نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
فیروز نجومی

 

در جامعه اسلامی، در جامعه ای از بیخ و بن اخلاقی، اگر برای هر فرد و هر کسی حساب و کتابی وجود داشته باشد، برای ولی فقیه هیچ حساب و کتابی وجود ندارد. هرچه که دوست دارد که بگوید، میگوید و اجباری هم در پاسخگویی هرگز احساس نمیکند. هیچ چیزی نیست که او را از گفتن باز بدارد و یا او را محدود نماید. مهم نیست که چه میگوید، چون هرچه میگوید، راست است و درست، دورغ و نا روا؟ هرگز، یا تهمت و اتهام و تکرار مکررات؟ هرگز، از سر  فریبکاری چه؟ طرح چنین سوال و یا سوالاتی برابر با "کفر" است و جرمی با مجازاتی بس بسیار سنگین. هر گفتار و کنشی را میتوان بزیر سوال کشید، اما، گفتار و کنش ولی فقیه مصون از این قاعده است بویژه حکم و فتوا و فرمان او. حضرت ولایت همچون خداوند یکتا و یگانه، از پاسخگویی معذور است. همین بس که به خطبه ای که ولی فقیه در نخستین روز سال نو در شبستان رضوی در برابر انبوه بیشماری از اقشار مختلف جامعه، ایراد نمود رجوع نماییم. چه در این خطبه نوروزی، ولی فقیه سخنانی بزبان میراند  که تنها میتواند از اقتداری نا محدود برخیزد، اقتداری در ردیف اقتدار خدایی، چرا که او از «اهداف پنهان و خطرناک تفکر تسلیم طلبانه» امریکا و عده ای در داخل کشور(دست نشاندگان اجنبی)  سخن میگوید، اهدافی که تنها بر او آشکار گشته است، تنها او و نه هیچکس دیگری ست که میتواند در باره آنچه پنهانی رخ میدهد سخن بگوید، همچنانکه ولی فقیه، بسی بسیار پیامبرانه اظهار میدارد که:

 در مقطع کنونی، آمریکاییها به دنبال تزریق تفْکر خاصی در میان نخبگان جامعه و سپس افکار عمومی کشور هستند مبنی بر اینکه ملت ایران بر سر یک «دو راهی» قرار دارد و چاره ای جز انتخاب یکی از این دو راه ندارد...  ملت ایران یا باید با آمریکا کنار بیاید و یا بطور دائم تحت فشارهای آمریکا و مشکلات ناشی از آن باشد.

آیا میتوان به جستجو پرداخت که ولی فقیه چگونه به این راز پنهان پی برده است؟ چه اگر امریکا چنین نقشه ای را در سر میپروراند باید از اسرار طبقه بندی شده، بشمار بیاید. یعنی که "تزریق تفکر خاص" باید یکی از محرمانه ترین اسرار دولت آمریکا بشمار بیآید. دست یابی بچنین اسراری نیازمند یک سازمان پیشرفته جاسوسی ست. آیا نباید تعجب کرد که حضرت ولایت از وجود این نقشه رذیلانه آمریکا مبنی برتزریق تفکر خاصی، و یا به قول خداوندگار خامنه ای "تفکر تسلیم طلبانه" بذهن نخبگان و از طریق آنان به افکار عمومی، چگونه آطلاع یافته است؟ بروید مطبوعات و اینترنت را زیر رو کنید، آیا میتوانید دریابید که امریکا در کجا و چگونه چنین دو راهی را در پیش پای مردم گذاشته است؟

اما، آن دو راهی که امریکا بمردم ایران پیشنهاد میکند اگر چه کمی کودکانه بنظر میرسد، با این وجود، همین پیشنهاد بظاهر سهل و ساده، بسی بسیار مبهم و سوال بر انگیز است. چون بدرستی روشن نیست که منظور از "کنارآمدن" چیست؟ آیا این بدان معناست که ملت ایران دوست امریکا باشد و یا معشوقه اش؟ ویا آنکه چه لزومی دارد که دو کشور باهم دوست باشند، آیا کنار آمدن با آمریکا میتواند بمعنای حل و فصل مناقشات و تصفیه حساب ها و بر قراری روابط بر اساس منافع دوجانبه باشد؟ آیا نخبگان ما آنقدر خام و نادان و کودک اند که تحت مغزشویی آمریکا قرار بگیرند و منافع اجنبی را بر منافع ملت ترجیج بدهند؟ بعید بنظر میرسد. نخبگان بدان دلیل که به منافع ملت بی توجه اند مورد غضب و حمله ولایت قرار نمیگیرند بلکه بدلیل تعهد و التزام نه چندان قوی  به حکومت مطلق ولی فقیه است که خداوندگار خامنه ای را سخت مشوش ساخته است.

البته که حضرت ولایت بارها اعلام داشته است که به امریکا نمیشود "اطمینان " کرد. که آمریکا همیشه بدوستانش از پشت خنجر میزند. برغم این واقعیت، خداوندگار خامنه ای بر آن است که تفکر تسلیم طلبانه برساخته دست امریکا میخواهد که ما در کنار امریکا قرار بگیریم و اگر لازم شد از بعضی خط قرمزهای خود صرفنظر کنیم، واقعیتی که بنا بر تعریف حضرت ولایت در مذاکرات هسته ای نیز رخ داده است. وی از وزیر امور خارجه، محمد جود ظریف نقل میکند که بوی گفته است: «ما نتوانستیم برخی خطوط قرمز را حفظ کنیم.» بگذریم که در خلال این گفتار در می یابیم که ولی فقیه بگونه ای مجهول مذاکره هسته ای و مذاکره کنندگان را مورد تایید قرار داده است. از این موضوع چنان بسرعت عبور میکند گویی که چندان نقش مهمی در مذاکراتی که به برجام انجامید، ایفا نکرده است. چه اگر تاکتیک معروف "نرمش قهرمانانه" را حضرت ولایت وارد میدان نبرد با قدرتهای جهانی نمیکرد، تیم مذاکره کنندگان کشور اسلامی با شکست حتمی روبرو بودند.

 

حال اگر کنجکاوی نمایی که چرا ولی فقیه با عبور وزیر امورخارجه از بعضی خط قرمزها موافقت کرده است، در خواهی یافت که حضرت ولایت راه گریز را از پیش گشوده بوده است. زیرا که آقای وزیر، خداوندگار خامنه ای را در برابر کار انجام شده قرار داده بوده است. آقای وزیر وقتی میگوید "نتوانستیم..." از واقعه ای گزارش میدهد که در گذشته بوقوع پیوسته و تمام شده است. آری، کاری دیگری از حضرت ولایت ساخته نبود. کار از کار گذشته بود. اینجا معلوم است که چه کسانی وا داده اند. همان نخبگانی که آمریکا بآنها «تفکر تسلیم طلبانه» تزریق کرده است. وزیر امورخارجه مثل هر وزیر دیگری اگر خود را ملتزم به ملت میداند و نه ولایت، باید رسما انکار کند که بعبور از بعضی خط قرمزها اعتراف کرده است و اگر کرده است باید شفاف اعلام نماید که از کدامیک از خط قرمزها عبور کرده است و تحت چه نوع قشارهایی از سوی آمریکا بچنین حرکت شنیعی تن داده و حکومت اسلام را تا مرز بی سیرتی به پیش رانده است. درغیر اینصورت، باید داستان ولی مقدس مبنی بر اعتراف ظریف بعبور از بعضی خط قرمزها را دروغی محض تصور نمود. در دروغگویی ولی فقیه از هر قید بند اخلاقی رها است. آیا هست کسی که بتواند بزرگترین دروغ گویان را بدادگاه بکشاند؟

از منظر حضرت ولی فقیه، آنچه مشکل آفرین است آنستکه برخی از افراد در داخل کشور، از جمله رئیس جمهور و شرکا، بدون آنکه نامی از رئیس جمهور و یا کس دیگری برده شود، معتقدند که:

"همانطور که توافق هسته ای، «برجام» نام گرفت، گفتگو با آمریکا در موارد دیگر و حتی موضوع قانون اساسی کشور می تواند «برجام های ۲ و ۳ و ۴» باشند تا با این گفتگوها و توافق ها، مردم راحت زندگی کنند و مشکلات آنان حل شود."

حضرت ولایت سخت اعتقاد دارد که غلبه این تفکر تسلیم طلبانه، کشور اسلام را به یک عروسک بی اختیار تبدیل میکند، به زائده ای از کشور امریکا. که بر اساس خواست امریکا باید این و نبایدآن کند. باید از مواضع اصولی خود، ازجمله  حمایت از فلسطینی ها، از حزب الله در لبنان و حوثی ها در یمن و بشارالاسد در سوریه دست بکشد و پیوسته  پاسخگوی چرا های امریکا باشد. چه خفت بار، بدون تردید حتی وقتی برجامی در خدمت منافع ملت باشد. چرا که برجام نهایتا راهگشای نفوذ و گسترش سلطه آمریکا است، بویژه اگر نیروی عظیم تبلیغاتی و ماشین نظامی و امنیتی آمریکا را در نظر بگیریم. در نتیجه ولی فقیه با تاکید میگوید که:

  اگر در مقابل آمریکا کوتاه بیاییم، دشمن گام به گام جلو می آید و کار به جایی می رسد که جمهوری اسلامی ایران از محتوا تهی می شود و تنها صورت ظاهری آن محفوظ خواهد ماند.

واقعیت آن است که امریکا اصلا مجبور نیست که دست به تهی ساختن حمهوری اسلامی از محتوی بزند، چون آیت الله های مقدس برهبری حضرت ولایت در طول و امتداد 37 سال گذشته این امر را بانجام رسانده اند. کشور بویرانی کشیده شده و بسرعت در حال غرق شدن در منجلاب انحطاط و تباهی مادی و اخلاقی ست. گویی که حکومت اسلامی محتوایی جز خشونت، سرکوب و بیرحمی و انتقام ستانی محتوای دیگری هم داشته است؟ جمهوری اسلامی در کشتار و بدار آویختن شهروندان خود مقام اول را در جهان کسب کرده است. ظهور جنبشهای اسلامی همچون داعشی ها و بوکوحرامها محتوی خشونت بار اسلام را مورد تایید و تصدیق قرار میدهد. ولی فقیه از "کوتاه آمدن در برابر امریکا چنان سخن میراند گویی که نخبگان بکارت کشور خود را بدشمن باخته اند؟ وی در ادامه خاطر نشان میسازد که بنا بر،

 "تحلیل و تفکر دشمن خواسته،" اگر ملت ایران بخواهد از شر آمریکا راحت شود باید از محتوای جمهوری اسلامی، مفاهیم اسلامی و امنیت خود دست بردارد.

آیا میتوان به بیطرفانه بودن این گزاره اعتماد کرد؟ شاید باید چنین خوانده شود که "اگر ملت ایران آزادی و رهایی میخواهد..." آنگاه گزاره حضرت ولایت چیزی نیست مگر حقیقت. بعبارت دیگر، آنچه که مردم میخواهند، ولایت فقیه تبدیل میکند به "خواست امریکا" تا بتواند در سرکوب خواست و اراده مردم مقید به هیچ بندی نباشد. ستیز با آمریکا و سرکوب فریاد آزادی بیش از 37 سال است که قدمت دارد و کشور را بیک زندان بزرگ تبدیل کرده است.

بعضا، بر انند که اینبار رهبر معظم انقلاب، خداوندگار خامنه ای کمی زود هنگام  توسری زدن  رئیس جمهور، حسن روحانی را آغاز کرده است. در حالیکه در دوران حجت الاسلام محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد، رئیس جمهورهای سابق، ولی فقیه، تا دوره دوم دست نگاهداشت، پس از آتش بر سرشان گشود و از زشت سازی آنها از هیچ دریغ نکرد. اما، هم اکنون حضرت ولایت، بقول تحلیلگران، شمشیر را از رو بسته است. بدینترتیب، و بنا بر حملاتی که در خطبه نورزی خود متوجه رئیس جمهور نمود،  سالی پر تلاطم و پر تصادمی را کارشناسان برای دولت و حکومت اسلامی پیش بینی میکنند.

تردیدی نیست که در خطبه نوروزی، نوک تیز حمله خداوندگار خامنه ای متوجه حسن روحانی و نخبگان طرفدار او ست که بی تردید سبب تشدید تنش و تشنج جناحی گردیده که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ممکن است باوج خود برسد و نتایجی ناخواسته ببار آورد. اما، تجربه نشان داده است که تشدید اختلافات جناحی بویژه زمانیکه بشکل خصومت بین ولایت و ریاست بمنصه ظهور میرسد، بجای اینکه به تضعیف پایه های نظام منجر شود به بقا و تحکیم آن امداد رسانده است. چه در صورت نبود یک مخالف بویژه از نوع سامان یافته آن، نظام ولایت را بسی بسیار شکننده تر میکند و شکل گیری مخالفت و مقاومت را از زیر محتمل میسازد. روشن است که مخالفت از درون و از بالا هرچه شدیدتر نیاز به مخالفت و مقاومت از زیر را کاهش داده و غیر ضروری میسازد. شاید از سر واقع بینی ست که ولی فقیه در حالیکه دست به فرا افکنی میزند و اهمیت نقش خود را در برجام ناچیز جلوه داده و در زیر پوشش ان راه را برای رسیدن برجام های جدیدی هموار میکند، برغم شکایتی که علیه امریکا و تعلل در انجام تعهدات قید شده، بزبان میراند. شاید که به این حقیقت پی برده است که تغییر و تحول، اجتناب پذیر است و یک ضرورت تاریخی بویژه آنجا که سرکوب است و خشونت و سختگیری ست، بنابراین، آیا بهتر نیست قبل از آنکه همه چیز پس از او از هم فرو بپاشند، بتدریج قل و زنجیر از دست و پای مردم برگیرد و برغم جنایاتی که مرتکب شده است، نام نیکی از خود بجای بگذارد؟ 12 سال «اقتصاد مقاومتی» زیرسازهای نظام اقتصادی بویرانی کشانده است، ادامه آن اگر زمینه را برای یک انقلاب رهایی بخش، اما خشن و خونین، آماده نسازد به گسترش فقر و فساد و فحشا، و افزایش دزدی و جنایت و زورگیری میانجامد.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف