دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
فیروز نجومی

پس از گذشت نزدیک به سه دهه از جنگ پوچ و خسارت بار ایران و عراق، جنگ هشت ساله، جنگی که بیش از یک میلیون از دو طرف کشته بجا گذارده  و میلیاردها دلار زیان برای طرفین ببار آورده است، سر دمدارن رژیم دین، تصمیم گرفته اند با رعایت احتیاط از ماجرای چگونگی پایان جنگ  در هفته "دفاع مقدس" که در ماه گذشته برگذار گردید، پرده بر گیرند . بدین منظور میزگردی تحت عنوان "سطرهای ناخوانده جنگ " در تلویزیون ترتیب میدهند که در آن چند تن از فرماندهان سپاه پاسداران از جمله سرلشگر محسن رضایی، فرمانده کل سپاه در دوران جنگ، شرکت نموده تا به سوالات کارشناسان نظامی پاسخ بگویند. البته فرمانده کل سابق سپاه در آغاز خاطر نشان کرد که دیر زمانی بوده است که خواسته است، ما وقع پایان جنگ را فاش سازد. چرا که آنچه در واقع جنگ را بپایان میآورد و به پذیرش قطعنامه صلح 598 سازمان بین الملل و نوشیدن "جام زهر " منجر میشود،  نامه ای بوده است که رضایی با همفکری دیگر فرماندهان سپاهی در پاسخ به درخواست اکبر هاشمی، جانیشین وقت فرمانده کل قوا مبنی بر برآوردی از "امکانات مورد نیاز سپاه پاسداران برای خاتمه دادن به جنگ" نگاشته است.

اگرچه بحث تلویزیونی بدرازا کشید و بر فهم نامه ایکه چنین نقش تعین کننده را در سر نوشت جنگ بازی کرده متمرکز گردید، با این وجود  بدرستی روشن نشد که رضایی  قصد جنگیدن داشته است و یا میخواسته است از ناتوانی در ادامه جنگ، خبر دهد، حقیقت تلخی که  در لابلای زبان توکلت علی الله  و بیان نیازهای اغراق آمیز پنهان گردیده است. این است که از بیان ملزومات خاتمه جنگ بطور کلی امتناع میکند و از آنچه برای پیروزی ضروری ست سخن میراند. چه وظیفه ی دشواریست بیان حقیقت، عقب نشینی و پذیرش شکست. چه او صریحا اعلام میکند که تا پنج سال آینده، سپاه پاسداران هیچ پیروزی ای بدست نخواهند آورد. "سطری " که اینجا همچنان ناخوانده میماند این است که اگر جنگ در خدمت پیروزی و غلبه بر دشمن بوده است، چرا آنرا "دفاع مقدس" میخوانند. آیا از سر پنهان نمودن این حقیقت نبوده است که "اسلام ناب محمدی" در آغازین ترین گام های ش در صدورد انقلاب اسلامی ناکام مانده است؟

در این نامه، رضایی از برداشتن سنگی بس بسیار گرانبار سخن رانده است، که امام خمینی بدرستی فهمیده بود که علامت نزدن است. چرا که، محسن رضای در ارزیابی نیازهایی خود  خبر داده بود که اگر لشگر اسلام هفت برابر نشود و 2500 تانک و 3000 توپ و 300 هواپیمای جنگی و 300 هلیکوپتر، فراهم نشود، جنگ را نمیتوان ادامه داد. البته بعدا افزود که وی انتظار نداشته است که این تجهزات را در بازری خریداری نماید که بر روی آنها بسته است بلکه انتظار داشته است که آنرا به علم و صنعت درونی بسازند، همجنانکه آلمانها در جنگ جهانی دوم انجام دادند.  وی حتی از نیاز به اسلحه های لیزری و هسته ای نیز سخن گفته بود. اگرچه از گوشه ی دیگر دهانش میافزاید   که بدون این افزار جنگی هم هنوز میتوان جنگید، که امام بدان اشاره میکند و بدرستی میگوید:" شعاری" بیش نیست. فرمانده سپاه فکر میکرد میتواند امام را بفریبد. چه خیال باطلی.

 فرمانده سپاه در نامه خود از نیاز به لشگری سخن میراند که حتی پیمان اتلانتیک شمالی هم بلحاظ تسلیحات جنگی به پای آن هم نمیرسید. آری، فرمانده کل سپا حق داشت که از الله انتظار امداد داشته باشد، از همان فرشتگان عمامه سفیدی که در جنگ بدر به داد پیامبر اسلام سیدند و او را بر لشگر کافران پیروز کرده بودند، برای امام خمنینی نیز بزمین گسیل بدارد. و ی در بخشی از نامه اش ضمن بیان کوتاهی دولت در بر اوردن تعهدات خود، بر تسلیم به سرنوشتی که برای سپاه رقم خورده است تاکید میکند، چرا که خداوندی که "صاحب انقلاب " است برای پیروزی به جنگ خود گشایشی می آفریند. خمینی بدرستی فحوای کلام رشایی را فهمیده بود. با این وجود رضایی خاطر نشان میکند که:

 ما هیچ راه برگشتی را نه قبول داریم و نه اساسا به وجود آن مطمئن هستیم و به اجرای تعهدات دولت و مسئولین هم امیدوارم نیستم، ولی تکلیف خودمان می دانیم که بجنگیم و از آنجا که خداوند متعال صاحب انقلاب است به هر حال راهی باز خواهد شد.

آری، فرمانده کل قوا به امداد الهی چشم بسته بود، همان امدادی که پیامبر اسلام بدان دلبسته بود.

 برنامه ای که برای"سطرهای ناخوانده " جنگ ایران و عراق ترتیب داده شده بود، دروغ هایی که به حقیقت چون چرا ناپذیر تبدیل شده اند مثل " دفاع مقدس" بخشا ناخواسته فاش گردید.  چرا که سپاه پاسداران در خاک دشمن شکست خورده بودند. در فتح قدس از راه کربلا شکست خورده بودند. یعنی که سپاه پاسداران در حمله و هجوم به سرزمین دشمن، در صدور انقلاب و براندختن حکومت بعث در عراق، شکست خورده بوده است نه در دفاع از وطن. چرا که دوران دفاع با بیرون راندن دشمن از خرمشهر در دو سال اول جنگ به پایان رسیده بود. فرمانده کل سپاه پاسداران تجهزات نظامی را برای نابودی صدام و بیرون راندن آمریکا در خلیج فارس، میخواست نه برای دفاع از سر زمین مادری. شاید وقتی دفاع "تقدس " می یابد، میشود پیروزی حق بر کفر و باطل، پیروزی  اسلام بر کفار. 

یکی از مهمترین سطر های ناخوانده جنگ این است که ادامه جنگ برای هشت سال، جنگ تهاجمی بود نه جنگ دفاعی. که جنگ برای حفظ مرز و بوم کشور پس از بیرون راندن دشمن، جنگ حق علیه کفرو باطل اغاز گردید، جنگ در راه "اسلام عزیز" و خشنود سازی الله، دوران جهاد وشهادت و فتح قدس از راه کربلا، آغاز گردیده بود، جنگی که حکومت آیت الله ها برهبری امام خمینی، فکر میکرد که مردم ساده دل ایران برای اسلام جانفشانی و تا آخرین لحظه نظام ولایت را حمایت میکنند. و چنین نیز کردند، بگردن چه جوانانی کلید طلایی بهشت را نیاویختند و آنها را روانه میدانهای مین گذاری شده  نکردند.

مضاف بر این دفاع مقدس، به معنای ریاکارنه پیشروی در خاک دشمن و ادامه جنگ برای هشت سال، بیش از 500000 کشته و صدها مجروحان روحی و جسمی بجا گذاردو میلیاد ها میلیارد تومن خسارت های جبران ناپذیر بر جامعه وارد نمود. چه کسی را میتوان مسئول چنین جنایتی خواند، هزینه آن بر پشت چه کسی سنگینی میکند؟ آیا عقل اجتهاد، چنین جنگ  پوچ و بیهوده ای را تایید میکند؟

 شاید که ادامه جنگ تا فتح قدس، تنها یک هدف ظاهری بوده است، حال آنکه هدف اصلی جنگ نهادین ساختن ارزشهای اسلامی، بویژه بنای یک جامعه جهادگر و شهید پرور بوده است. هدف بیگانه ستیزی و بر اندختن بنیان ارزشهای غربی، مصرف و تجمل و حرص و ولع و افزون خواهی، بی بند و باری و هنجار شکنی و سرکوب آنجه آنها "آزادی " مینامند، بود. جنگ در واقع ابزار پاک سازی و تارو مار ساختن مخالفین و دگراندیشان در داخل بود و بنای جامعه ای بر اساس تسلیم و اطاعت و فرمانروایی و فرمانبری. در دوران جنگ، دورانی که از سر ریاکاری "دفاع مقدس" خوانده شده بود. همه چیز در خدمت جنگ برای "اسلام عزیز" بود. در شهرهای بزرگ بر سر چهار راه های پر جمعیت حجله های مجلل برای شهیدان ناکام جنگ بر پا شده بودند. یعنی که ضرورتا غم را در زمان جنگ بر سر خیبانها ملاقات میکردی. تصاویر شهیدان و جان بازان بر در و دیوار خیبانها و بر فراز ساختمانی های بلند نقش بسته بود. نام خیابانها بنام شهیدان شد. اخیرا خاک سپاری باقیمانده شهیدان جنگ در دانشگاه ها، با اعتراض دانشجویان رو برو گردید.

در همان دوران بود که جنگ را همچون یک "برکت الهی " بر فراز منبرهای جماعت جمعه می ستودند. جنگ، جهاد و شهادت در راه الله بود. اجرای یک وظیفه الهی بود. چرا که جنگی بود برساخته دست ولی فقیه و همقطاران حوزه ایش، که بعنوان دفاع مقدس بر جامعه تحمیل ساختند. این اسلامیست های ولایتمدار بودند که در آتش صدور انقلاب میسوختند. ولی فقیه در پذیرفتن قطعنامه صلح یکسال تمام استخاراه میکند، در یکسالی که سپاه پاسداران بطور پی در پی شکست میخورد نه تنها در حمله به بصره نا کام میماند بلکه در جزیره فاو سپاه پاسداران، تار و مار میگردد. شکست های متوالی چنان مفتصحانه بوده است که خمینی در خواست اعدام فرماندهان سپاه را میکند که با میانجی گری رئیس روبه هان، هاشمی رفسنجانی، بنفع یارگیری سیاسی در آینده، معوق میماند.

اما، زمان آن رسیده است که از چهره ریاکارانه  دفاع مقدس، پرده برگرفته و آنرا همان بنامیم که در اصل بوده است: "شکست مفتصحانه،" شکستی که چندان ساده هم بوقوع نپییوست. چرا که تاوان آنرا باید یکی پرداخت میکرد، گروهی، سازمانی و یانهادی، تنهایی و یا همه باهم. در این میان قرعه بنام زندانیان سیاسی افتاد، بهترین فرزندانی که تا کنون این آب و خاک در خود پرورش داده است، شجاع و بی باک، نماد اعتراض و مقاومت، از سر دانایی، از سر باور به ارزش و اخلاق، نه آنچه نیست و موهوم است، نه خالق دهر که بزبان عربی سخن میگوید و فرشتگانی را بر زمین گسیل میدارد که رسول خود را از میان بشر برگزیند. در اینجا، امام خمینی با دشمنی مثل صدام روبرو نبود، با دشمنی روی در رو بود که اگرچه بی دفاع، دست بسته، چشم بسته، گوش و دهان بسته، در زندانها اسیر بودند، اما خطری بس بزرگ برای نظام بشمار میرفتند، چنان بزرگ که باید آنرا ریشه کن می ساختند بگونه ای که هرگز دیگر جوانه ای نزند. چرا که آنها بودند که از تسلیم و اطاعت سر باز زده بودند و در برابر سلطه نظام به مقاومت بر خاسته بودند. خون اکثر آنها حلال بود. چه در دامن خانواده ای مسلمان پرورش یافته اما به راه خداناشناسی روی کرده و راه  "ارتداد " را پیموده بودند، بویژه  آنانیکه در حمله مجاهدین از طرف غرب ایران به پایکوبی پرداخته بودند باید بدار مجازات آویخته میشدند. چنین بنظر میرسد که پس از شکست در جنگ علیه کافران، آتش خشونت و انتقام را در درون امام خمینی و حلقه نزدیک باو، شعله ور میسازد.  حکومت اسلامی برهبری امام مقدس، بگونه ای نظام مند در کمتر از سه ماه در سال 1367، همان زمانی که قطعنامه صلح پذیرفته میشود، بنا بر روایات بسیاری، از جمله یروان ابراهمیان، تاریخ نگار تا 4700 زندانی سیاسی در دسته های مختلف بقتل میرسند و در گورهای دسته جمعی بخاک سپرده میشوند، که معروفترین آنها خاوران است. در برگزاری هفته "دفاع مقدس" در ماه گذشته، همواره این حقیقت را نا دیده گرفته شد که شکست مفتضحانه در جنگ کفر علیه باطل با قتل عام زندانیان سیاسی گره خورده است. تا کی میتوان حقیقت جنگ را تحریف نمود و قتل عام زندان سیاسی را بعنوان یک کنش شرعی، انکار نمود؟

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* مناظره روبهان
* رئیس جمهور چکاره ست؟
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم!
*انتخابات خوب است!‏
*حقیقت را باید گفت!‏
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی
*ندای وجدان
*ویرانی بزرگ!‏
*از دین گریزی تا دین ستیزی
*سالروز نکبت و مصیبت ‏
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری
*حقیقت نهائی!‏
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏
*براندازی متولیان دین
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان
* آزادی و گریز از مسئولیت
* سرگذشت غم انگیز آزادی
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت
*بوی گند تقدس
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*عاشورا و قتل عام در زندانها
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی!
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد»
*تدبیرچیست؟
*بنام انسان و آزادی
*خشونت و گفتمان توحیدی
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت!
*امنیت و آزادی
*فقط آزادی
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!
*اسلام در پیشگاه تاریخ
*بیگانگی ما از خود
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی
* تا کی؟
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری
*خائن کیست؟
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان»
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان
* تن بخفت نباید داد
*انتخابات: طبل تو خالی
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟»
*انتخابات یعنی چه؟
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟
*رهایی و ترک کیش اهریمنی
*بخندیم یا گریه کنیم؟
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست
*جور دیگری زندگی باید کرد
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟
*اندر شکست دین جهاد و شهادت
*عاشورای پاریس
*آزادی را باید پرستید
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است
*جامعه تک کتابی!
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی
*تقدس از جهل بر میخیزد
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت
*اینهم شد خدا؟
*امنیت در سایه ولایت
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم
*فریبکاری مضاعف
*استبداد و آگاهی طبقاتی
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم!
*رهایی، آیا یک توهم است؟
*وای اگر دین نبود!
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی!
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت!
*روحانیت: از حوزه تا حکومت
*کیست گورکن دین؟
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟
*شمشیر در نهان دین
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت
*توفان دیگری در راه است!
*ولایت دشمن اصلی ملت
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟
*عدالت اسلامی!
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟
*همزادی علم الله با قدرت
*«نه» بر تسلیم و اطاعت
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی!
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟
*فرد و حکومت خدا
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران»
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر!
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟
*جنایتکار کیست؟
*«امر به معروف با اسید نمیشه»
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت
*حقیقت نه بمب
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی
*بازگشت اسلام به اصل خود
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین !
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن!
*نه حماس، نه اسرائیل
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟
*اعتدال، خدعه ای اسلامی
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران»
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم!
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد
*بهشت با شلاق ؟
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی
*زوگیری در فضای مجازی
*بازی دین و قدرت
*چهره کریه حکومت دین را بنگر
*زورگیری در اسارتگاه اوین
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست!
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی
*دیو دو شاخ
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟
*حال باید پرسید...
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟
*مماشات با دین بس!
*اسلام دین بیگانه با انسان
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟
*مرگ بر غنی سازی هسته ای
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی
*بنگر، خداوند غرقه در خون است!
*باید رستم را فرا خواند
*خلع دین از حکومت
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی
*الله اکبر: دین یا سیاست؟
*طبل توخالی
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟
*حرمت شکنی روحانیت
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار!
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟
*بوی فریبکاری به مشام میرسد
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت
*گفتمان انتخابات
*دلشوره انتخابات
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟
*رمز رهایی از دیکتاتوری
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید
*دعوت به امام عج و ظهور دجال
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت
*جنگ عدالت با آزادی
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو
*ظهور امام چهاردهم
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت
*اسلام دین بیگانه با انسان
*آقای رئیس جمهور
*دین را باید بدادگاه بکشانیم
*حکومت راهزنان و غارتگران
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت
*حرف قرآن، حرف قدرت است
*پیش بسوی انسان و آزادی
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت
* ما عاشق امامان خود هستیم!
*از دینداری تا غیرتمداری
*کدام بحران؟
*بازگشت دوران تازیان مهاجم
* بحساب دین یا بحساب ملت
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.
*ولایت جلوه ی الله
*الله، بازیگر اصلی
*بوی گند ارشاد
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی
*از کدام دین است که سخن میرانید؟
*حکومت ولایت، حکومت الله ست
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟
*روحانیت دشمن ملت
*الله و جدایی جنسیت ها
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری
*خمینی الله را کشته است
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف