«امر به معروف با اسید نمیشه»
فیروز نجومی

 

رژیم آیت الله ها بخوبی آگاه ست که نمیتواند دستهای خود را که آلوده به جنایت "اسید پاشی"است، بسادگی بشوید. چه انکار را سودی نیست: اسید پاشی  در ارتباط با "بد حجابی" و عملی ساختن یک وظیفه الهی "امر به معروف و نهی از منکر،" بوقوع پیوسته است. که یک کنش دینی – سیاسی ست، یعنی یک کنشر اسلامی ست. زیرا که در 35 سال گذشته حکومت اسلامی توانسته است مخالفین و دگر اندیشان را به سکوت و خاموشی بکشاند، رام و مطیع سازد و همچون چوپانی به گله چرانی بپردازد. اما، نظام ولایت با تمام اقتدار بیکرانی که در نتیجه خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی بدست آورده است، در مهار ساختن زنان، بویژه "زن امروز،" دانا و توانا، مستقل و خود گردان، شکست خورده است. 35 بگیر و ببند، تنبیه و مجازات، توهین و خوار سازی، گشت های ارشادی، بکارگیری نیروهای انتظامی و بسیجی، نتوانسته است حجابی که مطابق معیارهای "اسلام ناب محمدی " باشد، بر زنان امروز، تحمیل کنند. یعنی حجابی که بتواند اندام زن را از سر تا پا بپوشاند، همچون آنچه خود "حجاب برتر " میدانند، چادری سیاه و گسترده. البته که نمونه هایی از این زنان، زنانی که چادر سیاه را سفت و سخت روی سر خود نگه میدارند به مراتب فوقانی قدرت هم رسیده اند. مثل خانم افخمی، سخنگوی دولت، سراسر غرور و تبختر، در حالیکه پیچه را محکم چسبیده به سوالات خبرنگاران پاسخ میدهد. و نمونه بارز خانمی که بطور کامل خود را تسلیم قواعد و قوانین شریعت نموده و بواسطه اطاعت و فرمانبری به مراتب فوقانی قدرت هم رسیده است. صلاحیت شغلی در اینجا اصلا مطرح نیست. چرا که ظهور خانم افخمی در مرتبه ای بلند، خود نشانی ست بر بر نرمخویی حکومت اسلامی و احترام و شان شامخی که اسلام فقاهتی برای زن قائل است.

این بدان معناست، که حکومت اسلامی به هر ترفندی دست زده است که از زنان ایران، زنانی بسازد در الگوی خانم افخمی و دیگر خانم هایی در همین ردیف که حتی به وزارت هم رسیده اند، سخت شکست خورده است. از آغازین ترین لحظات صعود به مسند قدرت، نظام ولایت با زن امروز دشمنی ورزیده است. ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی، حق گزینش پوشش را از آنان صلب کرده است. پیوسته زنانی که نتوانسته اند و یا نخواسته اند حجاب شان را در تطابق با حجابی که فقها و علما می پسندند، در آور ند بر آنها برچسب زنان "بد حجاب " زده اند.

در نتیجه، 35 سال است که نظام ولایت زنان بد حجاب را مانع بزرگی در اسلامیزه کرده جامعه دیده اند. زنان بدحجاب، عامل رواج فرهنگ غربی نیز شمرده میشوند. الگوی آنها نه خانم افخمی بلکه زنان غربی، البته نه زنانی مثل مارگرت تاچر، یا هلیری کلینتون و یا پاور، نماینده آمریکا در سازمان بین المل، که نه چهره میپوشانند و نه از آرایش و پالایش اجتناب میورزند و نه برآمدگیها و برجستگی تن خود را پوشانده اند، بلکه تمام زنهای دیگر غربی که خود تنها مسئول  برگزیدن پوشش خود هستند. حال بعضا خود را زیبا می بینند و لزومی در پنهان ساختن آن نمیبیند. اما، بی حجابی زنان نه تنها نظم جامعه غربی و یا شرقی، اروپایی و یا آسیایی و آفریقایی را  را بهم نریخته است و مردان را بعصیان و هرج و مرج نکشانده است، بلکه بسلامت و همبستگی جامعه پیوسته خدمت کرده است. یکی از دلایل مهم پیشرفت تمدن غربی شرکت روز افزون زنان در جامعه و مبارزه ی طولانی و ادامه داری است که زنان بدان دست زده اند. آری غربیها زیبایی ها را پنهان نمیکنند بلکه همواره در پی کشف زیبایی آنند، پدیده ای که در منظر فقها به کفر و گناه منجر میشود. حضرت ولایت فقیه و بعدا تمامی آیت الله ها و فقهای، چه عمامه ای چه کلاهی، پیوسته خواسته اند که زنان ایرانی به زنان غربی نگاه نکنند. در آن دیار، در نظرآنان، از زنان برای فرو نشاندن شهوت جنسی و بهره وری استفاده میشود. چنانکه گویی پیامبر اسلام زن را برای چیز دیگری جز اطفای آتش شهوت جنسی خود خواسته است. حکومت اسلامی میخواهد که زنان ایرانی از فاطمه زهرا، همسر امام علی و فرزند پیامبر الگو بگیرند. یعنی توی خانه بنشینند و فرزندانی همچون حسن و حسین در دامان خود پرورش دهند. البته که هنوز وظیفه اطفای شهوت همسرانشان، حتی در کنار همسران دیگر مرد، از وظایف اصلی زنان بشمار میرود. هیچ زن امروزی به چنین اسارتی تن نمیدهند.

نه اینکه زنان زیر بار حجاب نرفته اند،. مقاومت جمعی آنان در برابر حجاب اجباری در آغاز آنقلاب خیلی سریع در هم شکسته شد. حجاب اجباری شد و چون و چرا ناپذیر و زیربنای نظم و انضباط شریعت اسلام در جامعه گردید. اما زنان حجاب  را به میل خود تعریف و تعین کردند. در ساخت و ساز آن بیشتر دست بردند و آنرا بطور روز افزونی دین زدایی نموده و بوسیله ای تبدیل نمودند در خدمت زیبا سازی. تصاویری که از ندا آقا سلطان، که بجرم زیبایی از پا درآمد، بجا مانده  با حجاب اسلامی که حاکی از استفاده حجاب بنفع برجسته ساختن اجزای زیبای چهره است، بی جهت نیست که او در خون خود غلتید.  چون جمهوری اسلامی نه تنها دشمن آشتی ناپذیر آزادی ست بلکه با زیبایی نیز به هیچوجه سر آشتی ندارد. زیبایی در اسلام یعنی سیاهی، تاریکی، تیرگی، ترک دنیای مادی و گریز از زیبایی زمینی. تمام آنچه مادی  ست باید تخریب و به ویرانی کشید، بویژه "زیبایی" که میدرخشد و چشم پاک مقدسین را آلوده میکند. اسید پاشی را باید کوششی دانست در پاک نگاهداشت چشم مومنین، در خفته نگاهداشتن غرایز انسانی که چشم دیدن زیبایی را ندارد. از آن می هراسد و میگریزد. لذا دست به تخریب آن میزند. اسید پاشی فراخوان زنان است به تسلیم و اطاعت به دست بردشتن از بدحجابی و هنجار شکنی از جمله رانندگی.

ترس و وحشت از زیبایی بیش از هر کس دیگری در فرد مقدس و مومن ظاهر میشود. چون زیبایی احساس لذت را در انسان بر میانگیزد، وسوسه ای که باید از آن پرهیز کرد و در خود خاموش ساخت. البته پیامبر اسلام را باید از این امر مستثنی ساخت. او رسول الله بود و همه ی پدیده های زیبا و شیرین بر او حلال شده بود و او نیز خود را از این نعمت سیراب مینمود. با این وجود علما و فقهای بزرگ بعید به نظر میرسد که به چهره همسرشان نگاه کرده باشند هنگام عقد و نکاح. آنها با همسرانشان همآغوش نمیشوند که تن را از رنج نجات دهند و با لذت بخشیدن بدان روح و روان را به آرامش بنشانند. مجتهد برای رضای و خشنودی و بنا بر اراده الله با زن خود همآغوش میشود. زن را برای خاموش نگاهداستن غریزه لذت جویی، نه برای لذت، میخواهد. همآغوشی با همسر  البته یک وظیفه شرعی ست. در حالیکه در مسیحت کاتولیکی خدمت به خدا لازمه اش چشم بستن بر روی لذت جنسی است حتی از طریق مشروع و ازدواج.

 زنان، اما، حجاب اسلامی را بنا بر نیازی های زیبایی تغییر داند، مانتوها پیوسته تنگ و کوتاه تر و روسری ها قیطانی تر گردید. یعنی رخ ها با آلایش و پالایش بیشر از زیر حجاب همچون ماه از زیر ابر های تیره درخشیدن گرفت. قوزک پا و برآمدیگیها و برجستگی های بدنها، بیشتر آشکار شئ، تا آنجا که کار به "ساپورت پوشی " کشید، کنشی که تمام مرزهای حجاب وعفاف و هنجارهای اخلاقی را در منظر دشمنان زیبایی، جامعه مجتهدین و روحانیون، متلاشی میساخت. چرا که عنوان میکردند که ساپورت پوشی حتی تحریک آمیز تر است از بدن عریان زن.  نمایندگان مجلس از جمله، علی مطهری، فرزند طراح اصلی حکومت اسلامی، مرتضی مطهری، در مجلس شورای اسلامی فریاد بر آورد که بنگرید به این ویدیو(ویدیویی که از زنان ساپورت پوش تهیه شده بود) و با چشمان خود نظاره کنید که چگونه "ساپورت پوشان " فضای جامعه را آلوده و تحریک کننده ساخته اند. حرف فرزند معمار انقلاب، نماینده مجلس شورای ولایت، آن است که چرا دولت دست به تدبیر شدیدتری نمیزند. مثلا ساپورت پوشان را جلب و تنبیه و مجازات نمیکند. چرا که چشمان علی مطهری ناتوان است از دیدن زیبایی ها و خمیدگی ها و برآمدگی های طبیعی تبلور یافته در تن و جسم انسان بویژه زنان. احتمالا او ترجیح میدهد که بدن ساپورت پوش زیر شلاق  سیاه و کبود و زخمین گردد تا هرگز چشمانش به ساق پای زن ساپورت پوشی نیفتد. آیا بهش از این میتوان به قهقرا غلتید؟ ترس از زیبایی در نتیجه چشمها را نا بینا نموده و در را بروی جنایت میگشاید.

اما دشمنی نظام ولایت با زیبایی و مظهر آن زن، همیشه با تغییر آب و هوای جوی، سیاسی و دیپلماسی در حال نوسان بوده است. در ماه های اخیر، حمله به بد حجابی بیش از همیشه شدت یافته است هر چه بیشتر تشدید یافت. چرا که بدرستی دریافتند که زنان عملا حجاب را اسلام زدایی نموده و آنرا در خدمت برجسته سازی زیبایی های خود گرفته اند. حجاب دارند اما اسلامی نیست، برغم سخت گیریها و بگیر و ببند ها.. راهکار بر اندختن بدحجابی را در حکم قرآنی "امر به معروف و نهی از منکر " یافتند. بی درنگ انصار حزب الله اعلام نمود که 4000 موتور سوار آماده برای ماموریت در اختیار دارد که بزودی به خیابان ها گسیل داده میشوند.

 لازم به یاد آوری ست شکل کفایی و یا عینی امر به معروف و نهی از منکر هنوز موضوعی است مورد بحث و گفتگوی علما و فقها و نطری قاطع در باره آن صادر نشده است، اما، خداوند خامنه ای به بحث حوزه ای در باره شرایط آمر معروف و ناهی منکر، خاتمه داد و آنرا در سخنرانی اخیرش وطیفه همه مسلمانان (امت) دانست. یعنی هرکسی میتواند به بد حجاب نزدیک بشود و او را به صراط مستقیم هدایت کند. معلوم نیست که در صورت امتناع و مقاومت در برابر پذیرفتن معروف چه خواهد شد. در این زمان برای اینکه بتوان بدحجابی را بطور کلی ریشه کن ساخت مجلس شورای ولایت نیز در ناپدید ساختن زیبایی در جامعه وارد عمل گردید و درحمایت از "آمران به معروف و ناهیان از منکر،" لایحه ای به تصویب مجلس رساند، لایحه ای که اساسا زیبایی ستیز و زن ستیزمیباشد.  اگرچه بعدا بدان بک اصلاحیه اضافه گردید که عواقب ناگوار آنرا کمی کاهش دهد با این وجود، حکم خدا را بر جامعه ای جاری ساخت که ضرورتا به زیبایی ارزش مینهد.

 اگر انسان نتواند زیباییهای وجود خود را شناسایی و ستایش کند، چگونه میتواند از زیباییهای دیگر لذت برد. در قاموس اسلام البته زیبا و ستودنی آن است که بتوانی گردن کافر را با یک ضربه از تن جداسازی. جهاد وظیفه است و "شهادت" پر از زیبایی. هرچه که آغشته بخون است زیبایی است. داعشی ها وقتی سر یک انسان را از تن مثل یک گوسفند جدا میسازدند، آنرا زیبا می پندارند. زیبا آنچیزی ست که مورد تایید و تصدیق الله است. بهمین دلیل، جنایت خود را در سانه های اینترنتی منتشر میسازند، تا جهان بداند که کشتار در راه الله زیباترین است.

این بدان معناست که زمینه های اسید پاشی، نه بعنوان تهی ساختن سر خوردگی های شخص، نا کامی در نرد عشق، همچنانکه در زمانها ی مختلف و جوامع دیگر بوقوع پیوسته است، بلکه اسید پاشی بعنوان یک وطیفه دینی، یعنی امر به معروف و نهی از منکر، دیر زمانی ست که در حال ساختن بوده است.  یعنی هم چنانکه یک داعشی برای رضای شخصی گردن کسی را نمیزند، اسید پاش هم بوظیفه الهی خود عمل میکند. اسید پاش خود فاقد بینایی ست تعصب چشمان او را نابینا ساخته است، او را ناتوان از دیدن زیبایی ها کرده است. ترس و هراس از زیبایی، از وسوسه لذت، دست به تخریب آن میزند. او عمل خود را ضروری برای یک جامعه شریعت محور، جامعه ایکه زیبایی ها بزیر زمین فرو روند. بنابراین، اسید پاش به فراخوانی پاسخ میدهد که از منبر مقدس خطبه خوانی امام جمعه اصفهان، یوسف طباطبایی به گوشش رسیده است. وی وضع حجاب را آنقدر ناگوار و خطرناک میبیند که میگوید:

مسئله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است و برای مقابله با بد حجابی باید چوب تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.

با وجود چنین فتوای روشن و صریحی، بدرستی روشن نیست که چرا نیروهای انتظامی، پس از سه هفته بی اعتنایی به جنایت "اسید پاشی " که در کنار گوش شان اتفاق میافتاد، پیوسته اصرار داشته و دارند که اسید پاشی در ارتباط با بدحجابی صورت نگرفته است، برغم شهادت قربانیان این جنایت که شنیده اند جنایتکاران اعتراف کرده اند که هدف شان "مقابله با بد حجابی " بوده است. چنانکه نادرند کسانی که تعصب و تصلب نا بینایشان ساخته است. بگونه ای فرماندهان در باره جنایت اسید پاشی سخن میگفتند، بخوبی روشن بود که آنها خود از نابینایان و تف لیس نظام ولایت اند.  آیا اگر فرمان "بالا بردن چوب تر" و استفاده از "نیروی قهریه" فراخوانی بسوی خشونت، بیرحمی و انتقام ستانی نیست، فرا خوانی ست بسوی رحمت و عطوفت اسلامی؟ چه میشد اگر چنین فراخوانی از بی بی سی و یا صدای آمریکا و یا اسرائیل پخش میشد؟  

 حتی رئیس پلیس کشور، اسماعیل احمدی مقدم، مجتهدی که لباس پلیس بر تن کرده است با خونسردی تاکید میکند که  اسید پاشی های اخیر در رابطه با مبارزه با بد حجابی نبوده، است، این روایات کذب و مغرضانه بر ساخته رسانه های دشمن است. بیچاره مردم کشور ما که باید به این حافظان جان شهروندان اعتماد کنند. امامان جمعه و دیگر تف لیسان ولایت بریاست حسین شریعتمداری، بازجوی سعیدی سیرجانی، مدیر ارگان بیت رهبری،روزنامه کیهان، اسید پاشی را کنشی ضد انقلاب، پرورده دست امریکا و اسرائیل میخوانند که قصد مخدوش کردن انقلاب اسلامی و آلوده ساختن چهره رئوف حکومت اسلامی به خشونت و بیرحمی و انتقام سانی را دارند ، چنانکه گویی حکومت اسلامی  در این 35 سال گذشته نماد رحمت و رحمان بوده است، نه مخالفین را به خاک و خون کشیده و قتل عام نموده است و نه در معابر عمومی انسانی را روزانه به دار مجازات آویخته است. بلحاظ خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی، حکومت ولایت را در واقع باید پدر مشروع دولت اسلامی عراق و شام دانست. هم اکنون نیز بلحاظ اجرای احکام شریعت، بویژه حکم قرآنی "امر به معروف و نهی از منکر" قصد سبقت از آنان را دارد. تفاوتی که میتوان بین داعشی های بومی و داعشی های تازی گذارد، این است که آنها قساوت خود را پنهان نمیکنند. چرا باید از کشتار کفار شرمگین بود. آنها نه تنها از تایید الله در خشونت نسبت به کفار مطمئن اند بلکه یقین دارد که وظیفه ای را بانجام رسانده است که الله بر دوش او گذارده است..

 در حالیکه ولایتمدارن تا آنجایی که بتوانند پنهان کاری میکنند و از روی زبونی و حفظ قدرت و ثروت، بیت رهبری و تمام فرمانده هان و سربازان سواره  و پیاده از جمله امامان جمعه همه دست بدست هم داده اند که بر ماهیت زن ستیز حکومت اسلامی و جنایت هول انگیز تخریب زیبایی، بر جنایت شنیع اسید پاشی بصورت زیبا رویان، پرده استتار بکشند، چنانکه گویی قابل باور است وقتی رسانه ها و پلیس  ولایت گزارش بدهند  که خانم های محجب هم قربانی اسید پاشی بوده اند. چه سند محکمی که قانونی ساختن امر به معروف و نهی از منکر میتواند  چیزی دیگری باشد جز فراخوانی بسوی تخریب زیبایی، زیبایی که مظهر آن زن است. آری، تنها زمان است که بما میگوید که "امر به معروف با اسید نمیشه.»

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]