح داده است و دیر زمانی است که با رهبران سازمان آزادیبخش نیز در ستیز و خصومت است، بویژه پس از زمان پیروزی در انتخابات پارلمانی در 2006، حساب خود را از "ساف " برهبری یاسر عرفات جدا ساختند. اگرچه  در پیش مذاکرات یاسر عرفات با غرب از آغاز سنگ اندازی میکردند. عرفات برای خشنودی حماس و حفظ غرور انقلابی خود بود که  در سال 2000، از توافق نهایی با نخست وزیر اسرائیل، ایهود باراک بر سر تعیین مرزهای دولت فلسطین که گویا شامل بر 95% کرانه های غربی و صد در صد باریکه غزه میشد،  در دوران حکومت بیل کلینتون، رئیس جمهور آمریکا سر باز زد.

حماس بر خلاف ساف، هرگز حاضر نشده است، موجودیت اسرائیل را بپذیرد و رویای بازپس گرفتن اسرائیل را از سر بیرون سازد. در چنین صورتی چگونه میتوان از قدرت اشغالگر تا دندان مسلح و دارای یکی از پیشرفته ترین ارتشهای جهان، انتظار رحم و مروت داشت وقتی حماسی ها نشان داده اند که حاضرند که خود را نابود کنند تا تعدادی از مردم عادی ساکن سرزمینهای اشغالی را از پیرو جوان و کودک را بخاک خون بکشند. در پاسخ به ماموریت های خود نابود سازی ها بود که اسرائیل، دیوارهای بلند بنا کرد و رفته رفته فلسطین، بخصوص نوار غزه را که مقر حماس است بزندان تبدیل ساخته است. حماس در پی گشایش دروازه های زندان بزرگ غزه است که حداقل بخشا بار دیگر بتواند ماموران نابود سازی را بداخل اتوبسها،  کافه تریاها، دانشگاه ها، بازارها و محله های پر رفت و آمد به شهرهای اسرائیل گسیل دارد تا بتواند با کشتار مردم عادی از قدرت اشغالگر انتقام ستانی نماید. حماس بین قدرت اشغالگر و مردم عادی تفاوتی قائل نیست. در حالیکه اشغال گران بر چنین تفاوتی باور دارند. اما پنهان شدن حماسیها در میان مردم، و پرتاپ موشک ها از زیر بنا های مسکونی، مدارس و بیمارستانها، اشغالگران را مجبور ساخته اند همچون حماس این تفاوت را نادیده بگیرند. اسرائیل نقاطی را هدف قرار میدهد که راکت از آن پرتاب شده است، دیگر مهم نیست که بیمارستان است، یا مدرسه و یا یک یا چند خانوار در حال صرف شام. بی جهت نیست که کشته شدگان در غزه اکثرا مردم عادی هستند

شکست ماموریت های انتهاری در خاک دشمن و تبدیل باریکه غزه به یک زندان، جنگجویان سلحشور حماس را زیرکتر نموده  و بفکر ادامه مبارزه با اشغالگران از زیر زمین نمود و مصمم که از طریق حفر شبکه های تونلی در اعماق زمین به اشغالگران شبیخون بزنند. البته جنگ تا محو و نابودی اسرائیل از  چهره زمین، حماس را در کنار آیت الله های حاکم برهبری ولایت فقیه و بعضا شیخ نشین های ثروتمند قرار داده است و میدهد. حماس، پیوسته در پی ارتقا توانایی های خود بوده است. اسلحه، مهمات و راکت های سپاه پاسداران جمهوری اسلامی تا قبل از اختلاف بر سر سوریه، حماس را در ادامه جنگ با اشعالگران مجهز و آماده میساخت. مسلم است که افزایش نفوذ حکومت آیت الله ها در حماس، اشغالگران را سخت نگران مینمود. بی جهت نیست که اسرائیل اینبار بیرحمانه تر از همیشه میکوبد تا حکومت اسلامی را نیز خوار نماید.

سر باز زدن تا این لحظه از هر گونه آتش بس مشروط  بر اینکه اشغلگران دیوارهای بلند زندان غزه را از جا بر کنند، بآن امید که تشدید بمباران غزه و تخریب و به خاک و خون غلتیدن مردم بی گناه، اسرائیل را در انظار جهانی منفور جلوه دهد، تاکتیک بازنده ها ست. چه، حتی اگر هم پیروز شوند، زندگی را که به کشته گان باز نمیگردانند. خانه ها، مدارس، موساساتی که ویران شده اند، و بازار و کسب و کاری که به تعطیلی کشانده شده اند، مردم فقیررا فقیرتر میکند. نه شعلی، نه درآمدی، نه تولیدی و نه ساخت و سازی، عقب مانده تر میگردند و هرچه بیشتر محتاج و وابسته تر. این است سلحشوری اسلامی.

شاید بسی بسیار شرم آور تلقی شود اگر این سوال را مطرح کنیم که چه میشد حماس بجای گریز از زندان و حفر تونل های زیر زمینی، مسلح ساختن و توسعه لشگر اسلام، لشگری سخت ترسنک با پرچم های سبز لاالله الا الله بدوش، چهره پوشیده با کلاه های سراسری سیاه برای نابودی قدرتی که چنین آنها را خوار و حقیر ساخته است، مثل زندانیان واقعی دست به آفرینش و سازندگی میزدند؟ اگر غیرت و غرور اجازه دهد پذیرش حقیقت شرم نیست. که در زندان هم میتوان انسان بود. مکر نلسن مندلا نبود؟ چه میشد اگر حماس بجای آمادگی برای جنگ و خونریزی، دست به نوسازی جامعه میزدند. مردم را  به شرکت در نوسازی فرا میخواندند و بندهای اسارتبار شریعت اسلامی را از دست و پای آنها بر میگرفتند که  در "آزادی " هوش و ذکاوت خود بکار گیرند تا بتوانند با ارئه چیزی، مثل یک داروی دردی، یک تکنولوژی جدیدی و یا یک نوشتاری، داستانی برتابنده میل و اراده مردمی معطوف بزندگی و آزادی، راه خود را به  جهان  و بازارها جهانی بر بگشایند. و یا با بوجود آوردن شرایط مناسب سرمایه های خارجی را به غزه فرامیخواندند، تا جوانان بجای آنکه از سر فقر و تنکدستی به سپاه حماس بپوندند، به کارهای تولیدی و نو آوری در زمینه های مختلف علمی و ادبی و فرهنگی، بپردازند و به بهزیستی همشهریها بیاندیشند نه به طرح آدم ربایی و یا انفجار خویشتن.

پاسخ به این سوال روشن است که اگر حماس به  چنین تغییری در روش و بینش خود تن میداد  بعنوان یک نهاد دینی- سیاسی نقطه پایان را بر موجودیت خود مینهاد. ولی فقیه، دیگر نمیتواند خود را به شفیه بیاراید و روضه کربلا را برای فلسطینی ها سرد دهد، دل ها را بسوزاند و اشک ها را در آورد.

چرا که حماس قبل از آنکه با زندانبان خود دشمنی بورزد، بعنوان یک سازمان دینی- سیاسی، از جنس اخوان المسلمین، با "زمان " و"آزادی" خصومت و دشمنی ورزیده است. آنها به "جهاد " و "شهادت، " است که می اندیشند، مثل همه اسلامیست های پاک دین، چه شیعه، چه سنی، و یا القاده و داعشی. محور اندیشه آنان نابودی دشمن ست با نابودی خود. آنها میخواهند زندگی در این جهان را در خدمت زندگی درجهان واقعی، جهان حقیقی، جهان آخرت در آورند. این است هدف غایی حکومت شریعت اسلامی، اسارت، بندگی و عبودیت در این جهان، "رستگاری " در آن دنیای دیگر که چندان معلوم نیست که مشتمل بر آزادی هم میشود یا نه. شاید هم بهمین دلیل است که حماس هرگز در پی ساختن پناه گاه هایی برای حفظ جان مردم نبوده است با اینکه بخوبی آگاه اند هزینه پرتاپ هر راکتی به سرزمین، بمب های اسرائیلی ست. چون مثل هر اسلامیست دو آتشه ای، حماسی ها چندان ارزشی به زندگی در این دنیا نمیدهند. به "غیرت" و "غرور " است که بها میدهند. که خود یکی از دلایل تعصب و کوته نگری و انعطاف ناپذیری، اسلامیست هاست حتی اگر فارق التحصیل موسسه علمی ام آی تی در آمریکا باشند.

این بدان معنا نیست که حماسی ها در پی انباشت ثروت نیستند و مانند احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق نظام ولایت در ایران، کفش خود را زیر سر گذاشته و بر روی زمین لخت، زیر یک لایه پتو به رویا فرو بروند. درست است، حضرت ولایت فقیه نمیتواند بنمایاند خود را بیش از آنکه هست، بینوایی ساده پوش و ساده زیست. اما، ثروتی که تحت کنترل او ست بارها بزرگتر و بیشتر از ثروتی ست که تا کنون در اختیار شاهان ایران بوده است. او بر فراز منبر قدرت است که در نفی و انکار زندگی مادی و فانی در این جهان، خطبه میخواند.  ولی فقیه اول هشت سال با کفر و باطل جنگید و سر انجام مظلوم شد و به شهادت رسید، اگرچه از گدایی به شاهی رسیده بود. جنگجویان سلحشور اسلام، حماسی ها نیز در غار ها و خانه های خشتی زندگی نمیکنند. رهبران حماس مثل همه حاکمان هم ثروت اندوزی میکنند و  در خانه های امن و مجلل زندگی میکنند.

حماسی ها بخوبی آگاهند که نه تنها نمیتوانند دروازه های زندان غزه را بگشایند بلکه خشم زندانبان را بر افزایید و او را به تنبیه و مجازات سخت تر و تخریب و ویرانی بیشتر وا میدارد. در گیری بین اسرائیل و حماس اینبار بدرازا کشیده است، اما نه بار اول است و نه آخر و هر بار اسرائیل حماس را بسر خط اول باز میگرداند، یعنی آنجائیکه مثلا 5 سال پیش یا حتی بیشتر بوده اند. در این درگیریها، حماس نه تنها چیزی بدست نیاورده چیزهای بسیاری نیز از دست داده است. شاید بخشی از آنرا دلارهای نفتی آیت الله ها در ایران و شیح نشین های ثروتمند عربی، بتواند جبران کند. اما، بدون تردید ، رهبران حماس را بر مسند قدرت نگاه دارد.

فیروز نجومی

Firoz  Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف