فقط آزادی
فیروز نجومی

 

ما در یک جامعه فرا طبقاتی زندگی میکنیم، نه تنها بواسطه نظام استبدادی بلکه بواسطه سلطه دین که مظهر آن فقاهت است. ظهور فقاهت و یا آنچه قشر "روحانیت" نامیده میشود، بر مسند قدرت در 1357 خود سندی ست معتبر بر ریشه های تاریخی استبداد و جامعه ای فرا طبقاتی. مبارزاتی که در پی آن بوقوع پیوست مبارازاتی نبود که بازتابنده منافع طبقاتی باشند. احزاب و یا سازمانها و گروهای سیاسی اگر چه خود را مدافع منافع طبقه کارگر میدانستند اما به نمایندگی از "خلق " که همچون "امت " یک مفهوم فراطبقاتی ست با ارتجاعی ترین قشر جامعه، روحانیت عهد مودت بستند و به مبارزه با "امپریالیسم " و یا "سرمایه داری جهانی" برخاستند، نه بر علیه طبقه خاص در سرزمین بومی. رهبران و اعضای احزاب و سازمانهای سیاسی، از سازمانهای چپ، از چریکهای فدایی خلق تا حزب توده  غالبا نه از درون کارگران بلکه از بیرون و درون طبقات متوسط شهری، تحصیل کرده و روشنفکر برخاسته و فاقد نفوذ و اعتباری در میان طبقه کارگران بودند. آیا میتوان با خاطر جمعی گفت مجاهدین خلق در خدمت به و در دفاع از منافع کدام طبقه اجتماعی وارد میدان مبارزه شده بودند؟ اگر بگوییم ترکیب طبقاتی نیروهای مخالف حکومت آیت الله ها خود بازتابی از ماهیت فراطبقاتی جامعه بوده است، سخنی ست نه چندان دور از حقیقت.

 

 در مقابل منافع طبقه سرمایه دار، چه بورژوازی سنتی، تاجر و بازاری چه سرمایه داران کلان صنعتی، بجز امداد رسانی به بازیگران اصلی در میدان مبارزات سیاسی هرگز نقش مهمی ایفا نکرده اند. چرا که بورژوازی در یک کشور استبداد زده در فرآیند یک مبارزه طبقاتی همچنانکه در غرب بوقع پیوسته و مارکس و آنگلس در بیانیه کمونیسم به توصیف آن پرداخته اند، بوجود نیامده اند. چه نظام استبدادی طبقات مالک بر ابزار تولید را وابسته به ساختار سیاسی مینماید. ثروتمند و غنی برغم امتیازات و توانمندیهایی که آنها را مورد رشک و حسد طبقات فرودست جامعه قرار میداد، با این وجود در برابر ساختار قدرت، نهایتا تسلیم  بود و اطاعت بجا میآورد، نه نافرمانی و نه مقاومتی. چه بسا بعضا ثروت و مکنت خود را به ساختار قذرت مدیون بودند. ترس از جان و مال را نیز باید عامل بازدارنده دفاع فعال ار منافع اطبقاتی و جهانبینی متصل بآن دانست.

 

شاهان پهلوی، پهلوی اول و دوم، هر دو به تضعیف فئودالها و سرمایه داری سنتی و تقویت طبقه سرمایه داران کلان، تمایل داشتند و بر دوش آنها بود که میخواستند جامعه را به لحاظ  زیربنایی مدرنیزه نمایند. اگرچه پهلوی اول در نوسازی  جامعه نه تنها به لحاظ رشد و توسعه بنیان تولیدی جامعه بلکه در شکستن هنجارهای اسارتبار و بازدارنده دینی، از جمله براندازی حجاب، جسورانه قدمهای اساسی برداشت- در همین راستا بود که پایان بخشیدن به نظام فرمانروایی و فرمانبری و یا نظام شاهنشاهی را در سر میپروراند. اما، نهایتا او پند و اندرز روحانیت را بگوش گرفت و خود را وارث شاهان اعلام نمود.

