بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
فیروز نجومی

اربعین چهلمین روز مقاتله امام حسین، امام سوم، در صحرای کربلا است  که نسل پس از نسل هر سال به زندگی باز گشت داده میشود که  بار دیگر در همان بیابان داغ و بیرحم، تشنه لبان، همراه با 72 نفر از افراد خانواده و یارانش به دست لشگر بیشمار خلیفه یزید به وضعی فجیعی  بقتل برسد. در این روز غم و اندوه همه جا را فرا میگیرد. همه چیز برنگ سیاه در میآید. جامه سیاه به تن کنند و همه چیز را با غبار عزا آغشته نمایند، چنانکه گویی در لحظه ای پیش امام حسین در خاک و خون غلتیده است. چه روضه های جانسوز و چه نوحه های درد انگیز که خوانده نشود، چه اشکها که نریزند و چه ناله ها که سر ندهند و چه خود زنی ها که نکنند ، همانگونه که چهل روز پیش از این نیز انجام داده بودند. یعنی که در ایام اربعین؛ همچون ایام عاشورا، روال زندگی عادی معلق میماند.

 

روزهایی مثل عاشورا و اربعین، تنها زندگی شیفتگان امام را تحت تاثیر خود قرار نمیدهد. در واقع، کمتر کسی هست که تحت تاثیر شیون و زاری و خود زنی ها قرار نگیرد. چه خود زنی هایی، با چه شور و شوقی با دست های عریان و با زنجیر و تیغ و قمه، سرها و تن های زخمین و خونین در دسته های عظیم و پر شکوه، همآهنگ و همرنگ با چهره هایی سخت افسرده. شبیه سازی ها بر پا شود و داستان غلتیدن حسین در خون خود را به نمایش در آورند، نمایشی که در مرز معرکه گیری و بازیگری در صحن تاتر قرار گرفته است. بعضا آنرا "تاتر سنتی "هم خوانده اند. چرا که اگرچه بواسطه بازیگران به نمایش گذارده میشود، اما نیازمند مهارت بازیگری نیست. بازی با کلمات و ادای آنها است که جانشین بازیگری شده است و بینندگان را تحت تاثیر قرار میدهند.

 

یاد آوری این نکته  لازم است که مراسم عاشورا و اربعین، در گذشته، در دوران پادشاهی نیز برگذار میگردید.اما با یک تفاوت کلی. در دوران شاهی سازماندهی دسته های  سینه زنی از پائین و در محله ها و حمایت بازاریان و جاهلان محله سازمان می یافتند. دستگاه امنیتی شاه به مراسم عزا داری با سوء ظن مینگریست و آنها را تحت نظارت داشت که از مرزهای دین خارج نشده و سوی سیاسی بخود نگیرند. بهمین دلیل بیشتر تمایل به تضعیف و حتی منسوخ نمودن عزاداری های محرم و سفر را در سر میپروراند، تا تداوم آنها. چون برگزاری مراسم عزا داری حسینی مورد تایید و تصدیق علما و فقها، بویژه مراجع تقلید بود، رژیم شاه خود را مجبور به مماشات با  ارباب ان دین می پنداشت، حرکتی از سر ضعف و حفظ قدرت.   

 

حال آنکه در شرایط کنونی، مراسم عزا داری  تحت نظارت و کنترل از بالا و هرچه وسیعتر و با شکوه تر بر گزار میشود، چنانکه گویی ولایت یکی است و یگانه با ملت. عاشورا و اربعین دیگر تنها روزهای عزاداری و شیون و زاری نیست بلکه بعنوان روزهای پر "برکت " و "فراوانی " نیز بر ساخته میشوند. برنج و گوشت و روغن مجانی از طرف نهاد های مربوط به دولت و بیت رهبری در بین افراد شناخته شده در سطح محله ها توزیع میشود تا شکم ملت عزا دار را  سیر کنند. اگر زمانی تنها فرو دستان بودند که در روز عاشورا شکم خود را سیر میکردند. اما امروز، غذای عاشورا به پدیده ای فراگیر تبدیل شده است. با کمی دوندگی، هرکس میتواند تا چند روز طعام خود را  بدست آورند. بدون تردید مضاف بر بودجه ای که دولت برای تامین هزینه های عزاداری، منظور میشود، بخشی از ثروت عظیم بیت رهبری نیز در این راه به مصرف میرسد. واقعا هم، چه روزهای پزرگی ست روز عاشورا و اربعین،  روزی که از صدقه خون امام حسین شکم های گرسنه سیر میشوند.

