آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی
فیروز نجومی

بعضا هنوز در این اندیشه ی خام بسر میبرند که میتوان بنایی را ساخت بدون آنکه چیزی را ویران نمود. بدون آنکه زمینی را کند، خاک و خاشاک،  سنگ و کلوخی را استخراج نمود و هرچه عمیقتر فرو رفت تا بتوان پی و بن ساختار نوینی را بنیاد نهاد. هم چنانکه، بیش از 1400 سال پیش از این، تازیان بر ویرانه های امپراطوری ایران، خلافت دین اسلام را بنیان گذاردند و در دورانی نه چندان دور(1357) بار دیگر، اینبار ، اما،  تازیان بومی، مظهر دین بیگانه، کیش اهریمنی، همچون جانوران موذی سر از لانه های خود بیرون کشیدند و آنچه را که از شاهنشاهی باقی مانده بود به نابودی کشاندند و بر خرابه های آن حکومت شریعت اسلامی را بر قرار ساختند.

 

این یک واقعیت تاریخی ست. بدون ویرانی، آبادانی میسر نیست. حکومت اسلامی هرگز نمیتوانست به نظام بندگی و عبودیت و یا تسلیم و اطاعت، نظم و انضباط شریعت، تحقق ببخشد اگر همه مظاهر حقیقت و آزادی را به شر و زشت و گناه و جرم و در نتیجه سزاوار تنبیه و مجازات، مبدل نمی ساخت. اگر آنچه انسانی بود انکار و سر کوب نمیکرد. آیا میتوان به میل و اراده خود برگزید که چه چیزی را پرستید، گاو، گوسفند و یا محمد و الله را؟ و یا برگزینم که چگونه خود را آلایش و پالایش دهیم؟ چه گناهی از زنی سر زده است اگر موهای افشان و رخ زیبا و برجستگی های اندامش، لرزه بر سست عنصر ان و مردان هرزه، اندازد؟ چه کسی را باید تنبیه کرد، مرد را و یا زن را؟ با ابزار حجاب و احکام حلال و حرام ست که نظام ولایت حقیقت و آزادی را با شمشیر شریعت توامان مورد تنبیه و مجازات قرار میدهد تا همیشه در محاق بمانند. مبادا که آشکار گردند و شگفتی ببار آورند. بی حجابی، بیان خلقت است و زیبایی و پنهان ساختن زیبایی ها، از سر کوری است و تعصب. آیا حجاب است نماد حقیقت و آزادی؟ البته که حقیقت است چون از زبان دین و قدرت خارج میشود.

 

حال آیا میتوان امید به یک تازی بومی دیگری بست، که حقیقت و آزادی را از اسارت نجات بخشد؟ هرچند نرم و دور اندیش، هرچند خرد ورز و عاقل و انعطاف پذیر؟ به فرض که حجت الاسلام روحانی که لقب حقوق دان را بیشتر ترجیح میدهد، بتواند مستقل از اراده ولایت عمل نماید، کشور ما را به کدام سو میتواند سوق دهد، به سوی حقیقت و آزادی و یا بسوی عبودیت و بندگی، همانگونه که الله اراده نموده است و قرنها فقاهت موفق به نهادینه ساختن آن شده است؟

 

حسن روحانی، پرورش یافته در دامن حوزه های علمیه، نه اصلاح طلب است و نه اصول گرا. اما در ولایتمداری او نباید کوچک ترین شک و تردیدی را بخود راه داد. در چنین صورتی در بهترین وجه اش اگر به پس نرویم باید بمانیم هر جا که هستیم و همچنان در جا بزنیم. چرا که تا اعتراف نکند که ویرانه ای بیش تحویل نگرفته است از رئیس جمهور پیشین، مکر میتوان ساختاری نو بنا نهاد، ویرانی ای که ناشی از اراده حضرت ولایت است، نه هیچکس دیگری. مگر نه اینکه حرف آخر را او میزند چه در سیاست ها و برنامه های کلان داخلی و چه در سیاست خارجی. مگر نه اینکه او و تف لیسان ولایت اند که تحریم اقتصادی را همچون ابزاری می بینند برای بنای یک اقتصاد مقاومتی و خودکفا، نه به نفع ملت بلکه به نفع بقای استبداد مضاعف دین و قدرت.

 

ما نمیتوانیم همچنان هر چهار سال یکبار نظاره گر منفعل مراسمی باشیم که یک جوجه تازی بومی، برخاسته از حوزه های علمیه و یا دانشگاه ها در میدان قدرت ظاهر شده در تسلیم و اطاعت، در کمال خضوع و خشوع، اراده و امیال ولایت فقیه را پیاده سازی نماید. به فرض که آقای روحانی با قدرتهای جهانی از سر صلح و سازش درآید  و تورم و گرانی را بهبود و جان تازه ای در اقتصاد بی جان کشور بدمد راه را برای  سرمایه گذاری ها و اشتغال زایی هموار نماید، آیا میتواند از حقیقت سخن براند به آزادی؟ وقتی او نتواند، چه کسی میتواند؟ آیا میتواند این واقعیت تلخ را تغییر دهد. گویی راهی نیست مگر در خدمت ولایت درآید.

 

جامعه ما 34 سال است که در دست فقاهت به پس رانده شده است. کافی ست به کشورهایی همچون چین و کره جنوبی بنگریم، کشورهایی که در آن زمان، به لحاظ شاخص های اقتصادی، در پشت سر ایران قرار گرفته بودند. حال در شمار قدرت های بزرگ اقتصادی جهان قرار گرفته اند. این در حالی ست که ایران از ثروت و سرمایه ای برخودار بوده است که آن کشورها از یک چنین نعمت طبیعی محروم بوده اند، سرمایه ای که باید در غنا بخشیدن به زندگی مادی بکار گرفته میشد. چه انحرافی از اصل بریدن و بی اعتنایی به زندگی مادی بر اساس آئین فقاهتی.

 

حال آیا باید به پایکوبی برخیزیم چون بنا بر قول احمدی نژاد که وا پسین لحظات شیرین ریاست را میگذراند، قله های بلند علم و تکنولوژی را تحت مدیریت امام زمانی او زیر پا گذارده ایم؟ و بخود نیز  ببالیم که "هسته ای " شده ایم . که "فضایی " شده ایم. که "نانو تکنولوژی " را صاحب شده ایم؟ آری باید بپا خیزیم و 8 سال پیشرفت بدون وقفه و باغ و بوستانی که احمدی نژاد به ارمغان برای ملت آورده است، جشن بگیریم. سربلندی و سر فرازی ما ایرانیان در 8 سال گذشته سر به آسمان کشیده است. برای تحریمات و قطعنامه های سازمان بین الملل شیشکی کشیدیم و اسطوره هالوکاست را تقدس زدایی نمودیم و عظمت و هیبت غرب را درهم کوبیدیم. آیا این شگفتی آور نیست؟

 

حقیقت چیست؟ آیا داستان شگفت آوری ست از فتوحات خود که رئیس جمهور در تلویزیون سراسری به ملت گزارش میدهد و یا زندگی در محنت و تنگدستی، در پس روی و عقب ماندگی، در فقر روز افزون و حقارت و خواری. و البته نه در گرانی افسار گسیخته و بیکاری و بی خانمانی،  نه در گسترش فساد و فحشا، جنایات و زور گیر یها. و نه در غارت ها و چپاولگری های بزرگ و در تخریب زیربنای ساختار تولیدی و وابسته ساختن کشور به چین و شوری، دو رقیب شیطان بزرگ، دشمن قسم خورده نظام ولایت. روشن است که پاسخ منفی ست و انکار حقیقت ناشی از عدم آزادی. بزبان ولایت و رئیس کارگزارانش، آنچه حقیقت نامیده میشود حوادثی  اند مصنوعی، بر ساخته دست "فتنه " که مردم را علیه حکومت ولایت، جلوه اقتدار الله، بشورانند و بر دامن مقدس ولایت لکه ای ننگین بنشاند، زدوده نشدنی.

 

مسلم است که اعدام های روزانه و برپا کردن تخت شلاق در ملا عام ،در پیش چشم پیر و جوان، مرد و زن؛ و یا سنگسار و قصاص و قطع اعضای مجرم؛ و یا سرکوب و سانسور در مطبوعات، زندان و شکنجه زندانیان سیاسی و مدافعان حقوق بشر، همه ساخته و پرداخته دست قدرتهای استعماری است، از توطئه و فتنه آنها ست که بر میخیزد. عوامل فتنه هستند که در حصر و در زندانهای کشور بسر میبرند؟ مضاف بر این، نابودی امنیت برای زنان و جوانان، جدایی اجباری جنسیت ها و حجاب اجباری و در نتیجه عادی ساختن حقارت و خواری، همه در جهت خنثی سازی توطئه های شیطانی ست.

 

 آیا این فلاکت و این نکبتی که گریبان ملت را گرفته است، حقیقت است، بدون تردید، اما وارونه از دهان  دین و قدرت بیان میگردد. فقر و نکبت؟ در جامعه اسلامی، هرگز. انکار این واقیت، همچون ابزاری بکار گرفته میشود که ستیز و خصومت حکومت دین را با زمان، بپوشاند. بینشی که از حوزه های علمیه بر میخیزد، نهادی که بیش از 300 سال است که در برابر دگرگونی ها مقاومت کرده و حافظ بازدارنده ترین ارزش ها برای رشد و تکامل جامعه بوده اند.

 

آیت الله احمدی خاتمی، امام جمعه موقت تهران، یکی از روسای تف لیس ولایت که در هفته گذشته بر فراز منبر دین از زبان قدرت خطبه های سیاسی و عبادی میخواند، زبان (نقل به مضمون) به گله و شکایت از کاندید های ریاست جمهوری گشود و آنها را به ناسپاسی متهم ساخت به آن دلیل که دچار کذب گویی در باره اقتصاد و شرایط سیاسی و دیپلماسی کشور شده بوده اند. اقتصاد کشور را ورشکسته و جامعه را خفقان بار و امنیتی خوانده اند و در دیپلماسی جهانی، بازنده. تف لیس ولایت، خطاب به شنوندگان ش میپرسد که آیا اقتصاد کشور ما ورشکسته است؟ درست است مسئله داریم ولی ورشکسته نیستیم. چنانکه گویی میداند که کاهش ارزش 70 درصدی پول ملی در طی مدت کوتاهی، رشد زیر صفر اقتصاد کشور، بیش از 20 درصد بیکاری و تورم مهار گسیخته و تخریب نیروهای تولیدی همه از خصائص برجسته ی یک اقتصاد ورشکسته است.

 

بعبارت دیگر، امام جمعه تف لیس ولایت، احمد خاتمی، از آن جهت بر انگیخته است که نامزدهای ریاست جمهوری، اشاراتی به بعضی از حقایقی داشته اند که گویا از اسرار نظام بوده است. اما، او دامنه گله و شکایت را گسترده تر کرد و گفت حتی بعضی از کاندید ها، سخن از "عقلانیت " و "اعتدال " میرانند، چنانکه گویی این ها پدیده ای هستند تازه در نظام مقدس اسلامی. حضرت ولایت تبلور عقلانیت و اعتدال است، آیا در چنین صورتی درست است که از اعتدال چنان سخن گفت گویی که واژه و معنایی ست بیگانه در قاموس ولایت؟ حال آنکه قران مقدس اعتدال را ستوده و بکارگیری آنرا در همه موارد زندگی توصیه کرده است. وی قرائت آیه هایی از قرآن هم ضمیمه کرد که گویا الله ناس را به اعتدال فرا خوانده بوده است. مگر ممکن است که اعتدال در مدیریت جامعه مفید باشد و الله از آن غفلت کند؟ آنچه مضحک است آن است که حضرت امام جمعه فراموش کرده بودند که تنها چند لحظه پیش  به ادامه ادای "مرگ بر آمریکا " افتخار کرده بود. چه سند معتبری بر اعتدال بعنوان یک خصیصه ذاتی ولایت؟ بیگانه ستیزی و خشم و خشونت، بیرحمی، کین خواهی و انتقامجویی البته که از اعتدال اسلامی بر میخیزد. آیا این حقیقت نیست؟

 

در چنین شرایطی، آیا رئیس جمهور منتخب، میتواند حقیقت را از  زیر ابرهای تاریک، خارج سازد؟ آیا میتواند حقیقت ارمغانی که تازیان بومی برهبری ولایت، مظهر اسلام فقاهتی به مردم ایران ارزانی داشته اند، نمایان سازد؟ یعنی که آیا میتوان انتظار داشت که حقیقت از دهان دین و قدرت بیان گردد؟

 

طبیعی ست که جایی برای خوشبینی نیست. حقیقت و آزادی را نمیتوان در دامن دین و قدرت جستجو نمود. دین و قدرت هر دو از دشمنان آشتی ناپذیر حقیقت اند و آزادی. حال سوال این است که آیا میتوان حقیقت و آزادی را از چنگال دین و قدرت رها ساخت؟ ما هم اکنون شاهدیم که مردم مصر با جوش و خروش خود نشان دادند که میتوانند مانع ازدواج شریعت با قدرت بشوند و مورسی، رئیس جمهوری اسلام گرا، در بند قواعد و مقررات شریعت را از تخت ریاست بزیر فرو کشند.

 

 تردید نباید داشت که مردم مصر درس خود را از تاریخ ایران آموخته بودند، بهمین دلیل هنرمندان و روشنفکران و همچنین اقشار مختلف و رنگ وا رنگ بیدار بودند و در برابر تحکیم هژمونی دین بدست قدرت به "تمرد " بر خاستند، کنشی که به یک جنبش فرا گیر تبدیل شد، جنبشی که با جمع آوری 24 میلیون رای، ارتش را به حمایت خود جلب نمود و سرانجام از شکل گرفتن حکومت شریعت جلوگیری کردند

 

بگذریم که عصر دیجیتالی را نمیتوان با عصر نوارهای کاست در 1375 مقایسه نمود. اما پاسخ این سوال را که چرا ما ایرانیان به سلطه مضاعف دین و قدرت تن داده و میدهیم و مصری ها به تمرد برخاسته اند، باید در دستگاه عریض و طویل ی جستجو نمود کهن سال، حاکم بر فرهنگ و راه و روش زندگی بنام "فقاهت. " مصریان در حوزه های علمیه آموزش اجتهاد نمیبینند، آنها زیر و بم دین را در دانشگاه ها می آموزند،بویژه دانشگاه الا زهر. آنها عالم و نخبه دینی میشوند، نه مرجع تقلید و آیت الله و حجت لالسلام. نهاد ففاهت اگرچه از زمان امامان آغاز به شکل گرفتن نمود اما رسما 300 سال است که خود را تولید و باز تولید کرده است بدون آنکه تغییری مهمی در ساختار ش صورت بگیرد ، پس از دستگاه شاهی، یکی از سازمان یافته ترین نهاد های جامعه ایران بوده  و همچون دولتی سایه هم مالیات مذهبی در یافت میکرد و هم  بر آداب و رسم و رسوم و راه و روش زندگی نظارت داشت و هژمونی خود را با سلطه بر فرهنگ و خلق و خوی ما تداوم بخشیده است.

 

در واقع نهاد فقاهت را نمیتوان با اخوان المسلمین مقایسه نمود، نه اینکه لزوما بر عکس اخوان، جایی در دل مردم دارند. چرا که در شرایط موجود، تحت شریعت اسلام، نظام اجتماعی ای بر قرار گردیده است بر اساس تسلیم و اطاعت. یعنی که جامعه زندان بزرگی ست که گریزی از آن نیست. مسلم است که پاشیدن دانه های حقیقت و آزادی در زمینی خشک و بایر، بیش از هر چیز نیازمند دور نگری ست. رهایی، یک رخداد نیست که در زمانی نه چندان دور بوقوع خواهد پیوست، بلکه روندی ست که آغاز میگردد با حفر جویبار ی بسیار تنگ و باریک، جویبار ی که در آن آب شفاف و  شیشه ای به جریان افتد تا انتظار داشت زمانی به رودخانه ای عظیم تبدیل گردد و آن سر زمین خشک و بایر را بارور سازد. آجرهای حوزه های علمیه را باید یک به یک از روی هم بر داشت، بگونه ای که نتواند هرگز ویرانی خود را احساس کندد. تنها از این طریق است که حقیقت را می توانیم در یابیم و عروس آزادی را در آغوش کشیم. یعنی  زمانیکه حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ سپرده  و عبا و عمامه و نیز کتب اسمانی و معجزه آسا را در آن محل نگاهداری کنیم. تنها بر ویرانه حوزه های علمیه است، موزه فقاهت را بنا نهاد.؟

 

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.bolgpost.com

rowshanai.org

 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]