 

پهلوی دوم، نیز، پس از کودتای 28 مرداد 32، برغم میل و اراده روحانیت دست باصلاحاتی زد که میتوانست راه را برای ورود کشور به جهان مدرن هموار نماید. اما، آنچه او را ناکام نمود،  این تصور بود که با بکارگیری ابزار سرکوب و خشونت، خشکاندن رشد و نمو جامعه مدنی و تداوم نظام فرمانروایی و فرمانبری، میتواند ملت را به دروازه های "تمدن بزرگ رهنمون سازد. در نتیجه به مماشات با دین و متولیان آن، روحانیت برغم انزجارشان از حرکت بسوی جهان مدرن، پرداخت و سرکوب نیروهای مخالف، از چپهای انقلابی گرفته تا ملی گرایان و دمکراسی خواهان، را ادامه داد.

 

پهلوی دوم، باشتباه خود پی برد  و بدان  نیز اعتراف نمود، با این وجود، تا اخرین لحظات، قبل از آنکه مجبور به ترک کشور شود بر تحمیل اراده خود بر جامعه اصرار نمود. اگرچه تبار خود را به شاهان دوران باستان، بویژه کورش بزرگ، نسبت میداد اما در شرایط بحرانی شاهانه عمل نکرد، بجای آنکه به آینده کشور و ملت بیاندیشد و تاج و تخت را بفرزند وا گذارد، دست به فرا افکنی زد و با توسل به نیروهای نظامی، آخرین تیری که در کمان داشت شلیک کرد و خود زوال یافت و کشور را بجای آنکه به دروزاه های "تمدن بزرگ " برساند بسوی تاریکی رها و به دروازه های دوزخ نزدیک ساخت.

 

این بدان معنا نیست که طبقات اجتماعی با منافع و خواست خود در تضاد و اختلاف با طبقات دیگر وجود ندارند. حرف این است که این طبقات تحت نظام استبدادی مجال آنرا نمی یابند که هویت و جهانبینی و منافع خاص طبقاتی  خود را در میدان مبارزه بمنصه ظهور برسانند. چه نظام استبدادی بروز کثرت و تفاوت ها و اختلافات اجتماعی را برنمیتابد و معمولا خود را حامی همه طبقات جامعه و مستقل از آنان می پندارند. این نوع طبقات اجتماعی را، طبقاتی که به وضع موجود تن داده و از ابراز وجود خود در میدان مبارزه طبقاتی ناتوانند، مارکس «طبقه- در- خود» میخواند و آنرا از «طبقه - برای - خود» طبقه ای که به آگاهی رسیده و در مبارزات سیاسی نقش تاریخی خود را ایفا میکند، متمایز میسازد. تنها قشر روحانیت بوده است که همچون یک «طبقه- برای- خود» عمل نموده و هژمونی خود را بر جامعه تحمیل نخوده است.

 

شعار اصلی انقلاب 1357، « استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» خود نیز ماهیت فرا طبقاتی جامعه را قبل از آنکه دین بر منبر قدرت ظاهر شود و لوله تفنگ را هنگام خطبه خوانی در مشت خود بفشارد، آشکار میسازد. چرا که همه طبقات دارای رویکردی یکسان بدین نداشتند و ندارند. ولی این اختلاف نظر ها در مورد دین برخاسته از دیدگاه طبقاتی، هرگز به منطه ظهور نمیرسید. وقتی یک انقلابی چپ مارکسیست خداناشناس در آخرین لحظات زندگی خود بدفاع از دین اسلام و اسطوره های آن برمیخیزد، حکایت از فرا طبقاتی بودن ماهیت دین اسلام میکند. که دین مرزهای طبقاتی را میشکند، همچنانکه ساختار قدرت مرزهای طبقاتی را مخدوش نگاه میدارد.  بسی بسیار داشوار خواهد بود که ماهیت طبقاتی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» را مستند ساخت. چرا که اجزای این شعار، هریک به تنهایی مفاهیمی هستند فرا طبقاتی، نه بیانگر آرمانهای طبقاتی. تقریبا تمامی شعارهای انقلابی همه دارای ماهیتی فرا طبقاتی بوده و هستند.

 

.در تاریخ مبارزات سیاسی کشور نیز منافع مادی و طبقاتی و یا قشری و گروهی، بندرت توانسته است، مردم را بیکدیگر پیوند داده کنار هم نگاه بدارد. چرا که جامعه ما، مثل جوامع عقب مانده در امتداد تاریخ دچار آفت استبداد بوده وهست. هرگاه که نظام استبدادی فرو ریخته و از هم پاشیده است بعلت منافعی بوده است فرا طبقاتی، منافعی که همچون نخی که دانه های تسبیح را بهم وصل مینماید بهم پیوند میزند. این بدان معناست که بمنظور گذر از شرایط موجود باید آن نخی را بجوییم که تمامی دانه های ریز و درشت تسبیح را در کنار هم قرار دهد. یعنی  شعاری را باید به جامعه عرضه کرد در خور یک جامعه فرا طبقاتی.

 

البته که شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» را میتوان همان نخ تسبیحی دانست که تمامی بخشهای مختلف جامعه را بهم متصل ساخت. اما، این شعار بازتابنده فریبی ست که در پس ظاهرش پنهان گردیده است. شاید پس از نزدیک به 4 دهه حکومت آیت الله ها باین حقیقت آگاه شده باشیم که استقلال و آزادی، بخش اول و دوم شعار در ستیز و خصومت آشتی ناپذیرند در بخش سوم شعار، "جمهوری اسلامی." همچنانکه روحانیت بر مسند قدرت قرار گرفت معلوم گردید که روحانیت بر آن است که استقلا و آزادی حقیقی را تنها میتوان در اسلام یافت، چون الله بانسان عقل و خرد بخشیده است که مستقلا در یابد که الله بشر را آزاد آفریده  است در تسلیم و اطاعت. الله اگر انسان را بواسطه عقل و خرد، مستقل و ازاد آفریده بود که بر گزیند آنچه را که از غرایز و امیال نفسانی برخیزد، آدم و حوا را از بارگاه الهی بیرون  نمی راند.

 

امروز نیز گذار از وضع موجود را امکان پذیر نمیکند،مگر "آزادی،" "فقط  آزادی." در حالیکه، فقط آزادی در ذاتش استقلال نهفته است، در عین حال نفی و انکار جمهوری اسلامی و یا جمهوری تسلیم و اطاعت است. مطالبه ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی بینان هر نظام استبدادی را بلرزه در میآورد ازجمله بنیان نظام ولایت فقیه. در واقع این اراده معطوف بآزادی بود که نظام شاهنشاهی را واژگون ساخت. اگرچه این اراده مصادره گردید و تحت نظام سرکوب خفقان به اراده معطوف به تسلیم و اطاعت تبدیل گردید، اما، شاهد بودیم که چگونه وقتی منفذی برای برآوردن نفس یافت در انتخابت دوره دهم ریاست جمهوری در 88  سر از زیر خاکستر بیرون کشید و همچون اقیانوسی خروشان بنیان حکومت اسلامی را بلرزه انداخت.

 

فقط آزادی، هنوز میتواند آن نخ تسبیح باشد که احاد ملت را بهم پیوند دهد. چرا که آزادی بدون هیچ پسوند و پیشوندی، تنها راه نجات از منجلاب انحطاط و تباهی اخلاقی، نجات از منجلاب تسلیم و اطاعت و فرمانبری ست،. چرا که حکومت دین است منشا تمامی تیره بختی ها و سیه روزیها و حقارت و خواری ملی ست. چرا که اراده معطوف به آزادی، اراده ای ست فرا طبقاتی.  هیچ فرد و طبقه و گروهی نیست که از نبود آزادی رنج نبرده و زیان ندیده باشد. در نظام استبدادی تنها مزدور ان و کارگزاران هستند که سود میبرند. این است که حکومت دین از جامعه جدا و با آن بیگانه گردیده است.

 

فقط آزادی هوایی است که همگان برای زندگی و زنده بودن، برای تحرک و پویا بودن، برای رشد و نمو و روئیدن، برای ترقی و تعالی بدان نیازمندند. تمامی بلاهایی که ملت با آن دست بگریبان است از ورشکستکی اقتصادی گرفته تا غارت وچپاول ثروت ملی، گسترش فقر و عقب ماندگی، اعتیاد و فحشا،  ویرانی محیط زیست و آفت های بسیار دیگر که اینجا مجال ذکر همه آنان نیست، همه از نظام تسلیم و اطاعت و نبود آزادی بر میخیزد. تجربه نیز نشان میدهد که حکومت دین تنها یک چیز است که  تاب و توان برتابیدن آن را دارا نیست و آن نیز آزادی است. ستیز و خصومت حکومت دین با آزادی سبب شده است، که اراده معطوف به آزادی به محاق فرو رود تا بار دیگر سر بر کشد نظام فرمانروایی و فرمانبری اسلامی را از بیخ و بن برکند. این یک قانون دیالکتیکی ست که اگر اسارت و بندگی نبود، آزادی تهی از معنا و مفهوم می بود.

 

اما حکومت دین بر آن تصور است که شریعت و سنت با سرشت و آداب و عادات و رسم و رسوم مسلمان ایرانی آغشته گردیده است. مردم به سادگی نمیتواند خود را از یوغ آن رها سازند. مردم به نمادها و مقدسات دینی باور دارند و احترام میگذارند. به حلال و حرام های دین، به نماز و روزه اعتقاد دارند. فرهنگ و هویت مردم با وجود الله و باور به آموزش های او آمیخته است. بعبارت دیگر، رژیم دین هنوز بر آن تصور است که دین مردم را به حکومت پیوند زده است. مردم هرگز نمیتوانند خود را از بند و زنجیری که دین بر عقل و خرد شان بسته است، رها سازند و اراده معطوف بآزادی، چیزی نیست مگر یک افسانه.

 

اما بیایید کمی با خود بیاندیشیم که آن کدام زندانی ست که آرزوی آزادی را در سر نپروراند و بامید وصلت با آن سر بر بالش بخواب شیرین فرو نرود؟ مردم ایران، نزدیک به 4 دهه است که در زندان حکومت دین بسر میبرند، فقط آزادی ست که زمینه را برای ظهور اراده معطوف به آزادی، هموار میسازد، اراده ای فرا طبقاتی.  رژیم دین امیدوار است که بار دیگر مردم، همچون جنبش 57 از آزادی گریخته خود را همچنان به شریعت و آئین اسارتبار آن تسلیم کنند. اما اشتباه رژیم در آن است که هر روزی که بر طول عمرش افزوده میشود، شکاف و بیگانگی مردم با نظام فرمانروایی و فرمانبری، نظام سرکوب و خفقان، نظام تبعیض و نفرت ، نظام خشونت و انتقام ستانی، هرچه بیشتر عمیقتر میگردد و شواهد بسیاری در دست است که این باور در حال ریشه دواندن و گشترش است که رهایی ملت را فقط آزادی ست که امکان پذیر میکند. فقط آزادی ست که انتی تز جامعه فرا طبقاتی است. در پناه فقط آزادی ست که کثرت شکوفا گردد و زمینه را برای ظهور انسان و آنچه انسانی ست بوجود میآورد. زنده باد فقط آزادی. 

 

فیروز نجومی

 

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

 

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]