 

اگر در دوران پادشاهی، مراسم عزاداری ها، ساختار قدرت را نگران و هراسناک می ساختند، در این دوران، نظام ولایت خود را صاحب عزا میداند- اگر چه همانند یزید بر مسند قدرت جلوس یافته اند.  در عاشورای سال 1342، آیت الله خمینی بر فراز منبر روضه ای خواند که در آن اعلام کرد که مانند حسین حاضر است که برای شهادت عازم صحرای کربلا گردد. آیت الله خمینی در آن زمان مانند حسین بخاک و خون خود نغلتید و بدار مجازات آویخته نشد. چندان سعادتمند نبود که شربت شیرین شهادت را بنوشد. شاهنشاه از سر مماشات با علما و فقها، او را به تبعید بسر زمین امام خیز عراق فرستاد، خطایی که موجب باختن تاج و تخت شاهنشاهی گردید. پس از چندی، بار دیگر امام خمینی بجای آنکه مردم کوفه از او روی برگیرند و در در صحرای کربلا به شهادت برسد، به آغوش گرم و گشوده ملت امام پرور بازگشت و بر خلاف امام حسین که بدست یزید مقتول گردید، بر شاه پیروز گشت و بر اریکه قدرت جلوس یافت، همان جایگاهی که در اشغال یزید بود زمانیکه دست خود را بخون حسین آلوده ساخته بود.

 

آری، امام، یزید شده بود و خود نمیدانست. امام خمینی ساده تر از آن بود که بفهمد قدرت امام را یزید میکند و یزید را امام. اگر یزید، امام حسین و 72 تن همراه او را در میدان جنگ به هلاکت رساند، امام خمینی صدها بلکه هزاران نفر از مخالفین خود را بخاک و خون کشاند، آنهم نه در میدان جنگ، بلکه با دست ها و چشم های بسته، در بند و زنجیر اسارت. یزید به امام حسین فرصت اهدا نمود که بین جنگ و صلح یکی را بر گزیند. امام خمینی به هیچیک از مخالفین خود مهلت دفاع هم نداد، حتی به سران رژیم شاه که بجای ستیز و مقاومت از او امان خواسته و خود را تسلیم کرده بودند، همه را فجیع تر از امام حسین بقتل رساند.

 

نزدیک به 35 سال است که از روی کار آمدن امامت و ولایت میگذرد، سرزمین ما به صحرای کربلایی تبدیل شده است که روزی نیست که حسینی در خاک خون خود نغلتد. کیست که بتواند بگوید کشتار بختیار ها، فروهر ها، فرخزاد ها، رهبران کرد در اروپا و قتل عام زندانیان، قربانیان قتل های زنجیره ای و نیز سلاّ خخانه کهریزک از کشتار حسین و همراهان ش بدست یزید در صحرای کربلا فجیع تر نیست؟  آیا این بدان معنا نیست که اگر امام حسین بر خلیفه یزید پیروز میشد، چنین دست خود را بخون مخالفین خود آلوده میساخت؟ تردید نباید داشت. چرا که آرمان امامت توجیه گر همه جنایات و خونریزی ها میشود. اما، نه، خون حسین، خونی بود برنگ و جنسی دیگر، خون فرشتگان بود که در جسم او جاری بود. روایات بسیاری وجود دارد مبنی برخواست الله که حسین را آفریده بود که در صحرای کربلا به هلاکت برسد.  روایات نیز بسیار فراوان است که نه تنها حسین از سرنوشت محتوم خویش آگاه بود، حتی پیامبر اسلام حسین را پس از تولد در آغوش میگیرد و سخت اشک میریزد. چرا که او نیز از واقعه دلخراش کربلا اطلاع داشت.. 

 

آیا زمان آن فرا نرسیده است که از خود بپرسیم که این امام است یا یزید که بر ما حکومت میکند؟  که بپرسیم آیا قرنها ما ایرانیان در ایام عاشورا و اربعین به شیون و زاری و خودزنی برای امامی پرداخته ایم که وقتی بر مسند قدرت بنشیند، شمشیر بدست گیرد، همچون جد خود پیامبر اسلام، سرها بر زمین افکند و نظام فرمانروایی و فرمانبری را بر قرار سازد؟ آیا امامی که صد ها بلکه هزاران بار شرور تر از یزید میگردد، به آن نیست که در صحرای کربلا مدفون گردد؟ آگر امام حسین میتوانست در مسند قدرت از خود رحم و مروت، مهر و عطوفت نسبت به دشمنان خود نشان دهد، چگونه است که نمیتوان کوچکترین بارقه ای از آن احساسات و عواطف انسانی را در پیروان صدیق او امام خمینی و خامنه ای مشاهده نمود؟

 

آیا امام خمینی و جانشین وی علی خامنه ای، چیزی جز خشونت و بیرحمی و کین خواهی از خود بروز داده اند؟ مگر ممکن است که آنها دست بکاری بزنند بدون تایید و تصدیق امام؟ نه، هرگز.

آیا ما هنوز برای امامی باید به عزا بنشینیم و اشک بریزیم که دشمن آشتی ناپذیر خود فرمانی و     آزاد ی ست، امامی که هیچ نخواهد و نجوید مگر تسلیم و اطاعت؟ ما چگونه میتوانیم برای مرگ امام برخود سخت بگیریم و خود را آزار دهیم که اگر به شهادت نمیرسید، تمامی دگر اندیشان از دم تیغ میگذراند و به شهادت میرساند؟ این امام نه شایسته مهر ورزی ست و نه حتی احترام. آیا، به ، آن نیست که در پی امامی دیگر بگردیم، امامی که شمشیر ش بخون بی گناهان آلوده نباشد؟

 

چه خوب بود دوستان اندیشمند به دفاع از حسین بر نخیزند که این خمینی و خامنه ای هستند که اینگونه شقّی و خشن،  بیرحم و بی مروت،  ظالم و جبار اند نه امام حسین. که خشونت و کین خواهی در قاموس اسلام نیست. چرا انکار حقیقت که "اسلام ناب محمدی،" اسلام راستین است- اگرچه به پای اسلام پاک دینان طالبانی نرسد، اما باید آنرا معتبرترین نسخه اسلام خواند. نظام ولایت اسلام را "بهانه " قرار نمیدهند بلکه احکام آنرا به اجرا در میآورد. معلوم نیست که چه سودی میتوان تصور نمود از انکار این حقیقت که دین اسلام، دینی ست که نه انسان در ان جایی دارد و نه آزادی. بندگی و عبودیت، تسلیم و اطاعت، جهاد و شهادت، خشونت و کین خواهی از متن قرآن استخراج میشوند. آیا زمان آن نرسیده است که دل به دریا بزنیم و حقیقت را بر زبان آوریم که همه سیه روزی ها و تیره بختی هایی که امروز بدان دچار گشته ایم ناشی از باور به دین اسلام است، دینی که مظهر آن ولایت است و فقاهت. آری باید اعتراف نمود که درد ما درد دین است. آیا بهتر نیست در فکر دینی باشیم سازگار با انسان و آزادی؟

 

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف